فهرست کتاب


ترجمه غیبت نعمانی

ابو عبد اللَّه محمّد، کاتب نعمانی‏ علی اکبر غفاری

باب - 21 (آنچه در ذکر احوال شیعه به هنگام خروج قائم علیه السّلام و قبل و بعد از آن آمده است)

1- ابراهیم بن عبد الحمید گوید:
کسی که خود از امام صادق علیه السّلام شنیده برای من بازگو کرد که آن حضرت می فرمود: «هنگامی که قائم علیه السّلام خروج کند کسی که خود را از اهل این امر می پنداشته از این امر خارج خواهد شد و (به عکس) افرادی چون خورشید پرستان و ماه پرستان داخل در آن می گردند. (یا اینکه کسی که خود را اهل این امر می دانسته از آن خارج و دیگری که وی همانند پرستندگان آفتاب و ماه به نظر می آمده در این امر داخل خواهد شد».
2- حریز از امام صادق علیه السّلام و آن حضرت از پدرش از علیّ بن الحسین علیهم السّلام روایت فرموده که آن حضرت فرمود:
«چون قائم قیام کند خداوند از هر مؤمنی بیماری نقص و آفت را دور ساخته و نیرویش را بدو باز خواهد گردانید».
3- حبّه عرنیّ گوید:
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «گوئی هم اکنون به شیعیانمان در مسجد کوفه می نگرم که خیمه ها زده اند و قرآن را بدان گونه که نازل شده است به مردم می آموزند، بدانید که قائم ما چون قیام کند آن مسجد را خواهد شکست و قبله آن را راست خواهد کرد».
ظاهرا در متن سقط دارد و به نظر می رسد عبارت چنین بوده:
«اذا قام أقام کسره و سوّی قبلته»
(یعنی چون آن حضرت قیام کند خرابی آن را بازسازی و قبله آن را استوار خواهد ساخت».
4- علیّ بن عقبة بن خالد از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«گوئی شیعیان علیّ را می بینم که مثانی (قرآن) در دست ایشان است و مردم را [از نو ]تعلیم می دهند» (و ظاهر «المثانی» تصحیف «المثال» است).
5- أصبغ بن نباته گوید:
شنیدم علیّ علیه السّلام می فرمود: «گوئی به عجم می نگرم که خیمه هایشان در مسجد کوفه است و به مردم قرآن را همان گونه که نازل شده است می آموزند، عرض کردم: ای امیر مؤمنان مگر (اکنون قرآن) همان گونه که نازل شده نیست؟ فرمود: نه، هفتاد تن از قریش با نام خودشان و نامهای پدرانشان از آن محو شده است، و ابو لهب نیز جا گذاشته نشده مگر به منظور سرزنش رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله زیرا او عموی آن حضرت است»
6- جعفر بن یحیی از پدرش، از ابی [عبد اللَّه ]جعفر [بن محمّد ]علیهما السّلام چنین روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«چگونه خواهید بود هنگامی که یاران قائم علیه السّلام خیمه ها در مسجد کوفان زده باشند، سپس فرمانی تازه بر ایشان بیرون آورده شود، امری نوین که بر عرب سخت گران است».
7- ابو الصّباح کنانی گوید:
«نزد امام صادق علیه السّلام بودم، پیرمردی بر آن حضرت وارد شد و گفت فرزندم مرا نافرمانی کرده و [برادرانم ]به من ستم نموده اند پس امام صادق علیه السّلام فرمود: مگر نمی دانی که حقّ را دولتی است و باطل را دولتی که هر یک از آن دو در دولت رقیبش (آن دیگری) ذلیل است [پس هر که آسایش دولت باطل به او رسد در دوران دولت حقّ از او قصاص می شود ]
8- محمّد بن جعفر بن محمّد علیهما السّلام از پدر خود (امام صادق علیه السّلام) روایت کرده که فرمود:
«هنگامی که قائم قیام کند در کشورهای روی زمین کسانی را بر می انگیزد، در هر سرزمین یک نفر را، و به او می گوید: فرمان تو در کف دست تو است، هر گاه کاری برای تو پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه در آن حکم کنی، به کف خود بنگر و به آنچه در آن (مکتوب) است عمل کن، فرمود: و سپاهی به قسطنطنیّه گسیل می دارد و چون آنان به کنار خلیج برسند بر قدمهای خویش چیزی نویسند و بر روی آب روان شوند پس چون رومیان ایشان را بنگرند که بر آب راه می روند گویند: اینان که اصحاب اویند این چنین بر آب گام بر می دارند پس او خود چگونه خواهد بود؟ در این هنگام دروازه های شهر را برای آنان می گشایند و آنان داخل آن شهر می شوند، و در آنجا آنچه بخواهند دستور می دهند».
9- أبان بن تغلب گوید:
شنیدم امام صادق علیه السّلام می فرمود: «جهان از میان نمی رود تا آنگاه که آواز دهنده ای از آسمان آواز برآورد: «ای اهل حقّ گرد هم آئید» پس همگی در یک قطعه زمین فراهم آیند، باز مرتبه ای دیگر آواز دهد: «ای اهل باطل گرد هم آئید» پس آنان نیز بر قطعه زمینی جمع شوند، عرض کردم: آیا اینان می توانند به میان آنان در آیند؟ فرمود: نه به خدا قسم، و این همان فرمایش خدای عزّ و جلّ است که:
«خداوند هرگز مؤمنان را بر آنچه شما هستید وانگذارد تا آنگاه که ناپاک را از پاک جدا سازد».
10- ابو بصیر گوید:
امام صادق علیه السّلام فرمود: «هر یک از شما باید برای خروج قائم آماده کند هر چند یک تیر، که خدای تعالی هر گاه از نیّت او آن را بداند امیدوارم که در عمر او تأخیر اندازد تا آنکه قائم را درک کند [و از یاران و یاوران او باشد ]

باب - 22 (روایاتی در مورد اینکه قائم علیه السّلام دعوت جدید از نو آغاز خواهد کرد و اینکه اسلام غریبانه آشکار شد، و سرانجام همان گونه غریب خواهد گردید)

1- ابو بصیر از کامل و از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«قائم ما چون قیام کند مردم را به امر نوینی دعوت خواهد نمود همان گونه که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دعوت فرمود، و اسلام غریبانه آغاز شد و باز همچنان که شروع شده غریب خواهد گردید، و خوشا بحال غریبان».
2- ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«اسلام به غریبی آشکار شد و همان گونه که شروع شده غریب خواهد گردید، پس خوشا به حال غریبان، عرض کردم: خداوند حال شما را اصلاح فرماید این را برای من شرح دهید، فرمود: [از آن جهت ]که دعوت کننده ما دعوت نوینی را از سر می گیرد، همان گونه که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دعوت فرمود».
و باز از طریق دیگری از ابی بصیر همانند این روایت از امام صادق علیه السّلام نقل شده است.
3- مالک جهنی گوید:
«به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: ما صاحب این امر را و یا حکومت این امر را به گونه ای وصف می کنیم که احدی از مردم بدان گونه نیست، فرمود:
نه به خدا قسم [هرگز ]این نخواهد شد تا آنکه او خود بر شما بدان احتجاج کند و شما را به سوی آن بخواند».
4- سعد بن أبی عمر [و ]جلّاب از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«همانا اسلام غریبانه آغاز شد و در آینده نیز همان گونه که آغاز شده به غریبی باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غریبان».
5- ابو بصیر گوید:
«به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: مرا از معنی گفتار امیر المؤمنین علیه السّلام که می فرماید: «اسلام به غریبی آغاز شد و در آینده نیز بدان حال که شروع شده باشد باز خواهد گشت پس خوشا بحال غریبان» آگاه فرما، حضرت فرمود:
ای ابا محمّد قائم هنگامی که قیام کند دعوت نوینی را آغاز خواهد کرد همان گونه که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دعوت فرمود، (ابو بصیر) گوید: برخاستم و سر آن حضرت را بوسیدم و عرض کردم: گواهی می دهم که تو در دنیا و آخرت امام منی، دوست تو را دوست می دارم و دشمن تو را دشمن می دارم و گواهی می دهم که تو ولیّ خدائی، آن حضرت فرمود: خدا تو را مورد رحمت قرار دهد».

باب - 23 (آنچه در باره سنّ امام قائم علیه السّلام آمده است، و آنچه از روایات راجع به زمانی که امر امامت به آن حضرت واگذارمی شود رسیده است)

1- ابو الجارود از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که شنیده است آن حضرت می فرماید:
«آن امر (منتظر) در کم سن ترین ما و گمنام ترین ما است». باز از طریق دیگری از ابی الجارود، از امام باقر علیه السّلام همانند حدیث گذشته نقل شده است.
2- ابو بصیر گوید:
«به یکی از آن دو- امام صادق یا امام باقر علیهما السّلام- عرض کردم:
آیا می شود این امر به کسی که به حدّ بلوغ نرسیده است برسد؟ فرمود: در آینده نزدیک خواهد شد، عرض کردم: در این صورت چه خواهد کرد، فرمود: (امام سابق) برای او علم و کتابهائی به ارث می نهد و او را به خودش وانمی گذارد». 3- ابو الجارود گوید:
امام باقر علیه السّلام به من فرمود «این امر نخواهد شد مگر در گمنام ترین ما و جوانترین ما».
4- اسحاق بن صبّاح از امام رضا علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«همانا این (امر) به زودی به کسی خواهد رسید که برای او حمل است. (یعنی محتاج است که او را با خود حمل کنند مراد کودکی است). (و ممکن است «حمل» تصحیف «خمل» باشد و مراد فراموش شدگی است). ای گروه شیعه- خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد- بنگرید به آنچه از راستگویان علیهم السّلام در باره سنّ قائم علیه السّلام رسیده و گفته ایشان که به هنگام رسیدن امر امامت به آن حضرت کم سال ترین امامان و جوانترین آنان است و اینکه به هیچ یک از امامان پیش از او امر امامت در سنّی همانند او داده نشده است. و نیز بنگرید به فرمایش آنان: «و گمنام ترین ما» که با گمنامی آن حضرت به غایب بودن شخص او و پنهان بودن او از نظرها اشاره می کنند، و وقتی روایات بطور متّصل و متواتر در مورد این گونه چیزها پیش از پیدایش آنها آمده، و حدوث این حوادث را پیش از بوجود آمدن آنها خبر داده، و سپس آشکارا مشاهده شدن و پدید آمدن آن پیش بینی ها را تحقّق بخشیده است، لازم می گردد که شکّ ها از کسی که خداوند دلش را گشوده و نور بخشیده و هدایتش فرموده و دیده او را روشنی عطا کرده برطرف گردد. سپاس خدای را که هر کدام از بندگانش را که بخواهد به سبب تسلیم آنان به امر او و امر اولیائش و یقین آنان به حقّانیّت همه آنچه گفته است أبی عبد الله علیه السلام و نیز دلیل بر امامت موسی بن جعفر علیهما السلام برادر او)
به رحمت خویش اختصاص می دهد و نیز به اطمینان آنان به حقّ بودن هر آنچه امامان علیهم السّلام گفته اند بدون تردید و شکّ در آنها، زیرا که خدای عزّ و جلّ مقام حجّت های خود را بالا برده و مقام دیگران را فرو آورده است مبادا بر ایشان بیگانگان باشند، و پاداش تسلیم شدن به گفته های آنان و بازگشتن به سوی ایشان را هدایت و ثواب قرار داده و کیفر شکّ و تردید در گفته های ایشان را کوری و عذاب و دردناک مقرّر فرموده، و تنها از خداوند ثواب را بر آنچه که بدان منّت گذاشته می خواهیم، و نیز بیشتر ساختن آنچه را که مرحمت فرموده و نیکو نگری در آنچه به سوی آن رهبری فرموده است خواستاریم که ما به واسطه او و برای او هستیم.