فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

معالجه خرافات

اما معالجه خرافات: خرافه هم با فکر معالجه می شود. یک مسلمان باید با فکر باشد. یک مسلمان باید بنشیند و کلاه خودش را قاضی کند ببیند آیا مرسی بهتر است یا خیلی ممنون؟ آیا بی حجابی بهتر است یا حجابی که علامت شخصیت یک خانم است؟ آیا روش غرب بهتر است یا روش پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم؟ آیا اسم زهرا بهتر است یا یک اسم خارجی؟ آیا اسم صدیقه بهتر است یا یک اسم انگلیسی و یا آمریکائی؟ یک قدری فکر کند؛ و مسلم است که فکر کردن او را از خرافات نجات می دهد. به جای دنبال فال گیر رفتن، به جای دنبال خوابگزار رفتن، یک مقدار فکر کند؛ یک مقدار حرف دیگران را بشنود؛ یک مقدار مشورت کند با فکرش، با مشورتش، با عقلش، خرافه را از خود دور کند.
اگر انسان متفکر باشد، خرافی نمی شود. بی فکری برای انسان خرافه می آورد. اگر این شعار اسلام عملی بشود: تفکر ساعة خیر من عبادة سنة یک لحظه فکر کردن ثوابش از یک سال عبادت بیشتر است. هیچکس به خرافه پناه نمی برد. به عنوان مثال مگر حسن و حسین چه اشکالی داشت که تو رها کردی سهراب و اسفندیار یا یک اسم خارجی گرفتی. لذا در روایات می خوانیم آن پدری که اسم بد برای بچه اش انتخاب بکند، در روز قیامت بچه از او شکایت می کند. معلوم است که اگر در روز قیامت صدایش بکنند حسین، چقدر تفاوت دارد تا اینکه با اسم یک کافر یا مشرک صدایش کنند که خود انسان از آن خجالت می کشد. از این رو اگر می خواهید خرافی نباشید، فکر کنید؛ مشورت کنید؛ سر و کار با منبر و محراب و عالم داشته باشید؛ زیرا آنها که با عالم سر و کار دارند، خودشان فکر دارند، خودشان تأمل دارند.
از همه به خصوص خانمها تقاضا دارم احساساتی نباشید؛ خرافی نباشید؛ نگذارید شیطان از قوه تخیل شما استفاده کند. بزنید شیطان را و عقب برانید و قوه خیال را به دست عقل بدهید. احساسات را به دست عقل بدهید تا عقل از او استفاده خوب بکند. قوه تخیل و احساسات را اگر به عقل بسپاریم یکی از نعمتهای بزرگ خداست. اما احساسات و تخیل اگر به دست نفس اماره یا دست شیطان بیفتد نظیر چاقو است که به دست یک آدم جنایتکار بدهیم. نظیر شمشیری است که به دست یک زنگی مست بدهیم.

معالجه عشق مجازی

اما معالجه عشق مجازی: اسلام می گوید: نگاه نکن. به اندازه ضرورت با زن حرف بزن در جای خلوت اصلاً و ابداً نباشید. با یکدیگر شوخی نکنید. اگر زن و مردی یک شوخی شهوت انگیز بکنند و بدون توبه از دنیا بروند باید صد سال در جهنم بمانند. مخصوصاً یک زن شوهردار یا یک مرد زن دار. مواظب باشید نامه به یکدیگر ننویسید! مواظب باشید تماس با یکدیگر نداشته باشید! در روایات می خوانیم وقتی که زن راه می رود به پشت او نگاه نکن. یعنی به قد و قامتش نگاه نکن که خطرناک است. حتی در روایات می خوانیم انسان دست و پنجه با شیر نرم بکند آسان تر از این است که به قد و قامت خانمی نامحرم نگاه کند. اسلام دفع می کند یعنی نمی گذارد شهوت تحریک بشود تا به جای باریک برسد. پس باید جوانها مخصوصاً زن و مرد با هم تماس نداشته باشند. اگر یک وقت دو تا جوان حتی دو تا هم جنس می بینند علاقه دارد افراطی می شود؛ فوراً جلویش را بگیرند. نگذارند علاقه افراطی بشود. علاقه افراطی، حتی راجع به مادر و پسر و خواهر و برادر، هم غلط است دیگر چه رسد به دو تا نامحرم هم جنس یا غیر هم جنس باید جلوی آن را گرفت.
نمی دانم درست است یا نه، بعضی از روانشناسان می گویند: این عشق جاذبه ای است که از راه چشم وارد می شود. یعنی از عللی که می گویند چشم چرانی حرام است همین است که اگر چشم مرد در چشم زن بیفتد یک جاذبه ای از چشم او وارد بدن می شود؛ و یکی از راههای عشق از اینجا پیدا می شود.
حالا اگر کسی مبتلا شد راهش چیست؟ همان جمله ای که در میان عوام مشهور است: عشقت را فراموش کن یعنی باید به طور کلی رابطه را قطع کند. باید به طور کلی با او حرف نزند. حتی عکسش را هم نگاه نکند. حتی تصورش را نکند. اولش خیلی مشکل است اما نمی دانم، نمی توانم، نمی شود، در قاموس انسان معنی ندارد. اگر بخواهد، هم می داند هم می تواند هم می شود. این راهی را که گفتم بسیاری رفتند و به نتیجه هم رسیدند. اولش سخت است اما طولی نمی کشد که این محبت از بین می رود. عشق، نظیر آتش است. تصور معشوق، عکس معشوق، نگاه کردن و نامه نوشتن، آتش عشق را زیاد می کند. آتش برافروخته در صورتی که هیزم زیرش نگذاری، خاموش می شود. و اما اگر به آتش شعله ور دامن بزنند، بنزین رویش بریزند، معلوم است که شعله ورتر می شود. آتش عشق از آتش معمولی بسیار بدتر است. برای اینکه آتش معمولی فقط خود انسان را می سوزاند اما آتش عشق دنیا و آخرتش را می سوزاند. طائفه اش را می سوزاند.
از جوانها تقاضا دارم که مواظب باشید این درد بی درمان، این آتشی که همه چیز را می سوزاند، یک دفعه برای شما جلو نیاید؛ و اگر آمد تقاضا دارم هیزم زیرش نگذارید. زیرا برافروختن آن خطرناک است.
جلسه دوازدهم

ب - تخیل اجتماعی: سوء ظن و منفی بافی

بحث امروز ما درباره تخیل ها و توهم ها و وسوسه های اجتماعی می باشد که این تخیل ها منقسم می شود به دو قسم: یکی سوء ظن به دیگران؛ یعنی حالت بدبینی راجع به مردم. دیگری حالت منفی بافی و اینکه انسان نکات مثبت و خوبی های دیگران را نبیند و فقط بدیها را ببیند. حالت مگس را داشته باشد. وقتی وارد باغ گل می شود، به جای اینکه روی گلها بنشیند، دنبال جاهای کثیف است. هر دو بحث مهم است؛ و در اجتماع ما فراوان هستند افرادی که سوء ظن دارند و یا منفی بافند.