فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس پنجاه و ششم سه شنبه هشتم ربیع الآخر 368

1- فضیل بن یسار گوید:
صبح روزی که زید بن علی در کوفه خروج کرد من خود را باو رساندم و شنیدم که میگفت کسی که از شما مرا در نبرد با نبطیهای شام کمک دهد؟ بحق آنکه پیغمبر را بشیر و نذیر مبعوث کرده هیچ کس نباشد که مرا در نبرد آنها کمک کند جز آنکه روز قیامت دستش را بگیرم و باذن خدا او را ببهشت برم گوید چون کشته شد من یک شتری کرایه کردم و بمدینه رفتم و خدمت امام صادق (ع) رسیدم با خود گفتم خبر شهادت زید را باو ندهم که بر او بیتابی کند چون خدمت او رسیدم بمن فرمود ای فضیل عمم زید چه کرد؟ گوید گریه گلویم را گرفت گفت او را کشتند؟ گفتم آری بخدا او را کشتند گفت بدارش زدند؟ گفتم آری بخدا بدارش زدند شروع بگریه کرد و اشکش بر دو گونه اش مانند مروارید میغلطید سپس فرمود ای فضیل با عمویم در نبرد با اهل شام شرکت کردی؟ گفتم آری گفت چند تن از آنها کشتی؟ گفتم شش تن، گفت شاید در قتل آنها شک داشتی گوید گفتم اگر شک داشتم که آنها را نمیکشتم شنیدم فرمود خدا مرا در این خونها شریک کند بخدا عمویم و یارانش زید شهید در درگذشتند بمانند علی بن ابی طالب و یارانش.
2- از رسول خدا (ص) پرسیدند کدام مال بهتر است؟ فرمود:
زراعتی که بکارند و اصلاح کنند و روز درو حقش را بپردازند عرض شد یا رسول اللَّه پس از زراعت کدام مال بهتر است؟ فرمود گوسفندداری که بدنبال محل باران میرود و نماز میخواند و زکاة میدهد، عرض شد یا رسول اللَّه پس از گوسفند کدام مال بهتر است؟ فرمود گاو که بامداد شیر میدهد و پسین هم شیر میدهد، عرض شد بعد از گاو کدام مال بهتر است؟
فرمود درختانی که در لجن برپاینده و در گرانی خوراک میدهند چه خوب چیزیست نخل خرما هر که آن را بفروشد پولش چون خاکستر بر سر کوه است که باد سختی بر آن بوزد مگر بجای آن نخل دیگری بخرد، عرض شد یا رسول اللَّه پس از نخل کدام مال بهتر است؟ آن حضرت خاموش شد، مردی گفت پس شتر چطور است؟
فرمود بدبختی و جفاکاری و رنج و در بدری دارد بامداد و پسین و پشت بصاحبش دارد خیرش از سوی شومترش می آید هلا که اشقیاء نابکار آن را از دست ندهند.
3- رسول خدا در حجة الوداع در مسجد خیف این خطبه را خواند:
پس از حمد و ثنای الهی فرمود: خرم کند خدا بنده ای را که گفتار مرا بشنود و حفظ و کند بکسی که آن را نشنیده برساند بسا کسی که فقیه نیست و فقهی را حمل کند و بسا فقیهی که فقهی را بفقیه تر از خود رساند، سه چیز است که دل مرد مسلمان در آن دغلی روا ندارد اخلاص عمل برای خدا و خیر خواهی برای پیشوایان مسلمانان و ملازمت جمعیت مسلمانان که دعوت آنها بهر که پشت سر آنها است احاطه دارد همه
مسلمانان برادرند و خونشان با هم برابر تعهد پست ترین آنها بعهده همه است و همه باید همدست باشند بر علیه دیگران.
4- امیر المؤمنین (ع) فرمود:
من نسبی برای اسلام مرتب کنم که دیگری پیش از من و بعد از من نکند اسلام تسلیم است، تسلیم تصدیقست و آن یقین است و یقین ادا کردنست و آن عمل است مؤمن دین را از خدا گیرد نه از رأی خود ایا مردم دین شما، دین شما بدان بچسبید کسی شما را از آن بدر نبرد زیرا گناه در دینداری به از حسنه در بیدینی است زیرا گناه دیندار آمرزیده شود و حسنه از بیدین پذیرفته نگردد.
5- ابو شاکر دیصانی خدمت امام صادق رسید و گفت:
تو اختر درخشانی و پدرانت ماههائی تابان و مادرانت بانوانی پارسا و شایان بودند و جوهرت گرامی ترین جوهر است و چون نام دانشمندان برند انگشتها بسوی تو خم شو ندای دریای ژرف دلیل بر حدوث جهان چیست؟ امام صادق (ع) فرمود بنزدیکترین چیزی بدان دلیل جویم، گفت چیست؟ امام دستور داد تخم مرغی آوردند و آن را بر کف دست نهاد و فرمود این قلعه ایست اندود شده و درونش مایعی است رقیق و نظیف از سیم روان و طلای آب شده و بشکافد و مانند طاوسی از آن بیرون آید چیزی درونش رفته؟ گفت نه فرمود همین دلیلست بر حدوث عالم ابو شاکر گفت، خوب موضوعی را اختیار کردی و مختصر سخن نمودی و فرمودی و خوش فرمودی ولی تو میدانی که ما نپذیریم جز آنچه را بدیده بینیم یا بگوش خود بشنویم یا بدست خود
بسائیم یا با بینی خود ببوئیم یا بدهن خود بچشم یا در دل ما عیان باشد و یا بطور یقین از روایات استنباط کنیم، امام صادق (ع) فرمود حواس خمس را تذکر دادی؟ آنها بدون دلیل دیگر سودی ندهند چنانچه تاریکی را بی چراغ روشن نتوان قطع کرد.
6- مردی خدمت امام رضا (ع) رسید و عرضکرد:
چه دلیلی است بر حدوث عالم؟ فرمود تو نبودی و بود شدی تو میدانی که خود را به وجود نیاوردی و کسی هم که مانند تو است تو را به وجود نیاورده.
7- یک روز رسول خدا در مسجد قباء که انصار جمع بودند بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود:
ای علی تو برادر منی و من برادر تو ای علی تو وصی و خلیفه من و امام امت منی بعد از من با خدا پیوسته هر که با تو پیوسته و با خدا دشمنست هر که با تو دشمنست و با خدا بغض دارد هر که با تو بغض دارد، خدا را یاری کرده هر که تو را یاری کند و خدا را واگذاشته هر که تو را واگذارد، ای علی تو همسر دختر منی و پدر دو فرزند منی، ای علی چون مرا ب آسمان بالا بردند پروردگارم در باره تو سفارش کرد فرمود ای محمد گفتم لبیک و سعدیک تبارکت و تعالیت و فرمود علی امام متقیان و پیشوای روسفیدان و یعسوب مؤمنانست.
8- رسول خدا روزی در منزل ام ابراهیم بود و جمعی اصحابش حضور او بودند که علی بن ابی طالب آمد و چون چشم پیغمبر باو افتاد گفت:
ای گروه مردم نزد شما آمد بهترین مردم بعد از من، او سرور شما است و طاعت او فرض است چون طاعت من، و نافرمانی او حرام است چون نافرمانی من، گروه مردم من خانه حکمتم و علی کلید آنست و بخانه نتوان رسید جز به وسیله کلیدش دروغ گوید کسی که گمان دارد مرا دوست داشته و علی را دشمن دارد.
9- امام صادق فرمود:
روزی رسول خدا (ص) بجابر بن عبد اللَّه انصاری فرمود ای جابر تو محققا میمانی تا فرزندم محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب را درک کنی که در تورات معروف است بباقر چون باو برخوردی سلام مرا باو برسان جابر وارد بر علی بن الحسین (ع) شد محمد بن علی را که پسر بچه ای بود نزد او یافت باو گفت ای غلام بیا پیش، پیش آمد و گفت عقب برو عقب رفت جابر گفت بپروردگار کعبه این شمایل رسول خدا است سپس رو بعلی بن الحسین (ع) کرد و گفت این کیست؟ فرمود پسر منست و امام بعد از من محمد باقر است جابر برخاست و بر پاهای او افتاد و آنها را میبوسید و میگفت جانم قربانت یا ابن رسول اللَّه سلام پدرت را بپذیر رسول خدا (ص) بتو سلام رسانیده گوید دو چشم امام باقر اشگین شد و گفت ای جابر بر پدرم رسول خدا سلام باد تا آسمانها و زمین بر پا است و بر تو ای جابر بخاطر آنکه سلام او را بمن رساندی.
10- رسول خدا (ص) فرمود:
چون مرا ب آسمان بردند جبرئیل مرا بنهر نور رسانید که خدا فرموده (انعام- 1) خدا ظلمات و نور را ساخته است- و گفت ای محمد ببرکت خدا از آن بگذر که خدا دیده آن را منور کرد و جلوتر باز کرد این نهریست که کسی از آن نگذشته نه فرشته مقربی و نه پیغمبر مرسلی تنها من روزی یک بار در آن غوطه ور شوم و برآیم و پرهایم را بتکانم و از آن قطره ای نریزد جز آنکه خدا از آن فرشته مقربی بیافریند که بیست هزار و دویست هزار زبان دارد و با هر زبانی بلغتی سخن گوید که زبان دیگر آن را نفهمد رسول خدا (ص) از آن درگذشت تا بحجابها رسید که پانصد بودند و میان هر دو حجابی مسافت پانصد سال بود.
سپس جبرئیل گفت یا محمد پیش رو فرمود ای جبرئیل چرا تو با من همراه نیستی گفت حق ندارم از اینجا پیش روم رسول خدا آنچه را خدا میخواست پیش رفت تا آنجا که شنید خدای تبارک و تعالی میفرمود منم محمود و توئی محمد نامت را از نام خود بازگرفتم هر که با تو پیوندد با او پیوندم و هر که از تو ببرد سرکوب کنم فرود شو نزد بندگانم و ب آنها از پذیرائی خود که از تو کردم خبر ده من پیغمبری مبعوث نکردم جز آنکه برایش وزیری مقرر کردم تو رسول منی و علی وزیر تو است رسول خدا فرمود آمد و نخواست آنچه شنیده بمردم باز گوید از ترس آنکه او را متهم کنند چون تازه از جاهلیت در آمده بودند تا شش سال گذشت خدای تبارک و تعالی این آیه را فرستاد (سوره هود- 12) شاید تو ترک کنی پاره ای از آنچه بتو وحی شده و سینه ات از آن تنگست رسول خدا آن را بر خود هموار کرد تا روز هشتم این آیه رسید (مائده- 67) ایا رسول برسان آنچه را از پروردگارت بتو نازل شده و اگر نرسانی تبلیغ رسالت نکردی خدایت از مردم نگه می دارد رسول خدا فرمود تهدیدیست پس از وعده عذاب باید دستور خدا را اجرا کنم و اگر مردم مرا متهم کردند و تکذیب نمودند بر من آسان تر است از اینکه خدا مرا عقوبت سختی کند در دنیا و آخرت، گوید جبرئیل با لفظ امیر المؤمنین بعلی سلام داد و علی عرضکرد یا رسول اللَّه کلامی میشنوم و کسی را نبینم؟ فرمود این جبرئیل است از جانب خدا آمده برای تصدیق آنچه خدا بمن وعده داده.
سپس رسول خدا دستور داد مردها پی در هم بر علی سلام امیر المؤمنینی دادند و ببلال گفت جار زند کسی جز دردمندها نماند جز اینکه بغدیر خم رود و چون فردا شد رسول خدا با اصحابش بیرون رفت و حمد و ثنای الهی بجا آورد و فرمود ایا مردم به راستی خدای تبارک و تعالی مرا به رسالتی نزد شما فرستاده که بسیار نگرانم از آنکه مرا متهم کنید و تکذیب نمائید تا اینکه خدا پیاپی مرا توعید و تهدید نموده و تکذیب شما بر من آسانتر از عقوبت خدا است خدا مرا بمعراج برد و فرمود ای محمد من محمودم و تو محمد نامت را از نامم باز گرفتم هر که با تو پیوندد با او پیوندم و هر که از تو ببرد سرکوبش کنم فرود شو و به بندگانم خبر ده چه احترامی از تو کردم، من هیچ پیغمبری مبعوث نکردم جز آنکه وزیری برایش مقرر کردم تو رسول منی و علی وزیر تو است سپس دو دست علی را گرفت و بالا برد تا مردم بسفیدی زیر بغل هر دو نظر کردند و پیش از آن دیده نشده بود سپس فرمود ای مردم به راستی خدای تبارک و تعالی مولای منست و من مولای مؤمنانم هر که را من مولا و آقایم علی مولا و آقا است بار خدایا دوست دار هر که را دوستش دارد و دشمن دار هر که را دشمنش دارد یاری کن هر که را یاریش کند و وانه هر که را وانهدش شکاکان و منافقان و بیمارهای دل و کج دلان گفتند بخدا بیزاریم از این گفتارش این از راه عصبیت است.
سلمان و مقداد و ابو ذر و عمار بن یاسر گویند بخدا از آن عرصه بیرون نشدیم تا این آیه نازل شد (مائده- 3) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما پسندیدم سه بار آن را تکرار کرد رسول خدا سپس فرمود به راستی کمال دین و تمام نعمت و وصی از طرف پروردگار به رسالت مخصوص من نزد شما به ولایت علی بن ابی طالب است بعد از من.

مجلس پنجاه و هفتم روز جمعه یازدهم ربیع الآخر 368

1- مفضل بن عمر گوید:
از مولایم امام صادق (ع) شنیدم میفرمود در ضمن مناجات خدا با موسی بن عمران این بود که باو فرمود ای پسر عمران دروغگوید کسی که گمان برد مرا دوست دارد و چون شبش فرو گیرد بخوابد و یاد من نکند مگر نیست که هر دوستی خلوت با دوست را میخواهد من ای پسر عمران چون شب شود بر دوستانم متوجه شوم دیده آنها را بر دلشان نهم و کیفرم را برابر چشمان مجسم کنم و مرا مشاهده کنند و با من حضوری گفتگو نمایند ای پسر عمران از دلت بمن خشوع بده و از تنت خضوع و از دو چشمت اشک در تاریکی شب و مرا بخوان که مرا بیابی نزدیک و اجابت کن.
2- امام صادق (ع) این دعا را میخواند:
معبودا چگونه تو را بخوانم با آنکه نافرمانیت کردم و چگونه نخوانم و مهرت در دل دارم اگر گنهکارم دستی پر از گناه بدرگاهت بردارم و چشمی پر از امید بسویت بر آرم مولای من تو بزرگ بزرگانی و من اسیر اسیران من اسیر، گناهم و گرو جرم، معبودا اگر بگناهم بازخواست کنی بکرمت درخواست کنم و اگر بجرمم بگیری بگذشت برگیرم اگر دستور دوزخم دهی باهلش خبر دهم که من میگویم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ خدایا طاعت شادت کند و گنه زیانت ندارد آنچه شادت کند بمن بده و آنچه زیانت ندارد برایم بیامرز
یا ارحم الراحمین.
3- امام صادق (ع) میفرمود:
هر که گوید خدا میداند و دروغ گوید عرش خدا از احترام خدا بلرزد.
4- از امام صادق (ع) پرسیدند از زاهد در دنیا فرمود:
کسی است که حلال آن را از ترس حساب وانهد و حرامش را از ترس عقاب.
5- امام صادق (ع) مردی را دید که:
بر فرزندش بیتابی میکرد فرمود ای مرد از مصیبت کوچک بیتابی کنی و از مصیبت بزرگ غافلی اگر تو آماده بودی برای راهیکه فرزندت رفته این قدر بیتابی نمیکردی مصیبت آماده نبودنت بزرگتر از داغ فرزند است.
6- امام صادق (ع) فرمود:
سه کس روز قیامت بخدا نزدیکتر باشند تا مردم از حساب فارغ شوند کسی که قدرت در حال خشم او را وادار نکند بزیر دست خود ستم کند، کسی که میان دو کس راه رود و جوی با یکی از آن دو تمایل نکند و کسی که حق را گوید بزیان او باشد یا سود او.
7- مفضل بن عمر گوید:
بامام صادق (ع) گفتم ناجی را بچه میتوان شناخت؟ فرمود هر که کردارش موافق گفتارش باشد ناجی است و هر که کردارش با گفتارش موافق نیست ایمان عاریت دارد.
8- امام صادق (ع) فرمود:
بر شما باد ب آمدن مساجد زیرا آنها خانه های خدایند در زمین و هر که با طهارت در آنها آید خدا از گناهان پاکش کند و او را از زوار خود نویسد در آنها بسیار نماز بخوانید و دعا کنید و در جاهای مختلف مساجد نماز کنید که هر جا برای نماز گذار خود روز قیامت گواهی دهد.
9- امام صادق (ع) میفرمود:
دانش جوئید و با آن بردباری و وقار را زیور خود کنید و تواضع کنید برای شاگردان و استادان خود و دانشمندان جبار نباشید که باطل شما حق شما را از میان ببرد.
10- امام صادق (ع) فرمود:
بر شما باد بمکارم اخلاق زیرا خدای عز و جل آنها را دوست دارد و دور باشید از اخلاق بد که خدایشان دشمن دارد و بر شما باد بخواندن قرآن که درجات بهشت بشماره آیات آنست و روز قیامت بقاری قرآن گویند بخوان و بالا رو و هر آیه بخواند یکدرجه بالا رود، و بر شما باد بحسن خلق که صاحب خود را بمقام روزه دار شب زنده دار رساند و بر شما باد بخوش همسایگی که خدا بدان دستور داده و بر شما باد بمسواک کردن که پاک کننده و روش نیکی است و بر شما باد به واجبات و آنها را ادا کنید و ملاحظه کنید حرامها را و آن ها را ترک کنید.
11- امام صادق (ع) فرمود:
روز قیامت دو بنده بپای حساب ایستند که اهل بهشتند ولی یکی در دنیا فقیر بوده و دیگری توانگر آن فقیر گوید خدایا برای چه من بایستم بعزتت سوگند تو میدانی نه متصدی مقامی بودم که مسئول عدل و ظلم آن باشم نه مالی بمن دادی که از ادای حق آن بپرسی و روزیم باندازه کفایت بوده چنانچه خود دانی و مقدر کرده بودی، خدای جل جلاله فرماید بنده ام راست میگوید او را رها کنید ببهشت رود، دیگری میماند تا آنقدر عرق میریزد که اگر چهل شتر بنوشد بس آنها است سپس ببهشت میرود آن فقیر از او پرسد چه تو را بازداشت؟ گوید طول حساب هر چیزی که پیش می آوردند مرا نومید میکرد و مرا می آمرزیدند و از چیز دیگر پرسش میشدم تا خدا مرا برحمت خود فرا گرفت و بپایان رسانید، تو کیستی؟ گوید من همان فقیر بودم که تا پای حساب با تو بودم گوید از نعمت در این مدت مفارقت تو را چنان تغییر داده است که نشناختمت.
12- رسول خدا فرمود:
ای علی تو برادر من و من برادر توام ای علی تو از من و من از توام ای علی تو وصی و خلیفه من و حجت خدائی بر امتم بعد از من، خوشبخت است هر که دوستت دارد و بدبخت است هر که دشمنت دارد.
13- رسول خدا (ص) فرمود:
شیعیان علی هم آن کامجویانند در روز قیامت.
14- رسول خدا (ص) بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود:
روز قیامت که شود تو را بر اسبی نجیب از نور بیاورند و بر سرت تاجی باشد که نورش درخشان بتابد که نزدیکست دیده اهل محشر را خیره کند و ندا از طرف خدای جل جلاله رسد که کجاست خلیفه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ تو عرض کنی من اکنون حاضرم سپس جارچی جار کشد ای علی هر که دوستت دارد ببهشت ببر و هر که دشمنت دارد بدوزخ بر، توئی قسیم بهشت، توئی قسیم دوزخ.

مجلس پنجاه و هشتم سه شنبه نیمه ربیع الآخر 368

1- مردی خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت:
یا رسول اللَّه خبر داری که فلانی سفری را کرده، کالای اندکی برده و بچین رفته و زود برگشته و بهره فراوانی آورده که دوستانش بر او حسد برند و بهمسایگان و خویشانش وسعت بخشیده رسول خدا (ص) فرمود مال دنیا هر چه بیشتر شود صاحبش
ببلا و گرفتاری نزدیکتر گردد هرگز بمالداران رشک نبرید مگر ب آن که مالش را در راه خدا بخشیده باشد ولی میخواهید شما را آگاه کنم از کسی که از این رفیق شما سرمایه کمتری دارد و زودتر از او برگشته و بهره بیشتری آورده و هر چه خیر برای او اندوخته است در خزینه خدا محفوظست؟
گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود باین مردیکه بسوی شما می آید بنگرید.
نگاه کردیم مردی از انصار کهنه پوش بود، رسول خدا فرمود از همین مرد امروز آنقدر خیر و طاعت بالا رفته که اگر بر همه اهل آسمانها و زمین پخش شود کمترین بهره مند آنست که گناهان او آمرزیده و بهشت بر او واجب شود عرضکردند بچه یا رسول اللَّه؟ فرمود بروید از خودش بپرسید تا بشما خبر دهد که امروز چه کرده است، اصحاب رسول خدا (ص) باو رو آوردند و باو گفتند بر تو گوارا باد آنچه رسول خدا بتو مژده داده امروز چه کردی که خدا این همه ثواب برای تو نوشته آن مرد گفت نمیدانم کاری کرده باشم جز آنکه از خانه بیرون آمدم دنبال کاری و تاخیر افتاد و ترسیدم از دستم برود و با خود گفتم آن حاجت را با نگاه بروی علی بن ابی طالب (ع) عوض میکنم چون از رسول خدا (ص) شنیدم که نگاه بروی علی عبادتست، رسول خدا (ص) فرمود آری بخدا عبادتست و چه عبادتی از آن بهتر است ای بنده خدا تو رفته بودی دیناری برای قوت عیالت بدست آری و از دستت رفت و بعوض آن نگاه بروی علی کردی با محبت و اعتقاد بفضل و این بهتر از آنست که همه دنیا پر از طلای سرخ بود و از تو بود و همه را در راه خدا انفاق میکردی و در هر نفسی که در این راه کشیدی حق شفاعت هزار گنهکار داری که خدا آن ها را در دوزخ بشفاعتت آزاد کند.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
ببستانهای بهشت پیشی گیرید، عرض شد بستان های بهشت چیست؟ فرمود حلقه های ذکر.
3- رسول خدا با یک شاهد و ضمیمه قسم حکم داد:
و علی (ع) هم در عراق بدان حکم داد. جابر بن عبد اللَّه گوید جبرئیل نزد پیغمبر آمد و باو دستور داد که یمین و یک گواه قضاوت کند.
4- امام صادق (ع) فرمود:
چون بحمام روی وقت جامه کندن بگو خدایا گردن بند نفاق از من بر کن و بر ایمانم بر جای دار، چون وارد بینه حمام شدی بگو خدایا بتو پناه برم از بدی خودم و تو را پناه گیرم از آن و چون بخزینه آب در آمدی بگو خدایا از من ببر پلیدی و نجاست را و تن و دلم را پاک کن و آب داغ بردار و بر بالای سرت بریز و بپایت بریز و اگر ممکن شود جرعه ای از آن بگلو فرو بر که مثانه را پاک کند و در گرمابه دوم ساعتی بمان و چون بخزانه که اطاق سومست رسیدی بگو پناه بریم بخدا از آتش و از او خواهیم بهشت و تا از خانه گرم آن بیرون آئی آن را تکرار کن و مبادا مبادا در حمام آب سرد یا نوشابه سرد دیگر بنوشی که معده را فاسد کند و آب سرد بر سر مریز که تن را سست کند و آب سرد بر دو پا بریز وقتی بیرون آمدن که درد را از تنت بکشد و چون جامه خود پوشی بگو خدایا جامه تقوی در برم کن و از هلاکت برکنارم دار و چون چنین کنی از هر درد آسوده باشی.
5- ابی سلیمان ضبی گوید:
علی بن ابی طالب برخی پاسبانان خود را بدنبال لبد عطاردی فرستاد و او را در مسجد سماک دریافتند و نعیم بن دجاجه اسدی بحمایت او برخاست و مانع پاسبان ها شد امیر المؤمنین او را احضار کردند و آوردندش علی خواست او را بزند نعیم گفت بخدا بهمراهی شما خواری دارد و مخالفتت کفر است امیر المؤمنین فرمود این حقیقت را میدانی؟ گفت آری فرمود او را رها کنید.
6- رسول خدا (ص) فرمود:
خدا را برای نعمتهائی که بشما میخوراند دوست دارید و مرا بدوستی خدا دوست دارید و خاندانم را بدوستی من.
7- بسند مامون از پدرانش تا ابن عباس که:
رسول خدا (ص) بعلی (ع) فرمود تو وارث منی.
8- ابو هریره گوید:
پیغمبر بغزوه رفت و بمدینه برگشت و علی را بجای خود بر خاندانش خلیفه کرده بود، غنیمت را که تقسیم کرد بعلی دو بهره داد، مردم گفتند یا رسول اللَّه بعلی بن ابی طالب که در مدینه مانده بود دو سهم دادی؟ فرمود ای گروه مردم شما ندیدید که اسب سواری از سمت راست بر مشرکان یورش برد و آنها را شکست داد سپس برگشت نزد من و گفت ای محمد من سهمی از غنیمت دارم و آن را بعلی بن ابی طالب بخشیدم او جبرئیل بود، ای گروه مردم شما را بخدا و رسولش ندیدید آن اسب سواری که بر مشرکان از سمت چپ یورش برد و بنزد من برگشت و گفت ای محمد با تو سهمی دارم و آن را بر علی بن ابی طالب (ع) نهادم او میکائیل بود بخدا بعلی ندادم جز سهم جبرئیل و میکائیل را، پس همه مردم تکبیر گفتند.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید منم خدا معبود حقی نیست جز من ملوک را آفریدم و دل آنها را در دست دارم هر مردمی مرا اطاعت کند دل ملوک را بر آنها مهربان کنم و هر مردمی مرا معصیت کنند دل ملوک را بر آنها خشمگین بسازم، خود را مشغول دشنام ملوک مکنید بمن باز گردید تا دلشان را بشما مهربان کنم.
10- رسول خدا (ص) فرمود:
دو دسته از امتم نیک باشند امتم نیکند و چون فاسد باشند امتم فاسدند، امراء و فقهاء.
11- امام صادق (ع) فرمود:
چون قصد کار خیر کردی پس مینداز بنده روز گرمی را روزه دارد بقصد آنچه نزد خداست خدا او را از دوزخ آزاد کند و برای خدا صدقه دهد و خدا او را از دوزخ آزاد کند.
12- امام صادق (ع) فرمود:
عیسی ابن مریم بیکی از یارانش فرمود آنچه نخواهی با تو کنند با دیگران مکن، و اگر کسی سیلی بگونه راستت زد گونه چپت را پیش او آور.
13- امام صادق (ع) فرمود:
بس است برای مؤمن همین نصرت خدا که ببیند دشمنش در نافرمانی خدای عز و جل است.
14- فرمود:
هر که گامی بنماز جمعه پیش رود خدا تنش را بدوزخ حرام کند، فرمود هر که در صف اول آنان با آن ها نماز گذارد گویا در صف اول با رسول خدا (ص) نماز خوانده.
15- فرمود:
صدقه در روز خطا را آب کند چنانچه آب نمک را و در شب خشم خدا را جل جلاله خاموش نماید.
16- علی (ع) فرمود:
هر حقی واقعیتی دارد و هر درستی نوری دارد هر چه با قرآن موافقست بگیرید و هر چه با آن مخالف است وانهید.
17- رسول خدا (ص) بعلی فرمود:
ای علی تو ای خلیفه من بر امتم در زندگی من، و پس از مرگم تو نسبت بمن شیثی نسبت ب آدم و چون سام بنوح و چون اسماعیل بابراهیم و چون یوشع بموسی و چون شمعون بعیسی ای علی تو وصی و وارث و غسل ده منی توای که مرا بخاک سپاری و دینم را ادا کنی و وعده ام را وفا کنی ای علی تو امیر مؤمنان و امام مسلمانان و پیشوای روسفیدان و یعسوب متقیانی، ای علی تو شوهر بانوی زنان فاطمه دختر من و پدر دو سبطم حسن و حسین باشی ای علی براستی خدای تبارک و تعالی ذریه هر پیغمبری را از نسل او مقرر کرد و ذریه مرا از پشت تو ای علی هر که دوستت دارد و خواهانت باشد دوستش دارم و خواهانش باشم و هر که با تو کینه و دشمنی دارد با او دشمنی و کینه دارم زیرا تو از منی و من از تو.
ای علی براستی خدا ما را پاک کرده و برگزیده و هیچ پدر و مادری در نژاد ما بزنا بر خورد نکردند تا زمان آدم، دوست ندارد ما را مگر کسی که حلال زاده است ای علی مژده گیر که شهید میشوی زیرا تو پس از من مظلومی و مقتول، فرمود یا رسول اللَّه این با سلامتی دین منست، فرمود در سلامت دین تو باشد ای علی تو هرگز گمراه نشوی و نلغزی و اگر تو نباشی حزب خدا پس از من شناخته نشود.