فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

داستان بهلول

آقای بهلول که در زمان هارون الرشید زندگی می کرد، آدم عجیبی بود. به او گفتند: بیا قاضی القضاة بشو. برای اینکه قبول نکند، خودش را به دیوانگی زد. اما با کارهای خود مردم را امر به معروف و نهی از منکر می کرد. این آقای بهلول درباره ریا داستانی دارد: روزی دید آقایی دارد مسجد می سازد، بهلول بالای سر در مسجد نوشت مسجد بهلول صاحب مسجد به بهلول گفت: چرا این کار را کردی؟ بهلول گفت: تو مسجد را برای خدا ساختی، حالا به اسم تو باشد یا اسم دیگری، چه فرقی می کند؟ گفت من زحمت کشیدم، من این مسجد را ساختم، حالا به نام دیگری تمام شود؟ رفت نام بهلول را پاک کرد و نام خودش را نوشت. بهلول گفت، معلوم می شود که برای خدا مسجد نساختی.
ائمه طاهرین علیه السلام به خصوص حضرت امیر علیه السلام در دل شب می رفتند در خانه فقرا و صدقه می دادند. کسی هم آنها را نمی شناخت تا بعد از شهادت آنها. شب بیستم ماه رمضان وقتی که علی علیه السلام در بستر بود، فهمیدند آن کسی که نان و خرما برای فقرا می برد چه کسی بوده است.
راوی می گوید هنگام شب در مدینه راه می رفتم. کسی جلو من به زمین خورد و آنچه را در دست داشت روی زمین پخش شد. رفتم جلو دیدم امام صادق علیه السلام است. نانها را جمع کردم و به آقا عرض کردم: اجازه بده تا من به دوش بگیرم. فرمود: نه، خودم باید به دوش بگیرم. فهمیدم که به طور ناشناس این نان را به خانه فقرا و ضعفا می برند. همه ائمه علیهم السلام اینگونه بوده اند.
خلاصه این که: آقا! خانم! مواظب باش که در زندگی شما ریا و تظاهر نباشد! مواظب باشید که ریا و تظاهر شما را جهنمی نکند! مواظب باشید که بالاترین حسرت را در روز قیامت، ریا و تظاهر برای شما می آورد!

جلسه بیست و یکم: بحثی راجع به جمهوری اسلامی و صلح امام حسن علیه السلام

امروز دو عید بزرگ، توأم شده است: یکی میلاد پر سعادت سبط اکبر، امام دوم، حضرت مجتبی علیه السلام؛ و دیگری سالروز استقرار حکومت الله، روز جمهوری اسلامی. لذا تناسب دارد که در این دو زمینه بحثی داشته باشم. راجع به جمهوری اسلامی:
همه شما می دانید که در دوازده سال قبل قضیه ای بی نظیر واقع شد. یعنی بیش از 98 درصد مردم به حکومت اسلامی آری گفتند: و این قضیه یا در تاریخ نیست و یا ما سراغ نداریم.

عوامل مؤثر در پیروزی انقلاب

جمهوری اسلامی به واسطه خونهایی که ملت داد و به واسطه اینکه ملت قریب بیست سال در صحنه بود، استقرار پیدا کرد. گر چه این یک علت مهم بود اما ملت رهبر می خواهد. شخصیتی مثل استاد بزرگوار ما، بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی قده این ملت را رهبری کرد. چنین رهبری در تاریخ بسیار کم نظیر است. این دو علت، دوش به دوش یکدیگر، علت تامه ای شدند تا جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند.
از همان روزهای اول، دشمنان داخلی و خارجی پشت به پشت یکدیگر دادند برای اینکه این حکومت الهی را نابود کنند و به زمین بزنند. خطرهای زیادی برای جمهوری اسلامی پیش آمد. خطرهای بزرگی که هر کدام به تنهایی برای شکست یک حکومت کافی بود و رفع آنها نظیر معجزه بود. از این معجزاتی که در این دوازده سال بلکه در این سی سال واقع شد، پی می بریم که عنایت خاص خدا و لطف حضرت بقیة الله ارواحنا فداه روی این جمهوری اسلامی بوده و هست.
علاوه بر نظر خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه دو عامل موجب شد تا خطرات رفع شود: یکی خلوص حضرت امام رضوان الله علیه، زیرا برای همه، از دوست و دشمن ثابت شد که ایشان فکری جز اسلام در دلش نبود و جز برای اسلام، قلبش نمی تپید. دیگری هم در صحنه بودن ملت، توجه ملت، فعالیت ملت، گذشت ملت، ایثار ملت. اینها از همه چیزشان گذشتند حتی از اولادشان، شوهر و برادر و حتی از هستی شان.