فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس بیست و سوم دو شب از شوال گذشته سال 367

1- امام صادق «ع» از جدش روایت کرده که:
چون امیر المؤمنین بر گورستان مشرف می شد میفرمود ای خاک نشینان، ای آوارگان خانه ها را تصرف کردند و زنها را گرفتند و دارائی را پخش کردند اینست خبر پیش ما، پیش شما چه خبر است؟ سپس رو باصحابش کرد و فرمود اگر اجازه سخن داشتند بشما خبر میدادند که بهترین توشه تقوی است.
2- علی «ع» فرمود:
روزی بر فرزند آدم نگذرد که باو نگوید ای پسر آدم من روز تازه ای هستم و بر تو گواهم، در من خوب بگو و خوب بکن تا روز قیامت برای تو گواهی دهم پس از من دیگر هرگز مرا نخواهی دید.
3- علی «ع» فرمود:
مسلمان سه دوست دارد یکی باو بگوید من در زندگی و مردن همراه توام و آن عمل او است و دیگری گوید تا مردن با توام و آن مال او است که چون مرد از آن وارثست و سومی گوید من تا سر قبر با توام و تو را رها کنم و آن فرزند او است.
4- علی «ع» فرمود:
کسی مرگ را بخوبی نشناخته است که فردا را از عمر خود بداند.
5- امیر مؤمنان در بصره خطبه خواند، پس از حمد و ستایش بر خدای عز و جل و صلوات بر پیغمبر «ص» فرمود:
مدت هر چه دراز آید باز کوتاه است گذشته عبرت زندگانست و مرده پند شخص زنده است دیروز گذشته برگشت ندارد و فردا هم مورد اعتماد کسی نیست نخست پیش قراول میانه است و میانه پیشرو آخری و همه از هم جدا گردند و بهم رسند مرگ بر همه چیره باشد و آن روز هراسناک همه را در گیرد، روزی که مال و فرزند سودی نبخشد جز کسی که دل سالم نزد خدا آرد سپس فرمود گروه شیعیانم شکیبا باشید بر کرداری که از ثوابش بی نیاز نباشید و خود را شکیبا دارید از ارتکاب کاری که صبر بر عقابش ندارید، صبر بر طاعت خدا را آسان تر دریابیم از صبر بر عذاب خدای عز و جل بدانید که شما عمری محدود و آرزوئی بلند و نفسی چند دارید بناچار عمر بسر رسد و دفتر آرزو بر هم نهاده شود و نفسها بپایان آید سپس اشک از دیده ریخت و این آیه خواند (انفطار 10- 12) و به راستی حافظانی بر شما گمارده شده، نویسندگانی گرامی، میدانید که چه میکنید.
6- امیر المؤمنین فرمود:
همه خیری در سه خصلت فراهم است نظر و خاموشی و سخن هر نظر بی عبرتی سهو است، هر خاموشی بی فکرتی غفلت است و هر سخنی ذکر نباشد لغو است خوشا بر کسی که نظرش عبرت و سکوتش فکر و سخنش ذکر است، بر گناه خود بگرید و مردم از شرش آسوده اند.
7- علی «ع» فرمود:
در پنج وقت دعا را غنیمت شمارید وقت قرائت قرآن، نزد اذان، نزد آمدن باران، نزد برخورد دو صف بقصد شهادت و هنگام دعای مظلوم که پرده ای تا عرش فاصله ندارد.
8- امیر المؤمنین «ع» فرمود:
بسا غافلی که جامه میبافد تا بپوشد و آن جامه کفن او است خانه سازد تا مسکن گیرد و آنجا گور او است بعلی عرض شد آمادگی برای مرگ چیست؟ فرمود ادای واجبات و کناره کردن از حرامها و بدست آوردن مکارم سپس باکی نباشد که مرگ بر او آید، یا او بمرگ گراید، بخدا باک ندارد پسر ابی طالب که بر مرگ افتد یا مرگش درگیرد امیر المؤمنین در یکی از خطبه هایش فرمود ایا مردم به راستی دنیا خانه نیستی و آخرت خانه زیستی است از گذرگاه خود توشه گیرید برای قرارگاه خویش پرده خود را نزد کسی که راز شما داند ندرید، دلهای خود را از دنیا بیرون کنید پیش از آنکه تنهای شما را بیرون برند در دنیا زنده شدید و برای آخرت آفریده شدید دنیا چون زهر است کسی آن را بخورد که نشناسد بنده که مرد فرشتگان گویند چه پیش داشت و مردم گویند چه بر جا گذاشت برگ عیشی پیش فرستید که از آن شما است و پس انداز نکنید که بر زیان شما است محروم کسی است که از بهره مالش محروم باشد و رشک بر آن برند که میزانش از صدقات و خیرات سنگین است و در بهشت بستر خود گسترده داشته و راه صراط خود را شسته کرده.
9- رسول خدا «ص» فرمود:
امامها بعد از من دوازدهند اول آنها توئی ای علی و آخرشان همان قائمی است که خدا بدستش مشرق و مغربهای زمین را فتح کند.
10- امام صادق «ع» فرمود:
مردم گفتار پیغمبر را «ص» روز مشربه ام ابراهیم در باره علی «ع» از یاد بردند چنانچه گفتار او را در روز غدیر خم از یاد بردند. رسول خدا با اصحاب خود در غرفه ام ابراهیم بود که علی «ع» آمد و جا برای او باز نکردند چون دید جا برای او باز نمیکنند فرمود ای گروه مردم این خاندان منند که آنها را سبک میگیرید و هنوز من زنده ام و میان شما هستم هلا بخدا اگر از شما پنهان شوم خدا از شما پنهان نیست به راستی روح و راحت و خوشی و بشارت از آن کسی است که بعلی «ع» اقتداء کند و او را دوست دارد و تسلیم او و اوصیاء از فرزندان او شود و بر منست که آنها را وارد شفاعت خود کنم زیرا پیروان منند و هر که مرا پیروی کند از منست روشی است که از ابراهیم برای من مانده زیرا من از ابراهیم هستم و ابراهیم از منست فضل من فضل او است و فضل او فضل من و من از او افضلم بتصدیق قول خدا (آل عمران) نژادی که برخی از برخی باشند و خدا شنوا و داناست و پای رسول خدا «ص» در مشربه ام ابراهیم چرکی برداشت که باستخوان نرسید ولی مردم بعیادت او رفتند و ...

مجلس بیست و چهارم - روز چهارشنبه سه روز از شوال سال 367 گذشته

1- رسول خدا «ص» فرمود:
روز قیامت عرش پروردگار جهانیان را بهر زینتی زیور کنند و دو منبر نور آورند که طول هر کدام صد میل است و یکی را بر راست عرش نهند و یکی را بر چپ عرش و حسن و حسین را بیاورند و حسن بر یکی برآید و حسین بر دیگری پروردگار تبارک و تعالی عرش خود را ب آنها بیاراید چنانچه زن به دو گوشواره زیور بندد.
2- ابن عباس گوید:
روزی رسول خدا «ص» نشسته بود که حسن آمد و چون او را دید گریست و سپس فرمود نزد من نزد من ای پسرم و او را بخود نزدیک کرد تا بر زانوی راست نشانید سپس حسین آمد و چون او را دید گریست و گفت بیا بیا پسر جانم و او را هم نزدیک کرد تا بر زانوی چپ خود نشانید سپس فاطمه آمد و او را هم بخود نزدیک کرد و برابر خود نشانید و سپس امیر المؤمنین «ع» آمد او را هم که دید گریست و نزدیک خود طلبید و در پهلوی راست خود نشانید، اصحابش گفتند یا رسول اللَّه هر کدام
را دیدی گریستی؟ توی اینها کسی نبود که از دیدنش شاد شوی؟ فرمود بحق آنکه مرا بنبوت بر انگیخته و بر همه مردم برگزیده من و اینها گرامی ترین خلقیم نزد خدا و روی زمین کسی نیست که از اینها نزد من محبوبتر باشد اما علی بن ابی طالب که برادر من و همکار من و بعد از من صاحب امر است و صاحب لواء منست در دنیا و آخرت و صاحب حوض من و شفاعت منست و سرور هر مسلمانی و امام هر مؤمنی است و پیشوای هر متقی و وصی و خلیفه من بر خاندانم و امتم در زندگی و پس از مرگم دوستش دوست من و دشمنش دشمنم به ولایتش امتم مرحومه اند و هر که مخالف او باشد ملعونست و چون آمد گریستم برای آنکه یادم آمد که پس از من امتم با او دغلی کنند و او را از مسندم بردارند و خدا آن را برای او مقرر کرده پس از من و سپس گرفتاری کشد تا ضربتی بسرش زنند که ریشش از آن خضاب شود در بهترین ماهی که ماه رمضانست و خدا در آن قرآن نازل کرده برای هدایت مردم و گواهی بر رهنمائی و فرق حق و باطل، و اما دخترم فاطمه که بانوی زنان جهانیان است از اولین و آخرین و پاره تن منست و نور دیده منست و میوه دل منست و روح منست که درون منست و حوراء انسیه است هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش جل جلاله بایستد نورش بفرشتگان آسمان بتابد چنانچه نور اختران بر زمین بتابد و خدای عز و جل بفرشتگانش فرماید فرشتگانم ببینید کنیزم فاطمه با وی کنیزانم را برابرم ایستاده و دلش از ترسم میلرزد و دل بعبادتم داده، گواه باشید که شیعیانش را از آتش امان دادم و چون او را دیدم بیادم افتاد آنچه پس از من با وی می شود گویا می بینم خواری بخانه اش راه یافته و حرمتش زیر پا رفته و حقش غصب شده و ارتش ممنوع شده و پهلویش
شکسته و جنین او سقط شده و فریاد میزند یا محمداه و جواب نشنود و استغاثه کند و کسی بدادش نرسد و همیشه پس از من غمنده و گرفتار و گریان است یک بار یادآور شود که وحی از خانه اش بریده و بار دیگر یاد جدائی من کند و شب که آواز مرا نشنود بهراس افتد آوازی که من با تلاوت قرآن تهجد میکردم و خود را خوار بیند پس از آنکه در دوران پدر عزیز بوده در اینجا خدای تعالی او را با فرشتگان مأنوس سازد و او را بدان چه بمریم بنت عمران گفتند ندا دهند و گویند ای فاطمه خدایت گزید و پاک کرد و بر زنان جهانیان برگزید ای فاطمه قنوت کن بر پروردگارت و سجود و رکوع کن با راکعان سپس بیماری او آغاز شود و خدا مریم بنت عمران را بفرستد او را پرستاری کند و در بیماری او انیس او باشد اینجا است که گوید پروردگارا من از زندگی دلتنگ شدم و از اهل دنیا ملولم مرا بپدرم رسان خدای عز و جل او را بمن رساند و اول کس از خاندانم باشد که بمن رسد، محزون و گرفتار و غمنده و شهید بر من وارد شود و من در اینجا بگویم خدایا لعنت کن هر که باو ظلم کرده و کیفر ده هر که حقش را غصب کرده و خوار کن هر که خوارش کرده و در دوزخ مخلد کن هر که به پهلویش زده تا سقط جنین کرده و ملائکه آمین گویند، اما حسن که پسرم و فرزندم و پاره تنم و نور دیده ام و روشنی دلم و میوه قلبم هست و او سید جوانان اهل بهشت است و حجت خداست بر امت امرش امر من است و قولش قول من هم هر که پیرویش کند از منست و هر که نافرمانیش کند از من نیست و چون او را دیدم بیادم آمد آنچه از اهانت پس از من بیند و تا آنجا کشد که با زهر ستم و عدوانش کشند در اینجا فرشتگان هفت آسمان بمرگش بگریند و همه چیز تا پرنده هوا و ماهیان دریا بر او گریند چشم کسی که بر او بگرید کور نباشد روزی که چشمها کورند و هر که بر او محزون شود روزی که دلها همه محزونند دلش محزون نباشد و هر که در بقیع او را زیارت کند قدمش بر صراط برجا ماند روزی که همه قدمها بلغزند- و اما حسین «ع» از من است و فرزند من است و بهترین خلق است، پس از برادرش امام مسلمانان و سرور مؤمنان و خلیفه خداوند عالمیان است و غیاث مستغیثین و پناه امان جویان و حجت خدا بر همه خلق و او سید جوانان اهل بهشت است و باب نجات است امرش امر من است و طاعتش طاعت من، هر که پیرویش کند از من است و هر که نافرمانیش کند از من نیست و چون دیدمش بیادم آمد که بعد از من، باو چه می شود گویا می نگرم که بحرم من و قرب من پناهنده شده و او را پناه ندهند در خواب ب آغوشش گیرم و بر سینه چسبانمش و باو دستور دهم از خانه هجرتم بکوچد و او را بشهادت بشارت دهم از آنجا بکوچد به زمینی که قتلگاه او است زمین کرب و بلا و قتل و رنج یک دسته مسلمانان یاریش کنند که سروران شهدای امتند در روز قیامت گویا مینگرمش که تیری خورده و از اسبش بخاک افتاده و چون گوسفند سرش را مظلومانه بریدند سپس رسول خدا «ص» گریست و کسانی که گردش بودند گریستند و صدای شیون آنها بلند شد و آن حضرت برخاست و میفرمود خدایا بتو شکایت کنم آنچه را خاندانم پس از من برخورند سپس وارد منزلش شد.
3- یک روز حسین بن علی بن ابی طالب «ع» وارد شد بر حضرت حسن «ع» و چون چشمش باو افتاد گریست باو گفت:
چه تو را میگریاند ای ابا عبد اللَّه؟ گفت میگریم برای آنچه با تو کنند، فرمود آنچه بمن آید زهریست که بکامم ریزند و کشته شوم ولی ای ابا عبد اللَّه روزی چون روز تو نباشد سی هزار مردی که مدعیند از امت جد ما محمدند و خود را بدین اسلام بندند بر تو گرد آیند و همدست شوند برای کشتن تو و ریختن خونت و هتک حرمتت و اسیر کردن ذریه ات و زنانت و غارت بنه ات در اینجا است که به بنی امیه لعنت فرود آید و آسمان خاکستر و خون بارد و همه چیز بر تو بگریند تا وحشیان بیابان و ماهیان دریا.
4- رسول خدا «ص» فرمود:
هر گاه از خدای عز و جل خواهشی کنید از او وسیله بخواهید پرسیدند از پیغمبر «ص» از وسیله فرمود آن درجه ایست که من در بهشت دارم هزار پله است و میان هر دو پله یکماه دویدن اسب است و پله ها از گوهر است و زبرجد و یاقوت تا طلا و نقره آن را در قیامت بیاورند در برابر درجه های پیغمبران نهند و چون ماه باشد میان اختران در آن روز پیغمبر و صدیق و شهیدی نماند که گوید خوشا بکسی که این درجه دارد ندائی از طرف خدای عز و جل برسد که همه پیغمبران و خلایق بشنوند، این درجه محمد است من آیم و قبائی از نور در بر و تاج ملک و اکلیل کرامت بر سر علی بن ابی طالب لواء حمد را جلو من دارد و بر آن نوشته است لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ رستگاران همانند که بخدا رسیدند و چون به پیغمبران گذریم گویند این دو فرشته مقربند که نشناسیم و ندیدیم و چون بفرشتگان گذریم گویند اینان دو پیغمبر مرسلند تا بر آن درجه بالا روم و علی دنبال من آید تا ببالاترین پله برآیم و علی یک پله پائین تر از من باشد در این روز پیغمبر و صدیق و شهیدی نماند جز آنکه گوید خوشا بر این دو بنده که چه گرامیند نزد خدا از طرف خدا ندائی رسد که همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان و مؤمنان بشنوند این است حبیبم محمد و این است ولیم علی خوشا ب آن که دوستش دارد و بدا ب آن که دشمنش دارد و دروغش شمارد سپس رسول خدا «ص» فرمود در این روز کسی نباشد که دوستت دارد ای علی جز آنکه از این سخن خرم شود و روسپید گردد و دلشاد و کسی نماند که دشمنت دارد و یا ستیزه کرده و منکر حقت شده جز آنکه رویش سیاه و قدمش لرزانست در این میانه دو فرشته پیش من آیند یکی رضوان کلیددار بهشت و یکی مالک کلیددار دوزخ، رضوان نزدیک گردد و میگوید درود بر تو ای احمد من گویم درود بر تو ای فرشته تو کیستی چه خوش رو و خوشبوئی؟ میگوید من کلید دار بهشتم و اینها کلیدهای بهشت است که رب العزت برایت فرستاده ای احمد آنها را بگیر گویم از پروردگارم قبول کردم حمد او را بر آنچه بمن تفضل کرد آنها را تحویل برادرم علی بن ابی طالب بده رضوان برگردد مالک دوزخ پیش آید و گوید درود بر تو ای احمد، گویم درود بر تو ای فرشته کیستی که چه زشت رو و نامطلوبی؟ گوید من کلیددار دوزخم و اینها کلیدهای دوزخ است رب العزت برای شما فرستاده است ای احمد بگیر آنها را گویم قبول کردم از پروردگارم حمد او را بر آنچه مرا بدان فضیلت داد آنها را تحویل برادرم علی بن ابی طالب بده مالک برگردد و کلیدهای بهشت و دوزخ را در دست دارد تا بر دهانه جهنم بایستد که شراره میپراند و سوت میکشد و حرارتش تند است و علی مهار آن را دارد دوزخ بعلی گوید ای علی مرا واگذار و بگذر نور تو شرار مرا خاموش کرد علی فرماید آرام باش ای دوزخ این شخص را بگیر و این را وانه این دشمن مرا بگیر و این دوست مرا واگذار دوزخ در آن روز فرمانبرتر است برای علی از غلام شما برای آقای خود اگر خواهد آن را به راست و چپ بکشاند و بهشت آن روز برای علی مطیع تر است در آنچه دستور دهد از همه مردم و صلی اللَّه علی سیدنا خیر خلقه محمد و آله اجمعین.

مجلس بیست و پنجم در طوس زیارتگاه حضرت رضا املاء کرده است جمعه روز سیزده روز از ذیحجه سال 367 مانده

1- حسین بن یزید گوید:
از امام ششم شنیدم میفرمود مردی از فرزندان پسرم موسی طلوع کند همنام امیر المؤمنین و در زمین طوس بخراسان دفن شود در آنجا بزهر کشته شود و غریب بخاک رود هر که او را زیارت کند و عارف بمقام او باشد خدا باو عطا کند مزد کسی که پیش از فتح جهاد کرده و انفاق نموده.
2- رسول خدا «ص» فرمود:
محققا پاره ای از تن من در خراسان دفن می شود زیارتش نکند گرفتاری جز آنکه خدا گرفتاریش را بر طرف کند و نه گنهکاری جز آنکه خدا گناهانش بیامرزد.
3- ابی نصر بزنطی گوید:
من نامه أبو الحسن الرضا را خواندم که بشیعیانم برسانید که زیارت من نزد خدا برابر است با هزار حج گوید بفرزندش ابی جعفر گفتم هزار حج؟ فرمود آری بخدا هزار هزار حج برای آنکه عارف بحقش زیارتش کند:
4- بزنطی گوید شنیدم امام رضا میفرمود:
زیارت نکند مرا احدی از دوستانم با معرفت بحق من جز آنکه شفاعت پذیر اویم در قیامت.
5- علی بن ابی طالب فرمود:
محققا یکی از فرزندانم بزهر ستم در زمین خراسان کشته شود نامش نام من است و نام پدرش نام پسر عمران موسی هلا هر که او را در غربتش زیارت کند خدا گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد اگر چه بشماره ستاره ها و قطره های باران
و برگ درختان باشد.
6- سلیمان بن حفص مروزی گفت:
از أبو الحسن موسی بن جعفر «ع» شنیدم میفرمود هر که قبر فرزندم علی را زیارت کند برایش نزد خدای عز و جل هفتاد حج مبرور است گفتم هفتاد حج مبروره فرمود آری هفتاد هزار حج مبرور گفتم هفتاد هزار حج؟ گوید فرمود بسا حجی که قبول نباشد هر که زیارتش کند یا کنار قبرش بماند چون کسی باشد که خدا را در عرش او زیارت کرده گفتم چون کسی که خدا را در عرش زیارت کرده؟ فرمود آری چون روز قیامت شود بر عرش خدای عز و جل چهار کس از اولین و چهار از آخرین باشند ولین نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و آخرین محمد و علی و حسن و حسین سپس بساطی دراز کنند و زائرین قبور ائمه با ما بنشینند جز آنکه بلندترین درجه و نزدیکترین آنها بما در عطا زائرین قبر فرزند من باشند.
شیخ فقیه ابو جعفر گوید مقصود از اینکه چون کسی باشد که خدا را در عرشش زیارت کند تشبیه نباشد زیرا فرشتگان عرش را زیارت کنند و بدان پناهنده شوند و گردش طواف کنند و گویند خدا را در عرش او زیارت کردیم چنان که مردم گویند حج خانه خدا کردیم و خدا را زیارت کردیم نه مقصود این باشد خدا موصوف شود بمکان زیرا خدای تعالی از آن برتر است برتر. 7- ایوب بن نوح گوید:
از ابو جعفر محمد بن علی بن موسی شنیدم میفرمود هر که قبر پدرم را در طوس زیارت کند خدا گناهان گذشته و آینده اش بیامرزد و چون روز قیامت شود برای او منبری برابر رسول خدا بگذارند تا خدا از حساب بندگانش فارغ شود.
8- امام صادق فرمود:
نوه من در زمین خراسان در شهری بنام طوس کشته شود هر که با معرفت بحق او وی را زیارت کند روز قیامت دستش را بگیرم و ببهشت برم اگر چه اهل گناه کبیره باشد عرض کردم شناختن حق او چیست، فرمود بداند که او امام مفترض الطاعه و غریب و شهید است هر که عارف بحقش او را زیارت کند خدا باو اجر هفتاد شهیدی که برابر رسول خدا «ص» از روی حقیقت شهید شده اند بدهد.
9- امام رضا فرمود:
هر که مرا در این خانه دور دستم زیارت کند روز قیامت در سه موقف نزدش آیم تا از هراس آنها خلاصش کنم وقتی نامه های اعمال به راست و چپ پرانند، نزد صراط نزد میزان، بس است ما را خدا و چه خوب وکیلی است.