فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

منفی بافی

صحبت دیگر راجع به منفی بافی است. یعنی انسان بعضی اوقات اینطور است که خوبیها را نمی بیند. آنچه که می بیند بدیها است. حالت مگس برای او پیدا می شود.
مثلاً مرد وارد خانه می شود. خانمش از صبح تا شب هم بچه داری کرده و هم خانه داری. غذا پخته و خودش را مهیا کرده است برای آمدن شوهرش. شوهر وارد می شود و آن همه زحمتهای خانمش را نمی بیند. می گردد اینطرف و آن طرف یک چیزی را پیدا کند، و بالأخره پیدا می کند. می بیند چادر خانمش آن گوشه افتاده، دادش بلند می شود که چرا اینقدر نامرتبی. با این حرف زحمتهای فراوان از صبح تا شب خانم از بین می رود. شوهر هم با این جمله اش حتماً جهنمی می شود؛ و اگر توبه نکند با این زبان در جهنم آویزان می شود. این زبان در قیامت به اندازه ای بلند می شود که اهل محشر آن را پایمال می کنند. به اندازه ای گناه، بزرگ است که اگر بدون توبه از دنیا برود، فشار قبر دارد. زیر منگنه الهی، شب اول قبر له می شود. و نتیجه دنیایی اش، سردی خانم در خانه داری و شوهرداری و بچه داری است.
گاهی زن منفی باف است. مثلاً شوهرش از صبح تا عصر زحمت کشیده خرج خانه را اداره کند. وقتی شوهرش به خانه می آید، حواسش پرت است، دستهایش را نمی شوید و یا کاری دیگر مثل این. اما این زن همه خوبیها را فراموش می کند و همین کار بد را می گیرد. دادش بلند می شود. به این می گویند منفی بافی. به این می گویند خانم پرخاشگر جهنمی.
راجع به اجتماع هم همینطور است. رفیقش کارهای خوب فراوانی دارد؛ اما هیچ کدام را نمی بیند. ولی اگر از او یک نافرمانی ببیند، همین را علم می کند؛ هم رو در رویش هم پشت سرش؛ اینطرف و آنطرف می گوید. یا وقتی چند نفر در مجلسی نشسته اند غیبت شروع می شود. غیبت پشت سر یکی از رفقایشان. مثلاً رفیقی در میانشان هست، وقتی بلند می شود و می رود، فوراً شروع می کنند به غیبت کردن! و تا مجلس هست گوشت مرده می خورند. تا مجلس هست گناه بدتر از زنا می کنند.
وقتی که حساب می کنیم می فهمیم که همه اینها منفی بافند. آن آقائی که غیبتش را می کردند، خوبی های زیادی داشته؛ اما به جای تعریف کردن از او، غیبت می کنند. لذا افرادی که غیبت می کنند، بدانند منفی بافند؛ بدانند از نظر دل خرابند؛ بدانند صفت رذیله ای به نام تخیل و توهم و صفت رذیله ای به نام منفی بافی در دلشان حکم فرماست. و این صفت اگر در دلی رسوخ کرد، باید آتش جهنم آن را پاک کند. افرادی که غیبت می کنند چرا خوبی دیگران را نمی گویند؟
یک وقت حضرت عیسی علیه السلام با حواریون رد می شدند. به یک بز مرده ای رسیدند. یکی دم بینی اش را گرفت و تند رد شد و گفت بوی گندی می دهد. دومی یک عیب دیگر آن را گفت. هر کسی یک چیزی می گفت. اما حضرت عیسی علیه السلام نگاهی به این بز مرده کردند و فرمودند: به به! چه دندانهای سفیدی دارد! یعنی حضرت عیسی علیه السلام عملاً به ما می گوید: آقا مثبت باف باش، نه منفی باف. بالأخره افراد، خوبی های زیادی دارند. چرا خوبیها را رها می کنی و بدیها را می گیری؟ چرا حالت بلبل را نداری؟ بلبل وقتی وارد باغ می شود، اگر در تمام این باغ فقط یک گل باشد، می رود روی آن گل. هیچ وقت نزدیک جاهای کثیف و بدبو نمی رود. چرا مثل زنبور عسل نیستیم که وقتی وارد باغ می شود دنبال گل خوب می گردد؟ حتی اگر روی گل مناسب ننشست، زنبورهای نگهبان او را دم کندو دو نصفش می کنند. چرا بلبل نباشیم تا اهل بهشت باشیم؟ چرا مگس باشیم تا جای ما در جهنم باشد؟ همین طوری که جای مگس در کثافتها است، آدم منفی باف هم جایش در جهنم است. بگردید خوبیهای مردم را پیدا کنید. به خصوص زن راجع به شوهر و شوهر راجع به زن.
آقا! از شما تقاضا دارم وقتی که وارد خانه شدی، از خانمت تشکر کن. خانم! تو هم سعی کن از شوهرت تشکر کنی. ندیده بگیرید بدیهای یکدیگر را. نکات مثبت یکدیگر را در نظر بگیرید. بی وفا نباشید. انسانهائی که خود را نساخته اند بی وفا هستند.
قرآن می فرماید:
قتل الانسان ما اکفره(100)
مرگ بر این انسان که اینقدر بی وفاست.
یک خانمی چند سال به شوهرش خوبی می کند، حالا یک روز بدی کند، یک روز بدون اجازه از خانه بیرون برود، تمام خوبیها فراموش می شود. نمی شود گفت که این مرد است، بلکه این نامرد است؛ و همچنین بعضی از زنها.
بنابراین تقاضا دارم با عینک خوش بینی وارد جامعه بشوید. انسان با عینک سیاه، همه جا را سیاه می بیند. با عینک سیاه به مردم نگاه نکنید. در روایات آمده است که رفیق خوب آنکسی است که خوبیهائی را که به دیگری می کند نمی بیند، اما خوبی های دیگران را فراموش نمی کند.
امیدواریم این دو نکته مهم اخلاقی را به کار گیرید و این صفت رذیله تخیل اجتماعی را، اگر داشته باشید، به مروز زمان رفع کنید و با دل پاک وارد صف محشر بشوید.
قرآن می فرماید:
یوم لا ینفع مال ولا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم(101)
در روز قیامت هیچ چیز به درد نمی خورد مگر دل پاک.

جلسه سیزدهم: فضیلت توبه

توبه چیست؟

یکی از فضائلی که فوق العاده پیش خدا مطلوب است، حالت توبه از گناه است. یعنی انسان یک حالت خضوعی، یک حالت سرافکندگی و دل شکستگی از گناه در مقابل خدا داشته باشد. برگشت از نفس اماره به آن بعد ملکوتی. برگشت از سوی شیطان به سوی رحمان. برگشت از این دنیای فانی و توجه به آخرت؛ و بالأخره حالت خضوع، حالت خشوع و سرافکندگی در مقابل خدا. این یک حالت است. اگر گفتاری هم در کار باشد، باید از این حالت سرچشمه بگیرد تا توبه شود. صرف گفتن استغفر الله ربی و اتوب الیه ثواب دارد. ذکری است از اذکار، ذکر فوق العاده مطلوبی هم هست. اما این ذکر اگر از دل سرچشمه بگیرد، به این می گویند توبه. اما اگر لقلقه زبان باشد، به فرموده امیر المؤمنین علیه السلام، این توبه نیست، فقط ذکری است و ثواب دارد. آن که در قرآن شریف بیش از صد آیه برای آن آمده است، آن حالتی است که برای دل پیدا می شود. چیزی که خدا خیلی دوست دارد. به اندازه ای که در روایات می خوانیم: اگر کسی در شب تاریک زاد و راحله اش را گم کرده باشد و ناگهان پیدا کند، چقدر خوشحال می شود؟ اگر بنده ای توبه از گناه کند، پروردگار عالم بیش از این خوشحال می شود؛(102) و بالأخره آن که قرآن می فرماید:
ان الله یحب التوابین(103)
آدمی که توبه کند، گناهکاری که برگردد از کار زشتش و خود را اصلاح کند، خدا این را دوست دارد. خدا آن دلی را که به واسطه آب توبه پاک شود، دوست دارد.
این شبها، قرآن سر گذاشتن خیلی ثواب دارد. برای اینکه هم توبه است و هم دعا؛ و این دو از نظر قرآن و اهل بیت خیلی مطلوب است. اما یک وقت فقط دعا است. فقط گفتن استغفرالله و گفتن العفو و امثال اینها است که ذکر است و دعا است، گر چه مطلوب است اما کارساز نیست. توبه واقعی نیست. توبه حقیقی نیست. توبه واقعی مال دل است نه مال زبان. دعای حقیقی مال دل است نه مال زبان.
اگر دل در مقابل پروردگار عالم خاضع و سرافکنده شد، و یک حالت خشوعی در دل پیدا شد که خواه ناخواه اشک جاری می شود و زبان هم گویای به العفو العفو می شود. در چشم و صورت و بدن حالت خضوعی پیدا می شود و استغفرالله او یکی پس از دیگری بلند می شود. این مال دل است. اگر کسی بخواهد توبه و دعایش کاربردی برای او داشته باشد، باید دل را صاف و درست کند؛ در دل باید سرافکندگی در مقابل خدا را ایجاد کند؛ و این از معرفت سرچشمه می گیرد. هر چه معرفت انسان به خدا بیشتر باشد، این حالت برای او بیشتر پیدا می شود. اهل دل توبه را به سه قسم تقسیم کرده اند: