فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

آنها که ایمان واقعی ندارند

در سوره ماعون هم می فرماید: چهار دسته ایمان واقعی و حقیقی ندارند:
یک دسته آن افرادی که می توانند به یتیمان، به فقرا و ضعفا رسیدگی کنند، اما نمی کنند. اینها مسلمان واقعی نیستند. دسته دیگر آن افرادی که نماز می خوانند، اما نماز بد می خوانند. مثل خانمی که مثل حجاب دارد، اما بد حجاب است. بد حجابی اگر بعضی اوقات بدتر از بی حجابی نباشد کمتر نیست. قرآن می فرماید: کسی که یک نماز بخواند، نمازش را تند و تند بخواند، رکوع و سجده کامل نداشته باشد و بالأخره نماز را غلط و یا آخر وقت بخواند، و به نماز بی اهمیت باشد، مسلمان واقعی نیست.
دسته سوم که مسلمان واقعی نیستند افراد ریاکارند. آنها که ریا و تظاهر در عمل دارند، اینها مسلمان واقعی نیستند.
دسته چهارم آن افرادی هستند که می توانند به دیگران کمک کنند، می توانند به همسایه شان و به دیگران قرض بدهند اما نمی دهند. می تواند لباسش را به همسایه اش عاریه بدهد اما نمی دهد و بالأخره چیزی که همسایه اش یا رفیقش احتیاج دارد این می تواند به او قرض بدهد اما نمی دهد. قرآن می فرماید این مسلمان واقعی نیست:
بسم الله الرحمن الرحیم ارایت الذی یکذب بالدین فذلک الذی یدع الیتیم ولا یحض علی طعام المسکین فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یراءون ویمنعون الماعون
یعنی پیغمبر! آیا دیدی آن که ایمان به معاد ندارد؟ آن شخص، کسی است که به یتیم و فقیر رسیدگی نمی کند. وای به حال آن نامسلمان که در نماز سهل انگار است. نماز را سبک می شمارد. کسی که ریا و تظاهر در عمل دارد. کسی که می تواند به همسایه ها و رفقا رسیدگی کند اما نمی کند. حوائج رفقا و همسایه هایش را رفع نمی کند. مسلمانی به گفتن نیست؛ مسلمانی عمل می خواهد. اگر بتوانی رفع حوائج مسلمانها را بکنی ولی نکنی، این سوره و امثال این سوره می فرماید: مسلمانیت لنگ است. بهشت رفتنت کار مشکلی است.
مرحوم ثقة الاسلام کلینی در کافی روایتی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که کمر انسان را می شکند. می فرماید: هر مؤمنی چیزی را از مؤمن دیگر دریغ دارد که به آن نیاز دارد و او هم می تواند که از خودش یا دیگری حاجتش را برآورده کند ولی نکند؛ وای به حال چنین شخصی، می فرماید: خدا او را روز قیامت با روی سیاه و چشم کبود زنده می کند در حالی که دستهایش به گردنش بسته باشد. پس گفته می شود: این آن خیانت کاری است که به خدا و رسولش خیانت کرده آن وقت دستور می دهند که او را به جهنم ببرند.(154)
اما آنچه الآن بحث من است این است که گاهی حوائج مسلمانها را بر می آورد، اما منت بر سرشان می گذارد. این عمل باطل است. عمل پوچ می شود. گاهی منت نمی گذارد، اما برای اینکه دیگران ببینند، عمل را با تظاهر و ریاکاری انجام می دهد. حتی برای مردم فقیر خانه می خرد، اما هر کجا می نشیند می گوید که من کسی هستم که برای فلانی خانه خریدم؛ و بالأخره می خواهد تا مردم بگویند بارک الله. مسجد می آید در صف اول، تا مردم بگویند چقدر آدم خوبی است. در حقیقت قبله اش مردم می شود نه خانه خدا. نماز را برای مردم می خواند نه برای خدا. گاهی که همه اش برای مردم است، اصلاً چیزی که در ذهنش نیست خدا است این کفر است. گاهی، هم برای خدا و هم برای مردم، این شرک است.

ریاکار مشرک است

از این جهت در روایات می خوانیم به آدم ریاکار خطاب می شود: یا مشرک! زیرا این نمازی را که خوانده، این روزه ای که گرفته و حجی که رفته و انفاق و خیراتی که کرده، تنها برای خدا نبوده برای مردم هم بوده است. تظاهر و ریا، واقعاً شرک است، مگر بت پرست چه می گوید؟ بت پرست، هم خدا را می پرستد و هم بت را:
هولاء شفعاؤنا عند الله(155)
اگر هم دیگر اصلاً اسمی و رسمی از خدا در دلش نباشد وامصیبتا! که قرآن می فرماید این شخص در سر حد کفر است.
چیزی که باید به آن توجه داشته باشیم، این است که ریا، گاهی فوق العاده مخفی است. یعنی انسان ممکن است عمری ریا کند، اما خود متوجه نباشد که ریا کار است. از این جهت در روایات. شرک به یک مورچه سیاه که در دل شب تاریک روی سنگی سیاه راه برود تشبیه شده است. اینقدر مخفی و ناپیداست.(156)
مهمترین راه برای شیطان که توسط آن مردم را گول می زند، همین ریا و تظاهر است. شیطان گاهی از راه معصیت، مثل غیبت، تهمت، دروغ و... جلو می آید؛ و گاهی از راه عبادت. یعنی در دل عابد، عجب ایجاد می کند و بدینوسیله او را راهی آتش جهنم می گرداند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: دو نفر وارد مسجد شدند: یکی فاسق و یک صدیق. اما وقتی از مسجد بیرون رفتند، آن فاسق صدیق شده بود و آن صدیق، فاسق. زیرا وقتی آن فاسق وارد مسجد شد، برای گناهش گریه کرد و شرمنده و شرمسار بود، اما آن عابد و صدیق که وقتی وارد مسجد شد به عبادتش می بالید، لذا فاسق شد.(157) این مهار و طناب شیطان است. یعنی از راه دین انسان را گول می زند. خودش هم به خدا گفته است:
فبما اعویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم من بین ایدیهم ومن خلفهم وعن ایمانهم وعن شمائلهم ولا تجد اکثرهم شاکرین(158)
گفت: خدا! حالا که من گمراه شدم، سر راه انسانها می نشینم و از راه راست و راه سعادت منحرفشان می کنم. آخرت را در نظرشان سبک جلوه می دهم. از راه دنیا می آیم و او را مشغول می کنم. از راه گناه به واسطه گناه به جهنمشان می کشم. از راه عبادت به واسطه ریاکاری ون تظاهر و عجب، آنها را جهنمی می کنم.
راه چهارم، راهی است که شیطان به آن دلبستگی زیادی دارد. همه ما از زن و مرد باید مواظب باشیم که متظاهر و دو چهره نباشیم. العیاذ بالله یکدفعه به واسطه ریش و تسبیح، خودمان را به حزب اللهی جا نزنیم. این را می گویند ریاکاری یا تظاهر. اگر حزب اللهی هستی، اگر انقلابی هستی، ظاهر و باطنت یکی باشد. بعضی اوقات خانم در کوچه حجاب خوبی دارد، اما همین خانم در منزل، در مقابل برادر شوهرش، در مقابل خویش و قوم خودش، اصلاً حجاب ندارد. یا در مجلس عروسی رقاصه درجه یک است، در حالی که صف اول مسجد هم جای اوست. این را می گویند تظاهر و ریاکاری.
شیطان از راه چادر و ریش و تسبیح بیشتر خوشحال می شود یکی را جهنمی کند تا از راه بی چادری و... از راه نماز بیشتر خوشحال می شود جهنمی کند تا از راه بی نمازی.
مردم را گول نزنید؛ گناهش بسیار زیاد است. اما اگر خواستی گول بزنی، صاف گول بزن. از راه دین نمایی، از راه ریش و حجاب و انقلابی بودن اگر مردم را گول زدی، گناهش بسیار بالاتر و خطرناکتر است. این همان است که قرآن می فرماید:
فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یراءون و یمنعون الماعون
وای به آن نامسلمانی که نماز را سبک می شمارد. وای به آن نامسلمانی که ریاکار است.
همانطور که گفتم غالب مردم خالی از ریا نیستند. از این جهت کسی نمی تواند ادعا کند که من کسی هستم که ریا ندارم. خیلی مشکل است.
مرحوم علامه بحر العلوم، که خود مرجع تقلید و معلم اخلاق و عرفان و فقه بود، که کتاب اخلاق نوشت و فقه را به شعر بیان کرد و بارها خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه رسیده بود، روزی سر درس آمد و خیلی خوشحال بود و گفت: توانستم ریشه ریا را از دل بر کنم. معلوم می شود که این ریا و تظاهر چیزی است همگانی و بسیار مخفی.

داستان بهلول

آقای بهلول که در زمان هارون الرشید زندگی می کرد، آدم عجیبی بود. به او گفتند: بیا قاضی القضاة بشو. برای اینکه قبول نکند، خودش را به دیوانگی زد. اما با کارهای خود مردم را امر به معروف و نهی از منکر می کرد. این آقای بهلول درباره ریا داستانی دارد: روزی دید آقایی دارد مسجد می سازد، بهلول بالای سر در مسجد نوشت مسجد بهلول صاحب مسجد به بهلول گفت: چرا این کار را کردی؟ بهلول گفت: تو مسجد را برای خدا ساختی، حالا به اسم تو باشد یا اسم دیگری، چه فرقی می کند؟ گفت من زحمت کشیدم، من این مسجد را ساختم، حالا به نام دیگری تمام شود؟ رفت نام بهلول را پاک کرد و نام خودش را نوشت. بهلول گفت، معلوم می شود که برای خدا مسجد نساختی.
ائمه طاهرین علیه السلام به خصوص حضرت امیر علیه السلام در دل شب می رفتند در خانه فقرا و صدقه می دادند. کسی هم آنها را نمی شناخت تا بعد از شهادت آنها. شب بیستم ماه رمضان وقتی که علی علیه السلام در بستر بود، فهمیدند آن کسی که نان و خرما برای فقرا می برد چه کسی بوده است.
راوی می گوید هنگام شب در مدینه راه می رفتم. کسی جلو من به زمین خورد و آنچه را در دست داشت روی زمین پخش شد. رفتم جلو دیدم امام صادق علیه السلام است. نانها را جمع کردم و به آقا عرض کردم: اجازه بده تا من به دوش بگیرم. فرمود: نه، خودم باید به دوش بگیرم. فهمیدم که به طور ناشناس این نان را به خانه فقرا و ضعفا می برند. همه ائمه علیهم السلام اینگونه بوده اند.
خلاصه این که: آقا! خانم! مواظب باش که در زندگی شما ریا و تظاهر نباشد! مواظب باشید که ریا و تظاهر شما را جهنمی نکند! مواظب باشید که بالاترین حسرت را در روز قیامت، ریا و تظاهر برای شما می آورد!