فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و پنجم روز جمعه نیمه جمادی الآخر 368

1- امام صادق فرمود:
عیسی بن مریم بجمعی گذشت که میگریستند، فرمود اینان بر چه
میگریند؟ گفتند بر گناهانشان، فرمود ترک کنند تا آمرزیده شوند، در حدیث امام رضا عیسی بن مریم بحواریین فرمود ای بنی اسرائیل بر آنچه از دنیا از دستتان برفت غم مخورید در صورتی که دین شما سالم است چنانچه دنیا داران بر دین از دست رفته خود غم نخورند وقتی دنیاشان بر جا است.
2- پیغمبر فرمود:
وقت هر نمازی رسد فرشته ای برابر مردم جار کشد برخیزید و آتشی که بر جان خود افروختید با نمازتان خاموش کنید.
3- از جابر بن عبد اللَّه انصاری پرسیدند:
از علی بن ابی طالب (ع) گفت به از خلق اولین و آخرین است جز پیغمبران و رسولان، چه گرامیند علی و امامان اولاد او پس از وی، سالم بن ابی جعد راوی حدیث گوید من باو گفتم چه گوئی در باره کسی که دشمنش دارد و کمش شمرد گفت دشمنش ندارد جز کافر و کمش نشمارد جز منافق گفتم چه گوئی در باره کسی که دوستدار او و ائمه اولاد او است پس از وی؟ گفت شیعیان علی و اولادش که امامان پس از اویند، ب آنها کامیاب و آسوده اند در قیامت سپس گفت چه رأی دهید در کسی که خروج کند و مردم را بضلالت بخواند کی از مردم باو نزدیکتر است گفتند پیروان و یارانش گفت اگر کسی قیام بدعوت بسوی حق کند کی در مردم باو نزدیکتر است؟ گفتند شیعیان و یارانش، گفت چنین است علی بن ابی طالب روز قیامت لواء حمد بدست دارد و نزدیکترین مردم باو شیعیان و انصار اویند.
5- امام صادق (ع) فرمود:
کسی که بیکی از موارد تهمت برود و متهم شود ملامت نکند جز خودش را. 6- امام باقر (ع) فرمود:
علی هر بامداد تازیانه بدوش همه بازارهای کوفه را یک یک بازرسی میکرد، تازیانه اش دو سر داشت و سبیبه نام داشت، بر سر هر بازاری میایستاد و فریاد می زد ای گروه تجار خیرجوئی از خدا را پیش دارید و ب آسانی عمل تیرک جوئید و بخریداران نزدیک شوید و خود را ببرد باری بیارائید و از دروغ و سوگند کنار باشید و از ستم بر کنار شوید و ستمدیده ها را انصاف کنید و گرد ربا مگردید پیمانه و ترازو را تمام بدهید و مال مردم را نکاهید و در زمین تباهی نکنید، در همه بازارهای کوفه گردش میکرد و این را میفرمود و سپس میسرود:
لذت برود ز هر که جوید آن را - از راه حرام و دائم ننگش ماند
انجام بدش بجا است در دنبالش - خیری نه بلذتی که دوزخ زاید
7- فرمود:
شیوه امیر المؤمنین در کوفه این بود که چون نماز عشاء را میخواند سه بار بمردم فریاد میکرد که همه میشنیدند میفرمود ای مردم بار ببندید خدا شما را رحمت کند بر شما جار کوچ کشیدند این چه روئی است که بدنیا دارید پس از جار کوچ از آن بار ببندید خدایتان رحمت کناد و بهترین توشه که دارید با خود بردارید که آن تقوی است بدانید راه شما بمعاد است و گذر شما بر صراط و بزرگتر هراس جلو راه شما است و گردنه سختی در پیش دارید و منازل هراسناکی که ناچارید از آن بگذرید و بر آن بپائید یا برحمت خدا نجات از هراس آن یابید و از خطر بزرگش و منظره دلخراش و آزمایش سخنش و یا بهلاکتی رسید که پس از آن جبرانی نیست.
8- ام سلمه به پیغمبر عرضکرد:
پدر و مادرم قربانت زنی دو شوهر کرده و همه بمیرند و ببهشت روند آن زن از کدامین شوهر است؟ فرمود ای ام سلمه برگزیند خوش خلق تر و زن پرورتر آنها را ای ام سلمه حسن خلق خیر دنیا و آخرت را با خود برده است.
9- یکی از اصحاب پیغمبر باو گفت:
یا رسول اللَّه چرا ما غم اولاد داریم و آنها غم ما ندارند؟
فرمود چون آنها از شمایند و شما از آنها نیستند.
10- امام صادق (ع) بعبد اللَّه بن ابی یعفور گفت:
ای عبد اللَّه چون نماز واجبی بخوانی در وقتش بخوان و با آن وداع کن که ترسی دیگر بدان نرسی و دیده بر جای سجده ات انداز اگر بدانی سمت دست راستت و در دست چپت کیست نماز خوب میخوانی بدان که در برابر کسی هستی که تو را ببیند و او را نبینی.
11- مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و عرضکرد:
یا رسول اللَّه گناهم بسیار و کارم سست است رسول خدا (ص) فرمود بسیار سجده کن که گناهت را بریزد چنانچه باد برگ درخت را.
12- امام صادق (ع) فرمود:
مؤمن خواب هولناک ببیند و گناهش بریزد و تنش خواری کشد و گناهانش آمرزیده شود.
13- فرمود:
عیسی بجمعی گذشت که شادی میکردند، فرمود اینها را چه شده عرض شد یا روح اللَّه امشب دختری را برای مردی برند و اینها شادند، فرمود امروز شادند و فردا گریان یکی از آنها گفت چرا یا رسول اللَّه؟ فرمود چون عروس آنها امشب بمیرد پیروانش گفتند خدا و رسولش راستگویند و منافقان گفتند فردا نزدیک است صبح که شد آمدند و او را زنده دیدند و چیزی رخ نداده بود گفتند یا روح دختری که دیروز گفتی میمیرد نمرده عیسی فرمود خدا هر چه خواهد کند ما را نزد او برید در رفتن بیکدیگر پیشی گرفتند تا در را زدند شوهرش بیرون آمد عیسی باو گفت از بانویت اجازه گیر برای من نزد او رفت و گفت روح اللَّه و کلمة اللَّه با جمعی بر در خانه انتظار تو را دارند چادر بر سر کرد و آمد عیسی باو فرمود امشب چه کار خیری کردی؟ گفت آنچه کردم پیش از آنهم میکردم، هر شب جمعه سائلی بر ما گذر میکرد و خوراک تا شب جمعه دیگر را باو میدادیم دیشب آمد و من بکار خود مشغول بودم و فامیلم شغلها داشتند فریاد کرد کسی جوابش نداد و باز فریاد کرد و جواب نشنید تا چند بار فریاد زد من که آوازش را شنیدم بوضع ناشناسی برخاستم و باندازه معهود باو رساندم عیسی فرمود از مجلس خود بکنار رو و بناگاه زیر جامه او یک افعی بود چون تنه خرما که دم خود را گاز گرفته بود عیسی فرمود بدان چه کردی خدا این بلا را از تو گردانید.
14- محمد بن منکدر گفت:
عون بن عبد اللَّه بن مسعود بیمار شد رفتم بعیادتش گفت حدیثی از عبد اللَّه بن مسعود برایت باز نگویم؟ گفتم چرا گفت عبد اللَّه بن مسعود گفت در این میان که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم لبخندی زد گفتم یا رسول اللَّه برای چه تبسم کردی؟ فرمود در عجب شدم از مؤمن و بی تابیش از بیماری اگر میدانست در بیماری نزد خدا چه اجری دارد دوست داشت همیشه بیمار باشد تا خدا را ملاقات کند.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که روز پنجشنبه و شب جمعه مسجد را بروبد و باندازه گردی که بچشم کشند خاکروبه از آن بیرون برد آمرزیده شود.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که حدیثش قرآنست و خانه اش مسجد است خدا برایش خانه ای در بهشت بسازد.
17- فرمود:
هر که در مسجد اذان را بشنود و بی عذر بیرون رود منافق است مگر بقصد برگشت.
18- ابو جرول زهیر سردار قبیله خود گوید:
روز فتح خیبر رسول خدا ما را اسیر کرد در این میان که زنان و مردان را جدا میکردند من جستم و برابر رسول خدا (ص) نشستم و شعری برایش گفتم که دوران جوانی و نشو و نمای او را در هوازن و هنگامی که شیرش میدادند یاد او آوردم و این قطعه را سرودم.
کرم کن ای رسول اللَّه بر ما تو مردی و بتو امیدواریم
بنه منت بجمعی از قدر لخت - که پاشیده ز هم عبرت شعاریم
بجا از جنگ جار حزن برما است - همه افسردگان و دلفکاریم
اگر نشر کرم جبران نسازد - ز لطفت جملگی زار و نزاریم
ایا خیر البشر در برد باری - بگاه امتحان دل با تو داریم
بنه منت بزنهائی که بودند - تو را دایه چه بودی شیرخواره
بگاه کودکی دادند شیرت - که بودی طفلکی شیرین قواره
توئی بهتر یلی کش اسب برداشت - چه بارد جنگ برگردان شراره
منه ما را زبون بی پرستار - که ما هستیم ایلی ماه پاره
همه شاکر بنعمتها که کفران - شود ما راست روزی در شماره
تو بگذر زانکه شیرت داده دیروز - گذشت تو شهیر هر دیاره
امید ما بعفو تو است امروز - که رهبر از گذشت افتاده پیروز
خدا بخشد بما آنچه تو بخشی - برستاخیز کانجائی تو فیروز
رسول خدا (ص) فرمود من بهره خود و اولاد عبد المطلب را بشما واگذاشتم، انصار هم گفتند هر چه از آن ما است از خدا و رسول او است و آنچه از اولاد و اموال در دست داشتند بمارد کردند.

مجلس هفتاد و ششم روز سه شنبه یازده روز از جمادی الآخرة سال 368مانده

1- سعید بن مسیب گفت:
هر روز جمعه امام چهارم در مسجد پیغمبر در پند مردم و ترک دنیا و تشویق ب آخرت این سخنرانی را مینمود و حفظ کردند و نوشتند میفرمود ایا مردم از خدا بپرهیزید و بدانید که باو برمیگردید و هر کس آنچه در این دنیا کرده حاضر بیند خوب باشد یا کردار بدی که تمنا کند کاش میان آن و او فرسنگها دور بود خدا شما را از خود بر حذر داشته، وای بر تو ای پسر آدم که در غفلتی و حساب ترا دارند ای پسر آدم مرگت شتابنده تر بهمه چیز است بسوی تو آزمند بتو رو آورده و ترا میجوید و نزدیک است بتو برسد و تو عمر خود را بسر کرده و ملک الموت جانت را گرفته باشد و بمنزل تنهائی بروی و روحت بتو برگردد و دو فرشته منکر و نکیر بر تو در آیند برای باز پرسی تو و امتحان سخت از تو هلا از اول چیزی که بپرسند از پروردگار تو است که او را بپرستی و از پیغمبرت که بتو فرستاده شده و از دینی که طبق آن عبادت کنی و از پیغمبری که فرمانش ببری و از کتابی که آن را تلاوت کنی و از امامی که دوستانه پیروی کنی سپس از عمرت که در چه صرف کردی و از مالت که از کجا آوردی و در چه خرج کردی وسیله دفاع فراهم کن و خود را بپا و آماده جواب باش پیش از آنکه بازپرسی و امتحان برسد اگر تو مؤمن و منقی و عارف بدینت هستی و پیرو راستگویانی و دوستدار اولیاء خدائی خدا دلیل بدهن تو گذارد و زبانت را بحق گویا کند و خوب جواب دهی و مژده بهشت و رضوان از خدا و مژده خیرات حسان دریابی و فرشتگان با گل و شادی از تو پیشواز کنند و اگر چنین نباشی زبانت بگیرد و دلیل تو بیهوده گردد و در پاسخ بمانی و نوید دوزخ گیری و فرشتگان عذاب تو را استقبال کنند با حمیم و سوزش جحیم، بدان ای پسر آدم که دنبال این پیشامد بزرگتر و برنده تر و دلگداز تریست که رستاخیز است روزی که همه مردم در آن جمع آیند و آن روزیست مشهود، خدا اولین و آخرین را در آن جمع کند آن روزی که در صور دمند و هر که در گور است برآرند روز پرشور که دلها بگلوگاه رسد و در هم باشند، روزی که از لغزش نگذرند و از احدی بهای یکنفر جرم نگیرند و عذری نپذیرند و توبه کسی قبول نشود و آن روز جز پاداش حسنات و کیفر بدکرداریها نباشد هر که مؤمن است و در این دنیا بوزن ذره کار خوب کرده آن را دریابد و اگر بوزن ذره کار بد کرده دریابد، ایا مردم از گناهان و نافرمانیها بر حذر باشید که خدا شما را از آن نهی کرده و بر حذر داشته در کتاب صادق و بیان ناطق از مکر خدا در امان نباشند و از سخت گیری او وقتی که شیطان لعین شما را بشهوترانی و کامجوئی در این دنیا میخواند زیرا خدا میفرماید براستی کسانی که تقوی پیشه کردند چون شیطان ولگردی بدانها رسید یادآور شوند و بینا باشند و دلهای خود را آکنده از ترس خدا کنید و بیاد آرید آنچه را در برگشت باو از ثواب شما وعده داده است و از کیفر دردناکش شما را ترسانده هر که از چیزی ترسد از آن بر کنار گردد و هر که از چیزی بر کنار گردد گرد آن نگردد، از غافلان مایلان ب آرایش زندگی دنیا نباشید تا از آنها باشید که توطئه بدکاری کنند و خدا فرموده (نخل- 46) آیا در امانند کسانی که توطئه بدکاری کنند از اینکه خدا آنها را بزمین فرو برد یا عذابی بدانها آید از آنجا که نفهمند یا خدا آنها را در ضمن گردششان مأخوذ دارد و نتوانند خودداری کنند یا آنها را بهراس مأخوذ دارد و براستی پروردگار شما مهر ورز و رحیم است.
حذر کنید از آنچه خدا شما را بر حذر داشته و پند گیرید از آنچه با ستمکاران کرده و در قرآن ثبت است و در امان نباشید که پاره ای از آنچه بستمکاران وعده کرده بر شما فرود آید بخدا شما پند داده شوید و خوشبخت کسی است که از دیگری پند گیرد خدا گوشزد شما کرده که با مردم ستمکار پیش از شما از شهرنشینان چه کرده آنجا که فرماید (انبیاء- 11) چند شهرها که در هم شکستیم که ستمکار بودند و پس از آنها مردم دیگر آفریدم، چون احساس عذاب ما کردند بناگاه در گریز شدند، نگریزید برگردید بهمان وضع خوشگذرانی خود و وطن خود شاید بازپرسی شوید چون عذاب بر آنها فرود آمد گفتند ای وای بر ما براستی ما ستمکارانیم این سخن را ادامه دادند تا آنها را خرد و خاموش کردیم و درو نمودیم، بخدا این یک پندیست برای شما و تخویفی اگر بپذیرید و بترسید- پس برگشت بگفتار خدا در باره گنهکاران که فرمود (انبیاء- 46) اگر یک دمی از عذاب خدا ب آنها رسد گویند ای وای بر ما براستی ما ستمکاریم اگر ای مردم بگوئید که مقصود خدا در این آیات مشرکانست چه گونه درست باشد که پس از آن فرماید ما در قیامت ترازوی عدل بنهیم و هیچ کس ستم نشود در چیزی و اگر بوزن دانه خردلی باشد آن را در حساب آوریم و همین بس که ما حسابگریم- بدانید ای بندگان خدا که برای مشرکان میزانی نصب نشود و دیوانی منتشر نگردد نامه اعمال برای مسلمانان منتشر می شود از خدا بپرهیزید ای بندگان خدا و بدانید که خدا این دنیا و نقد آن را برای هیچ کدام از دوستانش اختیار نکرده و آنها را بدان تشویق ننموده و نه در آرایش نقد آن و خرمی برون آن و همانا دنیا و اهلش را آفریده تا بیازماید که کدامشان برای آخرت بهتر کار کنند بحق خدا که برای شما در آن مثلها زده و آیاتی جور بجور آورده برای خردمندان ای مؤمنان شما از آنها باشید که تعقل کنند و توانی جز بوسیله خدا نیست و در آن بیرغبت باشید و خدا شما را در نقد دنیا بیرغبت نموده و براستی فرموده است (یونس 24) همانا مثل زندگی دنیا چون بارانی است که فروباریم از آسمان و بیامیزد با آن گیاه زمین تا آخر آیه ایا بندگان خدا از آن مردمی باشید که بیندیشند و تکیه بدنیا نکنید زیرا خدا بمحمد پیغمبرش فرموده تکیه نکنید ب آنها که ستم کنند تا آتش بگیرید و تکیه ب آرایش دنیا و آنچه در آنست ندهید مانند آنها که آن را خانه دائمی و وطن خود دانند زیرا دنیا خانه کوچیدن و قدر کفایت است و خانه کردار است از کارهای خوب توشه گیرید از آن، پیش از آنکه بیرون شوید و پیش از آنکه خدا اجازه ویرانی آن دهد و آن را ویران کند کسی که در آغاز آبادان نموده و آن را آغاز کرده و ولی میراث آنست و از خدا خواهم برای خود و شما کمک بر توشه گرفتن تقوی و زهد در دنیا خدا ما را و شما را از زاهدان در آرایش زندگی دنیای نقد مقرر سازد و از امیدواران و عمل کنندگان برای خاطر ثواب آخرت زیرا همانا ما با اوئیم و از آن اوئیم. 2- امام صادق (ع) فرمود دابه بر صاحبش هفت حق دارد، او را بیش از طاقت بار ننهد، پشت او را مجلس گفتگو نکند، چون منزل کرد اول بار او را علوفه دهد، داغ بر چهره او ننهد که تسبیح گوید، چون ب آب رسد او را آب دهد، اگر رم کرد او را نزند و اگر لغزید او را میتواند بزند زیرا او ببند آنچه شما نبینید.
3- اصبغ بن نباته گوید:
رکاب علی را که میخواست سوار شود گرفتم سر برداشت و لبخندی زد عرضکردم آقا سر برداشتی و لبخند زدی؟ فرمود آری! ای اصبغ من رکاب شهباء را برای رسول خدا (ص) گرفتم سر ب آسمان برداشت و لبخندی زد عرضکردم یا رسول اللَّه سر برداشتی و لبخند زدی فرمود ای علی کسی نیست که وقت سوار شدن آیة الکرسی بخواند و سپس بگوید.
استغفر اللَّه الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه
خدایا گناهانم را بیامرز گناهان را جز تو بیامرزد، جز آنکه سید کریم فرماید ای فرشتگانم بنده ام میداند که جز من گناهان را نیامرزد، گواه باشید که من گناهانش را آمرزیدم.
4- امام صادق (ع) فرمود:
اول نماز جماعتی که رسول خدا خواند تنها امیر المؤمنین با او بود ابو طالب ب آنها گذشت و جعفر همراهش بود باو گفت پسر جانم بپهلوی عموزاده ات وصل شو، چون رسول خدا احساس کرد که او بنماز ایستاد پیش ایستاد از آن رو ابو طالب شاد برگشت و میگفت.
علی و جعفرم پشت و پناهند - بگاه سختی و هنگام شدت
نسازم من پیمبر خوار و بیکس - نه فرزندم که باشد مرد همت
شما دست از محمد بر ندارید - ز باب و مام باشد بن عموتان
آن اول جماعت بود که در آن روز اقامه شد.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
نزدیکتر شما بمن فردای قیامت و مستحق تر شما بشفاعت من راستگوتر و اداکننده تر امانت و خوش خلق تر و نزدیکتر شما است بمردم.
6- امام صادق (ع) فرمود:
در این میان که رسول خدا (ص) با برخی اصحابش در یکی از راههای مدینه میرفت ناگهان پا از رکاب خالی کرد و روی زمین بسجده افتاد و سجده ای طولانی کرد و سر برداشت و باز سوار شد اصحابش سبب پرسیدند فرمود جبرئیل نزد من آمد و از پروردگارم بمن سلام رسانید و بمن مژده داد که خدا مرا در امتم رسوا نکند مالی نداشتم بشکرانه آن صدقه دهم و بنده ای نداشتم آزاد کنم و خواستم شکر پروردگار عز و جلم را کرده باشم.
7- رسول خدا فرمود:
هر کدام شما در دنیا قنوتش طولانی تر باشد در قیامت آسایش طولانی تر دارد.
8- هرون الرشید بامام موسی کاظم نوشت:
مرا پندی ده و مختصر کن، در جوابش نوشت چیزی نیست که چشمت بیند جز در آن پندیست.

مجلس هفتاد و هفتم جمعه هشت روز از جمادی الآخرة 368 مانده

1- رسول خدا (ص) فرمود:
از مثلهای پیغمبران نمانده جز همین که مردم گویند در صورتی که شرم نداری هر چه خواهی بکن.
2- امام ششم فرمود:
قومی نزد پیغمبر خدا آمدند و گفتند دعا کن پروردگار ما مرگ را از ما بردارد برای آنان دعا کرد و خدای تبارک و تعالی مرگ را از میانشان برداشت و بسیار شدند تا جا بر آنها تنگ شد و نسل فراوان شد و صبح که میشد هر مردی باید پدر و مادر و تا جد سیم را خوراک دهد و وضوء فراهم کند و وارسی کند و از طلب معاش باز ماندند و نزد آن پیغمبر آمدند و گفتند از پروردگارت بخواه که ما را بهمان عمرهای خود برگرداند او از خدا خواست و آنها را بعمرهاشان برگرداند.
3- ابن عباس در تفسیر قول خدا (اعراف- 143) چون بهوش آمد گفت:
منزهی تو من بتو بازگشتم و اول مؤمنم فرمود خدای سبحان میفرماید یعنی توبه کردم که از تو خواهش رؤیت کنم و اول
مؤمنم که تو دیده نشوی.
4- امام صادق (ع) فرمود:
چون موسی بطور برای مناجات رفت عرضکرد پروردگارا خزائن خود را بمن بنما فرمود ای موسی خزائن من همین است که هر چه خواهم گویم باش و میباشد.
5- امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران گفت پروردگارا بمن سفارش کن تا سه بار در جوابش فرمود تو را بخودم سفارش کنم و بار چهارم و پنجم او را بمادرش سفارش کرد و بار ششم سفارش پدر را باو کرد و از اینجا است که مادر دو ثلث حق نیکی فرزند را برد و پدر یک ثلث.
6- امام صادق (ع) فرمود:
خدا در آنچه بموسی وحی کرد فرمود ای موسی جامه کهنه و پاکدل و خانه نشین و شب افروز باش در آسمانها تو را بشناسند و از مردم زمین نهان باش، ای موسی مبادا لج بازی کنی و بی حاجت براهی بروی و بی سبب بخندی، ای پسر عمران بر خطای خود گریه کن.
7- امام صادق (ع) فرمود:
نوح (ع) دو هزار و پانصد سال عمر کرد هشتصد و پنجاه سال پیش از نبوت و نهصد و پنجاه سال بدعوت قوم خود مشغول بود و دویست سال در کشتی کار میکرد تا آن را ساخت و پانصد سال پس از نزول از کشتی و خشکیدن آب تا شهرها ساخت و فرزندانش را در آنها جا داد سپس زیر آفتاب بود که عزرائیل نزد او آمد و گفت سلام بر تو نوح جواب داد و گفت ای ملک الموت چه کاری داری؟ گفت آمدم جانت را بگیرم فرمود بمن مهلت میدهی زیر سایه روم؟ گفت آری نوح نقل مکان کرد و فرمود ای ملک الموت این عمری که کردم باندازه همین از زیر آفتاب بسایه آمدن بود آنچه دستور داری اجراء کن فرمود جانش را گرفت.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
عیسی بگوری گذشت که صاحبش را عذاب میکردند و سال دیگر بر آن گذشت و عذاب نداشت عرضکرد پروردگار پارسال باین گور گذشتم و صاحبش معذب بود و امسال عذابی ندارد خدا باو وحی کرد ای روح اللَّه فرزند صالحی داشت که بالغ شده راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد او را بخاطر کار پسرش آمرزیدم، عیسی بن مریم بیحیی فرمود اگر عیبی که داری بگویند گناهت را بیادت آوردند از آن خدا را آمرزشخواه و اگر بتو تهمت عیبی زنند حسنه ای برایت نوشته شود که رنج آن نبردی.
9- حسن بن علی (ع) فرمود:
هیچ پرچمی جلو امیر المؤمنین نیامد که با آن نبرد کرد جز آنکه
خدا سرنگونش ساخت و یارانش مغلوب شدند و بخواری برگشتند و امیر المؤمنین با ذو الفقار بر احدی نزد که نجات یافته باشد و چون نبرد میکرد جبرئیل سمت راستش بود و میکائیل سمت چپش و ملک الموت برابرش. 10- عبد اللَّه بن عمرو بن عاص گفت روز خیبر پیغمبر پرچم را بیکی از اصحابش داد و گریزان برگشت و یاران او را میترسانید و آنها وی را ترسو میخواندند که با پرچم شکست خورده برگشته، رسول خدا (ص) فرمود فردا پرچم را بمردی دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و برنگردد تا بدست او فتح شود صبح که شد فرمود علی را نزد من بخوانید، گفتند یا رسول اللَّه چشمش درد میکند گفت او را بخوانید چون آمد پیغمبر آب دهان بدیده اش انداخت و فرمود: خدایا گرما و سرما را از او بگردان و پرچم را بدست او داد و رفت و نزد رسول خدا (ص) برنگشت مگر با فتح خیبر گفت چون علی بقلعه غموص نزدیک شد دشمنان خدا از یهود او را به تیر و سنگ میزدند و او پیش میرفت تا خود را بدر قلعه رسانید و خشمناک پا از رکاب تهی کرد و پیاده شد و عتبه در را گرفت و آن را از جا کند و چهل ذراع پشت سر خود پرتاب کرد ابن عمر گفت ما از اینکه خدا قلعه را بدست علی گشود تعجب نکردیم و از این در عجب شدیم که چگونه در را کند و چهل ذراع پشت سر انداخت با اینکه چهل مرد خواستند او را بردارند و نتوانستند، پیغمبر از سر آن خبر داد و فرمود چهل فرشته با او در کندن در کمک کردند و روایت شده که امیر المؤمنین در ضمن نامه خود سهل بن حنیف نوشت من در خیبر را نکندم و چهل ذراع بعقب اندازم بتوانای تنی و نیروی غذائی بلکه از قدرت ملکوتی و جان خدا پرورده ای کمک گرفتم من نسبت باحمد پرتوی هستم، بخدا اگر همه عرب برای نبرد با من همدست شوند از آنها نگریزم و اگر فرصت بدست آید همه را گردن زنم هر که از من نهراسد مرگش گریبانگیر است و دلش در پیشامدها برجا است.