فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

نمونه اخلاص در قرن حاضر

نمونه اش را شما با چشم خود دیدید و نیازی به آوردن مثال و الگو از تاریخ نیست. شما حیات حضرت امام قده و مرگ ایشان را دیدید، و الآن قبر آن حضرت را می بینیم. علت این همه عظمت فقط یک چیز بود. آن هم خلوص.
قبل از انقلاب هم که به ظاهر قدرتی نداشت، یکی از نزدیکان شاه به قم آمده و به یکی از مراجع بزرگ تقلید گفته بود: اسم آیت الله خمینی را نمی توانیم پیش شاه بیاوریم. زیرا با شنیدن این نام به خودش می لرزد و رنگش تغییر می کند.
خود حضرت امام قده می فرمودند: دفعه اول که مرا گرفته بودند، تا بیرون از قم می ترسیدند که من نماز بخوانم. در آن طرف قم فقط حاضر شدند ماشین ترمز کند و دستم را روی خاک بزنم و حرکت کند. منهم دستم را روی خاک زدم و در همان حال نماز خواندم. دیدم دارند می لرزند. گفتم چرا می لرزید؟ از چه می ترسید؟ با اینکه درجه های بالایی داشتند.
بعد هم دیدید که جهان از او می ترسید؛ و الآن هم آمریکا از اسمش می ترسد. هیچ کس را سراغ ندارید از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تا به حال که اینگونه پیکرش تشییع شده باشد. هیچ قبری را مردم به این سرعت و به این مجللی درست نکردند و همه اینها به خاطر خلوص امام بود.
بعد از فوت حضرت آیة الله العظمی بروجردی، ایشان حاضر نبودند مرجعیت را بپذیرند. اما وقتی که قضیه ایالتی و ولایتی پیش آمد، ایشان از همه جلوتر آمدند، اعلامیه دادند و فریاد زدند و بالأخره دلش برای اسلام می تپید و هیچ رنگی جز اسلام نداشتند. و اینهمه عظمت در این دنیا داشتند چه رسد به آخرت.
خداوند می فرماید: روزه مال من است و پاداش آن خود من هستم نه بهشت یا چیز دیگر. از عباداتی که کمتر آلودگی پیدا می کند؛ روزه است. ریا و تظاهر در آن کمتر است. مگر اینکه خود روزه دار آن را خراب کند. شخصی در آفتاب ایستاده بود و نماز می خواند. کسی گفت: به به! چه نماز با حالی! آن شخص نماز را شکست و گفت: خبر نداری من روزه هم هستم!
گاهی اینجور است. اگر اینطور باشد، دنیایش خراب است و آخرت هم باید با صورت در آتش بیفتد.
جلسه نوزدهم: فضیلت اخلاص 2

مختصری از مراتب سه گانه خلوص

بحث درباره فضیلت اخلاص و خلوص می باشد. سه درجه و مرتبه برای خلوص وجود دارد. یک مرتبه اینکه عمل برای خدا است اما محرک دنیا است. مرتبه دوم عمل برای خدا است، نیت خدا است، اما محرک و داعی، آخرت است. رفتن به بهشت یا نرفتن به جهنم. مرتبه سوم نیت خدا است اما محرک مقام لقاء الله و رسیدن انسان به مقام عند اللهی.
این سه مرتبه مخصوصاً مرتبه سوم بسیار عالی است. عبادت قبول است. پاداش دنیا و آخرت دارد. اما باید توجه داشته باشیم که هر سه مرتبه یک حجاب نورانی دارد. بالأخره در هر سه، یک خودیتی خوابیده است.
اگر دنیا باشد عمل را به نفع خود آورده، اگر آخرت باشد باز عمل برای خود آورده. اگر مرتبه سوم باشد باز از خودیت خالی نیست. حجاب ظلمانی ندارد، اما حجاب نورانی دارد؛ که در اصطلاح اهل دل، به آن می گویند شهوت عقلی نه شهوت جنسی اگر چه مرتبه سوم با اول و دوم خیلی فرق دارد.

شکر و حیا، مرتبه چهارم خلوص

مرتبه چهارم از خلوص این است که خودیت در عبادت هیچ نیست. عبادت یا ترک معصیت فقط برای شکر از مقام ربوبی است. ام سلمه می گوید: به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم یا رسول الله! این همه عبادت برای چیست؟ در روایات می خوانیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام به اندازه ای عبادت می کردند که پاهای مبارکشان ورم می کرد و حضرت زهرا علیها السلام از خستگی بسیار، گاهی روی یک پا می ایستاد و سپس روی پای دیگر ام سلمه به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد این همه عبادت برای چیست؟ فرمود:
الم اکن عبداً شکوراً.
آیا من نباید یک بنده شکر گزار باشم؟ این همه نعمت که خدا به من داده است من نباید شکر خدا را بکنم؟ تمام نعمت های خدا شکر دارد و ما اگر بخواهیم یک ملیونیم از نعمت های خدا را شماره کنیم، نمی توانیم.
وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها(140)
اگر نعمت های خدا را بخواهید شماره کنید، نمی توانید. لقمه ای را که در دهان می گذاریم، نعمت های فراونی به کار می افتد تا آن را به سلولهای بدن من و شما برساند. گلبولهای قرمز که تعدادش در خون هر انسانی از میلیاردها تجاوز می کند، مأمور پخش ارزاق و اکسیژن در بدن هستند و در برگشت گاز کربن را به ریه ها بر می گردانند تا توسط تنفس از بدن ما بیرون برود. گلبولهای قرمز اگر کار نکنند انسان می میرد.
میکرب که از راه منافذ بدن، یعنی گوش و چشم و دهان، وارد بدن انسان می شود، پروردگار عالم برای دفع این میکربها یک گارد نگهبان یعنی گلبولهای سفید قرار داده است و تعداد این گارد نگهبان از میلیارد بالاتر است.
تب هم یکی از نعمت های خدا است که بی سیم و زنگ خطر و گارد نگهبان است برای بدن. اما بالاتر از اینها، نعمت عقل است. اگر خدا تمام ایران و دنیا را به شما بدهد، اما عقل شما را بگیرد؛ آیا حاضری بدهی؟ هرگز!
شما ولایتی ها! آیا حاضرید که دنیا را به شما بدهند اما دوستی امیر المؤمنین علیه السلام را از شما بگیرند؟ حاضرید؟ هرگز! واسبع علیکم نعمة ظاهرة وباطنة(141) مثل باران نعمت بر شما می بارد اما متأسفانه توجه ندارید و به جای شکر گزاری، گله هم دارید.
بنابراین باید یکی از مراتب خلوص ما این باشد که ما عبادت کنیم به شکرانه نعمت هایی که خداوند به ما داده است.
مهم تر از این، اجتناب از گناه است چون در محضر خدا هستیم. یعنی داعی ما بر ترک گناه، شرم و حیا باشد. قرآن می فرماید:
وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون(142)
یعنی هر گناهی می خواهی بکن، اما توجه داشته باش که در محضر خدایی؛ در محضر رسول اللهی؛ توجه داشته باش که در محضر همه ائمه طاهرین هستی. به خصوص در محضر قطب عالم امکان، محور وجود، واسطه بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستی.
از اینرو انسان اگر نگاه می کند، اگر سخن می گوید، اگر تصور می کند، باید بداند که در محضر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام است. همه اینها حاضر و ناظرند؛ و خوب است که انسان اقلاً از خدا حیا کند و گناه نکند. اهل دل اسم این را می گذارند عبادت استحیایی یعنی انسان وقتی خدا را ناظر ببیند و از او حیا کند، دیگر غیبت نمی کند، تهمت نمی زند، دروغ نمی گوید، چشم چرانی نمی کند، خوب حجاب می گیرد. مال مردم را نمی خورد، و بالأخره حق الله و حق الناس ندارد. چون در محضر خداست.
خدا از ما می خواهد که با وفا باشیم و به آنهایی که نسبت به خدا بی وفا هستند، می فرماید:
وما قدروا الله حق قدره(143)
یعنی این مردم حق خدا را نشناختند. این مردم درباره خدا بی وفا هستند. اما گاهی خطاب، عتاب آمیز است، می فرماید:
قتل الانسان ما اکفره(144)
مرده باد انسان که چقدر بی وفاست. زیرا در ملک خدا روزی خدا را می خورد و در مقابل خدا گناه می کند. این همه نعمت را پروردگار عالم به او داده اما دو رکعت نماز نمی خواند؛ یا اینکه بد می خواند؛ یا اینکه بی حال می خواند. حقیقتاً اینگونه افراد، بدبخت ترین انسانها هستند که نسبت به مقام مقدس خداوندی بی اعتنا هستند.
من از همه و همه، به خصوص جوانها خواهش می کنم وقتی که می خواهید کاری بکنید. یا چیزی بگویید و یا حتی فکری بکنید، یک آیه کوچک را اول از ذهنتان بگذرانید، بعد آن کار را انجام دهید. آن آیه این است:
الم یعلم بان الله یری(145)
آیا نمی داند که خدا می بیند؟ این آیه شریفه را در روز چندین بار بخوانید که هم قرآن خوانده اید و هم بدانید که خدا ما را می بیند و آنقدر تکرار کنیم تا باورمان شود که بله، خدا ما را می بیند و خوب هم می بیند. از رگ گردن به من نزدیکتر است. بلکه اول او می فهمد بعد من می فهمم.
ان الله یحول بین المرء وقلبه(146)
این هم مرتبه چهارم خلوص.