فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

جلسه پانزدهم: علی کیست؟

امروز روز شهادت مولی الموحدین، امیر المؤمنین علیه السلام است. مصیبت برای عالم اسلام و برای عالم بشریت، بزرگ است. در فضائل آن حضرت زیاد گفتند و نوشتند ولی هنوز به این سؤال جواب داده نشد که: علی کیست؟ نمی شود هم جواب بدهند. کتاب در این باره زیاد نوشته شده است، شیعه، سنی، نصرانی و حتی افرادی که خدا را قبول ندارند هم درباره علی علیه السلام کتاب نوشته اند. اما هنوز نتوانسته اند جواب این سؤال را بدهند.

سخن قرآن درباره علی علیه السلام

فقط به طور فشرده قرآن، بنا بر تفسیری که امام هادی علیه السلام از آن کرده است و بنا بر نقلی که خوارزمی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کرده، تعریفی درباره علی علیه السلام دارد:
ولو ان ما فی الارض من شجرة اقلام والبحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله(115)
یعنی اگر دریا مرکب شود، همه درختها قلم شود و همه انسانها نویسنده شوند و بخواهند فضائل علی علیه السلام را بنویسند، دریا تمام می شود اما فضائل آن حضرت تمام شدنی نیست.
بعد قرآن می فرماید: اگر تا هفت بار دریا پر آب شود و فضائل بنویسند، آب دریا تمام می شود اما فضائل علی علیه السلام تمام نمی شود.
خوارزمی - که سنی مذهب است - نقل می کند: از رسول گرامی پرسیدند یا رسول الله! این کلمات الله چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: عترت من. علی و یازده فرزندش.
از امام هادی علیه السلام پرسیدند: این کلمات الله چیست؟ فرمود: ما اهل بیت. یعنی اگر از شما پرسیدند علی کیست؟ باید بگویید علی آن کسی است که قرآن درباره اش می گوید: اگر هفت بار آب دریا تمام شود و با آن فضائل علی علیه السلام را بنویسند، باز هم فضائل آن حضرت تمام نمی شود.
شاعری این آیه شریفه را به فراخور حالش به شعر در آورده است:
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست - که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم
امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
تمام قرآن در سوره حمد است؛ تمام سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم است؛ تمام بسم الله در نقطه باء بسم الله است و آن نقطه، من هستم. شاعری گفته است:
توئی آن نقطه بالای فاء فوق ایدیهم - که در وقت تنزل تحت بسم الله را بایی
افتخار باید بکنیم که شیعه هستیم اگر به شیعه گری عمل کنیم.

مظلومیت علی علیه السلام

در عالم، مظلومی همانند امیر المؤمنین علیه السلام نیامده و نخواهد آمد. آن حضرت حتی از امام حسین علیه السلام از حضرت زینب، و از زهرای مرضیه علیها السلام با آن همه ظلمی که به آنها شد، مظلوم تر است.
حضرت علی علیه السلام پس از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سی سال زندگی کرد. 25 سال خانه نشین بود ولی کارهای زیادی کرد که از همه آنها مهمتر نظارت کامل ایشان بود بر اسلام. به اندازه ای که زمخشری در کتابش می گوید: هفتاد و سه مورد حساس جلو آمد که اگر علی نبود، اسلام نابود می شد؛ و عمر در هفتاد و سه جا گفت: لو لا علی لهلک عمر اگر علی نبود، عمر نابود می شد. یعنی اسلام در مخاطره عجیبی واقع شده بود. همچنین در آن مدت توانستند 26 مزرعه را آباد کنند که همه این مزارع وقف ضعفا و بیچاره ها شد.
حضرت با کارهایش به ما می گوید اگر شیعه هستی، باید به فراخور حالت، به فکر فقرا و ضعفا و به فکر خلأهای موجود، چه فردی و چه اجتماعی، باشی.
این مدت برای مولا به قدری سخت بود که می فرماید: بیست و پنج سال صبر کردم مثل کسی که استخوان در گلو و خار در چشم داشته باشد.
وقتی با اصرار فراوان حکومت را به حضرتش تحمیل کردند، فرمود دیگر نمی شود کار کرد، برای اینکه راه را به اندازه ای کج کرده اند که دیگر نمی شود آن را راست کرد. اما بالأخره تحمیل شد.
فرمودند: من خلیفه می شوم اما شرطش این است که روش من روش قرآن و روش رسول گرامی باشد. همه پذیرفتند. اما شاید دو ماه طول نکشید که افراد ریاست طلب، افراد حقه باز و پول پرست، افرادی که مولا را نشناخته بودند، قد علم کردند. اول دسته ای آمدند خدمت ایشان. وقتی آمدند، حضرت به حساب بیت المال می رسیدند. پس از اتمام کار، آنها بنا کردند به گله کردن و گفتند: ما شما را روی کار آوردیم، چرا به ما رسیدگی نمی کنی؟ تا شروع کردن به گله کردن، مولا علی علیه السلام شمع را خاموش کرد. گفتند چرا شمع را خاموش کردی؟ فرمود: از آن وقت تا به حال حساب بیت المال را رسیدگی می کردم، اما حالا می خواهید حرف خصوصی و خارج از بیت المال بزنید و نمی شود این شمع بسوزد.
آنها با خود گفتند: او که حاضر نیست یک شمع مسلمانان برای حرفهای خصوصی روشن باشد پس چگونه حاضر می شود به دیگران ریاست یا پول بیجابدهد؟
بالأخره رفتند و جنگ جمل را به پا کردند. در جنگ جمل چهل هزار نفر از مردم عوام را از مکه و مدینه و بصره و شهرهای دیگر، اطراف خودشان جمع کردند و با مولا جنگیدند. این جنگ برای حضرتش خیلی سخت بود. - نظیر جنگ تحمیلی هشت ساله بر ایران - مسلمان کشی برای امیر المؤمنین علیه السلام خیلی سخت بود، اما چاره ای نداشت. دید اسلام در مخاطره است و این پول پرست ها و جنایتکارها می خواهند اسلام را از بین ببرند. لذا با شمشیرش اسلام را حفظ کرد و آنها را نابود یا متفرق کرد. جنگ جمل تمام شد، اما داغی شد روی دل آن حضرت.
جنگ جمل را رذالت، پول دوستی و ریاست طلبی و افرادی که مقید به مال مردم نبودند. به پا کردند. چرا حضرت تن به این جنگ دادند؟ برای اینکه مقید به حفظ مال مسلمانان بودند. به استاندارهایش می نویسد:
ادقوا اقلامکم وقاربوا بین سطورکم واحذفوا عنی فضولکم واقصدوا قصد المعانی وایاکم والاکثار فان اموال المسلمین لا تحتمل الاضرار(116)
ای استاندار من! ای فرماندار من! وقتی نامه می نویسی، قلمت را ریز کن، درشت نباشد. بین سطرها فاصله نینداز. قلم فرسایی نکن، جان کلام را بنویس. زیرا اگر اینگونه نباشد، به بیت المال مسلمانان ضرر می خورد و من حاضر به چنین ضرری برای مسلمانان نیستم.
ای شیعه علی! از این سخن مولا درس بگیر و از مجلس خارج شو. اگر خدای ناکرده در مال مسلمانها بی دقت هستی، لاابالی هستی، از این به بعد شیعه علی باش. یک مو حساب است. همین مولا با این حساب دقیقش، در دل شب گریه می کند و به خود می پیچد مبادا دقت کافی نکرده باشد و مقصر باشد و به درگاه خدا عرض می کند: اللهم انی اعوذ بک من نقاش الحساب، خدایا! پناه می برم به تو، از اینکه در روز قیامت منقاش باز هستی، از خار دست نمی گذری. لذا گریه می کرد، ناله می زد، ضجه می زد که نکند خاری از مال مردم در دستش رفته باشد. در جای دیگر نهج البلاغه می فرماید:
والله لو اعطیت الاقالیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته(117)
قسم می خورد که اگر همه عالم را به من بدهند که بی جهت پوست جوی را از دهان مورچه بگیرم من که علی هستم، نمی گیرم.
اینها اغراق نیست، سخن معصوم است. می خواهد به ما بگوید: مواظب باش ظلم در کارت نباشد! و مواظب باش در خانه به زن و بچه ظلم نکنی! خانم! مواظب باش به شوهرت ظلم نکنی! ظلم در دستگاه شما نباشد.
همه و همه مواظب باشید! آبروی انسانها را نبرید. غیبت ظلم است؛ تهمت ظلم است؛ شایعه پراکنی ظلم است و ظلمتش هم خیلی بالاست. حضرتش می فرماید: اگر کسی یک درهم ربا بخورد، مثل کسی است که هفتاد مرتبه با محرم خویش زنا کند. بعد می فرماید: گناه بالاتر از ربا، غیبت مسلمانها است. مواظب باشید ظلم به آبروی مسلمانها نکنید! خدا آبروی مسلمانها را دوست دارد.