فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

2 - جهل تردید

اما قسم دوم، حال تردید است. آیا انقلاب درست است یا نه؟ آیا روحانیت درست می گوید یا نه؟ آیا اسلام درست است یا نه؟ آیا شیعه درست است یا نه؟ آیا اصلاً خدا هست یا نه؟ این حال شک و تردید است، همین طور که حال شک و تردید دنیای انسان را از بین می برد، دین انسان را از بین می برد. مانند خاری در روح، انسان را اذیت می کند. اگر یک خاری به طور دائم در چشم شما باشد، چقدر شما را اذیت می کند؟ حال شک و تردید برای روح انسان چنین است. یک کاری بکنید که حال شک و تردید نداشته باشید؛ مخصوصاً راجع به دین و راجع به اعتقاد. اعتقاد شما باید پا بر جا باشد. اعتقاد به هر چیز. اگر انقلابی هستی، راستی انقلابی باش. اینکه چه کرد و چه شد، امسال چه شد، سال گذشته چی. اینها نتواند تو را تکان بدهد. دو روایت از امام صادق علیه السلام راجع به مؤمن می خوانم:

ثبات قدم در ایمان

روایت اول المؤمن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواطف یعنی مؤمن مثل کوه است. هیچ بادی و طوفانی نمی تواند او را تکان بدهد. هر چه باران و برف بیاید، هر چه طوفان شدید باشد، کوه از جای خود تکان نمی خورد. مؤمن، شکاک نیست. مؤمن از نظر اعتقاد مثل کوه، پا برجا است. هیچ حادثه ای، هیچ مصیبتی، او را حرکت نمی دهد. لا تحرکه العواصف.
روایت دوم: المؤمن کالسنبلة یعنی مؤمن مثل شاخه گندم است. شاخه گندم، قابل انعطاف است؛ ولی باد، هر چه تند باشد، نمی تواند گندم را از ریشه در آورد. یعنی در حالیکه مثل شاخه گندم، انعطاف پذیر هستید، مثل کوه، پا برجا باشید. جوانها! در عقیده مثل کوه باشید. آن را با استدلال بپذیرید و روی آن پا بر جا باشید. امروز این، فردا آن، کار غلطی است. بعضی ها را می بینم که امروز مرید یکی و فردا دشمن او و مرید دیگری می شوند. این اصلاً ارادتش از اول غلط است. معمولاً آدمهای جاهل اینطورند. یک سخنرانی عالی او را می گیرد، مرید می شود. اما اگر یک حرفش به او بر بخورد، فوراً دشمن می شود.
در خانه بعضی خانمها اینطورند. شوهر یکسال، دو سال، ده سال، به این خانم خوبی می کند، اما یک روز عصبانی می شود، یک حرف نامربوط می زند، همین یک حرف آن خوبیهای ده سال را از بین می برد. این معلوم است از اول محبت نداشته. یا اینکه خانمی شبانه روز برای شوهرش زحمت می کشد، اما یک وقتی یک کار بیجا می کند، مثلاً چائی را دیر دم کرده یا غذا شور شده تمام آن محبت های گذشته از بین می رود. این معلوم است از اول مثل کوه نیست که پا بر جا باشد.
تقاضا دارم اگر محبت دارید مثل کوه باشید. در عقیده مثل کوه باشید. و بالأخره اراده قوی داشته باشید تا به واسطه اراده قوی، بتوانید در کارهایتان تصمیم گیری بکنید. عقیده عالی داشته باشید تا به واسطه عقیده عالی، مثل کوه باشید و هیچ چیز نتواند شما را حرکت بدهد. تا انشاء الله دم مرگ، اگر شیطان و تمام دنیا پشت به پشت هم بدهند نتوانند شما را حرکت بدهند.
جلسه هفتم: رذیله جهل 2

3- جهل مرکب

قسم سوم از جهل، از قسم اول و دوم خیلی بدتر است؛ و آن جهل مرکب است. این جهل دو تا معنی دارد، به عبارت دیگر دو قسم است، یک قسمت اینکه شاعر می گوید:
آنکس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند
یعنی جاهل است اما نمی داند که جاهل است. این قسم سابقاً صحبت شد و این، جهل مرکب اصطلاحی نیست. - گر چه عده ای این را نیز جهل مرکب می دانند - لکن این غفلت است. این شاعر اشتباه کرده است. معنای غفلت همین است. نمی داند که نمی داند. گاهی غفلت آن است که می داند و از دانسته خود غفلت دارد. که همین شاعر می گوید:
آنکس که بداند و نداند که بداند - بیدارش نمایید که بس خفته نماند
علاج خوبی هم آقای شاعر در مصرع دوم آورده است. آدمی گاهی نمی داند و غفلت از جهلش دارد. گاهی می داند و غفلت از علمش دارد. بالأخره هر دو غفلت است. غفلت، ضد تفکر و ضد توجه می باشد و درباره آن صحبت شد.
قسم دوم که خیلی خطرناک است و فلاسفه و علمای علم اخلاق به آن جهل مرکب اطلاق می کنند، این است: نمی داند، اما خیال می کند که می داند. عالم نیست، اما خیال می کند که عالم است. مقدس نیست، خیال می کند که مقدس است. جهنمی به تمام معنی است، اما خیال می کند که بهشتی است. آدم بد ترکیبی است، اما خیال می کند زیباست. در خانه آدم بد اخلاقی است، اما اگر به او بگویند بد اخلاق هستی بدش می آید و می گوید نه، من در خانه بسیار خوش اخلاقم؛ و بالأخره سر و کار با خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ندارد اما تخیل می کند اول مؤمن در میان مردم است. این وضع خطرناکی است. به اندازه ای هم خطرناک است که قرآن می فرماید: اگر این رذیله در دل رسوخ کند، و با همین صفت در صف محشر وارد شود، با پروردگار عالم ستیزه گری می کند. یعنی آنجا هم جهل مرکبش کار می کند. وقتی که پرونده سیاهش را به دستش دادند، منکر می شود. در مقابل خدا قسم می خورد و می گوید: خدا! من آدم خوبی هستم؛ بهشتی هستم؛ و بیجا می خواهی مرا به جهنم ببری!
قرآن درباره این گونه انسانها می فرماید:
یوم یبعثهم الله جمیعاً فیحلفون له کما یحلفون لکم ویحسبون انهم علی شی ء الا انهم هم الکاذبون(69)
می فرماید: روز قیامت که می شود، افرادی که جهل مرکب دارند قسم می خورند و در مقابل خدا خودشان را بهشتی می دانند؛ همینطور که در دنیا خودشان را بهشتی و آدم خوب می دانستند و به مردم می گفتند که ما خوبیم و قسم دروغ می خوردند، در مقابل خدا هم قسم می خورند که خوبیم. قرآن می فرماید عجب افراد دروغگوئی هستند! کارشان به جائی رسیده که در روز قیامت هم خلاف واقع می گویند!
در میان با سوادها و بیسوادها، روشنفکرها و غیر روشنفکرها، خانمها و آقایان، این رذیله خیلی فراوان دیده می شود؛ و قرآن می فرماید خطرناک است. خطرش به اندازه ای است که در روز قیامت در مقابل خدا قد علم می کند. می گوید: خدا! تو اشتباه می کنی و ملائکه ات اشتباه کردند که این پرونده را برای من تهیه کردند. من بهشتی هستم و تو بیجا می خواهی مرا به جهنم ببری! قسم هم می خورد و می گوید: خدایا! بحق خودت قسم اشتباه می کنی؛ من آدم خوبی هستم.
اگر برای جهل مرکب جز این آیه شریفه نبود، بس بود برای اینکه ما مواظب باشیم که یک دفعه این صفت رذیله جهل مرکب را نداشته باشیم، قرآن شریف این افراد را بدترین و پست ترین افراد می داند و می فرماید: ورشکسته ترین افراد در روز قیامت همین افرادند. آنهم با یک تأکید خاصی می فرماید:
قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالاً الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعاً(70)
می فرماید: می خواهید خبرتان کنم از ورشکسته ترین، شقی ترین و بدبخت ترین افراد؟ آنها کسانی هستند که کار بد می کنند و خیال می کنند که کار خوب می کنند. آن کسانی که جاهلند اما خیال می کنند عالمند.
مسجد نمی رود؛ پای منبر نمی رود؛ به او گفته می شود سر و کار با منبر و محراب داشته باش؛ می گوید من از این آخوندها بیشتر بلدم. در خانه یک زن بسیار بد اخلاق است. نه شوهر داری می کند و نه بچه داری و نه خانه داری. اما وقتی به او می گویند خانم! تو بدی. می گوید اشتباه می کنید؛ من بسیار خوبم! حتی اگر پدر و مادرش هم او را نصیحت کنند حرف آنها را هم نمی شنود و همان جهل مرکبش را می خواهد بر همه تحمیل کند. در خانه و در میان مردم آدم رذلی است، اما خودش را یک آدم حسابی می داند؛ و بالأخره جهنمی است ولی تخیل می کند بهشتی است.