فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

اقسام جهل

جهل منقسم می شود به سه قسم:

1- جهل بسیط:

یکی جهل بسیط و معنای جهل بسیط این است که نمی داند. مثلاً بیسواد است. خواندن و نوشتن را نمی داند. یا کسی است با سواد، اما احکام دینش را نمی داند. به این می گویند جهل بسیط. و این جهل برای مسلمان نقص بزرگی است. کسی سواد خواندن و نوشتن را نداشته باشد، یعنی معلومات عمومی نداشته باشد. انصافاً برای مرد نقص است، برای زن هم نقص است.

ضرورت آشنایی با مسائل دینی

یک مسلمان لااقل باید معلومات عمومی یعنی خواندن و نوشتن را بداند. چنانچه یک نفر مسلمان باید معلومات عمومی دینی خود را بداند. یعنی آن مسائلی که احتیاج به آن دارد باید آن مسائل را بداند. یک مرد، یک زن باید آشنائی کامل به رساله عملیه داشته باشد. یک مرد یا یک زن باید آشنائی کامل به قرآن داشته باشد. قرآن را خوب بتواند بخواند. باید آشنائی کامل با مسائل کارش داشته باشد. اگر اداری است مسائل مربوط به اداره اش را بداند. اگر کاسب است مسائل مربوط به کسبش را بداند. یک مرد اگر می خواهد ازدواج کند باید بداند از نظر اسلام چطور در خانه رفتار کند. یک زن باید بداند اسلام درباره خانه داری، درباره شوهر داری، درباره بچه داری چه گفته است. یک نفر مسلمان باید آشنائی با اخلاق اسلام و با معارف اسلام داشته باشد. یکنفر مسلمان باید به فراخور حالش اصول دین را با استدلال بداند. به فراخور حالش باید دلیلی برای توحید، برای اصل اثبات وجود خدا، برای معاد، برای نبوت و امامت داشته باشد. این وظیفه یک مسلمان است. اگر یک مسلمان معلومات عمومی دینی نداشته باشد، نقص خیلی بزرگی در وجود اوست و از روایات بر می آید که ترک واجب کرده است. این روایت نبوی را همه شنیده اید که:
طلب العلم فریضة علی کل مسلم(62)
مسلمان باید در مقام تعلم باشد، آنهم، به قول پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، زگهواره تا گور. جمله اطلبوا العلم من المهد الی اللحد اگر تأکید باشد، معنایش این است که هر انسانی، اعم از بچه و جوان و پیر و زن و مرد، باید همیشه علم بیاموزد، باید همیشه سر و کارش با علم، با تعلیم و تعلم باشد.
و اگر تأکید نباشد، نکته دیگری از آن استفاده می شود که شاید هم منظور، همین معنی دوم باشد، و آن این که کودک وقتی که به دنیا می آید، غریزه علم یابی او زنده، و بلکه مثل غریزه خوردن و آشامیدن او بالفعل است؛ و چنانچه می تواند چیز بخورد؛ می تواند چیز بیاشامد. غریزه علم یابی و علم جوئی او هم بالفعل است. شاید اینکه مستحب است در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویند، دلیل بر همین باشد که این توجه به علم یابی و علم جویی دارد و اسلام می خواهد در گوش این بچه اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله بلند شود؛ تا پوست و گوشت و استخوان او با این کلمات روئیده شود. شاید این روایتی که می فرماید: اگر بچه کوچک در اطاق بیدار باشد، زن و مرد با هم همبستر نشوند، و اگر شدند و این بچه بد در آمد، پدر و مادر خود را ملامت کنند، دلیلی باشد که غریزه علم یابی و علم جویی بچه، از همان روز اول بالفعل است، علم جو است؛ و بالأخره اگر هم آن وقت علم یاب و علم جو نباشد، طولی نمی کشد که این بچه علم یاب و علم جو می شود. بچه کوچک زبان باز نکرده از مادرش سؤالها می کند. از پدرش سؤالها و جستجوها دارد. همین دلیل بر علم یابی و علم جویی اوست. لذا، بعید نیست این جمله پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را حمل بر این حقیقت کنیم نه تأکید؛ و بگوییم که سخن پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که می فرماید: زگهواره تا گور دانش بجوی شعار اسلام است. طلب العلم فریضة علی کل مسلم شعار اسلام است؛ و بالأخره شعار اسلام و قرآن.
یرفع الله الذین امنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات(63)
آن خرافاتی که در جاهلیت بود و به او می تازیدند، همه و همه زیر پای من هستند. یعنی ملغی شدند. اما همین پیغمبر و قرآنش می فرماید دو امتیاز ملغی نیست، یکی امتیاز تقوی و یکی امتیاز علم.