فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خدمت به خلق مایه شادی ائمه علیهم السلام

اگر می خواهید حاجت شما برآورده شود، اگر می خواهید عاقبت به خیر شوید، اگر می خواهید تأمین آتیه برای اولادتان بکنید، تا می توانید به خلق خدا خدمت کنید، زیرا خشنودی خدا، خشنودی پیامبر و بالأخره خشنودی امامان معصوم علیهم السلام، در این کار است؛ و نارضایتی آنها از کسی است که به مسلمانان ظلم کند و حتی نسبت به آنان بی تفاوت باشد.
راوی می گوید: پای منبر امام صادق علیه السلام بودم. حضرت در ضمن صحبت فرمودند: ای شیعیان ما، اینقدر دل ما را آزرده نکنید. اینقدر به ما اذیت نکنید. یکی از وسط مجلس بلند شد و گفت: یابن رسول الله! ما کی به شما اذیت کردیم؟ فرمودند: دو روز قبل؛ و ادامه دادند: مگر تو وقتی سواره به منی می آمدی، در وسط راه به خسته ای برخورد نکردی که در کنار راه بود و به تو گفت مرا هم سوار کن؟ و تو می توانستی سوارش کنی ولی نکردی. تو پیغمبر را آزردی، امیر المؤمنین را آزردی. این کسی است که بی تفاوت باشد.
امیر المؤمنین علیه السلام جنگ جمل را به خاطر مقابله با رذالت متحمل شد. برای خاطر اینکه ظلم نباشد، حق مسلمانان به آنها برسد. مصیبت بزرگتر یعنی جنگ صفین و بعد هم نهروان و جنگ با خوارج هم برای مقابله با رذالت ها، پستی ها و ظلم بود.

جلسه شانزدهم: فضیلت دعا

دعا مکالمه با خدا

بحث درباره دعا و راز و نیاز با خدا می باشد. دعا و راز و نیاز با خدا یک حالت است قبل از آنکه یک گفتن باشد؛ و چون از عمق جان انسان سرچشمه می گیرد. لذا یکی از فضائل به حساب می آید. چنانچه توبه هم یک فضیلت است قبل از آنکه یک گفتن باشد.
بحث امروز این است که دعا فوائد بزرگی دارد که استجابت دعا پیش اهل دل در مقابل آن هیچ است. از جمله آنها مکالمه با خدا است. انسان همین قدر که علاقه ای به خدا داشته باشد - لازم نیست عاشق خدا باشد - بالاترین لذت برای او باید دعا باشد. از این جهت اگر کسی از قرآن، از دعا، از نماز، لذت نبرد، باید بداند مصیبت بزرگی دارد.
در روایات می خوانیم حضرت موسی علیه السلام به مناجات می رفت. کسی به ایشان گفت: به خدایت بگو من معصیت زیادی می کنم، اما چرا مرا عذاب نمی کنی؟ حضرت به مناجات رفت موقع برگشتن خطاب شد: موسی! چرا پیغام بنده ام را به من نمی دهی؟ گفت: خدایا! خجالت می کشم. تو می دانی که بنده ات چه گفت: خطاب شد: موسی! به بنده ام بگو که بالاترین بلاها را به تو دادم اما توجه نداری. به او بگو لذت و شیرینی مناجات و دعای با خودم را از تو گرفته ام.
انصافاً این روایت نزد علمای اخلاق و عرفان و اهل دل، روایت ریشه داری است. انسان اگر با خدا مناجات نکند هیچ ندارد. انسان اگر از نماز لذت نبرد، از خواندن قرآن لذت نبرد، معلوم است که مریض است. معلوم می شود دلش سیاه است و قرآن می فرماید:
فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله(118)
وای به آن دلی که در اثر گناه، در اثر اشتغال به این دنیا، سیاه شده باشد.
دل سیاه علامت دارد. یک علامتش این است که از نماز و قرآن لذت نمی برد.
از اینرو فایده اول دعا، مکالمه با خداست؛ حرف زدن با خدا است.
مثالی بزنم: اگر در زمان حیات حضرت امام قده ده دقیقه به شما ملاقات خصوصی می دادند تا با ایشان صحبت کنید، درد دل کنید، آن شب خوابت نمی برد. چقدر آن چند دقیقه برایت ارزش داشت؟ هر کجا می نشستی، آن را بازگو می کردی. با اینکه حضرت امام، بنده ای از بندگان خدا بود.