فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس چهل و پنجم روز جمه دو شب از صفر 368 مانده

1- ابو طالب از عبد المطلب باز گفت که:
در این میانه که در حجر اسماعیل بخواب بودم خوابی دیدم که بهراس انداختم نزد کاهنه قریش رفتم یک روپوش خز در برداشتم و گیسوانم روی شانه هایم ریخته بود چون بمن نظر کرد و آشفتگی مرا دید خود را آماده کرد و من آن روز سید قوم خود بودم گفت چه شده که سید عرب رنگ پریده است آیا از ناگواریهای روزگار بدو رخ داده؟ گفتم آری من امشب در حجر خوابیدم و خواب دیدم که درختی از پشتم روئید که سرش به آسمان رسید و شاخه هایش در مشرق و مغرب برآمد و نوری از آن برتافت که هفتاد برابر نور خورشید بود و دیدم عرب و عجم در برابر آن بخاک افتادند و هر روز بر بزرگی آن میافزود و جمعی از قریش آهنگ بریدن آن داشتند و چون بدان نزدیک میشدند جوانی از همه مردم خوش روتر و پاک جامه تر آنها را میگرفت و پشتشان را میشکست و چشمان را در می آورد و دست برداشتم تا شاخه ای از آن برگیرم و جوان بمن بانک زد دست بدار که تو را از آن بهره ای نیست گفتم بهره از کیست و درخت از من است گفت بهره از اینها است که بدان در آویختند و باز بدان برگردد من از خواب هراسان بر خاستم و رنگم پریده بود، دیدم رنگ آن کاهنه پرید و گفت اگر راست گوئی از پشت تو فرزندی آید که مالک شرق و غرب گردد و در میان مردم پیغمبری کند، از این تعبیر غم از دلم رفت ای ابو طالب بنگر شاید آن تو باشی ابو طالب پس از بعثت پیغمبر این حدیث میگفت و میفرمود آن درخت بخدا ابو القاسم امین است.
2- عباس بن عبد المطلب باز گفت که:
چون عبد اللَّه برای عبد المطلب زاده شد در چهره اش نوری بود که میدرخشید چون نور خورشید پدرم گفت این فرزند را مقام خواهد بود، گوید در خواب دیدم که از سوراخ بینی او پرنده سفیدی درآمد و پرید تا بمشرق و مغرب رسید و سپس بر گشت و بر خانه کعبه افتاد و همه قریش برایش بخاک افتادند و در این میان که مردم باو نظر میکردند نوری شد میان مشرق و مغرب کشید و بدانها رسید چون بیدار شدم و از کاهنه بنی مخزوم پرسش کردم گفت ای عباس اگر خوابت راست باشد از پشت او فرزندی در آید که اهل مشرق و مغرب پیرو او گردند، پدرم گفت وضع عبد اللَّه مورد اهمیت من بود تا با آمنه که زیباترین زنان قریش بود تزویج کرد و چون عبد اللَّه مرد و آمنه رسول خدا را در آورد آمدم و آن نور را در میان دو دیده او دیدم میدرخشید و در رویش تفرس کردم از آن بوی مشک یافتم و در من اثر کرد تا یک قطعه مشک شدم از بوی خوش آن و آمنه برایم گفت که چون درد زائیدن مرا گرفت و کارم سخت شد غوغا و سخنی شنیدم که مانند سخن آدمیان نبود و پرچمی از سندس دیدم بر تیره ای از یاقوت میان آسمان و زمین زده اند و نوری از سرش تتق کشید تا ب آسمان رسید و کاخهای شام را دیدم که گویا، مشعله ای از آتش است و نور میدهد و در اطراف خود از پرنده های قطاة امر بزرگی دیدم که پرهای خود را گرد من پراکنده اند و دیدم شعیره اسدیه بر من گذشت و گفت ای آمنه کاهنان و بت ها از دست پسر تو چه میکشند و مردی جوانی دیدم که از همه مردم بلندتر و سفیدتر و خوش لباس تر بود و بگمانم عبد المطلب بود نزد من آمد و او را از من گرفت و آب دهان بدهانش انداخت و طشتی از طلا داشت که زمردنشان بود و شانه ای از طلا و شکم او را شکافت و دلش را بیرون آورد و شکافت و نقطه سیاهی از آن برآورد و دور انداخت سپس دستمالی از حریر سبز بدر آورد و گشود و در آن گرد سفیدی بود و دلش را از آن پر کرد و بجای خودش گذاشت و دست بر شکمش کشید و او را بزبان آورد و نفهمیدم آن کودک چه گفت جز آنکه آن مرد گفت در امان و نگهداری و پرستاری خدا من دلت را از ایمان و حلم و علم و یقین و خرد و شجاعت انباشتم توئی خیر البشر خوشا بر کسی که پیرویت کند و وای بر کسی که مخالف تو گردد سپس بسته دیگری از حریر سفید برآورد و گشود و در آن خاتمی بود و بکتف او مهر نهاد و گفت خدا بمن دستور داده است که بتو از روح القدس بدمم در او دمید و پیراهنی بر او پوشید و گفت این امان تو است از آفات دنیا، ای عباس اینها است که من بچشم خود دیدم عباس گفت من آن روز خواندن میتوانستم جامه اش را بالا زدم دیدم مهر نبوت میان دو شانه او است و وضع را نهان داشتم و این حدیث از یادم رفت و تا روزی که مسلمان شدم بیادم نیامد تا رسول خدا «ص» خودش آن را بیاد من آورد.
3- امام صادق (ع) از قول پدرش فرمود:
دعا را در پنج موضع غنیمت شمارید هنگام خواندن قرآن، وقت اذان، هنگام نزول باران و گاه برخورد دو صف لشکر برای شهادت و گاه نفرین ستمدیده که تا عرش پرده جلو آن نیست
4- رسول خدا (ص) فرمود:
دعای چهار کس رد ندارد و درهای آسمان برابر آن گشاده است تا بعرش رسد دعای پدر برای فرزندش و دعای ستمکشیده بر ستمکاراش و عمره کننده تا برگردد و روزه دار تا افطار کند.
5- علی (ع) میفرمود:
هیچ گرفتاری شایسته تر بدعا نیست هر چه هم بزرگ باشد گرفتاریش از با عافیتی که ایمن از گرفتاری نیست.
6- چون رسول خدا میوه تازه میدید:
میبوسید و بر دو دیده و لب مینهاد و میفرمود خدایا چنانچه نو بارش را در عافیت بما نمودی آخرش را هم با عافیت بما بنما.
7- مالک جهنی گوید:
گلی بامام صادق (ع) تقدیم داشتم گرفت و بوئید و بر دو دیده نهاد و فرمود هر که گلی را گیرد و بوید بر دیده گان نهد و گوید اللهم صلی علی محمد و آل محمد بر زمین نرسد تا آمرزیده گردد.
8- علی (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) بمن آموخت که چون جامه نوی پوشم گویم حمد خدا را که زیوری بر من پوشانید و چیزی که در میان مردم مایه تجمل باشد خدایا آن را جامه برکت کن که در آن رضای تو جویم و ب آبادی مساجدت پویم، زیرا هر که چنین کند آن را نپوشد تا آمرزیده شود.
9- امام صادق میفرمود:
هر که هنگام شنیدن اذان صبح گوید خدایا از تو خواهم ب آمدن روزت و رفتن شبت و حضور نمازت و آوازهای دعا بدرگاهت که توبه مرا پذیری زیرا تو پر توبه پذیری و مهربانی و هنگام شنیدن اذان مغرب آن را گوید و در آن شبانه روز بمیرد تائب است.
10- امام صادق (ع) فرمود:
هر که جامه نو برد و سی و شش بار إِنَّا أَنْزَلْناهُ، بخواند و چون بکلمه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ برسد آب کمی بر آن جامه بباشد و دو رکعت نماز در آن بخواند و بدرگاه پروردگارش دعا کند و در دعایش گوید حمد خدا را که بمن روزی کرد آنچه را با آن میان مردم آراسته باشم و عورتم بپوشانم و در آن برای پروردگارم نماز بخوانم و حمد خدا کند همیشه در وسعت باشد تا آن جامه کهنه گردد.
11- امام صادق از پدرانش فرمود:
که پیغمبر فرمود هر که یهودی یا ترسا یا گبر یا نامسلمانان دیگر که بیند گوید حمد خدا را که مرا بتو باسلام برتری داد که دینم باشد و با قرآن که کتابم باشد و با محمد (ص) که پیغمبرم باشد و با علی که امامم باشد و با مؤمنان که برادرانم باشند و با کعبه که قبله ام باشد خدا هرگز میان او و آن نامسلمان در دوزخ جمع نکند.
12- امام صادق (ع) فرمود:
هر که ب آفت زده یا عضو بریده یا گرفتاری که نظر کند در دل خود بدون آنکه باو شنواند سه بار گوید حمد خدا را که مرا عافیت داده از آنچه تو را بدان گرفتار کرده و اگر میخواست با من هم چنین میکرد هرگز آن بلا بدو نرسد
13- رسول خدا (ص) بمسجد در آمد و بناگاه مردم بر گرد مردی در آمده بودند فرمود:
این چیست؟
گفتند علامه است، فرمود علامه کدامست؟ گفتند داناترین مردم بانساب عرب و حوادث و ایام دوران جاهلیت و باشعار و عربیت، پیغمبر فرمود این دانشی است که زیان ندارد نادانیش و سودی ندهد دانستن آن.
14- امام صادق (ع) فرمود:
اسلام بر پنج ستون سازمان شده بر نماز بر زکاة بر روزه و حج و ولایت امیر مؤمنان و امامان از فرزندانش.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
ایمان اعتراف بزبان و معرفت بدل و عمل با اعضاء است.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
اسلام برهنه است جامه آن شرم و زیورش وفا و مردانگیش کار شایسته و ستونش ورع است هر چیزی بنیادی دارد و بنیاد اسلام دوستی ما خاندانست.
18- مردی حضور رسول خدا (ص) آمد و عرضکرد:
یا رسول اللَّه هر که بگوید لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مؤمن است؟ فرمود دشمنی ما بیهود و نصاری میرساند شما ببهشت نروید تا مرا دوست دارید و دروغ گوید کسی که معتقد است مرا دوست داشته این را یعنی علی را دشمن دارد.
18- رسول خدا (ص) بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود:
ای علی من شهر دانشم و تو در آنی و بشهر نیابند جز از درش دروغگوید کسی که معتقد است مرا دوست داشته و تو را دشمن دارد زیرا تو از منی و من از تو، گوشتت گوشت منست و خونت خون من روحت روح منست و درونت درون من و آشکارت آشکار من، تو امام امت منی و خلیفه من پس از من خوشبخت است آنکه فرمانت برد و بدبخت آنکه نافرمانیت کند سودمند آنکه دوستت دارد و زیانمند آنکه دشمنت دارد کامیابست آنکه ملازم تو است و هلاک است آنکه از تو جداست مثل تو و امامان پس از تو چون کشتی نوح است و هر که بر آن سوار شد نجات یافت و هر که واافتاد غرق شد و نمونه شما چون ستارگانست هر گاه ستاره نهان شود ستاره ای عیان گردد تا بروز قیامت.

مجلس چهل و ششم دو شب از ربیع الاول 368 گذشته

1- امام صادق (ع) میفرمود:
هر که برادرش بکاری اندر است که بدش باشد و او را با قدرت بر جلوگیری از آن باز ندارد باو خیانت کرده و هر که از رفاقت احمق دوری نکند بسا باشد هم خلق او گردد.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای عز و جل مرا با علی بن ابی طالب برادر ساخت و دختر مرا از بالای آسمان باو تزویج کرد و فرشتگان مقربش را بر آن گواه گرفت و او را برای من وصی و و جانشین نمود علی از من است و من از او دوستش دوست من و دشمن او دشمنم و فرشتگان بدوستی او بخدا تقربجویند.
3- امام صادق (ع) فرمود:
خدای تبارک و تعالی اسلام را دین شما پسندید با آن بسخاوت و حسن خلق و خوشرفتاری همراهی کنید.
4- رسول خدا (ص) فرمود:
شوخی بسیار آبرو را میبرد و خنده بسیار ایمان را نابود میکند و دروغ خرمی را بر میاندازد.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مسلمانست نباید نیرنگ و فریب کند زیرا من از جبرئیل شنیدم میفرمود نیرنگ و خدعه در آتش است سپس فرمود از ما نیست کسی که مسلمانی را گول زند، از ما
نیست کسی که بمسلمانی خیانت کند سپس فرمود جبرئیل روح الامین از نزد رب العالمین بمن نازل شد و گفت ای محمد بر تو باد بحسن خلق زیرا بد خلقی خیر دنیا و آخرت را میبرد هلا مانندتر شما بمن خوش خلق تر شماها است.
6- امام صادق (ع) فرمود:
هر که نماز واجب را بخواند و دنبالش سی بار تسبیح گوید از گناهانش چیزی نماند جز آنکه فرو ریزد.
7- امام صادق (ع) فرمود:
جمعی اسیر خدمت پیغمبر (ص) آوردند و دستور داد همه را بکشند جز یک مرد از آنها، آن مرد عرض کرد ای محمد پدرم قربانت و مادرم چطور مرا از میان آن همه آزاد کردی فرمود جبرئیل بمن خبر داد از طرف خدای عز و جل که در تو پنج خصلت خدا پسند است و رسولخواه غیرت سخت بر حرمت و سخاوت و حسن خلق و راستگوئی و شجاعت چون آن مرد این سخن شنید مسلمان شد از روی عقیده و بهمراه رسول خدا (ص) بسختی نبرد کرد تا شهید شد.
8- عبد اللَّه بن سلیمان که کتابها را خوانده بود گفت:
در انجیل خواندم، ای عیسی در امر من کوشا باش و یاوه مسرا بشنو و فرمان بر ای زاده طاهره طهر بتول تو بی فحل آمدی من تو را برای نشانی همه جهانیان آفریدم مرا تنها بپرست و بر من توکل کن نیرومندانه کتاب را بدست گیر و سیر کن در اهل سوریا بزبان سریانی در پیش رویت تا هر جا تبلیغ کن که منم خدای همیشه ای که زوال ندارم تصدیق کنید به پیغمبر امی صاحب شتر و جوشن و تاج که همان عمامه است و نعلین و هراوه که همان چوبدستی است صاحب دو چشم نجلاء و پیشانی بلند و دو گونه روشن و بینی برآمده و دندانهای شمرده و گردنی سیمین و بلند و گلوگاهی طلائی و یک رشته مو از سینه تا ناف و شکم و سینه صاف و بی مو سیه چرده و باریک انگشت و سطبر کف و قدم چون روی بجائی کند با همه بدن باشد و چون راه رود گویا از وقار قدم از سنگ برآرد و از بلندی بزیر آید و چون با جمعی برآید بر آنها بیفزاید عرق چهره اش چون مروارید غلطان است و از او بوی مشک پراکنده گردد مانند او پیش از او دیده نشده و پس از او دیده نشود خوشبو و پر ازدواج و کم نسل است همانا نسلش از دختری مبارکه است که در بهشت خانه ای دارد یکپارچه بدون ترک و رکچین او را در آخر الزمان کفالت نماید چنانچه زکریا مادرت را کفالت کرد، دو فرزند دارد که هر دو شهید شوند سخنش قرآن است، دینش اسلام و منم سلام خوشا بر کسی که دورانش را دریابد و روزگارش ببیند و سخنش را بشنود عیسی عرض کرد پروردگارا طوبی چیست؟ فرمود درختی در بهشت که من آن را کشتم همه بهشت را سایه دهد بیخش از رضوان است و آبش از تسنیم که چون کافور خنک است و مزه زنجبیل دارد هر که از آن چشمه بنوشد هرگز تشنه نشود، عیسی عرض کرد بمن از آن بنوشان فرمود ای عیسی بر نوع بشر حرامست از آن بنوشند تا آن پیغمبر از آن بنوشد و بر امتها حرامست از آن بنوشند تا امت او از آن بنوشند من تو را نزد خود برآورم و در آخر الزمان فرود کنم تا از امت این پیغمبر عجائبی بینی و ب آنها در دفع دجال لعین کمک کنی تو را وقت نماز فرود کنم تا با آنها نماز گذاری که امت مرحومه اند.
9- مردی از ابن عباس پرسید:
خدا چه چیز بهشت را نهان داشته با اینکه از ازواج و خدم و طیب و و شراب و میوه آن خبر داده و خدا امر او را بیان کرده و در قرآنش نازل نموده؟ فرمود آنچه نهان داشته جنت عدن است که روز جمعه آفریده و بر آن سرپوش نهاده و هیچ آفریده از اهل آسمان و زمین آن را ندیده و نبیند تا اهلش وارد آن شوند و خدا باو سه بار فرماید سخن کن گوید طوبی للمؤمنین خدای جل جلاله فرماید طوبی برای مؤمنان است و برای تو، مقاتل بنقل از ضحاک گفته که ابن عباس فرمود پیغمبر فرمود هلا هر که شش خصلت دارا باشد از آنها است راستگوید و بوعده وفا کند. امانت را رد کند و به والدین خود احسان کند و صله رحم نمای و از گناهانش آمرزشخواهد او مؤمن است.
10- مردی نزد امیر المؤمنین آمد و گفت:
یا امیر المؤمنین من بتو حاجتی دارم فرمود آن را بر زمین بنویس من بدحالی تو را آشکارا مینگرم بر زمین نوشت من فقیر و نیازمندم علی (ع) فرمود ای قنبر دو جامه باو بپوشان و او شروع بسرودن نمود و میگفت:
گرم تو جامه زنخ داده ای که کهنه شود - بپوشمت ز ستایش هزارها جامه
ستایشم ز برای تو حرمتی باشد - که جای آن نپذیری هزار پیژامه
شود ز مدح و ثنا زنده نام صاحب آن - چنو که زنده شود کوه و دشت از باران
بعمر خویش ز احسان بکس کناره مکن - که بنده راست جزا طبق آنچه کرده عیان
علی (ع) فرمود صد دینار طلا باو دادند باو عرض شد یا علی او را توانگر ساختی، فرمود من از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود از مردم قدردانی کنید سپس علی فرمود که من از مردمی در شگفتم که بپول خود بنده ها را میخرند و آزادان را باحسان خود نمیخرند.
11- دو مرد قریشی خدمت امام چهارم آمدند فرمود:
حدیثی از رسول خدا (ص) برای شما باز گویم؟ گفتند آری فرمود از پدرم شنیدم میفرمود سه روز پیش از مرگ پیغمبر جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد ای احمد خدا مرا باحترام تو برای احوالپرسی تو فرستاده و با اینکه بهتر از تو میداند میفرماید حالت چونست؟ پیغمبر (ص) گفت غمگین و گرفتارم روز سوم جبرئیل و ملک الموت و فرشته ای بنام اسماعیل با هفتاد هزار فرشته آمدند جبرئیل پیش از آنها خدمت پیغمبر رسید و عرضکرد خدا بطور خصوصی مرا برای احوالپرسی شما فرستاده میفرماید حالت چونست ای احمد؟ فرمود غمگین و گرفتارم ای جبرئیل، در اینجا ملک الموت اجازه ورود خواست جبرئیل گفت یا احمد این ملک الموتست که اجازه دخول میطلبد و پیش از تو از کسی اجازه ورود نخواسته و پس از تو هم از کسی نخواهد فرمود باو اذن بده جبرئیل باو اذن داد و آمد برابر پیغمبر ایستاد و گفت ای احمد خدا مرا خدمت شما فرستاده که هر طور امر فرمائید عمل کنم اگر فرمائی جانت را بگیرم و اگر نخواهی دست بکشم پیغمبر فرمود ای ملک الموت هر چه گویم عمل کنی؟ گفت آری من مامور باطاعتم جبرئیل ب آن حضرت عرض کرد ای احمد خدا مشتاق ملاقات تو است رسول خدا فرمود ای ملک الموت بدان چه ماموری عمل کن جبرئیل گفت این آخرین دفعه است که پای بر زمین نهادم و مقصودم تو بودی در این دنیا، چون رسول خدا وفات کرد و برای تسلیت آمدند شخصی آمد که آوازش را میشنیدند و خودش را نمیدیدند و گفت درود بر شما و رحمت خدا و برکاتش هر نفسی مرگ را چشنده است و همانا روز قیامت مزد خود را دریابید براستی نظر بخدای عز و جل دل آرامی از هر مصیبت و جانشین از هر دست رفته است و جبران هر فوت شده بخدا وثوق داشته باشید و باو امیدوار باشید زیرا مصیبت زده کسی است که از ثواب محروم باشد و السلام علیکم و رحمت اللَّه و برکاته علی بن ابی طالب (ع) فرمود میدانید این کیست؟ این خضر (ع) است.
12- فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) گفت:
پدر جان روز موقف اعظم و روز فزع تو را کجا دیدار کنم؟ فرمود ای فاطمه بر در بهشت که لواء حمد بامنست و من بدرگاه پروردگار شفیع امتم باشم، عرضکرد پدر جان اگر آنجا خدمتت نرسم؟ فرمود سر حوض مرا دیدار کن که امتم را سیراب میکنم عرضکرد اگر آنجا دیدارت نکردم؟ فرمود بر صراط مرا ملاقات کن که ایستاده ام و میگویم پروردگارا امتم را سالم دار عرضکرد آنجا هم نشد فرمود مرا پای میزان دیدار کن، که میگویم پروردگارا امتم را سالم دار، عرضکرد آنجا هم نشد فرمود مرا بر پرتگاه دوزخ برخورد کن که زبانه و شعله اش را از امتم جلو گیرم فاطمه از این خبر شاد شد.
13- علی (ع) فرمود:
آیه ای از قرآن نازل نشده مگر آنکه میدانم کجا نازل شده در باره کی نازل شده و در چه موضوعی نازل شده، در دشت است یا کوه گفتند در باره خودت چه نازل شده؟ فرمود اگر از من نمیپرسیدید بشما نمیگفتم در باره من این آیه نازل شده (رعد- 7) همانا تو منذری و برای هر قومی رهبری. رسول خدا منذر است و من رهبر بدان چه آورده است.

مجلس چهل و هفتم روز جمعه پنجم ماه ربیع الاول سال 368

1- محمد بن فرج رخجی گوید:
بامام دهم نوشتم و از او پرسیدم از آنچه هشام بن حکم راجع بجسم گفته و هشام بن سالم راجع بصورت، در پاسخ نوشت سرگردانی حیران را از سر بگذار و پناه بر بخدا از شیطان رجیم قول درست آن نیست که دو هشام گفته اند.
2- صقر بن دلف گوید:
از امام دهم (ع) راجع بتوحید پرسیدم و باو گفتم که من معتقد بقول هشام بن حکمم، در خشم شد و فرمود تو را بگفته هشام چکار او از ما نیست هر که معتقد است که خدا جسم است ما از او بیزارم در دنیا و آخرت ای پسر دلف جسم حادث است و خدا او را پدید کرده و جسم ساخته.
3- علی بن مهزیار گوید:
بامام نهم نوشتم قربانت پشت سر کسی که بجسم معتقد است و همعقیده یونس است یعنی پسر عبد الرحمن نماز بخوانم؟ در جواب نوشت پشت سر آنها نماز نخوانید و زکاة ب آنها ندهید و از آنها بیزار باشید خدا از آنها بیزار است.
4- عبد اللَّه بن سنان از پدرش نقل کرده که:
حضور امام باقر (ع) بودم یکی از خوارج خدمتش رسید و گفت ای ابا جعفر چه را پرستی؟ فرمود خدا را گفت او را دیدی؟ فرمود دیده ها عیانش نبینند و دلها بحقیقت ایمانش دریابند بسنجش نتوانش شناخت و بمردم مانند نیست بنشانه ها ستوده گردد و بعلامتها شناخته است در حکمش جور نیست آنست خدا نیست معبود حقی جز او، گوید آن مرد بیرون شد و میگفت خدا داناتر است که کجا رسالت خود را بنهد.
5- امام هشتم (ع) میفرمود:
همیشه خدای تبارک و تعالی دانا و توانا زنده و قدیم، شنوا و بینا بوده است فضل بن سلیمان کوفی گوید عرضکردم یا بن رسول اللَّه مردمی گویند همیشه خدا دانا است بعلم و تواناست بقدرت و زنده است بحیات و قدیم است بقدم و شنواست بسمع و بیناست ببصر، فرمود هر که چنین گوید و بدان معتقد باشد با خدا خدایان دیگر شریک کرده و با ولایت، ما سر و کاری ندارد سپس فرمود همیشه خدا بذات خود دانا توانا زنده و قدیم و شنوا و بیناست و برتر است از آنچه مشرکان و مشبهه گویند بی اندازه.
6- محمد بن عماره از پدرش گفته است که:
از امام صادق (ع) پرسیدم یا ابن رسول اللَّه بمن خبرده
که خدا را رضا و سخط باشد؟ فرمود آری ولی نه مانند مخلوق خشم خدا عقاب او است و رضایش ثواب او.
7- امام صادق (ع) فرمود:
براستی خدای تبارک و تعالی متصف بزمان و مکان و حرکت، و انتقال و سکون نیست بلکه او است خالق زمان و مکان و حرکت و سکون و انتقال برتر است از آنچه ظالمان گویند بی اندازه.
8- امام صادق (ع) فرمود:
من نه معتقد بجبرم و نه بتفویض.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای جل جلاله بدنیا خطاب کرد که خادم خود را برنج افکن و تارک خود را خدمت کن و چون بنده در نیمه شب تار با آقای خود خلوت کند و راز گوید خدا نور را در دلش برجا دارد چون گوید یا رب یا رب جلیل جل جلاله او را ندا کند لبیک عبد من بخواه تا بتو بدهم بر من توکل کن تا تو را کفایت کنم سپس خدای جل جلاله بملائکه خود فرماید ای ملائکه ببینید بنده مرا که در دل شب تار با من خلوت گرده و بیهودگان در بازی و غفلتند و بخواب اندرند گواه باشید که من او را آمرزیدم پس از آن فرمود بر شما باد به ورع و کوشش و عبادت و بی رغبت باشید در این دنیا که بشما بی رغبت است زیرا که پرفریب دهنده است خانه فنا و زوال است بسیار کسی که فریب آن خورد و نابودش کرد و بدان تکیه زد خیانتش نمود و بسیار کسی که بدان اعتماد کرد و فریبش داد و او را وانهاد، بدانید که در پیش شما راهیست هراسناک و سفریست دراز و گذشت شما بر صراط است و بناچار مسافر را توشه باید و هر که بی توشه سفر کند در رنج افتد و هلاک شود و بهترین توشه تقوی است سپس یاد کنید وقوف خود را در برابر خدای جل جلاله که او حاکم عادل است و آماده جوابش شوید در موقع بازپرسی او از شما که بناچار از شما بازپرسی کند نسبت بهر چه کردید (در آنجا میان شما بجا نهادم خ ب) از ثقلین پس از من که کتاب خدا و خاندان منند و ملاحظه کنید که نگوئید کتاب را تغییر دادیم و تحریف نمودیم و اما از خاندان جدا شدیم و آنها را کشتیم که در این موقع پاداش شما جز دوزخ نباشد هر کدام شما که خواهد از هراس این روز برکنار باشد باید پیرو ولی من و تابع وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب (ع) باشد که او صاحب حوض من است و دشمنانش را از آن طرد کند و دوستانش را از آن سیراب نماید و هر که از آن ننوشد همیشه تشنه است و هرگز سیراب نشود و هر که از آن شربتی نوشد هرگز تشنه نشود و براستی علی بن ابی طالب صاحب پرچم من است در آخرت چنانچه صاحب پرچم من است در دنیا و اول کس باشد که در بهشت درآید زیرا جلو من لواء حمد را میکشد که زیرا آن آدم و پیغمبران دیگرند.
10- مردی خدمت امام صادق (ع) آمد و عرضکرد:
یا ابن رسول اللَّه مرا بمکارم اخلاق مطلع کن، فرمود گذشت از کسی که بتو ظلم کرده و صله با آنکه از تو ببرد و عطای بکسی که تو را محروم کند و گفتار حق و گرچه بر زیان خودت باشد.
11- امام صادق (ع) فرمود:
هر که از زوال پنجشنبه تا ظهر جمعه بمیرد از مؤمنان خدا او را از فشار قبر پناه دهد.
12- مردی بامام صادق (ع) گفت:
بمن سفارش کن فرمود بنه خود را آماده ساز و توشه سفر طولانی خود را پیش فرست و خود وصی خود باشد و دیگری را امین مدان که آنچه تو را اصلاح کند برایت بفرست.
13- امام صادق (ع) فرمود:
هر که سی بار گوید سبحان اللَّه و بحمده سبحان اللَّه العظیم و بحمده رو بتوانگری کرده و پشت بفقر داده و در بهشت را کوبیده.
14- امام باقر (ع) فرمود:
بخدا شیوه علی (ع) بود که چون بندگان خوراک میکرد و بر زمین می نشست و دو پیراهن سنبلانی میخرید و خدمتکار او باختیار خود بهتر آنها را برمیداشت و خود آن دیگر را می پوشید و اگر آستینش از انگشتانش بلندتر بود آن را قطع میکرد و اگر دامنش از کعب میگذشت آن را می چید پنج سال خلیفه بود نه آجری بر آجری گذاشت و نه خشتی بر خشتی و نه دهی مالک شد و نه پول نقره یا طلا بجای خود گذاشت بمردم نان گندم و گوشت میخورانید و خود بمنزل
برمیگشت و نان جو با زیت و سرکه میخورد و هر گاه با دو کار خدا پسند روبرو میشد سخت تر آنها را انتخاب میکرد و هزار بنده از دسترنج خود آزاد کرد که در آن دستش خاک آلود شده و چهره اش عرق ریخته بود و کسی را تاب کار و کرد او نبود او در شبانه روز هزار رکعت نماز میخواند و مانندترین مردم باو علی بن الحسین بود و کسی بعد از او توان کار او را نداشت، مردی از تابعین از انس بن مالک شنید که این آیه در باره علی بن ابی طالب نازل شده (زمر- 9) آیا کسی که عبادت کند در آنای شب با سجده و قیام برای حذر از آخرت و امید برحمت پروردگارش.
آن مرد گوید نزد علی (ع) رفتم تا عبادت او را بنگرم خدا گواه است هنگام مغرب نزد او بودم و دیدم با یارانش نماز مغرب میخواند و چون فارغ شد به تعقیب مشغول بود تا برخاست نماز عشاء را خواند و بمنزلش آمد من با او وارد منزل شدم و در تمام شب نماز میخواند و قرآن میخواند تا سپیده دمید و تجدید وضوء کرد و بمسجد آمد و با مردم نماز خواند و مشغول تعقیب شد تا آفتاب برآمد و مردم بدو مراجعه کردند و دو مرد نزد او بمحاکمه مینشستند و چون فارغ میشدند دو مرد دیگر جای آنها را میگرفتند تا برای نماز ظهر بپا خواست و وضوء تازه کرد و با اصحابش نماز ظهر را خواند و مشغول تعقیب بود تا نماز عصر را با آنها خواند و موقع مراجعه مردم رسید و دو مرد نزد او می نشستند و چون بر میخاستند دو مرد دیگر جای آنها را می گرفت و او میان آنها قضاوت می کرد و فتوی میداد تا آفتاب غروب کرد و من گفتم خدا را گواه دانم که این آیه در باره او نازل شده.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مؤمنی را در گرسنگی اطعام کند خدایش از میوه های بهشتی اطعام کند و هر که او را از برهنگی بپوشاند خدایش از استبرق و حریر بپوشاند و هر که او را شربت آبی بنوشاند در تشنگی خدایش از رحیق مهر زده بنوشاند و هر که او را یاری کند یا گرفتاری او را برطرف کند خدا او را در سایه عرش خود جای دهد روزی که سایه ای جز سایه او نیست.
16- اصبغ بن نباته گفت:
مال خراجی که برای امیر المؤمنین می آوردند، وارد بیت المال مسلمانان میکرد و مستحقان را جمع میکرد و با دست خود به راست و چپ پهن میکرد و میفرمود ای پول های زرد و سفید مرا نفریبید دیگری را بفریبید.
هذا جنای و خیاره فیه - اذ کل جان یده الی فیه
این است میوه که من چیدم و خوبش در آنست و هر که میوه چیند با دست خود بدهان گذارد- سپس بیرون نمیرفت تا هر چه در بیت المال مسلمانان بود قسمت میکرد و دستور میداد آن را جاروب میکردند و آب میپاشیدند و دو رکعت نماز در آن میخواند و دنیا را سه طلاق میداد و بعد از سلام نماز میفرمود ای دنیا بمن میاویز و مرا بخود تشویق مکن و فریب مده که من تو را سه طلاق دادم و بتو رجوع نتوانم.
17- از امام هشتم پرسیدند عقل چیست؟ فرمود:
غصه خوردن و با دشمنان مسامحه کردن و با دوستان مدارا نمودن.
18- امام صادق (ع) فرمود:
چون روز قیامت شود خدا خلق اولین و آخرین را در یک زمین گرد آورد و تاریکی سختی همه را فراگیرد و بپروردگار خود بنالند و گویند پروردگارا این تاریکی را از ما برطرف کن فرمود جمعی آیند و نوری برابر آنهاست که عرصه قیامت را روشن کرده حاضران قیامت گویند اینان پیغمبران خدایند، از خدا ندا رسد که اینان پیغمبر نیستند همه گویند اینها فرشته اند ندا رسد از جانب خدا اینان فرشته نیستند همه گویند اینان شهیدانند ندا رسد که از خود آنها بپرسید کیانند؟ همه گویند شما که باشید؟ گویند ماها علویه و ذریه محمد رسول خدا (ص) و اولاد علی ولی خدائیم مائیم مخصوص بکرامت خدا در آسایش و در اطمینان هستیم ب آنها از طرف خدا ندا رسد که دوستان و شیعیان خود را شفاعت کنید و هر که را باید شفاعت کنند، 19- یک روز رسول خدا (ص) باصحابش فرمود معاشر اصحاب من براستی خدای جل جلاله دستور میدهد بشما به ولایت علی بن ابی طالب و پیروی او که ولی و امام شما است پس از من مخالفت او نکنید
تا کافر شوید و از او جدا نشوید تا گمراه گردید به راستی خدا جل جلاله علی را نشانه میان نفاق و ایمان ساخته هر که او را دوست دارد مؤمن است و هر که دشمنش دارد منافقست براستی خدای جل جلاله علی را وصی و نوربخش پس از من نموده او سر نگهدار و گنجینه علم من و خلیفه بعد از منست در خاندانم بخدا از ظالمان به وی شکایت کنم؟