فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس چهل و نهم روز جمعه دوازدهم ربیع الاول 368

1- رسول خدا (ص) فرمود:
روح الامین جبرئیل از پروردگارم بمن خبر داد که هیچ کس نمیرد تا همه روزی مقدر خود را بخورد از خدا پرهیز کنید و در طلب رزق آرام باشید و بدانید که دو روزی هست یک روزی که شما جوئید و یک روزی که شما را جوید، روزی خود را از حلال جوئید که اگر از راه حلال جوئید آن را حلال بخورید و اگر از راه حرام جوئید آن را بحرامی خورید و همان روزی شما گردد و ناچارید آن را بخورید.
2- امام هشتم (ع) فرمود:
نگاه بذریه ما عبادتست عرض شد یا ابن رسول اللَّه نگاه ما بامامان از شما عبادتست یا نگاه بهمه اولاد پیغمبر؟ فرمود نگاه بهمه اولاد پیغمبر عبادتست.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
چون در مقام محمود برآیم برای معصیت کاران گناه کبیره از امتم شفاعت کنم و خدا بپذیرد و بخدا که در باره کسانی که ذریه مرا آزار کرده اند شفاعت نکنم.
4- امام صادق (ع) فرمود:
چون گناهان بنده بسیار شود و جبران آن نکند خدا او را باندوه در دنیا گرفتار سازد تا کفاره آن گردد و گر نه بیمارش کند تا کفاره گردد و گر نه در هنگام مرگ بر او سخت گیرد تا کفاره گناه او گردد و گر نه در قبر عذابش کند تا گاه ملاقات پروردگار گناهی نداشته باشد.
5- امام صادق (ع) فرمود:
هر که منکر سه چیز باشد شیعه ما نباشد: معراج و سؤال قبر و شفاعت.
6- امام صادق (ع) فرمود:
نزدیک است که فقر کفر باشد و حسد بر تقدیر چهره گردد.
7- امیر المؤمنین (ع) فرمود:
چیزی با چیزی جمع نشود که بهتر باشد از جمع حلم با علم،
8- امام صادق (ع) میفرمود:
محبوبترین بنده نزد خدای عز و جل مردیست راستگو و حافظ بر نماز و آنچه خدا بر او واجب کرده و مواظب اداء امانت سپس فرمود هر که بر امانتی امین شود و آن را ادا کند هزار گره آتش از گردن خود گشوده، بادای امانت پیشی گیرید زیرا هر که امین بر چیزی شود ابلیس صد شیطان مرده از یارانش بر او گمارد تا او را گمراه کنند و وسوسه نمایند تا هلاکش کنند مگر کسی که خدای عز و جل او را حفظ کند.
9- امام صادق (ع) فرمود:
از جور است که سواره بپیاده گوید راه بده.
10- رسول خدا (ص) فرمود:
قسم بدان که مرا براستی مبعوث کرده تا مژده ده باشم خدا هرگز یگانه پرستی را بدوزخ عذاب نکند و اهل توحید شفاعت کنند و شفاعتشان پذیرفته گردد سپس فرمود چون روز قیامت شود خدای تبارک و تعالی دستور دوزخ صادر کند برای کسانی که در دنیا بد کردار بودند عرض کنند خدایا چگونه ما را بدوزخ بری و ما در دار دنیا تو را یگانه شناختیم و چطور زبان ما را بسوزانی و گویای بتوحید تو بوده در دار دنیا و چطور دل ما را بسوزانی با اینکه علاقمند باین بوده که نیست معبود بر حقی جز تو و چطور چهره ما را بسوزانی با اینکه برای تو بخاک نهادیم و چطور دستهای ما را بسوزانی و بدرگاه تو بلندشان نمودیم برای دعا خدای جل جلاله میفرماید بندگانم در دار دنیا بد کردار بودند و کیفر شما دوزخ است عرضکنند پروردگارا عفوت بزرگتر است یا خطای ما؟ خدای عز و جل فرماید عفو من، گویند رحمتت پهناورتر است یا گناهان ما؟
خدای عز و جل فرماید رحمت من گویند اقرار ما بتوحید تو بزرگتر است یا گناهان ما خدای عز و جل فرماید اقرار شما بتوحید من بزرگتر است عرض کنند پروردگارا باید عفو و رحمت واسعه تو ما را فراگیرد، خدای جل جلاله فرماید ملائکه من بعزت و جلالم سوگند خلقی را نیافریدم که محبوبتر باشد نزد من از مقرین بتوحید من و اینکه معبود حقی جز من نیست و بر من حقست که ب آتش نسوزانم اهل توحیدم را بندگانم را ببهشت برید.
11- امام صادق (ع) فرمود:
در این میان که خلیل الرحمن در کوه بیت المقدس دنبال چرا گاهی
برای گوسفندان خود بود آوازی شنید و ناگاه مردی را دید بطول دوازده وجب که ایستاده نماز میخواند باو گفت ای بنده خدا برای که نماز میخوانی؟ گفت برای خدای آسمان، ابراهیم گفت از قوم تو دیگری مانده؟ گفت نه، گفت از کجا غذا میخوری؟ گفت در تابستان میوه این درخت می چینم و در زمستان میخورم، گفت منزلت کجا است بکوهی اشاره کرد، ابراهیم گفت مرا با خودت میبری تا امشب را با تو بگذرانم گفت جلو من آبی است که نمیشود در آن فروشد، گفت خودت چه میکنی؟ گفت من روی آن راه میروم، فرمود مرا با خود ببر شاید خدا آنچه را بتو روزی کرده بمن روزی کند.
گوید عابد دستش را گرفت و باهم رفتند تا ب آبی رسیدند و بر آن راه رفت، ابراهیم با او رفت تا بمنزل رسیدند ابراهیم باو گفت کدام روزها بزرگتر است؟ عابد گفت روز جزا که مردم از هم بازخواست کنند فرمود می آئی دست برداریم بدرگاه خدا دعا کنیم که ما را از شر آن روز آسوده دارد، گفت بدعوت مرا چه کنی بخدا من سی سال است بدرگاه خدا دعائی کنم و اجابت نشده، گفت بتو آگاهی بدهم که چرا دعایت حبس شده؟ گفت چرا، فرمود براستی خدا چون بنده ای را دوست دارد دعایش را نگهدارد تا با او راز گوید و از او خواهش کند و از او بجوید و چون بنده ای را دشمن دارد زود دعایش را مستجاب کند یا بدلش نومیدی نهد سپس باو گفت چه دعائی میکردی؟
گفت گله گوسفندی بمن گذشت و پسری با آن بود و گیسوانی داشت گفتم ای پسر این گوسفندها از کیست؟ گفت از ابراهیم خلیل الرحمن، گفتم خدایا اگر در زمین خلیلی داری او را بمن بنما، ابراهیم فرمود خدا دعایت را مستجاب کرد من ابراهیم خلیل الرحمن هستم و همدیگر را در آغوش کشیدند و چون خدا محمد را مبعوث کرد مصافحه مقرر شد.
12- رسول خدا (ص) فرمود:
منم سید انبیاء و مرسلین و بهتر از ملائکه مقربین و اوصیایم سادات اوصیاء پیغمبران و مرسلانند و ذراریم بهتر ذریه انبیاء و مرسلانند و دخترم فاطمه سیده زنان عالمیان است و طاهرات از زنانم امهات مؤمنانند و امتم بهترین امتی است که برای مردم قیام کردند و من روز قیامت بیشتر از همه انبیاء پیرو دارم و حوضی دارم که پهنایش باندازه میانه بصری در دنیا تا صنعاء است و بعدد ستاره های آسمان ابریق در آنست و خلیفه من بر این حوض در آن روز خلیفه منست در دنیا عرض شد آن کیست؟ فرمود امام مسلمانان و امیر مؤمنان و سرور آنها پس از من علی بن ابی طالب که دوستانش را از آن سیراب کند و دشمنانش را براند چنانچه یکی از شماها شتران بیگانه را از سر آب خود میراند سپس فرمود هر که علی را دوست دارد و در دنیا او را اطاعت کند فردا بر حوض من وارد شود و در بهشت با من هم درجه باشد و هر که در دنیا علی را دشمن دارد و او را نافرمانی کند او را نبینم و مرا نبیند در روز قیامت و جدا از من بلرزه افتد و از سمت چپ به دوزخش برند.
13- علی بن ابی طالب (ع) فرمود:
هر که نام خدا را بر خوراک ببرد خدا از حق نعمت آن او هرگز پرسش نکند.
14- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که تکه نانی یا خرمائی بیابد و آن را بردارد بخورد از درونش نرود تا خدا او را بیامرزد.
15- طاوس یمانی گوید:
علی بن الحسین سید عابدان بود و این دعا را میخواند: معبودا بعزت و جلال بزرگیت اگر من از آغاز فطرتم که عیان کردی از اول روزگار تا دوام خلود پروردگاریت تو را عبادت کنم در هر موئی بهر چشم همزدن تا سرمد ابد بحمد و شکر همه خلائق هر آینه در رسیدن بحق ادای شکر نهانترین نعمت تو مقصرم، اگر من معادن آهن دنیا را با دندان خود برکنم و زمین های آن را با مژگان چشم شخم کنم و بکارم و از ترست مانند دریاهای آسمان و زمین خون و چرک بگریم همانا که آن کم است نسبت بکثرت حق واجب تو بر من و اگر چنانچه معبودا تو پس از اینها مرا عذاب کنی بعذاب همه خلق و بزرگ کنی برای خلقت دوزخ و تن مرا و پر کنی همه دوزخ و طبقه هایش را از من تا در آن معذبی جز من نباشد و دوزخ را هیزمی جز من نبود این نظر بعدل تو کمی است از بیش
آنچه من مستوجب کیفر توام.
16- رسول خدا (ص) بعلی (ع) فرمود:
ای علی تو امام مسلمانان و امیر مؤمنان و قائد الغر المحجلین و پس از من حجت خدائی بر همه خلق تو سید اوصیاء و وصی سید انبیائی ای علی چون مرا ب آسمان هفتم بالا بردند و از آنجا بسدرة المنتهی رسیدم و از آنجا بحجب نور و پروردگارم جل جلاله مرا گرامی داشت بمناجات خود فرمود ای محمد گفتم لبیک ربی و سعدیک تبارکت و تعالیت گفت بدرستی که علی امام اولیاء من و نور است برای هر که مرا اطاعت کرده است و کلمه ای که بایست متقیانست هر که او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که او را نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده، او را بدین مژده ده (ع) عرضکرد یا رسول اللَّه مقام من ب آنجا رسیده که در آن مقام ذکر شوم فرمود آری علی پروردگارت را شکر کن علی رو بر خاک نهاد و سجده کرد بشکرانه این نعمتی که خدا باو داده، رسول خدا (ص) فرمود ای علی سر بردار که خدا بتو بر ملائکه خود مباهات دارد.

مجلس پنجاهم روز سه شنبه چهارده روز از ربیع الاول 368 مانده

1- رسول خدا (ص) فرمود:
چون مرد مسلمانی عطسه کند سپس ساکت شود برای علتی که در او است ملائکه از جانب او گویند الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و اگر خودش گوید الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ ملائکه گویند خدا تو را بیامرزد.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید ای بندگان صدیقم در دنیا بعبادتم متنعم باشید که بسبب آن در بهشت متنعم شوید.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
ایا امت خدای تبارک و تعالی مکروه داشته برای شما بیست و چهار خصلت را و شما را از آن نهی کرده است:
1- بازی در نماز 2- منت نهادن در صدقه.
3- خنده در گورستان
4- سرکشی در خانه ها.
5- نظر بفرج زنها که باعث کوریست
6- سخن وقت جماع که باعث لالی فرزند است.
7- خواب پیش از نماز عشاء آخرین
8- حدیث کردن بعد از آن.
9- غسل زیر آسمان بدون لنگ
10- مجامعت زیر آسمان.
11- رفتن در نهر آب بی لنگ زیرا در آنها عمار و ساکنانی است از ملائکه.
12- داخل شدن حمام بی لنگ
13- کلام میان اذان و اقامه در نماز صبح تا تمام شدن نماز.
14- سفر در دریا در هنگام کولاک
15- خوابیدن روی پشت بام بی محجر فرمود هر که در آن بخوابد خونش بگردن خودش است.
16- در خانه ای تنها خوابیدن
17- آمیزش با زن حائض که بسا فرزند آورد و مبتلای خوره یا پیسی باشد.
18- آمیزش با زن پس از احتلام و پیش از غسل که اگر فرزند دیوانه برآید باید خود را سرزنش کند.
19- سخنکردن با خوره دار مگر با یکذراع فاصله، فرمود از او بگریز چون گریختن از شیر.
20- بول بر کنار نهر روان 21- تغوط زیر درخت یا نخلی که بار آن رسیده و میوه دارد.
22- پوشیدن نعلین ایستاده 23- بی چراغ وارد خانه تاریک شدن 24- پف کردن در حال نماز.
4- امام صادق (ع) فرمود:
خدای عز و جل بر قومی نعمت بخشید و موهبت کرد و شکر نکردند و بر آنها وبال شد و بر قوم دیگر بلا داد و صبر کردند و بر آنها نعمت شد.
5- ابن بکیر گوید:
حجاج دو تن از دوستان علی را دستگیر کرد بیکی از آنها گفت از علی بیزاری جوی گفت اگر نکنم چه کنی؟ گفت خدایم بکشد اگر تو را نکشم بریدن هر دو دست یا هر
دو پای خود را اختیار کن در پاسخش گفت روز قصاص میرسد تو برای خود هر کدام خواهی اختیار کن حجاج گفت بخدا زبان تیزی داری و گمانم ندانی که تو را آفریده، پروردگارت کجا است؟ گفت در کمین هر ستمکار است دستور داد هر دو دست و هر دو پایش را بریدند و بدارش زد و دیگری را پیش داشت و گفت تو چه گوئی؟ گفت من هم عقیده رفیق خود هستم، دستور داد گردنش را زدند و بدارش آویختند.
6- پیغمبر (ص) فرمود:
ملاحظه نماز و روزه بسیار و حج بسیار و احسان بسیار و جنجال شب آنها را نکنید ملاحظه راستگوئی و امانت داری آنها کنید.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که خدا را شناخت و او را بزرگ دانست جلو گرفت دهان خود را از کلام و شکم خود را از طعام و خود را برنج افکند برای روزه و نماز گفتند پدر و مادر ما قربانت یا رسول اللَّه اینان اولیاء خدایند، فرمود اولیاء خدا چون خاموش باشند اندیشه کنند و چون سخن گویند ذکر خدا باشد و نظر آنها عبرت است و گفتارشان حکمت و مشی آنها میان مردم برکت اگر اجل بر ایشان معین نشده بود از ترس عذاب و شوق ثواب در پوست خود نمیگنجیدند.
8- امیر المؤمنین (ع) فرمود:
هر که خود را در معرض تهمت در آورد سرزنش نکند کسیرا که باو بدگمانست و هر که راز خود را بپوشد اختیار آن را دارد و هر حدیثی از دو تجاوز کرد شیوع یابد، ببرادر خود خوشبین باش تا بر تو روشن شود حال او، سخن برادر خود را بد تفسیر مکن تا حمل بخوبی ممکن است بر تو باد ببرادران درست و راست از آنها بسیار بدست آورد که آنها پشت تواند در زمان آسایش و سپر تواند در گرفتاری و مشورت کن در حدیث خود با کسانی که از خدا میترسند و دوست دار برادران را باندازه ای که تقوی دارند از زنان بد بگریز و از زنان خوب هم در حذر باش اگر دستور خوبی هم بشما دادند با آن ها مخالفت کنید تا طمع نکنند شما را به بزشتکاری کشند.
9- علی بن مؤمل گوید:
موسی بن جعفر را دیدم که خضاب سرخی داشت گفتم قربانت این خضاب خاندان تو نیست فرمود چرا من باوسمه خضاب میکردم و دندانهایم لق شد هر مردی در زمان رسول خدا مسلمان میشد خضاب میکرد امیر المؤمنین خضاب زرد رنگی کرد و به پیغمبر خبر رسید فرمود این اسلام است خضاب سرخ رنگی کرد و چون به پیغمبر (ص) خبر رسید فرمود اسلام و ایمان است و با سواد خضاب کرد و چون خبر به پیغمبر (ص) رسید فرمود اسلام و ایمان و نور است.
10- امام صادق (ع) فرمود:
ناخن گرفتن و شارب زدن از جمعه تا جمعه امان از خوره است.
11- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که دوست دارد گرامیترین مردم باشد باید از خدا بپرهیزد و هر که دوست دارد پرهیزکارترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند و هر که دوست دارد غنی ترین مردم باشد باید بدان چه نزد خداست بیشتر اطمینان کند از آنچه در دست او است سپس فرمود شما را آگاه نکنم بدترین مردم؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه، فرمود کسی که مردم را دشمن دارد و مردم او را دشمن دارند.
سپس فرمود شما را آگاه نکنم ببدتر از این، گفتند چرا یا رسول اللَّه، فرمود کسی که از لغزش نگذرد و عذر نپذیرد و گناهی نیامرزد سپس فرمود شما را آگاه نکنم ببدتر از آن؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه، فرمود کسی که از شرش آسوده نباشند و امید بخیرش نباشند براستی عیسی بن مریم در بنی اسرائیل بپاخاست و فرمود ای بنی اسرائیل حکمت را بنادانان نیاموزید تا بدان ستم کنید و از اهلش دریغ مدارید تا بدانها ستم کنید و بستمکار کمک نکنید در ستم تا فضل خود را باطل کنید امور سه گونه است امری که رهیابی آن بر تو آشکار است پیرو آن باش و امری که گمراهیش بر تو آشکار است از آن کناره کن و امری که مورد اختلافست آن را بخدای عز و جل برگردان.
12- پیغمبر (ص) فرمود:
خدای عز و جل بداود وحی کرد ای داود چنانچه بر آفتاب تنگ نیست که کسی در
آن نشیند برحمت من تنگ نیست هر که در آن درآید و چنانچه بدفالی را زیان نرساند هر که بد فال باشد بدفالان از فتنه برکنار نباشند و چنانچه روز قیامت نزدیکترین مردم بمن اهل تواضعند و دورتر از من متکبرانند.
13- امام صادق (ع) فرمود:
هر که از شیعیان ما چهل حدیث حفظ کند خدایش روز قیامت دانشمند و فقیه محشور نماید و عذابش نکند،
14- رسول خدا (ص) بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود:
ای علی تو صاحب حوض منی پرچمدار منی و بر آورنده وعده های منی دوست دل منی وارث علم منی و امانت دار مواریث پیغمبرانی توئی امین اللَّه در زمینش و حجت بر خلقش توئی رکن ایمان و چراغ هدایت و منار شب تار توئی علمی که برای اهل دنیا برافراشتند هر که تو را پیروی کند نجات یافته و هر که از تو تخلف کند هلاک است توئی راه روشن توئی راه راست، توئی قائد الغر المحجلین، توئی سرور هر که منش سرورم و من سرور هر مؤمن و مؤمنه ام دوستت ندارد جز پاکزاد و دشمنت ندارد جز بدزاد و پروردگارم هیچ گاه مرا ب آسمان بالا نبرد و با من سخن نگفت جز اینکه فرمود ای محمد سلام مرا بعلی برسان و باو اعلام کن که امام اولیاء و نور اهل طاعت منست گوارا باد تو را ای علی این کرامت.
15- امام صادق (ع) فرمود:
ای ابو بصیر مائیم درخت دانش مائیم خاندان پیغمبر، در خانه ما جبرئیل فرود می آمد، ما خزانه دار علم خدا، معادن وحی خدائیم هر که پیرو ما باشد نجات یافته و هر که از ما تخلف کند هلاک است این حق بر خداست.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
فقراء شیعه علی و عترتش را بعد از او سبک نگیرید که یکی از آنها مانند دو قبیله ربیعه و مضر را شفاعت کند.

مجلس پنجاه و یکم یازده روز از ماه ربیع الاول 368 مانده

1- از امام باقر (ع) پرسیدند از:
تفسیر قول خدای عز و جل (سوره قیامت- 27) گفته شود کیست دعا نویس- فرمود این گفتار آدمیزاده است وقتی مرگش فرا رسد گوید آیا طبیبی هست آیا دعا نویسی هست؟ فرمود و گمان کند که روز فراق خاندان و دوستانست و فرمود ساق بساق پیچد یعنی دنیا ب آخرت درهم شود فرمود آن روز سرانجام بسوی پروردگار جهانیانست.
2- امام باقر (ع) میفرمود:
سالی از سالی کم باران تر نیست ولی خدا آن را هر جا خواهد ببارد براستی چون مردمی نافرمانی کنند خدای جل جلاله آنچه باران برای آنها مقدر است در آن سال از آنها بدیگران گرداند و به بیابان ها و دریا و کوه ببارد، براستی خدا جعل را در سوراخش بخطای کسانی که در محل اویند عذاب کند چون میتواند از آنجا نقل مکان کند بمحل دیگری که اهل معصیت نباشند سپس امام پنجم فرمود عبرت گیرید ای صاحبان بصیرت و فرمود در کتاب علی یافتیم که رسول خدا (ص) فرمود چون زنا پدیدار شود مرگ ناگهانی فراوان گردد و چون کم فروشی شود خدا قحطی و کم زراعتی آرد چون زکاة ندهند زمین برکت در زراعت و میوه و معادن ندهد و چون بناحق قضاوت کنند معاونت بر ظلم و عدوان کرده اند و چون نقض عهد کنند خدا دشمن بر آنها مسلط کند و چون قطع رحم کنند خدا مال را بدست اشرار دهد و چون امر بمعروف و نهی از منکر نکنند و پیرو نیکان خاندان من نشوند خدا بدان آنها را بر آنها مسلط کند و نیکانشان دعا کنند و مستجاب نکند.
3- امام باقر (ع) فرمود:
در تورات نوشته است ای موسی من تو را آفریدم و ساختم و نیرو دادم و فرمان طاعت بتو دادم و نهی از نافرمانیت کردم اگر مرا اطاعت کنی بر آن کمکت دهم و اگر نافرمانیم کنی بر آن کمکت ندهم ای موسی مرا بر تو منت است در اینکه فرمانم بری و حجت است در نافرمانیم.
4- مسروق گوید:
ما نزد عبد اللَّه بن مسعود بودیم و قرآن مقابله میکردیم با او که جوانی گفت پیغمبر شما بشما سپرده که بعد از او چند تن خلیفه باشد؟ عبد اللَّه گفت تو تازه جوانی و این پرسش را کسی پیش از تو از من نکرده. آری پیغمبر بما اعلام کرده که بعد از او دوازده خلیفه باشد بشماره نقیبان بنی اسرائیل.
5- شعبی از عمویش قیس بن عبد روایت کرده که:
ما در حلقه ای که عبد اللَّه بن مسعود حضور داشت نشسته بودیم یک عرب بیابانی آمد و گفت کدام شما عبد اللَّه بن مسعود باشید عبد اللَّه گفت من باو گفت پیغمبر شما بشما باز گفته که بعد از او چند خلیفه است؟ گفت آری دوازده تن به شماره نقیبان بنی اسرائیل.
6- قیس بن عبد گوید:
ما در مسجد نشسته بودیم و عبد اللَّه بن مسعود با ما بود یک عرب بیابانی آمد و گفت عبد اللَّه بن مسعود در میان شما است عبد اللَّه گفت آری منم چه کار داری؟ گفت ای عبد اللَّه پیغمبر شما بشما خبر داده که چند تن خلیفه میان شما خواهد بود؟ گفت چیزی از من پرسیدی که از وقتی بعراق آمدم کسی از من نپرسیده آری دوازده تن بشماره نقباء بنی اسرائیل.
7- اشعث از ابن مسعود روایت کرده که:
پیغمبر فرمود خلفاء بعد از من دوازده اند بشماره نقباء بنی اسرائیل.
8- جابر بن سمره گوید:
با پدرم نزد پیغمبر بودم، شنیدمش میفرمود پس از من دوازده امیر باشد سپس آوازش نهان شد بپدرم گفتم آهسته چه فرمود؟ گفت فرمود همه آنها از قریشند.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
همیشه امر امتم پیش میرود و غلبه دارد تا بگذرد دوازده خلیفه که همه از قریشند.
10- شریح قاضی گوید:
خانه ای را بهشتاد اشرفی طلا خریدم و قباله آن را نوشتم و عدولی را گواه آن گرفتم و خبرش به امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) رسید مولایش قنبر را فرستاد و مرا خواست و خدمتش رسیدم فرمود ای شریح خانه خریدی و قباله نوشتی و گواهان عادل گرفتی و پول آن را پرداختی؟ گفتم آری فرمود ای شریح از خدا بترس محققا کسی آید که بقباله تو نگاه نکند و بی گواه ترا از آن بیرون کند و ببرد بگورت بسپارد بی همه چیز، خوب تامل کن این خانه را از غیر مالکش نخریده باشی و مال حرامی ببهای آن نداده باشی تا در دنیا و آخرت زیان کنی سپس فرمود ای شریح اگر من در مجلس خرید خانه ات بودم و از من خواسته بودی قباله آن را بنویسم آن را طوری مینوشتم که بدو درهم خریدار آن نباشی، گوید عرضکردم یا امیر المؤمنین چه مینوشتی فرمود مینوشتم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اینست که بنده خواری خریده از مرده لب گوری از او خانه ای خریده در دار فریب از فناشوندگان و رو آور بقشون نابودان این خانه چهار حد دارد اول بدواعی آفات دوم به وسائل عیوب سوم به وسائل مصیبتها و چهارم بهوس کشنده و شیطان گمراه کننده و در آن خانه از اینجا باز می شود این مرد فریب خورده ب آرزو خریده از این رانده شده باجل همه این خانه را برای بیرون رفتن از عزت قناعت و وارد شدن در ذلت تلاش و هر چه خسارت بر این خریدار
برسد بعهده آن کس است که تنهای شاهان را میپوشاند و جان جباران را میگیرد از قبیل خسرو و قیصر روم و تبع و حمیر و هر که مال روی هم انباشته و فراوان اندوخته و ساختمان کرده و محکم ساخته و خوب ساخته و نقاشی کرده و پس انداز نموده بعقیده خود برای فرزند که همه بموقف قیامت روند و قضاوت قطعی و بیهودگان در آنجا زیانکارند گواه بر اینست عقلی که از اسارت هوس بیرون آمده و اهل دنیا را بدیده زوال نگریسته و شنیده که منادی زهد در میدان های آن جار میزند چه اندازه حق برای کسی که دو چشم باز دارد روشن است امروز یا فردا باید کوچ کرد از اعمال نیک توشه برگیرید و آرزوها را با مرگ بسنجید که کوچ و زوال نزدیک است.
11- رسول خدا (ص) فرمود:
برای خداوند در زمین فرشتگان جهانگردیست که سلام امت را بمن میرسانند.
12- ابو حمزه ثمالی گوید:
وارد مسجد کوفه شدم و برخوردم بمردی که نزد ستون هفتم نماز میخواند و رکوع و سجود خوبی میکرد آمدم باو نگاه کنم زودتر بسجده رفت و شنیدم در سجده خود میگفت خدایا اگر نافرمانیت کردم در محبوبترین چیزها تو را اطاعت کردم که ایمان بتو است و تو در آن بر من منت داری نه من بر تو، در بعض اشیاء نزد تو نافرمانیت نکردم فرزند برای تو نتراشیدم و شریک برایت نگرفتم باز هم بمنتی که تو بر من داری نه من بر تو و در چیزهائی نافرمانیت کردم نه از راه فزون طلبی و مکابره و گردن فرازی از عبادتت و انکار ربوبیتت ولی پیروی هوس کردم و شیطان پس از حجت و بیان مرا خوار کرد اگر عذابم کنی برای گناهم ستم نکردی و اگر رحمم کنی از جودت باشد و رحمتت ای ارحم الراحمین سپس فارغ شد و از باب کنده بیرون رفت و دنبالش رفتم تا بمیدان کلبیان بغلام سیاهی بر گذشت و چیزی باو گفت که من نفهمیدم باو گفتم این کی بود؟ گفت علی بن الحسین است گفتم قربانت برای چه اینجا آمدی؟ فرمود برای آنچه دیدی.
13- براء بن عازب گوید:
چون رسول خدا (ص) دستور کندن خندق را داد سنگ بزرگی و سختی در پهنای آن پدید شد که کلنگ در آن کار نمیکرد خود رسول خدا (ص) آمد و جامه خود بر زمین نهاد و کلنگ برگرفت و گفت بنام خدا و با یک ضربت ثلث آن را شکست و فرمود اللَّه اکبر کلیدهای شام را بمن دادند و بخدا هم اکنون کاخهای سرخ آن را مینگرم و پس از آن گفت بنام خدا و بار دوم زد و ثلث دیگرش را شکافت و فرمود اللَّه اکبر کلیدهای فارس را بمن دادند و بخدا کاخهای سفید مدائن را دیدم بار سوم زد و باقی سنگ را شکافت و فرمود کلیدهای یمن را بمن دادند و من از همین جا درهای شهر صنعاء را مینگرم.
14- یک روز علی بن ابی طالب گریان نزد پیغمبر (ص) آمد و میگفت:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، رسول خدا (ص) باو فرمود ای علی چرا گریه میکنی؟ عرضکرد یا رسول اللَّه مادرم فاطمه بنت اسد مرده پیغمبر گریست و فرمود اگر مادر تو بود، مادر من هم بود این عمامه مرا با این پیراهنم برگیر و او را در آن کفن کن و بزنها بگو خوب غسلش بدهند و بیرونش نبر تا من بیایم که کار او با من است پیغمبر پس از ساعتی آمد و جنازه او را برآورد و بر او نمازی خواند که بر دیگری نخوانده بود مانند آن را و چهل تکبیر بر او گفت و در قبر او دراز خوابید بی ناله و حرکت و علی و حسن (ع) را با خود وارد قبر کرد و چون از کار خود فارغ شد بعلی و حسن فرمود از قبر بیرون شدند و خود را بالین فاطمه کشانید تا بالای سرش رسید و فرمود ای فاطمه من محمد سید اولاد آدمم و بر خود نبالم اگر منکر و نکیر آمدند و از تو پرسیدند پروردگارت کیست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد پیغمبر من است و اسلام دین من است و قرآن کتاب من و پسرم امام و ولی من.
سپس فرمود خدایا فاطمه را بقول حق برجا دار و از قبر او بیرون آمد و چند مشت خاک روی آن پاشید و دو دست بر هم زد و آن را تکانید و فرمود ب آن که جان محمد بدست او است فاطمه دست بر هم زدنم را شنید عمار بن یاسر از جا برخاست و عرضکرد پدرم و مادرم قربانت یا رسول اللَّه نمازی بر او
خواندی که بر احدی پیش از او نخواندی؟ فرمود ای ابو یقظان او لائق آن بود ابو طالب فرزندان بسیار داشت و خیر آنها فراوان و خیر ما کم این فاطمه مرا سیر میکرد و آنها را گرسنه میداشت مرا جامه در بر میکرد و آنها برهنه بودند و مرا با صابون میشست و آنها ژولیده بودند، عرضکرد چرا چهل تکبیر بر او گفتی؟ فرمود براست خود نگریستم چهل صف فرشته حاضر بودند برای هر صفی تکبیری گفتم، عرضکرد بی ناله و حرکت در قبر دراز کشیدی؟ فرمود مردم روز قیامت برهنه محشور شوند و من از خدا باصرار خواستم که او را با ستر عورت محشور کند ب آن که جان محمد در دست او است از قبرش بیرون نشدم تا دیدم دو چراغ نور بالای سر او است و دو چراغ نور برابر او و دو چراغ نور نزد پاهای او و دو فرشته بر قبر او موکلند که تا روز قیامت برایش آمرزش جویند.
15- ابی مسلم گوید:
با حسن بصری و انس بن مالک آمدیم تا در خانه ام سلمه انس بر در خانه نشست و ما وارد شدیم شنیدم حسن گفت درود بر تو ای مادرم و رحمت خدا و برکاتش، باو پاسخ داد بر تو درود تو کیستی فرزند جانم؟ گفت حسن بصریم گفت برای چه آمدی؟ گفت آمدم حدیثی که از پیغمبر در باره علی شنیدی برایم بازگوئی ام سلمه گفت بخدا برایت حدیثی گویم که باین دو گوشم از رسول خدا (ص) شنیدم و گر نه هر دو کر شوند و باین دو چشمم دیدم و گر نه کور شوند و دلم
آن را حفظ کرده و گر نه مهر بر آن نهاده شود و لال شوم اگر نشنیدم که رسول خدا (ص) بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود ای علی هر بنده ای که خدا را ملاقات کند و منکر ولایتت باشد چون پرستنده بت و صنم خدا را ملاقات کرده شنیدم حسن بصری میگفت اللَّه اکبر گواهم که علی مولای من و مولای هر مؤمن است چون بیرون آمدیم انس گفت چرا تکبیر گفتی؟ گفت از مادر خود ام سلمه خواستم حدیثی باز گوید که خود در باره علی از رسول خدا (ص) شنیده چنین و چنان برایم گفت و من تکبیر گفتم و گواهم که علی مولای من و مولای هر مؤمنی است گوید شنیدم انس بن مالک هم میفرمود من بر رسول خدا (ص) گواهم که این را در باره علی (ع) فرمود تا سه بار یا چهار بار و صلی اللَّه علی سیدنا محمد و آله اجمعین الطیبین الطاهرین.
مجلس پنجاه و دوم
1- امام باقر (ع) فرمود:
چون عیسی بن مریم زائیده شد در یک روز باندازه دو ماه مینمود و در هفت ماهگی مادرش دست او را گرفت و نزد معلم برد و او را برابر مؤدب نشانید، مؤدب باو گفت بگو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ عیسی گفت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مؤدب باو گفت بگو ابجد، عیسی سر بر
داشت و باو گفت تو میدانی که ابجد یعنی چه؟ او تازیانه بلند کرد او را بزند گفت ای مؤدب مرا مزن اگر میدانی که هیچ و اگر نمیدانی از من بپرس تا بتو بیاموزم گفت تفسیرش را بمن بیاموز عیسی فرمود الف آلاء خداست با بهجت خداست ج جمال
خداست د دین خداست هوز ه هول دوزخ واو وای بر اهل دوزخ زاء زفیر دوزخ حطی فرو ریختن خطاها است از مستغفران کلمن کلام خدا تبدیل نشود سعفص پیمانه ای بپیمانه ای و جزاء بجزا قرشت آنان را فرو چید و محشور کرد مؤدب گفت ای زن فرزند ترا ببر او دانشمند است و نیازی بمؤدب ندارد.
2- عثمان بن عفان از رسول خدا (ص) پرسید:
تفسیر ابجد چیست؟ رسول خدا (ص) فرمود تفسیر ابجد را بیاموزید که همه عجائب در آنست وای بر عالمی که تفسیر ابجد را نداند عرض شد یا رسول اللَّه تفسیر ابجد چیست؟ فرمود الف آلاء خداست و حرفی است از اسماء او باء بهجة خداست ج جنت و جلال و جمال خداست د دین خداست هوز ه هاویه است وای بر آنکه فرو شود در دوزخ و وای بر اهل دوزخ زاویه ایست در دوزخ و پناه بخدا از آنچه در زاویه است یعنی گوشه های دوزخ حطی ح فرو ریختن گناه از آمرزشجویان در شب قدر و آنچه جبرئیل فرود آورد با فرشتگان تا سپیده دم ط طوبی ب آنان و سرانجام خوش و آن درختی است که خدایش کاشته و در آن از روح خود دمیده و شاخه هایش از پشت دیوار بهشت نمایانست زیور و جامه رویاند و بر دهان بهشتیان سرازیر است ی ید الله بالای همه خلق او است سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ کلمن کاف کلام خداست که تبدیلی در کلمات خدا نیست و نیابی هرگز جز او پناهگاهی ل المام و ورود بهشتیانست بر پیغمبر خود در زیارت و تحیة و درود و ملامت دوزخیان نسبت بیکدیگر م ملک خداست که زوال ندارد دوام خدا که فنا ندارد ن نون و القلم و ما یسطرونست که قلم از نور است و کتاب از نور در لوح محفوظی که مقربان بر آن گواهند و بس است خدا را برای گواه سعفص (ص) پیمانه به پیمانه و کیفر بکیفر یعنی جزاء بجزاء و چنانچه جزاء دهی جزاء داده شوی براستی خدا ستم بر بنده را نخواهد قرشت یعنی آنها را دریابد و محشورشان و منتشرشان سازد بسوی روز قیامت و بحق میان آنها حکم کند و ستم نشوند.
3- امام صادق (ع) فرمود:
چون مردی ظلم بیند و شروع کند بنفرین بر ظالم خود خدای جل جلاله فرماید در اینجا دیگریست که از ظلم تو نفرین میکند اگر خواهی تو را و او را اجابت کنم و اگر خواهی شما را پس اندازم تا مشمول عفوم شوید.
4- حبیب بن عمرو گوید:
من خدمت امیر المؤمنین رسیدم در مرض موت او زخمش را باز کردند گفتم یا امیر المؤمنین این زخم شما چیزی نیست و باکی بر شما نیست فرمود ای حبیب من هم اکنون از شما مفارقت میکنم من گریستم و ام کلثوم هم که نزد او نشسته بود گریست باو فرمود دختر جانم چرا گریه کنی؟ گفت جدائی شما را در نظر آوردم و گریستم فرمود دخترم گریه مکن بخدا اگر تو هم میدیدی آنچه را پدرت می بیند نمیگریستی.
حبیب گوید باو عرضکردم چه میبینی یا امیر المؤمنین؟ فرمود ای حبیب مینگرم که همه فرشتگان آسمان و پیغمبران دنبال هم ایستاده اند برای ملاقاتم و این هم برادرم محمد رسول خدا (ص) است که نزد من نشسته است و میفرماید بیا که آنچه در پیش داری بهتر است برایت از آنچه در آن گرفتاری گوید هنوز از نزد او بیرون نشده بودم که وفات کرد چون فردا شد بامداد امام حسن بر منبر ایستاد و این خطبه را خواند پس از حمد و ستایش خدا فرمود ایا مردم در این شب بود که قرآن نازل شد و در این شب عیسی بن مریم بالا رفت و در این شب یوشع بن نون کشته شد و در این شب امیر المؤمنین از دنیا برفت بخدا هیچ کدام از اوصیاء پیغمبران گذشته پیش از پدرم ببهشت نروند و نه دیگران و چنان بود که رسول خدا که او را بجبهه جهادی می فرستاد جبرئیل از سمت راستش بهمراه او نبرد میکرد و میکائیل از سمت چپش و پول زرد و سفیدی از او بجا نمانده جز هفتصد درهم که از حقوق خود پس انداز کرده بود تا خادمی برای خانواده خود بخرد.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
شما را آگاه نکنم از کسی که آتش بر او حرامست؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود سست گیر مأنوس نرم سهل گیر.
6- عیص بن قسم گوید:
بامام صادق (ع) گفتم از پدرت حدیثی نقل شده که فرموده رسول خدا (ص) هرگز نان گندم سیر نخورده؟ فرمود رسول خدا (ص) هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم سیر نخورد.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید ای پسر آدم در آنچه بتو فرمودم فرمانم بر و صلاح خود را بمن می آموز.
8- رسول خدا (ص) فرمود:
خدای جل جلاله فرماید ای پسر آدم یک ساعت در صبح مرا یاد کن و یک ساعت پس از عصر تا آنچه مهم داری کفایت کنم.
9- این خطبه را امیر المؤمنین نه روز پس از وفات پیغمبر هنگام فراغت از جمع قرآن ایراد نمود:
سپاس خدائی را سزاست که هر وهمی در باره او درمانده است جز اینکه هستی او را درک کند و هر خردی نارسا است از تصور کنه او چون مانند و هم شکلی ندارد بلکه او را در حاق ذات خود تفاوتی نیست (جنس و فصل ندارد) و در کمال خویش شماره پذیر نیست از همه چیز جداست نه از راه اختلاف در مکان و با همه چیز برجاست نه ب آمیزش با آن همه چیز را داند نه بابزار (چون چشم و گوش ..) هر چیز خود بخود پیش او دانسته است میان او و آنچه داند دانشی فاصله نیست (علم حضوری چون علم انسان بخودش) اگر گفته شود بود مقصود ازلیت وجود او است (نه اخبار از زمان گذشته) اگر گفته شود خواهد بود مقصود نفی نیستی مطلق از او است (نه اخبار از آینده او) منزه و برتر است از گفتار هر که جز او را پرستد و جز او معبودی گیرد برتری بی اندازه او را سپاس گوئیم چنانچه از آفریده های خود پسندد و پذیرش آن را بر خود بایست داند و گواهم که نیست معبود حقی جز خدا یگانه است، شریک ندارد و گواهم که محمد بنده و رسول او است دو گواهی که بالا برند و دو چندان کنند عمل را سبکست میزانی که از آن بردارندشان و سنگینست میزانی که در آن گذارندشان باین دو ببهشت کامجو شوند و از آتش رها گردند و از صراط بگذرند و بشهادتین ببهشت روند و با نماز برحمت رسند بسیار بر پیغمبر و آلش صلوات فرستید زیرا خدا و فرشتگان بر پیغمبر صلوات دارند ایا کسانی که ایمان آوردید رحمت طلبید برایش و درود فراوان فرستید ایا مردم شرفی برتر از اسلام نیست و کرمی عزیزتر از تقوی و پناهگاهی مصون تر از ورع و شفیعی ناجح تر از توبه و گنجی سودمندتر از دانش و آبروئی بلندتر از بردباری و حسبی شیواتر از ادب و رنجی پست کننده کننده تر از غضب و زیبائی آراسته تر از خرد و زشتیی بدتر از دروغ و نگهداری بهتر از خموشی و جامه ای زیباتر از عافیت و غایبی نزدیکتر از مرگ ایا مردم هر که روی زمین راه می رود بشکم آن فرو می شود، شب و روز شتاب دارند در ویران کردن عمر، هر کس را رمقی در تن است خوراکی دارد و هر دانه را خورنده ایست و تو خود خوراک مرگی و هر که طبع زمانه را داند از آمادگی غفلت نورزد هیچ توانگری از مرگ بمال خود نتواند رها شد و هیچ فقیری بنداری، ایا مردم هر که از پروردگارش ترسد از ستم دست باز گیرد و هر که سخنش را نسنجد ناهنجاریش پدیدار گردد هر که نیک از بد نشناسد چون جانور است هر مصیبتی بسیار کوچک است نسبت ببزرگی فاقه در فردای قیامت هیهات هیهات این خود نشناسی شماها برای معاصی و گناهان شما است چه اندازه نزدیک است راحت بتعب و سختی بنعمت اگر بهشت دنبال باشد بدی نیست و اگر آتش دنبال باشد خوبی تصور نشود هر نعمتی برابر بهشت اندک و ناچیز است و هر بلائی برابر دوزخ عافیت است.
11- رسول خدا (ص) فرمود:
شما را راهنمائی نکنم بچیزی که بدان خطاها را کفاره نماید و بر حسنات بیفزاید؟ عرض شد چرا یا رسول اللَّه فرمود وضوی کامل گرفتن در وضع بد و بسیار بمسجدها رفتن و انتظار وقت نمازها بردن، کسی از شما نباشد که در خانه خود تطهیر کند و با مسلمانان نماز جماعت بخواند و منتظر نماز دیگر بماند جز آنکه فرشتگان گویند خدایا او را بیامرز خدایا باو رحم کن چون نماز میخوانید صفوف خود را راست کنید و معتدل نمائید و خللها را دربندید و چون امام جماعت شما اللَّه اکبر گفت شما هم بگوئید اللَّه اکبر و چون برکوع رفت رکوع کنید و چون گفت سمع اللَّه لمن حمده شما بگوئید اللهم ربنا لک الحمد، بهترین صف مردها صف جلو است و بدتر آن صف آخر.
10- چون موسی بن عمران خواست از خضر مفارقت کند باو گفت:
مرا سفارشی کن ضمن سفارشات خود گفت مبادا لجاجت کنی و بی حاجت راه بروی و بی سبب بخندی یاد خطای خود باش و از خطای مردم چشم پوش.
11- حذیفة بن یمانی هنگام مرگ به پسرش وصیت کرد که:
ای پسر جانم از آنچه در دست مردم است نومید باش که از آن بی نیازی، مبادا از مردم حاجتی خواهی که فقر حاضر است، امروز از دیروز خود بهتر باش و چون نماز گذاری نماز وداع کننده با دنیا باشد که گویا بدان باز نگردی مبادا کاری کنی که عذر از آن لازمست.
12- امام باقر (ع) فرمود:
دوست دارد برادر مسلمانت را و دوست دار برایش آنچه برای خود دوست داری و بد دار برایش آنچه برای خود بد داری چون نیازمند او شدی از او خواهش کن و چون از تو خواهشی کرد باو بده و خیری از او وامگیر که او هم خیری از تو وانگیرد پشت او باش که پشت تو باشد اگر غائب شود حفظ الغیب او کن و اگر حاضر تو باشد او را تعظیم و احترام کن زیرا او از تو است و تو از اوئی و اگر بر تو گله مند است از او جدا مشو تا از علت نارضایتی و آنچه در دل دارد بپرسی، اگر خیری باو رسد خدا را حمد کن و اگر گرفتار شود او را کمک ده و چاره جوئی کن.
15- مخدوج بن زید ذهلی گوید:
چون رسول خدا (ص) مسلمانان را با هم برادر ساخت و بعلی فرمود ای علی تو برادر منی و تو نسبت بمن چون هرون باشی نسبت بموسی جز اینکه پس از من پیغمبری نباشد ای علی نمیدانی اول کسی که روز قیامت خوانده شود منم که در سمت راست عرش بایستم و حله سبزی از از حله های بهشتی بپوشم و پس از آن پیغمبران را دنبال هم بخوانند و در دو صف سمت راست عرش در سایه آن بایستند و جامه های سبز بهشتی پوشند، آگاه باش ای علی بتو خبر دهم که امت من اول امتها در قیامت محاسبه شوند و تو را بشارت دهم که تو اول کسی باشی که دعوت شوی برای خویشی و مقامی که نسبت بمن داری و پرچم مرا که پرچم حمد است بتو دهند و میان دو صف آن را بکشی و آدم و همه خلق خدا روز قیامت در سایه پرچم من باشند که درازای آن هزار سال راه است و نوکش از یاقوت سرخ و نیش از سیم سپید و دسته اش در سبزیست و سه شعبه از نور دارد یکی در مشرق و دیگری در مغرب و سومی در وسط دنیا سه سطر بر آن نوشته:
اول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ دوم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ سوم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ طول هر سطری هزار سال مسافت و پهنای آن هزار سال مسافت تو پرچم را بکشی و حسن سمت راست تو و حسین سمت چپ تواست تا میان من و ابراهیم در سایه عرش بایستی و جامه سبزی از جامه های بهشتی
بپوشی و منادی از عرش جار زند چه خوب پدریست پدرت ابراهیم و چه خوب برادری است برادرت علی هلا بتو مژده دهم ای علی که تو با من دعوت شوی و با من جامه در بر کنی و با من زنده شوی.