فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و سوم جمعه هشتم جمادی الآخر 368

1- امام صادق (ع) بیکی از اصحابش فرمود:
بتو خبر دهم که سبب اسلام سلمان و ابو ذر چه بوده؟
آن مرد گفت چه حظی دارم؟ سبب اسلام سلمان را میدانم از سبب اسلام ابو ذر بفرمائید، امام صادق (ع)
فرمود ابو ذر در رودخانه مر گوسفندان خود را میچرانید و گرگی از سمت راست گله اش آمد و ابو ذر با عصای خود آن را راند و از سمت چپ آمد ابو ذر او را با عصای خود راند و گفت بخدا گرگی خبیث تر و بدتر از تو ندیدم گرگ گفت بدتر از من بخدا اهل مکه اند که خدا پیغمبری برای آنها مبعوث کرده و او را تکذیب کنند و دشنام دهند، اینسخن گرگ در دل ابو ذر اثر کرد و بخواهرش گفت توشه دان و ابزار و عصایمرا بیاور و بیرون شد و دوید تا بمکه رسید و دید جمعی انجمن شدند، و با آنها نشست و دید پیغمبر را دشنام میدهند و بد میگویند چنانچه گرگ گفته بود ابو ذر گفت بخدا همین است که گرگ بمن خبر داده بر این روش بودند تا روز ب آخر رسید و ابو طالب آمد بهم گفتند عمویش آمد دیگر بس کنید چون نزدیک آنها رسید احترام و تعظیمش کردند و ابو طالب سخنگو و خطیب آنها بود تا متفرق شدند، چون ابو طالب براه افتاد من دنبالش رفتم بمن رو کرد و گفت چه کاری داری؟ گفتم این پیغمبر مبعوث در میان شما را میخواهم، گفت چه کار با او داری؟ ابو ذر گفت میخواهم باو ایمان آورم و او را تصدیق کنم و بهر چه دستور دهد عمل کنم ابو طالب فرمود تو گواهی میدهی که جز خدا معبود حقی نیست و محمد رسول خداست گوید گفتم آری اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه، فرمود فردا همین ساعت نزد من بیا، فردا ابو ذر آمد و همان انجمن بر پا بود و بدشنام و بدگوئی پیغمبر اندر بودند چنانچه گرگ گفته بود با آنها نشست تا ابو طالب آمد و بهم گفتند بس کنید عمویش آمد دم بستند و ابو طالب آمد و نشست و ناطق و خطیب آنها بود تا برخاست و ابو ذر دنبالش افتاد ابو طالب باو رو کرد و فرمود چه حاجتی داری؟
گفت این پیغمبری که مبعوث شما است میخواهم، گفت با او چه کاری داری؟ گفتم باو ایمان آورم و او را تصدیق کنم و فرمانش برم، ابو طالب گفت گواهی میدهی که جز خدا معبود حقی نیست و محمد رسول خداست گوید گفتم آری اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه، گفت درست است منهم همین را میگویم، گوید مرا بخانه ای برد که جعفر بن ابی طالب در آن بود من وارد شدم و سلام کردم و جواب داد و فرمود چه حاجتی داری؟ گفتم پیغمبر مبعوث میان شما را میخواهم، گفت باو چه کار داری؟ گفتم ایمان آورم و تصدیق کنم و اطاعتش کنم، شهادتین را بمن تلقین کرد و ادا کردم و مرا بخانه ای برد که حمزة بن عبد المطلب در آن بود و او هم همین گفته را با من در میان نهاد و پس از اعتراف مرا بخانه ای برد که علی بن ابی طالب در آن بود و بعد از سلام و جواب همان گفته ها را در میان نهاد و بعد از اعتراف من مرا نزد رسول خدا (ص) برد و نور اندر نور بود و بعد از سلام و جواب همان گفته ها را بمیان آورد و بعد از اخذ اعتراف بشهادتین فرمود منم رسول خدا. ای ابو ذر ببلاد خود برگرد که عموزاده ات مرده است مالش را دریافت کن و آنجا باش تا دعوت من آشکار شود ابو ذر گوید ببلاد خود برگشتم و عموزاده ام مرده بود در همان وقتی که رسول خدا (ص) بمن خبر داده بود و مال فراوانی بجا گذاشته بود مالش را برگرفتم و در وطنم ماندم تا کار رسول خدا (ص) بالا گرفت و نزد او آمدم.
2- امام صادق فرمود:
گواه دروغگو گام بر ندارد تا بدوزخ افتد.
3- امام باقر (ع) فرمود:
هر که گواهی ناحق بر مال کسی دهد که تسلیم است تا او را بیچاره کند خدا بجای آن برات دوزخی بوی دهد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که گواهی حقی را کتمان کند یا بناحق گواهی دهد تا خون مسلمانی را هدر کند یا مال او را از میان ببرد روز قیامت بیاید و تا چشم رس و رویش سیاه است و چهره زشتی دارد که خلایق او را بنام و نژادش بشناسند و هر که گواهی حقی دهد تا حق مرد مسلمانی را زنده کند روز قیامت بیاید و تا چشم رس چهره اش تابانست و خلایق او را بنام و نژاد بشناسند.
پس امام باقر ناقل حدیث فرمود ندانید که خدای عز و جل فرماید برای خدا اقامه شهادت کنید
4- سلمان بر گورستانی گذشت و گفت:
السلام علیکم ای اهل قبور از مؤمن و مسلمان ای اهل این دیار می دانید که امروز جمعه است، چون بمنزلش برگشت در خواب دید که کسی آمد و گفت و علیک السلام ای ابا عبد اللَّه سخن گفتی و شنیدیم و سلام دادی جواب گفتیم گفتی می دانید امروز جمعه است ما می دانیم که پرنده روز جمعه چه گوید، گفت چه میگوید گفت میگوید قدوس قدوس پروردگار ما بخشاینده است ملک است عظمت پروردگار ما را نشناخته کسی که بنام او قسم دروغ بخورد.
5- امام صادق (ع) فرمود:
خدا دشمن دارد کسی که متاع خود را با سوگند رواج دهد.
6- فرمود:
هر که بخدا سوگند خورد باید راست بگوید و هر که راست نگوید از خدا نیست و هر که برایش بخدا سوگند خوردند باید راضی شود و اگر نشد از خدا نیست.
7- امام باقر (ع) فرمود:
مردی وارد مسجدی شد که رسول خدا در آن بود و سجده سبکی کرد کمتر از آنچه باید و شاید، رسول خدا فرمود چون کلاغ نوک بر زمین زد اگر بهمین وضع بمیرد بر دین محمد (ص) نمیرد.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
شیطان از پسر آدم ترسان و هراسانست تا نماز پنجگانه را در وقت می خواند و چون، از وقت بگذراند بر او دلیر شود و او را بگناهان بزرگ کشد.
9- ابو بصیر گوید:
خدمت ام حمیده رفتم که او را در مرگ امام صادق تسلیت دهم گریست و از گریه اش گریستم و پس از آن فرمود ای ابا محمد اگر امام صادق را وقت مرگ می دیدی شگفتی دیده بودی، دو دیده اش را گشود و فرمود همه خویشانم را گردم جمع کنید و کسی نماند که او را جمع نکردیم گفت ب آنها نگاهی کرد و فرمود براستی شفاعت ما نرسد بکسی که نماز را سبک شمارد.
10- امام صادق (ع) فرمود:
هر که یک موی از جنابت را عمدا بی غسل گذارد در دوزخ است.
11- جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و گفت:
ای محمد خدایت سلام میرساند و میفرماید من هفت آسمان و آنچه در آنهاست آفریدم و هفت زمین و آنچه بر آنها است و جایی عظیمتر از رکن و مقام نیافریدم و اگر بنده ای در آنجا مرا بخواند از روزی که آسمانها و زمینها را آفریدم و منکر ولایت علی مرا ملاقات کند او را برو در سقر اندازم.
12- امام باقر (ع) فرمود:
نماز جمعه با وجود امام واجب است و اگر مردی بی عذر آن را ترک کند در سه جمعه سه فریضه ترک کرده و سه فریضه را ترک نکند مگر منافق، فرمود هر که جماعت را برای بی رغبتی بدان و بجماعت مسلمانان ترک کند بی عذر نماز ندارد.
13- رسول خدا (ص) بر همسایگان مسجد شرط کرد که:
در نماز جماعت حاضر شوند و فرمود باید مردمی که در نماز حاضر نشوند از آن خلاف دست باز گیرند یا دستور دهم مؤذن اذان و اقامه گوید و مردی از خاندانم را که علی است فرمان دهم تا خانه های کسانی را با پشته های هیزم بسوزاند برای آنکه بنماز حاضر نمی شوند.
14- امام صادق (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) نماز صبح را خواند و رو باصحابش کرد و از مردمی پرسش کرد که در نماز حاضرند گفتند نه یا رسول اللَّه فرمود در سفرند؟ گفتند نه فرمود نمازی بر منافقان سخت تر از این نماز و نماز عشاء نیست.
15- فرمود مؤمنی نیست که ترک یاری برادر خود کند با قدرت بر آن جز آنکه خدا ترک یاری او کند در دنیا و آخرت،
16- فرمود:
هر که داستانی از برادر دینی خود بگوید بقصد نکوهش و بد نامی او تا از چشم مردم بیفتد خدا او را از ولایت خود بولایت شیطان بیرون کند.
17- ابن عباس گفت:
یک روز رسول خدا (ص) نشسته بود و علی و فاطمه و حسنین نزد او بودند گفت خدایا تو میدانی اینان اهل بیت منند و گرامی ترین مردم نزد من دوستشان را دوست دار، دشمنشان را دشمن دار مهربانی کن با مهربانان ب آنها و بد دار بدخواه آنها را، کمک کن کمک، کار آنها را و آنها را از پلیدی پاک کن و معصوم دار از هر گناهی و بروح القدس مؤید دار ای علی تو امام امت منی و بر آنها پس از من خلیفه ای تو پیشرو اهل بهشتی و گویا من مینگرم دخترم فاطمه را که روز قیامت بر اسبی از نور سوار است و از طرف راستش هفتاد هزار فرشته و از چپش هفتاد هزار و جلو رو و دنبالش هر کدام هفتاد هزار فرشته باشد و زنان امتم را ببهشت رهبری کند هر زنی در شبانه روز پنج نماز بخواند و ماه رمضان را روزه دارد و حج خانه خدا کند و زکاة مالش را بپردازد و شوهرش را اطاعت کند و پس از من پیرو علی باشد بشفاعت دخترم فاطمه ببهشت رود و او سیده زنان عالمیانست عرض شد یا رسول اللَّه او سیده زنان عالم خود است؟ فرمود او مریم دختر عمران بود اما دخترم فاطمه بانوی زنان عالم است از اولین و آخرین و او است که چون در محرابش بایستد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام دهند و ندائی که بمریم کردند باو کنند و گویند ای فاطمه براستی خدا تو را برگزید و پاک کرد و برگزید بر زنان جهانیان سپس رو بعلی کرد و فرمود ای علی فاطمه پاره تن من است و نور دیده من و میوه دلم بد آیدم آنچه او را بد آید و شادم از شادیش و او اول کس است از خاندانم که بمن رسد، پس از من با او خوبی کن حسن و حسین دو پسر من و دو ریحان منند و هر دو سید جوانان اهل بهشتند باید پیش تو چون گوش و چشمت عزیز باشند سپس دست ب آسمان برداشت و گفت بار خدایا گواه باش که من دوستدار دوست آنها و دشمن دشمن آنها و سازش کار سازش کننده آنها و نبرد کن با نبردکننده آنهایم و دشمنم با هر که بدخواه آنها است و دوستم با هر که آنها را دوست دارد.

مجلس هفتاد و چهارم دوازدهم جمادی الآخر سال 368

1- ابو صباح کنانی گفت:
از امام صادق (ع) پرسیدم که این گفتار از کیست: «از خدا خواستار ایمانم و باو از بد سرانجامی پناهنده ام» اشرف حدیث ذکر خداست و رأس حکمت طاعت او و راست ترین گفته و رساترین پند و خوشترین داستان قرآن است استوارترین رشته ایمان بخدا و بهترین کیش ملت ابراهیم و بهترین روش روش پیغمبران و بهترین راه حق راه محمد (ص) و بهترین توشه، تقوی و بهترین دانش آنچه سود بخشد و بهترین راه حق آنچه پیروی شود و بهترین توانگری اعتماد بخویش است و بهترین ذخیره دل یقین است، زیور حدیث راستی است و زیور دانش احسان و شریف ترین مرگ شهادت و بهترین امور سرانجام نیک، آنچه کم و کافی است به از آنچه بیش و بیهوده است شقی در شکم مادر شقی است و سعید آن که بدیگری پند گیرد و زیرکترین مردم با تقوی است و احمق احمقان هرزه کار، بدترین نقل نقل دروغ است و بدترین امور بدعت ها، بدترین کوری کوری دل، بدترین پشیمانی پشیمانی در قیامت و بزرگترین خطاکار نزد خدا زبان دروغگو و بدترین کسب ریا کاری و بدترین خوراک خوردن مال یتیم بستم، بهترین زیور مرد آرامی با ایمان و هر که پیرو شمعی باشد خدایش با آن شمع کند و هر که بلا را شناسد بر آن شکیبا باشد و هر که نشناسد منکرش گردد ریب کفر است هر که کبر ورزد خدایش پست کند، هر که فرمان شیطان برد نافرمانی خدا کرده و هر که نافرمانی خدا کند او را کیفر دهد و هر که شکر خدا کند خدایش بیفزاید و هر که بر ناگوار صبر کند خدا بدادش رسد و هر که بر خدا توکل کند او را کفایت کند، خدا را بخشم نیاورید برای خشنودی احدی از خلقش و باحدی تقرب نجوئید بدوری از خدا زیرا خدا با کسی عطا بخشی نکند و بدی از کسی نبرد جز بطاعت او و طلب رضای او براستی طاعت خدا دریافت هر خیریست که خواهند و نجات از هر شری است که پرهیزند، خدا نگهدارد هر که فرمانش برد و هر که نافرمانیش کند از او در پناه نیست گریزان از خدا راه چاره ندارد زیرا امر خدا بخواری او نازل است و گر چه خوش آمد خلائق نیست هر چه آید نزدیک است، خدا آنچه خواهد باشد و آنچه نخواهد نباشد بر نیکی و تقوی همکاری کنید و بگناه و عدوان همکاری نکنید و از خدا بپرهیزید که خدا سخت کیفر است» گفت که امام صادق (ع) فرمود بمن که این گفتار رسول خدا (ص) است
2- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید هر بنده مرا فرمان برد بدیگری واگذارش نکنم و هر بنده مرا نافرمانی کند او را بخودش واگذارم و باک ندارم که در کدام سو نابود شود
3- امام صادق (ع) فرمود:
هر که خدا را نافرمانی کند او را دوست ندارد سپس مثل آورد باین شعر
عاصی الهی و بحبش متظاهر - این امر محالی است و کاری چه بدیع است
گر دوست بود صادق فرمان برد او را - عاشق بدل از گفته محبوب مطیع است
4- همیشه میفرمود:
هر سلسله را دولت و جاهی است بعالم - در آخر دهر است ز ما حکم مسلم
5- بسیار میفرمود:
علم طریقت بمرید است عیان - کور ز راهند همه بی دلان
وا عجب از هالک و او را نجات - در بروز ناجی در این زمان
6- میفرمود:
بمهلت کار کن چون میری آخر - برای خویش ای انسان گزین کن
هر آن بودی که بگذشته نباشد - بباشد آنچه خواهد بود خوش کن
7- جمعی از دانشمندان گفتگوئی میان حسن بن علی (ع) و ولید بن عتبه نقل کرده اند که امام حسن باو گفت:
تو را ملامت نکنم که علی را سب میکنی زیرا هشتاد تازیانه برای میخواری بتو زده و پدرت را بدستور رسول خدا (ص) دست بسته در روز بدر کشته خدا در چند آیه او را مؤمن خوانده و تو را فاسق نامیده شاعر در مقایسه تو و علی سروده خدا در کتابش فرستاده بر ما برای علی و ولید آیه هائی.
ولید لعین را بکفر است منزل - علی را بایمان بود جایگاهی
نباشد خدا خواه و مؤمن چنو کس - که فاسق بود خائن و در تباهی
ولید و علی را بخوانند بی شک - برای جزا آشکارا ز راهی
علی را جزا هست باغ بهشتی - جزای ولید است روز سیاهی
8- علی فرمود:
سلمان الخیر ره بمن گفت کمتر شد که تو بیائی و من نزد رسول خدا (ص) باشم جز اینکه میفرمود ای سلمان این و حزبش همان رستگاران در قیامتند.
9- انس گوید که پیغمبر فرمود:
علی است که هر چه امتم در آن اختلاف کنند برای آنها بیان کند بعد از من. 10- همدانی گفت چون علی بن ابی طالب فاطمه را بخاک سپرد بر لب قبرش ایستاد در آن نیمه شب که او را بخاک سپرد و میگفت:
جمعیت هر دوست جدائی دارد - اندر بر مرگ هر جدائی است قلیل
از دست دهم یکی یکی را پی هم - دانسته شود که بی دوام است خلیل
از یاد برد مرا و مهرم بنهد - گیرد دیگری خلیل و بر جام بدلیل
11- امام باقر (ع) میفرمود:
هر که را برون بر درون بچربد میزان او سبک است.
12- امام صادق (ع) بسماعه فرمود:
مؤمن از چهار چیز بر کنار نیست همسایه ای که آزار کندش، شیطانی که گمراهش کند، منافقی که دنبالش گیرد و مؤمنی که بر او حسد برد، گفتم قربانت مؤمنی که بر او حسد برد؟ فرمود ای سماعه آن از همه بر او سخت تر است، گفتم چطور؟ فرمود از او بد گوید و باور کنند.
13- ابن عباس گفت:
ما در انجمنی از اصحاب خدمت رسول خدا (ص) نشسته بودیم که رسول خدا با گوشه چشم ب آسمان اشاره کرد و ما نگاه کردیم ابری آمد و رسول خدا آن را دو بار بسوی خود خواند و آمد و رسول خدا بر دو پا ایستاد و دست میان آن کرد تا سفیدی دو زیر بغلش نمایان شد و از میان آن جام سپیدی پر از خرمای تازه در آورد پیغمبر از آن خورد و آن جام در کف او تسبیح گفت و آن را بعلی بن ابی طالب داد و علی از او خورد و جام در کف علی هم تسبیح گفت مردی گفت یا رسول اللَّه از جام تناول کردی و آن را بعلی دادی آن جام باذن خدا بسخن آمد و گفت لا اله الا اللَّه خالق الظلمات و النور ای مردم بدانید که من هدیه راستی هستم بسوی پیغمبر گویا و از من نخورد جز پیغمبر یا وصی پیغمبر.
14- مشمعل اسدی گوید:
یک سال بحج رفتم و در برگشتن خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود از کجا می آئی؟ عرضکردم قربانت از حج فرمود میدانی حاج چه ثوابی دارد؟ عرضکردم تا نیاموزیدم ندانم، فرمود چون بنده باین خانه هفت دور طواف کند و دو رکعت نماز آن را بخواند و سعی میان صفا و مروه کند خدا شش هزار حسنه برایش نویسد و شش هزار گناهش بریزد و شش هزار درجه از او بالا برد و شش هزار حاجتش برآورد در دنیا و همچنان برایش ذخیره آخرت کند، عرضکردم قربانت این اجر بسیاریست، فرمود به بیشتر از آن آگاهت نکنم؟ گفتم چرا فرمود هر که حاجت مؤمن را برآورد به است از حج و حج و حج و تا ده شمرد.
15- امام زین العابدین (ع) فرمود:
مؤمن علم خود را بحلم آمیخته بنشیند تا بیاموزد و گوش کند تا تسلیم باشد و بگوید تا بفهمد راز خود را بدوستان نگوید و از دشمنان کتمان شهادت نکند کار حق را برای خود نمائی انجام ندهد و از شرم آن را واننهد اگر خود ستاید بترسد از آنچه میگویند و آمرزش خدا خواهد از آنچه ندانند گفتار نادان او را نفریبد و از آمار آنکه داند بترسد، منافق نهی کند و خودش باز نایستد و امر کند بدان چه خود نکند چون بنماز ایستد سینه گشاید و چون رکوع کند بخسبد و چون سجده کند نوک بر زمین زند و چون بنشیند جنجال کند چون شب کند دل بخوراک دارد و روزه نداشته و صبح در اندیشه خوابست و بیخوابی نکشیده، اگر حدیثت کند با تو دروغ گوید و اگر وعده ات دهد تخلف کند و اگر امانتش سپاری خیانت ورزد و اگر از او جدا شوی بدت گوید.
16- روزی رسول خدا (ص) سواره بیرون شد و علی همراهش پیاده میرفت فرمود:
ای ابا الحسن یا سوار شو یا برگرد زیرا خدا بمن دستور داده که سوار شوی چون سوارم و پیاده باشی چون پیاده ام و بنشینی چون نشسته ام جز در اقامه حد الهی که باید در آن نشست و برخاست کنی خدا بمن کرامتی نداده جز آنکه مانندش را بتو داده مرا بنبوت و رسالت مخصوص کرده و ترا در آن ولی من ساخته که حدودش را بپا داری و در مشکلاتش قیام کنی، بدان که مرا براستی مبعوث بنبوت کرده بمن ایمان ندارد کسی که منکر تو است و بخدا ایمان ندارد کسی که کافر بتو است فضل تو از فضل منست و فضل من از خداست و آنست معنی قول خدای عز و جل (یونس- 58) بدان باید شاد باشند آن بهتر است از آنچه فراهم کنند فضل خدا نبوت پیغمبر شما است و رحمتش ولایت علی بن ابی طالب است فرمود بنبوت و ولایت باید شاد باشند یعنی شیعه، آن بهتر است از آنچه جمع کنند یعنی مخالفین جمع کنند از اهل و مال و فرزند در دار دنیا، بخدا یا علی تو آفریده
نشدی مگر برای آنکه خدا پرستیده شود و بوسیله تو معالم دین شناخته شود و راه کهنه اصلاح گردد، هر که از تو گمراه است گمراه است و راهی بخدا ندارد کسی که راهی بتو و ولایتت ندارد و اینست گفتار پروردگارم عز و جل (طه- 82) براستی من پر آمرزنده ام کسی را که باز گردد و ایمان آرد و کار شایسته کند و براه آید یعنی بولایت تو، پروردگارم تبارک و تعالی بمن دستور داده که همان حقی که برای من مقرر شده برای تو مقرر کنم حق تو واجب است بر هر که بمن ایمان آورده اگر نبودی حزب خدا شناخته نمیشد و بوسیله تو دشمن خدا شناخته شود و هر که با ولایت تو خدا را ملاقات نکند چیزی ندارد و خدای عز و جل بمن نازل کرد (مائده- 67) ایا پیغمبر برسان آنچه را بتو نازل شده از پروردگارت (مقصود ولایت تو است) ای علی، و اگر نرسانی تبلیغ رسالت نکردی اگر نرسانده بودم آنچه دستور داشتم از ولایت تو عملم حبط میشد و هر که خدا را بی ولایت تو ملاقات کند عملش حبط است این وعده ایست که برای من منجز است من نگویم جز آنکه پروردگارم گوید و آنچه گویم از طرف خدای عز و جل گویم که در باره تو نازل کرده است.

مجلس هفتاد و پنجم روز جمعه نیمه جمادی الآخر 368

1- امام صادق فرمود:
عیسی بن مریم بجمعی گذشت که میگریستند، فرمود اینان بر چه
میگریند؟ گفتند بر گناهانشان، فرمود ترک کنند تا آمرزیده شوند، در حدیث امام رضا عیسی بن مریم بحواریین فرمود ای بنی اسرائیل بر آنچه از دنیا از دستتان برفت غم مخورید در صورتی که دین شما سالم است چنانچه دنیا داران بر دین از دست رفته خود غم نخورند وقتی دنیاشان بر جا است.
2- پیغمبر فرمود:
وقت هر نمازی رسد فرشته ای برابر مردم جار کشد برخیزید و آتشی که بر جان خود افروختید با نمازتان خاموش کنید.
3- از جابر بن عبد اللَّه انصاری پرسیدند:
از علی بن ابی طالب (ع) گفت به از خلق اولین و آخرین است جز پیغمبران و رسولان، چه گرامیند علی و امامان اولاد او پس از وی، سالم بن ابی جعد راوی حدیث گوید من باو گفتم چه گوئی در باره کسی که دشمنش دارد و کمش شمرد گفت دشمنش ندارد جز کافر و کمش نشمارد جز منافق گفتم چه گوئی در باره کسی که دوستدار او و ائمه اولاد او است پس از وی؟ گفت شیعیان علی و اولادش که امامان پس از اویند، ب آنها کامیاب و آسوده اند در قیامت سپس گفت چه رأی دهید در کسی که خروج کند و مردم را بضلالت بخواند کی از مردم باو نزدیکتر است گفتند پیروان و یارانش گفت اگر کسی قیام بدعوت بسوی حق کند کی در مردم باو نزدیکتر است؟ گفتند شیعیان و یارانش، گفت چنین است علی بن ابی طالب روز قیامت لواء حمد بدست دارد و نزدیکترین مردم باو شیعیان و انصار اویند.
5- امام صادق (ع) فرمود:
کسی که بیکی از موارد تهمت برود و متهم شود ملامت نکند جز خودش را. 6- امام باقر (ع) فرمود:
علی هر بامداد تازیانه بدوش همه بازارهای کوفه را یک یک بازرسی میکرد، تازیانه اش دو سر داشت و سبیبه نام داشت، بر سر هر بازاری میایستاد و فریاد می زد ای گروه تجار خیرجوئی از خدا را پیش دارید و ب آسانی عمل تیرک جوئید و بخریداران نزدیک شوید و خود را ببرد باری بیارائید و از دروغ و سوگند کنار باشید و از ستم بر کنار شوید و ستمدیده ها را انصاف کنید و گرد ربا مگردید پیمانه و ترازو را تمام بدهید و مال مردم را نکاهید و در زمین تباهی نکنید، در همه بازارهای کوفه گردش میکرد و این را میفرمود و سپس میسرود:
لذت برود ز هر که جوید آن را - از راه حرام و دائم ننگش ماند
انجام بدش بجا است در دنبالش - خیری نه بلذتی که دوزخ زاید
7- فرمود:
شیوه امیر المؤمنین در کوفه این بود که چون نماز عشاء را میخواند سه بار بمردم فریاد میکرد که همه میشنیدند میفرمود ای مردم بار ببندید خدا شما را رحمت کند بر شما جار کوچ کشیدند این چه روئی است که بدنیا دارید پس از جار کوچ از آن بار ببندید خدایتان رحمت کناد و بهترین توشه که دارید با خود بردارید که آن تقوی است بدانید راه شما بمعاد است و گذر شما بر صراط و بزرگتر هراس جلو راه شما است و گردنه سختی در پیش دارید و منازل هراسناکی که ناچارید از آن بگذرید و بر آن بپائید یا برحمت خدا نجات از هراس آن یابید و از خطر بزرگش و منظره دلخراش و آزمایش سخنش و یا بهلاکتی رسید که پس از آن جبرانی نیست.
8- ام سلمه به پیغمبر عرضکرد:
پدر و مادرم قربانت زنی دو شوهر کرده و همه بمیرند و ببهشت روند آن زن از کدامین شوهر است؟ فرمود ای ام سلمه برگزیند خوش خلق تر و زن پرورتر آنها را ای ام سلمه حسن خلق خیر دنیا و آخرت را با خود برده است.
9- یکی از اصحاب پیغمبر باو گفت:
یا رسول اللَّه چرا ما غم اولاد داریم و آنها غم ما ندارند؟
فرمود چون آنها از شمایند و شما از آنها نیستند.
10- امام صادق (ع) بعبد اللَّه بن ابی یعفور گفت:
ای عبد اللَّه چون نماز واجبی بخوانی در وقتش بخوان و با آن وداع کن که ترسی دیگر بدان نرسی و دیده بر جای سجده ات انداز اگر بدانی سمت دست راستت و در دست چپت کیست نماز خوب میخوانی بدان که در برابر کسی هستی که تو را ببیند و او را نبینی.
11- مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و عرضکرد:
یا رسول اللَّه گناهم بسیار و کارم سست است رسول خدا (ص) فرمود بسیار سجده کن که گناهت را بریزد چنانچه باد برگ درخت را.
12- امام صادق (ع) فرمود:
مؤمن خواب هولناک ببیند و گناهش بریزد و تنش خواری کشد و گناهانش آمرزیده شود.
13- فرمود:
عیسی بجمعی گذشت که شادی میکردند، فرمود اینها را چه شده عرض شد یا روح اللَّه امشب دختری را برای مردی برند و اینها شادند، فرمود امروز شادند و فردا گریان یکی از آنها گفت چرا یا رسول اللَّه؟ فرمود چون عروس آنها امشب بمیرد پیروانش گفتند خدا و رسولش راستگویند و منافقان گفتند فردا نزدیک است صبح که شد آمدند و او را زنده دیدند و چیزی رخ نداده بود گفتند یا روح دختری که دیروز گفتی میمیرد نمرده عیسی فرمود خدا هر چه خواهد کند ما را نزد او برید در رفتن بیکدیگر پیشی گرفتند تا در را زدند شوهرش بیرون آمد عیسی باو گفت از بانویت اجازه گیر برای من نزد او رفت و گفت روح اللَّه و کلمة اللَّه با جمعی بر در خانه انتظار تو را دارند چادر بر سر کرد و آمد عیسی باو فرمود امشب چه کار خیری کردی؟ گفت آنچه کردم پیش از آنهم میکردم، هر شب جمعه سائلی بر ما گذر میکرد و خوراک تا شب جمعه دیگر را باو میدادیم دیشب آمد و من بکار خود مشغول بودم و فامیلم شغلها داشتند فریاد کرد کسی جوابش نداد و باز فریاد کرد و جواب نشنید تا چند بار فریاد زد من که آوازش را شنیدم بوضع ناشناسی برخاستم و باندازه معهود باو رساندم عیسی فرمود از مجلس خود بکنار رو و بناگاه زیر جامه او یک افعی بود چون تنه خرما که دم خود را گاز گرفته بود عیسی فرمود بدان چه کردی خدا این بلا را از تو گردانید.
14- محمد بن منکدر گفت:
عون بن عبد اللَّه بن مسعود بیمار شد رفتم بعیادتش گفت حدیثی از عبد اللَّه بن مسعود برایت باز نگویم؟ گفتم چرا گفت عبد اللَّه بن مسعود گفت در این میان که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم لبخندی زد گفتم یا رسول اللَّه برای چه تبسم کردی؟ فرمود در عجب شدم از مؤمن و بی تابیش از بیماری اگر میدانست در بیماری نزد خدا چه اجری دارد دوست داشت همیشه بیمار باشد تا خدا را ملاقات کند.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که روز پنجشنبه و شب جمعه مسجد را بروبد و باندازه گردی که بچشم کشند خاکروبه از آن بیرون برد آمرزیده شود.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که حدیثش قرآنست و خانه اش مسجد است خدا برایش خانه ای در بهشت بسازد.
17- فرمود:
هر که در مسجد اذان را بشنود و بی عذر بیرون رود منافق است مگر بقصد برگشت.
18- ابو جرول زهیر سردار قبیله خود گوید:
روز فتح خیبر رسول خدا ما را اسیر کرد در این میان که زنان و مردان را جدا میکردند من جستم و برابر رسول خدا (ص) نشستم و شعری برایش گفتم که دوران جوانی و نشو و نمای او را در هوازن و هنگامی که شیرش میدادند یاد او آوردم و این قطعه را سرودم.
کرم کن ای رسول اللَّه بر ما تو مردی و بتو امیدواریم
بنه منت بجمعی از قدر لخت - که پاشیده ز هم عبرت شعاریم
بجا از جنگ جار حزن برما است - همه افسردگان و دلفکاریم
اگر نشر کرم جبران نسازد - ز لطفت جملگی زار و نزاریم
ایا خیر البشر در برد باری - بگاه امتحان دل با تو داریم
بنه منت بزنهائی که بودند - تو را دایه چه بودی شیرخواره
بگاه کودکی دادند شیرت - که بودی طفلکی شیرین قواره
توئی بهتر یلی کش اسب برداشت - چه بارد جنگ برگردان شراره
منه ما را زبون بی پرستار - که ما هستیم ایلی ماه پاره
همه شاکر بنعمتها که کفران - شود ما راست روزی در شماره
تو بگذر زانکه شیرت داده دیروز - گذشت تو شهیر هر دیاره
امید ما بعفو تو است امروز - که رهبر از گذشت افتاده پیروز
خدا بخشد بما آنچه تو بخشی - برستاخیز کانجائی تو فیروز
رسول خدا (ص) فرمود من بهره خود و اولاد عبد المطلب را بشما واگذاشتم، انصار هم گفتند هر چه از آن ما است از خدا و رسول او است و آنچه از اولاد و اموال در دست داشتند بمارد کردند.