فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

مظلومیت علی علیه السلام

در عالم، مظلومی همانند امیر المؤمنین علیه السلام نیامده و نخواهد آمد. آن حضرت حتی از امام حسین علیه السلام از حضرت زینب، و از زهرای مرضیه علیها السلام با آن همه ظلمی که به آنها شد، مظلوم تر است.
حضرت علی علیه السلام پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سی سال زندگی کرد. 25 سال خانه نشین بود ولی کارهای زیادی کرد که از همه آنها مهمتر نظارت کامل ایشان بود بر اسلام. به اندازه ای که زمخشری در کتابش می گوید: هفتاد و سه مورد حساس جلو آمد که اگر علی نبود، اسلام نابود می شد؛ و عمر در هفتاد و سه جا گفت: لو لا علی لهلک عمر اگر علی نبود، عمر نابود می شد. یعنی اسلام در مخاطره عجیبی واقع شده بود. همچنین در آن مدت توانستند 26 مزرعه را آباد کنند که همه این مزارع وقف ضعفا و بیچاره ها شد.
حضرت با کارهایش به ما می گوید اگر شیعه هستی، باید به فراخور حالت، به فکر فقرا و ضعفا و به فکر خلأهای موجود، چه فردی و چه اجتماعی، باشی.
این مدت برای مولا به قدری سخت بود که می فرماید: بیست و پنج سال صبر کردم مثل کسی که استخوان در گلو و خار در چشم داشته باشد.
وقتی با اصرار فراوان حکومت را به حضرتش تحمیل کردند، فرمود دیگر نمی شود کار کرد، برای اینکه راه را به اندازه ای کج کرده اند که دیگر نمی شود آن را راست کرد. اما بالأخره تحمیل شد.
فرمودند: من خلیفه می شوم اما شرطش این است که روش من روش قرآن و روش رسول گرامی باشد. همه پذیرفتند. اما شاید دو ماه طول نکشید که افراد ریاست طلب، افراد حقه باز و پول پرست، افرادی که مولا را نشناخته بودند، قد علم کردند. اول دسته ای آمدند خدمت ایشان. وقتی آمدند، حضرت به حساب بیت المال می رسیدند. پس از اتمام کار، آنها بنا کردند به گله کردن و گفتند: ما شما را روی کار آوردیم، چرا به ما رسیدگی نمی کنی؟ تا شروع کردن به گله کردن، مولا علی علیه السلام شمع را خاموش کرد. گفتند چرا شمع را خاموش کردی؟ فرمود: از آن وقت تا به حال حساب بیت المال را رسیدگی می کردم، اما حالا می خواهید حرف خصوصی و خارج از بیت المال بزنید و نمی شود این شمع بسوزد.
آنها با خود گفتند: او که حاضر نیست یک شمع مسلمانان برای حرفهای خصوصی روشن باشد پس چگونه حاضر می شود به دیگران ریاست یا پول بیجابدهد؟
بالأخره رفتند و جنگ جمل را به پا کردند. در جنگ جمل چهل هزار نفر از مردم عوام را از مکه و مدینه و بصره و شهرهای دیگر، اطراف خودشان جمع کردند و با مولا جنگیدند. این جنگ برای حضرتش خیلی سخت بود. - نظیر جنگ تحمیلی هشت ساله بر ایران - مسلمان کشی برای امیر المؤمنین علیه السلام خیلی سخت بود، اما چاره ای نداشت. دید اسلام در مخاطره است و این پول پرست ها و جنایتکارها می خواهند اسلام را از بین ببرند. لذا با شمشیرش اسلام را حفظ کرد و آنها را نابود یا متفرق کرد. جنگ جمل تمام شد، اما داغی شد روی دل آن حضرت.
جنگ جمل را رذالت، پول دوستی و ریاست طلبی و افرادی که مقید به مال مردم نبودند. به پا کردند. چرا حضرت تن به این جنگ دادند؟ برای اینکه مقید به حفظ مال مسلمانان بودند. به استاندارهایش می نویسد:
ادقوا اقلامکم وقاربوا بین سطورکم واحذفوا عنی فضولکم واقصدوا قصد المعانی وایاکم والاکثار فان اموال المسلمین لا تحتمل الاضرار(116)
ای استاندار من! ای فرماندار من! وقتی نامه می نویسی، قلمت را ریز کن، درشت نباشد. بین سطرها فاصله نینداز. قلم فرسایی نکن، جان کلام را بنویس. زیرا اگر اینگونه نباشد، به بیت المال مسلمانان ضرر می خورد و من حاضر به چنین ضرری برای مسلمانان نیستم.
ای شیعه علی! از این سخن مولا درس بگیر و از مجلس خارج شو. اگر خدای ناکرده در مال مسلمانها بی دقت هستی، لاابالی هستی، از این به بعد شیعه علی باش. یک مو حساب است. همین مولا با این حساب دقیقش، در دل شب گریه می کند و به خود می پیچد مبادا دقت کافی نکرده باشد و مقصر باشد و به درگاه خدا عرض می کند: اللهم انی اعوذ بک من نقاش الحساب، خدایا! پناه می برم به تو، از اینکه در روز قیامت منقاش باز هستی، از خار دست نمی گذری. لذا گریه می کرد، ناله می زد، ضجه می زد که نکند خاری از مال مردم در دستش رفته باشد. در جای دیگر نهج البلاغه می فرماید:
والله لو اعطیت الاقالیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته(117)
قسم می خورد که اگر همه عالم را به من بدهند که بی جهت پوست جوی را از دهان مورچه بگیرم من که علی هستم، نمی گیرم.
اینها اغراق نیست، سخن معصوم است. می خواهد به ما بگوید: مواظب باش ظلم در کارت نباشد! و مواظب باش در خانه به زن و بچه ظلم نکنی! خانم! مواظب باش به شوهرت ظلم نکنی! ظلم در دستگاه شما نباشد.
همه و همه مواظب باشید! آبروی انسانها را نبرید. غیبت ظلم است؛ تهمت ظلم است؛ شایعه پراکنی ظلم است و ظلمتش هم خیلی بالاست. حضرتش می فرماید: اگر کسی یک درهم ربا بخورد، مثل کسی است که هفتاد مرتبه با محرم خویش زنا کند. بعد می فرماید: گناه بالاتر از ربا، غیبت مسلمانها است. مواظب باشید ظلم به آبروی مسلمانها نکنید! خدا آبروی مسلمانها را دوست دارد.

خدمت به خلق مایه شادی ائمه علیهم السلام

اگر می خواهید حاجت شما برآورده شود، اگر می خواهید عاقبت به خیر شوید، اگر می خواهید تأمین آتیه برای اولادتان بکنید، تا می توانید به خلق خدا خدمت کنید، زیرا خشنودی خدا، خشنودی پیامبر و بالأخره خشنودی امامان معصوم علیهم السلام، در این کار است؛ و نارضایتی آنها از کسی است که به مسلمانان ظلم کند و حتی نسبت به آنان بی تفاوت باشد.
راوی می گوید: پای منبر امام صادق علیه السلام بودم. حضرت در ضمن صحبت فرمودند: ای شیعیان ما، اینقدر دل ما را آزرده نکنید. اینقدر به ما اذیت نکنید. یکی از وسط مجلس بلند شد و گفت: یابن رسول الله! ما کی به شما اذیت کردیم؟ فرمودند: دو روز قبل؛ و ادامه دادند: مگر تو وقتی سواره به منی می آمدی، در وسط راه به خسته ای برخورد نکردی که در کنار راه بود و به تو گفت مرا هم سوار کن؟ و تو می توانستی سوارش کنی ولی نکردی. تو پیغمبر را آزردی، امیر المؤمنین را آزردی. این کسی است که بی تفاوت باشد.
امیر المؤمنین علیه السلام جنگ جمل را به خاطر مقابله با رذالت متحمل شد. برای خاطر اینکه ظلم نباشد، حق مسلمانان به آنها برسد. مصیبت بزرگتر یعنی جنگ صفین و بعد هم نهروان و جنگ با خوارج هم برای مقابله با رذالت ها، پستی ها و ظلم بود.

جلسه شانزدهم: فضیلت دعا