فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و نهم روز جمعه سلخ جمادی الآخر 368

1- ریان بن صلت گوید:
امام رضا در مرو حاضر مجلس مامون شد، در مجلس او جمعی از دانشمندان عراق و خراسان انجمن بودند مامون رو ب آنها گفت مرا از تفسیر این آیه خبر دهید (فاطر 32) سپس کتاب را ارث دادیم ب آنها که برگزیدیم از بندگان خود، علمای حاضر گفتند مقصود از آنان همه امت اسلامی است مأمون گفت ای أبو الحسن تو چه گوئی؟ امام رضا (ع) فرمود من همعقیده آنها نیستم بلکه می گویم مقصود خدا همان عترت طاهره است مامون گفت چگونه عترت مقصود است و امت
مقصود نیست؟ امام رضا (ع) فرمود اگر همه امت مقصود باشد باید همه اهل بهشت باشند چون خدا دنبالش فرماید برخی ظالم بنفس باشند و برخی میانه رو و بعضی سابق بالخیرات باذن خدا و این همان فضل بزرگ است و سپس همه را در بهشت جمع کرده و فرمود ببهشت عدنی که در آن در آیند و دست بندهای طلا پوشند، بنا بر این وراثت مخصوص عترت طاهره است نه دیگران، مامون گفت عترت طاهره کیانند؟ حضرت رضا فرمود هم آنها که خدا در قرآن وصفشان کرده و فرموده (احزاب 23) همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی پاکتان کند.
و هم آنانند که رسول خدا (ص) در باره شان فرمود من در میان شما دو ثقل را بر جا میگذارم کتاب خدا و خاندانم که اهل بیت منند و این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند شما بنگرید چگونه با آنها هستید بعد از من، ای مردم ب آنها نیاموزید زیرا آنها از شما داناترند، علماء گفتند ای أبو الحسن بما بگو که عترت طاهره همان آل باشند یا غیر آل؟ فرمود همان آل رسولند. علماء گفتند از رسول خدا (ص) بما رسیده که امت من آل منند و اینان صحابه اویند که بخبر محققی که انکارش نتوان کرد گفته اند آل محمد امت اویند. أبو الحسن (ع) فرمود بگوئید بدانم صدقه بر آل حرامست یا نه؟ گفتند آری، فرمود بر امت حرامست؟ گفتند نه، فرمود اینست فرق میان آل و امت، وای بر شما کجا میبرند شما را از قرآن رو گردانید یا اسراف کارید، آیا نمیدانید که وراثت و طهارت مخصوص برگزیدگان رهیابست نه دیگران، گفتند از کجا ای
أبو الحسن؟ فرمود از گفته خدای عز و جل (سوره حدید- 26) فرستادیم نوح و ابراهیم را و در ذریه آنها نبوت و کتاب نهادیم برخی بر هدایت و بیشتر فاسقانند- پس وراثت و نبوت و کتاب مخصوص اهل هدایت است نه فاسقان، نمیدانید که چون نوح از پروردگار خود پرسید که براستی پسرم از اهل من بود و وعده تو حقست و تو أحک م الحاکمینی، و این از آن جهت بود که خدا باو وعده داده بود او را و اهلش را نجات دهد خدا در جواب نوح فرمود ای نوح او از اهل تو نبود او یک عمل ناشایسته بود مپرس از من آنچه ندانی من تو را پند دهم که از نادانان نباشی، مأمون عرضکرد عترت را بر دیگران فضلی است؟ أبو الحسن فرمود: خدا فضل عترت را بر دیگران آشکار ساخته در کتاب محکمش، مأمون گفت در کجای قرآنست؟ امام رضا (ع) فرمود در قول خدا (آل عمران- 34) براستی خدا برگزید آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان ذریه ای که برخی از برخیند و خدا در جای دیگر فرمود (نساء- 54) بلکه حسد بر مردم بردند نسبت بدان چه از فضل خود ب آنها داد بتحقیق دادیم ب آل ابراهیم کتاب و حکمت و دادیم ب آنها ملکی بزرگ، سپس در دنبال آن خطاب بسایر مؤمنان کرده و فرمود: ایا کسانی که گرویدید فرمانبرید از خدا و رسولش و از اولو الامر بر شما، مقصود همانها است که آنها را قرین کتاب و حکمت ساخت و بر آنها حسد برند و منظور از گفته او بلکه حسد بردند مردم را بر آنچه خدا ب آنها داده از فضل خود، و ب آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و ملک عظیم، مقصود طاعت برای مصطفین طاهرین است و مقصود از ملک حق طاعت است برای آنها علماء گفتند بفرمائید بدانیم که خدا اصطفاء را در خود قرآن تفسیر کرده است؟
فرمود: اصطفاء را در ظاهر قابل فهم نه، در باطن و حقیقت دور از فهم در دوازده جای قرآن بیان کرده:
1- (شعراء- 214) انذار کن ای محمد خویشان نزدیکت را و تبار اخلاصمندت را- چنین است در قرائت ابی بن کعب و ثبت است در مصحف عبد اللَّه بن مسعود، و این منزله بلند و فضل بزرگ و شرفی والا است چون که خدای عز و جل بدان قصد آل کرده است و بیاد رسول خدا (ص) آورده این یکی است.
2- گفته خدای عز و جل (احزاب- 23) همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی شما را پاکیزه کند- و این فضلی است که هیچ معاندی منکر آن نتواند شد زیرا فضل بعد از پاکی است که توقع میرود.
3- آنجا که خدا خلق پاک خود را امتیاز داد و بپیغمبرش دستور مباهله داد در آیه مباهله و فرمود (مائده- 67) بگو ای محمد بیائید دعوت کنیم پسران خود را و پسران خودتان و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را و مباهله کنیم و لعنت خدا را از آن دروغگو سازیم، پیغمبر علی و حسن و حسین و فاطمه (ص) را بیرون برد و خود را با آنها قرین نمود، میدانید معنی گفته خدا (أنفسنا و أنفسکم) چیست؟ علمای حاضر گفتند مقصود خود او است، أبو الحسن (ع) فرمود خطا رفتید مقصودش علی بن ابی طالب است و دلیلش آنست که پیغمبر فرمود بنو ولیعه دست بردارند و گر نه بر سر آنها فرستم شخصی را که چون خود من است، مقصودش علی بن ابی طالب بود این خصوصیتی است که احدی
از آن پیش نیفتد و فضلی است که بشری بدان نرسد و شرافتی است که فوق آن برای آفریده ای نباشد که علی را چون خود نموده.
4- همه مردم را از مسجد بیرون کرد جز عترت را تا مردم بسخن آمدند و عباس بپیغمبر عرض کرد:
یا رسول اللَّه علی را گذاشتی و ما را بیرون کردی؟ فرمود من او را نگذاشتم و من شما را بیرون نکردم خدا او را گذاشت و شما را بیرون کرد، و در اینجا است شرح گفتار او که ای علی تو نسبت بمن چون هارونی نسبت بموسی. علماء گفتند این تناسب در کجای قرآنست؟ فرمود از قرآن برای شما آیه آن را میخوانم، گفتند: بفرما، فرمود: قول خدای عز و جل (یونس- 87) بموسی و برادرش وحی کردیم که در مصر خانه ها برای قوم خود بسازید و خانه های خود را قبله آنها کنید در این آیه مقام هرون نسبت بموسی مندرج است و در آن مقام علی نسبت برسول خدا است و با این دلیل روشنی است که گفتار رسول خدا است که فرمود: این مسجد برای جنب حلال نیست جز محمد و آلش.
علماء گفتند: یا ابا الحسن این شرح و بیان جز نزد شما خاندان بدست نیاید که اهل بیت و رسول خدائید، فرمود: کی تواند آن را انکار کند؟ با اینکه رسول خدا میفرماید: من شهر حکمتم و علی در آنست هر که شهر را خواهد باید از در آن آید، در آنچه از فضل و شرف و تقدم و اصطفاء و طهارت گفتیم بس است و معاندی نتواند آن را انکار کند و للَّه الحمد علی ذلک.
5- گفتار خدای عز و جل (الروم- 28) بده بذی القربی حقش را- خصوصیتی است که خدا مخصوص آنها کرده است و آنها را از میان امت برگزیده چون این آیه بر رسول خدا (ص) نازل شد فرمود فاطمه را نزد من بخوانید، فاطمه را دعوت کردند، فرمود ای فاطمه، عرضکرد لبیک یا رسول اللَّه، فرمود: این فدک است که با قوه قشون اسب سوار و شتر سوار فتح نشده و مخصوص من است و بمسلمانان ربطی ندارد بدستور خدا من آن را بتو دادم آن را برای خود و فرزندانت بگیر.
6- قول خدا (شوری 23):
بگو از شما مزدی نخواهم جز دوستی با خویشان، این خصوصیت تا قیامت از پیغمبر است و خصوصیت آل است نه دیگران برای آنکه خدا در داستان نوح فرمود بقومت بگو من از شما مالی نخواهم همانا مزد من با خدا است و من مؤمنان را از خود نرانم آنان که ایمان آوردند زیرا آنها با پروردگار خود برخورند ولی من شما را مردم نادانی میدانم و خدا از هود (ع) هم نقل کرده که فرمود من از شما مزدی نخواهم همانا مزد من با کسی است مرا آفریده آیا اندیشه ندارید؟ و خدا به پیغمبر خود هم فرمود بگو ای محمد من از شما مزدی نخواهم جز مودت ذوی القربی و خدا مودت آنها را واجب نکرده تا دانسته که آنها هرگز از این برنگردند و بگمراهی باز نشوند و مطلب دیگر اینست که اگر مردی را دوست دارد و دشمن یکی از خاندانش باشد دل آن مرد درست نیست خدا خواست که در دل رسول خدا (ص) نسبت بمؤمنان هیچ نگرانی نباشد و مودة ذوی القرباء را بر آنها فرض کرد و هر که بدان عمل کند رسول خدا و خاندانش را دوست داشته باشد و رسول خدا نمیتواند او را دشمن دارد و هر که بر خلاف آن باشد بر رسول خدا (ص) است که او را دشمن دارد زیرا فریضه الهیه را ترک کرده، کدام فضل و شرف با این برابر است؟ که خدا این آیه را به پیغمبرش فرستاد قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی و رسول خدا در میان اصحابش بپا ایستاد و حمد و ثنای خدا نمود و فرمود آیا مردم خدا برای من بر شما چیزی فرض کرده است آیا آن را ادا کنید کسی جوابش را نداد، فرمود ای مردم بدانید که آن طلا و نقره و خوردنی و نوشیدنی نیست؟
گفتند بفرمائید چیست؟ و این آیه را بر آنها خواند و گفتند اگر اینست آری و بیشترشان ب آن وفا نکردند، خدا پیغمبری مبعوث نکرد جز آنکه باو وحی کرد از قوم خود مزدی نخواهد زیرا خدا خودش مزد پیغمبران را میدهد ولی برای محمد مودت ذوی القرباء را فرض کرد بر امتش و باو دستور داد که کار امامت را در ذو القربی مقرر کند تا ادا کنند حق ذوی القربی بشناختن فضل آنها که خدا برشان واجب کرده زیرا مودت و دوستی باندازه فضیلت است چون خدا آن را واجب کرد سنگین شد چون وجوب طاعت سنگین است، جمعی که خدا عهد وفاداری از آنها گرفته بود بدان متمسک شدند و اهل شقاق و نفاق با آن عناد کردند و بناروا تاویلش نمودند و از آن حدی که خدا مقرر کرده بود منحرفش کردند و گفتند خویشان پیغمبر همه عربند و همه مسلمانان و بهر حال ما میدانیم که مودة از آن قرابت است و اقرب به پیغمبر اولی بمودتست و هر چه خویشی نزدیکتر باشد مودت باندازه آن لازمتر است و در باره پیغمبر نسبت بخاندانش بانصاف رفتار نکردند و مهر و منتی که خدا بر امتش نهاد و زبان از بیانش عاجز است و از شکر آن در ذریه او مراعات نکردند که او را نسبت بخاندانش نیازارند و آنها را چون چشم در سر محترم شمارند بحرمت رسول خدا و دوستی او با آنکه قرآن و اخبار ب آن ناطق است و بدان دعوت کنند و گویند که آنان اهل مودتند و کسانیند که خدا مودت آنها را فرض کرده و وعده پاداش بدان داده و کسی نیست که بدان وفا کند از روی ایمان و اخلاص جز آنکه بهشت بر او واجب است برای آنکه خدا در همین آیه مودت فرمود آن کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در باغهای بهشتند و هر چه خواهند نزد پروردگار خود دارند اینست آن فضیلت بزرگ و اینست که بدان مژده میدهد خدا بندگانش را که گرویدند و عمل صالح کردند بگو من از شما مزدی نخواهم جز دوستی ذوی القربی با تفسیر و بیان. سپس امام هشتم فرمود پدرم از جدش از پدرانش برای من باز گفت که حسین بن علی (ع) فرمود مهاجر و انصار همه نزد رسول خدا (ص) جمع شدند و بعرض رساندند که یا رسول اللَّه تو برای هزینه خودت و واردینت نفقه لازم داری مال و جان ما همه در اختیار تو است هر چه خواهی دستور ده در باره آن بخواست تمنای ما هر چه خواهی ببخش و هر چه خواهی بگذار هیچ حرجی نداری فرمود خدا روح الامین را بر وی نازل کرد و گفت ای محمد بگو از شماها مزدی نخواهم جز دوستی خویشانم یعنی پس از من ادای حق خویشانم کنید همه بیرون شدند و منافقان گفتند علت آنکه رسول خدا آنچه را عرضه داشتیم نپذیرفت این بود که ما را بعد از خودش ترغیب بقرابتش کند این موضوع را فی المجلس بخدا افترا بست و این گفتار آنها بسیار بزرگ بود و خدا این آیه را فرستاد (احقاف- 8) بلکه گویند آن را افترا بسته بگو اگر افترا بسته بگو اگر افترا بستم شما از طرف خدا مالک چیزی نسبت بمن نیستید او بهتر میداند که چه گوئید او بس است گواه میان من و شما و او آمرزنده است و مهربان پیغمبر آنها را احضار کرد و فرمود تازه ایست؟ گفتند آری یا رسول اللَّه بعضی از ماها سخن درشت و ناهمواری گفت که ما را بد آمد رسول خدا (ص) آن آیه را بر آنها تلاوت کرد و بسختی گریستند و خدا این آیه را فرستاد (شوری- 25) او است که بپذیرد توبه بندگانش را و بگذرد از بدکرداری و بداند چه میکنند.
7- گفتار خدا (سوره احزاب- 56):
براستی خدا و فرشتگانش صلوات فرستند بر پیغمبر ایا کسانی که ایمان آوردید صلوات فرستید بر او و درود فراوان، معاندان دانستند که چون این آیه نازل شد عرض شد یا رسول اللَّه ما سلام بر تو را دانستیم ولی چگونه صلوات بر تو فرستیم فرمود بگوئید خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم براستی تو حمید و مجیدی ایا گروه مردم میان شما در این اختلافی است؟ گفتند نه مامون گفت در آن اصلا خلافی نیست و مورد اجماع است آیا نزد تو در باره آل چیزی واضح تر از این در قرآن هست ای أبو الحسن؟ فرمود آری بمن خبر دهید از قول خدای عز و جل یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ مقصود از یس کیست؟ علماء گفتند مقصود از آن محمد است و کسی در آن شک ندارد امام رضا (ع) فرمود پس خدا بمحمد و آل محمد فضلی داده که احدی بکنه آن نرسد جز آنکه اندیشه آن تواند کرد و این برای آنست که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است سلام بر نوح در عالمیان و فرمود سلام بر ابراهیم و سلام بر موسی و هرون و نفرموده سلام بر آل نوح و سلام بر آل موسی و بر آل ابراهیم ولی فرمود سلام بر آل یاسین یعنی آل محمد مأمون گفت دانستم که در معدن نبوت شرح و بیان آن موجود است.
8- قول خدای عز و جل (انفال- 41):
بدانید که هر چه غنیمت آرید برای خداست خمس آن
و برای رسول و ذی القربی این تاکید مؤکد و سند ثابتی است برای آنها تا قیامت مندرج در کتاب خدا که ناطق بحق است و باطل از پس و پیش در آن راه ندارد تنزیل از حکیم حمید است و اما اینکه فرمود برای یتامی و مساکین است یتیم چون بالغ شود از حکم غنیمت بیرونست و بهره ندارد و همچنان فقیر و مسکین چون ثروتمند شوند بهره از غنیمت ندارند و حلال نیست از آن اخذ کنند ولی سهم ذوی القربی تا قیامت بر پا است برای غنی و فقیر آنها زیرا کسی از خدا غنی تر نیست و نه از رسول خدا و خدا برای خود و رسولش با ذی القربی سهمی مقرر ساخته و آنچه را برای خود و رسولش پسندیده برای آنها هم پسندیده و در غنیمت مجری کرده و بخودش جل جلاله آغاز نموده.
و سپس برسول و باز بدانها و سهم آنها را مقرون سهم خدا و رسولش کرده و همچنانست در وجوب طاعت فرموده (نساء- 59) ایا کسانی که گرویدید فرمانبرید از خدا و فرمانبرید از رسول و اولو الامر خود بخود، آغاز کرده سپس برسولش و سپس بخاندانش و همچنین است آیه ولایت (مائده- 55) همانا ولی شما خداست و رسولش و آنان که گرویدند ولایت آنها را باطاعت رسول مقرون بطاعت خود ساخته چنانچه سهم آنها را با سهم رسول مقرون بسهم خود ساخته در غنیمت و فی ء چه بزرگ است نعمت او بر اهل این خانواده و چون داستان صدقه بمیان آمد خود و رسول خود و اهل بیت را از آن منزه نمود و فرمود (برائة- 60) همانا صدقات برای فقراء و مساکین است و کارمندان در آن و آنها که تالیف قلوب کنند و در بندگان و قرضداران و در راه خدا و برای ابن سبیل فریضه از طرف خدا، در اینجا درک کنی که خدای عز و جل سهمی برای خود مقرر نداشته و نه برای رسولش یا برای ذو القربی زیرا او چون خود را از صدقه منزه دانست رسول و اهل بیت او را هم منزه دانست بلکه آن را بر آنها حرام کرد و صدقه بر آل محمد حرام است و آن چرکهای کف مردم است و برای آنها حلال نیست زیرا آنها را از هر آلودگی و چرکی پاک کرده و چون آنها را خدا پاک کرد و برگزید پسندید برایشان آنچه را برای خود پسندید و بد داشت بر ایشان آنچه را برای خود بد داشت.
9- ما همان اهل ذکریم که خدا در کتاب محکمش فرموده (نحل- 43) بپرسید از اهل ذکر اگر شما نمیدانید، علماء گفتند مقصود از اهل ذکر یهود و نصاری است امام رضا (ع) فرمود سبحان اللَّه آیا این رواست؟ در این صورت بدین خود دعوت کنند و گویند از دین اسلام برتر است مأمون عرض کرد در این باره شما توضیحی دارید بخلاف آنچه گفتند؟ فرمود آری مقصود از ذکر رسول خداست و ما اهل اوئیم و این را در سوره طلاق بیان کرده است (آیه 10) بتحقیق خدا بر شما نازل کرده ذکری و آن رسولی است که میخواند بر شما آیات روشن را، ذکر رسول خداست و ما اهل ذکریم.
10- گفته خدای عز و جل (نساء- 23) در آیه تحریم است!؟ حرامست بر شما مادرانتان و دخترانتان تا آخر آیه بمن بگوئید دختر من و دختر پسرم را نسل در نسل بر پیغمبر رواست که بزنی گیرد اگر زنده باشد؟ گفتند نه فرمود رسول خدا میتواند دختران شما را تزویج کند اگر زنده باشد؟ گفتند آری گفت این خود بیانی است زیرا من آل او هستم و شما آل او نیستید و اگر آلش بودید دخترانتان بر او حرام بود چنانچه دختران من بر او حرامست ما آل او هستیم و شما امت اوئید اینست فرق میان آل و امت که آل از او است و امت که از آل نباشد از او نیست.
11- گفته خدای تعالی در سوره مؤمن حکایت از گفتار مردی از آل فرعون، مردی مؤمن از خاندان فرعون که ایمانش را نهان میداشت گفت آیا میخواهید بکشید مردی را که می گوید پروردگار من خداست و معجزاتی هم برای شما آورده از پروردگارتان تا آخر آیه و آن مرد خاله زاده فرعون بود او را به نژاد فرعون متصف کرد نه بدینش و همچنان ما بنژاد و ولادت برسول خدا (ص) مخصوصیم و با عموم مردم در دیانت واردیم و این است فرق میان آل و امت.
12- گفتار خدای عز و جل (طه- 122) امر کن خاندانت را بنماز و بر آن صبر کن خدا ما را باین خصوصیت امتیاز داده که با امت مأمور اقامه نمازیم و بطور خصوصی هم مأموریم در برابر امت رسول خدا پس از نزول این آیه تا نه ماه هر روز وقت هر نماز در خانه علی و فاطمه می آمد و میفرمود الصلاة رحمکم اللَّه و خدا احدی از ذراری انبیاء را چنین کرامتی عطا نکرده که ما را گرامی داشته و مخصوص کرده است در میان خاندانش مأمون و علماء گفتند خدا شما اهل بیت را از امت جزای خیر دهد که ما در هر جا اشتباهی داریم شرح و بیانش را جز نزد شما بدست نیاوریم و صلی اللَّه علی محمد و آله و سلم کثیرا.

مجلس هشتادم روز سه شنبه چهارم رجب 368

1- رسول خدا (ص) فرمود:
هلا رجب ماه اصم خداست و ماه بزرگی است و برای آن اسمش نامیدند که هیچ ماه در حرمت و فضیلت قرین او نیست نزد خدای تبارک و تعالی، مردم جاهلیت در دوران جاهلیت خود آن را محترم میدانستند و اسلام هم جز فضل و احترام بر آن نیفزود هلا که رجب و شعبان هر دو ماه منند و رمضان ماه امت منست هلا هر که یک روز رجب را از روی عقیده و قربت روزه دارد مستحق رضوان اکبر خداست و روزه آن روزش خشم خدا را خاموش کند و دری از دوزخ را بر او بندد و اگر بر زمین طلا بدهد باز هم بهتر از روزه آن نیست و کامل نشود اجرش بچیزی از امور دنیا جز حسنات در صورتی که مخلص خدای عز و جل باشد و چون شب کند ده دعای مستجاب دارد و اگر در نقد دنیا از خدا خواهد باو عطا کند و گر نه برای آخرت او ذخیره بهتری از آنچه یکی از اولیاء و اصفیاء و دوستانش دعا کرده مهیا دارد، هر که دو روز از رجب روزه دارد و اصفان زمین و آسمان نتوانند آنچه را نزد خدا از کرامت دارد وصف کنند و مزد ده راستگو در جمیع عمر خودشان برای او نوشته شود هر چه هم عمر آنها طولانی باشد و روز قیامت بعدد هر که شفاعت کنند او نیز شفاعت کند و با آنها و در گروه آنها محشور شود تا بهشت رود و از رفیقان آنها باشد، هر که سه روز از رجب روزه دارد خدای عز و جل میان او و دوزخ خندقی زند یا پرده ای بدرازی هفتاد سال و خدای عز و جل نزد افطارش باو میفرماید محققا حق تو بر من لازم است و محبت ولایت تو بر من لازم است ای فرشتگام گواه باشید که من او را آمرزیدم در گناهان گذشته و آینده اش هر که چهار روز رجب را روزه دارد از همه بلاها و جنون و جذام و برص در عافیت باشد و از فتنه دجال و از عذاب قبر در پناه باشد و نوشته شود برایش مانند اجر اولی الالباب توابین و اوابین و نامه اعمالش بدست راستش داده شود در ضمن اوائل عابدان.
هر که پنج روز از رجب روزه دارد بر خدا لازمست او را در قیامت خشنود دارد و رویش چون ماه شب چهارده باشد و بشماره ریگ عالج برایش حسنه نویسند و بیحساب وارد بهشت گردد و باو گفته شود هر چه خواهی بر پروردگارت ناز کن. هر که شش روز از رجب را روزه دارد چون از قبر برآید رویش نوری دارد که تابنده تر از نور آفتاب است و بعلاوه نوری باو عطا شود که همه حاضران قیامت از آن نور استفاده برند و در امان مبعوث شود تا بیحساب بر صراط گذرد و از عقوق پدر و مادر و قطع رحم معاف باشد، هر که هفت روز آن را روزه دارد برای روزه هر روزی یک دری از دوزخ برویش بسته گردد و خدا تنش را بر آتش حرام کند.
هر که هشت روز آن را روزه دارد خدا بروزه هر روز یکی از هشت در بهشت را برویش گشاید و فرماید از هر کدام خواهی وارد شو هر که نه روزش روزه دارد از گورش که برآید جار لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ کشد و مانعی برای بهشت رفتن ندارد و چهره اش نوری دهد که بر اهل محشر بتابد تا گویند این مرد پیغمبر مصطفی است و کمتر چیزی که باو دهند اینست که بیحساب ببهشت رود، هر که ده روزش را روزه دارد خدا دو بال سبز که رشته در و یاقوت دارند باو عطا کند که با آنها چون برق خاطف از صراط ببهشت گذر کند و خدا گناهانش را بدل بحسنات کند و او را در زمره مقربان و قوامین بالقسط نویسد و گویا خدا را هزار سال عبادت کرده قائم و صابر و با قصد قربت.
هر که یازده روز از رجب را روزه دارد در قیامت بنده خدائی باثوابتر از او نباشد مگر کسی که مانند او یا بیشتر روزه داشته. هر که دوازده روز رجب را روزه دارد در قیامت دو جامه سبط از سندس و استبرق بپوشد و با آن آراسته شود که اگر یکی از آنها را در دنیا آویزند میان مغرب تا مشرق را نورانی کند و دنیا از مشک خوشبوتر شود.
هر که سیزده روز از رجب روزه دارد در قیامت خوانی از یاقوت سبز در سایه عرش بگسترند که پایه هایش از در است و پهناورتر از دنیا است هفتاد بار و بر آن سینی های در و یاقوت است و بر هر سینی هفتاد هزار رنگ از خوراک است که رنگ و بوی آنها بهم نبرد از آن بخورد و مردم در سختی و گرفتاری بزرگی باشند هر که چهارده روزش را روزه دارد خدا ثوابی باو دهد که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر دل بشری گذشته از کاخهای بهشتی که با در و یاقوت هست.
هر که پانزده روز آن را روزه دارد در قیامت بجایگاه آمنان بایستد و هیچ ملک مقرب و پیغمبر و رسولی باو نگذرد جز آنکه گوید خوشا بر تو که مقرب و شرافتمند و مورد رشک و محترمی و ساکن بهشتی، هر که شانزده روزش را روزه دارد در صف مقدم آنها باشد که بر اسبان نور سوارند و آنها را در عرصه بهشت پرش میدهند تا آستان خدا.
هر که هفده روزش را روزه دارد در قیامت هفتاد هزار چراغ بر صراط گذارند تا در پرتو آنها بسوی بهشت گذر کند و فرشته ها با خوش آمد و درود او را مشایعت کنند.
هر که هیجده روز رجب را روزه دارد در گنبد ابراهیم که در بهشت دارد با او همطراز است بر سر تختهای در و یاقوت، و هر که نوزده روزش را روزه دارد خدا کاخی از لؤلؤ تر برای او بسازد در بهشت برابر کاخ ابراهیم و آدم بر آنها سلام دهد و آنها بر او سلام دهند باحترام او و حق واجب او و بهر روز روزه اش ثواب روزه هزار سال برای او نوشته شود.
هر که بیست روزش روزه دارد گویا بیست هزار سال خدا را عبادت کرده است.
هر که بیست و یک روز روزه دارد روز قیامت مانند ربیعه و مضر را شفاعت کند که همه اهل خطا و گناه باشند. هر که بیست و دو روزش را روزه دارد منادی از آسمان ندا کند که مژده گیر ای ولی خدا از طرف خدا بکرامت بزرگ و رفاقت آنها که خدا ب آنها نعمت داده از پیغمبران و صدیقان و شهداء و صالحان که چه خوب رفیقانی هستند.
هر که بیست و سه روزش را روزه دارد از آسمان نداء شود خوشا بر تو ای بنده خدا اندکی رنج بردی و نعمتی طولانی یافتی خوشا بر تو آنگاه که بمیری بثواب بزرگ پروردگار کریمت رسی و همسایه خلیل باشی در بهشت. هر که بیست و چهار روزش را روزه دارد ملک الموت در صورت جوانی بر او درآید که جامه دیبای سبز پوشیده و بر اسب بهشتی سوار است و حریر سبزی که با مشک اذفر آلوده است بدست دارد و بدستی جامی طلا پر از شراب بهشتی که هنگام جان کندن باو نوشاند و تلخی جان کندن را بر او آسان کند و جانش را در آن حریر بهشتی پیچد و از آن بوی خوشی برآید که اهل هفت آسمان در بینی کشند و در قبرش سیراب ماند تا بر سر حوض کوثر رود.
هر که بیست و پنج روزش را روزه دارد، چون از قبر برآید هفتاد هزار فرشته او را برخورند که بدست هر کدام پرچمی است از در و یاقوت و با آنها زیورها و جامه های طرفه ایست و میگویند ای دوست خدا زود خود را رها کن و بپروردگارت رسان، و او اول کس باشد که در بهشت عدن با مقربان درآید که خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا، این فوز عظیمی است.
هر که بیست و شش روزش را روزه دارد خدا در سایه عرش برایش صد کاخ از در و یاقوت بسازد که بر سر هر کاخی خیمه سرخی از حریر بهشتی است که در آن در ناز و نعمت بیاساید و مردم گرفتار حساب باشند. هر که بیست و هفت روزش را روزه دارد خدا گورش را بمسافت چهار صد سال راه وسعت دهد و همه را پر از مشک و عنبر کند.
هر که بیست و هشت روزش را روزه دارد خدا میان او و آتش هفت خندق زند که هر خندقی از آسمان تا زمین باشد که پانصد سال راه است، هر که بیست و نه روز از رجب را روزه دارد خدا او را بیامرزد گرچه گمرکچی باشد یا زنی که زنا داده تا هفتاد بار در صورتی که بقصد قربت و خلاص از دوزخ باشد که خدا او را بیامرزد، هر که سی روز رجب را روزه دارد منادی از آسمان ندا کند ای بنده خدا گناهان گذشته ات آمرزیده شده، کار خود از سرگیر نسبت ب آینده و خدا در بهشتی چهل هزار شهر باو دهد از طلا که در هر شهری چهل هزار هزار کاخ است و در هر کاخی چهل هزار هزار خانه و در هر خانه چهل هزار هزار خوان طلا و بر هر خوانی چهل هزار هزار کاسه و بر هر کاسه چهل هزار هزار رنگ خوراک و نوشابه که هر کدام رنگی جدا دارند باز در هر خانه چهل هزار تخت طلا، هر تختی هزار ذراع در دو هزار ذراع و بر هر تختی دخترکی از حور که سیصد رشته گیسوی نور دارد و هر گیسو را هزار هزار کنیزک برداشته و بمشک و عنبر می آلایند تاب روزه دار رجب رسانند، این ثواب کسیست که همه رجب را روزه دارد عرض شد یا رسول اللَّه هر که برای ضعف یا درد نتواند روزه همه رجب را گیرد، یا زنی که ناپاک باشد چه کنند که باین ثوابها رسند، فرمود هر روز یک گرده نان بر گدایان صدقه دهند بدان که جانم بدست او است هر که هر روز این صدقه را دهد برسد بدان چه گفتم و به بیشتر از آن اگر همه خلایق از اهل آسمانها و زمین جمع شوند که ثواب او را اندازه گیرند نتوانند برسند بده یک آنچه از ثواب در بهشت دارد نسبت بفضل و درجات، عرض شد یا رسول اللَّه اگر کسی قادر بر این صدقه نباشد چه کند که باین ثوابی که گفتی برسد؟ فرمود هر روز از رجب تا تمام سی روز صد بار این تسبیح را بگوید سبحان الاله الجلیل سبحان من لا ینبغی التسبیح الا له سبحان الاعز الاکرم سبحان من لیس العز و هو له اهل.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
فشار قبر مؤمن کفاره گناه تضییع نعمت او است.
3- امام باقر (ع) فرمود:
هر مؤمنی مؤمنی را غسل دهد و چون او را بگرداند گوید خدایا این بدن بنده مؤمن تواست که جانش را گرفتی و میان تن و روحش جدائی افکندی گذشت تو گذشت ضرور است خدا گناه یک سال او را جز کبائر بیامرزد.
4- امام صادق (ع) فرمود:
هر که مرد مؤمنی را غسل دهد و امانت داری کند آمرزیده شود، گفتند امانت داری آن چطوری است؟ فرمود هر چه دید نگوید.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
بمردگان خود لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ تلقین کنید زیرا هر که آخر سخنش لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ باشد بهشت میرود.
6- امام باقر (ع) فرمود:
هر که فرزندانی آورد و بحساب خدا گذارد او را باذن خدای عز و جل از دوزخ جلو گیرند.
7- ابو ذر غفاری گفت:
یک روز در مسجد قبا نزد رسول خدا (ص) بودیم در جمعی از اصحابش که فرمود ای گروهان اصحابم از این در مردی بر شما در آید که امیر مؤمنان و امام مسلمانان است گفت ب آن در نگاه کردند و من هم در ضمن نگاه کردم دیدم علی بن ابی طالب (ع) نمودار شد و پیغمبر برخاست او را استقبال کرد و در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید و او را آورد و پهلوی خود نشانید و روی کریم خود بما کرد و فرمود این علی پس از من امام شما است طاعتش طاعت من است و نافرمانیش نافرمانی من و طاعت من طاعت خداست و نافرمانیم نافرمانی خدای عز و جل.

مجلس هشتاد و یکم جمعه هفتم رجب 368

1- علی بن ابی طالب (ع) فرمود:
هر که یک روز ماه رجب را از اول یا وسط یا آخرش روزه دارد گناه گذشته اش آمرزیده شود و هر که سه روزه اول رجب و سه روز وسط و سه روز آخرش را روزه دارد گناه گذشته و آینده اش آمرزیده شود و هر که یک شب از آن را زنده دارد خدایش از دوزخ آزاد کند و شفاعتش را در هفتاد هزار گنهکار بپذیرد و هر که در آن برای خدا صدقه ای دهد خدا روز قیامت او را بثوابی گرامی دارد که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و بدل بشری نگذشته.
2- مالک بن انس فقیه مدینه می گفت:
بخدا چشمم افضل از جعفر بن محمد (ع) را در زهد و فضل و عبارت و ورع ندیده من نزد او میرفتم و مرا گرامی میداشت و بمن توجه میکرد، یک روز گفتم یا ابن رسول اللَّه برای کسی که یک روز رجب را از روی عقیده و قربت روزه دارد چه ثوابی است! فرمود (و هر چه میگفت بخدا راست بود) پدرم از پدرش از جدش برایم باز گفت که رسول خدا (ص) فرمود هر که یک روز از رجب را از روی عقیده و قربت روزه دارد آمرزیده است عرضکردم ثواب کسی که یک روز از شعبان روزه دارد چیست؟ بهمان سند فرمود که رسول خدا (ص) فرمود هر که یک روز از شعبان را از روی ایمان و قربت روزه دارد آمرزیده است.
3- امام صادق (ع) فرمود:
شوخی مکن تا روشنیت برود و دروغ مگو تا خرمیت برود و از دو خصلت بر کنار باش تنک خلقی و تنبلی زیرا اگر خلقت تنک شود بر حق صبر نتوانی و اگر تنبل باشی حقی ادا نکنی مسیح (ع) میفرمود هر که همش بسیار است تنش بیمار است هر که بد خلق است خود را شکنجه کند، هر که سخن بسیار گوید بسیار در غلط افتد و هر که بسیار گناه کند بهایش برود و هر که با مردان در افتد مروتش برود.
4- رسول خدا (ص) فرمود:
خوردن سر سیری مایه پیسی است.
5- فرمود:
آدم از حدیث نفس و اندوه بخدا شکایت کرد جبرئیل بر او نازل شد و گفت ای آدم بگو لا حول و لا قوة الا باللَّه آن را گفت و وسوسه و اندوه او رفت.
6- زید بن علی (ع) فرمود:
در هر زمانی مردی از ما خاندان باشد که خدا او را حجت بر خلقش کند و حجت زمان ما برادرزاده ام جعفر بن محمد (ع) است گمراه نشود هر که پیروی او کند و ره نیابد هر که مخالفتش کند.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
جبرئیل از خدای عز و جل بمن خبر داد که فرمود علی بن ابی طالب حجت منست بر خلقم و جزاء بخش در دینم است و از پشتش امامانی بر آرم که بامر من قیام کنند و به راه من دعوت نمایند و بدانها عذاب را از بنده ها و کنیزهایم رفع کنم و بدانها رحمتم نازل کنم.
8- امام صادق (ع) فرمود:
سه چیز افتخار مؤمن است و زیور او در دنیا و آخرت نماز در آخر شب و نومیدی در آنچه در دست مردم است و ولایت امام از آل محمد.
9- جمعی از جهینه مهمان امام صادق (ع) شدند چون قصد کوچ کردند ب آنها توشه وصله و عطا داد و بغلامانش فرمود:
کنار روید و کمکی در بار و بنه آنها ندهید چون بار بستند و آمدند
وداع کنند گفتند یا ابن رسول اللَّه خوب مهمانی کردی و عطای شایان دادی ولی به غلامانت دستور دادی ما را بر کوچ کمک نکنند؟ فرمود ما خاندانی هستیم که در کوچیدن مهمان خود کمک ندهیم.
10- رسول خدا (ص) نزد جوانانی از انصار آمد و فرمود:
برای شما قرآن میخوانم و هر که گریست بهشت دارد و آیات آخر سوره زمر را تلاوت کرد و از وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً «برانند کافران را بدوزخ گروه گروه» تا آخر سوره، همه گریستند جز یکی که عرضکرد یا رسول اللَّه من خود را بگریه زدم و قطره ای از دیده ام نریخت، فرمود من باز میخوانم و هر که خود را به گریه زد بهشت دارد و بر آن ها باز خواند و همه گریستند و آن جوان هم خود را بگریه زد و همه ببهشت رفتند.
11- علی بن سالم از پدرش که گفت:
از امام صادق (ع) پرسیدم که یا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه گوئی؟ فرمود آن کلام خدا و گفتار خدا و کتاب خدا و وحی خدا و تنزیل او است و آن کتابی است عزیز که باطل از پس و پیش در آن راهی ندارد و نازل شده از حکیم حمید.
12- حسین بن خالد گوید:
بامام رضا گفتم یا ابن رسول اللَّه بفرمائید قرآن خالق است یا مخلوق؟
فرمود نه خالق است و نه مخلوق ولی کلام خداست.
13- در جواب همین سؤال ریان بن صلت فرمود:
قرآن کلام خداست از آن نگذرید و در غیر آن هدایت مجوئید تا گمراه شوید.
14- امام دهم بیکی از شیعیان بغداد نوشت:
بنام خدای بخشاینده مهربان خدا ما را و تو را از فتنه نگهدارد اگر بکند چه نعمت بزرگی است و اگر نکرد هلاکت است بنظر ما جدال در باره قرآن بدعت است که پرسنده و پاسخ ده در آن شریکند پرسنده چیزی خواسته که حقش نیست و جوابگو متحمل چیزی شده که بر عهده ندارد خالق جز خدا نیست و جز او مخلوق است قرآن همان کلام خداست نامی از پیش خود بر آن منه تا از گمراهان باشی خدا مرا و تو را از آنها کند که در نهان از پروردگار خود بترسند و از قیامت در هراسند.
15- روزی پیغمبر خدا خندید تا دندانهای آسیایش نمایان گردید و پس از آن فرمود:
از من نپرسید چرا خندیدم گفتند چرا یا رسول اللَّه؟ فرمود از مرد مسلمان در عجب شدم که هر چه خدا برایش مقدر کرده سرانجامش خوبست.
16- امیر المؤمنین میفرمود:
از رسول خدا (ص) وصف مؤمن را پرسیدم سر بزیر انداخت و بالا کرد و فرمود مؤمنان را بیست صفت است که در هر که نباشد ایمانش کامل نیست، حاضر نماز باشند و در زکاة دادن بشتابند و حج خانه خدا کنند و روزه ماه رمضان گیرند و بمسکین طعام دهند و بسر یتیمان دست کشند و عورت بپوشانند اگر حدیث کنند دروغ نگویند و چون وعده دهند تخلف نکنند و در امانت خیانت نکنند و سخن براستی گویند، شبها عبادت کنند و روز جون شیر نبرد کنند روزها روزه اند و شبها در عبادت باشند، همسایه نیازارند و همسایه از آنها آزار نکشد بر زمین آهسته راه روند و بخانه بیوه زنان گام بردارند و دنبال جنازه مردگان روند، خدا ما را و شما را از متقیان سازد.
17- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای تبارک و تعالی بمن وحی کرد که برایم از امتم برادر و وارث و خلیفه و وصی مقرر سازد عرضکردم پروردگارا او کیست؟ وحی کرد ای محمد او امام امتت و حجتم بر آنها است پس از تو، عرضکردم کیست؟ وحی کرد ای محمد آنکه منش دوست دارم و دوستم دارد آنکه مجاهد در راه منست و با ناکثان در عهدم و قاسطان در حکمم و مارقان از دینم نبرد کند او بدرستی ولی منست و شوهر دخترت و پدر فرزندانت علی بن ابی طالب است.
18- ابا امامه میگفت:
هر چه علی میفرمود در آن شک نداشتیم برای آنکه از پیغمبر شنیده بودیم که میگفت علی بعد از من خزینه اسرار منست.
19- زرین حبیش گفت:
علی سوار بر اشتر رسول خدا (ص) عبور میکرد سلمان با جمعی از رجال نشسته بود. و ب آنها گفت بپا نشوید و از او پرسش کنید؟ بدان که دانه را شکافد و انسان را بر آرد جز او کسی باسرار پیغمبر شما خبر ندهد او دانشمند روی زمین و ربانی آنست و آرامش باو است و اگر او را از دست بدهید دانش را از دست دادید و مردم را ناشناس ملاحظه کنید.
20- پیغمبر (ص) فرمود:
قضاوت کن تر و دانشمندتر بدین در امتم پس از من علیست.
21- چون در روز وحی به پیغمبر میرسید:
شب نشده بود که آن را بعلی گزارش میداد و اگر شب وحی میرسید صبح نمیکرد تا آن را بعلی (ع) خبر میداد.
22- امام باقر (ع) فرمود:
یک روز رسول خدا نماز بامداد را با اصحابش خوانده و نشست با آنها صحبت میکرد تا آفتاب زد و یکی یکی رفتند تا جز دو مرد خدمتش نماندند یک انصاری و دیگر ثقفی رسول خدا (ص) به آنها فرمود میدانم شما پرسش دارید اگر خواهید من شما را بدان خبر دهم پیش از اظهار و اگر خواهید خود بپرسید، گفتند خبر دهید که بهتر کوری را روشن کند و از ریبه بر کنار باشد و ایمان را پا برجا کند.
رسول خدا فرمود ای برادر انصاری تو از مردمی هستی که دیگران را بر خود مقدم میدارند و اهل شهری و این ثقفی بیابانی است و او را در پرسش بر خود مقدم دار عرضکرد بچشم یا رسول اللَّه، فرمود ای برادر ثقفی تو آمدی از وضو و نمازت و ثواب آنها بپرسی بدان که چون دست ب آبزنی و نام خدا بری گناهانی که بدستهایت کردی بریزند و چون روی خود شوئی گناهانی که چشمهایت با دیدن و با دهانت کرده با تلفظ بریزند و چون دست راستت را تا مرفق بشوئی گناهان دست راست و چپ بریزند و چون بر سر و دو پا مسح کنی گناهانی که بسوی آنها گام برداشتی بریزند این ثواب وضویت و چون بنماز برخاستی و رو بقبله کردی حمد و سوره ای که توانستی خواندی و رکوع درست و سجود کامل نمودی و تشهد و سلام گفتی هر گناهی که پس نماز گذشت نمودی آمرزیده شود این هم ثواب نمازت ولی تو ای برادر انصاری آمدی از حج و عمره ات بپرسی و ثوابی که دادند بدان که چون روی بر راه حج نمودی و بر پاکش خود سوار شدی و رفتی سمی بر ندارد و بزمین نگذارد جز آنکه خدا برایت حسنه ای نویسد و گناهی از تو محو کند و چون محرم شدی و تلبیه گفتی خدا برای هر تلبیه ده حسنه برایت نویسد و ده سیئه از تو محو کند و چون هفت بار گرد خانه طواف کردی در آن با خدا عهد و یادی داری که شرم دارد بعد از آن عذاب کند و چون نزد مقام دو رکعت نماز خواندی خدا دو هزار رکعت مقبول در نامه عملت نویسد و چون هفت گردش میان صفا و مروه کردی نزد خدا بسبب آن مانند اجر هر که پیاده حج کرده از شهر خودداری و چون اجر کسی که هفتاد بنده مؤمن آزاد کرده و چون تا غروب در عرفات وقوف کنی اگر گناهانت باندازه ریگهای عالج باشند و کف دریا خدا بیامرزد و چون رمی جمره ها کردی خدا بهر یکی ده حسنه در آینده عمرت برایت بنویسد و چون گوسفند یا شتر قربانی کردی خدا بهر قطره خونش حسنه ای نویسد تا عمر داری چون هفت شوط طواف زیارت گرد خانه نمودی و نزد مقام دو رکعت نماز خواندی یک فرشته گرامی بر شانه ات زند و گوید آنچه گذشت آمرزیده شد برایت و کار از سر گیر و تا صد و بیست روز مهلت داری و صلی اللَّه علی رسوله محمد و آله الطاهرین و حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.