فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

گذشت همسر حاکم

زنی مسلمان، همسر حاکم مازندران بود. سالی برنج مازندران از بین رفته بود و مردم نمی توانستند مالیات بدهند. مالیات معینی برای هر استانی وضع شده بود که باید حاکم آن استان به حکومت مرکزی می داد. حاکم، این موضوع را با خانمش در میان گذاشت و گفت: امسال چه باید کرد؟ من هم ندارم که مالیات بدهم. به زور هم نمی شود از اینها گرفت زیرا گناه است. این خانم گفت: من یک پیراهن مرصع دارم که از پدرم به ارث رسیده است. آن را به عنوان مالیات بفرست. حاکم مازندران آن را فرستاد. این پیراهن، که با دانه های جواهر آراسته شده بود، در جلسه مرکز، و بخصوص در چشم پادشاه آن زمان، جلوه کرد. اما پادشاه از بس از کار حاکم و گذشت و فداکاری همسرش خوشش آمده بود، پیراهن را دوباره برگرداند و گفت که من امسال مالیات مازندران را بخشیدم. هم حاکم و هم مازندرانیها همه و همه خوشحال شدند. اما زن حاکم گفت من این پیراهن را دیگر نمی پوشم؛ برای اینکه چشم نامحرم به آن خورده است.
خانم! نمی گویم چنین باش. اما در این ایام عید مواظب باش لباس نوی تو را جوان عزب نبیند! می گویم مواظب باش صورت تو را نبینند! اگر ایمان قلبی می خواهی می گویم جوان! تا می توانی نگاه به نامحرم نکن؛ چشم چرانی نکن؛ در آن مراکزی که زن و مرد هستند، نظیر بازار و خیابانها، کمتر برو؛ و بالأخره اگر ایمان عاطفی می خواهی تقاضا دارم از پی گناه نباش.
ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً
این آیه می فرماید: علاوه بر اینکه یقین پیدا می کنی، به مقام عین الیقین و به مقام حق الیقین، که علمای علم اخلاق می گویند، به مقام فرقان می رسی. تو گناه نکن ببین به کجا خواهی رسید.
طیران مرغ دیدی. توز پای بند شهوت - به در آی، تا ببینی طیران آدمیت

جلسه ششم: رذیله جهل 1

یکی از رذائل اخلاقی، که ضد یقین است، جهل و تخیل و وسوسه می باشد. درباره فضیلت یقین مقداری صحبت شد و فهمیدیم که یقین برای انسان یک فضیلت بزرگ است. همان مقدار که یقین فضیلت بزرگی محسوب می شود، ضد آن یعنی جهل و تخیل و وسوسه، رذیله بزرگی به حساب می آید. در پستی جهل همین مقدار بس که به هر کسی بگویند جاهل، ناراحت می شود.

اقسام جهل

جهل منقسم می شود به سه قسم: