فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

روایتی از امام صادق علیه السلام

روایتی از امام صادق علیه السلام برای شما می خوانم تا جهل مرکب کمی برای شما روشن شود؛ و نیز معلوم شود که انسان را به چه بدبختی می رساند. آن حضرت می فرمایند: فردی در میان مردم شهرت داشت. او را مستجاب الدعوه می دانستند. به اندازه ای شهرت داشت که من می خواستم با او تماس داشته باشم. معلوم می شود با اهل بیت علیهم السلام سر و کار نداشته است؛ و معلوم است کسی که سر و کار با امام صادق علیه السلام نداشته باشد، چه بدبختیها گریبانگیرش می شود. امام صادق علیه السلام می فرماید روزی در کوچه دیدم جمعیت اطراف کسی را گرفته اند. آن که همراه من بود گفت: یابن رسول الله! این همان است که شما می خواستید او را ببینید. رفتم جلو و او تا چشمش به من افتاد، مردم را رها کرد و رفت. منهم دنبالش راه افتادم تا در جای خلوتی با او صحبت کنم و ببینم چه دارد. دیدم آن مرد به مغازه نانوائی رفت و دو عدد نان دزدید.
تعجب کردم، این آدم که اینقدر شهرت و تقدس دارد چرا دزدی می کند!؟ سپس دیدم از مغازه ای دو عدد انار دزدید و بعد به خرابه ای رفت و دو تا نان و انار را صدقه داد! البته به چهار نفر وقتی خواست از خرابه بیرون بیاید، جلو او را گرفتم و به او گفتم: این کارها چه بود که انجام دادی؟ گفت: چه کار کردم؟ گفتم که من همه جریان را دیدم آن مرد گفت: تو کی هستی؟ امام علیه السلام فرمود: من جعفر بن محمد هستم. آن مرد گفت: تو پسر پیغمبری و قرآن بلد نیستی!؟ قرآن می فرماید:
من جآء بالحسنة فله عشر امثالها ومن جآء بالسیئة فلا یجزی الا مثلها(71)
اگر کسی کار خوب کند، خدا ده برابر به او عنایت می کند؛ اما اگر کار بد کند همان یک گناه را در نامه عملش می نویسند.
گفتم این آیه چه ربطی به کار تو دارد؟ گفت: برای اینکه من دو تا نان و دو تا انار دزدیدم جمعاً چهار تا گناه کردم؛ بعد این چهار تا را صدقه دادم و چهل حسنه بردم. چهار تا گناه از چهل تا ثواب کم می شود؛ در نتیجه در نامه عملم 36 حسنه نوشته شده. ببین چه معامله خوبی است! من به آن مرد گفتم: ثکلتک امک تو اصلاً حسنه ای نبردی. هشت گناه کردی. چهار تا گناه کردی برای اینکه در مال مردم تصرف کردی و دزدیدی. چهار تا گناه دیگر کردی که بدون اجازه مردم مال آنها را به دیگری دادی. پس نه تنها ثوابی نبردی بلکه هشت گناه کردی. بعد امام علیه السلام فرمودند: ببینید جهل مرکب با انسان چه می کند.
ممکن است شما عزیزان و شما زن و مرد مقدس از این روایت تعجب کنید. راستی آیا اینجور چیزی ممکن است؟ در میان خودمان هم نظیر این فراوان است. مثلاً آقا کم فروشی می کند؛ احتکار و گران فروشی می کند؛ خون مردم را مثل زالو می مکد، اما بیست روز یا ده روز روضه می خواند و صد هزار تومان خرج می کند. این همان کار آن مرد است. هیچ تفاوتی ندارد. آن آقا دزدی کرد و به فقیر داد؛ این آقا دزدی کرد و روضه خواند!
خانم از اول شب تا صبح مشغول عبادت است و با خدا راز و نیاز می کند و تا صبح گریه ها می کند؛ اما دل شوهرش از دست این خانم خون است. حق شوهر را نمی دهد. این همان دزدی آن آقا است. زیرا آن دزدی کرده و به فقیر داده، و این زن حق شوهر را دزدی کرده و به جایش نماز شب خوانده.
آقا صدقه می دهد،! فقرا رییسدگی می کند، این آقائی که صد هزا تومان صدقه می دهد، اما همین آقا زن و بچه اش وضع خوبی ندارند و هنوز نفهمیده که: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
بالاتر از این بگویم: کسانی هستند خمس نمی دهند؛ و کسی که خمس ندهد امام باقر علیه السلام می فرماید: این آیه قرآن درباره اوست:
ان الذین یأکلون اموال الیتامی ظلماً انما یأکلون فی بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً(72)
آن کسانی که مال بچه یتیم بخورند در حقیقت آتش می خورند. آنهائی که چشم ملکوتی دارند، اینها را می بینند که آتش می خورند؛ و در روز قیامت مثل تنور که آتش از او بیرون می آید به صف محشر وارد می شوند. چنین فردی که خمس نپرداخته، به ظاهر در کارهای خیر کمک می کند. اینهم همان دزدی است.

جلسه هشتم: علاج جهل

در جلسه قبل درباره انواع جهل بحث شده، در این جلسه ان شاء الله به راههای علاج آنها می پردازیم:

معالجه جهل بسیط

معالجه جهل بسیط معلوم است؛ یعنی باید برود که یاد بگیرد تا بداند؛ و شعار اسلام این است که طلب العلم فریضة علی کل مسلم(73) زگهواره تا گور دانش بجوی. اگر کسی کاری را بر آموختن علم مقدم بدارد، اشتباه کرده است. از این جهت رسم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این بود که هر تازه مسلمانی را به دست یک مسلمان دیگری که مسأله بلد بود می سپرد تا این را عالم در دینش بکند. وقتی عالم در دین می شد رهایش می کرد. یعنی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فقط به شهادتین اکتفا نمی کرد. می فرمود: حالا که مسلمان شدی باید نماز بخوانی و مسائل دینی نماز را بدانی. باید روزه بگیری و روزه مسائل دارد؛ و بالأخره باید یک مسلمان با عمل بشوی. مسلمان بدون عمل فایده ای ندارد. شما می بینید در قرآن شریف بیش از هفتاد و پنج آیه که اسم ایمان آورده شده بلافاصله و عملوا الصالحات و یا معنای آن را آورده:
الذین آمنوا وعملوا الصالحات
عقیده منهای عمل فایده ای ندارد؛ و بالعکس هم فایده ای ندارد.
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر
قسم به عصاره عالم خلقت - یعنی قطب عالم مکان، محور عالم وجود، واسطه غیب و شهود، حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه - که همه و همه ورشکسته و بدبختند. مگر یک طایفه، آنان که دو تا بال دارند. یک: ایمان دارد و بر طبق ایمان عمل می کند دو اینکه علاوه بر ایمان و عمل، امر به معروف و نهی از منکر هم می کند. وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر هم امر به معروف دارد هم نهی از منکر.
این سوره به این کوچکی یک سوره عجیبی است. مسلمانان صدر اسلام وقتی که به یکدیگر می رسیدند، به جای تعارف کردن، به یکدیگر می گفتند: والعصر ان الانسان لفی خسر دیگری می گفت: الا الذین... تا آخر. این مسلمان معلوم است که چه می شود، به ده سال نصف دنیا را می گیرد و دنیا را تکان می دهد. بنابراین، ایمان منهای عمل نمی شود و عمل هم منهای ایمان نمی شود. باید با هم باشند؛ و اگر کسی بخواهد عمل بکند باید عالم باشد؛ و عمل منهای علم نمی شود. کسی نماز بخواند اما مسائلش را نداند، نماز، باطل در می آید؛ نماز مسائل دارد. یک کسی وضو بگیرد اما مسائلش را نداند، یا غسل بکند اما مسائلش را نداند، بعضی اوقات به اینجا کشیده می شود که آقا هفتاد سالش است می گوید: غسل حیض می کنم قربة الی الله! خیال نکنید که این حرفها عوامانه است و کم پیدا می شود؛ خیر، زیاد پیدا می شود. مگر می شود که انسان سر و کار با منبر و محراب نداشته باشد اما مسائل دینش را بداند؟ واجب است، لازم است، بر همه و همه، که معلومات عمومی خواندن و نوشتن را بدانند. لازم است، واجب است که همه و همه معلومات عمومی دینی را بدانند. هر کس که نداند، جهنم می رود. در روز قیامت به افرادی که نماز خوانده اند اما غلط بوده خطاب می شود: هلا توتعلمت؟ چرا نرفتی یاد بگیری؟ آیا نماز تو مهم تر بود یا بازار تو؟ آیا زن گرفتن یا شوهر کردن تو مهم تر بود یا نماز تو؟ یا روزه تو یا دین تو؟ آیا دیپلم گرفتن تو، لیسانس گرفتن تو، دکتر شدن و مهندس شدن تو لازم تر بود یا دین تو؟ در اینجا ممکن است بگوید که دیپلم و لیسانس، ولی روز قیامت باید بگوید دین من. می گویند چرا یاد نگرفتی؟ و همانجا به جهنمش می برند.
یک وظیفه سنگینی هم آقایان دارند و آن این است که:
یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراً وقودها الناس والحجازة(74)
یعنی مردها، علاوه بر این که باید مسائل دینشان را بدانند یاد زن و بچه ها هم بدهند. یعنی علاوه بر این که وظیفه ای برای خود دارد، وظیفه زنها و دخترها و پسرها روی گردن آقایان است. دختر که نه سال تمام می شود، و پسر که پانزده سالش تمام می شود، واجب است مسائل دینش را بداند؛ و این وظیفه پدرها است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روی منبر بعضی اوقات می فرمودند: وای بر اولاد دوره آخرالزمان از دست پدر و مادرهایشان. می گفتند یا رسول الله! برای این که پدر و مادرهایشان مشرکند؟ می فرمود نه، مسلمانند اما به فکر دنیای اولادشان هستند؛ به فکر آخرت اولادشان نیستند. پیغمبر اکرم فرمود: وای به این بچه ها.(75) مادرانشان به فکر دیپلم و گلدوزی دخترهایشان هستند اما به فکر دینشان نیستند. وای به آن پسر و دختری که پدر به فکر دیپلم شدنش، مهندس شدنش، دکتر شدنش هست، اما به فکر دینش نیست. اگر در کنکور قبول نشود چقدر متأسف است. مادرش شب خوابش نمی برد! پدرش چقدر ناراحت است، اما رفوزه در دین است، مثل این که اصلاً چیزی نشد. هیچ ناراحت نیست. پیغمبر می فرمود: وای به این اولاد از دست پدر و مادرها.
بنابراین، معلومات دینی بر همه و همه لازم و واجب است که یاد بگیرند. نمی شود رساله ایکه هفتاد سال مرجع تقلید زحمت می کشد و می نویسد، این رساله را شما همین طوری یاد بگیرید. باید بخوانید، باید بررسی کنید؛ باید از دیگران بپرسید؛ باید سر و کار با منبر و محراب داشته باشید. آقا! خانم! اگر خودت یا پسر و دخترت با منبر و محراب سر و کار نداشته باشد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده، در دنیا و آخرت سه تا درد بی درمان پیدا می کنی که خیلی دردهای بالائی است:
سیأتی زمان علی امتی یفرون من العلمآء کما یفر الغنم من الذئب واذا کان کذلک سلط الله علیهم من لا رحم له ولا علم له ولا حلم له وترفع البرکة من امؤالهم ویخرجون من الدنیا بلا ایمان
یعنی زمانی بر این امت من بیاید که مسلمانند، اما سر و کار با منبر و محراب ندارند. مسجدها خلوت، پای منبرها خلوت، اینها فرار می کنند از مسجد و محراب، نظیر فرار کردن گوسفند از گرگ. بعد فرمودند وقتی مسلمانان اینطور شدند، اول اینکه خدا بر آنان افرادی را مسلط می کند که نه دین دارند و نه رحم و نه حلم. یعنی صدام را بر عراق مسلط می کند. یعنی آمریکای جنایتکار را مسلط بر ممالک اسلامی می کند. این آمریکای جنایت کار که الآن مسلط بر ممالک اسلامی است، این نه دین دارد نه رحم دارد و نه حلم دارد. دیدی با مردم چه کرد؟ خود جنایتکارش گفت: اینقدر بمب که در عراق ریختم در طی جنگ در ویتنام در آنجا نریختم. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود این در اثر این است که مردم فرار از منبر و محراب می کنند، اینجورها می شود.
دوم: ترفع البرکة من اموالهم پول خیلی پیدا می کنند اما خبری در آن نیست. همیشه به درد چکنم چکنم مبتلا هستند. پول فراوان است اما کمبود، گرانی و نگرانی فراوان است. اگر هم پول داشته باشد برکت ندارد. برکت ندارد می دانید یعنی چه؟ یعنی یک قصری دارد عالی؛ یک زن نق نقی هم دارد. خوب، معلوم است. این قصر با این زن نق نقی چه بلائی است برای انسان. یا اینکه زن، پول فراوان، زندگی خوب، حتی کلفت هم دارد، ولی یک شوهر نق نقی هم دارد. معلوم است که این خانم اگر در خرابه زندگی می کرد بهتر بود. ترفع البرکة من اموالهم یعنی غذا فراوان دارند اما بد می خورند. اولی و دومی خیلی مهم نیست. آن که مهم است سوم است که یخرجون من الدنیا بلا ایمان یعنی نمی تواند شیعه گری خودش را ببرد. در وسط کار یا در آخر کار عقیده اش از او گرفته می شود و شیطان پرست می میرد. پول پرست می میرد. با بغض امیر المؤمنین سلام الله علیه از دنیا می رود. ایمان باید در دل ثابت باشد تا نتواند شیطان آن را ببرد. اگر بخواهید در ایمانتان ثابت باشید، باید عالم در دین باشید. باید سر و کار با منبر و محراب داشته باشید؛ و متأسفانه همه جا، از جمله قم مقدس، مردم با روحانیت سر و کار ندارند. این قمیها که در میان روحانیت هستند ولی چندان سر و کار با روحانیت ندارند. قم، با جاهای دیگر تفاوتی ندارد. اگر از بعض جهات بهتر است. از بعض جهات هم عقب تر است.
جهل، صفت بدی است، این صفت را باید رفع کرد. خانم! باید عالم در دین بشوی. آقا! باید عالم در دین بشوی. سوره والعصر می گوید: علاوه بر اینکه تو باید عالم بشوی، باید امر به معروف و نهی از منکر هم بکنی. خود باید بدانی؛ زن و بچه را هم باید بفهمانی؛ رفیقت را هم باید بفهمانی. این راجع به جهل بسیط.