فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و هفتم جمعه هشت روز از جمادی الآخرة 368 مانده

1- رسول خدا (ص) فرمود:
از مثلهای پیغمبران نمانده جز همین که مردم گویند در صورتی که شرم نداری هر چه خواهی بکن.
2- امام ششم فرمود:
قومی نزد پیغمبر خدا آمدند و گفتند دعا کن پروردگار ما مرگ را از ما بردارد برای آنان دعا کرد و خدای تبارک و تعالی مرگ را از میانشان برداشت و بسیار شدند تا جا بر آنها تنگ شد و نسل فراوان شد و صبح که میشد هر مردی باید پدر و مادر و تا جد سیم را خوراک دهد و وضوء فراهم کند و وارسی کند و از طلب معاش باز ماندند و نزد آن پیغمبر آمدند و گفتند از پروردگارت بخواه که ما را بهمان عمرهای خود برگرداند او از خدا خواست و آنها را بعمرهاشان برگرداند.
3- ابن عباس در تفسیر قول خدا (اعراف- 143) چون بهوش آمد گفت:
منزهی تو من بتو بازگشتم و اول مؤمنم فرمود خدای سبحان میفرماید یعنی توبه کردم که از تو خواهش رؤیت کنم و اول
مؤمنم که تو دیده نشوی.
4- امام صادق (ع) فرمود:
چون موسی بطور برای مناجات رفت عرضکرد پروردگارا خزائن خود را بمن بنما فرمود ای موسی خزائن من همین است که هر چه خواهم گویم باش و میباشد.
5- امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران گفت پروردگارا بمن سفارش کن تا سه بار در جوابش فرمود تو را بخودم سفارش کنم و بار چهارم و پنجم او را بمادرش سفارش کرد و بار ششم سفارش پدر را باو کرد و از اینجا است که مادر دو ثلث حق نیکی فرزند را برد و پدر یک ثلث.
6- امام صادق (ع) فرمود:
خدا در آنچه بموسی وحی کرد فرمود ای موسی جامه کهنه و پاکدل و خانه نشین و شب افروز باش در آسمانها تو را بشناسند و از مردم زمین نهان باش، ای موسی مبادا لج بازی کنی و بی حاجت براهی بروی و بی سبب بخندی، ای پسر عمران بر خطای خود گریه کن.
7- امام صادق (ع) فرمود:
نوح (ع) دو هزار و پانصد سال عمر کرد هشتصد و پنجاه سال پیش از نبوت و نهصد و پنجاه سال بدعوت قوم خود مشغول بود و دویست سال در کشتی کار میکرد تا آن را ساخت و پانصد سال پس از نزول از کشتی و خشکیدن آب تا شهرها ساخت و فرزندانش را در آنها جا داد سپس زیر آفتاب بود که عزرائیل نزد او آمد و گفت سلام بر تو نوح جواب داد و گفت ای ملک الموت چه کاری داری؟ گفت آمدم جانت را بگیرم فرمود بمن مهلت میدهی زیر سایه روم؟ گفت آری نوح نقل مکان کرد و فرمود ای ملک الموت این عمری که کردم باندازه همین از زیر آفتاب بسایه آمدن بود آنچه دستور داری اجراء کن فرمود جانش را گرفت.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
عیسی بگوری گذشت که صاحبش را عذاب میکردند و سال دیگر بر آن گذشت و عذاب نداشت عرضکرد پروردگار پارسال باین گور گذشتم و صاحبش معذب بود و امسال عذابی ندارد خدا باو وحی کرد ای روح اللَّه فرزند صالحی داشت که بالغ شده راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد او را بخاطر کار پسرش آمرزیدم، عیسی بن مریم بیحیی فرمود اگر عیبی که داری بگویند گناهت را بیادت آوردند از آن خدا را آمرزشخواه و اگر بتو تهمت عیبی زنند حسنه ای برایت نوشته شود که رنج آن نبردی.
9- حسن بن علی (ع) فرمود:
هیچ پرچمی جلو امیر المؤمنین نیامد که با آن نبرد کرد جز آنکه
خدا سرنگونش ساخت و یارانش مغلوب شدند و بخواری برگشتند و امیر المؤمنین با ذو الفقار بر احدی نزد که نجات یافته باشد و چون نبرد میکرد جبرئیل سمت راستش بود و میکائیل سمت چپش و ملک الموت برابرش. 10- عبد اللَّه بن عمرو بن عاص گفت روز خیبر پیغمبر پرچم را بیکی از اصحابش داد و گریزان برگشت و یاران او را میترسانید و آنها وی را ترسو میخواندند که با پرچم شکست خورده برگشته، رسول خدا (ص) فرمود فردا پرچم را بمردی دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و برنگردد تا بدست او فتح شود صبح که شد فرمود علی را نزد من بخوانید، گفتند یا رسول اللَّه چشمش درد میکند گفت او را بخوانید چون آمد پیغمبر آب دهان بدیده اش انداخت و فرمود: خدایا گرما و سرما را از او بگردان و پرچم را بدست او داد و رفت و نزد رسول خدا (ص) برنگشت مگر با فتح خیبر گفت چون علی بقلعه غموص نزدیک شد دشمنان خدا از یهود او را به تیر و سنگ میزدند و او پیش میرفت تا خود را بدر قلعه رسانید و خشمناک پا از رکاب تهی کرد و پیاده شد و عتبه در را گرفت و آن را از جا کند و چهل ذراع پشت سر خود پرتاب کرد ابن عمر گفت ما از اینکه خدا قلعه را بدست علی گشود تعجب نکردیم و از این در عجب شدیم که چگونه در را کند و چهل ذراع پشت سر انداخت با اینکه چهل مرد خواستند او را بردارند و نتوانستند، پیغمبر از سر آن خبر داد و فرمود چهل فرشته با او در کندن در کمک کردند و روایت شده که امیر المؤمنین در ضمن نامه خود سهل بن حنیف نوشت من در خیبر را نکندم و چهل ذراع بعقب اندازم بتوانای تنی و نیروی غذائی بلکه از قدرت ملکوتی و جان خدا پرورده ای کمک گرفتم من نسبت باحمد پرتوی هستم، بخدا اگر همه عرب برای نبرد با من همدست شوند از آنها نگریزم و اگر فرصت بدست آید همه را گردن زنم هر که از من نهراسد مرگش گریبانگیر است و دلش در پیشامدها برجا است.

مجلس هفتاد و هشتم روز سه شنبه چهار روز از جمادی الآخرة 368 مانده

1- از امام صادق (ع) در پندهای خدا بعیسی بن مریم:
ای عیسی من پروردگار تو و پدران توام یک نام دارم یگانه و تنهایم درآفریدن هر چیزی و هر چیز کار من است و همه خلقم بمن گروند،
ای عیسی تو بامر من مسیحی تو باذن من پرنده گلی بسازی تو بسخن من مرده ها را زنده کنی بمن مشتاق باش و از من بترس که از من جز خودم پناهی نداری، ای عیسی سفارش مهرورزانه بتو کنم تو از من مستحق مقام ولایت شدی، در سالخوردگی مبارکی و در کودکی هر جا باشی مبارکی، من گواهم که تو بنده من و کنیز زاده منی، ای عیسی مرا در خاطرت چون خود اهمیت بده و یادم را ذخیره معادت کن و با نوافل بمن تقربجو، بر من توکل کن تا کفایتت کنم و بر دیگری تکیه مکن که ترا وانهم، ای عیسی ببلا صبر کن و بقضاء راضی باش و مرا از خود شاد کن شادی من در اینست که فرمانم برند و نافرمانی نکنند، ای عیسی یاد مرا با زبانت زنده دار و مهرم در دلت بپرور، ای عیسی در هنگام غفلت بیدار باش و بلطف حکمت قضاوت کن، ای عیسی مشتاق و ترسان باش و دلت را با خشیت بیامیز، ای عیسی شبت را دعا کن تا شادیم را جسته باشی و روزت را روزه باش برای حاجتی که بمن داری، ای عیسی در کار خیر پیشدستی کن تا هر جا روی خیرمند شناخته شوی ای عیسی میان بندگانم باندرز من حکم کن و بعدل من قیام کن که شفای هر دردی در درونها است از بیماری شیطانی را بتو نازل کردم، ای عیسی درست می گویم که کسی بمن ایمان ندارد مگر آنکه برایم خاشع است و کس خاشع برایم نباشد جز آنکه امید ثوابم دارد، و گواهت گیرم که او از کیفرم آسوده است تا دیگرگون نشود و سنت مرا تغییر ندهد، ای عیسی پسر بکر بتول بر خود گریه کن چون کسی که با خاندانش وداع کند و از دنیا بدش آید و آن را باهلش واگذارد و بدان چه نزد خداست رغبت کند، ای عیسی با این حال نرم سخن گو و آشکار سلام کن و بیدار باش آنگاه که دیده نیکان بخوابست برای حذر از معاد و لرزشهای سخت و هراسهای قیامت آنجا که خاندان و مال و فرزند سودی ندهند، ای عیسی بدیدگان خود سرمه غم کش آنگاه که بیهودگان میخندند، ای عیسی خاشع و صابر باش که خوشا بر تو اگر برسی بدان چه بصابران وعده داده اند، ای عیسی روز بروز از دنیا بیرون برو، مزه آنچه مزه اش رفته بچش براستی گویم که بهره تو از دنیا همان ساعت و روز تو است و از آن بقوت خشنود باش و بدرشت و ناهموار بساز که دیدی چه می شود آنچه برگیری نوشته شود و آنچه خرج کنی نوشته شود، ای عیسی تو مسئولی، بناتوان رحم کن چنو که تو را رحم کنم و بیتیم درشتی مکن، ای عیسی در نماز بر خود گریه کن و بجایگاه نماز گام بردار و لذت گفتار خود را با من دریاب که من با تو خوشرفتارم، ای عیسی چه بسیار مردمی که آنان را بگناهان گذشته شان هلاک کردم و تو را از آن نگهداشتم، ای عیسی بناتوان لطف کن و دیده کم بینت را ب آسمان بردار و مرا بخوان که من بتو نزدیکم و مرا نخوان جز بزاری و یک دل که هر گاه تو مرا چنین بخوانی ترا اجابت کنم، ای عیسی دنیا را نه پاداش و نه کیفر گذشتگان نساختم و نه کیفر کسی که از او انتقام گیرم، ای عیسی تو میروی و من میمانم روزیت نزد من است و موعد مرگت و بسوی من برگردی و حسابت با من است از من بخواه و از دیگری مخواه از تو دعا شاید و از من اجابت باید ای عیسی بشر چه بسیار است و شکیبا چه اندک، درخت فراوانست و خوبش کم است، از زیبائی درختی فریفته مشو تا میوه اش نچشی، ای عیسی عصیان متمرد بر من گولت نزند که روزی مرا میخورد و دیگری را میپرستد و در گرفتاری مرا میخواند و او را اجابت میکنم و باز بکردار خود برمیگردد آیا میتواند از من تمرد کند آیا خشم مرا خواهانست؟ بخودم قسم که او را چنان مأخوذ دارم که راه نجاتی نداشته باشد و پناهی جز من نتواند از آسمان و زمینم کجا می گریزد، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو تا حرام در دامن دارید و بت در خانه مرا نخوانید که من سوگند خوردم هر که دعایم کند مستجاب کنم و اجابت آنها را لعنت بر آنها سازم تا از هم بپاشند، ای عیسی تا چند خوشبین باشم و خوشجو و این مردم در غفلت بسر برند و بر نگردند، سخن از دهانشان بیرون آید و بدلشان اثر نبخشد، خود را بخشم من کشند و بنام من نزد مؤمنان دوست سازند، ای عیسی زبانت در نهان و عیان یکی باشد و دل و دیده ات هم چنان باشد، دل و زبانت از حرام درکش و چشم از آنچه خوب نیست بپوش چه بسا بیننده ای که بیک نگاه در دلش شهوتی بکارد و خود را بهلاکت اندازد، ای عیسی رحیم و مهر ورز باش و با مردم چنان باش که خواهی با تو چنان باشند، بسیار یاد مرگ و جدائی از خاندان باش بازی مکن که بازی تباهی آرد، غفلت مورز که غافل از من دور است با اعمال خوب یاد من کن تا یادت کنم، ای عیسی پس از گناه بمن باز گرد و توبه کنها را بحساب من یاد آور و بمن ایمان دار و بمؤمنان نزدیک باش و ب آنها دستور بده مرا با تو یاد کنند، از نفرین ستمدیده بر حذر باش که با خود عهد کردم دری از آسمان برویش بگشایم و او را اجابت کنم گرچه پس از مدتی باشد، ای عیسی بدان که همنشین بد گمراه میکند و قرین بد هلاک میکند بفهم با که همنشین نشوی و برای خود برادران با ایمانی برگزین، ای عیسی بمن بازگرد که هیچ گناهی نزد من برای آمرزش بزرگ نیست و من ارحم الراحمینم، ای عیسی تا از مرگ مهلتی داری برای خود کاری کن پیش از آنکه دیگری برایت نکند، مرا بپرست برای روز هزار سال که من حسنه را چند برابر پاداش دهم و گناه صاحبش را هلاک کند در کار خیر رقابت کن که بسا مجلسی است که اهلش برخیزند و از دوزخ در پناه باشند ای عیسی در آنچه فنا شود بیرغبت باش و گام بر آثار آنها که پیش از تو بودند بنه و آنها را بخوان و با آنها راز گو ببین احدی از آنها احساس میکند، از آنها پند گیر و بدان که تو هم ب آنها میرسی، ای عیسی بگو ب آن که بنافرمانی تمرد کند و مسامحه نماید باید متوقع کیفر من و منتظر هلاک باشی و با هالکان میباشی، خوشا بر تو ای پسر مریم و خوشا بر تو گاهی کک متادب بادب معبود خود شوی که مهربانست و بتو آغاز نعمت نموده و گرامیت داشته و در سختیها بدادت رسیده ای عیسی نافرمانیش مکن که روا نباشد برایت من با تو عهد کردم چنانچه با آنها که پیش از تو بودند و خود گواه آنم، ای عیسی خلقی را بمانند دینم احترام نکردم و نعمتی چون رحمتم باو ندادم ای عیسی برون خود را با آب بشو و درونت را با حسنات که بمن باز گردی، ای عیسی آماده باش که هر چه آینده است نزدیک است با طهارت کتابم را بخوان و آواز حزینت را بمن بشنوان.
فرمود در ضمن پندهای خدا بعیسی بن مریم است که فرمود ای عیسی در مکر خود از مکرم آسوده مباش و در گناه تنهائی یادم فراموش مساز، ای عیسی بیدار باش و از رحمتم نومید مباش و با تسبیح گویان تسبیحم گوی و بگفتار خوش تقدیسم کن، ای عیسی دنیا زندانی است تنگ و بد بو و ناهموار و در آنست آنچه بینی که جباران پیشه کرده اند مبادا دل بدنیا دهی که هر نعمتش زائل است و نعمت آن اندک است، ای عیسی ملک از آن منت و بدست من و من ملکم اگر فرمانم بری ببهشتم برمت در جوار نیکان، ای عیسی چون غریقی مرا دعا کن که دادرسی ندارد، ای عیسی بنامم سوگند دروغ مخور که عرشم میلرزد از خشم، ای عیسی دنیا کوتاه عمر است و دراز آرزو و نزد من خانه ایست به از آنچه فراهم کنند، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو چه خواهید کرد وقتی که دفتری برای شما بر آرم که درست بگوید و آنچه نهان کردید عیان کند، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو روی خود شستید و دلهای خود چرکین کردید، بمن مغرورید یا بمن دلیری میکنید برای اهل دنیا بوی خوش میزنید و درونتان نزد من چون مردار گندیده است گویا شما مردمانی مرده اید، ای عیسی ب آنها بگو دست از کسب حرام بردارید و گوش از گفتار ناروا بربندید و دل بمن کنید که من صورت شما را نمیخواهم ای عیسی بحسنه شاد باش که خشنودی من آرد و از سیئه گریه کن که بخشم آردم، آنچه نخواهی با تو کنند با دیگران مکن اگر بگونه راستت سیلی زدند گونه چپ را پیش آر تا توانستی بدوستی بر من تقربجوی و از نادانها رو گردان، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو حکمت از ترس من گریانست و شما بخنده ناهنجار گوئید برات آزادی از من دارید یا نامه امان از عذابم یا خود را عمدا در معرض کیفرم آرید؟ بخودم سوگند شما را عبرت آیندگان سازم سپس ای پسر مریم بکر بتول من تو را سفارش کنم بسید رسولان و دوست خودم در میان آنان احمد صاحب شتر سرخ مو و روی ماه درخشان، پاکدل و سخت نبرد و شرمگین و مکرم که رحمت عالمیانست و سید اولاد آدم نزد من در روز ملاقاتم گرامیتر سابقانست و نزدیکتر رسولان بمن، عربی امی است و دیندار و صابر در راه من و مجاهد با مشرکان با تن خود بخاطر دینم ای عیسی بتو دستور دهم که خبر او را ببنی اسرائیل بدهی و ب آنها امر کنی او را تصدیق کنند و باو ایمان آرند و از او پیروی کنند و او را یاری دهند، عیسی گفت معبودا او کیست؟ فرمود ای عیسی باو راضی باش که رضای تو است عرضکرد خدایا باو راضیم او کیست؟ فرمود محمد رسول خدا است بر همه مردم از همه در مقام بمن نزدیکتر است و شفاعتش قبول تر خوشا بر او در نبوت و خوشا بر امتش که بروش او مرا ملاقات میکنند اهل زمین او را ستایند و اهل آسمان برایش آمرزشخواهند، امین است و میمون و پاکیزه بهتر ماضین و باقین است نزد من در آخر الزمان است چون ظهور کند آسمان پرده ها بر افکند و زمین گلهای خود را برویاند و بر هر چه دست نهد برکت کند زنهای بسیار گیرد و فرزند کم گذار، ساکن مکه است که جای بنیاد ابراهیم است، ای عیسی دینش یگانه پرستی است و قبله اش مکه است و از حزب من است و من همراه اویم خوشا بر او خوشا، کوثر دارد و بزرگترین مقام در بهشت عدن زندگانی بسیار گرامی دارد و شهید بمیرد حوضی دارد وسیع تر از مکه تا مطلع خورشید از نوشابه گوارا و سر بمهر، در آن بشمار ستاره های آسمان جام است آبش گوارا است و هر مزه و طعم هر میوه بهشت در آنست هر که شربتی از آن نوشد پس از آن هرگز تشنه نگردد او را در دوران فترت میان تو و او مبعوث کنم نهان و عیانش هم آهنگ است و گفتار و کردارش موافق است امر نکند بمردم جز آنچه خود آغاز کند، دینش جهاد است در دشواری و آسانی، بلاد منقاد او گردند و پادشاه روم برایش خاضع شود، کیش او کیش پدرش ابراهیم است، وقت خوردن بسم اللَّه گوید سلام بلند کند و نماز خواند وقتی مردم در خوابند برای او، هر روز پنج نماز پیاپی است که با تکبیر آغاز شود و با سلام ختم شود مانند فرشتگانم قدمها در نماز صف کند دلش برای من خاشع باشد نور در سینه او است و حق در زبانش و همه جا با حق است چشمش بخوابد و دلش بیدار است، شفاعت از آن او است و بامتش قیامت برپا شود هنگام بیعت با او دست من بر فراز او است و هر که بشکند بر خود شکسته و هر که وفا کند بهشت باو دهم تا ستمکاران بستمکاران بنی اسرائیل فرمانده کتب او را کهنه نگیرند و سنت او را تغییر دهند سلام باو برسانند که مقام بلندی دارد، ای عیسی تو را بهر چه عنت نزدیک کند رهنمائی کنم و هر چه تو را از من دور کند بر تو غدقن کردم تو خود را بپا، ای عیسی دنیا شیرینست و من تو را در آن گماردم تا مرا اطاعت کنی. از هر چه بر حذرت داشتم بر کنار باش و هر چه بتو دادم برگیر، در کار خود نگر چون بنده ای گنه کار خاطئ و در کار دیگران نگاه مکن چون پروردگار، در آن زاهد باش و بی رغبت تا رنج نبری ای عیسی تعقل و اندیشه کن و در اطراف زمین نگر که سرانجام ستمکاران چون شد، ای عیسی همه سفارشاتم اندرز تو است و همه گفتارم درست است و من حق روشنم و بدرستی می گویم اگر تو پس از آنکه اعلامت کردم نافرمانیم کنی جز من سرپرست و یاری نداری، ای عیسی دلت را با ترس رام دار و بپست تر از خود نگر و ببالا دست خود منگر و بدان که سر هر خطاء و گناهی دنیا دوستی است آن را دوست مگیر، ای عیسی دلت را با من پاک کن و در خلوتها بسیار یادم کن و بدان که شادیم در اینست که بدرگاهم نیاز آری و در این باره زنده باش و مرده مباش، ای عیسی چیزی را شریک من میاور و از من بر حذر باش و بتندرستی گول مخور و بر خود رشک مبر که دنیا چون سایه ایست رفتنی و آنچه پیش آید از آن چون گذشته آنست تا توانی در کارهای خیر رقابت کن و هر جا با حق باش و اگر تیکه شوی و ب آتش سوخته شوی پس از معرفت بمن کافر مشو و از نادانان مباش ای عیسی از دو دیده ات اشک بریز و از دلت بترس از من، ای عیسی در وقت سختی از من آمرزشخواه که من بداد گرفتاران رسم و بیچاره ها را اجابت کنم و من ارحم الراحمینم.

مجلس هفتاد و نهم روز جمعه سلخ جمادی الآخر 368

1- ریان بن صلت گوید:
امام رضا در مرو حاضر مجلس مامون شد، در مجلس او جمعی از دانشمندان عراق و خراسان انجمن بودند مامون رو ب آنها گفت مرا از تفسیر این آیه خبر دهید (فاطر 32) سپس کتاب را ارث دادیم ب آنها که برگزیدیم از بندگان خود، علمای حاضر گفتند مقصود از آنان همه امت اسلامی است مأمون گفت ای أبو الحسن تو چه گوئی؟ امام رضا (ع) فرمود من همعقیده آنها نیستم بلکه می گویم مقصود خدا همان عترت طاهره است مامون گفت چگونه عترت مقصود است و امت
مقصود نیست؟ امام رضا (ع) فرمود اگر همه امت مقصود باشد باید همه اهل بهشت باشند چون خدا دنبالش فرماید برخی ظالم بنفس باشند و برخی میانه رو و بعضی سابق بالخیرات باذن خدا و این همان فضل بزرگ است و سپس همه را در بهشت جمع کرده و فرمود ببهشت عدنی که در آن در آیند و دست بندهای طلا پوشند، بنا بر این وراثت مخصوص عترت طاهره است نه دیگران، مامون گفت عترت طاهره کیانند؟ حضرت رضا فرمود هم آنها که خدا در قرآن وصفشان کرده و فرموده (احزاب 23) همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی پاکتان کند.
و هم آنانند که رسول خدا (ص) در باره شان فرمود من در میان شما دو ثقل را بر جا میگذارم کتاب خدا و خاندانم که اهل بیت منند و این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند شما بنگرید چگونه با آنها هستید بعد از من، ای مردم ب آنها نیاموزید زیرا آنها از شما داناترند، علماء گفتند ای أبو الحسن بما بگو که عترت طاهره همان آل باشند یا غیر آل؟ فرمود همان آل رسولند. علماء گفتند از رسول خدا (ص) بما رسیده که امت من آل منند و اینان صحابه اویند که بخبر محققی که انکارش نتوان کرد گفته اند آل محمد امت اویند. أبو الحسن (ع) فرمود بگوئید بدانم صدقه بر آل حرامست یا نه؟ گفتند آری، فرمود بر امت حرامست؟ گفتند نه، فرمود اینست فرق میان آل و امت، وای بر شما کجا میبرند شما را از قرآن رو گردانید یا اسراف کارید، آیا نمیدانید که وراثت و طهارت مخصوص برگزیدگان رهیابست نه دیگران، گفتند از کجا ای
أبو الحسن؟ فرمود از گفته خدای عز و جل (سوره حدید- 26) فرستادیم نوح و ابراهیم را و در ذریه آنها نبوت و کتاب نهادیم برخی بر هدایت و بیشتر فاسقانند- پس وراثت و نبوت و کتاب مخصوص اهل هدایت است نه فاسقان، نمیدانید که چون نوح از پروردگار خود پرسید که براستی پسرم از اهل من بود و وعده تو حقست و تو أحک م الحاکمینی، و این از آن جهت بود که خدا باو وعده داده بود او را و اهلش را نجات دهد خدا در جواب نوح فرمود ای نوح او از اهل تو نبود او یک عمل ناشایسته بود مپرس از من آنچه ندانی من تو را پند دهم که از نادانان نباشی، مأمون عرضکرد عترت را بر دیگران فضلی است؟ أبو الحسن فرمود: خدا فضل عترت را بر دیگران آشکار ساخته در کتاب محکمش، مأمون گفت در کجای قرآنست؟ امام رضا (ع) فرمود در قول خدا (آل عمران- 34) براستی خدا برگزید آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان ذریه ای که برخی از برخیند و خدا در جای دیگر فرمود (نساء- 54) بلکه حسد بر مردم بردند نسبت بدان چه از فضل خود ب آنها داد بتحقیق دادیم ب آل ابراهیم کتاب و حکمت و دادیم ب آنها ملکی بزرگ، سپس در دنبال آن خطاب بسایر مؤمنان کرده و فرمود: ایا کسانی که گرویدید فرمانبرید از خدا و رسولش و از اولو الامر بر شما، مقصود همانها است که آنها را قرین کتاب و حکمت ساخت و بر آنها حسد برند و منظور از گفته او بلکه حسد بردند مردم را بر آنچه خدا ب آنها داده از فضل خود، و ب آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و ملک عظیم، مقصود طاعت برای مصطفین طاهرین است و مقصود از ملک حق طاعت است برای آنها علماء گفتند بفرمائید بدانیم که خدا اصطفاء را در خود قرآن تفسیر کرده است؟
فرمود: اصطفاء را در ظاهر قابل فهم نه، در باطن و حقیقت دور از فهم در دوازده جای قرآن بیان کرده:
1- (شعراء- 214) انذار کن ای محمد خویشان نزدیکت را و تبار اخلاصمندت را- چنین است در قرائت ابی بن کعب و ثبت است در مصحف عبد اللَّه بن مسعود، و این منزله بلند و فضل بزرگ و شرفی والا است چون که خدای عز و جل بدان قصد آل کرده است و بیاد رسول خدا (ص) آورده این یکی است.
2- گفته خدای عز و جل (احزاب- 23) همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی شما را پاکیزه کند- و این فضلی است که هیچ معاندی منکر آن نتواند شد زیرا فضل بعد از پاکی است که توقع میرود.
3- آنجا که خدا خلق پاک خود را امتیاز داد و بپیغمبرش دستور مباهله داد در آیه مباهله و فرمود (مائده- 67) بگو ای محمد بیائید دعوت کنیم پسران خود را و پسران خودتان و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را و مباهله کنیم و لعنت خدا را از آن دروغگو سازیم، پیغمبر علی و حسن و حسین و فاطمه (ص) را بیرون برد و خود را با آنها قرین نمود، میدانید معنی گفته خدا (أنفسنا و أنفسکم) چیست؟ علمای حاضر گفتند مقصود خود او است، أبو الحسن (ع) فرمود خطا رفتید مقصودش علی بن ابی طالب است و دلیلش آنست که پیغمبر فرمود بنو ولیعه دست بردارند و گر نه بر سر آنها فرستم شخصی را که چون خود من است، مقصودش علی بن ابی طالب بود این خصوصیتی است که احدی
از آن پیش نیفتد و فضلی است که بشری بدان نرسد و شرافتی است که فوق آن برای آفریده ای نباشد که علی را چون خود نموده.
4- همه مردم را از مسجد بیرون کرد جز عترت را تا مردم بسخن آمدند و عباس بپیغمبر عرض کرد:
یا رسول اللَّه علی را گذاشتی و ما را بیرون کردی؟ فرمود من او را نگذاشتم و من شما را بیرون نکردم خدا او را گذاشت و شما را بیرون کرد، و در اینجا است شرح گفتار او که ای علی تو نسبت بمن چون هارونی نسبت بموسی. علماء گفتند این تناسب در کجای قرآنست؟ فرمود از قرآن برای شما آیه آن را میخوانم، گفتند: بفرما، فرمود: قول خدای عز و جل (یونس- 87) بموسی و برادرش وحی کردیم که در مصر خانه ها برای قوم خود بسازید و خانه های خود را قبله آنها کنید در این آیه مقام هرون نسبت بموسی مندرج است و در آن مقام علی نسبت برسول خدا است و با این دلیل روشنی است که گفتار رسول خدا است که فرمود: این مسجد برای جنب حلال نیست جز محمد و آلش.
علماء گفتند: یا ابا الحسن این شرح و بیان جز نزد شما خاندان بدست نیاید که اهل بیت و رسول خدائید، فرمود: کی تواند آن را انکار کند؟ با اینکه رسول خدا میفرماید: من شهر حکمتم و علی در آنست هر که شهر را خواهد باید از در آن آید، در آنچه از فضل و شرف و تقدم و اصطفاء و طهارت گفتیم بس است و معاندی نتواند آن را انکار کند و للَّه الحمد علی ذلک.
5- گفتار خدای عز و جل (الروم- 28) بده بذی القربی حقش را- خصوصیتی است که خدا مخصوص آنها کرده است و آنها را از میان امت برگزیده چون این آیه بر رسول خدا (ص) نازل شد فرمود فاطمه را نزد من بخوانید، فاطمه را دعوت کردند، فرمود ای فاطمه، عرضکرد لبیک یا رسول اللَّه، فرمود: این فدک است که با قوه قشون اسب سوار و شتر سوار فتح نشده و مخصوص من است و بمسلمانان ربطی ندارد بدستور خدا من آن را بتو دادم آن را برای خود و فرزندانت بگیر.
6- قول خدا (شوری 23):
بگو از شما مزدی نخواهم جز دوستی با خویشان، این خصوصیت تا قیامت از پیغمبر است و خصوصیت آل است نه دیگران برای آنکه خدا در داستان نوح فرمود بقومت بگو من از شما مالی نخواهم همانا مزد من با خدا است و من مؤمنان را از خود نرانم آنان که ایمان آوردند زیرا آنها با پروردگار خود برخورند ولی من شما را مردم نادانی میدانم و خدا از هود (ع) هم نقل کرده که فرمود من از شما مزدی نخواهم همانا مزد من با کسی است مرا آفریده آیا اندیشه ندارید؟ و خدا به پیغمبر خود هم فرمود بگو ای محمد من از شما مزدی نخواهم جز مودت ذوی القربی و خدا مودت آنها را واجب نکرده تا دانسته که آنها هرگز از این برنگردند و بگمراهی باز نشوند و مطلب دیگر اینست که اگر مردی را دوست دارد و دشمن یکی از خاندانش باشد دل آن مرد درست نیست خدا خواست که در دل رسول خدا (ص) نسبت بمؤمنان هیچ نگرانی نباشد و مودة ذوی القرباء را بر آنها فرض کرد و هر که بدان عمل کند رسول خدا و خاندانش را دوست داشته باشد و رسول خدا نمیتواند او را دشمن دارد و هر که بر خلاف آن باشد بر رسول خدا (ص) است که او را دشمن دارد زیرا فریضه الهیه را ترک کرده، کدام فضل و شرف با این برابر است؟ که خدا این آیه را به پیغمبرش فرستاد قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی و رسول خدا در میان اصحابش بپا ایستاد و حمد و ثنای خدا نمود و فرمود آیا مردم خدا برای من بر شما چیزی فرض کرده است آیا آن را ادا کنید کسی جوابش را نداد، فرمود ای مردم بدانید که آن طلا و نقره و خوردنی و نوشیدنی نیست؟
گفتند بفرمائید چیست؟ و این آیه را بر آنها خواند و گفتند اگر اینست آری و بیشترشان ب آن وفا نکردند، خدا پیغمبری مبعوث نکرد جز آنکه باو وحی کرد از قوم خود مزدی نخواهد زیرا خدا خودش مزد پیغمبران را میدهد ولی برای محمد مودت ذوی القرباء را فرض کرد بر امتش و باو دستور داد که کار امامت را در ذو القربی مقرر کند تا ادا کنند حق ذوی القربی بشناختن فضل آنها که خدا برشان واجب کرده زیرا مودت و دوستی باندازه فضیلت است چون خدا آن را واجب کرد سنگین شد چون وجوب طاعت سنگین است، جمعی که خدا عهد وفاداری از آنها گرفته بود بدان متمسک شدند و اهل شقاق و نفاق با آن عناد کردند و بناروا تاویلش نمودند و از آن حدی که خدا مقرر کرده بود منحرفش کردند و گفتند خویشان پیغمبر همه عربند و همه مسلمانان و بهر حال ما میدانیم که مودة از آن قرابت است و اقرب به پیغمبر اولی بمودتست و هر چه خویشی نزدیکتر باشد مودت باندازه آن لازمتر است و در باره پیغمبر نسبت بخاندانش بانصاف رفتار نکردند و مهر و منتی که خدا بر امتش نهاد و زبان از بیانش عاجز است و از شکر آن در ذریه او مراعات نکردند که او را نسبت بخاندانش نیازارند و آنها را چون چشم در سر محترم شمارند بحرمت رسول خدا و دوستی او با آنکه قرآن و اخبار ب آن ناطق است و بدان دعوت کنند و گویند که آنان اهل مودتند و کسانیند که خدا مودت آنها را فرض کرده و وعده پاداش بدان داده و کسی نیست که بدان وفا کند از روی ایمان و اخلاص جز آنکه بهشت بر او واجب است برای آنکه خدا در همین آیه مودت فرمود آن کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در باغهای بهشتند و هر چه خواهند نزد پروردگار خود دارند اینست آن فضیلت بزرگ و اینست که بدان مژده میدهد خدا بندگانش را که گرویدند و عمل صالح کردند بگو من از شما مزدی نخواهم جز دوستی ذوی القربی با تفسیر و بیان. سپس امام هشتم فرمود پدرم از جدش از پدرانش برای من باز گفت که حسین بن علی (ع) فرمود مهاجر و انصار همه نزد رسول خدا (ص) جمع شدند و بعرض رساندند که یا رسول اللَّه تو برای هزینه خودت و واردینت نفقه لازم داری مال و جان ما همه در اختیار تو است هر چه خواهی دستور ده در باره آن بخواست تمنای ما هر چه خواهی ببخش و هر چه خواهی بگذار هیچ حرجی نداری فرمود خدا روح الامین را بر وی نازل کرد و گفت ای محمد بگو از شماها مزدی نخواهم جز دوستی خویشانم یعنی پس از من ادای حق خویشانم کنید همه بیرون شدند و منافقان گفتند علت آنکه رسول خدا آنچه را عرضه داشتیم نپذیرفت این بود که ما را بعد از خودش ترغیب بقرابتش کند این موضوع را فی المجلس بخدا افترا بست و این گفتار آنها بسیار بزرگ بود و خدا این آیه را فرستاد (احقاف- 8) بلکه گویند آن را افترا بسته بگو اگر افترا بسته بگو اگر افترا بستم شما از طرف خدا مالک چیزی نسبت بمن نیستید او بهتر میداند که چه گوئید او بس است گواه میان من و شما و او آمرزنده است و مهربان پیغمبر آنها را احضار کرد و فرمود تازه ایست؟ گفتند آری یا رسول اللَّه بعضی از ماها سخن درشت و ناهمواری گفت که ما را بد آمد رسول خدا (ص) آن آیه را بر آنها تلاوت کرد و بسختی گریستند و خدا این آیه را فرستاد (شوری- 25) او است که بپذیرد توبه بندگانش را و بگذرد از بدکرداری و بداند چه میکنند.
7- گفتار خدا (سوره احزاب- 56):
براستی خدا و فرشتگانش صلوات فرستند بر پیغمبر ایا کسانی که ایمان آوردید صلوات فرستید بر او و درود فراوان، معاندان دانستند که چون این آیه نازل شد عرض شد یا رسول اللَّه ما سلام بر تو را دانستیم ولی چگونه صلوات بر تو فرستیم فرمود بگوئید خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم براستی تو حمید و مجیدی ایا گروه مردم میان شما در این اختلافی است؟ گفتند نه مامون گفت در آن اصلا خلافی نیست و مورد اجماع است آیا نزد تو در باره آل چیزی واضح تر از این در قرآن هست ای أبو الحسن؟ فرمود آری بمن خبر دهید از قول خدای عز و جل یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ مقصود از یس کیست؟ علماء گفتند مقصود از آن محمد است و کسی در آن شک ندارد امام رضا (ع) فرمود پس خدا بمحمد و آل محمد فضلی داده که احدی بکنه آن نرسد جز آنکه اندیشه آن تواند کرد و این برای آنست که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است سلام بر نوح در عالمیان و فرمود سلام بر ابراهیم و سلام بر موسی و هرون و نفرموده سلام بر آل نوح و سلام بر آل موسی و بر آل ابراهیم ولی فرمود سلام بر آل یاسین یعنی آل محمد مأمون گفت دانستم که در معدن نبوت شرح و بیان آن موجود است.
8- قول خدای عز و جل (انفال- 41):
بدانید که هر چه غنیمت آرید برای خداست خمس آن
و برای رسول و ذی القربی این تاکید مؤکد و سند ثابتی است برای آنها تا قیامت مندرج در کتاب خدا که ناطق بحق است و باطل از پس و پیش در آن راه ندارد تنزیل از حکیم حمید است و اما اینکه فرمود برای یتامی و مساکین است یتیم چون بالغ شود از حکم غنیمت بیرونست و بهره ندارد و همچنان فقیر و مسکین چون ثروتمند شوند بهره از غنیمت ندارند و حلال نیست از آن اخذ کنند ولی سهم ذوی القربی تا قیامت بر پا است برای غنی و فقیر آنها زیرا کسی از خدا غنی تر نیست و نه از رسول خدا و خدا برای خود و رسولش با ذی القربی سهمی مقرر ساخته و آنچه را برای خود و رسولش پسندیده برای آنها هم پسندیده و در غنیمت مجری کرده و بخودش جل جلاله آغاز نموده.
و سپس برسول و باز بدانها و سهم آنها را مقرون سهم خدا و رسولش کرده و همچنانست در وجوب طاعت فرموده (نساء- 59) ایا کسانی که گرویدید فرمانبرید از خدا و فرمانبرید از رسول و اولو الامر خود بخود، آغاز کرده سپس برسولش و سپس بخاندانش و همچنین است آیه ولایت (مائده- 55) همانا ولی شما خداست و رسولش و آنان که گرویدند ولایت آنها را باطاعت رسول مقرون بطاعت خود ساخته چنانچه سهم آنها را با سهم رسول مقرون بسهم خود ساخته در غنیمت و فی ء چه بزرگ است نعمت او بر اهل این خانواده و چون داستان صدقه بمیان آمد خود و رسول خود و اهل بیت را از آن منزه نمود و فرمود (برائة- 60) همانا صدقات برای فقراء و مساکین است و کارمندان در آن و آنها که تالیف قلوب کنند و در بندگان و قرضداران و در راه خدا و برای ابن سبیل فریضه از طرف خدا، در اینجا درک کنی که خدای عز و جل سهمی برای خود مقرر نداشته و نه برای رسولش یا برای ذو القربی زیرا او چون خود را از صدقه منزه دانست رسول و اهل بیت او را هم منزه دانست بلکه آن را بر آنها حرام کرد و صدقه بر آل محمد حرام است و آن چرکهای کف مردم است و برای آنها حلال نیست زیرا آنها را از هر آلودگی و چرکی پاک کرده و چون آنها را خدا پاک کرد و برگزید پسندید برایشان آنچه را برای خود پسندید و بد داشت بر ایشان آنچه را برای خود بد داشت.
9- ما همان اهل ذکریم که خدا در کتاب محکمش فرموده (نحل- 43) بپرسید از اهل ذکر اگر شما نمیدانید، علماء گفتند مقصود از اهل ذکر یهود و نصاری است امام رضا (ع) فرمود سبحان اللَّه آیا این رواست؟ در این صورت بدین خود دعوت کنند و گویند از دین اسلام برتر است مأمون عرض کرد در این باره شما توضیحی دارید بخلاف آنچه گفتند؟ فرمود آری مقصود از ذکر رسول خداست و ما اهل اوئیم و این را در سوره طلاق بیان کرده است (آیه 10) بتحقیق خدا بر شما نازل کرده ذکری و آن رسولی است که میخواند بر شما آیات روشن را، ذکر رسول خداست و ما اهل ذکریم.
10- گفته خدای عز و جل (نساء- 23) در آیه تحریم است!؟ حرامست بر شما مادرانتان و دخترانتان تا آخر آیه بمن بگوئید دختر من و دختر پسرم را نسل در نسل بر پیغمبر رواست که بزنی گیرد اگر زنده باشد؟ گفتند نه فرمود رسول خدا میتواند دختران شما را تزویج کند اگر زنده باشد؟ گفتند آری گفت این خود بیانی است زیرا من آل او هستم و شما آل او نیستید و اگر آلش بودید دخترانتان بر او حرام بود چنانچه دختران من بر او حرامست ما آل او هستیم و شما امت اوئید اینست فرق میان آل و امت که آل از او است و امت که از آل نباشد از او نیست.
11- گفته خدای تعالی در سوره مؤمن حکایت از گفتار مردی از آل فرعون، مردی مؤمن از خاندان فرعون که ایمانش را نهان میداشت گفت آیا میخواهید بکشید مردی را که می گوید پروردگار من خداست و معجزاتی هم برای شما آورده از پروردگارتان تا آخر آیه و آن مرد خاله زاده فرعون بود او را به نژاد فرعون متصف کرد نه بدینش و همچنان ما بنژاد و ولادت برسول خدا (ص) مخصوصیم و با عموم مردم در دیانت واردیم و این است فرق میان آل و امت.
12- گفتار خدای عز و جل (طه- 122) امر کن خاندانت را بنماز و بر آن صبر کن خدا ما را باین خصوصیت امتیاز داده که با امت مأمور اقامه نمازیم و بطور خصوصی هم مأموریم در برابر امت رسول خدا پس از نزول این آیه تا نه ماه هر روز وقت هر نماز در خانه علی و فاطمه می آمد و میفرمود الصلاة رحمکم اللَّه و خدا احدی از ذراری انبیاء را چنین کرامتی عطا نکرده که ما را گرامی داشته و مخصوص کرده است در میان خاندانش مأمون و علماء گفتند خدا شما اهل بیت را از امت جزای خیر دهد که ما در هر جا اشتباهی داریم شرح و بیانش را جز نزد شما بدست نیاوریم و صلی اللَّه علی محمد و آله و سلم کثیرا.