فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس چهاردهم پنجم ماه رمضان سال 367

1- امام صادق جعفر بن محمد «ع» فرمود:
براستی برای خدای تبارک و تعالی در هر شبی از ماه رمضان آزادشده ها و رهاشده هائی از دوزخ است مگر آنکه با مسکر افطار کند و در شب آخر آن شماره آنچه در همه ماه آزاد کرده آزاد کند.
2- امام پنجم فرمود:
چون ماه رمضان میرسید پیغمبر سه روز از شعبان مانده ببلال دستور می داد جار زند و مردم را جمع کند و بر منبر میرفت و حمد و ثنای خدای میکرد و میفرمود ای مردم این ماه بشما در آمد و آن سید ماها است در آن شبی است که بهتر از هزار ماه است بسته شود در آن درهای دوزخ و باز شود درهای بهشت هر که آن را دریابد و آمرزیده شود خدایش دور کند و هر که در خدمت پدر و مادر خود آمرزیده نشود خدایش دور کند و هر که نام مرا بشنود و بر من صلوات نفرستد خدایش دور کند.
3- ابن عباس گفت:
شیوه رسول خدا «ص» بود که چون ماه رمضان میشد هر اسیری را آزاد میکرد و بهر سائل عطا می داد.
4- حسن بن علی «ع» برسول خدا «ص» گفت:
پدر جان جزای کسی که تو را زیارت کند چیست؟
فرمود هر که مرا یا پدرت را یا برادرت را زیارت کند بر من حق دارد که روز قیامت او را زیارت کنم تا از گناهانش رها کنم.
5- امام پنجم فرمود:
هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضانست.
6- جعفر بن محمد «ع» فرمود:
حافظ قرآن و عامل بقرآن همراه سفره گرامند.
7- رسول خدا «ص» فرمود:
هر که شبی ده آیه قرائت کند از غافلان نوشته نشود و هر که پنجاه آیه قرائت کند از ذاکران نوشته شود و هر که صد آیه قرائت کند از عابدان نوشته شود و هر که دویست آیه بخواند از خاشعان نوشته شود و هر که سیصد آیه بخواند از کامیابان نوشته شود و هر که پانصد آیه بخواند از مجتهدان نوشته شود و هر که هزار آیه بخواند برای او قنطاری نویسند و قنطار پنجاه هزار مثقال طلا است و هر مثقالی بیست و چهار قیراط که کوچکترش چون کوه احد است و بزرگترش میان آسمان و زمین.
8- امام پنجم فرمود:
هر که در نماز وتر معوّذتین و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بخواند باو گویند ای بنده خدا مژده گیر که خدا وتر تو را پذیرفت.
9- رسول خدا «ص» فرمود:
هر که راهی رود که در آن علمی جوید خدا او را راهی برد که ببهشت در آورد زیرا که فرشتگان پرهای خود را برای طالب علم بگسترانند از پسند او و براستی همانا برای طالب علم آمرزشجوید هر که در آسمان و زمین است تا برسد بماهیان دریا و فضل عالم بر عابد چون فضل ماه است بر سایر اخترها در شب چهارده و براستی علماء وارثان پیغمبرانند زیرا پیغمبران دینار و نه درهمی به ارث ندادند ولی علم را بارث دادند هر که از آن اخذ کند بهره فراوانی گرفته.
10- امام صادق جعفر بن محمد «ع» از گفته پدرانش فرمود:
همنشینی اهل دین شرف و دنیا و آخرتست.
11- رسول خدا فرمود:
ای علی تو برادر، وزیر و پرچمدار منی در دنیا و آخرت و تو صاحب حوضی هر که دوستت دارد دوستم دارد و هر که دشمنت دارد دشمن من باشد.

مجلس پانزدهم روز جمعه هشتم ماه رمضان 367

1- رسول خدا «ص» فرمود:
باصحاب خود آیا بشما خبر ندهم از چیزی که اگر عمل کنید شیطان باندازه مشرق تا مغرب از شما دور شو؟ عرضکردند چرا یا رسول اللَّه، فرمود روزه رویش را سیاه کند و صدقه پشتش را میشکند و دوستی برای خدا و همدستی در کار خیر دنباله اشرا میبرند و آمرزشجوئی و تینش را میبرد و هر چه زکاتی دارد و زکاة تن ها روزه است.
2- امیر مؤمنان «ع» فرمود:
بر شما باد در ماه رمضان بکثرت استغفار و دعاء اما دعاء وسیله دفع بلا است و اما استغفار وسیله محو گناهان شماست.
3- رسول خدا «ص» فرمود:
براستی خدای تبارک و تعالی شش خصلت را برایم بد داشت و من هم برای اوصیاء از فرزندانم و پیروانم بد دارم پس از خودم بازی در نماز، جماع در روزه، منت پس از صدقه، جنب رفتن در مساجد، سرکشی در خانه ها، خنده میان گورها.
4- جعفر بن محمد «ع» فرمود:
براستی شماره ماههای سال نزد خدای عز و جل دوازده ماهست در دفتر خدا از روزی که آسمان و زمین را آفریده جبهه درخشان ماهها ماه خدای عز و جل است و آن ماه رمضانست و دل ماه رمضان شب قدر است و قرآن در اول شب ماه رمضان نازل شده و ماه رمضان را با قرآن استقبال کن.
5- جعفر بن غیاث گوید:
بامام صادق «ع» گفتم بمن خبر ده از گفته خدای عز و جل ماه رمضانی که نازل شده در آن قرآن، چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده و همانا قرآن در مدت بیست سال از اول تا آخرش نازل شده؟ فرمود همه قرآن در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شده و در مدت بیست سال از بیت المعمور نازل شده است.
6- رسول خدا «ص» فرمود:
محققا یکی از پاره های تنم در زمین خراسان دفن شود و هیچ مؤمنی او را زیارت نکند جز آنکه خدای عز و جل بهشت را بر او واجب کند و تنش را بر دوزخ حرام کند.
7- أبو الحسن علی بن موسی الرضا «ع» فرمود:
براستی در خراسان بقعه ایست که در زمان آینده محل رفت و آمد فرشتگان شود پیاپی فوجی از آسمان فرود آیند و فوجی بالا روند تا در صور بدمند باو عرض شد یا ابن رسول اللَّه آن کدام بقعه است؟ فرمود زمین طوس است و آن بخدا باغی است از باغ های بهشت هر که مرا در آن بقعه زیارت کند چون کسی باشد که رسول خدا «ص» را زیارت کرده و بنویسد خدای تبارک تعالی برایش بدان ثواب هزار حج مبروره و هزار عمره مقبوله و من و پدرانم شفیعان او باشیم در روز قیامت.
8- عبد السلام بن صالح هروی گوید:
از رضا «ع» شنیدم میفرمود بخدا نیست کسی از ما جز آنکه مقتول و شهید است باو عرض شد یا ابن رسول اللَّه که شما را میکشد؟ فرمود بدترین خلق خدا در زمان من مرا با زهر میکشد و سپس مرا در خانه گمگاه و بلاد غربت بخاک میسپارد هلا هر که مرا در غربتم زیارت کند خدای عز و جل برایش ثواب صد هزار شهید و صد هزار صدیق و صد هزار حاج و عمره کننده و صد هزار مجاهد بنویسد و در زمره ما محشور شود و در درجات عالی از بهشت رفیق ما باشد.
9- ابی نصر بزنطی گوید:
در کتاب ابی الحسن الرضا «ع» خواندم که بشیعیان من برسانید زیارت من برابر است نزد خدای عز و جل با هزار حج گوید بامام نهم گفتم هزار حج، فرمود آری بخدا هزار هزار حجه است برای کسی که او را با معرفت زیارت کند.
10- از امام هشتم روایت است که:
مردی خراسانی باو عرضکرد یا بن رسول اللَّه من رسول خدا «ص» را در خواب دیدم گویا بمن میفرمود چطور باشید وقتی که در زمین شما دفن شود پاره ای از تن من و امانت تن من بشما سپرده شود و در زمین شما ستاره من غروب کند، حضرت رضا فرمود منم مدفون در زمین شما و منم پاره تن پیغمبر شما و منم امانت و منم آن ستاره هلا هر که مرا زیارت کند و آنچه خدای تبارک و تعالی از حق و طاعت من واجب کرده بشناسد من و پدرانم روز قیامت شفیعان اوئیم و هر که ما شفیعان او باشیم در روز قیامت نجات یابد گرچه بر او مانند گناهان انس و جن باشد بتحقیق برای من باز گفت پدرم از جدم از پدرش که رسول خدا «ص» فرمود هر که مرا در خواب بیند خود مرا دیده زیرا شیطان در صورت من در نیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانشان و براستی خواب راست یکی از هفتاد جزء نبوتست.
11- ابن عباس گوید:
رسول خدا «ص» بالای منبر رفت و خطبه خواند و مردم گرد او جمع شدند فرمود ای گروه مردم مؤمن براستی خدا بمن وحی کرده است که من جان میدهم و پسر عمم علی کشته می شود من بشما خبری میدهم که اگر بدان عمل کنید سالم مانید و اگر آن را وانهید هلاک شوید براستی پسر عمم علی «ع» او برادر و وزیر و خلیفه من است و او از طرف من تبلیغ کند و او است امام متقیان و پیشوای دست و روسفیدان اگر از او طلب ارشاد کنید شما را ارشاد کند و اگر پیرو او شوید شما را نجات دهد و اگر مخالفت او کنید گمراه شوید و اگر اطاعت او کنید خدا را اطاعت کردید و اگر نافرمانی او کنید خدا را نافرمانی کردید و اگر با او بیعت کنید با خدا بیعت کردید و اگر بیعت او بشکنید بیعت خدا را شکستید براستی خدای عز و جل فرو فرستاده قرآن را بر من و آنست که هر که مخالفتش کند گمراه است و هر که علم خود از نزد جز علی جوید هلاک است ای مردم گفتار مرا بشنوید و حق اندرز مرا بشناسید و پس از من با خاندانم جز آنکه دستور حفظ آنها را دادم عمل کنید زیرا آنها حوزه من و خویشان و برادران و فرزندان منند و شما فراهم گردید و از ثقلین بازپرسی شوید بنگرید چگونه در باره آنها پس از من بوده باشید براستی آنها خاندان منند و هر که آزارشان کند مرا آزرده و هر که ستمشان کند مرا ستم کرده و هر که خوارشان کند مرا خوار کرده و هر که عزیزشان دارد مرا عزیز داشته و هر که گرامیشان دارد مرا گرامی داشته و هر که یاریشان کند مرا یاری کرده و هر که دست از آنها بردارد دست از من برداشته و هر که از غیر آنها هدایت جوید مرا تکذیب کرده ای مردم از خدا بپرهیزید و بنگرید چه خواهید گفت گاهی کک او را ملاقات کنید من خصم هر کسم که آزارشان کند و هر که من خصمش باشم مغلوبش سازم این گفتار خود را میگویم و از خدا برای خود و شما آمرزش جویم.
مجلس شانزدهم دوازدهم ماه رمضان 367
1- انس بن مالک گفته:
پسری از عثمان بن مظعون (رضی الله عنه) مرد و بر او چنان غمنده شد که در خانه اش مسجدی گرفت و در آن بعبادت پرداخت این خبر برسول خدا «ص» رسید باو فرمود ای عثمان براستی خدای تبارک و تعالی بر ما رهبانیت و ترک دنیا ننوشته همانا رهبانیت امتم جهاد در راه خدا است ای عثمان بن مظعون بهشت را هشت در است و دوزخ را هفت در شاد نیستی که بر هر دری از آن برآیی پسرت را یابی که در پهلوی تو است و دامنت گرفته و بدرگاه خدا از تو شفاعت میکند؟
گفت چرا مسلمانان گفتند یا رسول اللَّه ما هم در مرگ گذشتگان خود اجر عثمان را داریم؟ فرمود آری هر کدامتان صبر کنید و بحساب خدا گذارید سپس فرمود ای عثمان هر که نماز صبح را بجماعت بخواند و بنشیند ذکر خدا گوید تا آفتاب برآید در فردوس هفتاد درجه دارد که فاصله آنها باندازه هفتاد سال دویدن اسب نجیب کمر باریک است و هر که ظهر را در بجماعت بخواند در جنات عدن پنجاه درجه دارد که فاصله هر کدام باندازه پنجاه دویدن چنین اسبی است و هر که عصر را بجماعت بخواند ثواب آزاد کردن هشت تن اولاد اسماعیل دارد که هر کدام خانواده داشته باشند و هر که نماز مغرب را بجماعت بخواند ثواب حج مبرور و عمره مقبوله دارد و هر که نماز عشاء را بجماعت بخواند ثواب احیای شب قدر را دارد.
2- رسول خدا «ص» فرمود:
خدای تبارک و تعالی را فرشته ایست بنام سخائیل که وقت هر نمازی برات برای نمازگزاران از خداوند رب العالمین دریافت میکند صبح که مؤمنان برخیزند و وضو سازند و نماز فجر گذارند براتی از خدای عز و جل برای آنها بگیرد که در آن نوشته است منم خدای باقی بنده ها و کنیزهایم شما را در پناه خود دارم و در حفظ خود و زیر سایه خود گرفتم بعزت خودم شما را وانگذارم و گناهان شما آمرزیده است تا ظهر و چون ظهر برخیزند و وضوء و نماز بجا آرند برات دومی از خدا برای آنها بگیرد که نوشته منم خدای توانا بندهایم کنیزهایم، سیئات شما را بدل به حسنات کردم و سیئات شما را آمرزیدم و شما را برضای خود در دار الجلال وارد کردم وقت عصر که به وضوء و نماز برخیزند برات سومی از خدا برای آنها بگیرد که نوشته منم خدای جلیل جل ذکری و عظم سلطانی بنده و کنیزهایم تن های شما را بر آتش حرام کردم و شما را بمساکن ابرار در آوردم و برحمت خود شر بدان از شما دفع کرد وقت نماز مغرب که نماز بخوانند از خدای عز و جل برات چهارمی بگیرد که در آن نوشته منم خدای جبار کبیر متعال بنده و کنیزهایم فرشتگانم رضایتمند از طرف شما بالا آمدند و بر من حق است که شما را خشنود کنم و روز قیامت آرزوی شما را بر آورم، وقت عشاء که وضوء و نماز بجا آرند برات پنجمی از خدای عز و جل برای آنها بگیرد که در آن نوشته است براستی منم خدائی که جز من معبود حقی نیست و پروردگاری جز من نباشد بنده هایم کنیزهایم در خانه های خود تطهیر کردید و بخانه من آمدید و در ذکر من اندر شدید و حق مرا شناختید و فرائضم را ادا کردید، گواهت گیرم ای سخائیل با فرشتگان دیگرم که من از آنها راضیم گفت سخائیل هر شب پس از نماز عشاء سه بار جار کشد که ای فرشتگان خدا براستی خدای تبارک و تعالی نمازگزاران یگانه پرست را آمرزید و برای ادامه آنها باین عمل دعا کند و هر بنده و کنیز خدا که موفق به نماز شب شود برای خدای عز و جل از روی اخلاص و وضوء کامل گیرد برای خدا و به نیت درست و دل سالم و تن خاشع و چشم گریان نماز گذارد خدای تبارک و تعالی پشت سرش نه صف فرشته نهد که شماره هر صف را جز خدا نداند یکسر هر صف مشرق باشد و دیگری مغرب گفت و چون فارغ شود بشماره آنها درجه برایش نوشته شود منصور یکی از راویان حدیث گوید چون ربیع بن بدر این حدیث را نقل میکرد میگفت ای غافل تو کجائی از دریافت این کرم الهی و تو کجائی از شب خیزی و درک این ثواب جزیل و این کرامت.
3- مامون بحضرت رضا عرضکرد:
یا ابن رسول اللَّه من فضل و دانش و زهد و ورع و عبادت تو را می دانم و تو را بخلافت از خود احق میدانم حضرت فرمود ببندگی خدای عز و جل افتخار کنم و بزهد در دنیا امید نجات دارم از شر دنیا و به ورع از حرامها امید فوز بغنیمتها دارم و بتواضع در دنیا امید رفعت در درگاه خدا دارم مأمون گفت من در نظر دارم از خلافت منعزل شوم و آن را بتو واگذارم و با تو بیعت کنم حضرت فرمود اگر این خلافت از تو هست و خدایت عطا کرده روا نباشد جامه ای که خدایت پوشیده بکنی و آن را برای دیگری گذاری و اگر خلافت از تو نباشد روا نباشد چیزی که از تو نیست بمنش دهی مأمون گفت یا ابن رسول اللَّه بناچار باید این امر را بپذیری فرمود بدلخواه هرگز نپذیرم چند روزی به آن حضرت اصرار کرد تا نومید شد از قبول او و گفت اگر خلافت را نپذیری و بیعت مرا نخواهی باید ولی عهد من باشی و پس از من خلافت از آن تو باشد حضرت رضا فرمود بخدا پدرم از پدرانش از امیر مؤمنان از رسول خدا «ص» برای من باز گفت که من بزهر پیش از تو مظلومانه از دنیا میروم و فرشته های آسمان و فرشته های زمین بر من میگریند و در زمین غربت کنار هرون الرشید مدفون میشوم مأمون گریست و عرضکرد یا ابن رسول اللَّه تا من زنده ام کی تو را میکشد و قدرت بر بدی کردن بتو دارد، فرمود اگر بخواهم بگویم که مرا میکشد توانم گفت مامون گفت یا ابن رسول اللَّه مقصودت از این گفتار اینست که خود را سبک بار کنی و این امر را از خود بگردانی تا مردم بگویند تو در دنیا زاهدی حضرت رضا فرمود بخدا از گاهی کک پروردگارم عز و جل مرا آفریده دروغ نگفتم و بخاطر دنیا زهد نفروختم و من میدانم مقصود تو چیست؟ مامون گفت مقصودم چیست؟ فرمود در امانم راست بگویم؟ گفت در امانی فرمود مقصودت اینست که مردم بگویند علی بن موسی زاهد در دنیا نبود و بلکه دنیا نسبت باو بیرغبت بود آیا نمی بینید که بطمع خلافت قبول ولایت عهد کرد مامون بخشم شد و گفت تو همیشه مرا بدان چه بد دارم برخورد کنی و خود را از سطوت من در امان دانی بخدا قسم اگر قبول ولایت عهد نکنی تو را بدان مجبور سازم و اگر نپذیری گردنت را بزنم حضرت رضا فرمود خدا مرا نهی کرده که خود را بدست خود در هلاکت اندازم اگر کار بر این منوال است هر چه خواهی بکن و من آن را بپذیرم بشرط آنکه احدی را والی نکنم و احدی را معزول نسازم و رسم و قانونی را نقض نکنم و دو را دور در این کار مشاوری باشم بدین راضی شد و او را بناخواه وی ولی عهد کرد.

مجلس هفدهم نیمه ماه رمضان 367

1- علی «ع» فرمود:
فقراء نزد رسول خدا «ص» آمدند و گفتند یا رسول اللَّه توانگران دارند آنچه بدان بنده آزاد کنند و ما نداریم و آنچه بدان حج کنند و ما نداریم و آنچه صدقه دهند و ما نداریم، آنچه بدان جهاد کنند و ما نداریم، فرمود هر که صد بار اللَّه اکبر گوید بهتر از آزاد کردن صد بنده است و هر که صد بار تسبیح خدا گوید بهتر از قربانی صد شتر است و هر که صد بار حمد خدا گوید بهتر از تقدیم صد اسب است در راه خدا با زین و مهار و سوار آنها و هر که صد بار لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گوید در آن روز کردارش از همه مردم بهتر باشد جز کسی که بیفزاید گفت این خبر بتوانگران رسید آنها هم چنان کردند فقراء خدمت پیغمبر برگشتند و گفتند یا رسول اللَّه آنچه دستور دادی به توانگران رسیده و عمل کردند فرمود این فضل خداست بهر که خواهد بدهد.
2- امام پنجم فرمود:
نام رسول خدا «ص» در صحف ابراهیم ماحی است و در تورات موسی الحاد و در انجیل عیسی احمد و در فرقان محمد «ص» است عرض شد ماحی یعنی چه؟ فرمود نابود کن بتها و وثنها و قمارها و هر معبودی جز خدای رحمان عرض شد معنی الحاد چیست فرمود مبارزه کند با هر که با خدا و دینش بستیزد خویش باشد یا بیگانه عرض شد احمد یعنی چه؟ فرمود خدای عز و جل در کتب خود او را نیک ستوده عرض شد محمد یعنی چه؟ فرمود براستی خدا و فرشتگانش و همه پیغمبرانش و رسولانش و همه امتهایش او را تمجید کنند و بر او رحمت فرستند، نامش بر عرش نوشته است مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و آن حضرت را شیوه بود از کلاههای یمنی می پوشید و در جنک از کلاههای دو گوش مضری، عصای پیکان داری داشت که بر آن تکیه میکرد و آن را در عیدها با خود بیرون می آورد و با آن خطبه میخواند عصای دستی داشت بنام ممشوق، چادری بنام کن کاسه ای بنام منبعه قدحی بنام ری دو اسب داشت یکی را مرتجز گفته، و دیگری را سکب، دو استر داشت بنام دلدل و شهباء، دو ناقه داشت بنام عضباء و جذعا و دو شمشیر داشت بنام ذو الفقار و عون و دو شمشیر دیگر بنام مخذم و رسوم الاغی داشت بنام یعفور نام عمامه اش سحاب و زرهش ذات الفضول بود که سه حلقه نقره داشت یکی پیش و دو تا از پس نام علمش عقاب بود و شتر حملش دیباج و پرچمش معلام و خودش اسعد همه اینها را وقت وفاتش بعلی «ع» داد خاتم خود را از انگشتش در آورد و بانگشت او کرد علی «ع» فرمود در دسته یکی از شمشیرهایش سه جمله نقش است پیوست کن با کسی که از تو میبرد، حق بگو گرچه بر ضررت باشد، بهر که با تو بد کند خوبی کن رسول خدا «ص» فرمود: پنج چیز است که تا بمیرم ترک نکنم خوردن بر روی زمین با بنده ها سوار شدن بر الاغ برهنه، دوختن بز بدست خودم و پوشیدن جامه پشمین و سلام بر کودکان تا روش پس از من باشد.
3- ریان بن صلت گوید:
خدمت امام هشتم رسیدم باو گفتم یا ابن رسول اللَّه مردم گویند تو ولایت عهد پذیرفتی با اینکه اظهار زهد در دنیا داشتی آن حضرت فرمود خدا میدانست که من از آن بدم می آید ولی چون ناچار شدم میان قبول آن و میان کشته شدن قبول را بر کشته شدن پذیرفتم وای بر آنها نمیدانند که یوسف «ع» پیغمبر و رسول بود و چون بتصدی خزانه های عزیز مضطر شد باو گفت مرا بر خزانه های زمین مقرر کن زیرا من نگهدار و دانا هستم و منهم بقبول این موضوع مضطر شدم از روی اکراه و اجبار و نزدیک شدن بهلاکت با اینکه من وارد این کار نشدم جز به وضعی که در آن مداخله ندارم بسوی خداست شکایت من و او است کمک خواسته از او.
4- حضرت رضا فرمود:
هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید بدان چه با ما کردند روز قیامت با ما در درجه ما است و هر که یاد مصیبت ما کند و بگرید و بگریاند دیده اش گریان نشود روزی که همه دیده ها گریانست و هر که بنشیند در مجلسی که امر ما در آن زنده می شود دلش نمیرد روزی که دلها بمیرد حضرت رضا در گفته خدای عز و جل: اگر خوب کنید بخود خوب کردید و اگر بد کنید از آن خود شما است فرمود اگر خوب کنید بخود خوبی کردید و اگر بد کنید پروردگاریست که بیامرزد شما را فرمود در تفسیر (آیه سوره حجر 85) چشم پوشی کن چشم پوشی خوبی- گذشت بدون گله- در تفسیر گفته خدای عز و جل (روم 24) بشما مینماید برق را برای ترس و طمع- فرمود ترس نسبت بمسافر و طمع نسبت بمقیم است فرمود هر که توانا بر کفاره گناهانش نیست بسیار صلوات بر محمد و آل محمد فرستد که گناهان را ویران کند از بن فرمود صلوات بر محمد و آل محمد نزد خدای عز و جل برابر با تسبیح و تهلیل و تکبیر است.
5- یک روز معاویه با عمرو عاص گفت:
ای ابا عبد اللَّه کدام ما زیرکتر و سیاستمدارتریم عمرو گفت من مرد بدیهه هستم و تو مرد اندیشه معاویه گفت بنفع من قضاوت کردی و من در بدیهه هم از تو زیرکترم عمرو گفت این زیرکی تو روز رفع مصاحف کجا بود گفت تو در آن بر من غلبه کردی و اکنون میخواهم از تو چیزی بپرسم و در جواب با من راست بگو گفت بخدا دروغ زشت است هر چه خواهی بپرس که با تو راست گویم معاویه گفت از روزی که با من همراه شدی بمن دغلی کردی یا نه؟ گفت نه گفت بخدا چرا من نمیگویم در همه میدانها ولی در یک میدان گفت کدام میدان گفت روزی که علی بن ابی طالب مرا بمیدان خود طلبید با تو مشورت کردم و گفتم چه رأی میدهی گفتی همسر وی کریم است و بمن نظر دادی که بمیدان او بروم و تو او را بخوبی میشناختی و من دانستم که با من دغلی کردی گفت ای امیر المؤمنین مردی عظیم الشرف و بلند مقام تو را بمبارزه دعوت کرده بود و یکی از دو سرانجام خوش را داشتی یا او را میکشتی و پهلوانی میکردی و شرف بر شرفت میافزود و در سلطنت خود بی رقیب میشدی و یا بهمراهی شهیدان و صالحان که چه خوب رفیقا نبند میشتافتی معاویه گفت این دغلی دیگر از اولی بدتر است بخدا من می دانستم که اگر او را بکشم بدوزخ می روم و اگر هم مرا بکشد بدوزخ میروم عمرو گفت پس چه باعث بود که با او بجنگی گفت ملک عقیم است و نباید این سخن را از من جز تو کسی بشنود.
6- رسول خدا فرمود:
هر که دین مرا دارد و راه مرا می رود و پیرو قانون من است باید معتقد به تفضیل ائمه خاندان من باشد بر همه امتم زیرا مثل آنها در این امت مثل باب حطه است در بنی اسرائیل.
7- امام پنجم فرمود:
خدا به رسولش وحی کرد که من از جعفر بن ابی طالب چهار موضوع را تقدیر میکنم پیغمبر «ص» او را خواست و باو خبر داد عرضکرد اگر خدا بتو خبر نداده بود منهم اظهار نمیکردم من هرگز می ننوشیدم زیرا می دانستم که اگر بنوشم عقلم میرود هرگز دروغ نگفتم زیرا دروغ نقص مردانگی است، زنا نکردم زیرا ترسیدم که با من همان عمل بشود و هرگز بتی نپرستیدم زیرا دانستم که زیان و سودی ندارد گفت پیغمبر دست بر شانه اش زد و فرمود بر خدا حق است که بتو دو پر دهد تا در بهشت پرواز کنی.