فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

پیشگفتار

بنام خدای بخشاینده مهربان سپاس از آن خدا پروردگار جهانیانست و سرانجام خوش از آن پرهیزگاران، نیست عدوانی جز بر ستمکاران، نیست معبود حقی جز خدا بهتر آفریننده، رحمت فرستد خدا بر محمد خاتم پیغمبران و بر خاندان پاکش و نیست جنبش و توانائی جز بخدای والای بزرگ.

مجلس اول روز جمعه 18 ماه رجب سال 367

1- شیخ فقیه ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (رضی الله عنه):
روز جمعه 18 ماه رجب سال 367 گفته است باز گفت بر ما یحیی بن زید بن عباس بن ولید بزاز در کوفه گفت باز گفت برایم عمویم علی بن عباس گفت باز گفت برای ما ابراهیم بن بشر بن خالد عبدی گفت باز گفت بما عمرو بن خالد گفت باز گفت بمن ابو حمزه ثمالی از علی بن حسین (ع) (امام چهارم) فرمود گفتار خوش فراوان کند دارائی را و روزی را بیفزاید و مرگ را پس اندازد و دوستی نزد خاندان ببار آورد و ببهشت ببرد.
2- شهر بن حوشب از ابی هریره گفت:
هر که روز 18 ماه ذیحجه را روزه دارد بنویسد خدا برایش ثواب روزه شصت ماه و آن روز غدیر خم است که رسول خدا (ص) دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود آیا من از مؤمنان بخودشان اولی نیستم؟ گفتند چرا یا رسول اللَّه فرمود هر که را من مولایم علی مولا است عمر باو گفت به به ای پسر ابی طالب مولای من و مولای هر مسلمان گردیدی خدای عز و جل هم این آیه را فرستاد که امروز دین را برای شما کامل کردم.
3- ابن عباس گوید:
رسول خدا (ص) فرمود علی ولی هر مؤمنی است پس از من.
4- قیس بن عاصم گوید:
با جمعی از بنی تمیم خدمت پیغمبر (ص) رسیدیم من وقتی وارد شدم که صلصال بن دلهمس نزد آن حضرت بود عرضکردم ای پیغمبر خدا بما پندی ده که از آن بهره ببریم زیرا ما مردم بیابان گردیم رسول خدا (ص) فرمود ای قیس راستی هر عزتی را ذلتی باشد و زندگی همراه با مرگ است و دنبال این سرای سپنج سرای دیگریست و برای هر چیز حسابرسی هست و بر هر چیز پاینده ایست هر کار نیک را ثوابیست و هر بد کرداری را کیفریست و هر مدتی را سندی باشد بناچار ای قیس قرینی با تو بگور آید او زنده باشد و تو مرده ای اگر گرامی باشد گرامیت دارد و اگر پست و زبون باشد تو را از دست بدهد و سپس جز با تو محشور نگردد و جز با او مبعوث نگردی و جز از او بازپرسی نشوی این قرین خود را جز کردار شایسته انتخاب مکن که اگر صالح باشد آرامش تو باشد و اگر فاسد بود جز از او در هراس نباشی آن کردار تو است عرضکرد ای پیغمبر خدا دوست دارم این گفتار در چند شعر باشد که ما بدان بر همسایگان عرب خود ببالیم و آن را اندوخته داریم پیغمبر دستور داد حسان را خدمتش آرند من در اندیشه شدم که گفتار آن حضرت را بنظم آورم و پیش از آمدن حسان بدان موفق شدم عرضکردم یا رسول اللَّه چند شعر بخاطرم رسید که گمانم موافق مقصود شما باشد عرضکردم:
ز کردار خود دمخوری برگزین - که در گور باشد تو را همنشین
پس از مرگ آماده داریش پیش - بروزی که آید ندا آی پیش
اگر دل بچیزی ببندی مبند - بجز آنچه باشد خدا را پسند
پس و پیش مرگت تو را نیست کس - بجز کرده ات یار و فریادرس
بشر پیش خویشان دمی میهمان - بود وانگهی کوچد از این جهان
5- قصی بن کلاب بفرزندانش سفارش کرد که::
فرزندان عزیزم مبادا می نوشید که براستی اگر تنها را شاید خردها را برباید. 6- شعیب حداد گوید از امام ششم جعفر بن محمد (ع) شنیدم میفرمود:
حدیث ما سخت است و ناهموار زیر بارش نرود جز فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل یا بنده ای که خدا دلش را با ایمان آزموده یا شهری بارودار عمرو شاگرد شعیب از او پرسید ای شعیب شهر بارودار کدامست گفت من خود معنی آن را از امام صادق پرسیدم بمن فرمود دل خاطر جمع است.
7-وهب بن منبه گوید:
در یکی از کتابهای خدای عز و جل دریافتم که یوسف (ع) با موکب خود بزن عزیز گذر کرد که آن زن بر سر زباله گاهی نشسته بود و گفت سپاس از آن خدائیست که پادشاهان را بگنه خود بنده سازد و بندگان فرمانبردار خود را بشاهی بنوازد ما دچار تنگدستی شدیم بما تصدق فرما یوسف گفت ناسپاسی نعمت آفت آن گردد تو خود باز گرد بدان چه بشوید از تو چرک گنه را زیرا استجابت در دلهای پاک و کردار طاهر است در پاسخ گفت من دیگر جامه گنهکاری بر تن ندارم و از خدایم شرم آید که مرا مورد لطف نماید و هنوز اشک دیده خود را تا تاپان نریخته و تن وظیفه پشیمانی را انجام نداده باشد یوسف فرمود بکوش تا راه مقصودت باز است پیش از آنکه وقت از دست برود و مدت بسر آید عرضکرد همین عقیده منست و اگر پس از من بمانی بتو خبرش خواهد رسید فرمود تا پیمانه بزرگی طلایش بدهند گفت مرا همان قوت بس است و تا گرفتار سخط باشم بخوشگذرانی باز نگردم یکی از فرزندان یوسف گفت پدر جانم این زن کی است که جگرم برایش پاره شد و دلم بحالش سوخت؟
فرمود جاندار خوشگذرانیست که ببند انتقام افتاده یوسف او را بزنی خواست و دوشیزه اش یافت. گفت از کجاست؟ تو را روزگاری شوهر بر بالین خفته، در پاسخ گفت او را حرکتی در آلت و گشایشی در اعصاب نبود.

مجلس دوم هفت روز از ماه رجب سال 367 مانده بود

1- امام پنجم فرمود:
هر که یک روز از ماه رجب را روزه دارد از اول یا وسط یا آخر ماه خدا بهشت را بر او بایست کند و روز قیامت با ما همدرجه اش سازد و هر که دو روز از رجب را روزه دارد باو گویند کردار از سر گیر که خدا آنچه گذشت از برایت آمرزید و هر که سه روز از رجب روزه گیرد باو گویند گذشته و آینده ات آمرزیده شد برای هر که از برادران گنهکارت خواهی شفاعت کن و برای آشنایانت و هر که هفت روز از رجب را روزه دارد هفت در دوزخ بر او بسته گردد و هر که هشت روز از رجب را روزه دارد هشت در بهشت به رویش باز شود تا از هر کدام خواهد در آید.
2- امام صادق (ع) فرمود:
در شگفتم از کسی که از چهار چیز بهراسد چگونه بچهار چیز نگراید شگفتم از آنکه بترسد چرا نگراید بگفته حق (آل عمران 173) بس است ما را خدا و چه خوب وکیلی است که شنیدم خدا دنبالش فرمود با نعمت خدا و فضل او بازگشتند و بد ندیدند و دو شگفتم برای آنکه و در شگفتم برای آنکه غمنده است چگونه نگراید بگفته او نیست معبود حقی جز تو منزهی براستی من از ستمکارانم که شنیدم خدای عز و جل دنبالش فرماید نجاتش دادیم از غم و همچنین نجات دهیم مؤمنان را در شگفتم از آنکه نیرنگش بازند چرا نگراید بگفته حق (غافر- 44) کار خود بخدا واگذارم زیرا خدا بندگان بینا است زیرا شنیدم خدا دنبالش فرماید نگهداشتش خدا از کردارهای بد آنچه نیرنگ زدند، در شگفتم از کسی که دنیا و زیورش خواهد چرا نگراید بگفته او (کهف 39) آنچه هست که خدا خواهد نیست توانی جز بخدا زیرا شنیدم خدای عز و جل دنبالش فرماید اینکه بینی من از تو کمتر مال و فرزند دارم امید هست که پروردگارم بمن بدهد بهتر از باغت و امید بخدا نتیجه مثبت دارد.
3- امام هشتم از گفته پدرش از طریق پدرانش از امیر المؤمنین (ع) نقل کرده که:
رسول خدا (ص) فرمود خدای عز و جل فرماید بمن ایمان ندارد هر که کلام مرا بخواست خود تفسیر کند، مرا نشناخته هر که مرا همانند خلقم پندارد بدین من نباشد هر که در احکام دینم قیاس بکار برد.
4- امام هشتم از پدرش از پدرانش نقل کند که امیر المؤمنین (ع) فرمود:
رسول خدا فرموده هر که بحوض من معتقد نیست بر سر حوض خود راهش ندهم، هر که بشفاعتم معتقد نیست خدا شفاعتم نصیبش نکند سپس فرمود همانا شفاعت من خاص اهل گناهان کبیره از امت من است و بر نیکوکاران امت مسئولیتی نیست. حسین بن خالد راوی حدیث گوید بحضرت رضا عرضکردم یا ابن رسول اللَّه در این صورت چه معنا دارد گفته خدای عز و جل (انبیاء 28) شفاعت نکنند جز برای آنکه بپسندد؟
فرمود یعنی شفاعت نکنند جز برای کسی که خدا دیانت او را بپسندد.
5- ابان احمر از حضرت صادق جعفر بن محمد (ع) روایت کرده که:
مردی حضورش شرفیاب شد و عرضکرد پدرم قربانت و مادرم یا ابن رسول اللَّه بمن پندی آموز فرمود اگر خدای تبارک و تعالی کفیل روزیست اندوه تو برای چیست؟ و اگر روزی پخش شده است حرص تو برای چیست و اگر حساب درست است جمع مال برای چه؟ و اگر ثواب از خدای عز و جل باشد تنبلی برای چه؟ و اگر عوض از خدا میرسد بخل برای چه؟ و اگر کیفر از خدای عز و جل است دوزخ است نافرمانی برای چه؟ و اگر مرگ حق است خرسندی برای چه؟ و اگر عرضه بر خدا درست است نیرنگ برای چه؟ و اگر دشمن شیطانست غفلت برای چه؟ و اگر گذشت بر صراط حق است خود بینی برای چه؟ و اگر هر چیز بقضا و قدر خداست غمخوردن برای چه؟ و اگر دنیا فانی است اعتماد بدان برای چه؟
6- جابر بن عبد اللَّه انصاری گوید:
رسول خدا (ص) فرمود علی بن ابی طالب پیشتر امت من است در اسلام و بیشتر از آنها است در دانش و دینش از همه درست تر و یقینش برتر و در حلم تواناتر و از همه دست بازتر و دلدارتر است و او است امام و خلیفه پس از من.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
علی در آسمان هفتم چون خورشید درخشان روز است در زمین و در آسمان دنیا چون ماه تابان شب است در زمین خدا بعلی سهمی از فضیلت داده که اگر بر اهل زمین پخش شود همه را فرا گیرد و سهمی از فهم داده که اگر بر اهل زمین پخش شود همه را فرا گیرد نرمش لوط دارد و خلق یحیی و زهد ایوب و در سخاوت بابراهیم ماند، خرمی او چون خرمی سلیمان بن داود است و توانائی او چون توان داود نامش بر همه پرده های بهشت نگاشته است پروردگارم مرا بوجودش مژده داد این مژده از آن او بود در نزد من علی نزد حق ستوده است و نزد فرشتگان تزکیه شده خاص منست و اعلان من و چراغ منست و بهشت من و یارم پروردگارم مرا بدو مأنوس کرد و از او در حواستم که پیش از من جانش نستاند و درخواستم که پس از من بفیض شهادت جانش را رباید، من در بهشت در آمدم و دیدم حوریان علی بیش از برگ درختانست و کاخهای علی بشماره افراد انسان علی از منست و من از علی هر که او را دوست دارد مرا دوست داشته دوستی علی نعمت است و پیروی او فضیلتی است که فرشتگان بدان معتقدند و صالحان جن گرد اویند پس از من کسی بر زمین گام ننهاده جز آنکه علی بهتر از او است عزت است و افتخار و دلیل راه نه سخت است و نه شتابکار و نه سهل انکار بر تباهی و نه عناد ورز، زمین او را برداشته و گرامی داشته.
پس از من گرامی تر از وی از شکم مادری بر نیامده و بهر جا فرود آمده است میمنت داشته، خدا بروی حکمت فرو فرستاده و فهمش در بر کرده فرشتگان باوی همنشین باشند و آنها را ببیند و اگر پس از من بکسی وحی شدی باو وحی رسیدی خدا به وجود او محفلها را زیور کرده و قشونها را گرامی داشته و بلاد را ارزانی عطا کرده و لشکرها را عزیز ساخته مثلش مثل خانه محترم خداست بدیدش روند و بدید کسی نرود و همانند ماه است که چون برآید بر هر تاریکی پر تو افکند و چون خورشید که چون طلوع کند روشن سازد، خدایش در کتاب خود ستوده و ب آیات خویش مدح نموده و وصف آثارش کرده و در منازلش روان ساخته او تا زنده است گرامی است و در مردن بشهادت سعادتمند است.