فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

جلسه چهاردهم: فضیلت دعا و راز و نیاز با خدا

یکی از فضائل بسیار بزرگ برای انسان، دعا و راز و نیاز با خداست. دعا و راز و نیاز با خدا از عمق جان انسان سرچشمه می گیرد. بنابراین گفتن یا الله یا الله و گفتن یا رب یا رب و بالأخره خواستن حاجت، خود یک فضیلت است. این، دعای زبانی است. ثواب زیادی هم دارد و به آن تأکید فراوان شده است. اما دعای واقعی، یک رابطه ای است بین بنده و خدا؛ که این رابطه از عمق جان انسان سرچشمه می گیرد.

خداشناسی، فطری انسان

انسان اگر چه انسانی باشد که خدا را قبول نداشته باشد، اگر در بن بست ها واقع بشود، به طور ناخودآگاه خدا را می خواند. قرآن شریف می فرماید:
فاذا رکبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین فلما نجیهم الی البر اذا هم یشرکون(111)
همین مشرکها، همین کافرها که خدا را قبول ندارند، اگر دستشان از همه جا کوتاه شد و در یک بن بست واقع شدند، وجدان آنها همان وقت بیدار می شود؛ خدایابی و خداجویی آنها همان وقت بیدار و زنده می شود؛ به طوری که خود توجه ندارند، خدا خدایشان بلند می شود؛ دعایشان بلند می شود؛ و از خدا می خواهند که از این بن بست نجات پیدا کنند. اما وقتی که از بن بست بیرون آمد فراموش می کند و به کار اولش بر می گردد.
این آیه شریفه علاوه بر اینکه بحث ما را اثبات می کند و می گوید دعا یک فضیلت است بهترین دلیل برای خداشناسی است، به آن می گویند فطرت. انسان، خداجو و خدایاب است. حتی دلیل فطرت یک چیز بالاتر از این به ما می گوید. می گوید علاوه بر اینکه عمق جان انسان خداجو و خدایاب است، توحید جو و توحید یاب است، فضائل و کمالاتی هم برای خدا قائل است. یعنی عمق جانش خدا را عالم می داند؛ خدا را رحیم می داند؛ خدا را کریم و جواد می داند؛ خدا را قدیر و سمیع می داند؛ و بالأخره عمق جان انسان چیزی را می یابد که مستجمع جمیع کمالات است.
از این جهت وقتی که در بن بست ها واقع شد، تمام هم و غمش به یک مبدأ است. یعنی می گوید خدا یکی است و او را مستجمع جمیع کمالات در می یابد. لذا از خدا حاجتش را می خواهد، با خدا حرف می زند؛ معلوم می شود یک چیزی را یافته است که شنوا است. عالم و قادر و رئوف است؛ و راستی رب است.
آقائی می گفت: من رفیقی داشتم که خدا را قبول نداشت. با او مباحثه ها کردم؛ با او حرفها زدم اما بالأخره نتوانستم او را قانع کنم. اتفاقاً پسری داشت و این تنها پسرش زیر عمل جراحی قرار گرفت. این آقا با اینکه خودش هم دکتر بود، در پشت اطاق عمل بنا کرد به گریه کردن و می گفت: ای خدا! من بچه ام را از تو می خواهم! من همان وقت فرصت را غنیمت شمردم و به او گفتم: این خدا کیست که بچه ات را از او می خواهی؟ گفت: حالا موقع مباحثه نیست! قرآن می فرماید:
فاذا رکبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین فلما نجیهم الی البر اذا هم یشرکون(112)
موقع مباحثه، لجاجت و غرور علمی نمی گذارد فطرت بیدار شود. اما وقتی در بن بست واقع شد، دیگر همه چیز فراموش می شود. علم و غرور علمی دیگر نمی تواند برایش کار کند. قدرت و تمکن دیگر نمی تواند برایش کار کند. لجاجت ها و منیت ها و عصبیتها دیگر نمی تواند برایش کار بکند. ناگهان فطرت بیدار می شود. می بیند یک چیز برایش می تواند کار بکند و آن چیز خدا است. فطرت بیدار می شود. به طور ناخودآگاه اشک می آید و به طور خود کار زبان به گفتن یا رب یا رب بلند می شود. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند برای این؛ یعنی برای اینکه فطرت را بیدار نگه دارند. برای اینکه انسان همیشه خدایاب و خداجو باشد؛ و به قول قرآن:
لا تلهیهم تجارة ولابیع عن ذکر الله(113)
پیامبران آمدند تا انسان همیشه خود را در محضر خدا بداند؛ و برایش خلوت و جلوت نداشته باشد. برایش در تنهائی و در میان مردم فرقی نداشته باشد؛ و بالأخره در هر حال دل او یا رب، یا رب بگوید.

دعا، از امتیازات شیعه

یکی از امتیازهائی که شیعه دارد و دیگران ندارند این است که شیعه دعا دارد. شیعه صحیفه سجادیه دارد که اسم آن را زبور آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم گذاشته اند؛ و این زبور اهل بیت یک کتاب دعا است. یعنی امام چهارم علیه السلام وقتی که در بن بست واقع شد و نتوانست تبلیغ کند، نتوانست حق را بگوید، در لفافه دعا، در صحیفه سجادیه هر چه می خواسته گفته است. ولی علاوه بر این، صحیفه سجادیه یعنی بیدار کردن فطرت.
شیعه مصباح المتهجد شیخ طوسی و اقبال سید بن طاووس و بالأخره مفاتیح محدث قمی دارد. زاد المعاد علامه مجلسی دارد. مفاتیح محدث قمی را کم نشمارید. مفاتیح از نظر امام امت قده کتاب اخلاق است، کارخانه آدم سازی است. از نظر این مرد بزرگ، مفاتیح الجنان کلام صاعد است و قرآن کلام نازل و هر دو مکالمه با خداست. حضرت امام قده می فرمودند: قرآن کلام نازل است. یعنی از طرف خدا بر بندگان نازل شده است. از حجابهای نورانی و ظلمانی تنزل کرده است تا بالأخره قابل فهم شده، قابل دیدن و شنیدن شده است. مفاتیح محدث قمی، کلام صاعد است. یعنی کلامی که از طرف ما به محضر مقدس خدا می رود. یعنی یا رب یا رب شما و دعای ابو حمزه ثمالی شما، یا الله امشب شما، همه و همه محضر مقدس خدا می رود. کلام صاعد یعنی کلامی که به بالا می رود؛ و بالأخره قرآن که کلام نازل است برای خودسازی خیلی مفید است و مفاتیح که کلام صاعد است برای آدمسازی خیلی بالا است؛ و هر دوی اینها حرف زدن با خدا است. آنکه قرآن بخواند، خدا با او حرف می زند. حیف که گوش شنوا ندارد تا بشنود. از این جهت مستحب است وقتی که رسیدید به یا ایها الذین آمنوا بگوئید لبیک یعنی خدا شما را صدا می زند که: ای مؤمنین! شما هم بگوئید بله. چنانچه شما که در دعا با خدا حرف می زنید هم وعده داده است جواب شما را بدهد. ادعونی استجب لکم بخوان جوابت را می دهم؛ به تو می گویم بله. گوش شنوا بله خدا را می شنود.