فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس یازدهم روز جمعه شش روز از شعبان مانده 367

1- امام پنجم فرمود:
رسول خدا «ص» در آخرین جمعه ماه شعبان این خطبه را خواند، حمد خدا کرد و ستایش او نمود و سپس فرمود ای مردم ماهی بر شما سایه افکنده که در آن شبی است بهتر از هزار ماه آن رمضانست خدا روزه اش را واجب کرده و یک شب نماز نافله آن را برابر هفتاد شب در ماه دیگر مقرر ساخته هر که عمل مستحبی در آن کند چون عمل واجبی است که در ماههای دیگر و هر که فریضه ای در آن انجام دهد چون کسی باشد که هفتاد فریضه در ماههای دیگر انجام دهد آن ماه شکیبائی است و مزد شکیبائی بهشت است آن ماه همدردی است آن ماهی است که خدا بیفزاید در آن بروزی مؤمن هر که در آن روزه دار مؤمنی را افطار دهد نزد خدای عز و جل ثواب آزاد کردن بنده ای دارد و گناهان گذشته اش آمرزیده شود ب آن حضرت عرض شد یا رسول اللَّه همه ما توانا نیستیم که روزه داری افطار دهیم فرمود خدای تبارک و تعالی کریم است، همین ثواب را میدهد بشما که توانا هستید بشربتی از شیر که بدان روزه داری را افطار دهید یا شربتی از آب گوارا یا چند دانه خرما که بر بیش از آن قدرت ندارید هر که در آن از خدمت مملوک خود تخفیف دهد خدا در حساب او تخفیف دهد آن ماهی است که اولش رحمت و میانش آمرزش و آخرش اجابت و آزادی از دوزخ است در این ماه از چهار خصلت بی نیاز نباشید دو تا برای رضای خدا و دو تا برای نیاز خود آن دو که برای رضای خداست گواهی اینکه معبود حقی نیست جز خدا و براستی من رسول خدایم و آن که دو بدان نیاز دارید از خدا بخواهید حوائج خود را و بهشت را و از خدا بخواهید عافیت و پناه طلبید از آتش.
2- حمزة بن محمد گوید:
بامام یازدهم حسن عسکری نوشتم چرا خدای عز و جل روزه را واجب کرده پاسخ آمد برای آنکه توانگر درد گرسنگی را بچشد و بدرویش بخشش کند.
3- معاذ بن جبل با دیده گریان خدمت رسول خدا «ص» رسید و سلام کرد جواب گفت و فرمود:
ای معاذ چرا گریه میکنی؟ عرضکرد جوانی تر و تازه و خوشرنگ و زیبا روی بر در است و چون زن رود مرده بر جوانی خود میگرید و میخواهد خدمت شما برسد، رسول خدا فرمود ای معاذ آن جوان را نزد من آر او را وارد کرد سلام کرد جوابش داد و سپس فرمود ای جوان برای چه گریه میکنی؟ گفت چرا نگریم گناهانی مرتکب شدم که اگر خدای عز و جل ببرخی از آنها مؤاخذه ام کند مرا بدوزخ برد و محققا مرا مؤاخذه میکند و هرگز مرا نمی آمرزد رسول خدا «ص» فرمود چیزی را با خدا شریک کردی؟ گفت بخدا پناه برم از اینکه چیزی را با پروردگارم شریک دانم نفس محترم را کشتی؟ گفت نه پیغمبر فرمود اگر گناهانت مانند کوههای بلند باشد خدا می آمرزد جوان گفت از کوههای بلند بزرگتر است پیغمبر فرمود اگر گناهانت مانند هفت زمین و دریاها و ریگها و درختها و آنچه خلق در آنها است باشد خدا می آمرزد گفت از همه اینها بزرگتر است پیغمبر فرمود اگر چون هفت آسمان و ستارگان و عرش و کرسی باشد خدا بیامرزد گفت از همه اینها بزرگتر است پیغمبر به او با خشم نگاه کرد و فرمود ای جوان وای بر تو گناهان تو بزرگتر است یا پروردگارت؟ جوان رو بر خاک نهاد و میگفت منزه باد پروردگارم چیزی از پروردگارم بزرگتر نیست پروردگارم یا نبی اللَّه بزرگتر از هر چیز است پیغمبر فرمود گناه بزرگ را جز خدای بزرگ نیامرزد جوان گفت نه بخدا یا رسول اللَّه پیغمبر فرمود وای بر تو ای جوان بمن گزارش ندهی یکی از گناهانت را؟ عرضکرد چرا عرض میکنم من هفت سال بود نبش قبر میکردم و مرده ها را بیرون می آوردم و کفن آنها را بر میگرفتم یک دختر از انصار مرد و چون بخاکش سپردند و برگشتند و شب شد گورش را شکافتم و درش آوردم و کفن او را پر گرفتم و برهنه اش بر لب گور انداختم و برمیگشتم که شیطان آمد و او را بنظرم جلوه داد و میگفت مگر آن شکم صاف و بلوریش را نبینی و آن کفل فربهش را، تا بر او برگشتم و با او در آمیختم و او را بجای خود وانهادم و از پشت سرم آوازی شنیدم که میگفت ای جوان وای بر تو از حاکم روز جزا روزی که مرا با تو احضار کند من که برهنه ام انداختی در قشون مردگان و از گورم در آوردی و کفنم بردی و جنبم بحساب راندی وای بر جوانی تو از دوزخ من گمان ندارم هرگز بوی بهشت را بشنوم یا رسول اللَّه نظر شما چیست؟ پیغمبر فرمود ای فاسق از من دورشو که میترسم منهم به آتش تو بسوزم چه نزدیکی به آتش و پی در هم پیغمبر میفرمود و با دست او را دور باش میداد تا از نظر او ناپدید شد و رفت و در شهر مدینه توشه ای بر گرفت و به یکی از کوههای مدینه رفت و در آنجا بعبادت پرداخت جبه موئی پوشید و هر دو دست خود را بگردنش بست و فریاد زد پروردگارا این بنده تو است پیش تو فکار است و دست بگردن پروردگارا تو مرا میشناسی و میدانی چه لغزشی کردم سیدی پروردگارم من پشیمان گشتم و تائب نزد پیغمبرت رفتم مرا راند و بترسم افزود از تو خواهم بنام تو و جلال و عظمت سلطانت که نومیدم نکنی و دعایم بیهوده مسازی و از رحمتت محرومم مکنی تا چهل شب و روز پی در هم همین را میگفت تا درنده و دام برایش گریستند پس از چهل شبانه روز دست بدعا برداشت و گفت آنچه در حاجت خود توانستم کردم اگر دعایم مستجاب کردی به پیغمبرت وحی کن و اگر نکردی و نیامرزیدی و کیفرم خواهی بزودی ب آتش بسوزانم یا در دنیا هلاکم کن که از رسوائی روز قیامت خلاصم کنی خدا این آیه را به پیغمبرش فرستاد (آل عمران 135) آنان که چون هرزگی کردند یعنی زنا یا بخود ستم کردند یعنی گناه بزرگتر از زنا که نبش قبر و بردن کفنها است بیاد خدا افتادند و برای گناه خود آمرزش خواستند یعنی ترسیدند از خدا و زود توبه کردند کیست که گناه را بیامرزد جز خدا خدای عز و جل میگوید ای محمد بنده ام پیش تو آمد و او را راندی کجا برود و که را بخواهد و از که خواهش آمرزش گناه خود کند جز من سپس فرمود خدای عز و جل و اصرار نکردند بدان چه کردند و میدانستند میفرماید ادامه ندادند به نبش قبور و بردن کفن آنان را پاداش از طرف پروردگارشان آمرزش است و بهشتها که که از زیر آن نهرها روانست، در آن جاوید بمانند و چه خوبست مزد عاملان چون این آیه بپیغمبر نازل شد بیرون شد و با تبسم این آیه را میخواند و باصحابش گفت کی مرا باین جوان تائب راهنمائی کند؟ معاذ گفت یا رسول اللَّه بمن خبر رسیده که در فلان جاست رسول خدا با اصحابش رفتند تا در کوه آن جوان را یافتند که میان دو سنگ دستها بگردن بسته و رویش سیاه شده و مژگانهایش ریخته از گریه و میگوید ای آقایم مرا خوش رو و زیبا آفریدی کاش میدانستم میخواهی در آتشم بسوزانی یا در پناهت ماوی دهی خدایا تو تو احسان و نعمت فراوان بمن دادی کاش میدانستم سرانجامم بهشت است یا دوزخ خدایا خطایم بزرگتر از آسمانها و زمین است و از کرسی و عرش عظیم کاش می دانستم خطایم را می آمرزی یا روز قیامت مرا رسوا میکنی پیاپی چنین میگفت و میگریست و خاک پیغمبری پس از من نیست ای علی تو وصی و خلیفه منی هر که وصایت و خلافت تو را منکر شود از من نیست و من از او نیستم و من روز قیامت خصم اویم ای علی تو افضل امتی در فضل و پیشتر همه در اسلام و بیشتر همه در علم و حلیمتر و دلدارتر و سخاوتمندتر همه ای ای علی پس از من تو امام و امیری و تو صاحب و سروری و وزیری و در امت من مانند نداری ای علی تو قسمت کن بهشت و دوزخی بدوستی تو ابرار از فجار شناخته شوند و بدان از نیکان تمیز یابند و مؤمنان از کافران جدا گردند.

مجلس دوازدهم سه شنبه سه روز مانده از شعبان سال 367

1- امام پنجم فرمود:
چون چشم رسول خدا بماه رمضان می افتاد رو بقبله میکرد میفرمود خدایا آن را نو کن بر ما بامنیت و ایمان و تندرستی و مسلمانی و عافیت سرا پا و روزی فراوان و دفع بیماری و تلاوت قرآن و کمک بر نماز و روزه خدایا ما را برای ماه رمضان سالم دار و آن را برای ما سلامت دار و از ما دریافت کن تا ماه رمضان بگذرد و ما را آمرزیده باشی سپس رو بمردم میکرد و میفرمود ای گروه مردم مسلمان چون ماه نو رمضان بر آید شیاطین متمرد در بند شوند و درهای آسمان و درهای بهشت و درهای رحمت گشوده گردند و درهای دوزخ بسته شوند و دعا مستجاب گردد و برای خدای عز و جل نزد هر افطاری آزادشدگانی باشند که آنها را از دوزخ آزاد کند و هر شب منادی فریاد زند آیا خواهشمندی هست؟ آیا آمرزشجوئی هست؟ خدایا بهر خرج کنی عوض بده و بهر ممسکی تلف بده تا چون هلال شوال بر آید فریاد شود بمؤمنان که فردا برای جائزه های خود حاضر باشید که فردا روز جائزه است سپس امام پنجم فرمود هلا بدان که جانم بدست او است این جائزه پول طلا و نقره نیست.
2- سعید بن جبیر گوید:
با بن عباس گفتم ثواب کسی که ماه رمضان را روزه دارد و حق آن را بشناسد چیست؟ گفت ای پسر جبیر آماده باش تا بتو حدیثی گویم که گوشت نشنیده و بدلت نگذشته است دل خود را برای آنچه پرسیدی فارغ کن که آنچه خواستی علم اولین و آخرینست سعید بن جبیر گوید از نزد او بیرون شدم و خودم را آماده کردم برای فردا، سپیده دم نزد او رفتم و نماز بامداد را گذاردم و حدیث را باو یاد آور شدم رو بمن کرد و گفت بشنو آنچه گویم، رسول خدا میفرمود اگر بدانید آنچه شما در ماه رمضان دارید برای خدا بیشتر شکر میکردید.
شب اول- خدا همه گناهان امتم را از عیان و نهان بیامرزد و برای شما هزار هزار درجه بالا برد و پنجاه شهر برای شما بسازد.
روز دوم- خدای عز و جل بهر گامی که بردارید عبادت یک سال و ثواب یک پیغمبر و روزه یک سال برای شما بنویسد.
روز سوم- بهر مو که در تن دارید گنبدی در فردوس برای شما بسازد از در سفید که در زیر آن 12 هزار و در نشیب آن 12 هزار خانه نور بشما دهد که در هر خانه هزار تخت و بر هر تختی حوریه باشد و هر روزی هزار فرشته بر شما در آید با هر فرشته هدیه ای باشد.
روز چهارم- خدا در بهشت خلد بشما هفتاد هزار قصر دهد در هر قصری هفتاد هزار خانه و در هر خانه پنجاه هزار تخت و بر هر تخت حوریه ای و برابر هر حوریه هزار کنیزک و روسری هر
کنیزک بهتر است از دنیا و ما فیها. روز پنجم- خدا در جنة الماوی بشما هزار هزار شهر دهد که در هر شهری هفتاد هزار خانه و در هر خانه هفتاد هزار خوان و بر هر خوان هفتاد هزار کاسه که در آن شصت هزار رنگ خوراک مختلف است.
روز ششم- خدا در دار السلام بشما صد هزار شهر بدهد که در هر شهری صد هزار خانه و در هر خانه صد هزار تخت طلا بطول هزار ذراع است و بر هر تختی زنی از حور العین است که سی هزار گیسوان بافته بادر و یاقوت دارد و هر گیسوئی را صد هزار کنیزک بردارد.
روز هفتم- خدا در جنة نعیم ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق دهد.
روز هشتم- خدا بشما مزد کردار شصت هزار عابد و شصت هزار زاهد دهد.
روز نهم- خدا بشما عطای هزار عالم و هزار معتکف و هزار مرابط دهد.
روز دهم- هفتاد هزار حاجت از شما بر آورد و خورشید و ماه و ستارگان و جانداران و پرنده و درنده و هر سنک و کلوخ و هر تر و خشک و ماهیان دریا و برگهای درختان و کتابهای خدا عز و جل برای شما آمرزشجوید.
روز یازدهم- ثواب چهار حج و عمره که هر حجی با پیغمبری و هر عمره ای با صدیقی یا شهیدی انجام شده باشد.
روز دوازدهم- خدا سیئات شما را بدل بحسنات کند و برای هر حسنه هزار هزار حسنه بنویسد.
روز سیزدهم- خدا مانند ثواب اهل مکه و مدینه بشما دهد و بهر سنگ و کلوخی میان مکه و مدینه شفاعت بشما بخشد.
روز چهاردهم- گویا آدم و نوح را دیدار کردید و پس از آنها ابراهیم و موسی و سپس داود و سلیمان و گویا با هر پیغمبری دویست سال خدا را عبادت کردید.
روز پانزدهم- حوائجی از دنیا و آخرت شما را بر آورد و بشما بدهد آنچه بایوب داد و حاملان عرش برای شما آمرزشجویند و خدای عز و جل روز قیامت بشما چهل نور عطا کند از هر سمتی ده نور:
شانزدهم- از قبر که در آئید خدا شصت حله بشما دهد تا در بر کنید و ناقه ای که سوار شوید و ابری که از گرمای آن روز بر شما سایه کند.
هفدهم- خدای عز و جل فرماید آنها را با پدرانشان آمرزیدم و سختیهای روز قیامت را از آنها برداشتم.
هیجدهم- خدای تبارک و تعالی بجبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حاملان عرش و کروبیان دستور دهد برای امت محمد «ص» تا سال آینده آمرزش جویند و ثواب بدریون بشما عطا کند.
نوزدهم- فرشته ای در آسمانها و زمین نماند جز آنکه از خدا اجازه خواهند که هر روز با هدیه و نوشابه گوارا شما را زیارت کند.
بیستم- خدای عز و جل هفتاد هزار فرشته فرستد تا شما را از هر شیطان رجیمی حفظ کند و برای هر روز ثواب صد سال روزه بشما بنویسد و میان شما و آتش خندقی نهد و بشما ثواب کسی دهد که تورات و انجیل و زبور و فرقان را خوانده و بشماره پرهای جبرئیل بشما ثواب یک سال عبادت دهد و ثواب تسبیح عرش و کرسی بشما دهد و بهر آیه که در قرآنست هزار حوریه بشما تزویج کند. بیست و یکم- هزار فرسخ گور شما را گشاد کند و ظلمت و وحشت از آن ببرد و مانند گور شهدایش سازد و روی شما را چون روی یوسف بن یعقوب کند.
بیست و دوم- ملک الموت را بوضع انبیاء بالین شما فرستد و از شما هراس منکر و نکیر و هم عذاب آخرت را بگرداند.
بیست و سوم- با پیغمبران و صدیقان و شهیدان بر صراط بگذرید و چنان باشد که هر یتیم امتم را سیر کرده و هر عریان امتم را پوشیده اید.
بیست و چهارم- از دنیا نروید تا هر کس جای خود را در بهشت ببیند و ثواب هزار بیمار و هزار غریب در راه خدا بشما عطا شود و ثواب آزاد کردن هزار بنده از اولاد اسماعیل بشما عطا کند.
بیست و پنجم- خدای عز و جل برای شما بنا کند زیر عرش هزار گنبد سبز که بر سر هر گنبد خیمه نوری باشد خدای عز و جل فرماید ای امت محمد منم پروردگار شما شمائید بندگان و کنیزان من در این گنبدها زیر سایه عرش من باشید و گوارا بخورید و بنوشید ترس و غمی بر شما نیست ای امت محمد بعزت و جلال خودم شما را چنان ببهشت برم که اولین و آخرین در شگفت مانند و بر سر هر کدام شما هزار تاج از نور گذارم و هر کدام شما را بر ناقه ای سوار کنم که از نور خلق شده و مهار نور دارد و در آن مهار هزار حلقه طلا است و بهر حلقه فرشته ایست که عمود نور در دست دارد تا بیحساب وارد بهشت شود. روز بیست و ششم- خدا نظر رحمت بوی کند و همه گناهانش را جز قتل نفس و بدهی مالی می آمرزد و هر روز هفتاد بار از غیبت و دروغ و بهتان پاکش کند.
روز بیست و هفتم- گویا هر مرد و زن مؤمن را یاری گردید و هفتاد هزار برهنه پوشانیده و هزار مرزبان را خدمت کرده و هر کتابی که خدا فرستاده خوانده اید.
روز بیست و هشتم- خدا در بهشت خلد صد هزار شهر نور بشما دهد و در جنة الماوی صد هزار کاخ نقره و در جنة الفردوس صد هزار شهر و در هر شهری صد هزار منبر مشک که در درون هر منبری هزار خانه از زعفران است و در هر خانه هزار تخت از در و یاقوت و بر هر تختی همسری از حور العین.
بیست و نهم- خدا هزار هزار محله دهد که درون هر محله گنبد سفیدیست و دور هر گنبد تختی از کافور سفید و بر آن تخت هزار بستر از سندس سبز و بالای هر بستری حوریه در هفتاد هزار حله و بر سرش هشتاد هزار شقه گیسو است و هر شقه مکلل بدر و یاقوت بوده.
سی ام- خدا بنویسد برای شما بهر روزی که بر شما گذرد ثواب هزار شهید و هزار صدیق و بنویسد برای هر روزی ثواب روزه دو هزار روز و بشماره هر چه بروید به آب رود نیل درجه شما را بالا برد و بنویسد برای شما برات آزادی از دوزخ و جواز از صراط و امان از عذاب، بهشت را دریست بنام ریان که تا روز قیامت گشوده نگردد و برای مردان و زنان روزه دار باز کنند که از امت محمدند «ص» و رضوان خازن بهشت جار زند ای امت محمد بیائید بسوی ریان و امت من از این در وارد بهشت شوند هر که در ماه رمضان آمرزیده نشود در چه ماهی آمرزیده شود؟ نیست جنبش و توانائی جز بخدا بس است ما را خدا و چه خوب وکیلی است. در این روز پس از جلسه حدیث دیگری است- از ابی ذر جندب بن جناده (رضی الله عنه) گفت شنیدم رسول خدا «ص» بعلی «ع» سه جمله فرمود که اگر یکی از آنها از من بود دوستتر بود برای من از دنیا و ما فیها شنیدم میفرمود بار خدایا کمکش کن و بکمکش خواه خدایا یاریش کن و یاریش خواه زیرا او بنده تو و رسول تو است سپس ابو ذر گفت گواهم برای علی «ع» بولاء و اخوت و وصیت کریزة بن صالح راوی حدیث از ابو ذر گوید گواهی میدادند برای علی «ع» بمانند همین سلمان فارسی، مقداد و عمار و جابر بن عبد اللَّه انصاری، ابو الهیثم تیهان، خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین و ابو ایوب میزبان پیغمبر «ص» و هاشم بن عتبه مرقال که همه از افاضل اصحاب رسول خدا «ص» بودند وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

مجلس سیزدهم روز جمعه غره ماه رمضان 367

1- امام پنجم میفرمود:
براستی برای خدای تبارک و تعالی فرشتگانیست موکل بروزه داران که هر روز ماه رمضان تا پایانش برای آنها آمرزش جویند و هنگام افطار روزه روزه داران را ندا زنند که مژده گیرید بندگان خدا اندکی گرسنه شدید و بزودی بسیار سیر شوید مبارک باشید و مبارک کنید تا شب آخر ماه رمضان ب آنها ندا کنند مژده گیرید بندگان خدا بتحقیق خدا گناهان شما را آمرزید و توبه شما را پذیرفت نظر کنید که در آینده چگونه خواهید بود.
2- رسول خدا فرمود:
ماه رمضان ماه بزرگی است خدا حسنات را در آن دو چندان کند و سیئات را در آن محو کند و درجات را بالا برد هر که در این ماه صدقه ای دهد خدا او را بیامرزد و هر که در آن احسان کند بمملوکان خود خدایش بیامرزد و هر که خوش خلقی کند خدایش بیامرزد و هر که خشم خود را فرو خورد خدایش بیامرزد و هر که صله رحم کند خدایش بیامرزد سپس فرمود براستی این ماه شما چون ماههای دیگر نیست براستی چون بشما رو کند با برکت و رحمت آید و چون از شما برود با آمرزش گناهان برود این ماهیست که حسنات در آن دو چندانست و اعمال خیر در آن قبول است هر که در این ماه برای خدای عز و جل دو رکعت نماز نافله بخواند خدا او را بیامرزد سپس فرمود بدبخت بحق کسی است که این ماه را طی کند و گناهانش آمرزیده نشود اینجا است که زیانکار باشد و خوشکرداران بجوائز پروردگار کریم کامیاب گردند.
3- امام ششم از پدرانش نقل کرده که:
هر کس شامگاه صد تکبیر گوید چون کسی باشد که صد بنده آزاد کند.
4- امام صادق فرمود:
هر که خدا را هر روز سی بار تسبیح گوید خدای تبارک و تعالی از او هفتاد نوع بلاء دفع کند که کمترش فقر است.
5- مردی بنام شیبه هذلی خدمت رسول خدا «ص» آمد عرضکرد:
من پیره مردی سالخورده ام و از کارهای نماز و روزه و حج و جهاد خود ناتوان شدم یا رسول اللَّه بمن کلام سودمندی بیاموز و وظیفه ام سبک کن حضرت فرمود دوباره بگو تا سه بار تقاضای خود را باز گفت رسول خدا فرمود درخت و کلوخی نیست جز آنکه از ضعف تو گریست چون نماز صبح بخوانی ده بار بگو سبحان اللَّه العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم براستی خدای عز و جل بوسیله آن تو را از کوری و دیوانگی و خوره و فقر و شکستگی عافیت دهد عرضکرد یا رسول اللَّه این برای دنیا است برای آخرت چه؟ فرمود در دنبال هر نمازی میگوئی اللهم اهدنی من عندک و افض علی من فضلک و انشر علی من رحمتک و انزل علی من برکاتک- خدایا مرا از طرف خود رهنمائی کن و از فضل خود بر من بیافشان و از رحمت خود بر من بپراکن گوید آن مرد با دست آنها را شماره گذاشت مردی بابن عباس گفت خالت چه محکم آنها را دریافت میکند؟. پیغمبر فرمود هلا اگر آنها را بروز قیامت برساند و عمدا ترک نکند هشت در بهشت بروی او باز شود که از هر کدام خواهد وارد بهشت گرد.
6- امام صادق فرمود:
هر که روزه خود را بگفتار شایسته یا کردار شایسته پایان دهد خدا روزه اش را قبول کند باو عرض شد یا بن رسول اللَّه گفتار شایسته چیست؟ گفت شهادت بیگانگی خدا و کردار صالح ادای فطره است.
7- امام صادق «ع» فرمود:
هر که با عیب کن ما مجالست کند یا دشمن ما را مدح کند یا با کناره گیر ما پیوست کند یا از بستگان ما کناره گیرد یا با دشمن ما دوستی کند یا با دوست ما دشمنی کند کافر است بدان که سبع مثانی و قرآن عظیم را فرو فرستاده.
8- رسول خدا «ص» فرمود:
خوشا بکسی که طولانیست عمرش و خوبست کردارش و خوش است آخرتش برای اینکه خوشنود است از او پروردگارش عز و جل وای بر کسی که طولانیست عمرش و بد است آخرتش که خشمگین است بر او پروردگارش عز و جل.
9- رسول خدا «ص» فرمود:
هر که در آنچه از عمرش مانده خوش رفتار باشد مؤاخذه از گذشته ندارد و هر که در آنچه از عمرش مانده بدکردار شد از اول تا آخر مؤاخذه دارد.
10- پیغمبر «ص» فرمود:
علی «ع» وصی و خلیفه من و شوهر فاطمه بانوی زنان جهانیانست دختر من و حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشتند و دو فرزند منند هر که دوستشان دارد مرا دوست داشته و هر که دشمنشان دارد مرا دشمن داشته و هر که از آنها دوری کند از من دوری کرده و هر که با آنها جفا کند بمن جفا کرده و هر که با آنها خوشرفتاری کند با من خوشرفتاری کرده، پیوست کند خدا با کسی که با آنها پیوندد و ببرد از کسی که با آنها ببرد و یاری کند هر که به آنها کمک کند و واگذارد هر که آنها را واگذارد، خدایا هر که از پیغمبران و رسولانت بنه ای دارد و خاندانی، علی و فاطمه و حسن و حسین خاندان و بنه منند ببر از آنها پلیدی را و بخوبی پاکشان کن.