فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس چهل و ششم دو شب از ربیع الاول 368 گذشته

1- امام صادق (ع) میفرمود:
هر که برادرش بکاری اندر است که بدش باشد و او را با قدرت بر جلوگیری از آن باز ندارد باو خیانت کرده و هر که از رفاقت احمق دوری نکند بسا باشد هم خلق او گردد.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای عز و جل مرا با علی بن ابی طالب برادر ساخت و دختر مرا از بالای آسمان باو تزویج کرد و فرشتگان مقربش را بر آن گواه گرفت و او را برای من وصی و و جانشین نمود علی از من است و من از او دوستش دوست من و دشمن او دشمنم و فرشتگان بدوستی او بخدا تقربجویند.
3- امام صادق (ع) فرمود:
خدای تبارک و تعالی اسلام را دین شما پسندید با آن بسخاوت و حسن خلق و خوشرفتاری همراهی کنید.
4- رسول خدا (ص) فرمود:
شوخی بسیار آبرو را میبرد و خنده بسیار ایمان را نابود میکند و دروغ خرمی را بر میاندازد.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مسلمانست نباید نیرنگ و فریب کند زیرا من از جبرئیل شنیدم میفرمود نیرنگ و خدعه در آتش است سپس فرمود از ما نیست کسی که مسلمانی را گول زند، از ما
نیست کسی که بمسلمانی خیانت کند سپس فرمود جبرئیل روح الامین از نزد رب العالمین بمن نازل شد و گفت ای محمد بر تو باد بحسن خلق زیرا بد خلقی خیر دنیا و آخرت را میبرد هلا مانندتر شما بمن خوش خلق تر شماها است.
6- امام صادق (ع) فرمود:
هر که نماز واجب را بخواند و دنبالش سی بار تسبیح گوید از گناهانش چیزی نماند جز آنکه فرو ریزد.
7- امام صادق (ع) فرمود:
جمعی اسیر خدمت پیغمبر (ص) آوردند و دستور داد همه را بکشند جز یک مرد از آنها، آن مرد عرض کرد ای محمد پدرم قربانت و مادرم چطور مرا از میان آن همه آزاد کردی فرمود جبرئیل بمن خبر داد از طرف خدای عز و جل که در تو پنج خصلت خدا پسند است و رسولخواه غیرت سخت بر حرمت و سخاوت و حسن خلق و راستگوئی و شجاعت چون آن مرد این سخن شنید مسلمان شد از روی عقیده و بهمراه رسول خدا (ص) بسختی نبرد کرد تا شهید شد.
8- عبد اللَّه بن سلیمان که کتابها را خوانده بود گفت:
در انجیل خواندم، ای عیسی در امر من کوشا باش و یاوه مسرا بشنو و فرمان بر ای زاده طاهره طهر بتول تو بی فحل آمدی من تو را برای نشانی همه جهانیان آفریدم مرا تنها بپرست و بر من توکل کن نیرومندانه کتاب را بدست گیر و سیر کن در اهل سوریا بزبان سریانی در پیش رویت تا هر جا تبلیغ کن که منم خدای همیشه ای که زوال ندارم تصدیق کنید به پیغمبر امی صاحب شتر و جوشن و تاج که همان عمامه است و نعلین و هراوه که همان چوبدستی است صاحب دو چشم نجلاء و پیشانی بلند و دو گونه روشن و بینی برآمده و دندانهای شمرده و گردنی سیمین و بلند و گلوگاهی طلائی و یک رشته مو از سینه تا ناف و شکم و سینه صاف و بی مو سیه چرده و باریک انگشت و سطبر کف و قدم چون روی بجائی کند با همه بدن باشد و چون راه رود گویا از وقار قدم از سنگ برآرد و از بلندی بزیر آید و چون با جمعی برآید بر آنها بیفزاید عرق چهره اش چون مروارید غلطان است و از او بوی مشک پراکنده گردد مانند او پیش از او دیده نشده و پس از او دیده نشود خوشبو و پر ازدواج و کم نسل است همانا نسلش از دختری مبارکه است که در بهشت خانه ای دارد یکپارچه بدون ترک و رکچین او را در آخر الزمان کفالت نماید چنانچه زکریا مادرت را کفالت کرد، دو فرزند دارد که هر دو شهید شوند سخنش قرآن است، دینش اسلام و منم سلام خوشا بر کسی که دورانش را دریابد و روزگارش ببیند و سخنش را بشنود عیسی عرض کرد پروردگارا طوبی چیست؟ فرمود درختی در بهشت که من آن را کشتم همه بهشت را سایه دهد بیخش از رضوان است و آبش از تسنیم که چون کافور خنک است و مزه زنجبیل دارد هر که از آن چشمه بنوشد هرگز تشنه نشود، عیسی عرض کرد بمن از آن بنوشان فرمود ای عیسی بر نوع بشر حرامست از آن بنوشند تا آن پیغمبر از آن بنوشد و بر امتها حرامست از آن بنوشند تا امت او از آن بنوشند من تو را نزد خود برآورم و در آخر الزمان فرود کنم تا از امت این پیغمبر عجائبی بینی و ب آنها در دفع دجال لعین کمک کنی تو را وقت نماز فرود کنم تا با آنها نماز گذاری که امت مرحومه اند.
9- مردی از ابن عباس پرسید:
خدا چه چیز بهشت را نهان داشته با اینکه از ازواج و خدم و طیب و و شراب و میوه آن خبر داده و خدا امر او را بیان کرده و در قرآنش نازل نموده؟ فرمود آنچه نهان داشته جنت عدن است که روز جمعه آفریده و بر آن سرپوش نهاده و هیچ آفریده از اهل آسمان و زمین آن را ندیده و نبیند تا اهلش وارد آن شوند و خدا باو سه بار فرماید سخن کن گوید طوبی للمؤمنین خدای جل جلاله فرماید طوبی برای مؤمنان است و برای تو، مقاتل بنقل از ضحاک گفته که ابن عباس فرمود پیغمبر فرمود هلا هر که شش خصلت دارا باشد از آنها است راستگوید و بوعده وفا کند. امانت را رد کند و به والدین خود احسان کند و صله رحم نمای و از گناهانش آمرزشخواهد او مؤمن است.
10- مردی نزد امیر المؤمنین آمد و گفت:
یا امیر المؤمنین من بتو حاجتی دارم فرمود آن را بر زمین بنویس من بدحالی تو را آشکارا مینگرم بر زمین نوشت من فقیر و نیازمندم علی (ع) فرمود ای قنبر دو جامه باو بپوشان و او شروع بسرودن نمود و میگفت:
گرم تو جامه زنخ داده ای که کهنه شود - بپوشمت ز ستایش هزارها جامه
ستایشم ز برای تو حرمتی باشد - که جای آن نپذیری هزار پیژامه
شود ز مدح و ثنا زنده نام صاحب آن - چنو که زنده شود کوه و دشت از باران
بعمر خویش ز احسان بکس کناره مکن - که بنده راست جزا طبق آنچه کرده عیان
علی (ع) فرمود صد دینار طلا باو دادند باو عرض شد یا علی او را توانگر ساختی، فرمود من از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود از مردم قدردانی کنید سپس علی فرمود که من از مردمی در شگفتم که بپول خود بنده ها را میخرند و آزادان را باحسان خود نمیخرند.
11- دو مرد قریشی خدمت امام چهارم آمدند فرمود:
حدیثی از رسول خدا (ص) برای شما باز گویم؟ گفتند آری فرمود از پدرم شنیدم میفرمود سه روز پیش از مرگ پیغمبر جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد ای احمد خدا مرا باحترام تو برای احوالپرسی تو فرستاده و با اینکه بهتر از تو میداند میفرماید حالت چونست؟ پیغمبر (ص) گفت غمگین و گرفتارم روز سوم جبرئیل و ملک الموت و فرشته ای بنام اسماعیل با هفتاد هزار فرشته آمدند جبرئیل پیش از آنها خدمت پیغمبر رسید و عرضکرد خدا بطور خصوصی مرا برای احوالپرسی شما فرستاده میفرماید حالت چونست ای احمد؟ فرمود غمگین و گرفتارم ای جبرئیل، در اینجا ملک الموت اجازه ورود خواست جبرئیل گفت یا احمد این ملک الموتست که اجازه دخول میطلبد و پیش از تو از کسی اجازه ورود نخواسته و پس از تو هم از کسی نخواهد فرمود باو اذن بده جبرئیل باو اذن داد و آمد برابر پیغمبر ایستاد و گفت ای احمد خدا مرا خدمت شما فرستاده که هر طور امر فرمائید عمل کنم اگر فرمائی جانت را بگیرم و اگر نخواهی دست بکشم پیغمبر فرمود ای ملک الموت هر چه گویم عمل کنی؟ گفت آری من مامور باطاعتم جبرئیل ب آن حضرت عرض کرد ای احمد خدا مشتاق ملاقات تو است رسول خدا فرمود ای ملک الموت بدان چه ماموری عمل کن جبرئیل گفت این آخرین دفعه است که پای بر زمین نهادم و مقصودم تو بودی در این دنیا، چون رسول خدا وفات کرد و برای تسلیت آمدند شخصی آمد که آوازش را میشنیدند و خودش را نمیدیدند و گفت درود بر شما و رحمت خدا و برکاتش هر نفسی مرگ را چشنده است و همانا روز قیامت مزد خود را دریابید براستی نظر بخدای عز و جل دل آرامی از هر مصیبت و جانشین از هر دست رفته است و جبران هر فوت شده بخدا وثوق داشته باشید و باو امیدوار باشید زیرا مصیبت زده کسی است که از ثواب محروم باشد و السلام علیکم و رحمت اللَّه و برکاته علی بن ابی طالب (ع) فرمود میدانید این کیست؟ این خضر (ع) است.
12- فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) گفت:
پدر جان روز موقف اعظم و روز فزع تو را کجا دیدار کنم؟ فرمود ای فاطمه بر در بهشت که لواء حمد بامنست و من بدرگاه پروردگار شفیع امتم باشم، عرضکرد پدر جان اگر آنجا خدمتت نرسم؟ فرمود سر حوض مرا دیدار کن که امتم را سیراب میکنم عرضکرد اگر آنجا دیدارت نکردم؟ فرمود بر صراط مرا ملاقات کن که ایستاده ام و میگویم پروردگارا امتم را سالم دار عرضکرد آنجا هم نشد فرمود مرا پای میزان دیدار کن، که میگویم پروردگارا امتم را سالم دار، عرضکرد آنجا هم نشد فرمود مرا بر پرتگاه دوزخ برخورد کن که زبانه و شعله اش را از امتم جلو گیرم فاطمه از این خبر شاد شد.
13- علی (ع) فرمود:
آیه ای از قرآن نازل نشده مگر آنکه میدانم کجا نازل شده در باره کی نازل شده و در چه موضوعی نازل شده، در دشت است یا کوه گفتند در باره خودت چه نازل شده؟ فرمود اگر از من نمیپرسیدید بشما نمیگفتم در باره من این آیه نازل شده (رعد- 7) همانا تو منذری و برای هر قومی رهبری. رسول خدا منذر است و من رهبر بدان چه آورده است.

مجلس چهل و هفتم روز جمعه پنجم ماه ربیع الاول سال 368

1- محمد بن فرج رخجی گوید:
بامام دهم نوشتم و از او پرسیدم از آنچه هشام بن حکم راجع بجسم گفته و هشام بن سالم راجع بصورت، در پاسخ نوشت سرگردانی حیران را از سر بگذار و پناه بر بخدا از شیطان رجیم قول درست آن نیست که دو هشام گفته اند.
2- صقر بن دلف گوید:
از امام دهم (ع) راجع بتوحید پرسیدم و باو گفتم که من معتقد بقول هشام بن حکمم، در خشم شد و فرمود تو را بگفته هشام چکار او از ما نیست هر که معتقد است که خدا جسم است ما از او بیزارم در دنیا و آخرت ای پسر دلف جسم حادث است و خدا او را پدید کرده و جسم ساخته.
3- علی بن مهزیار گوید:
بامام نهم نوشتم قربانت پشت سر کسی که بجسم معتقد است و همعقیده یونس است یعنی پسر عبد الرحمن نماز بخوانم؟ در جواب نوشت پشت سر آنها نماز نخوانید و زکاة ب آنها ندهید و از آنها بیزار باشید خدا از آنها بیزار است.
4- عبد اللَّه بن سنان از پدرش نقل کرده که:
حضور امام باقر (ع) بودم یکی از خوارج خدمتش رسید و گفت ای ابا جعفر چه را پرستی؟ فرمود خدا را گفت او را دیدی؟ فرمود دیده ها عیانش نبینند و دلها بحقیقت ایمانش دریابند بسنجش نتوانش شناخت و بمردم مانند نیست بنشانه ها ستوده گردد و بعلامتها شناخته است در حکمش جور نیست آنست خدا نیست معبود حقی جز او، گوید آن مرد بیرون شد و میگفت خدا داناتر است که کجا رسالت خود را بنهد.
5- امام هشتم (ع) میفرمود:
همیشه خدای تبارک و تعالی دانا و توانا زنده و قدیم، شنوا و بینا بوده است فضل بن سلیمان کوفی گوید عرضکردم یا بن رسول اللَّه مردمی گویند همیشه خدا دانا است بعلم و تواناست بقدرت و زنده است بحیات و قدیم است بقدم و شنواست بسمع و بیناست ببصر، فرمود هر که چنین گوید و بدان معتقد باشد با خدا خدایان دیگر شریک کرده و با ولایت، ما سر و کاری ندارد سپس فرمود همیشه خدا بذات خود دانا توانا زنده و قدیم و شنوا و بیناست و برتر است از آنچه مشرکان و مشبهه گویند بی اندازه.
6- محمد بن عماره از پدرش گفته است که:
از امام صادق (ع) پرسیدم یا ابن رسول اللَّه بمن خبرده
که خدا را رضا و سخط باشد؟ فرمود آری ولی نه مانند مخلوق خشم خدا عقاب او است و رضایش ثواب او.
7- امام صادق (ع) فرمود:
براستی خدای تبارک و تعالی متصف بزمان و مکان و حرکت، و انتقال و سکون نیست بلکه او است خالق زمان و مکان و حرکت و سکون و انتقال برتر است از آنچه ظالمان گویند بی اندازه.
8- امام صادق (ع) فرمود:
من نه معتقد بجبرم و نه بتفویض.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای جل جلاله بدنیا خطاب کرد که خادم خود را برنج افکن و تارک خود را خدمت کن و چون بنده در نیمه شب تار با آقای خود خلوت کند و راز گوید خدا نور را در دلش برجا دارد چون گوید یا رب یا رب جلیل جل جلاله او را ندا کند لبیک عبد من بخواه تا بتو بدهم بر من توکل کن تا تو را کفایت کنم سپس خدای جل جلاله بملائکه خود فرماید ای ملائکه ببینید بنده مرا که در دل شب تار با من خلوت گرده و بیهودگان در بازی و غفلتند و بخواب اندرند گواه باشید که من او را آمرزیدم پس از آن فرمود بر شما باد به ورع و کوشش و عبادت و بی رغبت باشید در این دنیا که بشما بی رغبت است زیرا که پرفریب دهنده است خانه فنا و زوال است بسیار کسی که فریب آن خورد و نابودش کرد و بدان تکیه زد خیانتش نمود و بسیار کسی که بدان اعتماد کرد و فریبش داد و او را وانهاد، بدانید که در پیش شما راهیست هراسناک و سفریست دراز و گذشت شما بر صراط است و بناچار مسافر را توشه باید و هر که بی توشه سفر کند در رنج افتد و هلاک شود و بهترین توشه تقوی است سپس یاد کنید وقوف خود را در برابر خدای جل جلاله که او حاکم عادل است و آماده جوابش شوید در موقع بازپرسی او از شما که بناچار از شما بازپرسی کند نسبت بهر چه کردید (در آنجا میان شما بجا نهادم خ ب) از ثقلین پس از من که کتاب خدا و خاندان منند و ملاحظه کنید که نگوئید کتاب را تغییر دادیم و تحریف نمودیم و اما از خاندان جدا شدیم و آنها را کشتیم که در این موقع پاداش شما جز دوزخ نباشد هر کدام شما که خواهد از هراس این روز برکنار باشد باید پیرو ولی من و تابع وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب (ع) باشد که او صاحب حوض من است و دشمنانش را از آن طرد کند و دوستانش را از آن سیراب نماید و هر که از آن ننوشد همیشه تشنه است و هرگز سیراب نشود و هر که از آن شربتی نوشد هرگز تشنه نشود و براستی علی بن ابی طالب صاحب پرچم من است در آخرت چنانچه صاحب پرچم من است در دنیا و اول کس باشد که در بهشت درآید زیرا جلو من لواء حمد را میکشد که زیرا آن آدم و پیغمبران دیگرند.
10- مردی خدمت امام صادق (ع) آمد و عرضکرد:
یا ابن رسول اللَّه مرا بمکارم اخلاق مطلع کن، فرمود گذشت از کسی که بتو ظلم کرده و صله با آنکه از تو ببرد و عطای بکسی که تو را محروم کند و گفتار حق و گرچه بر زیان خودت باشد.
11- امام صادق (ع) فرمود:
هر که از زوال پنجشنبه تا ظهر جمعه بمیرد از مؤمنان خدا او را از فشار قبر پناه دهد.
12- مردی بامام صادق (ع) گفت:
بمن سفارش کن فرمود بنه خود را آماده ساز و توشه سفر طولانی خود را پیش فرست و خود وصی خود باشد و دیگری را امین مدان که آنچه تو را اصلاح کند برایت بفرست.
13- امام صادق (ع) فرمود:
هر که سی بار گوید سبحان اللَّه و بحمده سبحان اللَّه العظیم و بحمده رو بتوانگری کرده و پشت بفقر داده و در بهشت را کوبیده.
14- امام باقر (ع) فرمود:
بخدا شیوه علی (ع) بود که چون بندگان خوراک میکرد و بر زمین می نشست و دو پیراهن سنبلانی میخرید و خدمتکار او باختیار خود بهتر آنها را برمیداشت و خود آن دیگر را می پوشید و اگر آستینش از انگشتانش بلندتر بود آن را قطع میکرد و اگر دامنش از کعب میگذشت آن را می چید پنج سال خلیفه بود نه آجری بر آجری گذاشت و نه خشتی بر خشتی و نه دهی مالک شد و نه پول نقره یا طلا بجای خود گذاشت بمردم نان گندم و گوشت میخورانید و خود بمنزل
برمیگشت و نان جو با زیت و سرکه میخورد و هر گاه با دو کار خدا پسند روبرو میشد سخت تر آنها را انتخاب میکرد و هزار بنده از دسترنج خود آزاد کرد که در آن دستش خاک آلود شده و چهره اش عرق ریخته بود و کسی را تاب کار و کرد او نبود او در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و مانندترین مردم باو علی بن الحسین بود و کسی بعد از او توان کار او را نداشت، مردی از تابعین از انس بن مالک شنید که این آیه در باره علی بن ابی طالب نازل شده (زمر- 9) آیا کسی که عبادت کند در آنای شب با سجده و قیام برای حذر از آخرت و امید برحمت پروردگارش.
آن مرد گوید نزد علی (ع) رفتم تا عبادت او را بنگرم خدا گواه است هنگام مغرب نزد او بودم و دیدم با یارانش نماز مغرب میخواند و چون فارغ شد به تعقیب مشغول بود تا برخاست نماز عشاء را خواند و بمنزلش آمد من با او وارد منزل شدم و در تمام شب نماز میخواند و قرآن میخواند تا سپیده دمید و تجدید وضوء کرد و بمسجد آمد و با مردم نماز خواند و مشغول تعقیب شد تا آفتاب برآمد و مردم بدو مراجعه کردند و دو مرد نزد او بمحاکمه مینشستند و چون فارغ میشدند دو مرد دیگر جای آنها را میگرفتند تا برای نماز ظهر بپا خواست و وضوء تازه کرد و با اصحابش نماز ظهر را خواند و مشغول تعقیب بود تا نماز عصر را با آنها خواند و موقع مراجعه مردم رسید و دو مرد نزد او می نشستند و چون بر میخاستند دو مرد دیگر جای آنها را می گرفت و او میان آنها قضاوت می کرد و فتوی میداد تا آفتاب غروب کرد و من گفتم خدا را گواه دانم که این آیه در باره او نازل شده.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مؤمنی را در گرسنگی اطعام کند خدایش از میوه های بهشتی اطعام کند و هر که او را از برهنگی بپوشاند خدایش از استبرق و حریر بپوشاند و هر که او را شربت آبی بنوشاند در تشنگی خدایش از رحیق مهر زده بنوشاند و هر که او را یاری کند یا گرفتاری او را برطرف کند خدا او را در سایه عرش خود جای دهد روزی که سایه ای جز سایه او نیست.
16- اصبغ بن نباته گفت:
مال خراجی که برای امیر المؤمنین می آوردند، وارد بیت المال مسلمانان میکرد و مستحقان را جمع میکرد و با دست خود به راست و چپ پهن میکرد و میفرمود ای پول های زرد و سفید مرا نفریبید دیگری را بفریبید.
هذا جنای و خیاره فیه - اذ کل جان یده الی فیه
این است میوه که من چیدم و خوبش در آنست و هر که میوه چیند با دست خود بدهان گذارد- سپس بیرون نمیرفت تا هر چه در بیت المال مسلمانان بود قسمت میکرد و دستور میداد آن را جاروب میکردند و آب میپاشیدند و دو رکعت نماز در آن میخواند و دنیا را سه طلاق میداد و بعد از سلام نماز میفرمود ای دنیا بمن میاویز و مرا بخود تشویق مکن و فریب مده که من تو را سه طلاق دادم و بتو رجوع نتوانم.
17- از امام هشتم پرسیدند عقل چیست؟ فرمود:
غصه خوردن و با دشمنان مسامحه کردن و با دوستان مدارا نمودن.
18- امام صادق (ع) فرمود:
چون روز قیامت شود خدا خلق اولین و آخرین را در یک زمین گرد آورد و تاریکی سختی همه را فراگیرد و بپروردگار خود بنالند و گویند پروردگارا این تاریکی را از ما برطرف کن فرمود جمعی آیند و نوری برابر آنهاست که عرصه قیامت را روشن کرده حاضران قیامت گویند اینان پیغمبران خدایند، از خدا ندا رسد که اینان پیغمبر نیستند همه گویند اینها فرشته اند ندا رسد از جانب خدا اینان فرشته نیستند همه گویند اینان شهیدانند ندا رسد که از خود آنها بپرسید کیانند؟ همه گویند شما که باشید؟ گویند ماها علویه و ذریه محمد رسول خدا (ص) و اولاد علی ولی خدائیم مائیم مخصوص بکرامت خدا در آسایش و در اطمینان هستیم ب آنها از طرف خدا ندا رسد که دوستان و شیعیان خود را شفاعت کنید و هر که را باید شفاعت کنند، 19- یک روز رسول خدا (ص) باصحابش فرمود معاشر اصحاب من براستی خدای جل جلاله دستور میدهد بشما به ولایت علی بن ابی طالب و پیروی او که ولی و امام شما است پس از من مخالفت او نکنید
تا کافر شوید و از او جدا نشوید تا گمراه گردید به راستی خدا جل جلاله علی را نشانه میان نفاق و ایمان ساخته هر که او را دوست دارد مؤمن است و هر که دشمنش دارد منافقست براستی خدای جل جلاله علی را وصی و نوربخش پس از من نموده او سر نگهدار و گنجینه علم من و خلیفه بعد از منست در خاندانم بخدا از ظالمان به وی شکایت کنم؟

مجلس چهل و هشتم نهم ربیع الاول 368

1- امام صادق (ع) فرمود:
ابلیس تا آسمان هفتم را در مینوشت و چون عیسی (ع) زاده شد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار دیگر میرفت و چون رسول خدا (ص) متولد شد از هفت آسمان ممنوع شد و شیاطین را با تیر میزدند، قریش گفتند این قیام همان کسی است که میشنیدیم اهل کتاب او را نام میبردند، عمرو بن امیه که ستاره شناس تر مردم جاهلیت بود گفت بستاره ها توجه کنید که راهنما بودند و وقت زمستان و تابستان با آنها شناخته می شود اگر آنها سقوط کنند همه چیز هلاک شود و اگر آنها برجایند و ستاره های دیگری سقوط میکنند امر تازه ایست، در صبح روز ولادت پیغمبر همه بتها سرنگون شدند و برو بر خاک افتادند، در آن شب طاق کسری شکست برداشت و چهارده کنگره از آن فروریخت و دریاچه ساوه خشک شد و وادی ساوه پر از آب شد و آتشکده فارس که از هزار سال فروزان بود خاموش گردید و مؤبدان در خواب دیدند که شتران سختی اسبان عربی را یدک دارند و از دجله گذشتند و در بلاد عجم منتشر شدند و طاق کسری از وسط شکست و رود دجله عریان بر آن مسلط شد و در آن شب نوری از سمت حجاز برآمد و تا مشرق تتق کشید و تخت همه سلاطین وارونه شد و خودشان لال شدند و در آن روز نتوانستند سخن گویند دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید و کاهنه های عرب از همزاد شیطانی خود ممنوع شدند و قریش در میان عرب آل اللَّه نامیده شدند.
امام صادق فرمود آنها را آل اللَّه گفتند برای آنکه در بیت اللَّه بودند آمنه گفت بخدا چون فرزندم سقوط کرد دست بر زمین نهاد و سر ب آسمان برآورد و بدان نگریست و نوری از من تابید که همه چیز را روشن کرد و در آن نور شنیدم که گوینده میگفت تو سید عرب را زادی و او را محمد بنام و عبد المطلب آمد که او را دیدار کند و آنچه مادرش گفته بود شنیده بود او را در دامن گرفت و گفت حمد خدا را که این پسر را بمن داد که اندامی خوشبو دارد و در گهواره بر همه پسران آقا است و بارکان کعبه او را پناهید و اشعاری در باره او سرود و ابلیس در میان اعوان خود فریاد کشید و همه ابلیسان گردش را گرفتند و گفتند آقای ما تو را چه بهراس افکنده؟ گفت وای بر شما از دیشب وضع آسمان و زمین را دیگرگون بینیم در زمین تازه عجیبی رخ داده که از زمان ولادت عیسی تا کنون سابقه نداشته بروید و خبری از این پیش آمد تازه بگیرید همه پراکنده شدند و برگشتند و گفتند ما تازه ای ندیدیم ابلیس گفت من خود باید خبر گیرم در دنیا بگردش پرداخت تا بناحیه حرم مکه رسید دید فرشتگان گرد آن را گرفتند و خواست وارد آن شود باو بانک زدند و بر گشت و چون گنجشکی گردید و از طرف غار حری برآمد که جبرئیل باو نهیب زد برو ای ملعون گفت ای جبرئیل از تو سخنی پرسم بگو که از دیشب تا کنون چه تازه ای رخ داده؟ گفت محمد (ص) متولد شده، گفت مرا در او بهره ای است؟ گفت نه گفت در امتش چطور؟ گفت آری؟
گفت خشنودم.
2- خدای جل جلاله فرماید:
هر که گناه بزرگ یا کوچکی کند و در نظر ندارد که من میتوانم او را عذاب کنم یا از او درگذرم هرگز از او درنگذرم نسبت ب آن گناه و اگر معتقد است من میتوانم او را عذاب کنم یا از او گذشت کنم از او درمیگذرم.
3- ام ایمن خدمت رسول خدا (ص) رسید و چیزی در چادر داشت، رسول خدا (ص) فرمود چه داری؟ گفت:
فلانه را عروس کردند و بر او نثار ریختند و من از نثار او برگرفتم سپس ام ایمن گریست و گفت یا رسول اللَّه فاطمه را تزویج کردی و چیزی بر او نثار نکردی؟ فرمود ام ایمن چرا دروغ گوئی براستی خدای تبارک و تعالی چون فاطمه را بعلی تزویج کرد دستور داد که درختان بهشت بر اهل آن از زیور و جامه و یاقوت و در و زمرد و استبرق نثار کردند و آنچه را ندانند از او برگرفتند و خدا درخت طوبی را بخشش فاطمه نمود و آن را در منزل علی (ع) نهاد.
4- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که را خوش آید که چون برق جهنده بر صراط گذرد و بی حساب ببهشت رود باید ولایت ورزد با ولی و وصی و رفیق و خلیفه من بر خاندان و امتم علی بن ابی طالب (ع) و هر که را خوش آید بدوزخ رود ترک ولایتش کند بعزت و جلال پروردگارم که او است باب اللَّه که جز از آن نیایند و او است صراط مستقیم و او است که روز قیامت از ولایتش پرستش شود.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
خدا رحمت کند کسی را که کمک پدرش کند در احسان باو و رحمت کند پدری را که کمک فرزندش کند در احسان باو خدا رحمت کند همسایه ای را که بهمسایه اش کمک کند در احسان باو خدا رحمت کند رفیقی را که برفیقش کمک کند در احسان باو خدا رحمت کند همصحبتی را که بهم صحبت خود کمک کند در احسان باو خدا رحمت کند کسی را که بسلطان خود کمک کند در احسان باو.
6- امام صادق (ع) فرمود:
نیکی کنید با پدرانتان تا بشما نیکی کنند پسرانتان و پارسا باشید از زنان مردم تا پارسا باشند از زنانتان.
7- امام صادق (ع) فرمود:
ما خاندانی هستیم که مردانگی ما در بخشش به کسی است که بما ستم کرده است.
8- احمد بن عمر حلبی گوید:
بامام صادق گفتم چه خصلتی برای مرد زیباتر است؟ فرمود وقار بی مهابت و بخشش بی درخواست و اشتغال بامر آخرت.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که شب را خسته از طلب حلال بگذراند شب را گذرانده و آمرزیده شده. 10- احمد بن عبد اللَّه گوید از امام هشتم پرسیدم ذو الفقار شمشیر رسول خدا (ص) از کجا بود؟ فرمود جبرئیل آن را از آسمان آورد و نقره نشانست و پیش منست.
11- از امیر المؤمنین علی بن ابی طالب پرسش شد ثبات ایمان چیست؟ فرمود:
به ورع است گفتند زوالش بچیست فرمود بطمع،
12- امام صادق (ع) فرمود:
چون مؤمنی بمیرد هفتاد هزار فرشته تا گورش او را تشییع کنند و چون بگورش درآید منکر و نکیر آیند و او را بنشانند و باو گویند پروردگارت کیست: دینت کدامست پیغمبرت کیست؟ گوید پروردگارم خداست و محمد پیغمبر منست و اسلام دینم گورش را تا چشم رس گشاد کنند و طعام بهشت برایش آورند و روح و ریحان بر او در آورند و اینست تفسیر گفته خدای عز و جل (سوره واقعه) و اما هر که از مقربانست روح و ریحان دارد یعنی در قبرش و جنت نعیم دارد یعنی در آخرت سپس فرمود چون کافر میرد هفتاد هزار دوزخبان او را تا گورش همراه باشند و او فریاد کشد که همه چیز جز جن و انس بشنود و گوید کاش برمیگشتم و مؤمن میشدم و بحاملان خود قسم دهد و گوید مرا بر گردانید تا شاید آنچه ترک کردم عمل کنم دوزخبانان باو پاسخ دهند که نه هرگز، این کلمه ایست بزبان گوئی و فرشته ای ندا کند ب آنها که اگر برگردد بدان چه نهی شده باز گردد و چون در گورش در آید و مردم از او جدا شوند، و منکر نکیر در هراسناکتر شکلی باو وارد شوند و او را بپا دارند و گویند کیست پروردگارت چیست دینت؟ کیست پیغمبرت؟ زبانش بطپیدن افتد و قادر بجواب نیست او را ضربتی زنند از عذاب خدا که هر چیز از آن ترسد و لرزد باز باو گویند خدایت کیست دینت چیست پیغمبرت کیست؟ گوید نمیدانم باو گویند ندانستی و ره نیافتی و رستگار نباشی سپس دری از دوزخ بروی او باز کنند و حمیم دوزخ برای آورند و اینست تفسیر گفته خدای عز و جل و اما اگر از مکذبان گمراه باشد پذیرائی از حمیم شود یعنی در قبر و آتش دوزخ در او گیرد یعنی در آخرت.
13- امام صادق (ع) فرمود:
برای خدای عز و جل سه حرمت است که مانندی ندارد قرآن که حکمت او است و نور او
و خانه او که قبله مردمش ساخته و از کسی توجه بجز سوی آن را نپذیرد و خاندان پیغمبر شما.
14- امیر المؤمنین (ع) فرمود:
در بهشت درختی است که از بالایش جامه برآید و از پائینش اسبان بازین و مهار و پردار که نه سرگین کنند و نه بشاشند اولیاء خدا بر آن سوار شوند و در بهشت هر جا خواهند پرواز کنند و آنان که پست درجه تر از آنهایند گویند پروردگارا این بندگانت از کجا باین کرامت رسیدند؟ خدای جل جلاله فرماید اینها بودند که شب عبادت میکردند و روزها روزه بودند و نمیخوردند و با دشمن جهاد میکردند و نمیترسیدند و صدقه میدادند و بخیل نبودند.
15- امام صادق (ع) فرمود:
هر که پنج چیز ندارد بهره بسیار ندهد عرض شد یا ابن رسول اللَّه آنها چیست؟ فرمود، دین، عقل، حیاء و حسن خلق و حسن ادب و پنج چیز است که هر که ندارد زندگی او
گوارائیست: تندرسی، آسودگی، بینیازی، قناعت و انیس موافق.
16- مردی از علی بن ابی طالب (ع) پرسید:
از شب زنده داری با قرائت قرآن فرمود مژده باد هر که ده یک شب خود را برای رضای خدا نماز بخواند خدای عز و جل بفرشتگانش فرماید برای این بنده من بشماره آنچه در نیل از برگ و درخت روید و بشماره هر نی و خوط و چراگاه ثواب نویسند و هر که یک شب را نماز بخواند خدا باو ده دعوت مستجاب دهد و روز قیامت نامه عملش را بدست راستش دهد و هر که هشت یک شب نماز بخواند خدا اجر شهید خوش نیت باو دهد و شفاعتش را در باره خاندانش بپذیرد و هر که هفت یک شب نماز بخواند از قبرش برآید روز بعث با چهره تابانی چون ماه شب چهارده تا بر صراط گذرد با آسودگان و هر که یک ششم شب را نماز بخواند از برای او امان نوشته شود و هر چه گناه کرده آمرزیده گردد و هر که پنج یک شب را نماز بخواند با ابراهیم خلیل الرحمن در گنبد او هم دوش باشد و هر که ربع شب را نماز بخواند در اول فائزان باشد تا چون باد تند بر صراط گذرد بی حساب ببهشت رود و هر که سه یک شب را نماز بخواند فرشته ای نباشد جز آنکه بر مقام او نزد خدای عز و جل غبطه برد و باو گویند از هر کدام هشت در بهشت خواهی وارد شو و هر که نیمی از شب را نماز بخواند اگر پر زمین طلا داده شود هفتاد هزار بار برابر، پاداش او نباشد و هر که دو ثلث شب را نماز بخواند و تلاوت قرآن کند بشماره ریگ تپه عالج حسنه داشته باشد که کمترین آنها ده بار سنگین تر از کوه احد است و هر که شب را نماز بخواند و تلاوت قرآن کند و در رکوع و سجود ذکر بگذراند باو ثوابی دهند که کمترش اینست که از گناهان بیرون آید چون روزی که مادر او را زائیده و بشماره هر چه خدا آفریده حسنه برایش نویسند و مانند آن درجه و نور در قبرش ثابت باشد و گناه و حسد از دلش برود و از عذاب قبر در پناه باشد و از دوزخ برائت باو دهند از آمنین مبعوث شود و خدای تبارک و تعالی بفرشتگانش گوید ای فرشتگانم ببنده من نگاه کنید که شب را همه احیاء کرده برای رضای من او را ببهشت فردوس برید که در آن صد هزار شهر دارد و در هر شهریست هر آنچه دل خواهد و دیده لذت برد و بر خاطر کس نگذشته باشد علاوه بر آنچه از کرامت و مزید برای او آماده شده و تقرب بحق الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و صلواته علی خیر خلیقه محمد و آله اجمعین.