فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

شکر و حیا، مرتبه چهارم خلوص

مرتبه چهارم از خلوص این است که خودیت در عبادت هیچ نیست. عبادت یا ترک معصیت فقط برای شکر از مقام ربوبی است. ام سلمه می گوید: به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم یا رسول الله! این همه عبادت برای چیست؟ در روایات می خوانیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام به اندازه ای عبادت می کردند که پاهای مبارکشان ورم می کرد و حضرت زهرا علیها السلام از خستگی بسیار، گاهی روی یک پا می ایستاد و سپس روی پای دیگر ام سلمه به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد این همه عبادت برای چیست؟ فرمود:
الم اکن عبداً شکوراً.
آیا من نباید یک بنده شکر گزار باشم؟ این همه نعمت که خدا به من داده است من نباید شکر خدا را بکنم؟ تمام نعمت های خدا شکر دارد و ما اگر بخواهیم یک ملیونیم از نعمت های خدا را شماره کنیم، نمی توانیم.
وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها(140)
اگر نعمت های خدا را بخواهید شماره کنید، نمی توانید. لقمه ای را که در دهان می گذاریم، نعمت های فراونی به کار می افتد تا آن را به سلولهای بدن من و شما برساند. گلبولهای قرمز که تعدادش در خون هر انسانی از میلیاردها تجاوز می کند، مأمور پخش ارزاق و اکسیژن در بدن هستند و در برگشت گاز کربن را به ریه ها بر می گردانند تا توسط تنفس از بدن ما بیرون برود. گلبولهای قرمز اگر کار نکنند انسان می میرد.
میکرب که از راه منافذ بدن، یعنی گوش و چشم و دهان، وارد بدن انسان می شود، پروردگار عالم برای دفع این میکربها یک گارد نگهبان یعنی گلبولهای سفید قرار داده است و تعداد این گارد نگهبان از میلیارد بالاتر است.
تب هم یکی از نعمت های خدا است که بی سیم و زنگ خطر و گارد نگهبان است برای بدن. اما بالاتر از اینها، نعمت عقل است. اگر خدا تمام ایران و دنیا را به شما بدهد، اما عقل شما را بگیرد؛ آیا حاضری بدهی؟ هرگز!
شما ولایتی ها! آیا حاضرید که دنیا را به شما بدهند اما دوستی امیر المؤمنین علیه السلام را از شما بگیرند؟ حاضرید؟ هرگز! واسبع علیکم نعمة ظاهرة وباطنة(141) مثل باران نعمت بر شما می بارد اما متأسفانه توجه ندارید و به جای شکر گزاری، گله هم دارید.
بنابراین باید یکی از مراتب خلوص ما این باشد که ما عبادت کنیم به شکرانه نعمت هایی که خداوند به ما داده است.
مهم تر از این، اجتناب از گناه است چون در محضر خدا هستیم. یعنی داعی ما بر ترک گناه، شرم و حیا باشد. قرآن می فرماید:
وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون(142)
یعنی هر گناهی می خواهی بکن، اما توجه داشته باش که در محضر خدایی؛ در محضر رسول اللهی؛ توجه داشته باش که در محضر همه ائمه طاهرین هستی. به خصوص در محضر قطب عالم امکان، محور وجود، واسطه بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستی.
از اینرو انسان اگر نگاه می کند، اگر سخن می گوید، اگر تصور می کند، باید بداند که در محضر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام است. همه اینها حاضر و ناظرند؛ و خوب است که انسان اقلاً از خدا حیا کند و گناه نکند. اهل دل اسم این را می گذارند عبادت استحیایی یعنی انسان وقتی خدا را ناظر ببیند و از او حیا کند، دیگر غیبت نمی کند، تهمت نمی زند، دروغ نمی گوید، چشم چرانی نمی کند، خوب حجاب می گیرد. مال مردم را نمی خورد، و بالأخره حق الله و حق الناس ندارد. چون در محضر خداست.
خدا از ما می خواهد که با وفا باشیم و به آنهایی که نسبت به خدا بی وفا هستند، می فرماید:
وما قدروا الله حق قدره(143)
یعنی این مردم حق خدا را نشناختند. این مردم درباره خدا بی وفا هستند. اما گاهی خطاب، عتاب آمیز است، می فرماید:
قتل الانسان ما اکفره(144)
مرده باد انسان که چقدر بی وفاست. زیرا در ملک خدا روزی خدا را می خورد و در مقابل خدا گناه می کند. این همه نعمت را پروردگار عالم به او داده اما دو رکعت نماز نمی خواند؛ یا اینکه بد می خواند؛ یا اینکه بی حال می خواند. حقیقتاً اینگونه افراد، بدبخت ترین انسانها هستند که نسبت به مقام مقدس خداوندی بی اعتنا هستند.
من از همه و همه، به خصوص جوانها خواهش می کنم وقتی که می خواهید کاری بکنید. یا چیزی بگویید و یا حتی فکری بکنید، یک آیه کوچک را اول از ذهنتان بگذرانید، بعد آن کار را انجام دهید. آن آیه این است:
الم یعلم بان الله یری(145)
آیا نمی داند که خدا می بیند؟ این آیه شریفه را در روز چندین بار بخوانید که هم قرآن خوانده اید و هم بدانید که خدا ما را می بیند و آنقدر تکرار کنیم تا باورمان شود که بله، خدا ما را می بیند و خوب هم می بیند. از رگ گردن به من نزدیکتر است. بلکه اول او می فهمد بعد من می فهمم.
ان الله یحول بین المرء وقلبه(146)
این هم مرتبه چهارم خلوص.

محبت به خدا، مرتبه پنجم خلوص

مرتبه پنجم خلوص، آن مرتبه ای است که برای خدا عبادت می کند، برای خدا از گناه اجتناب می کند و محرک او محبت خدا است. عشق خدا در دلش است؛ و آن عشق و محبت او را وا می دارد تا نمازش را بخواند و مخالفت پروردگار نکند.
محبت خدا در دلش تمام بت ها را سوزانده است. از آتش هایی که بت شکن است، محبت خداست. بت را هم می شکند و هم می سوزاند. اگر محبت خدا در دل کسی بیاید، چیزی در این جهان نمی بیند جز خوبی.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست - عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
اگر کسی بتواند محبت خدا را در دل بیاورد و محرک او برای اجتناب از گناه بشود، به فرموده امام سجاد علیه السلام این عبادت، عبادت آزادگان است.
عبادت آزادگان یعنی چه؟ یعنی گاهی انسان بنده شکم است و گاهی بنده ریاست و گاهی بنده هوی و هوس است و گاهی بنده شیطان است. اما گاهی بندها را پاره کرده است. بنده هیچ کس نیست جز خدا، این شخص آزاد است. وقتی که آزاد شد، عبادتش عبادت آزادگان می شود، و عبادت آزادگان آن عبادتی است که دیگر هیچ در دل ندارد جز محبت خدا.
اگر محبت خدا می خواهیم، اگر محبت اهل بیت علیهم السلام می خواهیم، باید رابطه با خدایمان کامل باشد. آن چیزی که محبت شکن است، گناه است. آن چیزی که محبت را می سوزاند، گناه است. آنچه که محبت خدا را پرورش می دهد، نماز اول وقت است، نماز با خضوع و خشوع است. نماز با دل، نماز با تعقیب است.
جوانها! اگر دنیا می خواهید، اگر آخرت می خواهید، نماز اول وقت بخوانید، نماز با جماعت، نماز با خضوع بخوانید. در روایات می خوانیم: وقتی خدا بهشت را خلق کرد به بهشت گفت: حرف بزن. بهشت گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلوتهم خاشعون(147)
رستگار شد مؤمن؛ آن مؤمنی که در نمازش خشوع دارد. علاوه بر اینکه نماز می خواند؛ مؤدب نماز می خواند و نماز با دل می خواند.
حاجتمندها! گرفتارها! نماز اول وقت را از دست ندهید. آن کسی که بدون عذر، نمازش را از اول وقت تأخیر نیندازد، هم در دنیا و هم در آخرت پریشان می شود، گرفتار می شود. اگر می خواهید کلاف سر در گم نباشید، نماز اول وقت داشته باشید. اگر می توانید، در مسجد و با جماعت، و اگر نتوانستید، در خانه و محل کار نماز اول وقت بخوانید.
نماز شب محبت خدا می دهد. وقتی محبت خدا آمد، ریشه تمام بتها شکسته می شود. کسی که محبت خدا را در دل داشته باشد، سرمای زمستان در او اثری ندارد. بلند می شود؛ نصف شب یخ را می شکند؛ وضو می گیرد و نماز شب می خواند. آن که محبت خدا دارد، غیبت نمی کند؛ تهمت نمی زند؛ دروغ نمی گوید.
جوانها! بدانید که خدا بندگان خودش را دوست دارد. آبروی آنها را دوست دارد. مواظب باشید آبروی مردم را نبرید، غیبت نکنید، دروغ درباره مردم نگویید. این کارها دنیا و آخرت ما را از بین می برد.
مرحوم کلینی روایتی را از معصومین علیهم السلام در علامت مؤمن نقل کرده است که مضمون همه آنها اینست:
یحب لغیره ما یحب لنفسه ویکره لغیره ما یکره لنفسه.
یعنی: مؤمن کسی است که هر چه برای خود می پسندد، برای دیگران نیز می پسندد، و هر چه برای خود نمی پسندد، برای دیگران هم نمی پسندد.
جوان! آیا دوست داری العیاذ بالله کسی به خواهرت جسارت کند؟ نه، پس جسارت به خواهر مردم نکن. آقا! خانم! دوست داری کسی پشت سر شما غیبت کند؟ نه، پس پشت سر دیگران غیبت نکن. دوست داری امشب بدون افطار باشی؟ نه، پس به فکر فقرا و بیچاره ها باش.

مرتبه آخر خلوص، محرک فقط خداست

اما مرتبه آخر خلوص، این است که محرک دیگری نیست جز خدا. یعنی عبادت را فقط برای خاطر خدا به جا می آورد. قسم پنجم، محرک محبت خدا بود اما این قسمت، محرک خود خدا است.
امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:
الهی! ما عبدتک خوفاً من نارک ولا طمعاً فی جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة فعبدتک
یعنی خدایا! من برای بهشت و جهنمت عبادت نمی کنم؛ من عبدم تو هم مولا، من یافتم که باید در مقابل تو کرنش کنم. لذا محرک من خودت هستی.
قرآن شریف در دو آیه، متذکر این نوع عبادت شده است: یکی آنجا که حضرت امیر علیه السلام در شب هجرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به جای آن حضرت خوابید:
ومن الناس من یشری نفسه ابتغآء مرضات الله(148)
یعنی کسی را سراغ داریم که جانش را در معرض خطر گذاشت و به جای پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خوابید تا آن حضرت از مدینه بیرون رفت؛ و این کار را فقط به خاطر خداوند، و نه چیز دیگر، انجام داد.
یکی هم آن جا که حضرت و حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام و همچنین فضه خادمه روزه بودند و تا سه روز موقع افطار نان خودشان را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار کردند. درباره این ایثار، سوره هل اتی نازل شد، می فرماید:
ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً ویتیماً واسیراً(149)
یعنی اینها با اینکه غذایشان را دوست دارند، آن را به مسکین و یتیم و اسیر می بخشند. حالا برای چی؟
انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزآء ولا شکوراً(150)
خوشا به حال آن کسانی که به این مرتبه رسیدند. خوشا به حال آنان که محبت به خدا محرک آنان برای عبادت است.
خوشا به حال آن کسانی که ماه مبارک رمضان بر ایشان گذشت و تقوای دل پیدا کردند.
کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون(151)
معنای تقوای دل چیست؟ یعنی دیو بیرون رود و فرشته در آید. روز عید فطر چرا عید است؟ برای اینکه انسان توانسته است بت را بشکند. برای اینکه انسان توانسته تمام بت ها را از دل بیرون کند. وقتی که بت از خانه دل بیرون رانده شد، می تواند صاحب خانه را در دل بیابد. صاحب خانه هم خداست.
قلب المؤمن عرش الرحمن. لایسعنی ارضی ولا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن(152)
خدا می فرماید: من جایی ندارم. اما اگر می خواهی پیدایم کنی، مرا در دل مؤمن پیدا کن. مؤمن شو تا خدا در دلت جای گیرد. تا دل تو عرش خدا شود.