فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس سی و چهارم سه شنبه یازده روز از محرم مانده سال 368

1- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که مسجد را جاروب کند خدا ثواب آزاد کردن بنده ای در نامه عملش نویسد و هر که از آن باندازه خاشاک چشمی بیرون برد خدای عز و جل دو بهره از رحمتش باو دهد.
2- امام صادق (ص) فرمود:
در حالی که موسی بن عمران با پروردگار خود عز و جل راز می گفت مردی را در سایه عرش خدا نگریست عرض کرد پروردگارا این کیست که در سایه عرش تو است؟ فرمود اینست که بپدر و مادر خوشکردار بوده و سخن چینی نکرده است.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
در شگفتم از کسی که از خوراک پرهیز میکند برای ترس از درد چرا از گناهان نپرهیزد برای ترس از دوزخ.
4- رسول خدا (ص) سه بار فرمود:
بار خدایا خلیفه های مرا رحم کن گفتند یا رسول اللَّه کیانند خلیفه هایت؟ فرمود آن کسانی که حدیث و سنت مرا تبلیغ کنند و بامت من بیاموزند.
5- امام صادق (ص) فرمود:
عیسی بن مریم دنبال حاجتی میرفت و سه تن اصحابش همراهش بودند بسه خشت طلا گذشت که بر سر راه بودند عیسی بهمراهانش فرمود اینها مردم را میکشند و گذشت یکی از آنها ببهانه کاری برگشت و دیگری و دیگری هم باین بهانه برگشتند و هر سه بر سر خشتهای طلا بهم رسیدند دو تن آنها بسومی گفتند برو خوراکی برای ما بخر رفت خوراکی خرید و در آن زهر ریخت تا آن دو را بکشد و شریک او نباشند در طلاها آن دو هم با هم سازش کرده بودند که چون بر گردد او را بکشند و طلاها را بخود اختصاص دهند چون در رسید این دو برخاستند او را کشتند و آن خوراک زهر آلود را خوردند و مردند چون عیسی (ع) برگشت هر سه را گرد طلاها مرده یافت و باجازه خدا آنها را زنده کرد و فرمود نگفتم اینها مردم را میکشند.
6- علی بن سری گوید:
از امام صادق (ع) شنیدم میفرمود خدای عز و جل روزی مؤمنان را از جایی که گمان ندارند مقرر کرده برای آنکه چون بنده ای وسیله روزی خود را نداند بسیار دعا می کند.
7- امام صادق (ع) فرمود:
یکدرهم از ربا پیش خدا بزرگتر است از سی بار زنا با محرمانی چون خاله و عمه.
8- فاطمه بنت محمد (ص) فرمود:
رسول خدا (ص) شب عرفه نزد ما آمد و فرمود براستی خدای تبارک و تعالی بشما مباهات دارد همه شما را عموما و بخصوص علی را آمرزیده و من رسول خدایم بسوی شما و از راه دوستی و خویشاوندی نیست این جبرئیل است که بمن خبر می دهد سعادتمند کامل کسی است که علی (ع) را دوست دارد در زندگی او و پس از مرگش و شقی تمام کسی است که علی را در زندگی و مردگی دشمن دارد.
9- انس بن مالک از مادرش نقل کرده که:
فاطمه (ع) نه خون حیض دید و نه خون زائیدن.
10- امام پنجم فرمود:
چون مرگ پدرم در رسید مرا بسینه چسبانید فرمود پسر جان همان سفارشی را بتو کنم که پدرم هنگام مرگش بمن کرد و گفت پدرش باو سفارش کرده و گفته پسر جان مبادا بکسی ستم کنی که جز خدا یاری ندارد. 11- حرث بن مغیره نصری گفت:
شنیدم امام صادق (ع) میفرمود هر که پس از نماز واجب پیش از آنکه پای خود را بلند کند چهل بار بگوید سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و اللَّه اکبر هر چه از خدا خواهد باو عطا کند.
12- رسول خدا فرمود:
شبی که مرا بمعراج بردند جبرئیل دستم را گرفت و بهشتم برد و بر یکی از مسندهای بهشتم رسانید و یک دانه بمن داد و چون او را دو نیم کردم یک حوریه از آن بیرون آمد که مژگان چشمش چون پرهای جلو کرکس بود بمن گفت درود بر تو ای احمد، ای رسول خدا، ای محمد گفتم خدایت مهربان باشد تو کیستی؟ گفت منم راضیه و مرضیه جبار مرا از سه جنس آفریده پائین تنم از مشک است و بالای آن از کافور و میانه ام از عنبر و با آب زندگی خمیر شدم و حضرت جلیل فرمود باش و من بودم و آفریده شدم برای پسر عم و وصی و وزیر تو علی بن ابی طالب.
13- امام صادق از قول پدرانش فرمود:
رسول خدا بیرون شد و عبائی سیاه با دو تیره در بر داشت و فرمود این عبا را در بر من کرده است دوستم، صفیم، خاصه ام زبده ام آنکه از طرف من ادا میکند و وصی و وارث و برادر من است پیش از همه مؤمنان مسلمان شده و در ایمان از همه مخلص تر است و از همه باسخاوت تر است و پس از من سید بشر است و بیشر و دست و روسفیدان است و امام اهل زمین است که علی بن ابی طالب باشد و از شوق او پیاپی گریست تا ریگ از اشگش تر شد.
14- حبیب بن جهم گوید:
چون علی بن ابی طالب (ع) ما را ببلاد صفین میبرد در دهی بنام صندود (صندودا خ ب) منزل کرد ولی دستور داد از خود ده گذشتیم و ما را در بیابان بی آبی فرود آورد؟
مالک بن حرث اشتر ب آن حضرت عرض کرد یا امیر المؤمنین ما را در محل بی آب منزل میدهی؟ فرمود ای مالک براستی خدای عز و جل بزودی در اینجا ما را از آبی سیراب کند که شیرین تر از شکر و نرم تر از کره صاف و سردتر از برف است و زلالتر از یاقوت، ما تعجب کردیم ولی گفتار امیر المؤمنین تعجبی نداشت، سپس فرمود رداء از دوش برداشت و شمشیر بدست داشت و آمد سر یک تیکه زمین لخت ایستاد و بمالک گفت با همراهانت اینجا را بکنید مالک گوید آنجا را کندیم و سنگ سیاه بزرگ دارای حلقه سیمگونی نمایان شد فرمود آن را دور کنید با صد مرد بدان چسبیدیم و نتوانستیم آن را از جای خود بجنبانیم امیر المؤمنین نزدیک آمد و دست بدعا برداشت و میفرمود طاب طاب مر یا عالم طیبو ثاثوبه شتمیا کو باحه حانوثا تودیثا برحوثا آمین آمین رب العالمین رب موسی و هرون و آن را کشید و از جا کند و چهل ذراع دور انداخت، مالک بن حارث اشتر گوید چشمه آبی شیرین تر از عسل و خنک تر از برف و پاکتر از یاقوت برای ما پدید شد از آن نوشیدیم و آب برداشتیم و همان سنگ را روی آن نهاد و بما دستور داد خاک بر آن انباشتیم و از آنجا کوچ کرد و اندکی رفتیم گفت کدام شما جای چشمه را میداند؟ گفتیم یا امیر المؤمنین همه میدانیم برگشتیم و هر چه جستجو کردیم جان آن را ندانستیم، گمان کردیم امیر المؤمنین بسیار تشنه است و باطراف نگران شدیم و صومعه راهبی عیان شد، نزدیک آن رفتیم راهبی بود که از پیری ابروانش بر چشمانش افتاده بود، گفتیم ای راهب آبی داری که بمولای خود بنوشانیم گفت آبی دارم که دو روز است آن را خوشگوار کردم آبی برای ما آورد تلخ و بدمزه، گفتیم دو روز است که برای شیرین کردن آن صرف وقتی کردی و هنوز باین بدمزه ایست کاش از آن آبی نوشیده بودی که سرور ما بما داد و داستان آن را برایش باز گفتیم، گفت این سرور شما پیغمبر است گفتیم نه، وصی پیغمبر است پس از آنکه از ما وحشت داشت نزد ما فرود آمد و گفت مرا نزد سرور خود برید او را بردیم چون امیر المؤمنین او را دید فرمود شمعون، راهب گفت آری من شمعونم و مادرم مرا بدان نامیده و جز خدا کسی آن را نمیدانست و تو هم دانستی از کجا دانستی؟ اکنون نشانه امامت را تکمیل کن تا من هم ایمان خود را بتو تکمیل کنم فرمود ای شمعون چه میخواهی؟ گفت داستان این چشمه و نامش را، فرمود این چشمه را حوما نام دارد و از بهشت است و سیصد و سیزده وصی از آن نوشیده اند و من آخر اوصیائی هستم که از آن نوشیدم راهب گفت در همه کتابهای انجیل چنین دیده ام و گواهی میدهم که معبود حقی جز خدا نیست و محمد رسول خداست و تو وصی محمدی و آن راهب با امیر المؤمنین کوچید تا بجبهه صفین و در عاندین نزول کرد وقتی دو لشکر بهم زدند اول کس بود که شربت شهادت نوشید امیر المؤمنین بالینش آمد و اشک از دیدگانش سرازیر بود و میفرمود هر مردی با کسی است که او را دوست دارد، این راهب روز قیامت رفیق
بهشت من است.
15- امام چهارم فرمود:
ما امامان مسلمانان و حجتهای خدا بر عالمیان و سادات مؤمنان و پیشوای دست و روسفیدان و سروران اهل: ایمانیم: امان اهل زمین هستیم چنانچه ستاره ها امان اهل آسمانند، مائیم که خدا بوسیله ما آسمان را نگاهداشته تا بر زمین نیفتد جز باجازه او و برای ما آن را نگهداشته تا بر اهلش موج نزند و برای ما باران ببارد و رحمت خویش نشر کند و زمین برکات خود را بیرون دهد و اگر امام در زمین نباشد زمین اهل خود را فرو برد سپس فرمود از روزی که خدا آدم را آفریده خالی از حجت نیست که یا ظاهر و مشهور بوده است و یا غایب و مستور و تا قیامت هم خالی نماند او حجت خداست و اگر چنین نباشد خدا را نپرستند، سلیمان راوی حدیث گوید از امام صادق (ع) پرسیدم چگونه مردم بامام غائب بهره مند شوند؟ فرمود چنانچه ب آفتاب پس ابر بهره مند شوند.
شیخ ما ابو جعفر صدوق این شعرها را برای ما خواند که شاعری بنظم آورده:
دانای خردمند بخود موجود است - از علم ز جنسیت خود مستغنی است
آن را که بدیگری گرامی داری - از آنکه بخود، تا بچه اندازدنی است

مجلس سی و پنجم روز جمعه هشت روز از محرم سال 368 مانده

1- از حسن بن علی بن ابی طالب (ع) روایت شده که:
چند تن از یهود خدمت رسول خدا (ص) آمدند و گفتند ای محمد توئی که معتقدی رسول خدائی و آنی که باو وحی شود چنانچه بموسی بن عمران پیغمبر؟ خدایم بشما همه، اعلم آنها گفت ای محمد من ده کلمه از تو میپرسم که خدا هنگام مناجات در بقعه مبارک بموسی بن عمران عطا کرده و آنها را جز پیغمبر مرسل یا فرشته مقرب نمیداند، پیغمبر فرمود بپرس از من گفت:
1- بمن خبر ده از کلماتی که خدا برای ابراهیم برگزید چون خانه کعبه را ساخت؟
آنها سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر بودند.
برای چه خانه کعبه را چهار گوش ساخت؟ برای همین چهار کلمه.
چرا نام آن را کعبه نهادند؟ چون وسط دنیا بود.
بمن خبرده از تفسیر سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر؟ خدا دانست که بنی آدم بخدا دروغ می بندند فرمود سبحان اللَّه برای بیزاری از آنچه میگویند و اما گفتار او الحمد للَّه برای آنست که میداند بندگان شکر نعمتش را ادا نکنند و خود را ستود پیش از آنکه او را بستانید آن اول کلام است و اگر آن نباشد خدا نعمتی بکسی ندهد و گفته او لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ یگانه پرستی است و خدا عمل را نپذیرد جز بواسطه آن کلمه که کلمه تقوی است و خدا روز قیامت موازین را بدان سنگین کند و اما گفته او و اللَّه اکبر، برترین کلماتست و محبوبترین آنها نزد خدا یعنی چیزی بزرگتر از من نیست، نماز جز بدان آغاز نشود بمقامی که نزد خدا دارد و آن نام اکرم او است یهودی گفت ای محمد راست گفتی پاداش گوینده آن چیست؟ فرمود چون بنده گوید سبحان اللَّه هر چه زیر عرش است با او تسبیح گوید و بگوینده آن ده برابر عطا شود و چون گوید الحمد للَّه خدا نعمت دنیا را پیوست با نعمت آخرت باو عطا کند و آن کلمه ایست که بهشتیان هنگام ورود بهشت گویند و هر کلامی در دنیا داشتند منقطع شود جز الحمد للَّه اینست گفتار خدای عز و جل (یونس 10) دَعْواهُمْ فِیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و اما گفته لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را بهشت پاداش است و اینست معنای قول خدای عز و جل (الرحمن 60) آیا پاداش احسان جز احسانست میفرماید آیا پاداش لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ جز بهشت است؟ یهودی گفت راست فرمودی ای محمد جواب یکی از مسائل مرا دادی، اجازه میدهی دومی را بپرسم؟ فرمود از هر چه خواهی بپرس جبرئیل سمت راستش بود و میکائیل سمت چپش و جواب را باو تلقین میکردند، یهودی گفت برای چه تو را محمد نامیدند و احمد و ابا القاسم و بشیر و نذیر و داعی؟ پیغمبر فرمود محمد برای آنکه در زمین ستوده باشم و احمد برای آنکه در آسمان ستوده باشم و أبو القاسم برای آنکه خدای عز و جل روز قیامت دوزخ را تقسیم کند و هر که از اولین و آخرین بمن کافر است در دوزخ است و بهشت را تقسیم کند و هر که مقر بنبوت من است در بهشت است، داعی برای آنکه مردم را بدین پروردگارم دعوت کنم نذیر برای آنکه هر که نافرمانیم کند بدوزخ بترسانم و بشیر برای آنکه هر که پیرویم کند ببهشت مژده دهم گفت راست گفتی ای محمد بمن خبرده چرا خدا بامتت پنج نماز در پنج وقت شبانه روز واجب کرد.
فرمود وقتی آفتاب بزوال رسد حلقه ای دارد که در آن درآید و زوال خورشید باشد و هر چیزی زیر عرش است تسبیح گوید برای ذات پروردگارم و آن ساعتی است که رحمت بر من فرستد در آن پروردگارم خدای عز و جل بر من بر امتم در آن نماز را فرض کرده و فرموده (اسراء 78) نماز را بپا دار از زوال آفتاب تا سرخی اول شب و آن ساعتی است که در آن روز قیامت دوزخ را آورند مؤمنی نباشد که در این ساعت توفیق یابد ساجد یا راکع یا در نماز باشد جز آنکه خدا تنش را بر آتش حرام کند نماز عصر در ساعتی است که آدم از درخت خورد و او را از بهشت بیرون کرد و بذریه اش دستور داد تا روز قیامت این نماز را بخوانند و آن را برای امتم اختیار کرد و آن محبوبترین نماز است نزد خدای عز و جل و بمن سفارش کرد آن را از میان نمازها حفظ کنم و نماز مغرب در ساعتی است که خدا توبه آدم را قبول کرد و فاصله خوردن آدم از شجره تا قبول توبه اش سیصد سال بود از ایام دنیا و نسبت ب آخرت روزی چون هزار سال است و همان فاصله از مغرب تا عشاء است آدم سه رکعت نماز خواند یک رکعت برای گناه خود و یک رکعت برای گناه حواء و رکعتی هم برای توبه اش و خدا اینسه رکعت را بر امتم فرض کرد، و این ساعتی است که دعا در آن مستجابست و پروردگارم بمن وعده داده که هر که در آن دعا کند اجابت نماید اینست نمازهائی که پروردگارم بمن فرمانداده و فرموده (روم 17) منزه است خدا هنگامی که بامداد کنید و هنگام پسین شما، نماز عشاء برای آنست که گور تاریکست و قیامت تاریکی دارد و خدا مرا و امتم را باین نماز فرمانداده در این وقت تا گورشان روشن گردد و بر صراط نوری ب آنها عطا شود و هر گامی که برای نماز عشاء بر دارند خدا تن آنها را بر آتش حرام کند و این نمازیست که خدا برای رسولان پیش از من مقرر کرده بود، نماز فجر برای اینست که آفتاب بر دو شاخ شیطان برآید و خدا بمن دستور داده آن را بخوانم پیش از آفتاب زدن و پیش از آنکه کافران برای آن سجده کنند امتم برای خدا سجده کنند و شتاب در آن پیش خدا محبوبتر است و آن نمازیست که فرشتگان شب و روز بر آن گواهند گفت ای محمد راست گفتی بمن بگو چرای برا نماز این چهار موضع تن که نظیفترین مواضع بدنست باید شست؟ فرمود چون شیطان آدم را وسوسه کرد و او نزدیک درخت رفت و ب آن نگاه کرد تا آبرویش ریخت سپس برخاست و اول کس بود که بگناه گام برداشت و دست دراز کرد و آن را بسید و از آن خورد و زیور و جامه از تنش پرید و دست بر فرق سر نهاد و گریست و چون خدای عز و جل توبه اش را پذیرفت وضوی این چهار عضو را بر نژادش لازم کرد باو دستور داد روی بشوید چون بدرخت نگاه کرد و دو ساعد بشوید تا مرفق برای آنکه آن را بدرخت دراز کرد و سر را مسح کند که دست پشیمانی بر آن نهاد و پاها را مسح کند که بسوی گناه رفتند و بر امت من آب در دهان گردانید را سنت نمود تا دل از حرام پاک شود و آب در بینی نمودن را تا بو و گند دوزخ بر آنها حرام گردد، یهودی گفت ای محمد راست گفتی پاداش عمل کننده بدان چیست؟
فرمود اول بار که ب آب دست زند شیطان از او دور شود و چون در دهن گرداند خدا دل و زبانش را بحکمت نورانی کند و چون در بینی کند خدا از آتش امانش دهد و بوی بهشتش روزی کند و چون رویش بشوید خدا سفید رویش کند روزی که چهره هائی سفید و چهره هائی سیاهست و چون دو دست شوید خدا بندهای آتشین را بر او حرام کند و چون سرش را مسح کند خدا گناهانش ببرد و چون بر دو پا مسح کند خدا بر صراطش عبور دهد روزی که قدمها بر آن بلغزد، گفت ای محمد راست گفتی مرا از پنجمین خبر ده که برای چه غسل را از جنابت لازم کرده و از بول و غایط واجب نکرده؟
رسول خدا فرمود چون آدم از درخت خورد در همه رگهایش و مو و تنش روان شد و چون با اهل خود جماع کرد از هر رگ و موئی آب در آمد و خدا بر نژادش واجب کرد تا قیامت از جنابت، غسل کنند ولی بول همان فضله نوشابه انسانست و غائط فضله خوراک او و از آنها همان وضوء واجب است، یهودی گفت ای محمد راست گفتی بمن خبر ده جزاء کسی که از جنابت حلال غسل کند چیست؟
فرمود چون مؤمن با زنش جماع کند هفتاد هزار فرشته پر گشایند و رحمت فرو ریزد و چون غسل کند خدا از هر قطره خانه ای در بهشت بسازد و آن سریست میان خدا و خلق او یعنی غسل جنابت یهودی گفت ای محمد راست گفتی، بمن خبر ده از ششمین، در تورات پنج چیز نوشته است که خدا ببنی اسرائیل دستور داد در آنها از موسی پیروی کنند پس از او.
فرمود تو را بخدا اگر از آنها بتو اطلاع دادم بمن اعتراف کنی؟ یهودی گفت آری ای محمد پیغمبر فرمود در تورات نوشته است مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و بعبرانی طاب ضبط شده و پس از آن این آیه را (اعراف 157) در یابند آن را مکتوب نزد خود در تورات و انجیل (صف 4) مژده بخش برسولی پس از خود بنام احمد- و در سطر دوم نام وصیش علی بن ابی طالب و در سوم و چهارم دو سبطش حسن و حسین و در پنجم مادرشان فاطمه بانوی زنان جهانیان، در تورات، نام وصیم الیا و نام دو سبطم شبر و شبیر و این دو نور فاطمه اند، یهودی گفت راست گفتی ای محمد بمن خبر ده از فضل اهل بیت. فرمود من بر همه انبیاء برتری دارم هر پیغمبری بز قوم خود دعا کرد و من دعای خود را پس انداختم برای امتم که در قیامت از آنها شفاعت کنم و فضل اهل بیت و ذریه ام بر دیگران چون فضل آبست که بدان حیات هر چیزیست، دوستی اهل بیت و نژادم کمال دین است و این آیه خواند (مائده 3) امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را دین شما پسندیدم تا آخر آیه یهودی گفت ای محمد راست گفتی از هفتمین بمن خبر ده مردان را بر زنان چه برتریست؟
فرمود چون برتری آسمان بر زمین و آب بر زمین زنده است و بمردان زنان زنده اند اگر مردها نبودند زنها خلق نمیشدند برای گفته خدای عز و جل (نساء 34) مردها سرپرست زنها باشند برای آنکه خدا برخی را بر دیگری برتری داده یهودی گفت این برای چه؟ فرمود خدا آدم را از گل آفرید و از فزونی و مانده آن حواء خلق شد اول کس که پیروی زن شد آدم بود و خدایش از بهشت بیرون کرد، برتری مردها بر زنها در دنیا روشن است نبینی که چطور زنها حیض شوند و برای پلیدی از عبادت باز مانند و مردها حیض ندارند یهودی گفت راست گفتی ای محمد بمن بگو چرا خدا سی روزه بر امت تو واجب کرده و در امت های دیگر بیشتر واجب کرده.
فرمود چون آدم از درخت خورد سی روز در شکمش ماند و خدا سی روز گرسنگی و تشنگی بر نژادش فرض کرد و آنچه در شب خورند از تفضل خداست بر آنها همین بر آدم فرض بوده و و بر امتم فرض شده است سپس این آیه را خواند (بقره 183) بر شما روزه نوشته شده چنانچه بر زنها که پیش از شما بودند شاید تقوی شعار کنید چند روز شمرده یهودی گفت ای محمد راست گفتی پاداش آنکه آن را روزه دارد چیست؟
فرمود مؤمنی نباشد که ماه رمضان را بحساب خدا روزه دارد جز آنکه خدا بر او هفت خصلت واجب کند:
1- حرام تنش آب شود 2- برحمت خدا نزدیک شود 3- گناه پدرش آدم را کفاره داده.
4- سکرات موت بر او آسان شود
5- امان از گرسنگی و تشنگی قیامت باشد 6- خدا برائت آتش باو دهد.
7- از میوه های بهشت باو بخوراند، گفت:
ای محمد راست گفتی از نهمین بمن خبر ده چرا خدا دستور وقوف بعرفات داده پس از عصرها؟ فرمود عصر همان ساعتی است که آدم گناه کرد خدا را و خدا بر امتم فرض کرد وقوف و زاری و درخواست در بهترین جاها را و برای آنها ضامن بهشت شد و ساعتی که مردم از عرفات برگردند همان ساعت است که خدا کلماتی ب آدم تلقین کرد و توبه او را پذیرفت و او است پر توبه پذیر و مهربان سپس پیغمبر فرمود ب آن که مرا به راستی بشیر و نذیر مبعوث کرده که برای خدا بابی است در آسمان دنیا که باب الرحمة، باب التوبه، باب الحاجات، باب التفضل؟ باب الاحسان، باب الجود، باب الکرام، باب العفوش نامند و هر که در این وقت در عرفات جمع آید مستحق این خصال گردد و خدای عز و جل را صد هزار فرشته است و با هر کدام صد و بیست هزار دیگر و برای خدا بر اهل عرفات رحمت است و چون برگردند خدا ملائکه خود را گواه گیرد که اهل عرفات از دوزخ بر کنار و بهشت بر آنها واجب است و جارچی حق فریاد کند آمرزیده بر گردید مرا خشنود گردید و از شما خشنودم یهودی عرضکرد راست گفتی ای محمد مرا از دهمین خبر ده هفت خصلت که خدا در میان انبیاء بتو داده و در میان امتها بامتت؟
فرمود (ص) خدای عز و جل بمن فاتحة الکتاب و اذان و جماعت در مسجد و روز جمعه و جهر در سه نماز داده بامتم برای دردها و سفر رخصت داده و نماز بر میت و شفاعت برای اهل کبائر را از امتم یهودی گفت راست گفتی ای محمد ثواب کسی که فاتحة الکتاب بخواند چیست؟
فرمود هر که فاتحة الکتاب بخواند خدا بشماره هر آیه که از آسمان نازل شده ثوابی باو دهد و اما اذان براستی مؤذنان امتم با انبیاء و صدیقان و شهداء و صالحان محشور شوند، نماز جماعت، صفوف امتم چون صفوف ملائکه باشد در آسمان و یک رکعت در جماعت برابر بیست و چهار رکعت است که هر رکعتی محبوبتر است نزد خدای عز و جل از عبادت چهل سال در روز قیامت که خدا اولین و آخرین را جمع کند برای حساب، مؤمنی نباشد که بجماعت رفته مگر آنکه خدا هراسهای روز قیامت او را تخفیف دهد و دستور بهشت برای او فرماید بلند خواندن نماز باندازه ای که آوازش رود از دوزخ دور شود از صراط بگذرد و شاد باشد تا وارد بهشت شود.
ششم اینست که خدای عز و جل هراسهای روز قیامت را از امتم تخفیف دهد چنانچه در قرآنست، مؤمنی نباشد که نماز بر جنازه ای خوانده است جز آنکه خدا بهشت را برایش واجب کند مگر منافق یا عاق والدین باشد شفاعت من نسبت باهل کبائر از امتم باشد جز آنها که مشرک شوند یا ظلم کنند گفت راست گفتی ای محمد و من گواهم که معبود حقی جز خدا نیست و تو بنده و رسول او باشی و خاتم انبیاء و امام متقیان و رسول پروردگار عالمیانی چون مسلمان پاکی شد دفتر سفیدی در آورد که آنچه پیغمبر گفته بود در آن بود و گفت یا رسول اللَّه ب آن که تو را براستی مبعوث کرده آن را از الواحی که خدا برای موسی بن عمران فرستاده نسخه گرفته ام من در تورات فضل تو را تا آنجا خواندم که در آن شک کردم و چهل سال نامت را از تورات محو میکردم و باز بر جایش میدیدم و در تورات خواندم که این مسائل را جواب ندهد جز تو و در ساعتی که بر تو عرضه شود جبرئیل در سمت راست تو و میکائیل در سمت چپ تو و وصی تو برابر تو است رسول خدا (ص) فرمود راست گفتی این جبرئیل در سمت راست من و میکائیل در سمت چپ من و این وصیم علی بن ابی طالب برابرم آن یهودی ایمان آورد و اسلامش خوب بود.

مجلس سی و ششم سه شنبه 4 روز از محرم مانده 368

1- امام صادق فرمود:
خدای تبارک و تعالی بداود وحی کرد چرا من تو را تنها بینم؟ گفت بخاطر تو مردم را ترک کردم و مرا ترک کردند فرمود چرا خاموشت بینم؟ گفت ترست مرا خاموش کرد. فرمود چرا تو را در رنج بینم، گفت دوستی تو مرا به رنج انداخته، فرمود چرا تو را فقیر بینم با آنکه تو را بهره مند ساخته ام؟ گفت قیام بحقت مرا فقیر کرده، فرمود چرا تو را خوار بینم؟ گفت بزرگی جلال فوق وصف تو مرا خوار کرده و ای آقایم این حق تو است، خدای جل جلاله فرمود مژده فضل از من بگیر روزی که مرا ملاقات کنی با مردم بیامیز و از اخلاق آنها بر کنار باش و از کردارشان دوری کن تا روز قیامت بدان چه خواهی برسی امام صادق (ع) فرمود خدا بداود وحی کرد ای داود بمن خوش باش و بیاد من لذت جو و بمناجات من نعمت گیر که بزودی خانه را از فاسقان حالی کنم و لعنت را خاص ظالمان سازم.
2- بسند امام صادق از امیر المؤمنین (ع) فرمود:
چون خدای تبارک و تعالی خواست روح ابراهیم را بگیرد ملک الموت را فرو فرستاد گفت ای ابراهیم درود بر تو او جواب داد و فرمود برای دعوت آمدی یا برای مرگ گفت برای مرگ و باید اجابت کنی، ابراهیم گفت دیدی دوستی که دوست خود بمیراند؟ ملک الموت برگشت و برابر خدای جل جلاله ایستاد و عرضکرد معبودا شنیدی خلیل تو ابراهیم چه گفت، خطاب رسید برو و باو بگو دوستی را دیدی که ملاقات دوست را بد دارد براستی هر دوستی خواهان ملاقات دوست است.
3- از حذیفة بن اسید غفاری که رسول خدا (ص) فرمود:
ای حذیفه براستی حجت خدا بعد از من بر شما علی بن ابی طالب است کفر باو کفر بخداست، شرک باو شرک بخداست، شک در او شک در خداست و الحاد در او الحاد در خداست، انکار او انکار خداست ایمان باو ایمان بخداست زیرا او برادر رسول خدا و وصی او و امام امت او و سرور آنها است و او است حبل اللَّه المتین و عروة الوثقائی که بر بدن ندارد و دو کس در باره او هلاک شوند و او تقصیر ندارد دوست غلوّکننده و مقصر، ای حذیفه از علی جدا مشو که از من جدا شوی و با او مخالفت مکن که مخالف من باشی علی از منست و من از علی هر که خشمش آرد مرا بخشم آرد و هر که خشنودش کند مرا خشنود کرده.
4- امام باقر (ع) فرمود:
موسی بن عمران عرضکرد پروردگارا رضا بقضاوتت دهیم سالمندان را میمیرانی و خردسالان را میگذاری، خدای جل جلاله فرمود ای موسی نپسندی که من خود روزی ده و کفیل آنها باشم و عرضکرد چرا پروردگارا تو چه خوب وکیل و کفیلی باشی.
5- امام صادق فرمود:
خدای عز و جل بیکی از پیغمبران بنی اسرائیل وحی کرد که اگر دوست داری فردا در حظیرة القدس مرا دیدار کنی در دنیا وحید و غریب و مهموم و محزون و هراسناک باش از مردم چون یک دانه پرنده که در بیابانی خالی از سکنه بسر برد و از برگ درختان بخورد و از چشمه ها بنوشد و شب هنگام تنها میارامد و با پرندگان نیاساید و با پروردگار خود انس کند و و از پرندگان بهراسد.
6- امام صادق (ع) فرمود:
هر که هنگام آرمیدن در بسترش صد بار لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گوید خدا در بهشت خانه ای برایش بسازد و هر که در آن وقت صد بار استغفار کند گناهانش بریزد چنان که برگ از درخت بریزد.
7- انس بن مالک از پیغمبر در تفسیر کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ نقل کرده که فرمود:
مقصود کسی است که ابا دارد بگوید لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ.
8- امام صادق (ع) فرمود:
هر که دعای خود را با جمله
ما شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه
پایان دهد دعایش مستجاب گردد.
9- امام باقر (ع) فرمود:
فرشته ای بمردی گذشت که بر در خانه ایستاده بود باو گفت ای بنده خدا برای چه بر در این خانه ایستادی؟ گفت برادری در آن دارم که میخواهم باو سلام دهم، گفت با او خویشی نزدیک داری یا با او نیازی داری؟ گفت نه خویشی دارم و نه نیازی باو دارم برادر دینی منست و باحترام او میخواهم از او احوال پرسی کنم و باو سلام دهم برای خدا پروردگار عالمیان، آن فرشته گفت من از طرف خدا بتو فرستاده شدم و او بتو سلام فرستاده و میفرماید همانا مرا خواستی و از من پژوهش کردی من بهشت را بتو واجب کردم و از خشمم معاف ساختم و از دوزخ امانت دادم.
10- رسول خدا فرماید:
چون خدا نگرد که مردم یک قریه در نافرمانی از حد گذرانیده و سه مؤمن در میان آنهاست ب آنها ندا کند ای گنهکاران اگر نبود در میان شما مؤمنان دوستدار بجلالم و آباد کن زمین و مساجدم بنماز خودشان و آمرزشجویان در سحر از ترسم عذابم را بشما فرود می آوردم و باکی نداشتم.
11- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که از گناه خودش بدش آید و کار ثوابش او را شاد کند مؤمن است.
12- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که بر من صلوات فرستد و بر آلم نفرستد بوی بهشت را نبوید که از مسافت پانصد سال بوئیده شود.
13- امام صادق از پدرش از جدش که:
یک عرب بیابانی خدمت رسول خدا آمد و آن حضرت با عبای گلی رنگش او را پذیرفت عرضکرد یا محمد چون جوانی نزد من آمدی؟ فرمود آری منم فتی پسر فتی برادر فتی، عرضکرد یا محمد خود جوانی درست چگونه پسر جوانی و برادر جوان؟ فرمود نشنیدی قول خدای عز و جل را که میفرماید (انبیاء 60) شنیدم جوانی آنها را یاد میکند بنام ابراهیم و من پسر ابراهیم هستم و اما برادرم فتی است زیرا روز احد منادی از آسمان ندا کرد نیست شمشیر جز ذو الفقار نیست جوان جز علی علی برادر منست و من برادر او.
14- مردی بحسین بن علی (ع) نوشت:
مرا از خیر دنیا و آخرت آگاه کن، باو نوشت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اما بعد هر که رضای خدا جوید در برابر خشم مردم خدا امورش را کفایت کند و هر که رضای مردم جوید در برابر خشم خدا، خدا او را بمردم واگذارد و السلام.
15- عبد الرزاق گوید:
کنیزکی از امام چهارم آب بدست او می ریخت که برای نماز وضوء سازد ابریق از دست آن کنیزک به روی آن حضرت افتاد و آن را مجروح کرد امام سر بلند کرد بجانب او، کنیزک گفت خدا میفرماید (آل عمران 134) آنها که خشم خود از مردم فرو خورند، فرمود خشم خود را فرو خوردم کنیزک گفت و آنها که از مردم درگذرند فرمود خدا از تو بگذرد عرضکرد خدا محسنان را دوست دارد فرمود برو که تو آزادی.
16- حسین بن علی (ع) فرمود:
از جدم رسول خدا (ص) شنیدم بمن میفرمود، بواجبات خدا عمل کن تا پرهیزکارترین مردم باشی، بدان چه خدا قسمت کرده خشنود باش تا توانگرترین مردم باشی و از محرمات خدا خود را نگهدار تا باورع ترین مردم باشی و خوش همسایه باش تا مؤمن باشی و با همصحبتان خود نیکو رفتار کن تا مسلمان باشی.
17- ابن عباس فرمود:
اول پول نقره و طلائی که در زمین سکه زدند مورد نظر ابلیس شد و چون آنها را دید برداشت و بر دو دیده گذاشت و بسینه چسبانید و فریادی زد و باز بسینه چسبانیدشان و گفت شما دو تا نور چشم من و میوه دل منید من باک ندارم که چون بنی آدم شما را دوست داشتند دیگر بت را نپرستند بس است مرا از بنی آدم که شما را دوست دارند،
18- امام باقر (ع) فرمود:
قرآن خوانان سه دسته اند، مردی قرآن خواند و آن را کالای خود سازد و شاهان را بخود جلب کند و بر مردم گردن فرازی نماید، مردیکه قرآن خواند و آن را حفظ کند ولی بمقرراتش عمل نکند و مردیکه قرآن خواند و آن را داروی خود سازد شب برای آن بیداری کشد و روز تشنگی بخود دهد و در مساجد بقرائت آن قیام کند و از بستر آسایش خود دوری گزیند باینها است که خدای عز و جل دفع بلا کند و بدانها دشمنان را سرکوب نماید و بدانها باران از آسمان فرو بارد بخدا این قرآن خوانان از کبریت احمر کمیابترند.
19- امام باقر از پدرانش نقل کرده که:
رسول خدا بمردی گذشت که در باغش درخت میکاشت فرمود تو را راهنمائی نکنم بکشت درختی که بیخ آن برجاتر و میوه اش زودرس تر و خوشمزه تر و و در انفاق پایاتر باشد؟ عرضکرد چرا یا رسول اللَّه پدر و مادرم قربانت، فرمود در بامداد و پسین بگو سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر که اگر آن را بگوئی بهر تسبیحی ده درخت از انواع میوه ها در بهشت داشته باشی و آنها باقیات و صالحاتند آن مرد عرض کرد یا رسول اللَّه تو گواه باش این باغ من وقفی است در تصرف داده شده برای فقراء مسلمانان که در صفه اند خدای تبارک و تعالی نازل کرد (سوره اللیل- 5) و اما هر که عطا کرد و پرهیزکار شد و تصدیق بثواب کرد او را آماده آسانی سازیم.
20- رسول خدا (ص) فرمود:
که علی بن ابی طالب خلیفه خدا و خلیفه من و حجت خدا و حجت من و باب خدا و باب من و صفی خدا و صفی من و حبیب خدا و حبیب من و خلیل خدا و خلیل من و شمشیر خدا و شمشیر منست و رفیق و وزیر و وصی منست، دوستش دوست من و دشمنش دشمن من و جنگ با او جنگ با من و سازش با او سازش با من و گفته او گفته من و فرمانش فرمان من و همسرش دختر من و فرزندش فرزند منست و او سید اوصیاء و بهترین امت منست.