فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

زیانهای عشق مجازی

یک زنگ خطری هم برای خانمها و آقایان! و آن این است که العیاذ بالله اگر زن شوهرداری، مرد زن داری، این حالت برایش پیدا شود، حتماً رسوا می شود. یعنی مثل اینکه اثر وضعی این عشق، رسوائی زن و مرد و به دنبال آن، رسوائی دو طایفه و نابودی هر دو طایفه است. حتی در غیر زن شوهردار و در غیر مرد زن دار هم این رسوائی هست. اصلاً عشق، کارش رسوا کردن است.
یکی از گناهان، که اثر وضعی اش رسوائی است، زنای زن شوهردار یا مرد زن دار است. یعنی علاوه بر اینکه گناهش خیلی بزرگ است، اثر وضعی اش در دنیا رسوائی است؛ و یکی هم مسأله عشق، مخصوصاً برای زن شوهردار و مرد زن دار است که این اثر را دارد.
نکته دیگر اینکه عشق، افسردگی می آورد. انسان را از کار می اندازد. دلهره و اضطراب خاطر می آورد. انسان را از خدا بی خبر می کند. معمولاً انسان را گناهکار بار می آورد. اگر دست از دینش برندارد، یک انسان فاسق و فاجری از کار در می آید. همچنین به واسطه عشق، پیری زودرس برای انسان پیدا می شود. این در دنیا است. اما از نظر آخرت، این دختر و این زن و این مرد خیر نمی بینند. از همه اینها که بگذریم، اگر خدای ناکرده، زن شوهردار باشد و مرد، زن داشته باشد، بی وفائی است؛ و بی وفائی، خود یک رذیله خطرناکی است؛ و چاره عشق های مجازی، بی اعتنائی است. وقتی بی اعتنائی کند، از بین می رود.

معالجه آمال و آرزو

اما راجع به آمال و آرزو؛ چه کنیم تا آدم آمال و آرزوئی رؤیائی نباشیم. باید زیاد به فکر قبر و قیامت باشیم، انسان باید فکر کند اگر امروز یا امشب مرد و امشب شب اول قبر او بود چه می شود.
در روایات می خوانیم خبر دادند به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فلانی قرض یکساله کرده است. پیغمبر خیلی تعجب کردند و فرمودند: عجب آدم آمال و آرزو داری است! اگر امشب بمیرد چه می کند؟ اگر انسان مقداری به فکر قبر و بزرخ و قیامت و بهشت و جهنم بیفتد، ولو در 24 ساعت یکی دو لحظه یا بیشتر به فکر باشد، کم کم حالت آمال و آرزو از آدم گرفته می شود. البته در جلسه قبل معالجه اش را گفتم که اگر کسی ایمان به مقدرات الهی داشته باشد، اگر کسی بداند که خدا رؤوف و مهربان به حال او است، اگر کسی بداند خدا عالم به حال او است، اگر کسی بداند که خدا حکیم است و کار بیجا نمی کند، خدا جواد است و آنچه را انسان لیاقت داشته باشد و صلاح انسان باشد به او می دهد، خواه ناخواه دیگر آمال و آرزو ندارد؛ دیگر دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی از آینده ندارد. از این جهت می گفتم که آخر دعای ابوحمزه ثمالی را بخوانید که:
اللهم انی اسألک ایماناً تباشر به قلبی ویقیناً صادقاً حتی اعلم انه لن یصیبنی الا ما کتبت لی ورضنی من العیش بما قسمت لی یا ارحم الراحمین.
اگر معالجه قطعی بخواهد، معالجه ای که ریشه آمال و آرزو کنده بشود، باید ایمان عاطفی پیدا کند. ایمان قلبی و عاطفی را از کجا پیدا کند؟ قبلاً صحبت شد هر که رابطه اش با خدا محکمتر باشد، ایمان، بهتر در دل او رسوخ می کند. اهمیت به واجبات مخصوصاً حجاب برای خانمها، اهمیت به مستحبات، مخصوصاً خدمت به خلق خدا و نماز شب، به این امر کمک می کند. برای خانمها خدمت به شوهر و بچه ها. و برای آقا خدمت به خانمش و خدمت به اهل خانه اش. اجتناب از گناه مخصوصاً حق الناس و گناهان بزرگ. وقتی انسان چنین شد، کم کم ایمان در دلش رسوخ می کند و اینجاست که دیگر به آنچه خدا برای او مقدر کرده است راضی است. می داند آنچه هست خیر و صلاحش است. تا به آنجا می رسد که وقتی ابن زیاد به حضرت زینب علیها السلام گفت که کار خدا را چگونه دیدی؟ زینب علیها السلام فرمود: ما رایت الا جمیلاً من به غیر خوبی از پروردگار عالم چیزی ندیدم.
انسان با توکل بر خدا. باید با فعالیت جلو برود. باید با عقلش جلو برود. باید با مشورت جلو برود. اما اگر مشورت و عقل و فعالیتش به جائی نرسید، باید یقین داشته باشد که مقدر او همین است که به او رسیده است. افرادی که فقیرند. افرادی که از نظر امکانات مالی خیلی عقب هستند، فکر بکنند که تمکن مالی اینها خوب بود، شاید از اول شب می نشستند و تا به صبح قمار می کردند یا ویدئوهای بدآموز می دیدند. آیا راضی بود امکانات مالیش خیلی خوب بود اما خانمش بی چادر بود یا بی حجاب در کوچه می آمد؟ اگر جلسه های زن و مرد مختلط بدون چادر و حجاب تا صبح داشتند چه می کرد؟ آیا فقر بهتر است یا این نکبت؟ انسان باید بداند که اگر فعالیت، عقل و مشورتش به جائی نرسید. دیگر مقدر و صلاح او صد در صد همین است که برای او هست، و در نتیجه دیگر آمال و آرزوئی باقی نمی ماند.

معالجه خرافات

اما معالجه خرافات: خرافه هم با فکر معالجه می شود. یک مسلمان باید با فکر باشد. یک مسلمان باید بنشیند و کلاه خودش را قاضی کند ببیند آیا مرسی بهتر است یا خیلی ممنون؟ آیا بی حجابی بهتر است یا حجابی که علامت شخصیت یک خانم است؟ آیا روش غرب بهتر است یا روش پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم؟ آیا اسم زهرا بهتر است یا یک اسم خارجی؟ آیا اسم صدیقه بهتر است یا یک اسم انگلیسی و یا آمریکائی؟ یک قدری فکر کند؛ و مسلم است که فکر کردن او را از خرافات نجات می دهد. به جای دنبال فال گیر رفتن، به جای دنبال خوابگزار رفتن، یک مقدار فکر کند؛ یک مقدار حرف دیگران را بشنود؛ یک مقدار مشورت کند با فکرش، با مشورتش، با عقلش، خرافه را از خود دور کند.
اگر انسان متفکر باشد، خرافی نمی شود. بی فکری برای انسان خرافه می آورد. اگر این شعار اسلام عملی بشود: تفکر ساعة خیر من عبادة سنة یک لحظه فکر کردن ثوابش از یک سال عبادت بیشتر است. هیچکس به خرافه پناه نمی برد. به عنوان مثال مگر حسن و حسین چه اشکالی داشت که تو رها کردی سهراب و اسفندیار یا یک اسم خارجی گرفتی. لذا در روایات می خوانیم آن پدری که اسم بد برای بچه اش انتخاب بکند، در روز قیامت بچه از او شکایت می کند. معلوم است که اگر در روز قیامت صدایش بکنند حسین، چقدر تفاوت دارد تا اینکه با اسم یک کافر یا مشرک صدایش کنند که خود انسان از آن خجالت می کشد. از این رو اگر می خواهید خرافی نباشید، فکر کنید؛ مشورت کنید؛ سر و کار با منبر و محراب و عالم داشته باشید؛ زیرا آنها که با عالم سر و کار دارند، خودشان فکر دارند، خودشان تأمل دارند.
از همه به خصوص خانمها تقاضا دارم احساساتی نباشید؛ خرافی نباشید؛ نگذارید شیطان از قوه تخیل شما استفاده کند. بزنید شیطان را و عقب برانید و قوه خیال را به دست عقل بدهید. احساسات را به دست عقل بدهید تا عقل از او استفاده خوب بکند. قوه تخیل و احساسات را اگر به عقل بسپاریم یکی از نعمتهای بزرگ خداست. اما احساسات و تخیل اگر به دست نفس اماره یا دست شیطان بیفتد نظیر چاقو است که به دست یک آدم جنایتکار بدهیم. نظیر شمشیری است که به دست یک زنگی مست بدهیم.