فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

توبه چیست؟

یکی از فضائلی که فوق العاده پیش خدا مطلوب است، حالت توبه از گناه است. یعنی انسان یک حالت خضوعی، یک حالت سرافکندگی و دل شکستگی از گناه در مقابل خدا داشته باشد. برگشت از نفس اماره به آن بعد ملکوتی. برگشت از سوی شیطان به سوی رحمان. برگشت از این دنیای فانی و توجه به آخرت؛ و بالأخره حالت خضوع، حالت خشوع و سرافکندگی در مقابل خدا. این یک حالت است. اگر گفتاری هم در کار باشد، باید از این حالت سرچشمه بگیرد تا توبه شود. صرف گفتن استغفر الله ربی و اتوب الیه ثواب دارد. ذکری است از اذکار، ذکر فوق العاده مطلوبی هم هست. اما این ذکر اگر از دل سرچشمه بگیرد، به این می گویند توبه. اما اگر لقلقه زبان باشد، به فرموده امیر المؤمنین علیه السلام، این توبه نیست، فقط ذکری است و ثواب دارد. آن که در قرآن شریف بیش از صد آیه برای آن آمده است، آن حالتی است که برای دل پیدا می شود. چیزی که خدا خیلی دوست دارد. به اندازه ای که در روایات می خوانیم: اگر کسی در شب تاریک زاد و راحله اش را گم کرده باشد و ناگهان پیدا کند، چقدر خوشحال می شود؟ اگر بنده ای توبه از گناه کند، پروردگار عالم بیش از این خوشحال می شود؛(102) و بالأخره آن که قرآن می فرماید:
ان الله یحب التوابین(103)
آدمی که توبه کند، گناهکاری که برگردد از کار زشتش و خود را اصلاح کند، خدا این را دوست دارد. خدا آن دلی را که به واسطه آب توبه پاک شود، دوست دارد.
این شبها، قرآن سر گذاشتن خیلی ثواب دارد. برای اینکه هم توبه است و هم دعا؛ و این دو از نظر قرآن و اهل بیت خیلی مطلوب است. اما یک وقت فقط دعا است. فقط گفتن استغفرالله و گفتن العفو و امثال اینها است که ذکر است و دعا است، گر چه مطلوب است اما کارساز نیست. توبه واقعی نیست. توبه حقیقی نیست. توبه واقعی مال دل است نه مال زبان. دعای حقیقی مال دل است نه مال زبان.
اگر دل در مقابل پروردگار عالم خاضع و سرافکنده شد، و یک حالت خشوعی در دل پیدا شد که خواه ناخواه اشک جاری می شود و زبان هم گویای به العفو العفو می شود. در چشم و صورت و بدن حالت خضوعی پیدا می شود و استغفرالله او یکی پس از دیگری بلند می شود. این مال دل است. اگر کسی بخواهد توبه و دعایش کاربردی برای او داشته باشد، باید دل را صاف و درست کند؛ در دل باید سرافکندگی در مقابل خدا را ایجاد کند؛ و این از معرفت سرچشمه می گیرد. هر چه معرفت انسان به خدا بیشتر باشد، این حالت برای او بیشتر پیدا می شود. اهل دل توبه را به سه قسم تقسیم کرده اند:

توبه عوام

توبه ای داریم که برای عموم مردم است؛ و آن توبه این است که دل خاضع می شود از اینکه گناه کرده است. یاد مخالفتهای در محضر خدا می افتد؛ دل می تپد؛ از گذشته پشیمان می شود. دیگر در آن راه نمی افتد و خود را اصلاح می کند. به این می گویند توبه عوام یا عموم.

توبه خاص

توبه دوم، توبه خاص است. بعضی معرفتشان بیشتر است. یعنی در مقابل مکروهات سرافکنده می شود. دلش خاضع و خاضع می شود. دویست سال مثل حضرت آدم علیه السلام برای یک ترک اولی اشک می ریزد. مثل حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی، یک حال تذللی برایش پیدا می شود. خود را ظالم می داند و می گوید:
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین(104)
برای خاطر یک ترک اولی که بدون اجازه خدا از میان قومش بیرون رفت؛ و بالأخره بعضی از انبیاء، بعضی از افرادی که تالی تلو معصومند، می نالند. دلشان از مکروهات، از شبهات. و بالأخره از ترک اولی می تپد. برای اینکه معرفت او بیش از دیگران است، و به همین اندازه دل او بیشتر می تپد؛ دل او در مقابل خدا بیشتر ذلیل است؛ گریه او بیشتر است.
درباره حضرت آدم علیه السلام می خوانیم وقتی که از بهشت بیرونش کردند، آمد در این دنیا؛ دویست سال سرش را بالا نکرد. از خجالت همیشه سر به زیر بود. کاری نکرده بود، گناه نکرده بود. معصوم بود. فقط به او گفته بودند این گندم را نخور. اگر خوردی باید از بهشت بیرون بروی. یعنی فهمیده بود که خدا می خواهد این گندم را نخورد. خوردنش خوب نیست؛ مکروه است؛ مستحب است نخورد. برای خاطر این کار بی جایش، که گناه هم نبود، دویست سال گریه کرد. دویست سال سرش به زیر بود تا بالأخره جبرئیل آمد و گفت: آدم! خدا می فرماید: توسل به اهل بیت پیدا کن. سر را بالا کن. تو را بخشیدم به این می گوییم توبه خاص.