فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هفتاد و دوم سه شنبه پنجم جمادی الآخر سال 368

1- علی در تفسیر سلام علی آل یاسین فرمود:
یاسین محمد است و ما آل یاسین هستیم.
2- ابی مالک در تفسیر سلام علی آل یاسین گفت:
یاسین محمد است.
3- ابن عباس در تفسیر سلام علی آل یاسین گفت:
مقصود آل محمد است.
4- ام سلمه گفت:
آیه (احزاب- 23) همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی شما را پاکیزه کند در خانه من نازل شد در خانه هفت کس بودند رسول خدا (ص) و جبرئیل و میکائیل و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع)، گفت منهم بر در خانه بودم گفتم یا رسول اللَّه من از اهل بیت نیستم؟ فرمود تو از ازواج پیغمبری و نفرمود تو از اهل بیتی.
5- تمیمی گوید:
بر عایشه وارد شدم او حدیث کرد که رسول خدا را دیده بود که علی و فاطمه و حسن و حسین را دعوت کرده و فرموده خدایا اینها اهل بیت منند پلیدی را از آنها ببر و آنها را بخوبی پاک کن.
6- ابن عباس گفت:
پیغمبر فرمود براستی علی وصی و خلیفه و همسرش فاطمه سیده زنان جهان دختر منست حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشتند و پسران منند هر که آنها را دوست دارد مرا دوست داشته و هر که آنها را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر که آنها را دور کند مرا دور کرده و هر که آنها را جفا کند مرا جفا کرده و هر که به آنها نیکی کند بمن نیکی کرده خدا پیوست کند با هر که به آنها پیوندد و ببرد از هر که از آنها بریده، یاری کند هر که آنها را یاری کرده و کمک دهد بهر که آنها را کمک داده، وانهد هر که آنها را وانهاده، خدایا هر کدام از پیغمبران و رسولانت ثقلی داشتند و خاندانی و علی و فاطمه و حسن و حسین اهل بیت و ثقل منند ببر از آنها پلیدی را و بخوبی پاکشان کن.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که خرسند است که خدا همه خیر را برایش فراهم کند باید پس از من علی را دوستدارد و دوستانش را و با دشمنانش دشمن باشد.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
ولایت اهل بیت من امان از دوزخند.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که را خدا بمعرفت و ولایت اهل بیتم ممنون ساخت همه خوبیها را برایش فراهم کرده.
10- امام صادق (ع) فرمود:
هر که فرائض حق را بر پا دارد و از محرمات خدا بر کنار باشد و ولایت خاندانم را خوش کند و از دشمنان خدای عز و جل بیزاری کند از هر کدام هشت در بهشت که خواهد وارد شود.
11- فرمود:
دو آیه در باره اولیاء و اعداء ما نازل شده (واقعه- اواخر) هر که از مقربانست روح و ریحان دارد یعنی در قبرش و جنت نعیم دارد یعنی در آخرتش و اگر از مکذبین گمراه باشد پذیرائی از حمیم دارد یعنی در قبرش و در گرفتن در آتش دوزخ یعنی در آخرت.
12- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که ما خاندان را دوست دارد خدا را باولین نعمت حمد کند، عرض شد اولین نعمت کدام است، فرمود حلال زاده گی، دوست ندارد ما را مگر حلال زاده.
13- از امام باقر:
هم بهمین مضمون روایت شده.
14- رسول خدا (ص) فرمود:
ای علی هر که مرا و تو را و امامان از اولاد ترا دوست دارد خدا را حمد کند بر حلال زادگی زیرا دوست ندارد ما را مگر حلال زاده و دشمن ندارد ما را مگر حرامزاده.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
ما بنو عبد المطلب آقایان بهشتیانیم یعنی رسول خدا (ص) و حمزه سید الشهداء و جعفر ذو الجناحین و علی و فاطمه و حسن و حسین و مهدی (ع).
16- امیر المؤمنین (ع) فرمود:
از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود من سید اولاد آدمم و ای علی تو و امامان بعد از تو سادات امت منید هر که ما را دوستدارد خدا را دوست داشته و هر که ما را دشمن دارد خدا را دشمن داشته و هر که به ولایت ما باشد به ولایت خداست و هر که دشمن ماست دشمن خدا است و هر که فرمان ما برد خدا را فرمان برده و هر که نافرمانی ما کند خدا را نافرمانی کرده.
17- رسول خدا (ص) فرمود:
چون مرا ب آسمان بردند پروردگارم در باره علی (ع) بمن سه کلمه سفارش کرد فرمود ای محمد گفتم لبیک ربی، فرمود علی امام متقیان و پیشوای دست و روسفیدان و سرور مؤمنانست.
18- رسول خدا (ص) فرمود:
صدیقان سه اند: حبیب نجار، مؤمن آل یاسین که میگوید پیروی کنید از رسولان و پیروی کنید از کسانی که مزدی از شما نمیخواهد و رهبرند و حزقیل مؤمن آل فرعون و علی بن ابی طالب که بهتر همه است.
19- رسول خدا (ص) فرمود:
محبوبترین خاندانم و برترین کسی که بس از خود بجا نهم علی بن ابی طالب است.
20- سلمان فارسی (ع) گفت:
هنگام مرگ رسول خدا (ص) خدمتش رسیدم فرمود علی بن ابی طالب بهترین کسیست که پس از خود بجا گذاردم.
21- سلمان فارسی گفت:
شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود ای گروه مهاجر و انصار شما را راهنمائی نکنم بچیزی که اگر بدان متمسک شدید هرگز پس از من گمراه نشوید؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه، فرمود این علی برادرم و وصیم و وزیرم و وارثم و خلیفه ام امام شما است او را بخاطر من دوست دارید و بخاطر من گرامی دارید که جبرئیل بمن دستور داده این را بشما بگویم.
22- رسول خدا (ص) فرمود:
شما را بچیزی ره ننمایم که تا آن را دلیل خود گیرید هلاک نشوید و گمراه نشوید؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود امام شما و ولی شما علی بن ابی طالب است پشتیبان او باشد و خیر خواه او، او را تصدیق کنید که جبرئیل مرا بدان دستور داده.
23- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای عز و جل در باره علی بمن سفارش کرد و گفتم توضیح بده فرمود گوش بده عرض کردم گوش دارم فرمود براستی علی (ع) پرچم هدایت است، پیشوای دوستانم و نور هر که مرا اطاعت کند و او است کلمه که متقیان بدان چسبند هر که دوستش دارد دوستم داشته و هر که فرمانش برد فرمانم برده.
24- امام باقر (ع) در ضمن حدیثی طولانی فرمود:
چون خدای تبارک و تعالی پیغمبرش را بمعراج برد فرمود ای محمد چون نوبتت بسر رسید و عمرت تمام شد پس از خودت که را رهبر امتت نمودی؟ گفتم پروردگارا من آزمایش کردم و از علی بن ابی طالب مطیعتر نیافتم برای خودم خدا فرمود و برای من هم ای محمد پس کی است برای امت تو؟ گفتم پروردگارا من آزمایش کردم خلق تو را و کسی بیشتر از علی مرا دوست ندارد خدای عز و جل فرمود نسبت بمن هم چنین است ای محمد باو اعلام کن که او پرچم هدایت و پیشوای دوستان من و نور کسانیست که مرا فرمان برند.
25- عمر گفت:
در همه جمع کسیرا نبینم که شایسته تر باشد برای واداشتن مردم بکتاب خدا و سنت پیغمبرش از او یعنی علی بن ابی طالب.
26- ابی صادق گوید علی (ع) فرمود:
این آیه برای ما و در باره ما است (قصص- 5) میخواهیم منت نهیم بر آن ها که ناتوان شمرده شدند در زمین و آن ها را امام و وارث سازیم.
27- رسول خدا (ص) فرمود:
شبی که مرا به معراج بردند پروردگارم بمن فرمود ای محمد عرضکردم لبیک پروردگارا فرمود علی پس از تو حجت من است بر خلقم و امام هر که فرمانم برد، هر که فرمانش برد فرمانم برده و هر که نافرمانیش کند نافرمانیم کرده، او را امام امت خود کن که پس از تو باو رهبری شوند.

مجلس هفتاد و سوم جمعه هشتم جمادی الآخر 368

1- امام صادق (ع) بیکی از اصحابش فرمود:
بتو خبر دهم که سبب اسلام سلمان و ابو ذر چه بوده؟
آن مرد گفت چه حظی دارم؟ سبب اسلام سلمان را میدانم از سبب اسلام ابو ذر بفرمائید، امام صادق (ع)
فرمود ابو ذر در رودخانه مر گوسفندان خود را میچرانید و گرگی از سمت راست گله اش آمد و ابو ذر با عصای خود آن را راند و از سمت چپ آمد ابو ذر او را با عصای خود راند و گفت بخدا گرگی خبیث تر و بدتر از تو ندیدم گرگ گفت بدتر از من بخدا اهل مکه اند که خدا پیغمبری برای آنها مبعوث کرده و او را تکذیب کنند و دشنام دهند، اینسخن گرگ در دل ابو ذر اثر کرد و بخواهرش گفت توشه دان و ابزار و عصایمرا بیاور و بیرون شد و دوید تا بمکه رسید و دید جمعی انجمن شدند، و با آنها نشست و دید پیغمبر را دشنام میدهند و بد میگویند چنانچه گرگ گفته بود ابو ذر گفت بخدا همین است که گرگ بمن خبر داده بر این روش بودند تا روز ب آخر رسید و ابو طالب آمد بهم گفتند عمویش آمد دیگر بس کنید چون نزدیک آنها رسید احترام و تعظیمش کردند و ابو طالب سخنگو و خطیب آنها بود تا متفرق شدند، چون ابو طالب براه افتاد من دنبالش رفتم بمن رو کرد و گفت چه کاری داری؟ گفتم این پیغمبر مبعوث در میان شما را میخواهم، گفت چه کار با او داری؟ ابو ذر گفت میخواهم باو ایمان آورم و او را تصدیق کنم و بهر چه دستور دهد عمل کنم ابو طالب فرمود تو گواهی میدهی که جز خدا معبود حقی نیست و محمد رسول خداست گوید گفتم آری اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه، فرمود فردا همین ساعت نزد من بیا، فردا ابو ذر آمد و همان انجمن بر پا بود و بدشنام و بدگوئی پیغمبر اندر بودند چنانچه گرگ گفته بود با آنها نشست تا ابو طالب آمد و بهم گفتند بس کنید عمویش آمد دم بستند و ابو طالب آمد و نشست و ناطق و خطیب آنها بود تا برخاست و ابو ذر دنبالش افتاد ابو طالب باو رو کرد و فرمود چه حاجتی داری؟
گفت این پیغمبری که مبعوث شما است میخواهم، گفت با او چه کاری داری؟ گفتم باو ایمان آورم و او را تصدیق کنم و فرمانش برم، ابو طالب گفت گواهی میدهی که جز خدا معبود حقی نیست و محمد رسول خداست گوید گفتم آری اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه، گفت درست است منهم همین را میگویم، گوید مرا بخانه ای برد که جعفر بن ابی طالب در آن بود من وارد شدم و سلام کردم و جواب داد و فرمود چه حاجتی داری؟ گفتم پیغمبر مبعوث میان شما را میخواهم، گفت باو چه کار داری؟ گفتم ایمان آورم و تصدیق کنم و اطاعتش کنم، شهادتین را بمن تلقین کرد و ادا کردم و مرا بخانه ای برد که حمزة بن عبد المطلب در آن بود و او هم همین گفته را با من در میان نهاد و پس از اعتراف مرا بخانه ای برد که علی بن ابی طالب در آن بود و بعد از سلام و جواب همان گفته ها را در میان نهاد و بعد از اعتراف من مرا نزد رسول خدا (ص) برد و نور اندر نور بود و بعد از سلام و جواب همان گفته ها را بمیان آورد و بعد از اخذ اعتراف بشهادتین فرمود منم رسول خدا. ای ابو ذر ببلاد خود برگرد که عموزاده ات مرده است مالش را دریافت کن و آنجا باش تا دعوت من آشکار شود ابو ذر گوید ببلاد خود برگشتم و عموزاده ام مرده بود در همان وقتی که رسول خدا (ص) بمن خبر داده بود و مال فراوانی بجا گذاشته بود مالش را برگرفتم و در وطنم ماندم تا کار رسول خدا (ص) بالا گرفت و نزد او آمدم.
2- امام صادق فرمود:
گواه دروغگو گام بر ندارد تا بدوزخ افتد.
3- امام باقر (ع) فرمود:
هر که گواهی ناحق بر مال کسی دهد که تسلیم است تا او را بیچاره کند خدا بجای آن برات دوزخی بوی دهد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که گواهی حقی را کتمان کند یا بناحق گواهی دهد تا خون مسلمانی را هدر کند یا مال او را از میان ببرد روز قیامت بیاید و تا چشم رس و رویش سیاه است و چهره زشتی دارد که خلایق او را بنام و نژادش بشناسند و هر که گواهی حقی دهد تا حق مرد مسلمانی را زنده کند روز قیامت بیاید و تا چشم رس چهره اش تابانست و خلایق او را بنام و نژاد بشناسند.
پس امام باقر ناقل حدیث فرمود ندانید که خدای عز و جل فرماید برای خدا اقامه شهادت کنید
4- سلمان بر گورستانی گذشت و گفت:
السلام علیکم ای اهل قبور از مؤمن و مسلمان ای اهل این دیار می دانید که امروز جمعه است، چون بمنزلش برگشت در خواب دید که کسی آمد و گفت و علیک السلام ای ابا عبد اللَّه سخن گفتی و شنیدیم و سلام دادی جواب گفتیم گفتی می دانید امروز جمعه است ما می دانیم که پرنده روز جمعه چه گوید، گفت چه میگوید گفت میگوید قدوس قدوس پروردگار ما بخشاینده است ملک است عظمت پروردگار ما را نشناخته کسی که بنام او قسم دروغ بخورد.
5- امام صادق (ع) فرمود:
خدا دشمن دارد کسی که متاع خود را با سوگند رواج دهد.
6- فرمود:
هر که بخدا سوگند خورد باید راست بگوید و هر که راست نگوید از خدا نیست و هر که برایش بخدا سوگند خوردند باید راضی شود و اگر نشد از خدا نیست.
7- امام باقر (ع) فرمود:
مردی وارد مسجدی شد که رسول خدا در آن بود و سجده سبکی کرد کمتر از آنچه باید و شاید، رسول خدا فرمود چون کلاغ نوک بر زمین زد اگر بهمین وضع بمیرد بر دین محمد (ص) نمیرد.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
شیطان از پسر آدم ترسان و هراسانست تا نماز پنجگانه را در وقت می خواند و چون، از وقت بگذراند بر او دلیر شود و او را بگناهان بزرگ کشد.
9- ابو بصیر گوید:
خدمت ام حمیده رفتم که او را در مرگ امام صادق تسلیت دهم گریست و از گریه اش گریستم و پس از آن فرمود ای ابا محمد اگر امام صادق را وقت مرگ می دیدی شگفتی دیده بودی، دو دیده اش را گشود و فرمود همه خویشانم را گردم جمع کنید و کسی نماند که او را جمع نکردیم گفت ب آنها نگاهی کرد و فرمود براستی شفاعت ما نرسد بکسی که نماز را سبک شمارد.
10- امام صادق (ع) فرمود:
هر که یک موی از جنابت را عمدا بی غسل گذارد در دوزخ است.
11- جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و گفت:
ای محمد خدایت سلام میرساند و میفرماید من هفت آسمان و آنچه در آنهاست آفریدم و هفت زمین و آنچه بر آنها است و جایی عظیمتر از رکن و مقام نیافریدم و اگر بنده ای در آنجا مرا بخواند از روزی که آسمانها و زمینها را آفریدم و منکر ولایت علی مرا ملاقات کند او را برو در سقر اندازم.
12- امام باقر (ع) فرمود:
نماز جمعه با وجود امام واجب است و اگر مردی بی عذر آن را ترک کند در سه جمعه سه فریضه ترک کرده و سه فریضه را ترک نکند مگر منافق، فرمود هر که جماعت را برای بی رغبتی بدان و بجماعت مسلمانان ترک کند بی عذر نماز ندارد.
13- رسول خدا (ص) بر همسایگان مسجد شرط کرد که:
در نماز جماعت حاضر شوند و فرمود باید مردمی که در نماز حاضر نشوند از آن خلاف دست باز گیرند یا دستور دهم مؤذن اذان و اقامه گوید و مردی از خاندانم را که علی است فرمان دهم تا خانه های کسانی را با پشته های هیزم بسوزاند برای آنکه بنماز حاضر نمی شوند.
14- امام صادق (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) نماز صبح را خواند و رو باصحابش کرد و از مردمی پرسش کرد که در نماز حاضرند گفتند نه یا رسول اللَّه فرمود در سفرند؟ گفتند نه فرمود نمازی بر منافقان سخت تر از این نماز و نماز عشاء نیست.
15- فرمود مؤمنی نیست که ترک یاری برادر خود کند با قدرت بر آن جز آنکه خدا ترک یاری او کند در دنیا و آخرت،
16- فرمود:
هر که داستانی از برادر دینی خود بگوید بقصد نکوهش و بد نامی او تا از چشم مردم بیفتد خدا او را از ولایت خود بولایت شیطان بیرون کند.
17- ابن عباس گفت:
یک روز رسول خدا (ص) نشسته بود و علی و فاطمه و حسنین نزد او بودند گفت خدایا تو میدانی اینان اهل بیت منند و گرامی ترین مردم نزد من دوستشان را دوست دار، دشمنشان را دشمن دار مهربانی کن با مهربانان ب آنها و بد دار بدخواه آنها را، کمک کن کمک، کار آنها را و آنها را از پلیدی پاک کن و معصوم دار از هر گناهی و بروح القدس مؤید دار ای علی تو امام امت منی و بر آنها پس از من خلیفه ای تو پیشرو اهل بهشتی و گویا من مینگرم دخترم فاطمه را که روز قیامت بر اسبی از نور سوار است و از طرف راستش هفتاد هزار فرشته و از چپش هفتاد هزار و جلو رو و دنبالش هر کدام هفتاد هزار فرشته باشد و زنان امتم را ببهشت رهبری کند هر زنی در شبانه روز پنج نماز بخواند و ماه رمضان را روزه دارد و حج خانه خدا کند و زکاة مالش را بپردازد و شوهرش را اطاعت کند و پس از من پیرو علی باشد بشفاعت دخترم فاطمه ببهشت رود و او سیده زنان عالمیانست عرض شد یا رسول اللَّه او سیده زنان عالم خود است؟ فرمود او مریم دختر عمران بود اما دخترم فاطمه بانوی زنان عالم است از اولین و آخرین و او است که چون در محرابش بایستد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام دهند و ندائی که بمریم کردند باو کنند و گویند ای فاطمه براستی خدا تو را برگزید و پاک کرد و برگزید بر زنان جهانیان سپس رو بعلی کرد و فرمود ای علی فاطمه پاره تن من است و نور دیده من و میوه دلم بد آیدم آنچه او را بد آید و شادم از شادیش و او اول کس است از خاندانم که بمن رسد، پس از من با او خوبی کن حسن و حسین دو پسر من و دو ریحان منند و هر دو سید جوانان اهل بهشتند باید پیش تو چون گوش و چشمت عزیز باشند سپس دست ب آسمان برداشت و گفت بار خدایا گواه باش که من دوستدار دوست آنها و دشمن دشمن آنها و سازش کار سازش کننده آنها و نبرد کن با نبردکننده آنهایم و دشمنم با هر که بدخواه آنها است و دوستم با هر که آنها را دوست دارد.

مجلس هفتاد و چهارم دوازدهم جمادی الآخر سال 368

1- ابو صباح کنانی گفت:
از امام صادق (ع) پرسیدم که این گفتار از کیست: «از خدا خواستار ایمانم و باو از بد سرانجامی پناهنده ام» اشرف حدیث ذکر خداست و رأس حکمت طاعت او و راست ترین گفته و رساترین پند و خوشترین داستان قرآن است استوارترین رشته ایمان بخدا و بهترین کیش ملت ابراهیم و بهترین روش روش پیغمبران و بهترین راه حق راه محمد (ص) و بهترین توشه، تقوی و بهترین دانش آنچه سود بخشد و بهترین راه حق آنچه پیروی شود و بهترین توانگری اعتماد بخویش است و بهترین ذخیره دل یقین است، زیور حدیث راستی است و زیور دانش احسان و شریف ترین مرگ شهادت و بهترین امور سرانجام نیک، آنچه کم و کافی است به از آنچه بیش و بیهوده است شقی در شکم مادر شقی است و سعید آن که بدیگری پند گیرد و زیرکترین مردم با تقوی است و احمق احمقان هرزه کار، بدترین نقل نقل دروغ است و بدترین امور بدعت ها، بدترین کوری کوری دل، بدترین پشیمانی پشیمانی در قیامت و بزرگترین خطاکار نزد خدا زبان دروغگو و بدترین کسب ریا کاری و بدترین خوراک خوردن مال یتیم بستم، بهترین زیور مرد آرامی با ایمان و هر که پیرو شمعی باشد خدایش با آن شمع کند و هر که بلا را شناسد بر آن شکیبا باشد و هر که نشناسد منکرش گردد ریب کفر است هر که کبر ورزد خدایش پست کند، هر که فرمان شیطان برد نافرمانی خدا کرده و هر که نافرمانی خدا کند او را کیفر دهد و هر که شکر خدا کند خدایش بیفزاید و هر که بر ناگوار صبر کند خدا بدادش رسد و هر که بر خدا توکل کند او را کفایت کند، خدا را بخشم نیاورید برای خشنودی احدی از خلقش و باحدی تقرب نجوئید بدوری از خدا زیرا خدا با کسی عطا بخشی نکند و بدی از کسی نبرد جز بطاعت او و طلب رضای او براستی طاعت خدا دریافت هر خیریست که خواهند و نجات از هر شری است که پرهیزند، خدا نگهدارد هر که فرمانش برد و هر که نافرمانیش کند از او در پناه نیست گریزان از خدا راه چاره ندارد زیرا امر خدا بخواری او نازل است و گر چه خوش آمد خلائق نیست هر چه آید نزدیک است، خدا آنچه خواهد باشد و آنچه نخواهد نباشد بر نیکی و تقوی همکاری کنید و بگناه و عدوان همکاری نکنید و از خدا بپرهیزید که خدا سخت کیفر است» گفت که امام صادق (ع) فرمود بمن که این گفتار رسول خدا (ص) است
2- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید هر بنده مرا فرمان برد بدیگری واگذارش نکنم و هر بنده مرا نافرمانی کند او را بخودش واگذارم و باک ندارم که در کدام سو نابود شود
3- امام صادق (ع) فرمود:
هر که خدا را نافرمانی کند او را دوست ندارد سپس مثل آورد باین شعر
عاصی الهی و بحبش متظاهر - این امر محالی است و کاری چه بدیع است
گر دوست بود صادق فرمان برد او را - عاشق بدل از گفته محبوب مطیع است
4- همیشه میفرمود:
هر سلسله را دولت و جاهی است بعالم - در آخر دهر است ز ما حکم مسلم
5- بسیار میفرمود:
علم طریقت بمرید است عیان - کور ز راهند همه بی دلان
وا عجب از هالک و او را نجات - در بروز ناجی در این زمان
6- میفرمود:
بمهلت کار کن چون میری آخر - برای خویش ای انسان گزین کن
هر آن بودی که بگذشته نباشد - بباشد آنچه خواهد بود خوش کن
7- جمعی از دانشمندان گفتگوئی میان حسن بن علی (ع) و ولید بن عتبه نقل کرده اند که امام حسن باو گفت:
تو را ملامت نکنم که علی را سب میکنی زیرا هشتاد تازیانه برای میخواری بتو زده و پدرت را بدستور رسول خدا (ص) دست بسته در روز بدر کشته خدا در چند آیه او را مؤمن خوانده و تو را فاسق نامیده شاعر در مقایسه تو و علی سروده خدا در کتابش فرستاده بر ما برای علی و ولید آیه هائی.
ولید لعین را بکفر است منزل - علی را بایمان بود جایگاهی
نباشد خدا خواه و مؤمن چنو کس - که فاسق بود خائن و در تباهی
ولید و علی را بخوانند بی شک - برای جزا آشکارا ز راهی
علی را جزا هست باغ بهشتی - جزای ولید است روز سیاهی
8- علی فرمود:
سلمان الخیر ره بمن گفت کمتر شد که تو بیائی و من نزد رسول خدا (ص) باشم جز اینکه میفرمود ای سلمان این و حزبش همان رستگاران در قیامتند.
9- انس گوید که پیغمبر فرمود:
علی است که هر چه امتم در آن اختلاف کنند برای آنها بیان کند بعد از من. 10- همدانی گفت چون علی بن ابی طالب فاطمه را بخاک سپرد بر لب قبرش ایستاد در آن نیمه شب که او را بخاک سپرد و میگفت:
جمعیت هر دوست جدائی دارد - اندر بر مرگ هر جدائی است قلیل
از دست دهم یکی یکی را پی هم - دانسته شود که بی دوام است خلیل
از یاد برد مرا و مهرم بنهد - گیرد دیگری خلیل و بر جام بدلیل
11- امام باقر (ع) میفرمود:
هر که را برون بر درون بچربد میزان او سبک است.
12- امام صادق (ع) بسماعه فرمود:
مؤمن از چهار چیز بر کنار نیست همسایه ای که آزار کندش، شیطانی که گمراهش کند، منافقی که دنبالش گیرد و مؤمنی که بر او حسد برد، گفتم قربانت مؤمنی که بر او حسد برد؟ فرمود ای سماعه آن از همه بر او سخت تر است، گفتم چطور؟ فرمود از او بد گوید و باور کنند.
13- ابن عباس گفت:
ما در انجمنی از اصحاب خدمت رسول خدا (ص) نشسته بودیم که رسول خدا با گوشه چشم ب آسمان اشاره کرد و ما نگاه کردیم ابری آمد و رسول خدا آن را دو بار بسوی خود خواند و آمد و رسول خدا بر دو پا ایستاد و دست میان آن کرد تا سفیدی دو زیر بغلش نمایان شد و از میان آن جام سپیدی پر از خرمای تازه در آورد پیغمبر از آن خورد و آن جام در کف او تسبیح گفت و آن را بعلی بن ابی طالب داد و علی از او خورد و جام در کف علی هم تسبیح گفت مردی گفت یا رسول اللَّه از جام تناول کردی و آن را بعلی دادی آن جام باذن خدا بسخن آمد و گفت لا اله الا اللَّه خالق الظلمات و النور ای مردم بدانید که من هدیه راستی هستم بسوی پیغمبر گویا و از من نخورد جز پیغمبر یا وصی پیغمبر.
14- مشمعل اسدی گوید:
یک سال بحج رفتم و در برگشتن خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود از کجا می آئی؟ عرضکردم قربانت از حج فرمود میدانی حاج چه ثوابی دارد؟ عرضکردم تا نیاموزیدم ندانم، فرمود چون بنده باین خانه هفت دور طواف کند و دو رکعت نماز آن را بخواند و سعی میان صفا و مروه کند خدا شش هزار حسنه برایش نویسد و شش هزار گناهش بریزد و شش هزار درجه از او بالا برد و شش هزار حاجتش برآورد در دنیا و همچنان برایش ذخیره آخرت کند، عرضکردم قربانت این اجر بسیاریست، فرمود به بیشتر از آن آگاهت نکنم؟ گفتم چرا فرمود هر که حاجت مؤمن را برآورد به است از حج و حج و حج و تا ده شمرد.
15- امام زین العابدین (ع) فرمود:
مؤمن علم خود را بحلم آمیخته بنشیند تا بیاموزد و گوش کند تا تسلیم باشد و بگوید تا بفهمد راز خود را بدوستان نگوید و از دشمنان کتمان شهادت نکند کار حق را برای خود نمائی انجام ندهد و از شرم آن را واننهد اگر خود ستاید بترسد از آنچه میگویند و آمرزش خدا خواهد از آنچه ندانند گفتار نادان او را نفریبد و از آمار آنکه داند بترسد، منافق نهی کند و خودش باز نایستد و امر کند بدان چه خود نکند چون بنماز ایستد سینه گشاید و چون رکوع کند بخسبد و چون سجده کند نوک بر زمین زند و چون بنشیند جنجال کند چون شب کند دل بخوراک دارد و روزه نداشته و صبح در اندیشه خوابست و بیخوابی نکشیده، اگر حدیثت کند با تو دروغ گوید و اگر وعده ات دهد تخلف کند و اگر امانتش سپاری خیانت ورزد و اگر از او جدا شوی بدت گوید.
16- روزی رسول خدا (ص) سواره بیرون شد و علی همراهش پیاده میرفت فرمود:
ای ابا الحسن یا سوار شو یا برگرد زیرا خدا بمن دستور داده که سوار شوی چون سوارم و پیاده باشی چون پیاده ام و بنشینی چون نشسته ام جز در اقامه حد الهی که باید در آن نشست و برخاست کنی خدا بمن کرامتی نداده جز آنکه مانندش را بتو داده مرا بنبوت و رسالت مخصوص کرده و ترا در آن ولی من ساخته که حدودش را بپا داری و در مشکلاتش قیام کنی، بدان که مرا براستی مبعوث بنبوت کرده بمن ایمان ندارد کسی که منکر تو است و بخدا ایمان ندارد کسی که کافر بتو است فضل تو از فضل منست و فضل من از خداست و آنست معنی قول خدای عز و جل (یونس- 58) بدان باید شاد باشند آن بهتر است از آنچه فراهم کنند فضل خدا نبوت پیغمبر شما است و رحمتش ولایت علی بن ابی طالب است فرمود بنبوت و ولایت باید شاد باشند یعنی شیعه، آن بهتر است از آنچه جمع کنند یعنی مخالفین جمع کنند از اهل و مال و فرزند در دار دنیا، بخدا یا علی تو آفریده
نشدی مگر برای آنکه خدا پرستیده شود و بوسیله تو معالم دین شناخته شود و راه کهنه اصلاح گردد، هر که از تو گمراه است گمراه است و راهی بخدا ندارد کسی که راهی بتو و ولایتت ندارد و اینست گفتار پروردگارم عز و جل (طه- 82) براستی من پر آمرزنده ام کسی را که باز گردد و ایمان آرد و کار شایسته کند و براه آید یعنی بولایت تو، پروردگارم تبارک و تعالی بمن دستور داده که همان حقی که برای من مقرر شده برای تو مقرر کنم حق تو واجب است بر هر که بمن ایمان آورده اگر نبودی حزب خدا شناخته نمیشد و بوسیله تو دشمن خدا شناخته شود و هر که با ولایت تو خدا را ملاقات نکند چیزی ندارد و خدای عز و جل بمن نازل کرد (مائده- 67) ایا پیغمبر برسان آنچه را بتو نازل شده از پروردگارت (مقصود ولایت تو است) ای علی، و اگر نرسانی تبلیغ رسالت نکردی اگر نرسانده بودم آنچه دستور داشتم از ولایت تو عملم حبط میشد و هر که خدا را بی ولایت تو ملاقات کند عملش حبط است این وعده ایست که برای من منجز است من نگویم جز آنکه پروردگارم گوید و آنچه گویم از طرف خدای عز و جل گویم که در باره تو نازل کرده است.