فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس سی و هفتم روز جمعه سلخ محرم 368

1- ابن عباس گوید:
چون سی سال از عمر عیسی گذشت خدا او را ببنی اسرائیل مبعوث کرد ابلیس در گردنه بیت المقدس بغام افیق او را دید و باو گفت ای عیسی توئی که از بزرگی ربوبیت خود بدون پدر به وجود آمدی؟ گفت بزرگی از آنست که مرا آفرید و آدم و حواء را چنین آفرید ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود در گهواره بحال کودکی سخن گفتی؟ فرمود عظمت آن از آنست که مرا در خردی بسخن آورد و اگر میخواست مرا لال میکرد ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود از گل شکل پرنده سازی و بپرواز آید، فرمود عظمت از آن خدائیست که مرا آفرید و آنچه مسخر من کرده آفریده ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود بیماران را شفابخشی، فرمود بزرگی از آن آنست که باجازه او شفا دهم آنها را و اگر خواهد مرا هم بیمار گرداند ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود مرده ها را زنده کنی، فرمود بزرگی از آن کسیست که باجازه او آنها را زنده کنم و بناچار آنچه را زنده کنم بمیراند و مرا هم بمیراند، ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود از دریا بگذری و دو پایت تر نشود و در آب فرو نرود فرمود بزرگی از آنست که آن را برایم رام کرده و اگر میخواست غرقم میکرد، ابلیس گفت توئی که روزی آید همه آسمانها و زمین و هر که در آنها است فروتر از تو است و تو برتر از این همه تدبیر کار کنی و تقسیم روزی نمائی عیسی این گفتار ابلیس لعین را عظیم شمرد و فرمود منزهست خدا بر آسمانها و زمینش و کشش کلماتش و به وزن عرشش و رضای خودش چون ابلیس لعین آن را شنید بیخودانه پیش رفت تا در لجه خضراء افتاد، ابن عباس گفت زن جنیه ای بیرون شد و در کناره دریا میرفت و ناگاه چشمش بر ابلیس افتاد که بر سنگ سختی در سجده است و اشکش بر دو گونه روانست و از روی تعجب نگران ابلیس شد و گفت وای بر تو ای شیطان از این سجده طولانی چه امیدی داری؟ گفت ای زن خوب و دختر مردی خوب امیدوارم که چون خدا بسوگند خود عمل کرد و مرا بدوزخ برد به رحمت خود مرا از آن خلاص کند.
2- امام صادق (ع) فرمود:
چون روز قیامت شود خدای تبارک و تعالی رحمت خود را چنان پراکنده کند که ابلیس در رحمت او طمع کند.
3- امام صادق (ع) فرمود:
هر که بد خلقی کند خود را عذاب کرده.
4- امام باقر (ع) فرمود:
هر که را کج خلقی نصیب است ایمان از وی دریغست.
5- ابی سخیله گوید:
نزد ابو ذر رفتم و گفتم ای ابو ذر اختلافی پدیدار بینم مرا چه فرمائی؟ فرمود ملازم این دو باش، کتاب خدا و حضرت استاد علی بن ابی طالب زیرا من از رسول خدا (ص) شنیدم که او اول کسی است که بمن ایمان آورد و اول کسی است که روز قیامت با من دست دهد و او است صدیق اکبر و فاروق که میان حق و باطل را جدا کند.
6- امام صادق از گفته پدرانش فرمود:
که مردی از زنان خود شکایت کرد و امیر مؤمنان این سخن را ایراد نمود، ایا مردم بهیچ وجه مطیع زنان نباشید و آنها را امین بر مال ندانید و نگذارید سرپرست عیال باشند زیرا آنها بدلخواه خودشان واگذاری بمهلکه گرایند و از دستور مالک تجاوز کنند زیرا ما دریافتیم که هنگام نیاز پرهیز ندارند و گاه شهوت شکیبا نیستند بزک را تا گاه پیری ترک نکنند و عجوزه هم که شوند از خود بینی دست باز نکشند شکر نعمت فراوان را برای جلوگیری اندکی فراموش کنند خوبی را از یاد برند و بدی را بخاطر سپارند چون پروانه به بهتان شتابند و بطغیان گرایند و دنبال شیطان برآیند بهر حال با آنها مدارا کنید و بزبان خوش با آنها گفتگو کنید شاید خوش کردار شوند.
7- ابن عباس گوید:
روزی رسول خدا (ص) دست علی بن ابی طالب را گرفت و بیرون شد و میفرمود ای معشر انصار ای معشر بنی هاشم ای معشر فرزندان عبد المطلب منم محمد منم رسول خدا هلا من از گل رحمت شده بهمراه چهار کس از خاندانم آفریده شدم خودم و علی و حمزه و جعفر یکی گفت یا رسول اللَّه اینها روز قیامت با تو سوار باشند؟ فرمود مادرت بعزایت نشیند در آن روز کسی سوار نباشد جز چهار تن من و علی و فاطمه و صالح پیغمبر خدا من بر براق سوارم و فاطمه دخترم بر ناقه عضباء من و صالح بر آن اشتری که پی شد و علی بر یکی از ناقه های بهشت که مهارش یاقوتست و بر او دو حله سبز باشد و میان بهشت و دوزخ بایستد و در آن روز مردم از عرق تن مهار شده اند بادی از طرف عرش بوزد و عرق آنها را خشک کند فرشتگان مقرب و صدیقان گویند این ملکی است مقرب یا پیغمبری است مرسل منادی از طرف عرش ندا کند ولی او علی بن ابی طالب برادر رسول خداست در دنیا و آخرت.
8- امام دهم علی بن محمد- در مصاحبه موسی با خدای عز و جل:
موسی، معبودا پاداش کسی که گواهی دهد من رسول و نبی و هم سخن توام چیست؟
خدا: فرمود فرشتگانم بیایند نزد او مژده بهشت باو دهند.
س معبودا پاداش کسی که برابرت بایستد و نماز بخواند چیست! ج- نزد فرشتگانم باو مباهات کنم در سجده و رکوع و قیام و قعودش و هر که چنین باشد او را عذاب نکنم.
س- پاداش کسی که مسکین را بخاطر تو اطعام کند چیست.
ج- روز قیامت دستور دهم منادی جار کشد که فلانی پسر فلان از آزاد کرده های خداست از دوزخ. س- معبودا پاداش کسی که صله رحم کند چیست؟
ج- عمرش را دراز کنم و سکرات موت را بر او آسان کنم و خازنان بهشت او را فریاد کنند بشتاب نزد ما و از هر در خواهی وارد شو.
س- پاداش کسی که آزار خود را از مردم باز دارد و به آنها خوبی کند چیست؟
ج- دوزخ روز قیامت باو فریاد زند که بتو راهی ندارم.
س- پاداش کسی که تو را با زبان و دل یاد کند چیست؟
ج- او را روز قیامت در سایه عرشم پناه دهم در حمایت خود گیرم.
س- پاداش آنکه حکمت تو را نهان و آشکار بخواند چیست؟
ج- چون برق بر صراط بگذرد.
س- پاداش کسی که بر آزار و دشنام مردم بخاطر تو شکیبا شود چیست؟
ج- در ترسهای روز قیامت باو کمک کنم.
س- پاداش کسی که چشمانش از ترس تو اشگین شوند چیست؟
چهره اش را از سوز آتش نگهدارم و از فزع اکیر آسوده اش سازم.
معبودا- کسی که از شرم تو ترک خیانت کند چه پاداشی دارد؟
ج- روز قیامت در امانست.
معبودا- کیفر کسی که عمدا مؤمنی را بکشد چیست؟
روز قیامت باو نظر کنم و از لغزشش در نگذرم.
معبودا- پاداش کسی که کافری را با سلام دعوت کند چیست؟
روز قیامت برای هر که خواهد باو اجازه شفاعت دهم.
معبودا پاداش کسی که نمازها را بوقت بخواند چیست؟
هر چه درخواست کند باو دهم و بهشتم را بر او مباح کنم.
معبودا پاداش کسی که از ترست وضوء را تمام گیرد چیست؟
روز قیامتش که مبعوث کنم نوری میان دو چشمش بدرخشد.
معبودا- پاداش کسی که ماه رمضان را بخاطر تو روزه دارد چیست؟
روز قیامت بمقامی وادارمش که ترسی ندارد.
معبودا- پاداش کسی که ماه رمضان را بخاطر مردم روزه دارد چیست؟
ثواب کسی دارد که آن را روزه نداشته.
9- نوف بکالی گوید:
در آستان مسجد کوفه خدمت امیر المؤمنین (ع) رسیدم و گفتم السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمة اللَّه و برکاته فرمود و علیک السلام یا نوف و رحمة اللَّه و برکاته، گفتم یا امیر المؤمنین پندم بده فرمود ای نوف خوبی کن تا با تو خوبی شود، گفتم یا امیر المؤمنین بیفزا فرمود رحم کن تا رحمت کنند گفتم یا امیر المؤمنین بیفزا فرمود خوب بگو تا بخوبی یادت کنند عرضکردم بیفزا فرمود از غیبت اجتناب کن که خورش سگان دوزخ است سپس فرمود ای نوف دروغ گفته آنکه گمان دارد حلال زاده است و بغیبت کردن گوشت مردم را میجود، دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است، دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوستدارد یا بر نافرمانی خدا شب و روز دلیر است ای نوف سفارش مرا بپذیر سر دسته و کدخدا و گمرکچی و راهدار مباش ای نوف صله رحم کن تا خدا عمرت را بیفزاید و خوش خلق باش تا حسابت را سبک گیرد ای نوف اگر خواهی روز قیامت با من باشی کمک ستمکاران مشو ای نوف هر که ما را دوستدارد روز قیامت با ما است و اگر مردی سنگی را دوستدارد با او محشور گردد ای نوف مبادا خود را برای دم جلوه دهی و بنافرمانی با خدا برآئی تا خدا روزی که ملاقاتش کنی رسوایت کند ای نوف آنچه بتو گفتم نگهدار تا بخیر دنیا و آخرت رسی.
10- انس بن مالک گفت:
از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود از این در خیر اوصیاء و سید الشهداء بر شما در آید و کسی که مقامش نزدیکتر بانبیاء است و علی بن ابی طالب در آمد و رسول خدا (ص) فرمود ای أبو الحسن چرا چنین نگویم با اینکه تو صاحب حوضی و وفاکننده پیمان منی و پرداخت کن وام از من.

مجلس سی و هشتم روز سه شنبه چهارم صفر 368

1- عبد اللَّه بن علی گوید:
کالائی از بصره بمصر میبردم در راه به پیره مردی بلند قد و گندم گون اصلع که سر و ریشش سفید بود و دو جامه یکی سیاه و دیگری سفید در برداشت برخوردم و گفتم این کیست؟ گفتند بلال مؤذن رسول خداست (ص) دفترهای خود را برداشتم و نزدش آمدم و گفتم السلام علیک ای شیخ جوابداد گفتم رحمک اللَّه بدان چه از رسول خدا (ص) شنیدی مرا بازگو گفت چه دانی من کیم؟ گفتم تو بلال مؤذن رسول خدائی، گریست و گریستم تا مردم دور ما جمع شدند و گریه میکردیم سپس بمن گفت ای پسرک تو اهل کجائی؟ گفتم عراق گفت به به لختی بیاسود و گفت بنویس ای برادر عراقی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ من از رسول خدا شنیدم میفرمود مؤذنها امین مردمند بر نمازشان و روزه شان و گوشتشان و خونشان از خدا چیزی نخواهند جز ب آنها عطا شود و شفاعتی نکنند جز آنکه پذیرفته باشد گفتم بیفزا برایم رحمک اللَّه گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود هر که چهل سال اذان گوید برای خدا روز قیامت با کردار چهل صدیق خوش کردار پذیرفته کار محشور گردد، گفتم رحمک اللَّه بیفزا گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود هر که بیست سال اذان گوید خدای عز و جل او را روز قیامت محشور کند و نوری دارد چون نور آسمان دنیا، گفتم بیفزا رحمک اللَّه، گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود هر که ده سال اذان گوید خدا او را در بهشت با ابراهیم در گنبد و درجه او سکنی دهد، گفتم بیفزا رحمک اللَّه، گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ رسول خدا (ص) میفرمود هر که یک سال اذان گوید خدا روز قیامت هر چه هم گناه داشته باشد او را آمرزیده محشور کند اگر چه گناهانش به وزن کوه احد باشد، گفتم بیفزا رحمک اللَّه فرمود آری حفظ کن و عمل کن و بحساب آور شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود هر که در راه خدا برای یک نماز از روی ایمان و خدا خواهی و تقرب بحق اذان گوید خدا گناهان گذشته اش را بیامرزد و نسبت ب آینده عمرش او را نگهداری کند و میان او و شهیدان در بهشت جمع کند، گفتم خدایت رحمت کند بهترین آنچه شنیدی برایم بازگو گفت وای بر تو ای پسرک بند دلم را بریدی و گریست و من هم گریستم تا بخدا دلم باو سوخت سپس گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود چون روز قیامت شود و خدا مردم را در یک سرزمین جمع کند خدا فرشتگانی از نور با پرچم و علمهای نور نزد مؤذنها بفرستد که با آنها اسبهائیست که مهارشان از زبرجد سبز و خورجین ترک آنها از مشک ازفر است مؤذنها بر آنها سوار شوند و بر سر پا ایستند و فرشته ها مهارشان را بکشند و آنان ب آواز بسیار بلند اذان گویند سپس سخت گریست تا بناله افتادم و گریستم و چون آرام شد گفتم برای چه گریه کنی؟ گفت وای بر تو بیادم آوردی آنچه را از صفی و حبیب خود شنیدم که میفرمود ب آن که مرا به راستی مبعوث بنبوت کرده براستی آنها سر پا روی اسب بر مردم بگذرند و گویند اللَّه اکبر اللَّه اکبر و چون چنین گویند امتم غوغا کنند.
اسامة بن زید پرسید آن غوغا چیست؟ فرمود تسبیح، حمد و لا اله الا اللَّه است چون گویند اشهد ان لا اله الا اللَّه امتم گویند، بس او را در دنیا پرستیدیم گفته شود راست گویند چون گویند اشهد ان محمد رسول اللَّه امتم گویند اینست که از طرف پروردگار ما به رسالت آمده ما ندیده باو معتقد بودیم گویند راست گفتید هم او است که بشما ادای رسالت کرد از پروردگار شما و شما باو مؤمن بودید و حق است بر خدا که شما را با پیغمبرتان جمع کند و آنها را بمنزلهایشان رسانند که در آنست آنچه نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر دل بشری گذشته سپس بمن نگاه کرد و گفت اگر توانی و توانی جز بخدا نیست که نمیری جز مؤذن بدان عمل کن گفتم رحمک اللَّه بر من تفضل کن و خبرده که من محتاجم بمن برسان آنچه را از رسول خدا (ص) شنیدی زیرا تو او را دیدی و من ندیدم برای من بهشت را چنان وصف کن که رسول خدا (ص) برایت وصف کرده گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا شنیدم میفرمود باروی بهشت خشتی از طلا و خشتی از نقره و خشتی از یاقوتست و ملاطش مشک اذفر و کنگره هایش از یاقوت سرخ و سبز و زرد است، گفتم حلقه آن چیست؟ فرمود وای بر تو دست از من بدار که تکلیف ناهنجاری بمن کردی گفتم دست بر ندارم از تو تا بمن برسانی آنچه از رسول خدا (ص) شنیدی در این باره گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اما در صبر دریست کوچک یک لنگه ای و از یاقوت سرخست و حلقه ندارد در شکر از یاقوت سفید است دو لنگه دارد و میان آنها پانصد سال راهست و غوغا و ناله ای دارد، میگوید بار خدایا اهل مرا برایم بیاور گفتم در هم سخن کند؟ فرمود آری خدای ذو الجلالش بسخن آرد، در بلا گفتم مگر در صبر هم همان در بلا نیست؟
گفت نه گفتم بلا چیست؟ گفت مصائب و دردها و بیماریها و خوره و آن دریست از یاقوت زرد یک لنگه ای و اندکند کسانی که از آن در آیند گفتم خدا رحمت کند بیفزا و بر من تفضل کن که من محتاجم گفت تو بمن تکلیف ناروا کنی باب اعظم که از آن بندگان صالح در آیند که اهل زهد و ورع و مشتاق خدا و مأنوس باویند گفتم خدا رحمتت کند وقتی ببهشت در آیند چه کنند؟ فرمود بر کشتیها روی دو نهر سیر کنند که پاروهائی دارند از لؤلؤ فرشتگانی در آنها باشند از نور و جامه های بسیار سبز در بردارند، گفتم رحمت خدا بر تو مگر نور هم سبز دارد؟ گفت جامه ها سبزند و نور از پرتو رب العالمین است جل جلاله بر دو کناره نهر گردش کنند گفتم نام آن نهر چیست، گفت جنة الماوی گفتم در میان چیز دیگری است؟ گفت آری جنت عدن که میانه بهشتها است جنت عدن باروئی دارد از یاقوت سرخ و ریگ آن لؤلؤ است گفتم در آن در دیگری است؟ گفت آری جنت الفردوس، گفتم باروی آن چگونه است گفت وای بر تو دست از من بدار مرا سرگردان کردی گفتم بلکه تو مرا سرگردان کردی من دست از تو بر ندارم تا وصف را بکمال رسانی و مرا از باروی آن خبر دهی گفت بارویش نور است گفتم غرفه ها که در آنست؟ گفت از نور رب العالمین است گفتم بیفزا خدایت رحمت کند گفت وای بر تو تا اینجا رسول خدا (ص) فرموده خوشا بر تو اگر ببرخی از این که وصف شد برسی و خوشا بر کسی که بدان معتقد باشد گفتم خدایت رحمت کند بخدا من از معتقدان ب آنم گفت وای بر تو کسی که ایمان آرد و باور کند این حقیقت را و روش را رغبت بدنیا و زیور آن نکند و حساب خود را نگهدارد گفتم من بدان معتقدم گفت راست گفتی و باید خود را نزدیک کنی و محکم سازی و ناامید نباشی و عمل کنی و تقصیر نکنی و امیدوار باشی و بترسی و بر حذر باشی سپس سه ناله کشید که گمان کردیم مرد و فرمود پدر و مادرم قربان شما اگر محمد (ص) شما را میدید چشمش بشما روشن میشد که از این اوصاف پرسش میکردید سپس گفت نجات، نجات، شتاب، شتاب کوچ، کوچ، عمل، مبادا تقصیر کنید. مبادا تقصیر کنید سپس فرمود وای بر شما مرا از آنچه تقصیر کردم حلال کنید گفتم تو از آنچه تقصیر کردی بحلی خدا پاداش بهشت بتو دهد چنانچه ادا کردی و بجا آوردی آنچه بر تو واجب بود سپس مرا وداع کرد و گفت: بپرهیز از خدا و برسان بامت محمد آنچه را من بتو رساندم گفتم عمل کنم ان شاء اللَّه گفت دین و امانت تو را بخدا سپارم خدا توشه و تقوی و کمک بر طاعت و خواست خود بتو عطا کند.
2- امام صادق فرمود:
هر که شنید مؤذن میگوید اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه و بگوید من باور دارم و قبول دارم که نیست معبود حقی جز خدا و محمد رسول خدا است و کفایت کنم هر که سرباز زند و انکار کند و یاری کنم بدان هر که اقرار کند و گواه باشد ثواب برد بشماره همه منکران و جاحدان و بشماره هر که اقرار کند و شهادت دهد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
بر عرش نوشته منم خدا نیست معبود حقی جز من شریک، ندارم محمد بنده و رسول منست او را بعلی کمک دادم خداوند نازل کرد (انفال) او است که تأیید کرد تو را به یاری خود و با مؤمنان و مقصود از نصر علی است و داخل مؤمنان هم هست و از هر دو وجه مورد این آیه است.
4- ابی حمزه ثمالی گوید:
امام پنجم فرمود ای ابا حمزه علی را از مقامی که خدا باو داده پائین نیاورید و از آن بالاتر نبرید برای علی همین بس که با اهل کرة نبرد میکند و اهل بهشت را تزویج مینماید.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
شب معراج دیدم بر یکی از ستونهای عرش نوشته منم خدا معبود حقی نیست جز من تنهایم بهشت عدن را بدست خود آفریدم محمد برگزیده خلق منست او را با علی تأیید کردم و با او یاری نمودم.
6- رسول خدا (ص) فرمود:
پنج چیز بمن عطا شده که بکسی پیش از من عطا نشده زمین برایم مسجد و طهور مقرر شده و غنیمت بر من حلال شده و بهراس یاری شدم و کلمات پر معنی بمن عطا شده و شفاعت بمن عطا شده.
7- امام پنجم از قول پدرانش که:
رسول خدا (ص) فرمود دامن این انزع یعنی علی را بگیرید که او صدیق اکبر و فاروق میان حق و ناحق است هر که دوستش دارد خدا هدایتش کرده و هر که دشمنش دارد خدا او را دشمن دارد و هر که از او تخلف کند خدا نابودش کند و از او است دو سبط این امت حسن و حسین و آن دو دو پسر منند و از حسین است امامان رهبر که خدا ب آنها علم و فهم مرا داده آنها را دوست دارید و پشتیبانی جز آنها نگیرید تا خشم خدا بر شما فرود آید و هر که مورد خشم پروردگارش شود مسلما سقوط کرده و زندگی این دنیا نباشد جز کالای فریب.

مجلس سی و نهم روز جمعه هفتم صفر 368

1- امام صادق (ع) فرمود:
هر که جنازه مؤمنی را تشییع کند تا بخاک سپرده شود خدای عز و جل هفتاد هزار فرشته موکل کند او را تشییع کنند و برایش آمرزش خواهند چون از گورش در آید.
2- امام صادق (ع) از پدرش فرمود:
نماز گذار بر هر که بمیرد از اهل قبله و حسابش با خدای عز و جل است. 3- امام باقر (ع) فرمود:
هر که جنازه مرد مسلمانی را تشییع کند روز قیامت چهار شفاعت باو داده شود و چیزی نگوید جز آنکه فرشته ای گوید از آن تو باد مانند آن.
4- معمر بن راشد گوید:
شنیدم امام صادق (ع) میفرمود یک یهودی خدمت پیغمبر آمد و تند ب آن حضرت نگاه میکرد، فرمود ای یهودی چه حاجت داری؟ عرضکرد تو برتری یا موسی بن عمران پیغمبر که خدا با او سخن گفت و تورات و عصا باو داد و دریا را برابرش شکافت و با ابر بر سرش سایه انداخت، پیغمبر فرمود خوب نیست کسی خود را ستاید ولی گویم که چون آدم گناه کرد توبه اش این بود که گفت خدایا تو را بحق محمد و آل محمد خواهش کنم مرا بیامرزی و خدایش آمرزید و چون نوح سوار کشتی شد و از غرق ترسید گفت خدایا از تو خواهم بحق محمد و آل محمد که مرا از غرق نجات دهی و خدا او را نجات داد و چون ابراهیم را ب آتش افکندند گفت خدایا بحق محمد و آل محمد مرا از آن نجات ده و خدا آن را بر او سرد و سلامت کرد و چون موسی عصا افکند و از آن ترسید گفت خدایا از تو خواهم بحق محمد و آل محمد که مرا امان دهی و خدای جل جلاله فرمود مترس تو برتری ای یهودی اگر موسی مرا ادراک میکرد و بمن ایمان نمیاورد ایمانش سودی نداشت و نه نبوتش ای یهودی از ذریه من است آن مهدی که چون ظهور کند عیسی بن مریم برای یاریش فرود آید و او را پیش دارد و پشت سرش نماز گذارد.
5- طاوس یمانی گوید:
بحجر میگذشتم و دیدم شخصی راکع و ساجد است در او تامل کردم علی بن الحسین (ع) بود با خود گفتم مردی شایسته از اهل بیت نبوتست بخدا دریافت دعایش غنیمتی است انتظار بردم تا از نمازش فارغ شد و دو کف دست بلند کرد و میگفت سیدی، سیدی این دو دست منست که پرگناه بدرگاهت برآوردم و این دو چشم منست که پر از امید بتو خیره است، آنکه به پشیمانی و خواری بدرگاهت دعا کند حق دارد که بکرم و تفضل پاسخش دهی ای سید من مرا بدبخت آفریدی تا گریه طولانی کنم یا خوشبخت تا مژده امید بخش دریابم سید من اعضای مرا برای گرز خوردن آفریدی یا روده هایم را برای نوشیدن حمیم، سید من اگر بنده ای میتوانست از مولای خود بگریزد من اول گریزان از تو بودم ولی من میدانم که از دست تو بیرون نمیروم، سید من اگر شکنجه کشیدن من در ملک تو میافزود من از تو خواستار صبر بر آن بودم جز آنکه میدانم در ملک تو نیفزاید طاعة مطیعان و از آن نکاهد نافرمانی عاصیان: سید من من که باشم و چه اعتباری دارم؟ مرا بفضل خود ببخش و بستر خود بپوشان و از توبیخم بکرامت آبرویت در گذر، معبودا، سیدا، بمن رحم کن که بر بستر افتاده ام و بدست دوستانم پهلو بپهلو میشوم، بمن رحم کن که روی سنگ غسالخانه افکنده شده و همسایگان نیکم مرا غسل میدهند و بمن رحم کن که جنازه ام بر دوش خویشان حمل می شود و در خانه تاریک گور به وحشت و غربت و تنهائیم رحم کن.
طاوس گوید من گریستم تا ناله ام بلند شد و آن حضرت بمن توجه کرد و فرمود ای یمانی چرا گریه میکنی مگر این موقعیت گنهکاران نیست گفتم حبیبم بخدا شایسته است که تو را رد نکند با آنکه جدت محمد است گوید در این میان جمعی از اصحاب حضرت آمدند و ب آنها رو کرد و فرمود ای جمع یارانم شما را ب آخرت سفارش کنم نه بدنیا زیرا نسبت بدنیا سفارش دارید و بدان آزمند و متمسکید ای یاران من دنیا محل گذر و آخرت خانه پایندگی است از گذرگاه خود برای آسایشگاه خود توشه گیرید و پرده را نزد کسی که از اسرار شما آگاهست ندرید دل خود را از دنیا بیرون کنید پیش از آنکه تنهای شما را از آن بیرون برند آیا ندیدید و نشنیدید که مردم پیش از شما از امم گذشته و روزگاران دیرین چگونه غافلگیر شدند ندیدید چگونه رسوا شدند و خواری بر آنها بارید و شادی آنها پس از زندگی خوش و رفاه عوض شد و درو داس بلا شدند و نمونه عبرت گردیدند این را گفتم و برای خود و شما آمرزشخواهم.
6- امام صادق (ع) فرمود:
در مدینه مردی بود دلقک که مردم را میخندانید، گفت این مرد را نتوانستم بخندانم مقصودش علی بن الحسین (ع) بود فرمود علی (ع) میگذشت دو غلام همراهش بود چون چشم آن دلقک باو افتاد ردای آن حضرت در بر گرفت و رفت و آن حضرت توجهی نکرد آن مسخره را دنبال کردند و رداء را از او گرفتند و آوردند و بدوش او انداختند ب آنها فرمود این کیست؟
گفتند مردیست دلقک که مردم را میخنداند، فرمود بگوئید برای خدا روزیست که در آن مردم بیهوده زیان کارند.
7- امیر مؤمنان (ع) فرمود:
اهل دین نشانه هائی دارند که بدان شناخته میشوند، راست گفتاری، امانت داری وفاء بعهد صله، رحم، رحم بر ناتوان کم، آمیختن با زنان، بذل معروف، خوش خلقی، خوش برخوردی، پیروی از دانش و آنچه بخدا نزدیک کند طوبی از آنها است و سرانجام نیک، طوبی درختی است در بهشت بیخ آن در خانه پیغمبر است و در خانه هر مؤمن شاخه ای از آنست و هر چه بخواهد آن شاخه برای او بیاورد اگر سوار تندرو صد سال در سایه اش بدود از آن بیرون نرود و اگر کلاغی از پای آن بپرد تا از پیری سقوط کند ببالایش نرسد هلا در این نعمت رغبت کنید، مؤمن بخود مشغول است و مردم از او در آسایشند و چون شب شود رو بر خاک نهد و برابر خدا سجده کند با اعضای محترم خود با آنکه او را آفرید، برای آزادی خود راز گوید، هلا چنین باشد.
8- امام صادق (ع) فرمود:
خداوند رسول خدا (ص) را بمکارم اخلاق مخصوص ساخت خود را بدان بیازمائید و اگر در شما باشد خدا را حمد کنید و فزونی آن را بخواهید و آن را ده شمرد: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت. مروت.
9- امام هشتم بسند پدرانش فرمود:
چون مرگ امام مجتبی در رسید گریست باو گفتند شما با این نزدیکی برسول خدا گریه کنید با آنچه که او در باره شما گفته است و بیست بار بحج پیاده رفتید و مال خود را سه بار تا برسد به نعلین با خدا قسمت کردید؟ فرمود برای دو چیز گریه کنم هراس ملاقات خدا و دوری از دوستان.
10- خدای جل جلاله فرمود:
منم خدا معبود حقی جز من نیست بتوان خود خلق را آفریدم و هر که از پیغمبران را خواستم از آنها برگزیدم و از میان آنها محمد حبیب و خلیل و صفی خود را بر گزیدم و او را بخلق خود مبعوث کردم و علی را برای او برگزیدم و برادر و وصی و وزیر و ادا کن بعد از او بخلقم ساختم و خلیفه خود بر بندگانم نمودم تا قرآن مرا برای آنها بیان کند و در میان آنها بحکم من سیر کند، او را علم رهبر از گمراهی و باب خود که از او در آیند و خانه خود که هر که وارد شود از دوزخم در امانست نمودم و او است دژ من که هر که بدان پناهد از بد دنیا و آخرت محفوظ است و وجه من است که هر که بدو رو کند از او رو نگردانم و حجت منست در آسمانها و زمین بر هر که در آنها است از خلقم نپذیرم کردار هیچ عاملی را جز با اقرار به ولایت او و نبوت احمد رسولم، او است دو دست گشاده ام بر بندگانم او است نعمتی که بهر که دوست داشتم دادم و او را ولی و شناسای او نمودم و هر که از بندگانم را دشمن دارم برای آنست که از شناسائی و ولایتش روگردانست و بعزت خود سوگند خوردم و بجلالم قسم خوردم که هیچ کدام بندگانم علی را دوست ندارند جز آنکه آنها را از دوزخ برکنار دارم و ببهشت وارد کنم و دشمن ندارد او را کسی و از ولایتش رو نگرداند جز آنکه او را دشمن دارم و در دوزخ درآرم که چه بد سرانجامی است.