فهرست کتاب


زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام ترجمه «اعلام الوری»

امین الاسلام طبرسی‏ عطاردی

غزوه ذات السلاسل یا وادی الرمل

یکی از مقامات امیر المؤمنین علیه السّلام فداکاری بی نظیر آن بزرگوار در جنگ ذات السلاسل است، در این جنگ مانند همه جنگها پرچم حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله در دست آن جناب بود، پیغمبر قبل از این دیگری را بطرف وادی الرمل فرستاده بودند، و او بدون اینکه کاری از پیش ببرد مراجعت کرد، و پس از این شخص دیگری را فرستادند و او هم بدون نتیجه برگشت.
در این هنگام علی علیه السّلام بسوی این قوم حرکت کردند و در هنگام سحر در منازل آنان فرود آمدند، پس از اینکه نماز صبح را اداء کردند، همراهان خود را در صفوف منظمی قرار دادند، و خود نیز در حالی که بر شمشیرش تکیه کرده بود رو بدشمن ایستادند فرمودند: ای گروه مردم بدانید من فرستاده رسول خدا هستم اینک به توحید پروردگار و نبوت محمد ایمان بیاورید و اگر استنکاف کنید شما را خواهم کشت.
مشرکین گفتند: شما هم مانند سابقین برگردید، فرمود: من مراجعت کنم! به خداوند سوگند تا تسلیم نشوید از شما دست نخواهم کشید، و شما را با شمشیر خواهم کشت، من علی بن ابی طالب هستم، در این هنگام آنان مضطرب شدند، علی علیه السّلام بر این قوم حمله آورد و آنها از میدان فرار کردند و مسلمین پیروز شده و غنائم فراوانی را بدست آوردند.
ام سلمه گوید: حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله در خانه من خوابیده بود، ناگهان از خواب پرید و ناراحت بنظر میرسید، گفتم: خداوند تو را نگهدارنده است، فرمود: آری خداوند مرا نگه می دارد و لیکن این جبرئیل است مرا خبر میدهد که اکنون علی از راه میرسد.
پس از این از منزل بیرون شدند و مردم را امر کردند تا از آن جناب استقبال کنند مسلمین به اتفاق پیغمبر در دو صف حرکت میکردند، هنگامی که چشم علی بر حضرت رسول افتاد، از مرکب بزیر آمد و از پاهای آن جناب بوسید، پیغمبر فرمود: سوار شوید خداوند و رسول از شما راضی هستند.
در این هنگام علی علیه السّلام از شدت خوشحالی بگریه افتادند و به منزل مراجعت کردند، اصحاب سیره نوشته اند در این جنگ سوره مبارکه «و العادیات» فرود آمد و اما مقام علی علیه السّلام در جنگ خیبر و روز حدیبیه را قبل از این بیان کردیم.
حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله قبل از اینکه برای فتح مکه حرکت کند، تصمیمات خود را در نهان اجراء میکرد و جریان کار را مخفیانه انجام میداد، و از خداوند مسألت کردند تا مشرکین مکه از اراده وی مطلع نشوند و آن حضرت بتواند ناگهان بر آنان حمله کند، و جز امیر المؤمنین علیه السّلام دیگری از این تصمیم اطلاع نداشت.
پس از چندی پیغمبر این جریان را با گروهی از اصحاب در میان گذاشتند و در نتیجه این خبر در میان مردم فاش شد و همگان از این قضیه مطلع گردیدند، حاطب ابن أبی بلتعه در این مورد نامه ای برای اهل مکه نوشت و آنها را از قصد پیغمبر مطلع کرد، و نامه را بزن سیاهی داد و او را امر کرد تا از راه غیر معروفی برود.
در این هنگام از خداوند وحی رسید و پیغمبر از جریان اطلاع حاصل کرد، امیر المؤمنین را خواستند و فرمودند: بعضی از اصحاب من نامه ای برای مردمان مکه نوشته، و از جریان کار ما آنها را مطلع ساخته و نامه را هم بزن سیاهی داده و او را از بیراهه فرستاده است، اینک شمشیر خود را بردار و خود را به آن زن برسان و نامه را از وی بگیر حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله زبیر بن عوام را نیز در معیت علی علیه السّلام فرستادند، علی و زبیر از بیراهه حرکت کردند و خود را بزن سیاه رسانیدند، زبیر زودتر خود را بزن رسانید و از وی نامه را طلبید، زن از وجود نامه اظهار عدم اطلاع کرد، و سوگند یاد نمود که با وی چیزی نیست و در این حال شروع بگریه کرد، زبیر گفت: یا ابا الحسن من در نزد این زن نامه ای ندیدم.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: حضرت رسول به من اطلاع میدهد که این زن حامل نامه است اینک شما میگوئید وی نامه ندارد؟!، پس از این شمشیر خود را کشید و فرمود: به خداوند سوگند اگر نامه را بیرون نکنی او را از تو کشف خواهم
کرد و پس از این گردنت را میزنم.
زن عرض کرد: اکنون که مطلب چنین است صورتت را از من برگردان، علی علیه السّلام نیز چهره خود را از وی برگردانید، وی نامه را از میان موهای خود بیرون کرد و امیر المؤمنین نامه را از وی گرفت و او را نزد پیغمبر آورد.

اعطاء پرچم به امیر المؤمنین علیه السّلام در هنگام ورود مکه

حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله در روز فتح مکه پرچم را بدست سعد بن عباده دادند، و او را امر فرمودند با پرچم وارد مکه شود، سعد پرچم را بدست گرفت و این بیت را خواند
الیوم یوم الملحمة - الیوم تسبی الحرمة
پیغمبر فرمود: یا علی خودت را به سعد برسان و پرچم را از وی بگیر و پس از آن در حالی که پرچم را در دست داری وارد مکه شوید، علت این قضیه از این قرار بود که حضرت رسول متوجه شد که این بیت سعد اثر سوئی در اهالی مکه خواهد گذاشت، و نیز میدانست انصار رضایت نخواهند داد که پرچم را دیگری در دست بگیرد مگر کسی که در جلال و بزرگواری و عظمت مقام، مانند پیغمبر باشد.

شکستن بت های کعبه

حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله هنگامی که وارد مسجد الحرام شدند متوجه گردیدند که در آنجا سیصد و شصت بت وجود دارد که بعضی از آنها را بدیگری بسته اند، به امیر المؤمنین فرمودند، مقداری ریگ بمن بدهید، امیر المؤمنین علیه السّلام یک مشت به آن جناب دادند و بطرف بت ها پاشیدند و فرمودند جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً در این هنگام همه بت ها فرو ریختند و آنها را از مسجد بیرون افکندند یکی از مقامات امیر المؤمنین علیه السّلام این بود که: حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله خالد بن ولید را بسوی بنی جذیمه فرستادند تا آنها را به اسلام دعوت کند، خالد در این قضیه مخالفت امر پیغمبر را کرد و آن جماعت را روی کینه دیرینه ای که از آنان داشت کشت هنگامی که پیغمبر از جریان کار خالد مطلع شد، امیر المؤمنین را بطرف آن قبیله فرستاد تا از آنان دلجوئی کند، و دیه مقتولین را بپردازد و رضایت اولیاء آنها را جلب کند علی علیه السّلام دنبال مأموریت خود رفته و اوامر حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله را اجراء نمود و مردم را از خدا و رسولش راضی ساخت، و ماده فساد را ریشه کن نمود، و با صلح و صفا از سفر خود مراجعت کرد.