فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و ششم روز سه شنبه یازده روز از جمادی الآخرة سال 368مانده

1- سعید بن مسیب گفت:
هر روز جمعه امام چهارم در مسجد پیغمبر در پند مردم و ترک دنیا و تشویق ب آخرت این سخنرانی را مینمود و حفظ کردند و نوشتند میفرمود ایا مردم از خدا بپرهیزید و بدانید که باو برمیگردید و هر کس آنچه در این دنیا کرده حاضر بیند خوب باشد یا کردار بدی که تمنا کند کاش میان آن و او فرسنگها دور بود خدا شما را از خود بر حذر داشته، وای بر تو ای پسر آدم که در غفلتی و حساب ترا دارند ای پسر آدم مرگت شتابنده تر بهمه چیز است بسوی تو آزمند بتو رو آورده و ترا میجوید و نزدیک است بتو برسد و تو عمر خود را بسر کرده و ملک الموت جانت را گرفته باشد و بمنزل تنهائی بروی و روحت بتو برگردد و دو فرشته منکر و نکیر بر تو در آیند برای باز پرسی تو و امتحان سخت از تو هلا از اول چیزی که بپرسند از پروردگار تو است که او را بپرستی و از پیغمبرت که بتو فرستاده شده و از دینی که طبق آن عبادت کنی و از پیغمبری که فرمانش ببری و از کتابی که آن را تلاوت کنی و از امامی که دوستانه پیروی کنی سپس از عمرت که در چه صرف کردی و از مالت که از کجا آوردی و در چه خرج کردی وسیله دفاع فراهم کن و خود را بپا و آماده جواب باش پیش از آنکه بازپرسی و امتحان برسد اگر تو مؤمن و منقی و عارف بدینت هستی و پیرو راستگویانی و دوستدار اولیاء خدائی خدا دلیل بدهن تو گذارد و زبانت را بحق گویا کند و خوب جواب دهی و مژده بهشت و رضوان از خدا و مژده خیرات حسان دریابی و فرشتگان با گل و شادی از تو پیشواز کنند و اگر چنین نباشی زبانت بگیرد و دلیل تو بیهوده گردد و در پاسخ بمانی و نوید دوزخ گیری و فرشتگان عذاب تو را استقبال کنند با حمیم و سوزش جحیم، بدان ای پسر آدم که دنبال این پیشامد بزرگتر و برنده تر و دلگداز تریست که رستاخیز است روزی که همه مردم در آن جمع آیند و آن روزیست مشهود، خدا اولین و آخرین را در آن جمع کند آن روزی که در صور دمند و هر که در گور است برآرند روز پرشور که دلها بگلوگاه رسد و در هم باشند، روزی که از لغزش نگذرند و از احدی بهای یکنفر جرم نگیرند و عذری نپذیرند و توبه کسی قبول نشود و آن روز جز پاداش حسنات و کیفر بدکرداریها نباشد هر که مؤمن است و در این دنیا بوزن ذره کار خوب کرده آن را دریابد و اگر بوزن ذره کار بد کرده دریابد، ایا مردم از گناهان و نافرمانیها بر حذر باشید که خدا شما را از آن نهی کرده و بر حذر داشته در کتاب صادق و بیان ناطق از مکر خدا در امان نباشند و از سخت گیری او وقتی که شیطان لعین شما را بشهوترانی و کامجوئی در این دنیا میخواند زیرا خدا میفرماید براستی کسانی که تقوی پیشه کردند چون شیطان ولگردی بدانها رسید یادآور شوند و بینا باشند و دلهای خود را آکنده از ترس خدا کنید و بیاد آرید آنچه را در برگشت باو از ثواب شما وعده داده است و از کیفر دردناکش شما را ترسانده هر که از چیزی ترسد از آن بر کنار گردد و هر که از چیزی بر کنار گردد گرد آن نگردد، از غافلان مایلان ب آرایش زندگی دنیا نباشید تا از آنها باشید که توطئه بدکاری کنند و خدا فرموده (نخل- 46) آیا در امانند کسانی که توطئه بدکاری کنند از اینکه خدا آنها را بزمین فرو برد یا عذابی بدانها آید از آنجا که نفهمند یا خدا آنها را در ضمن گردششان مأخوذ دارد و نتوانند خودداری کنند یا آنها را بهراس مأخوذ دارد و براستی پروردگار شما مهر ورز و رحیم است.
حذر کنید از آنچه خدا شما را بر حذر داشته و پند گیرید از آنچه با ستمکاران کرده و در قرآن ثبت است و در امان نباشید که پاره ای از آنچه بستمکاران وعده کرده بر شما فرود آید بخدا شما پند داده شوید و خوشبخت کسی است که از دیگری پند گیرد خدا گوشزد شما کرده که با مردم ستمکار پیش از شما از شهرنشینان چه کرده آنجا که فرماید (انبیاء- 11) چند شهرها که در هم شکستیم که ستمکار بودند و پس از آنها مردم دیگر آفریدم، چون احساس عذاب ما کردند بناگاه در گریز شدند، نگریزید برگردید بهمان وضع خوشگذرانی خود و وطن خود شاید بازپرسی شوید چون عذاب بر آنها فرود آمد گفتند ای وای بر ما براستی ما ستمکارانیم این سخن را ادامه دادند تا آنها را خرد و خاموش کردیم و درو نمودیم، بخدا این یک پندیست برای شما و تخویفی اگر بپذیرید و بترسید- پس برگشت بگفتار خدا در باره گنهکاران که فرمود (انبیاء- 46) اگر یک دمی از عذاب خدا ب آنها رسد گویند ای وای بر ما براستی ما ستمکاریم اگر ای مردم بگوئید که مقصود خدا در این آیات مشرکانست چه گونه درست باشد که پس از آن فرماید ما در قیامت ترازوی عدل بنهیم و هیچ کس ستم نشود در چیزی و اگر بوزن دانه خردلی باشد آن را در حساب آوریم و همین بس که ما حسابگریم- بدانید ای بندگان خدا که برای مشرکان میزانی نصب نشود و دیوانی منتشر نگردد نامه اعمال برای مسلمانان منتشر می شود از خدا بپرهیزید ای بندگان خدا و بدانید که خدا این دنیا و نقد آن را برای هیچ کدام از دوستانش اختیار نکرده و آنها را بدان تشویق ننموده و نه در آرایش نقد آن و خرمی برون آن و همانا دنیا و اهلش را آفریده تا بیازماید که کدامشان برای آخرت بهتر کار کنند بحق خدا که برای شما در آن مثلها زده و آیاتی جور بجور آورده برای خردمندان ای مؤمنان شما از آنها باشید که تعقل کنند و توانی جز بوسیله خدا نیست و در آن بیرغبت باشید و خدا شما را در نقد دنیا بیرغبت نموده و براستی فرموده است (یونس 24) همانا مثل زندگی دنیا چون بارانی است که فروباریم از آسمان و بیامیزد با آن گیاه زمین تا آخر آیه ایا بندگان خدا از آن مردمی باشید که بیندیشند و تکیه بدنیا نکنید زیرا خدا بمحمد پیغمبرش فرموده تکیه نکنید ب آنها که ستم کنند تا آتش بگیرید و تکیه ب آرایش دنیا و آنچه در آنست ندهید مانند آنها که آن را خانه دائمی و وطن خود دانند زیرا دنیا خانه کوچیدن و قدر کفایت است و خانه کردار است از کارهای خوب توشه گیرید از آن، پیش از آنکه بیرون شوید و پیش از آنکه خدا اجازه ویرانی آن دهد و آن را ویران کند کسی که در آغاز آبادان نموده و آن را آغاز کرده و ولی میراث آنست و از خدا خواهم برای خود و شما کمک بر توشه گرفتن تقوی و زهد در دنیا خدا ما را و شما را از زاهدان در آرایش زندگی دنیای نقد مقرر سازد و از امیدواران و عمل کنندگان برای خاطر ثواب آخرت زیرا همانا ما با اوئیم و از آن اوئیم. 2- امام صادق (ع) فرمود دابه بر صاحبش هفت حق دارد، او را بیش از طاقت بار ننهد، پشت او را مجلس گفتگو نکند، چون منزل کرد اول بار او را علوفه دهد، داغ بر چهره او ننهد که تسبیح گوید، چون ب آب رسد او را آب دهد، اگر رم کرد او را نزند و اگر لغزید او را میتواند بزند زیرا او ببند آنچه شما نبینید.
3- اصبغ بن نباته گوید:
رکاب علی را که میخواست سوار شود گرفتم سر برداشت و لبخندی زد عرضکردم آقا سر برداشتی و لبخند زدی؟ فرمود آری! ای اصبغ من رکاب شهباء را برای رسول خدا (ص) گرفتم سر ب آسمان برداشت و لبخندی زد عرضکردم یا رسول اللَّه سر برداشتی و لبخند زدی فرمود ای علی کسی نیست که وقت سوار شدن آیة الکرسی بخواند و سپس بگوید.
استغفر اللَّه الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه
خدایا گناهانم را بیامرز گناهان را جز تو بیامرزد، جز آنکه سید کریم فرماید ای فرشتگانم بنده ام میداند که جز من گناهان را نیامرزد، گواه باشید که من گناهانش را آمرزیدم.
4- امام صادق (ع) فرمود:
اول نماز جماعتی که رسول خدا خواند تنها امیر المؤمنین با او بود ابو طالب ب آنها گذشت و جعفر همراهش بود باو گفت پسر جانم بپهلوی عموزاده ات وصل شو، چون رسول خدا احساس کرد که او بنماز ایستاد پیش ایستاد از آن رو ابو طالب شاد برگشت و میگفت.
علی و جعفرم پشت و پناهند - بگاه سختی و هنگام شدت
نسازم من پیمبر خوار و بیکس - نه فرزندم که باشد مرد همت
شما دست از محمد بر ندارید - ز باب و مام باشد بن عموتان
آن اول جماعت بود که در آن روز اقامه شد.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
نزدیکتر شما بمن فردای قیامت و مستحق تر شما بشفاعت من راستگوتر و اداکننده تر امانت و خوش خلق تر و نزدیکتر شما است بمردم.
6- امام صادق (ع) فرمود:
در این میان که رسول خدا (ص) با برخی اصحابش در یکی از راههای مدینه میرفت ناگهان پا از رکاب خالی کرد و روی زمین بسجده افتاد و سجده ای طولانی کرد و سر برداشت و باز سوار شد اصحابش سبب پرسیدند فرمود جبرئیل نزد من آمد و از پروردگارم بمن سلام رسانید و بمن مژده داد که خدا مرا در امتم رسوا نکند مالی نداشتم بشکرانه آن صدقه دهم و بنده ای نداشتم آزاد کنم و خواستم شکر پروردگار عز و جلم را کرده باشم.
7- رسول خدا فرمود:
هر کدام شما در دنیا قنوتش طولانی تر باشد در قیامت آسایش طولانی تر دارد.
8- هرون الرشید بامام موسی کاظم نوشت:
مرا پندی ده و مختصر کن، در جوابش نوشت چیزی نیست که چشمت بیند جز در آن پندیست.

مجلس هفتاد و هفتم جمعه هشت روز از جمادی الآخرة 368 مانده

1- رسول خدا (ص) فرمود:
از مثلهای پیغمبران نمانده جز همین که مردم گویند در صورتی که شرم نداری هر چه خواهی بکن.
2- امام ششم فرمود:
قومی نزد پیغمبر خدا آمدند و گفتند دعا کن پروردگار ما مرگ را از ما بردارد برای آنان دعا کرد و خدای تبارک و تعالی مرگ را از میانشان برداشت و بسیار شدند تا جا بر آنها تنگ شد و نسل فراوان شد و صبح که میشد هر مردی باید پدر و مادر و تا جد سیم را خوراک دهد و وضوء فراهم کند و وارسی کند و از طلب معاش باز ماندند و نزد آن پیغمبر آمدند و گفتند از پروردگارت بخواه که ما را بهمان عمرهای خود برگرداند او از خدا خواست و آنها را بعمرهاشان برگرداند.
3- ابن عباس در تفسیر قول خدا (اعراف- 143) چون بهوش آمد گفت:
منزهی تو من بتو بازگشتم و اول مؤمنم فرمود خدای سبحان میفرماید یعنی توبه کردم که از تو خواهش رؤیت کنم و اول
مؤمنم که تو دیده نشوی.
4- امام صادق (ع) فرمود:
چون موسی بطور برای مناجات رفت عرضکرد پروردگارا خزائن خود را بمن بنما فرمود ای موسی خزائن من همین است که هر چه خواهم گویم باش و میباشد.
5- امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران گفت پروردگارا بمن سفارش کن تا سه بار در جوابش فرمود تو را بخودم سفارش کنم و بار چهارم و پنجم او را بمادرش سفارش کرد و بار ششم سفارش پدر را باو کرد و از اینجا است که مادر دو ثلث حق نیکی فرزند را برد و پدر یک ثلث.
6- امام صادق (ع) فرمود:
خدا در آنچه بموسی وحی کرد فرمود ای موسی جامه کهنه و پاکدل و خانه نشین و شب افروز باش در آسمانها تو را بشناسند و از مردم زمین نهان باش، ای موسی مبادا لج بازی کنی و بی حاجت براهی بروی و بی سبب بخندی، ای پسر عمران بر خطای خود گریه کن.
7- امام صادق (ع) فرمود:
نوح (ع) دو هزار و پانصد سال عمر کرد هشتصد و پنجاه سال پیش از نبوت و نهصد و پنجاه سال بدعوت قوم خود مشغول بود و دویست سال در کشتی کار میکرد تا آن را ساخت و پانصد سال پس از نزول از کشتی و خشکیدن آب تا شهرها ساخت و فرزندانش را در آنها جا داد سپس زیر آفتاب بود که عزرائیل نزد او آمد و گفت سلام بر تو نوح جواب داد و گفت ای ملک الموت چه کاری داری؟ گفت آمدم جانت را بگیرم فرمود بمن مهلت میدهی زیر سایه روم؟ گفت آری نوح نقل مکان کرد و فرمود ای ملک الموت این عمری که کردم باندازه همین از زیر آفتاب بسایه آمدن بود آنچه دستور داری اجراء کن فرمود جانش را گرفت.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
عیسی بگوری گذشت که صاحبش را عذاب میکردند و سال دیگر بر آن گذشت و عذاب نداشت عرضکرد پروردگار پارسال باین گور گذشتم و صاحبش معذب بود و امسال عذابی ندارد خدا باو وحی کرد ای روح اللَّه فرزند صالحی داشت که بالغ شده راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد او را بخاطر کار پسرش آمرزیدم، عیسی بن مریم بیحیی فرمود اگر عیبی که داری بگویند گناهت را بیادت آوردند از آن خدا را آمرزشخواه و اگر بتو تهمت عیبی زنند حسنه ای برایت نوشته شود که رنج آن نبردی.
9- حسن بن علی (ع) فرمود:
هیچ پرچمی جلو امیر المؤمنین نیامد که با آن نبرد کرد جز آنکه
خدا سرنگونش ساخت و یارانش مغلوب شدند و بخواری برگشتند و امیر المؤمنین با ذو الفقار بر احدی نزد که نجات یافته باشد و چون نبرد میکرد جبرئیل سمت راستش بود و میکائیل سمت چپش و ملک الموت برابرش. 10- عبد اللَّه بن عمرو بن عاص گفت روز خیبر پیغمبر پرچم را بیکی از اصحابش داد و گریزان برگشت و یاران او را میترسانید و آنها وی را ترسو میخواندند که با پرچم شکست خورده برگشته، رسول خدا (ص) فرمود فردا پرچم را بمردی دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و برنگردد تا بدست او فتح شود صبح که شد فرمود علی را نزد من بخوانید، گفتند یا رسول اللَّه چشمش درد میکند گفت او را بخوانید چون آمد پیغمبر آب دهان بدیده اش انداخت و فرمود: خدایا گرما و سرما را از او بگردان و پرچم را بدست او داد و رفت و نزد رسول خدا (ص) برنگشت مگر با فتح خیبر گفت چون علی بقلعه غموص نزدیک شد دشمنان خدا از یهود او را به تیر و سنگ میزدند و او پیش میرفت تا خود را بدر قلعه رسانید و خشمناک پا از رکاب تهی کرد و پیاده شد و عتبه در را گرفت و آن را از جا کند و چهل ذراع پشت سر خود پرتاب کرد ابن عمر گفت ما از اینکه خدا قلعه را بدست علی گشود تعجب نکردیم و از این در عجب شدیم که چگونه در را کند و چهل ذراع پشت سر انداخت با اینکه چهل مرد خواستند او را بردارند و نتوانستند، پیغمبر از سر آن خبر داد و فرمود چهل فرشته با او در کندن در کمک کردند و روایت شده که امیر المؤمنین در ضمن نامه خود سهل بن حنیف نوشت من در خیبر را نکندم و چهل ذراع بعقب اندازم بتوانای تنی و نیروی غذائی بلکه از قدرت ملکوتی و جان خدا پرورده ای کمک گرفتم من نسبت باحمد پرتوی هستم، بخدا اگر همه عرب برای نبرد با من همدست شوند از آنها نگریزم و اگر فرصت بدست آید همه را گردن زنم هر که از من نهراسد مرگش گریبانگیر است و دلش در پیشامدها برجا است.

مجلس هفتاد و هشتم روز سه شنبه چهار روز از جمادی الآخرة 368 مانده

1- از امام صادق (ع) در پندهای خدا بعیسی بن مریم:
ای عیسی من پروردگار تو و پدران توام یک نام دارم یگانه و تنهایم درآفریدن هر چیزی و هر چیز کار من است و همه خلقم بمن گروند،
ای عیسی تو بامر من مسیحی تو باذن من پرنده گلی بسازی تو بسخن من مرده ها را زنده کنی بمن مشتاق باش و از من بترس که از من جز خودم پناهی نداری، ای عیسی سفارش مهرورزانه بتو کنم تو از من مستحق مقام ولایت شدی، در سالخوردگی مبارکی و در کودکی هر جا باشی مبارکی، من گواهم که تو بنده من و کنیز زاده منی، ای عیسی مرا در خاطرت چون خود اهمیت بده و یادم را ذخیره معادت کن و با نوافل بمن تقربجو، بر من توکل کن تا کفایتت کنم و بر دیگری تکیه مکن که ترا وانهم، ای عیسی ببلا صبر کن و بقضاء راضی باش و مرا از خود شاد کن شادی من در اینست که فرمانم برند و نافرمانی نکنند، ای عیسی یاد مرا با زبانت زنده دار و مهرم در دلت بپرور، ای عیسی در هنگام غفلت بیدار باش و بلطف حکمت قضاوت کن، ای عیسی مشتاق و ترسان باش و دلت را با خشیت بیامیز، ای عیسی شبت را دعا کن تا شادیم را جسته باشی و روزت را روزه باش برای حاجتی که بمن داری، ای عیسی در کار خیر پیشدستی کن تا هر جا روی خیرمند شناخته شوی ای عیسی میان بندگانم باندرز من حکم کن و بعدل من قیام کن که شفای هر دردی در درونها است از بیماری شیطانی را بتو نازل کردم، ای عیسی درست می گویم که کسی بمن ایمان ندارد مگر آنکه برایم خاشع است و کس خاشع برایم نباشد جز آنکه امید ثوابم دارد، و گواهت گیرم که او از کیفرم آسوده است تا دیگرگون نشود و سنت مرا تغییر ندهد، ای عیسی پسر بکر بتول بر خود گریه کن چون کسی که با خاندانش وداع کند و از دنیا بدش آید و آن را باهلش واگذارد و بدان چه نزد خداست رغبت کند، ای عیسی با این حال نرم سخن گو و آشکار سلام کن و بیدار باش آنگاه که دیده نیکان بخوابست برای حذر از معاد و لرزشهای سخت و هراسهای قیامت آنجا که خاندان و مال و فرزند سودی ندهند، ای عیسی بدیدگان خود سرمه غم کش آنگاه که بیهودگان میخندند، ای عیسی خاشع و صابر باش که خوشا بر تو اگر برسی بدان چه بصابران وعده داده اند، ای عیسی روز بروز از دنیا بیرون برو، مزه آنچه مزه اش رفته بچش براستی گویم که بهره تو از دنیا همان ساعت و روز تو است و از آن بقوت خشنود باش و بدرشت و ناهموار بساز که دیدی چه می شود آنچه برگیری نوشته شود و آنچه خرج کنی نوشته شود، ای عیسی تو مسئولی، بناتوان رحم کن چنو که تو را رحم کنم و بیتیم درشتی مکن، ای عیسی در نماز بر خود گریه کن و بجایگاه نماز گام بردار و لذت گفتار خود را با من دریاب که من با تو خوشرفتارم، ای عیسی چه بسیار مردمی که آنان را بگناهان گذشته شان هلاک کردم و تو را از آن نگهداشتم، ای عیسی بناتوان لطف کن و دیده کم بینت را ب آسمان بردار و مرا بخوان که من بتو نزدیکم و مرا نخوان جز بزاری و یک دل که هر گاه تو مرا چنین بخوانی ترا اجابت کنم، ای عیسی دنیا را نه پاداش و نه کیفر گذشتگان نساختم و نه کیفر کسی که از او انتقام گیرم، ای عیسی تو میروی و من میمانم روزیت نزد من است و موعد مرگت و بسوی من برگردی و حسابت با من است از من بخواه و از دیگری مخواه از تو دعا شاید و از من اجابت باید ای عیسی بشر چه بسیار است و شکیبا چه اندک، درخت فراوانست و خوبش کم است، از زیبائی درختی فریفته مشو تا میوه اش نچشی، ای عیسی عصیان متمرد بر من گولت نزند که روزی مرا میخورد و دیگری را میپرستد و در گرفتاری مرا میخواند و او را اجابت میکنم و باز بکردار خود برمیگردد آیا میتواند از من تمرد کند آیا خشم مرا خواهانست؟ بخودم قسم که او را چنان مأخوذ دارم که راه نجاتی نداشته باشد و پناهی جز من نتواند از آسمان و زمینم کجا می گریزد، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو تا حرام در دامن دارید و بت در خانه مرا نخوانید که من سوگند خوردم هر که دعایم کند مستجاب کنم و اجابت آنها را لعنت بر آنها سازم تا از هم بپاشند، ای عیسی تا چند خوشبین باشم و خوشجو و این مردم در غفلت بسر برند و بر نگردند، سخن از دهانشان بیرون آید و بدلشان اثر نبخشد، خود را بخشم من کشند و بنام من نزد مؤمنان دوست سازند، ای عیسی زبانت در نهان و عیان یکی باشد و دل و دیده ات هم چنان باشد، دل و زبانت از حرام درکش و چشم از آنچه خوب نیست بپوش چه بسا بیننده ای که بیک نگاه در دلش شهوتی بکارد و خود را بهلاکت اندازد، ای عیسی رحیم و مهر ورز باش و با مردم چنان باش که خواهی با تو چنان باشند، بسیار یاد مرگ و جدائی از خاندان باش بازی مکن که بازی تباهی آرد، غفلت مورز که غافل از من دور است با اعمال خوب یاد من کن تا یادت کنم، ای عیسی پس از گناه بمن باز گرد و توبه کنها را بحساب من یاد آور و بمن ایمان دار و بمؤمنان نزدیک باش و ب آنها دستور بده مرا با تو یاد کنند، از نفرین ستمدیده بر حذر باش که با خود عهد کردم دری از آسمان برویش بگشایم و او را اجابت کنم گرچه پس از مدتی باشد، ای عیسی بدان که همنشین بد گمراه میکند و قرین بد هلاک میکند بفهم با که همنشین نشوی و برای خود برادران با ایمانی برگزین، ای عیسی بمن بازگرد که هیچ گناهی نزد من برای آمرزش بزرگ نیست و من ارحم الراحمینم، ای عیسی تا از مرگ مهلتی داری برای خود کاری کن پیش از آنکه دیگری برایت نکند، مرا بپرست برای روز هزار سال که من حسنه را چند برابر پاداش دهم و گناه صاحبش را هلاک کند در کار خیر رقابت کن که بسا مجلسی است که اهلش برخیزند و از دوزخ در پناه باشند ای عیسی در آنچه فنا شود بیرغبت باش و گام بر آثار آنها که پیش از تو بودند بنه و آنها را بخوان و با آنها راز گو ببین احدی از آنها احساس میکند، از آنها پند گیر و بدان که تو هم ب آنها میرسی، ای عیسی بگو ب آن که بنافرمانی تمرد کند و مسامحه نماید باید متوقع کیفر من و منتظر هلاک باشی و با هالکان میباشی، خوشا بر تو ای پسر مریم و خوشا بر تو گاهی کک متادب بادب معبود خود شوی که مهربانست و بتو آغاز نعمت نموده و گرامیت داشته و در سختیها بدادت رسیده ای عیسی نافرمانیش مکن که روا نباشد برایت من با تو عهد کردم چنانچه با آنها که پیش از تو بودند و خود گواه آنم، ای عیسی خلقی را بمانند دینم احترام نکردم و نعمتی چون رحمتم باو ندادم ای عیسی برون خود را با آب بشو و درونت را با حسنات که بمن باز گردی، ای عیسی آماده باش که هر چه آینده است نزدیک است با طهارت کتابم را بخوان و آواز حزینت را بمن بشنوان.
فرمود در ضمن پندهای خدا بعیسی بن مریم است که فرمود ای عیسی در مکر خود از مکرم آسوده مباش و در گناه تنهائی یادم فراموش مساز، ای عیسی بیدار باش و از رحمتم نومید مباش و با تسبیح گویان تسبیحم گوی و بگفتار خوش تقدیسم کن، ای عیسی دنیا زندانی است تنگ و بد بو و ناهموار و در آنست آنچه بینی که جباران پیشه کرده اند مبادا دل بدنیا دهی که هر نعمتش زائل است و نعمت آن اندک است، ای عیسی ملک از آن منت و بدست من و من ملکم اگر فرمانم بری ببهشتم برمت در جوار نیکان، ای عیسی چون غریقی مرا دعا کن که دادرسی ندارد، ای عیسی بنامم سوگند دروغ مخور که عرشم میلرزد از خشم، ای عیسی دنیا کوتاه عمر است و دراز آرزو و نزد من خانه ایست به از آنچه فراهم کنند، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو چه خواهید کرد وقتی که دفتری برای شما بر آرم که درست بگوید و آنچه نهان کردید عیان کند، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو روی خود شستید و دلهای خود چرکین کردید، بمن مغرورید یا بمن دلیری میکنید برای اهل دنیا بوی خوش میزنید و درونتان نزد من چون مردار گندیده است گویا شما مردمانی مرده اید، ای عیسی ب آنها بگو دست از کسب حرام بردارید و گوش از گفتار ناروا بربندید و دل بمن کنید که من صورت شما را نمیخواهم ای عیسی بحسنه شاد باش که خشنودی من آرد و از سیئه گریه کن که بخشم آردم، آنچه نخواهی با تو کنند با دیگران مکن اگر بگونه راستت سیلی زدند گونه چپ را پیش آر تا توانستی بدوستی بر من تقربجوی و از نادانها رو گردان، ای عیسی بستمکاران بنی اسرائیل بگو حکمت از ترس من گریانست و شما بخنده ناهنجار گوئید برات آزادی از من دارید یا نامه امان از عذابم یا خود را عمدا در معرض کیفرم آرید؟ بخودم سوگند شما را عبرت آیندگان سازم سپس ای پسر مریم بکر بتول من تو را سفارش کنم بسید رسولان و دوست خودم در میان آنان احمد صاحب شتر سرخ مو و روی ماه درخشان، پاکدل و سخت نبرد و شرمگین و مکرم که رحمت عالمیانست و سید اولاد آدم نزد من در روز ملاقاتم گرامیتر سابقانست و نزدیکتر رسولان بمن، عربی امی است و دیندار و صابر در راه من و مجاهد با مشرکان با تن خود بخاطر دینم ای عیسی بتو دستور دهم که خبر او را ببنی اسرائیل بدهی و ب آنها امر کنی او را تصدیق کنند و باو ایمان آرند و از او پیروی کنند و او را یاری دهند، عیسی گفت معبودا او کیست؟ فرمود ای عیسی باو راضی باش که رضای تو است عرضکرد خدایا باو راضیم او کیست؟ فرمود محمد رسول خدا است بر همه مردم از همه در مقام بمن نزدیکتر است و شفاعتش قبول تر خوشا بر او در نبوت و خوشا بر امتش که بروش او مرا ملاقات میکنند اهل زمین او را ستایند و اهل آسمان برایش آمرزشخواهند، امین است و میمون و پاکیزه بهتر ماضین و باقین است نزد من در آخر الزمان است چون ظهور کند آسمان پرده ها بر افکند و زمین گلهای خود را برویاند و بر هر چه دست نهد برکت کند زنهای بسیار گیرد و فرزند کم گذار، ساکن مکه است که جای بنیاد ابراهیم است، ای عیسی دینش یگانه پرستی است و قبله اش مکه است و از حزب من است و من همراه اویم خوشا بر او خوشا، کوثر دارد و بزرگترین مقام در بهشت عدن زندگانی بسیار گرامی دارد و شهید بمیرد حوضی دارد وسیع تر از مکه تا مطلع خورشید از نوشابه گوارا و سر بمهر، در آن بشمار ستاره های آسمان جام است آبش گوارا است و هر مزه و طعم هر میوه بهشت در آنست هر که شربتی از آن نوشد پس از آن هرگز تشنه نگردد او را در دوران فترت میان تو و او مبعوث کنم نهان و عیانش هم آهنگ است و گفتار و کردارش موافق است امر نکند بمردم جز آنچه خود آغاز کند، دینش جهاد است در دشواری و آسانی، بلاد منقاد او گردند و پادشاه روم برایش خاضع شود، کیش او کیش پدرش ابراهیم است، وقت خوردن بسم اللَّه گوید سلام بلند کند و نماز خواند وقتی مردم در خوابند برای او، هر روز پنج نماز پیاپی است که با تکبیر آغاز شود و با سلام ختم شود مانند فرشتگانم قدمها در نماز صف کند دلش برای من خاشع باشد نور در سینه او است و حق در زبانش و همه جا با حق است چشمش بخوابد و دلش بیدار است، شفاعت از آن او است و بامتش قیامت برپا شود هنگام بیعت با او دست من بر فراز او است و هر که بشکند بر خود شکسته و هر که وفا کند بهشت باو دهم تا ستمکاران بستمکاران بنی اسرائیل فرمانده کتب او را کهنه نگیرند و سنت او را تغییر دهند سلام باو برسانند که مقام بلندی دارد، ای عیسی تو را بهر چه عنت نزدیک کند رهنمائی کنم و هر چه تو را از من دور کند بر تو غدقن کردم تو خود را بپا، ای عیسی دنیا شیرینست و من تو را در آن گماردم تا مرا اطاعت کنی. از هر چه بر حذرت داشتم بر کنار باش و هر چه بتو دادم برگیر، در کار خود نگر چون بنده ای گنه کار خاطئ و در کار دیگران نگاه مکن چون پروردگار، در آن زاهد باش و بی رغبت تا رنج نبری ای عیسی تعقل و اندیشه کن و در اطراف زمین نگر که سرانجام ستمکاران چون شد، ای عیسی همه سفارشاتم اندرز تو است و همه گفتارم درست است و من حق روشنم و بدرستی می گویم اگر تو پس از آنکه اعلامت کردم نافرمانیم کنی جز من سرپرست و یاری نداری، ای عیسی دلت را با ترس رام دار و بپست تر از خود نگر و ببالا دست خود منگر و بدان که سر هر خطاء و گناهی دنیا دوستی است آن را دوست مگیر، ای عیسی دلت را با من پاک کن و در خلوتها بسیار یادم کن و بدان که شادیم در اینست که بدرگاهم نیاز آری و در این باره زنده باش و مرده مباش، ای عیسی چیزی را شریک من میاور و از من بر حذر باش و بتندرستی گول مخور و بر خود رشک مبر که دنیا چون سایه ایست رفتنی و آنچه پیش آید از آن چون گذشته آنست تا توانی در کارهای خیر رقابت کن و هر جا با حق باش و اگر تیکه شوی و ب آتش سوخته شوی پس از معرفت بمن کافر مشو و از نادانان مباش ای عیسی از دو دیده ات اشک بریز و از دلت بترس از من، ای عیسی در وقت سختی از من آمرزشخواه که من بداد گرفتاران رسم و بیچاره ها را اجابت کنم و من ارحم الراحمینم.