فهرست کتاب


ترجمه کتاب المواعظ

شیخ صدوق عطاردی

سؤالات زید بن صوحان از امیر المؤمنین (ع):

زید بن صوحان عبدی عرض کرد: یا امیر المؤمنین کدام سلطان قوت و قدرتش بیشتر است؟ فرمود: مرگ. عرض کرد: کدام چیز ذلتش بیشتر است؟ فرمود: حرص بر جمع مال دنیا. عرض کرد: کدام فقر از همه سخت تر است؟ فرمود: کفر بعد از ایمان. عرض کرد: کدام دعوت از همه گمراه تر است؟ فرمود: کسی که مردم را بطرف موهومات دعوت میکند. عرض کرد: کدام عمل افضل است؟ فرمود: پرهیزکاری. عرض کرد: کدام عمل رستکاریش بیشتر است؟ فرمود: طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است. عرض کرد: کدام مصاحب از همه بدتر است؟ فرمود: آن که معصیت ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمی را به نافرمانی خداوند وادارد. عرض کرد: کدام یک از مردم شقاوتش بیشتر است؟ فرمود:
کسی که دین خود را به دنیای دیگری بفروشد. عرض کرد: کدام یک از مخلوقات از همگان نیرومندتر است؟
فرمود: آن کس که بردباریش از همه بیشتر است. عرض کرد: کدام یک از مردم بخلش بیشتر است؟ فرمود: آن کسی که از راه حرام مالی بدست آورده ... عرض کرد: کدام یک از مردم زرنگیش بیشتر است؟ فرمود:
کسی که به حالات خود بنگرد و رستگاری خود را از گمراهی درک کند و بنگرد راه سعادت در چیست و بطرف آن گرایش پیدا کند. عرض کرد: کدام یک از مردم ثبات رأی بیشتری دارند؟ فرمود کسی که فریب مردم را نخورد و دنیا نیز با زرق و برق خود او را از راه بیرون نکند. عرض کرد: کدام یک از مردم از همه نادان ترند، فرمود:
کسی که گول دنیا را بخورد، در صورتی که مشاهده میکند دنیا با دیگران چگونه بازی کرد. عرض کرد: کدام یک از مردم حسرت و پشیمانی بیشتری دارند؟
فرمود: کسی که از دنیا و آخرت محروم شده باشد و این خود زیان آشکاری است. عرض کرد: کدام یک از مردم کور هستند؟ فرمود: آن کس که برای خداوند عملی انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد. عرض کرد: کدام قناعت از همگان افضل است؟ فرمود: آن کس به آنچه خداوند وی را عطا کرده باشد قناعت کند، و حرص و آز نداشته باشد. عرض کرد: کدام مصیبت از همه دردناکتر است؟ فرمود: مصائب در امور دین از همه ناراحت کننده و آزار دهنده تر است. عرض کرد: کدام یک از اعمال عبادی نزد خداوند بیشتر مورد علاقه است؟ فرمود: انتظار فرج. عرض کرد: کدام یک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند؟
فرمود: آن که بیشتر از همه از خداوند میترسد، و تقوای بیشتر و زهد زیادتری دارد. عرض کرد: کدام سخن در نزد خداوند بهتر است؟ فرمود: زیاد در یاد خدا بودن و عجز و لابه کردن و دعا نمودن. عرض کرد: کدام گفته از همه راستتر است؟ فرمود: گواهی دادن به وحدانیت خداوند متعال، عرض کرد: کدام یک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است؟
فرمود: تسلیم در برابر خداوند و ترس از معاصی و پرهیزکاری. عرض کرد: کدام یک از مردم راستگوترند. در این هنگام امیر المؤمنین علیه السّلام متوجه پیر مرد شامی شد و فرمود: خداوند متعال بندگانی را آفرید و دنیا را بر آن ها تنگ گرفت، و با نظر مخصوصی که به آنان نگریست آنها نسبت به دنیا بی میل شدند و بطرف آخرت متمایل گردیدند، و به سختی معیشت صبر کردند و در شدائد و گرفتاری ها شکیبائی به خرج دادند. این جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بربندند و به سرای جاودانی بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندی برسند، این گروه مردم همواره دنبال رضای خداوند بودند و در نتیجه پایان زندگی آنها به شهادت انجام گرفت و خداوند را در حالی که از آنها راضی بود ملاقات کردند. بدانید که مرگ راه گذشتگان است و همه باید این راه را بگذرانند، این مردم باید برای آخرت خود زاد و توشه بردارند و این زاد و توشه طلا و نقره نیست: این جماعت لباسهای درشت پوشیدند و در طول زندگی خود در شدائد صبر کردند و به فضیلت خدمت نمودند. این مردم در محبت و دوستی و یا بغض و دشمنی فقط خداوند را در نظر گرفتند، اینان چراغهای هدایت کننده اند و در آخرت از نعمتهای پروردگار برخوردار میگردند. پیر مرد گفت: من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در صورتی که با چشم خود بهشت را مینگرم، و مشاهده میکنم که اهل بهشت با تو هستند، یا امیر المؤمنین اینک به من اسلحه جنگی مرحمت کن تا با دشمنانت کار زار کنم، امیر المؤمنین علیه السّلام اسلحه جنگ به آن مرد شامی مرحمت کردند و او را بر اسب سوار کرده بطرف میدان جنگ روانه ساختند مرد شامی مقابل حضرت به جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامی به شگفت آمده بود. هنگامی که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشکر زد و سرانجام کشته شد، یکی از یاران امیر المؤمنین علیه السّلام او را روی زمین مشاهده کرد در حالی که به شهادت رسیده بود، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود، پس از اینکه گرد و غبار جنگ فرو نشست امیر المؤمنین در حالی که سوار بر اسب بود و سلاح جنگی در برداشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود: به خدای سوگند این مرد خوشبخت بود و برای برادر خود طلب آمرزش کنید.

وصیت امیر المؤمنین به محمد بن الحنیفة

امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن وصایائی به فرزندش محمد حنفیة فرمود: ای فرزند من از آمال و آرزوها دوری کن، آرزوهای دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب می شود که آدمی امور آخرت را به تعویق اندازد، یکی از بهترین حظهای انسان در زندگی همنشینی با مردمان شایسته است. با اهل خیر مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردی، و از اهل شر و فساد دوری کن و با کسانی که تو را از یاد خدا و مرگ غافل میکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوری گزین سوء ظن و بدگمانی بر تو غلبه نکند، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد، با هیچ دوستی نمیتوانی زندگی کنی و باب ارتباط با خلق خدا را روی خود خواهی بست. قلب خود را با ادب پاکیزه نگاه دار، همان طور که هیزم بوسیله آتش پاکیزه میگردد، بهترین یاور آدمی ادب است تجربه های نیک را باید از اشخاص عاقل آموخت، نظریات مردم را با یک دیگر بسنج و سپس نیکوتر آنها را که به حق نزدیک است برگزین، و آنچه را که موجب شک و تردید است دور بیفکن. ای فرزند من شرفی بالاتر از اسلام نیست، عزتی بالاتر از تقوی و پرهیزگاری و پناهگاهی بهتر از ورع و شفیعی رستگارتر از توبه، و لباسی زیباتر از عافیت، و سلاحی نگهدارنده تر از سلامتی، و گنجی بهتر از قناعت نیست و ثروتی که فقر را ببرد و انسان را با قناعت راضی نگهدارد. هر کس با اندکی از زندگی کفایت کند در آسایش منظمی خواهد بود، و در زندگی آرام و لذت بخشی فرو خواهد رفت، حرص و آز آدمیان را در گرداب گناه گرفتار خواهد کرد، غم و اندوه را با صبر و متانت و بردباری از خود دور ساز، اگر چه زندگی دنیا تو را گرفتار سازد و اندوه شما را فرا گیرد. رستکار شدند آن کسانی که اعمال شایسته به جا آوردند و در پیشگاه خداوند با کارهای نیک حاضر شدند، در همه امور زندگی خود به پروردگار قادر قهار پیوستگی پیدا کن و به آن ساحت مقدس التجاء داشته باش.
زیرا خداوند بهترین پایگاه و محل اعتماد انسانی است، هر چه خواهی از خداوند بخواه که مفتاح خیر و شر و بخشش و عطاء و منع و حرمان در دست خداوند است. ای فرزند من روزی بر دو قسم است، یک روزی تو را طلب میکند و یک روزی تو در دنبال آن هستی، و آن روزی که تو را دنبال میکند بتو خواهد رسید اگر چه در طلب آن نباشی کوشش نداشته باش که روزی یک سال را در یک روز فراهم آوری، و خداوند روزی هر روز از ایام زندگانیت را به تو خواهد رسانید، و اگر چنانچه مقدور باشد که تو یک سال عمر کنی خداوند روزی هر روز را بتو میرساند، اگر عمرت یک سال مقدر نباشد پس کوشش زیاد فایده ندارد. بدان هیچ کس به روزی تو دسترسی پیدا نخواهد کرد و تو را مغلوب نخواهد ساخت، و آن چه برای تو تقدیر شده است از تو پوشیده نمیگردد، چه اشخاصی که شب و روز در تلاش معاش هستند و خود را گرفتار مشقت میکنند ولی هم چنان در فشار السلام زندگی گرفتارند و چه افرادی میانه روی هستند زندگی آنان با خوشی و لذت میگذرد. امروز متعلق به تو هست و فردا نمیدانی چه خواهد شد، چه اشخاصی که به امید فردا کوشش کردند و لیکن فردا را درک نکردند، و چه اشخاصی که زندگی آنان در اول شب مورد غبطه دیگران بود و لیکن در پایان شب مرگ گریبان او را گرفت و گریه و ضجه از منزلش بر آمد پس از فراخ زندگی وسعه رزق نباید فریب خورد، و از تاخیر عذاب خداوند نباید خوشحال شد، زیرا خداوند همواره مردم را در نظر دارد و تعجیل نمیکند و در روز باز پسین او را مکافات میکند. ای فرزند از حکیمان پند بیاموز، و از گفته ها نصیحت و پند بگیر و دقت کن، و از آنچه مورد استفاده است بخوبی فراگیر و از آنچه تو را باز میدارد اجتناب کن و نفس خود را از مشتهیات باز دار. امر به معروف را پیشه ساز تا از اهل معروف قرار گیری و با نیکان محشور گردی، زیرا که تکمیل همه امور در نزد خداوند امر به معروف و نهی از منکر است، مسائل و احکام دین را بخوبی فراگیر که علما وارث انبیاء هستند پیامبران درهم و دینار به ارث نمیگذارند، و میراث آنها علم و فضیلت است، هر کس از علم بهره گیرد، بهره زیادی برده است. بدان که برای طالب علم کسانی که در آسمان ها و زمین هستند استغفار میکنند، پرندگان آسمان ها و ماهیان دریا نیز برای آنها دعا مینمایند، فرشتگان بالهای خود را برای طلاب علوم پهن میکنند و از این عمل خود اظهار رضایت و خوشنودی دارند. در طلب علم و فضیلت شرافت دنیا و آخرت و رستکاری دارین و رسیدن به فیوضات خداوندی هست، زیرا فقهاء و دانایان علوم دین مردم را بطرف خداوند و بهشت دعوت میکنند، به همه مردم نیکی کن همان طور که انتظار داری مردم با تو نیکی کنند. برای مردم به پسند آنچه برای خود می پسندی، و زشت بشمار آنچه را از مردم زشت میشماری، با همه مردم با خلق نیکو آمیزش کن که هر گاه دور شدی باز آنها میل و رغبت به تو داشته باشند، و هر گاه درگذشتی برای تو گریه کنند و کلمه استرجاع بر زبان جاری سازند، و از کسانی نباش که هر گاه مرد بگویند: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ. بدان که کمال عقل و خرد بعد از ایمان به خداوند متعال محبت و احسان به مردم است آن کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند در او خیر و انسانیت نیست، خداوند متعال چیزی را بهتر از سخن گفتن نیافریده است، و از آن زشت تر نیز چیزی خلق نکرده است بوسیله سخن صورت ها سپید و سیاه میگردند. بدان که زبان و سخن در اختیار تو هست تا آن گاه که سخن نگفته باشی در سلامتی هستی، و هر گاه حرف زدی و زبان گشودی در گرو سخنان خود هستی و باید از عهده آن بر آیی، زبان را نگهدار همان طور که طلا و نقره و درهم و دینارت را حفظ میکنی. زبان مانند سگ درنده است و اگر جلو آن را آزاد بگذاری به هر کس نیش میزند، چه بسا سخنی که از زبان آدمی بیرون شود و نعمتی را از انسان سلب کند، هر آن کسی که زبان خود را بدون اختیار رها کرد و آن چه خواست گفت، و اباء و امتناعی نداشت به پریشان حالی و رسوائی خواهد افتاد و سقوط خواهد کرد و سرانجام گرفتار عذاب خداوند و مورد ملامت و سرزنش مردم قرار خواهد گرفت. کسی که مستبد برأی باشد و به دیگران اعتناء نکند در مخاطره خواهد افتاد، و هر آن کس که در امور جاریه و حوادث واقعه با دیگران مشورت کند موارد لغزش ها را خواهد شناخت، کسی که بدون دقت در عواقب کارها وارد شود و بدون صلاح اندیشی کاری انجام دهد در مشکلات و سختیها گرفتار خواهد شد، و راه نجات پیدا نخواهد کرد. قبل از شروع هر کاری در موضوع آن دقت و بررسی کن تا موجبات پشیمانی فراهم نگردد، و ضرر و زیان متوجه تو نشود، خردمند آن کسی است که از تجارب پند گیرد، و تجربه علمی است که انسان از آن نتیجه خوب میتواند بگیرد، در گردش روزگار و گذشت حوادث حقیقت مردان آشکار میگردد، و راست گو از دروغ گو تمیز داده می شود، روزگار و گردش شب و روز اسرار نهانی را آشکار میسازد، و حقائق را جلوه گر میکند، اینک وصیت مرا نیکو دریاب و از آن زود نگذر، و بهترین عقل ها آن عقلی است که سود دهد و بصاحبش نفع رساند. بدان ای فرزند که تو همواره در جستجو و طلب روزی هستی، یا این بدن ضعیف و لاغری که داری بهیچ وقت بیش از اندازه باری را بر دوش نکش که در نتیجه سنگین باری پشتت خم گردد و در روز قیامت نتوانی از زیر بار گران خلاص گردی، و بدترین توشه در روز قیامت دشمنی با بندگان خداوند است. بدان و متوجه باش که در مقابل تو جاده های مخوف و خطرناک و پرتگاه های زیادی هست که در آن گردنه ها و فراز و نشیب فراوانی است که باید از آن بگذری، و راه بهشت و دوزخ از آن گردنه ها عبور میکند، و مواظب باش با احتیاط قدم برداری. قبل از اینکه در آن راه های خطرناک قدم بگذاری برای خود وسائل و اسباب فراهم کن، و اگر مردمان محتاجی را دیدی که زاد و توشه تو را بر میدارند و در روز قیامت به تو بر میگردانند از این موقعیت استفاده کن و زاد و توشه خود را در دنیا به مردمان نیازمند بده، و اگر به این دستور عمل نکردی روز قیامت پشیمان میگردی. مواظب باش زاد و توشه خود را بدست کسی بسپاری که تقوی و پرهیزگاری داشته باشد، و اگر در این مورد دقت نکردی مانند تشنه ای خواهی بود که فریب سراب را میخورد و از فعالیت خود نتیجه نمیگیرد، و کاری نکن که در روز قیامت دستت از همه جا کوتاه گردد. و در ضمن همین وصیت فرموده: ای فرزند من ستم کردن و تعدی نمودن آدمی را گرفتار هلاکت میسازد، هر کسی قدر و مقام خود را درک کرد و از حدود خود تجاوز ننمود در سلامتی خواهد ماند، هر کس خود را نگهداشت مقام خود را حفظ خواهد کرد، ارزش هر انسان بستگی به اخلاق و صفاتی دارد که از او ظهور و بروز میکند و او را نیکنام میگرداند، ارزش و اعتبار آدمی موجب رستگاری او خواهد بود. بهترین ثروت برای انسان ترک آمال و آرزوها است، حرص و آزمندی فقری است که انسان در هر حال گرفتار آن است، دوستی و محبت مانند خویشاوندانی است که آدمی از آن استفاده میکند، دوست تو مانند برادر ابوینی است، و هر برادر ابوینی دوست تو نخواهد بود. دشمن دوستت را دوست نگیر، که موجب دشمنی دوستت با تو خواهد شد، چه افراد دوری که با تو از افراد نزدیک نزدیک ترند، توانگر بخشنده که فقیر شده باشد بهتر است از نیکو کاری که همش جمع مال باشد، پند و اندرز پناه گاهی است برای کسی که از سخنان پند گیرد و آن را بکار بندد، اشخاص بد اخلاق همیشه معذب هستند، و مردم همواره او را مبغوض میدارند. از عدالت نیست که انسان به مجرد سوء ظن اعتماد خود را از کسی سلب کند، چه اندازه زشت است که آدمی در هنگام گناه و معصیت و نافرمانی خداوند نشاط داشته باشد، و در هنگام بروز حادثه ناگوار از خود ناراحتی و اندوه زیاد نشان دهد، و برای رسیدن به جاه و مقام قساوت قلب و ظلم و ستم نشان دهد، و با دوستان خود مخالفت ورزد. بسیار زشت است که مردمان آبرومند و با شخصیت سوگند بخورند و بعد سوگند خود را بشکنند، و یا با حکومت عادلی که با آنها به خوبی رفتار میکند غدر و مکر داشته باشند کفران نعمت از نادانی است، و همنشینی با احمق شوم است، هر کس به تو کلمه حقی را عرضه کرد از وی بپذیر اگر چه آن کس از افراد گمنام جامعه باشد. هر کس اقتصاد و میانه روی را ترک کرد، از راه حق منحرف خواهد شد، هر کس حق را زیر پا گذاشت راه زندگی بر وی تنگ خواهد شد، چه اشخاص مریضی که بهبودی یافتند و مردان تندرستی که جان خود را از دست دادند، گاهی نومیدی سبب نجات و موفقیت انسان میگردد، و طمع موجب هلاک و خسران می شود، از کسی که انتظار داری تو را در برابر اعمالت مورد عتاب قرار دهد قبلا از خشم و غضب او بترس و موجبات خشم او را فراهم نیاور، کسی که مردم را امر به مکر و حیله کند پاداش نیکی نخواهد داشت. فریب و نیرنگ بدترین لباس مسلمان است، کسی که مکر و حیله انجام داد شایسته است که در حق او نیکی نشود، فساد و تباهی موجب هلاک مردم و زندگی میگردد، هر کس جود و بخشش داشته باشد به ریاست میرسد، هر آن کسی که دنبال فهمیدن و یاد گرفتن برود به علم و دانش او افزوده میگردد. برادران دینی خود را پند و اندرز بده و آن ها را در هر حال مساعدت و دستگیری کن تا آنگاه که تو را به نافرمانی خداوند متعال وادار نکنند، و همواره با او باش و هر جا رفت او را ترک مکن، با سوء ظن و بدگمانی برادر دینی خود را ترک مکن و با او قطع ارتباط منما پیش از آنکه در موضوع مورد نظر تحقیق کنی و عذر دوستت را استماع نمائی. عذر کسی را که از تو معذرت میخواهد بپذیر تا شفاعت شفیعان تو را دریابد، کسانی که تو را در برابر دشمن مدد میکنند و به تو کمک و مساعدت مینمایند گرامی بدار، و تا جان در بدن داری و سالم هستی به آنها احترام کن و در تعظیم و تکریم آنان بگوش، پاداش کسی که مقام تو را حفظ کرده این نیست که حق او را ضایع گردانی و یا در برابر پرده پوشیهای او با او بد رفتاری کنی. با هم همنشینت تا آنجا که توانائی داری به نیکی معاشرت کن که در هنگام احتیاج از او استفاده خواهی کرد، هر کس جامعه حیا و شرم در بر کرد، عیبش از چشمهای مردم پنهان می شود، هر کس در زندگی میانه روی را پیشه خود سازد، امور زندگی بر وی سبک خواهد شد، هر آن کس که شهوات خود را مهار کرد در زندگی خوشبخت خواهد شد. هر سختی و مصیبت به آسایش و راحتی تبدیل میگردد، هر غذائی که از گلوی انسان پائین میرود با غم اندوه توأم است، انسانی به هیچ نعمتی نمیرسد مگر اینکه مدتی رنج و اذیت بکشد، با کسانی که تو را به خشم نگریستند با ملایمت رفتار کن تا به موفقیت برسی. هنگامی که اندوه و غم انسان را فرا میگیرد از کفارات محسوب می شود، هر ساعتی که بر انسان میگذرد و لحظه ای از عمرش سپری می شود، لذت و عیش و نوشی که در دنبال خود آتش جهنم داشته باشد در آن خیری نیست، و هیچ خیری که دنباله اش آتش باشد خیر محسوب نمیگردد، شریکه دنباله اش بهشت باشد و انسان را سعادتمند سازد شر- محسوب نمیشود، هر نعمتی جز نعم بهشتی حقیر و ناچیز است، و هر بلائی غیر از بلاء دوزخ و عذاب آن موجب آسایش است، حقوق برادران دینی را ضایع مکن خصوصا آن حقوقی را که با صداقت و اعتماد به همدیگر. پیدا کرده اید، و اگر حق کسی را ضایع کردی برادر او به حساب نمیائی. اگر یکی از برادرانت کوشش کرد که با تو قطع رابطه کند، تو در عوض کوشش داشته باش که با او ارتباط برقرار کنی، و اگر تصمیم گرفت که با تو دشمنی کند تو کوشش داشته باش که با وی نیکی کنی. ای فرزند من هر گاه قوی شدی و نیرومند گردیدی از قوت و نیروی خود در اطاعت خداوند استفاده کن، و هر گاه ناتوان شدی از معصیت و نافرمانی خداوند ناتوان باش، و اگر توانائی داشته باشی که زن را جز در امور زندگی خود در کارهای دیگر اختیار ندهی بهتر است جلو او را بگیری، زیرا این محدودیت برای حفظ زیبائی و آرامش خواطر در زندگی او مناسبتر است. زنان مانند گل هستند و آنها را باید حفظ کرد و مانند مردان قهرمان نیستند که هر جا خواهند بروند، و در هر صورت با زنان مدارا کنید و با آنها به نیکی رفتار نمائید تا زندگی و کانون خانوادگی شما صفا و رونق بگیرد، قضاء پروردگار را با رضایت و خشنودی بپذیر و جزع و فزع نکن. اگر میل داری خیر دنیا و آخرت را جمع کنی طمع خود را از

آنچه در دست مردم است قطع کن. پایان وصیت امیر المؤمنین به فرزندش محمد حنفیه. مواعظ حضرت صادق علیه السلام

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: تعجب دارم از کسی که از چهار چیز میترسد و چگونه به چهار چیز دیگر پناه نمیبرد؟ کسی که ترس بر او مستولی شده باید متوجه باشد که خدا فرموده: «خداوند ما را کفایت میکند و او پشتیبانی خوب برای ما هست» و در دنبال این جمله فرموده: آنها بنعمت خداوند رسیدند و پروردگار از فضل خود آن ها را بی نیاز ساخت و هرگز بدی به آنان نخواهد رسید. تعجب دارم از کسی که اندوه او را فرا گرفته و متوجه این آیه شریفه نیست که «نیست خدائی مکر آن خداوند یکتا خداوندا تو پاک و منزهی و من از ستمکاران هستم»، و پروردگار در دنبال آن فرموده: «ما او را اجابت کردیم و از غم و اندوه رهانیدیم و همین طور مؤمنین را نیز نجات میدهیم». تعجب دارم از کسی که به او مکر شده و فریبش داده اند به این آیه شریفه پناه نمیبرد که: «واگذاشتم همه کارهای خود را به خداوند و پروردگار به امور بندگان بینا است»، و در دنبال آن فرموده: خداوند آن بنده خود را که امورش را به او واگذار کرده از مکرها و اندیشه های فاسد آنها حفظ خواهد کرد. تعجب دارم از کسی که طالب زینت های دنیا است چرا به این آیه شریفه توجه ندارد که: «نیروئی جز خداوند در جهان حکومت نمیکند و مشیت او در همه امور جاری است» و در دنباله آن آیه فرمود: مرا مینگری که از تو مال و فرزند کمتر دارم و امید است خداوند بهتر از این باغت را به من بدهد. مردی خدمت حضرت صادق علیهما السّلام آمد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد ای فرزند رسول خدا مرا موعظه کن، امام علیهم السّلام فرمود:
خداوند ضامن روزی تو هست پس این فعالیت و حرص و ولع تو برای چیست؟، و اگر روزی تقسیم شده و هر کس باندازه خود از روزی بهره میبرد پس این حرص و آزار برای چیست؟. و اگر حساب روز قیامت حق است پس این خوشحالی چیست؟ و اگر حساب مردم در روز قیامت به خداوند عرضه میگردد پس مکر و حیله برای چیست؟ و اگر شیطان با مردم دشمنی دارد و آنان را گمراه میکند پس غفلت مردم برای چیست؟ و اگر عبور مردم از صراط حق است، پس خود پسندی مردم برای چیست؟ و اگر همه امور به حکم خداوند جریان دارد و دنیا گذران و فانی است پس آرامش خواطر برای چیست؟ حضرت صادق علیه السّلام فرمود: من برای سه نفر ترحم میکنم و شایسته هستند که مورد ترحم واقع شوند: عزیزی که ذلیل شده باشد و عزت او از بین رفته باشد، ثروتمندی که بعد از مال داری نیازمند شده، و عالمی که مورد استخفاف نادانان شده باشد. و نیز فرمود: پنج نفر همان طورند که من میگویم: شخص بخیل هرگز آسایش ندارد، و آدم حسود از زندگی لذت نمیبرد، و حکام وفاء ندارند، دروغگو مردانگی ندارد، و آدم نادان هرگز به مقام بزرگ و سعادت نمیرسد، حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: شما نمیتوانید مردم را با ثروت خود راضی نگهدارید، و لیکن با اخلاق خود میتوانید آنان را متوجه خود گردانید. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مشهور شدن به وسیله عبادت انسان را به ریا نزدیک میکند، پدرم از پدرش از جدش روایت کرد که حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: عابدترین مردم کسی است که واجبات خود را انجام دهد و سخی ترین مردم آن کسی است که زکات مال خود را بپردازد. زاهدترین مردم کسی است که از حرام دوری کند، و پرهیزکارترین مردم آن کسی است که کلمه حق را بر زبان جاری سازد و لو بر ضررش باشد و عادل ترین مردم آن کسی است که برای مردم بخواهد آن چه را برای خویشتن میخواهد، و برای مردم نپسندد آن چه را برای خود نمی پسندد. باهوش ترین مردم کسی است که از همگان بیشتر در یاد مرگ باشد و آن کس بیشتر از همه مورد غبطه مردم است که در زیر خاک خوابیده و از عقاب پروردگار آسوده و در انتظار ثواب خداوند است، و غافل ترین مردم کسی است که از تغییر اوضاع و احوال دنیا پند نگیرد. بزرگترین مردم در دنیا از نظر جاه و مقام آن کسی است که برای دنیا ارزش و مقام قائل نباشد، و داناترین مردم کسی است که علم و دانش مردم را بر علم و دانش خود بیفزاید، شجاع ترین مردم آن کسی است که بر هوای نفس خود غالب گردد، و با ارزش ترین مردم آن کسی است که علم و دانش او از همگان بیشتر باشد. بی بهاترین اشخاص آن کسی است که علم و دانش او از همگان کمتر باشد، کمترین مردم از نظر لذت در زندگی افراد حسود هستند و کمترین مردم از جهت آسایش بخیلان میباشند، و بخیل ترین مردم آن کسی است که به واجبات خداوند بخل بورزد، و سزاوارترین مردم به حق آن شخص است که از همگان آشناتر به حق باشد، و کم ترین مردم از نظر احترام فاسق است، و باید برای افراد فاسق ارزش و اعتباری قائل نبود. بی وفاترین مردم بردگان میباشند، و زمامداران در دوستی خود راستگو نیستند، و منافع شخصی و سیاسی خود را در نظر میگیرند، فقیرترین مردم آدم طماع است، و بی نیازترین مردم آن کسی است که اسیر حرص و آز نباشد، با فضیلت ترین مردم کسی است که اخلاق او از همه مردم بیشتر باشد، و گرامی ترین مردم کسی است که از همگان پرهیزکارتر باشد، و بزرگترین مردم از نظر مقام آن شخصی است که از سخنان بی فائده دوری کند. باورع ترین مردم آن کسی است که از جدال و ستیزه جوئی پرهیز داشته باشد و اگر چه حق هم با او باشد، کمترین مردم از جهت مروت دروغگو است، و بدبخت ترین مردم بردگان میباشند، و ناامیدترین مردم متکبران و خودخواهان هستند میباشند و استوارترین مردم در کوشش و فعالیت آن کسی است که گناهان را ترک کند، و دانشمندترین مردم آن کسی است که از نادانان فرار کند. عاقل ترین مردم آن کسی است که از همگان بیشتر با مردم مدارا کند، و سزاوارترین مردم به تهمت آن است که با اهل تهمت و افراد مورد سوء ظن جامعه همنشینی نماید، متجاوزترین مردم آن است که افراد بی گناه را بدون اینکه بر وی ظلمی کرده باشند به صرف سوء ظن آنان بکشد و یا مضروب سازد، سزاوارترین مردم، به عفو و گذشت کسی است که توانائی قصاص برای او هست سزاوارترین مردم به گناه و معصیت نادان غیبت کننده است، پست ترین مردم کسی است که مردم را خوار بشمارد، و استوارترین مردم کسی است که خشم خود را فرو برد، شایسته ترین مردم آن کسی است که برای مردم از همگان شایسته تر باشد و بهترین مردم کسی است که مردم از وی نفع برند. امیر المؤمنین علیهما السّلام از نزدیک مردی عبور کردند که بسیار پر حرفی میکرد، حضرت در نزد او توقف کردند و فرمودند:
ای مرد تو بر فرشتگان حافظ خود با این پر حرفی کتابی را املاء میکنی از آنچه به تو سود میدهد سخن بگو و از سخنان واهی در گذر، حضرت فرمود: مردم همواره نیکوکار نوشته میشوند، تا آن که ساکت باشند، و هر گاه سخن گفتند، در این هنگام یا نیکوکار و یا بد کار به حساب میایند. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: سکوت گنجی است بی پایان، مردمان بردبار را زینت میدهد، و جاهلان را از عیب و نقص نگه می دارد، و نیز فرمود: سخن حق بهتر است از سکوت در باطل: امام صادق علیه السّلام از پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: فقهاء و حکماء هر گاه با یک دیگر مکاتبه میکردند از سه چیز سخن میگفتند: هر کس برای امور آخرت کوشش کند خداوند امور دنیای او را کفایت میکند، و هر کس باطن خود را پاک سازد خداوند ظاهر او را پاک میسازد، و هر کس روابط خود را با خداوند نیکو گرداند خداوند روابط او را با مردم اصلاح میکند.