فهرست کتاب


ترجمه کتاب المواعظ

شیخ صدوق عطاردی

آنچه در دست مردم است قطع کن. پایان وصیت امیر المؤمنین به فرزندش محمد حنفیه. مواعظ حضرت صادق علیه السلام

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: تعجب دارم از کسی که از چهار چیز میترسد و چگونه به چهار چیز دیگر پناه نمیبرد؟ کسی که ترس بر او مستولی شده باید متوجه باشد که خدا فرموده: «خداوند ما را کفایت میکند و او پشتیبانی خوب برای ما هست» و در دنبال این جمله فرموده: آنها بنعمت خداوند رسیدند و پروردگار از فضل خود آن ها را بی نیاز ساخت و هرگز بدی به آنان نخواهد رسید. تعجب دارم از کسی که اندوه او را فرا گرفته و متوجه این آیه شریفه نیست که «نیست خدائی مکر آن خداوند یکتا خداوندا تو پاک و منزهی و من از ستمکاران هستم»، و پروردگار در دنبال آن فرموده: «ما او را اجابت کردیم و از غم و اندوه رهانیدیم و همین طور مؤمنین را نیز نجات میدهیم». تعجب دارم از کسی که به او مکر شده و فریبش داده اند به این آیه شریفه پناه نمیبرد که: «واگذاشتم همه کارهای خود را به خداوند و پروردگار به امور بندگان بینا است»، و در دنبال آن فرموده: خداوند آن بنده خود را که امورش را به او واگذار کرده از مکرها و اندیشه های فاسد آنها حفظ خواهد کرد. تعجب دارم از کسی که طالب زینت های دنیا است چرا به این آیه شریفه توجه ندارد که: «نیروئی جز خداوند در جهان حکومت نمیکند و مشیت او در همه امور جاری است» و در دنباله آن آیه فرمود: مرا مینگری که از تو مال و فرزند کمتر دارم و امید است خداوند بهتر از این باغت را به من بدهد. مردی خدمت حضرت صادق علیهما السّلام آمد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد ای فرزند رسول خدا مرا موعظه کن، امام علیهم السّلام فرمود:
خداوند ضامن روزی تو هست پس این فعالیت و حرص و ولع تو برای چیست؟، و اگر روزی تقسیم شده و هر کس باندازه خود از روزی بهره میبرد پس این حرص و آزار برای چیست؟. و اگر حساب روز قیامت حق است پس این خوشحالی چیست؟ و اگر حساب مردم در روز قیامت به خداوند عرضه میگردد پس مکر و حیله برای چیست؟ و اگر شیطان با مردم دشمنی دارد و آنان را گمراه میکند پس غفلت مردم برای چیست؟ و اگر عبور مردم از صراط حق است، پس خود پسندی مردم برای چیست؟ و اگر همه امور به حکم خداوند جریان دارد و دنیا گذران و فانی است پس آرامش خواطر برای چیست؟ حضرت صادق علیه السّلام فرمود: من برای سه نفر ترحم میکنم و شایسته هستند که مورد ترحم واقع شوند: عزیزی که ذلیل شده باشد و عزت او از بین رفته باشد، ثروتمندی که بعد از مال داری نیازمند شده، و عالمی که مورد استخفاف نادانان شده باشد. و نیز فرمود: پنج نفر همان طورند که من میگویم: شخص بخیل هرگز آسایش ندارد، و آدم حسود از زندگی لذت نمیبرد، و حکام وفاء ندارند، دروغگو مردانگی ندارد، و آدم نادان هرگز به مقام بزرگ و سعادت نمیرسد، حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: شما نمیتوانید مردم را با ثروت خود راضی نگهدارید، و لیکن با اخلاق خود میتوانید آنان را متوجه خود گردانید. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مشهور شدن به وسیله عبادت انسان را به ریا نزدیک میکند، پدرم از پدرش از جدش روایت کرد که حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: عابدترین مردم کسی است که واجبات خود را انجام دهد و سخی ترین مردم آن کسی است که زکات مال خود را بپردازد. زاهدترین مردم کسی است که از حرام دوری کند، و پرهیزکارترین مردم آن کسی است که کلمه حق را بر زبان جاری سازد و لو بر ضررش باشد و عادل ترین مردم آن کسی است که برای مردم بخواهد آن چه را برای خویشتن میخواهد، و برای مردم نپسندد آن چه را برای خود نمی پسندد. باهوش ترین مردم کسی است که از همگان بیشتر در یاد مرگ باشد و آن کس بیشتر از همه مورد غبطه مردم است که در زیر خاک خوابیده و از عقاب پروردگار آسوده و در انتظار ثواب خداوند است، و غافل ترین مردم کسی است که از تغییر اوضاع و احوال دنیا پند نگیرد. بزرگترین مردم در دنیا از نظر جاه و مقام آن کسی است که برای دنیا ارزش و مقام قائل نباشد، و داناترین مردم کسی است که علم و دانش مردم را بر علم و دانش خود بیفزاید، شجاع ترین مردم آن کسی است که بر هوای نفس خود غالب گردد، و با ارزش ترین مردم آن کسی است که علم و دانش او از همگان بیشتر باشد. بی بهاترین اشخاص آن کسی است که علم و دانش او از همگان کمتر باشد، کمترین مردم از نظر لذت در زندگی افراد حسود هستند و کمترین مردم از جهت آسایش بخیلان میباشند، و بخیل ترین مردم آن کسی است که به واجبات خداوند بخل بورزد، و سزاوارترین مردم به حق آن شخص است که از همگان آشناتر به حق باشد، و کم ترین مردم از نظر احترام فاسق است، و باید برای افراد فاسق ارزش و اعتباری قائل نبود. بی وفاترین مردم بردگان میباشند، و زمامداران در دوستی خود راستگو نیستند، و منافع شخصی و سیاسی خود را در نظر میگیرند، فقیرترین مردم آدم طماع است، و بی نیازترین مردم آن کسی است که اسیر حرص و آز نباشد، با فضیلت ترین مردم کسی است که اخلاق او از همه مردم بیشتر باشد، و گرامی ترین مردم کسی است که از همگان پرهیزکارتر باشد، و بزرگترین مردم از نظر مقام آن شخصی است که از سخنان بی فائده دوری کند. باورع ترین مردم آن کسی است که از جدال و ستیزه جوئی پرهیز داشته باشد و اگر چه حق هم با او باشد، کمترین مردم از جهت مروت دروغگو است، و بدبخت ترین مردم بردگان میباشند، و ناامیدترین مردم متکبران و خودخواهان هستند میباشند و استوارترین مردم در کوشش و فعالیت آن کسی است که گناهان را ترک کند، و دانشمندترین مردم آن کسی است که از نادانان فرار کند. عاقل ترین مردم آن کسی است که از همگان بیشتر با مردم مدارا کند، و سزاوارترین مردم به تهمت آن است که با اهل تهمت و افراد مورد سوء ظن جامعه همنشینی نماید، متجاوزترین مردم آن است که افراد بی گناه را بدون اینکه بر وی ظلمی کرده باشند به صرف سوء ظن آنان بکشد و یا مضروب سازد، سزاوارترین مردم، به عفو و گذشت کسی است که توانائی قصاص برای او هست سزاوارترین مردم به گناه و معصیت نادان غیبت کننده است، پست ترین مردم کسی است که مردم را خوار بشمارد، و استوارترین مردم کسی است که خشم خود را فرو برد، شایسته ترین مردم آن کسی است که برای مردم از همگان شایسته تر باشد و بهترین مردم کسی است که مردم از وی نفع برند. امیر المؤمنین علیهما السّلام از نزدیک مردی عبور کردند که بسیار پر حرفی میکرد، حضرت در نزد او توقف کردند و فرمودند:
ای مرد تو بر فرشتگان حافظ خود با این پر حرفی کتابی را املاء میکنی از آنچه به تو سود میدهد سخن بگو و از سخنان واهی در گذر، حضرت فرمود: مردم همواره نیکوکار نوشته میشوند، تا آن که ساکت باشند، و هر گاه سخن گفتند، در این هنگام یا نیکوکار و یا بد کار به حساب میایند. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: سکوت گنجی است بی پایان، مردمان بردبار را زینت میدهد، و جاهلان را از عیب و نقص نگه می دارد، و نیز فرمود: سخن حق بهتر است از سکوت در باطل: امام صادق علیه السّلام از پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: فقهاء و حکماء هر گاه با یک دیگر مکاتبه میکردند از سه چیز سخن میگفتند: هر کس برای امور آخرت کوشش کند خداوند امور دنیای او را کفایت میکند، و هر کس باطن خود را پاک سازد خداوند ظاهر او را پاک میسازد، و هر کس روابط خود را با خداوند نیکو گرداند خداوند روابط او را با مردم اصلاح میکند.

وصیت های حضرت رسول (ص)

حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: خوشا به حال آن کسی که عمرش طولانی گردد و کارهایش به نیکی بگذرد، و سرانجامش نیکو باشد و خداوند از وی راضی گردد، و وای بر آن کسی که زندگانیش بطول انجامد و کارهایش بد باشد و پایان کارش بخوبی نیانجامد و خداوند را بر خود خشمگین کند. حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: خداوند به حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله وحی فرستاد و فرمود: من از چهار خصلت که در جعفر بن ابی طالب هست راضی هستم و او را تقدیر میکنم، حضرت رسول جعفر را احضار فرمودند و او را از جریان مطلع کردند. جعفر عرض کرد: اگر خداوند تو را از خصال من خبر نداده بودند من هم شما را مطلع نمیکردم، یا رسول اللَّه من هرگز شراب ننوشیدم زیرا میدانستم اگر شراب بنوشم عقلم زائل میگردد، و هرگز دروغ نگفتم زیرا میدانستم دروغ مردانگی را در آدمی میکاهد، و در بستر زنا قدم نگذاشتم زیرا میدانستم اگر این کار را بکنم، پاداش آن را در باره خود خواهم دید، و بت نپرستیدم زیرا میدانستم که از این عمل ضرر و نفعی برای من نیست. در این هنگام حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله دست مبارک خود را روی شانه او گذاشت و فرمود: چه قدر شایسته است که خداوند به تو دو بال عطاء کند که با فرشتگان در بهشت با آن دو بال پرواز کنی. حضرت فرمودند: خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ای بندگان من همه شما گمراه هستید مگر آن کسانی را که هدایت کرده باشم، و همه شما فقیر هستید مگر آن هائی را که بی نیاز کرده باشم، همه شما گناه کار هستید مگر آن هائی را که من نگهداری کرده باشم. در روایت سکونی از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده که آن جناب فرمود: هر روزی که بر فرزند آدم میگذرد آن روز میگوید:
ای فرزند آدم من روزی جدید هستم که بر تو طالع شده ام و بر اعمال تو گواهی میدهم، پس امروز سخن حق بگو و کارهای نیک انجام بده تا در روز قیامت بنفع تو گواهی دهم و بدان که مرا هرگز نخواهی دید. در روایت مسعده آمده که حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: مؤمن را بر مؤمن هفت حق است که از خداوند واجب شده است: نخست در ظاهر او را احترام کند، و در دل خود او را دوست دارد، و با مال و ثروت خود او را مساعدت کند و مواسات داشته باشد، و غیبت او را نکند. و هر گاه مریض شد از وی عیادت کند، و هر گاه درگذشت از وی مشایعت نماید، و بعد از مرگ در باره او بحق سخن گوید. عبد اللَّه بن وهب از حضرت صادق علیه السّلام روایت میکند که فرمود:
برای مؤمن به همین اندازه بس است که خداوند او را یاری میکند و او مینگرد که دشمنانش در معصیت خداوند روزگار میگذرانند. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: روز قیامت خداوند همه مردم را در یک بیابان هموار جمع میکند، و ترازوهای عدل و داد را میگذارد، در این هنگام خون شهیدان را بامداد دانشمندان هم وزن میکنند، و مداد علماء بر خون شهیدان سنگینی میکند. السلام ..... ص : 0 و نیز حضرت از پدرانش از علی علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
به آن چه که امید نداری امیدوار باش تا به چیزی که امیدوار آن هستی، موسی بن عمران علیه السّلام از نزد اهلش بیرون شد تا برای آنها آتش فراهم سازد، در اثر این کار خداوند با او سخن گفت و به عنوان پیامبری به نزد اهلش برگشت، و ملکه سبا از خانه اش بیرون شد و در نتیجه در دست سلیمان علیه السّلام مسلمان شد، و جادوگران فرعون برای عزت و غلبه فرعون دست بکار شدند و لیکن سرانجام از او دست برداشتند و مؤمن شدند. ابن عباس از حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم روایت میکند که فرمود:
بزرگان امت من حاملین قرآن هستند و هم چنین کسانی که شبها را بیدار میگذرانند و به عبادت خداوند میپردازند، جبرئیل بر حضرت رسول فرود آمد و حضرت فرمود: ای جبرئیل مرا موعظه کن. گفت: ای رسول خدا هر چه میتوانی زندگی کن و لیکن بدان که پایان زندگی مرگ است و هر کسی را میخواهی دوست بدار و لیکن بدان که با او مفارقت خواهی کرد، هر کاری میل داری انجام بده و بدان که آن عمل را درک خواهید کرد، شرف مؤمن نماز او در شب است، و عزت او دست کشیدن از آزار و اذیت مردم میباشد. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: که علی علیه السّلام میفرمود: هیچ گرفتاری اگر چه گرفتاریش بزرگ باشد شایسته دعا نیست از آن شخص سالمی که از ابتلاء و گرفتاری آسایش ندارد. و نیز آن حضرت از حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس دوست دارد از آنچه که در دست مردم است بی نیاز باشد باید از آنچه که در نزد خداوند است اطمینان داشته باشد به آنچه که در دست اوست. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: آیا شما را به بدتر از این خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا یا رسول اللَّه، فرمود: آن کسی که عذر اشخاص را نپذیرد و از لغزش آنان در نگذرد، سپس فرمود: به بدتر از این شما را خبر دهم، عرض کردند: خبر دهید. فرمود: کسی که مردم از شر او آسایش ندارند و از وی انتظار خیری نیست، عیسی بن مریم علیهما السّلام به بنی اسرائیل فرمود: ای بنی- اسرائیل حکمت را به نادانان نیاموزید که در نتیجه به حکمت ستم کرده باشید، و از اهلش دریغ نکنید که در اثر عدم تعلیم به آنها ستم کنید، به ظالم در ظلمش کمک نکنید که فضیلت خود را باطل سازید، کارها از سه مورد خارج نیست: کاری که پایان آن سعادت است دنبال او را بگیرید، و کاری که پایان آن گمراهی است از آن دوری کنید و کاری که مورد اختلاف و نزاع است آن را هم واگذارید به خداوند.

وصیت های حضرت صادق (ع)

فضیل ابن یسار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: هر کس قصد و نیتش قوی و نیرومند باشد بدنش ضعیف نمیگردد. و حضرت صادق فرمود: هر کس در هنگام میل و رغبت به یک چیز و یا ترس از چیزی خود را از شهوت و غضب نگهدارد و به آن چه خداوند به او ارزانی داشته است راضی باشد پروردگار بدن او را بر آتش جهنم حرام میکند. از حضرت صادق علیه السّلام از «زاهد» سؤال شد، فرمود: زاهد کسی است که حلال دنیا را به خواطر حساب روز قیامت ترک کند و از حرام دنیا نیز به جهت عذاب روز رستاخیز دست بدارد. امام صادق سلام اللَّه علیه فرمود: افراد بخیل باید برای مردم آرزوی مال و ثروت داشته باشند، زیرا اگر مردم مال دار شدند و بی نیاز گردیدند دست از اموال مردم میکشند، و نیز مردمان تبه کار باید همواره برای مردم آرزوی صلاح و پاکی داشته باشند، زیرا هر گاه مردم به طرف صلاح روی آوردند از پی گیری در عیوب آنان خود داری خواهند کرد. و نیز مردمان سفیه و نادان باید برای مردم آرزوی حلم و بردباری داشته باشند که تا از سفاهت آنان درگذرند، و لیکن نتیجه چنین شده که بخیلان آرزو دارند مردم همه فقیر گردند، و تبه کاران همواره در آرزوی عیب جوئی از مردم هستند و سفیهان نیز آرزو دارند مردم مانند آنان سفیه باشند، و حال اینکه فقر انسان را وادار به بخل میکند، و تباهی آدمی را وامیدارد که عیب جوئی را پیشه خود سازد، و آدم نادان و سفیه نیز به گناه بیفتد. ابو هاشم جعفری گوید: در یک تنگنائی گرفتار شدم و خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و اذن ورود خواستم، اجازه ورود داده شد، هنگامی که وارد شدم و نشستم، فرمود: ای ابا هاشم کدام یک از نعم خداوند را میتوانی سپاس گوئی؟ ابو هاشم گوید: زبانم بند آمد و ندانستم چه بگویم. حضرت خود آغاز سخن کرد و فرمود: خداوند به تو ایمان را ارزانی داشت و بدن تو را بر آتش حرام کرد و به تو عافیت روزی کرد از خداوند بترسید که سخت گیر است. امام صادق علیه السّلام روایت کرده که حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:
خداوند متعال میفرماید: هر بنده که از من اطاعت کند او را به غیر خود واگذار نمیکنم، و هر بنده که مرا معصیت کند او را به خودش واگذار میکنم و باکی هم ندارم وی به هر جا میخواهد برود و هلاک گردد. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد میزان گناهان او سبک خواهد شد، حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: خداوند میفرماید: هر کس از بندگانی که مرا میشناسد نافرمانی مرا انجام دهد مسلط خواهم کرد بر او یکی از بندگانی که مرا نمیشناسد. حضرت صادق علیه السّلام به اسحاق بن عمار فرمود ای اسحاق با منافق به زبانت مدارا کن و لیکن با مؤمن از روی صمیمیت رفتار نما، و اگر با یهودی هم مجالست کردی با وی به خوبی رفتار کن، حضرت صادق علیه السّلام فرمود: به حسین بن علی علیهما السّلام گفته شد: ای فرزند رسول خدا چگونه صبح کردی؟ فرمود: صبح کردم در حالی که خداوندی بالای سر خود دارم و آتشی در جلو، و مرگی که مرا بطرف خود میخواند، نیکیها مرا فرا گرفته و من مرهون اعمال خود هستم.
آن چه را دوست دارم نمیتوانم بدست آورم، و آنچه را که مکروه دارم قدرت ندارم از خود دفع کنم، کارها دست دیگری است، اگر بخواهد عذاب میکند و اگر بخواهد عفو مینماید، پس با این حال کدام فقیر از من فقیرتر است!؟ حضرت صادق سلام اللَّه علیه فرمود: بین سلمان فارسی و مردی نزاعی روی داد، آن مرد به سلمان گفت: تو که هستی و چه قدرتی داری سلمان گفت: اما اول زندگی من و تو یک نطفه بیش نیست، در پایان زندگی هم مرداری گندیده خواهیم بود، روز قیامت که ترازوها نصب گردند هر کس اعمال خیرش سنگین شد او بزرگوار است، و هر کس کارهای شرش سنگین گردید او پست خواهد شد. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ما در مورد این مردم به گرفتاری بزرگی دچار هستیم، اگر آن ها را بطرف خود دعوت کنیم نمیپذیرند، و اگر آنها را به حال خود واگذاریم در جای دیگری راه هدایت برای آنها نیست. امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: تمام نیکیها در سه چیز جمع شده است: نگریستن، سکوت، و سخن، هر نگریستن که در آن پند و عبرت نباشد در آن فائده نیست، هر سخنی که در آن یاد خدا نباشد لهو است، و هر سکوتی که در آن اندیشه نباشد غفلت است، پس خوشا به حال آنهائی که نظرشان از روی عبرت و سکوتشان موجب فکر و اندیشه و سخنانشان ذکر خدا باشد و به گناهانی که از وی سرزده گریه کند و مردم از وی در امان باشند. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خداوند برای آدم وحی فرستاد و فرمود: ای آدم من همه نیکیها را در چهار کلمه برای تو جمع کردم، یکی از اینها را برای خود و دومی را برای تو و سوم را بین خود و تو و چهارم را بین تو و مردم قرار دادم، اما آنکه مخصوص خود قرار دادم آن است فقط مرا پرستش کنی و برای من شریک نیاوری.
و اما آنکه به خودت مربوط است و آن این است که بعمل تو پاداش خواهم داد، و اما آن چه بین تو و من است آن است که تو دعا کنی و از من بخواهی و من هم اجابت می کنم، و اما آنچه بین تو و مردم میباشد آن است که برای مردم به پسندی آن چه را برای خود میپسندی. امام صادق علیه السّلام فرمود: عافیت یک نعمتی است پنهان هر گاه در جامعه یافت گردد فراموش می شود، و هر گاه از بین برود مردم یاد آن را می کنند. حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود، دو کلمه نادر را بپذیرید و در دل خود جای دهید، سخن حکمت آمیز از مرد سفیه و نادان این سخن را بپذیرد و بکار بندید، و اگر از حکیمی سخن ناصواب و سفیهانه شنیدید از آن درگذرید.