فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس سی و ششم سه شنبه 4 روز از محرم مانده 368

1- امام صادق فرمود:
خدای تبارک و تعالی بداود وحی کرد چرا من تو را تنها بینم؟ گفت بخاطر تو مردم را ترک کردم و مرا ترک کردند فرمود چرا خاموشت بینم؟ گفت ترست مرا خاموش کرد. فرمود چرا تو را در رنج بینم، گفت دوستی تو مرا به رنج انداخته، فرمود چرا تو را فقیر بینم با آنکه تو را بهره مند ساخته ام؟ گفت قیام بحقت مرا فقیر کرده، فرمود چرا تو را خوار بینم؟ گفت بزرگی جلال فوق وصف تو مرا خوار کرده و ای آقایم این حق تو است، خدای جل جلاله فرمود مژده فضل از من بگیر روزی که مرا ملاقات کنی با مردم بیامیز و از اخلاق آنها بر کنار باش و از کردارشان دوری کن تا روز قیامت بدان چه خواهی برسی امام صادق (ع) فرمود خدا بداود وحی کرد ای داود بمن خوش باش و بیاد من لذت جو و بمناجات من نعمت گیر که بزودی خانه را از فاسقان حالی کنم و لعنت را خاص ظالمان سازم.
2- بسند امام صادق از امیر المؤمنین (ع) فرمود:
چون خدای تبارک و تعالی خواست روح ابراهیم را بگیرد ملک الموت را فرو فرستاد گفت ای ابراهیم درود بر تو او جواب داد و فرمود برای دعوت آمدی یا برای مرگ گفت برای مرگ و باید اجابت کنی، ابراهیم گفت دیدی دوستی که دوست خود بمیراند؟ ملک الموت برگشت و برابر خدای جل جلاله ایستاد و عرضکرد معبودا شنیدی خلیل تو ابراهیم چه گفت، خطاب رسید برو و باو بگو دوستی را دیدی که ملاقات دوست را بد دارد براستی هر دوستی خواهان ملاقات دوست است.
3- از حذیفة بن اسید غفاری که رسول خدا (ص) فرمود:
ای حذیفه براستی حجت خدا بعد از من بر شما علی بن ابی طالب است کفر باو کفر بخداست، شرک باو شرک بخداست، شک در او شک در خداست و الحاد در او الحاد در خداست، انکار او انکار خداست ایمان باو ایمان بخداست زیرا او برادر رسول خدا و وصی او و امام امت او و سرور آنها است و او است حبل اللَّه المتین و عروة الوثقائی که بر بدن ندارد و دو کس در باره او هلاک شوند و او تقصیر ندارد دوست غلوّکننده و مقصر، ای حذیفه از علی جدا مشو که از من جدا شوی و با او مخالفت مکن که مخالف من باشی علی از منست و من از علی هر که خشمش آرد مرا بخشم آرد و هر که خشنودش کند مرا خشنود کرده.
4- امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران عرضکرد پروردگارا رضا بقضاوتت دهیم سالمندان را میمیرانی و خردسالان را میگذاری، خدای جل جلاله فرمود ای موسی نپسندی که من خود روزی ده و کفیل آنها باشم و عرضکرد چرا پروردگارا تو چه خوب وکیل و کفیلی باشی.
5- امام صادق فرمود:
خدای عز و جل بیکی از پیغمبران بنی اسرائیل وحی کرد که اگر دوست داری فردا در حظیرة القدس مرا دیدار کنی در دنیا وحید و غریب و مهموم و محزون و هراسناک باش از مردم چون یک دانه پرنده که در بیابانی خالی از سکنه بسر برد و از برگ درختان بخورد و از چشمه ها بنوشد و شب هنگام تنها میارامد و با پرندگان نیاساید و با پروردگار خود انس کند و و از پرندگان بهراسد.
6- امام صادق (ع) فرمود:
هر که هنگام آرمیدن در بسترش صد بار لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گوید خدا در بهشت خانه ای برایش بسازد و هر که در آن وقت صد بار استغفار کند گناهانش بریزد چنان که برگ از درخت بریزد.
7- انس بن مالک از پیغمبر در تفسیر کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ نقل کرده که فرمود:
مقصود کسی است که ابا دارد بگوید لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.
8- امام صادق (ع) فرمود:
هر که دعای خود را با جمله
ما شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه
پایان دهد دعایش مستجاب گردد.
9- امام باقر (ع) فرمود:
فرشته ای بمردی گذشت که بر در خانه ایستاده بود باو گفت ای بنده خدا برای چه بر در این خانه ایستادی؟ گفت برادری در آن دارم که میخواهم باو سلام دهم، گفت با او خویشی نزدیک داری یا با او نیازی داری؟ گفت نه خویشی دارم و نه نیازی باو دارم برادر دینی منست و باحترام او میخواهم از او احوال پرسی کنم و باو سلام دهم برای خدا پروردگار عالمیان، آن فرشته گفت من از طرف خدا بتو فرستاده شدم و او بتو سلام فرستاده و میفرماید همانا مرا خواستی و از من پژوهش کردی من بهشت را بتو واجب کردم و از خشمم معاف ساختم و از دوزخ امانت دادم.
10- رسول خدا فرماید:
چون خدا نگرد که مردم یک قریه در نافرمانی از حد گذرانیده و سه مؤمن در میان آنهاست ب آنها ندا کند ای گنهکاران اگر نبود در میان شما مؤمنان دوستدار بجلالم و آباد کن زمین و مساجدم بنماز خودشان و آمرزشجویان در سحر از ترسم عذابم را بشما فرود می آوردم و باکی نداشتم.
11- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که از گناه خودش بدش آید و کار ثوابش او را شاد کند مؤمن است.
12- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که بر من صلوات فرستد و بر آلم نفرستد بوی بهشت را نبوید که از مسافت پانصد سال بوئیده شود.
13- امام صادق از پدرش از جدش که:
یک عرب بیابانی خدمت رسول خدا آمد و آن حضرت با عبای گلی رنگش او را پذیرفت عرضکرد یا محمد چون جوانی نزد من آمدی؟ فرمود آری منم فتی پسر فتی برادر فتی، عرضکرد یا محمد خود جوانی درست چگونه پسر جوانی و برادر جوان؟ فرمود نشنیدی قول خدای عز و جل را که میفرماید (انبیاء 60) شنیدم جوانی آنها را یاد میکند بنام ابراهیم و من پسر ابراهیم هستم و اما برادرم فتی است زیرا روز احد منادی از آسمان ندا کرد نیست شمشیر جز ذو الفقار نیست جوان جز علی علی برادر منست و من برادر او.
14- مردی بحسین بن علی (ع) نوشت:
مرا از خیر دنیا و آخرت آگاه کن، باو نوشت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اما بعد هر که رضای خدا جوید در برابر خشم مردم خدا امورش را کفایت کند و هر که رضای مردم جوید در برابر خشم خدا، خدا او را بمردم واگذارد و السلام.
15- عبد الرزاق گوید:
کنیزکی از امام چهارم آب بدست او می ریخت که برای نماز وضوء سازد ابریق از دست آن کنیزک به روی آن حضرت افتاد و آن را مجروح کرد امام سر بلند کرد بجانب او، کنیزک گفت خدا میفرماید (آل عمران 134) آنها که خشم خود از مردم فرو خورند، فرمود خشم خود را فرو خوردم کنیزک گفت و آنها که از مردم درگذرند فرمود خدا از تو بگذرد عرضکرد خدا محسنان را دوست دارد فرمود برو که تو آزادی.
16- حسین بن علی (ع) فرمود:
از جدم رسول خدا (ص) شنیدم بمن میفرمود، بواجبات خدا عمل کن تا پرهیزکارترین مردم باشی، بدان چه خدا قسمت کرده خشنود باش تا توانگرترین مردم باشی و از محرمات خدا خود را نگهدار تا باورع ترین مردم باشی و خوش همسایه باش تا مؤمن باشی و با همصحبتان خود نیکو رفتار کن تا مسلمان باشی.
17- ابن عباس فرمود:
اول پول نقره و طلائی که در زمین سکه زدند مورد نظر ابلیس شد و چون آنها را دید برداشت و بر دو دیده گذاشت و بسینه چسبانید و فریادی زد و باز بسینه چسبانیدشان و گفت شما دو تا نور چشم من و میوه دل منید من باک ندارم که چون بنی آدم شما را دوست داشتند دیگر بت را نپرستند بس است مرا از بنی آدم که شما را دوست دارند،
18- امام باقر (ع) فرمود:
قرآن خوانان سه دسته اند، مردی قرآن خواند و آن را کالای خود سازد و شاهان را بخود جلب کند و بر مردم گردن فرازی نماید، مردیکه قرآن خواند و آن را حفظ کند ولی بمقرراتش عمل نکند و مردیکه قرآن خواند و آن را داروی خود سازد شب برای آن بیداری کشد و روز تشنگی بخود دهد و در مساجد بقرائت آن قیام کند و از بستر آسایش خود دوری گزیند باینها است که خدای عز و جل دفع بلا کند و بدانها دشمنان را سرکوب نماید و بدانها باران از آسمان فرو بارد بخدا این قرآن خوانان از کبریت احمر کمیابترند.
19- امام باقر از پدرانش نقل کرده که:
رسول خدا بمردی گذشت که در باغش درخت میکاشت فرمود تو را راهنمائی نکنم بکشت درختی که بیخ آن برجاتر و میوه اش زودرس تر و خوشمزه تر و و در انفاق پایاتر باشد؟ عرضکرد چرا یا رسول اللَّه پدر و مادرم قربانت، فرمود در بامداد و پسین بگو سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر که اگر آن را بگوئی بهر تسبیحی ده درخت از انواع میوه ها در بهشت داشته باشی و آنها باقیات و صالحاتند آن مرد عرض کرد یا رسول اللَّه تو گواه باش این باغ من وقفی است در تصرف داده شده برای فقراء مسلمانان که در صفه اند خدای تبارک و تعالی نازل کرد (سوره اللیل- 5) و اما هر که عطا کرد و پرهیزکار شد و تصدیق بثواب کرد او را آماده آسانی سازیم.
20- رسول خدا (ص) فرمود:
که علی بن ابی طالب خلیفه خدا و خلیفه من و حجت خدا و حجت من و باب خدا و باب من و صفی خدا و صفی من و حبیب خدا و حبیب من و خلیل خدا و خلیل من و شمشیر خدا و شمشیر منست و رفیق و وزیر و وصی منست، دوستش دوست من و دشمنش دشمن من و جنگ با او جنگ با من و سازش با او سازش با من و گفته او گفته من و فرمانش فرمان من و همسرش دختر من و فرزندش فرزند منست و او سید اوصیاء و بهترین امت منست.

مجلس سی و هفتم روز جمعه سلخ محرم 368

1- ابن عباس گوید:
چون سی سال از عمر عیسی گذشت خدا او را ببنی اسرائیل مبعوث کرد ابلیس در گردنه بیت المقدس بغام افیق او را دید و باو گفت ای عیسی توئی که از بزرگی ربوبیت خود بدون پدر به وجود آمدی؟ گفت بزرگی از آنست که مرا آفرید و آدم و حواء را چنین آفرید ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود در گهواره بحال کودکی سخن گفتی؟ فرمود عظمت آن از آنست که مرا در خردی بسخن آورد و اگر میخواست مرا لال میکرد ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود از گل شکل پرنده سازی و بپرواز آید، فرمود عظمت از آن خدائیست که مرا آفرید و آنچه مسخر من کرده آفریده ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود بیماران را شفابخشی، فرمود بزرگی از آن آنست که باجازه او شفا دهم آنها را و اگر خواهد مرا هم بیمار گرداند ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود مرده ها را زنده کنی، فرمود بزرگی از آن کسیست که باجازه او آنها را زنده کنم و بناچار آنچه را زنده کنم بمیراند و مرا هم بمیراند، ابلیس گفت توئی که از بزرگی ربوبیت خود از دریا بگذری و دو پایت تر نشود و در آب فرو نرود فرمود بزرگی از آنست که آن را برایم رام کرده و اگر میخواست غرقم میکرد، ابلیس گفت توئی که روزی آید همه آسمانها و زمین و هر که در آنها است فروتر از تو است و تو برتر از این همه تدبیر کار کنی و تقسیم روزی نمائی عیسی این گفتار ابلیس لعین را عظیم شمرد و فرمود منزهست خدا بر آسمانها و زمینش و کشش کلماتش و به وزن عرشش و رضای خودش چون ابلیس لعین آن را شنید بیخودانه پیش رفت تا در لجه خضراء افتاد، ابن عباس گفت زن جنیه ای بیرون شد و در کناره دریا میرفت و ناگاه چشمش بر ابلیس افتاد که بر سنگ سختی در سجده است و اشکش بر دو گونه روانست و از روی تعجب نگران ابلیس شد و گفت وای بر تو ای شیطان از این سجده طولانی چه امیدی داری؟ گفت ای زن خوب و دختر مردی خوب امیدوارم که چون خدا بسوگند خود عمل کرد و مرا بدوزخ برد به رحمت خود مرا از آن خلاص کند.
2- امام صادق (ع) فرمود:
چون روز قیامت شود خدای تبارک و تعالی رحمت خود را چنان پراکنده کند که ابلیس در رحمت او طمع کند.
3- امام صادق (ع) فرمود:
هر که بد خلقی کند خود را عذاب کرده.
4- امام باقر (ع) فرمود:
هر که را کج خلقی نصیب است ایمان از وی دریغست.
5- ابی سخیله گوید:
نزد ابو ذر رفتم و گفتم ای ابو ذر اختلافی پدیدار بینم مرا چه فرمائی؟ فرمود ملازم این دو باش، کتاب خدا و حضرت استاد علی بن ابی طالب زیرا من از رسول خدا (ص) شنیدم که او اول کسی است که بمن ایمان آورد و اول کسی است که روز قیامت با من دست دهد و او است صدیق اکبر و فاروق که میان حق و باطل را جدا کند.
6- امام صادق از گفته پدرانش فرمود:
که مردی از زنان خود شکایت کرد و امیر مؤمنان این سخن را ایراد نمود، ایا مردم بهیچ وجه مطیع زنان نباشید و آنها را امین بر مال ندانید و نگذارید سرپرست عیال باشند زیرا آنها بدلخواه خودشان واگذاری بمهلکه گرایند و از دستور مالک تجاوز کنند زیرا ما دریافتیم که هنگام نیاز پرهیز ندارند و گاه شهوت شکیبا نیستند بزک را تا گاه پیری ترک نکنند و عجوزه هم که شوند از خود بینی دست باز نکشند شکر نعمت فراوان را برای جلوگیری اندکی فراموش کنند خوبی را از یاد برند و بدی را بخاطر سپارند چون پروانه به بهتان شتابند و بطغیان گرایند و دنبال شیطان برآیند بهر حال با آنها مدارا کنید و بزبان خوش با آنها گفتگو کنید شاید خوش کردار شوند.
7- ابن عباس گوید:
روزی رسول خدا (ص) دست علی بن ابی طالب را گرفت و بیرون شد و میفرمود ای معشر انصار ای معشر بنی هاشم ای معشر فرزندان عبد المطلب منم محمد منم رسول خدا هلا من از گل رحمت شده بهمراه چهار کس از خاندانم آفریده شدم خودم و علی و حمزه و جعفر یکی گفت یا رسول اللَّه اینها روز قیامت با تو سوار باشند؟ فرمود مادرت بعزایت نشیند در آن روز کسی سوار نباشد جز چهار تن من و علی و فاطمه و صالح پیغمبر خدا من بر براق سوارم و فاطمه دخترم بر ناقه عضباء من و صالح بر آن اشتری که پی شد و علی بر یکی از ناقه های بهشت که مهارش یاقوتست و بر او دو حله سبز باشد و میان بهشت و دوزخ بایستد و در آن روز مردم از عرق تن مهار شده اند بادی از طرف عرش بوزد و عرق آنها را خشک کند فرشتگان مقرب و صدیقان گویند این ملکی است مقرب یا پیغمبری است مرسل منادی از طرف عرش ندا کند ولی او علی بن ابی طالب برادر رسول خداست در دنیا و آخرت.
8- امام دهم علی بن محمد- در مصاحبه موسی با خدای عز و جل:
موسی، معبودا پاداش کسی که گواهی دهد من رسول و نبی و هم سخن توام چیست؟
خدا: فرمود فرشتگانم بیایند نزد او مژده بهشت باو دهند.
س معبودا پاداش کسی که برابرت بایستد و نماز بخواند چیست! ج- نزد فرشتگانم باو مباهات کنم در سجده و رکوع و قیام و قعودش و هر که چنین باشد او را عذاب نکنم.
س- پاداش کسی که مسکین را بخاطر تو اطعام کند چیست.
ج- روز قیامت دستور دهم منادی جار کشد که فلانی پسر فلان از آزاد کرده های خداست از دوزخ. س- معبودا پاداش کسی که صله رحم کند چیست؟
ج- عمرش را دراز کنم و سکرات موت را بر او آسان کنم و خازنان بهشت او را فریاد کنند بشتاب نزد ما و از هر در خواهی وارد شو.
س- پاداش کسی که آزار خود را از مردم باز دارد و به آنها خوبی کند چیست؟
ج- دوزخ روز قیامت باو فریاد زند که بتو راهی ندارم.
س- پاداش کسی که تو را با زبان و دل یاد کند چیست؟
ج- او را روز قیامت در سایه عرشم پناه دهم در حمایت خود گیرم.
س- پاداش آنکه حکمت تو را نهان و آشکار بخواند چیست؟
ج- چون برق بر صراط بگذرد.
س- پاداش کسی که بر آزار و دشنام مردم بخاطر تو شکیبا شود چیست؟
ج- در ترسهای روز قیامت باو کمک کنم.
س- پاداش کسی که چشمانش از ترس تو اشگین شوند چیست؟
چهره اش را از سوز آتش نگهدارم و از فزع اکیر آسوده اش سازم.
معبودا- کسی که از شرم تو ترک خیانت کند چه پاداشی دارد؟
ج- روز قیامت در امانست.
معبودا- کیفر کسی که عمدا مؤمنی را بکشد چیست؟
روز قیامت باو نظر کنم و از لغزشش در نگذرم.
معبودا- پاداش کسی که کافری را با سلام دعوت کند چیست؟
روز قیامت برای هر که خواهد باو اجازه شفاعت دهم.
معبودا پاداش کسی که نمازها را بوقت بخواند چیست؟
هر چه درخواست کند باو دهم و بهشتم را بر او مباح کنم.
معبودا پاداش کسی که از ترست وضوء را تمام گیرد چیست؟
روز قیامتش که مبعوث کنم نوری میان دو چشمش بدرخشد.
معبودا- پاداش کسی که ماه رمضان را بخاطر تو روزه دارد چیست؟
روز قیامت بمقامی وادارمش که ترسی ندارد.
معبودا- پاداش کسی که ماه رمضان را بخاطر مردم روزه دارد چیست؟
ثواب کسی دارد که آن را روزه نداشته.
9- نوف بکالی گوید:
در آستان مسجد کوفه خدمت امیر المؤمنین (ع) رسیدم و گفتم السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمة اللَّه و برکاته فرمود و علیک السلام یا نوف و رحمة اللَّه و برکاته، گفتم یا امیر المؤمنین پندم بده فرمود ای نوف خوبی کن تا با تو خوبی شود، گفتم یا امیر المؤمنین بیفزا فرمود رحم کن تا رحمت کنند گفتم یا امیر المؤمنین بیفزا فرمود خوب بگو تا بخوبی یادت کنند عرضکردم بیفزا فرمود از غیبت اجتناب کن که خورش سگان دوزخ است سپس فرمود ای نوف دروغ گفته آنکه گمان دارد حلال زاده است و بغیبت کردن گوشت مردم را میجود، دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است، دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوستدارد یا بر نافرمانی خدا شب و روز دلیر است ای نوف سفارش مرا بپذیر سر دسته و کدخدا و گمرکچی و راهدار مباش ای نوف صله رحم کن تا خدا عمرت را بیفزاید و خوش خلق باش تا حسابت را سبک گیرد ای نوف اگر خواهی روز قیامت با من باشی کمک ستمکاران مشو ای نوف هر که ما را دوستدارد روز قیامت با ما است و اگر مردی سنگی را دوستدارد با او محشور گردد ای نوف مبادا خود را برای دم جلوه دهی و بنافرمانی با خدا برآئی تا خدا روزی که ملاقاتش کنی رسوایت کند ای نوف آنچه بتو گفتم نگهدار تا بخیر دنیا و آخرت رسی.
10- انس بن مالک گفت:
از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود از این در خیر اوصیاء و سید الشهداء بر شما در آید و کسی که مقامش نزدیکتر بانبیاء است و علی بن ابی طالب در آمد و رسول خدا (ص) فرمود ای أبو الحسن چرا چنین نگویم با اینکه تو صاحب حوضی و وفاکننده پیمان منی و پرداخت کن وام از من.

مجلس سی و هشتم روز سه شنبه چهارم صفر 368

1- عبد اللَّه بن علی گوید:
کالائی از بصره بمصر میبردم در راه به پیره مردی بلند قد و گندم گون اصلع که سر و ریشش سفید بود و دو جامه یکی سیاه و دیگری سفید در برداشت برخوردم و گفتم این کیست؟ گفتند بلال مؤذن رسول خداست (ص) دفترهای خود را برداشتم و نزدش آمدم و گفتم السلام علیک ای شیخ جوابداد گفتم رحمک اللَّه بدان چه از رسول خدا (ص) شنیدی مرا بازگو گفت چه دانی من کیم؟ گفتم تو بلال مؤذن رسول خدائی، گریست و گریستم تا مردم دور ما جمع شدند و گریه میکردیم سپس بمن گفت ای پسرک تو اهل کجائی؟ گفتم عراق گفت به به لختی بیاسود و گفت بنویس ای برادر عراقی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ من از رسول خدا شنیدم میفرمود مؤذنها امین مردمند بر نمازشان و روزه شان و گوشتشان و خونشان از خدا چیزی نخواهند جز ب آنها عطا شود و شفاعتی نکنند جز آنکه پذیرفته باشد گفتم بیفزا برایم رحمک اللَّه گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود هر که چهل سال اذان گوید برای خدا روز قیامت با کردار چهل صدیق خوش کردار پذیرفته کار محشور گردد، گفتم رحمک اللَّه بیفزا گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود هر که بیست سال اذان گوید خدای عز و جل او را روز قیامت محشور کند و نوری دارد چون نور آسمان دنیا، گفتم بیفزا رحمک اللَّه، گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود هر که ده سال اذان گوید خدا او را در بهشت با ابراهیم در گنبد و درجه او سکنی دهد، گفتم بیفزا رحمک اللَّه، گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ رسول خدا (ص) میفرمود هر که یک سال اذان گوید خدا روز قیامت هر چه هم گناه داشته باشد او را آمرزیده محشور کند اگر چه گناهانش به وزن کوه احد باشد، گفتم بیفزا رحمک اللَّه فرمود آری حفظ کن و عمل کن و بحساب آور شنیدم رسول خدا (ص) میفرمود هر که در راه خدا برای یک نماز از روی ایمان و خدا خواهی و تقرب بحق اذان گوید خدا گناهان گذشته اش را بیامرزد و نسبت ب آینده عمرش او را نگهداری کند و میان او و شهیدان در بهشت جمع کند، گفتم خدایت رحمت کند بهترین آنچه شنیدی برایم بازگو گفت وای بر تو ای پسرک بند دلم را بریدی و گریست و من هم گریستم تا بخدا دلم باو سوخت سپس گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود چون روز قیامت شود و خدا مردم را در یک سرزمین جمع کند خدا فرشتگانی از نور با پرچم و علمهای نور نزد مؤذنها بفرستد که با آنها اسبهائیست که مهارشان از زبرجد سبز و خورجین ترک آنها از مشک ازفر است مؤذنها بر آنها سوار شوند و بر سر پا ایستند و فرشته ها مهارشان را بکشند و آنان ب آواز بسیار بلند اذان گویند سپس سخت گریست تا بناله افتادم و گریستم و چون آرام شد گفتم برای چه گریه کنی؟ گفت وای بر تو بیادم آوردی آنچه را از صفی و حبیب خود شنیدم که میفرمود ب آن که مرا به راستی مبعوث بنبوت کرده براستی آنها سر پا روی اسب بر مردم بگذرند و گویند اللَّه اکبر اللَّه اکبر و چون چنین گویند امتم غوغا کنند.
اسامة بن زید پرسید آن غوغا چیست؟ فرمود تسبیح، حمد و لا اله الا اللَّه است چون گویند اشهد ان لا اله الا اللَّه امتم گویند، بس او را در دنیا پرستیدیم گفته شود راست گویند چون گویند اشهد ان محمد رسول اللَّه امتم گویند اینست که از طرف پروردگار ما به رسالت آمده ما ندیده باو معتقد بودیم گویند راست گفتید هم او است که بشما ادای رسالت کرد از پروردگار شما و شما باو مؤمن بودید و حق است بر خدا که شما را با پیغمبرتان جمع کند و آنها را بمنزلهایشان رسانند که در آنست آنچه نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر دل بشری گذشته سپس بمن نگاه کرد و گفت اگر توانی و توانی جز بخدا نیست که نمیری جز مؤذن بدان عمل کن گفتم رحمک اللَّه بر من تفضل کن و خبرده که من محتاجم بمن برسان آنچه را از رسول خدا (ص) شنیدی زیرا تو او را دیدی و من ندیدم برای من بهشت را چنان وصف کن که رسول خدا (ص) برایت وصف کرده گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ از رسول خدا شنیدم میفرمود باروی بهشت خشتی از طلا و خشتی از نقره و خشتی از یاقوتست و ملاطش مشک اذفر و کنگره هایش از یاقوت سرخ و سبز و زرد است، گفتم حلقه آن چیست؟ فرمود وای بر تو دست از من بدار که تکلیف ناهنجاری بمن کردی گفتم دست بر ندارم از تو تا بمن برسانی آنچه از رسول خدا (ص) شنیدی در این باره گفت بنویس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اما در صبر دریست کوچک یک لنگه ای و از یاقوت سرخست و حلقه ندارد در شکر از یاقوت سفید است دو لنگه دارد و میان آنها پانصد سال راهست و غوغا و ناله ای دارد، میگوید بار خدایا اهل مرا برایم بیاور گفتم در هم سخن کند؟ فرمود آری خدای ذو الجلالش بسخن آرد، در بلا گفتم مگر در صبر هم همان در بلا نیست؟
گفت نه گفتم بلا چیست؟ گفت مصائب و دردها و بیماریها و خوره و آن دریست از یاقوت زرد یک لنگه ای و اندکند کسانی که از آن در آیند گفتم خدا رحمت کند بیفزا و بر من تفضل کن که من محتاجم گفت تو بمن تکلیف ناروا کنی باب اعظم که از آن بندگان صالح در آیند که اهل زهد و ورع و مشتاق خدا و مأنوس باویند گفتم خدا رحمتت کند وقتی ببهشت در آیند چه کنند؟ فرمود بر کشتیها روی دو نهر سیر کنند که پاروهائی دارند از لؤلؤ فرشتگانی در آنها باشند از نور و جامه های بسیار سبز در بردارند، گفتم رحمت خدا بر تو مگر نور هم سبز دارد؟ گفت جامه ها سبزند و نور از پرتو رب العالمین است جل جلاله بر دو کناره نهر گردش کنند گفتم نام آن نهر چیست، گفت جنة الماوی گفتم در میان چیز دیگری است؟ گفت آری جنت عدن که میانه بهشتها است جنت عدن باروئی دارد از یاقوت سرخ و ریگ آن لؤلؤ است گفتم در آن در دیگری است؟ گفت آری جنت الفردوس، گفتم باروی آن چگونه است گفت وای بر تو دست از من بدار مرا سرگردان کردی گفتم بلکه تو مرا سرگردان کردی من دست از تو بر ندارم تا وصف را بکمال رسانی و مرا از باروی آن خبر دهی گفت بارویش نور است گفتم غرفه ها که در آنست؟ گفت از نور رب العالمین است گفتم بیفزا خدایت رحمت کند گفت وای بر تو تا اینجا رسول خدا (ص) فرموده خوشا بر تو اگر ببرخی از این که وصف شد برسی و خوشا بر کسی که بدان معتقد باشد گفتم خدایت رحمت کند بخدا من از معتقدان ب آنم گفت وای بر تو کسی که ایمان آرد و باور کند این حقیقت را و روش را رغبت بدنیا و زیور آن نکند و حساب خود را نگهدارد گفتم من بدان معتقدم گفت راست گفتی و باید خود را نزدیک کنی و محکم سازی و ناامید نباشی و عمل کنی و تقصیر نکنی و امیدوار باشی و بترسی و بر حذر باشی سپس سه ناله کشید که گمان کردیم مرد و فرمود پدر و مادرم قربان شما اگر محمد (ص) شما را میدید چشمش بشما روشن میشد که از این اوصاف پرسش میکردید سپس گفت نجات، نجات، شتاب، شتاب کوچ، کوچ، عمل، مبادا تقصیر کنید. مبادا تقصیر کنید سپس فرمود وای بر شما مرا از آنچه تقصیر کردم حلال کنید گفتم تو از آنچه تقصیر کردی بحلی خدا پاداش بهشت بتو دهد چنانچه ادا کردی و بجا آوردی آنچه بر تو واجب بود سپس مرا وداع کرد و گفت: بپرهیز از خدا و برسان بامت محمد آنچه را من بتو رساندم گفتم عمل کنم ان شاء اللَّه گفت دین و امانت تو را بخدا سپارم خدا توشه و تقوی و کمک بر طاعت و خواست خود بتو عطا کند.
2- امام صادق فرمود:
هر که شنید مؤذن میگوید اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه و بگوید من باور دارم و قبول دارم که نیست معبود حقی جز خدا و محمد رسول خدا است و کفایت کنم هر که سرباز زند و انکار کند و یاری کنم بدان هر که اقرار کند و گواه باشد ثواب برد بشماره همه منکران و جاحدان و بشماره هر که اقرار کند و شهادت دهد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
بر عرش نوشته منم خدا نیست معبود حقی جز من شریک، ندارم محمد بنده و رسول منست او را بعلی کمک دادم خداوند نازل کرد (انفال) او است که تأیید کرد تو را به یاری خود و با مؤمنان و مقصود از نصر علی است و داخل مؤمنان هم هست و از هر دو وجه مورد این آیه است.
4- ابی حمزه ثمالی گوید:
امام پنجم فرمود ای ابا حمزه علی را از مقامی که خدا باو داده پائین نیاورید و از آن بالاتر نبرید برای علی همین بس که با اهل کرة نبرد میکند و اهل بهشت را تزویج مینماید.
5- رسول خدا (ص) فرمود:
شب معراج دیدم بر یکی از ستونهای عرش نوشته منم خدا معبود حقی نیست جز من تنهایم بهشت عدن را بدست خود آفریدم محمد برگزیده خلق منست او را با علی تأیید کردم و با او یاری نمودم.
6- رسول خدا (ص) فرمود:
پنج چیز بمن عطا شده که بکسی پیش از من عطا نشده زمین برایم مسجد و طهور مقرر شده و غنیمت بر من حلال شده و بهراس یاری شدم و کلمات پر معنی بمن عطا شده و شفاعت بمن عطا شده.
7- امام پنجم از قول پدرانش که:
رسول خدا (ص) فرمود دامن این انزع یعنی علی را بگیرید که او صدیق اکبر و فاروق میان حق و ناحق است هر که دوستش دارد خدا هدایتش کرده و هر که دشمنش دارد خدا او را دشمن دارد و هر که از او تخلف کند خدا نابودش کند و از او است دو سبط این امت حسن و حسین و آن دو دو پسر منند و از حسین است امامان رهبر که خدا ب آنها علم و فهم مرا داده آنها را دوست دارید و پشتیبانی جز آنها نگیرید تا خشم خدا بر شما فرود آید و هر که مورد خشم پروردگارش شود مسلما سقوط کرده و زندگی این دنیا نباشد جز کالای فریب.