فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

راه تحصیل ایمان قلبی یقین

اما ایمان قلبی فقط و فقط راهش رابطه با خداست. عبادت می خواهد: واعبد ربک حتی یأتیک الیقین(56) می فرماید: اگر یقین می خواهی عبادت کن. رابطه با خدا را محکم کن. ایمان قلبی از نماز اول وقت، از نماز با جماعت، پیدا می شود. مسجد در مقابل شیطان انسی و جنی سنگر است. اینگونه مجالس خار در چشم شیطان جنی و انسی است. علاوه بر اینکه خار است در چشم دشمن، نور است برای دل. نماز اول وقت بخوانید. با خضوع بخوانید. با خشوع بخوانید. در نماز، مکالمه با خدا داشته باشید. یعنی وقتیکه می گوئید ایاک نعبد و ایاک نستعین با خدا حرف بزن؛ و بالأخره خود را در محضر خدا بدان و این نماز را معراج بدان. همین طور که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم معراج داشت و با خدا حرف می زد شما هم مکالمه با خدا داشته باشید. روزه ماه مبارک رمضان به شما ایمان قلبی می دهد. نماز شب به شما نورانیت می دهد. از اینها مهمتر، به واسطه خدمت به خلق خدا. انسان ممکن است دلی به دست بیاورد که راه پنجاه ساله را در مدت کوتاهی بپیماید. در این ماه مبارک رمضان هر کسی به اندازه وسعش باید به فقرا کمک کند. و این شعار اسلامی را در ماه مبارک رمضان و همیشه در نظر داشته باشیم:
لینفق ذو سعة من سعته ومن قدر علیه رزقه فلینفق مما اتاه الله لا یکلف الله نفساً الا ما اتاها(57)
یعنی هر کسی به اندازه وسعش باید به فقرا و ضعفاء و بیچاره ها کمک کند؛ و خلأ فقر فردی و اجتماعی را پر کند. آنکه می تواند، زیاد کمک کند. آنکه نمی تواند کمتر. این آیه ای که خواندم، امر است. ما از این امر نباید بگذریم. ما نباید بگوئیم مستحب است. روایات زیادی هم وارد شده که باید همه و همه به فکر یکدیگر باشند. من اصبح لا یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم(58) همه شما شنیدید. اما حیف که همه ما به آن عمل نمی کنیم. نگو ندارم. می توانی به جای ده لقمه نه لقمه و حتی یک لقمه کمک کنی. می توانی برای جهازیه هزار تومان یا کمتر بدهی. اگر دولت می تواند باید خلأ اجتماعی و فردی را پر کند؛ و اگر نتوانست همه مردم.
خلاصه، اگر ایمان عاطفی می خواهی، اگر نورانیت دل می خواهی، تا می توانی به خلق خدا خدمت کن. لذا عرفا و علمای علم اخلاق اگر روزی نمی توانستند به کسی کمک کنند، آن روز خیلی غصه داشتند و می گفتند امروز خذلان برای ما جلو آمد. برای اینکه نتوانستیم به کسی کمک کنیم. حتی اگر نمی توانستند به انسانها کمک کنند، به حیوانها کمک می کردند. وقتی که برف بیاید، این پرنده ها دانه می خواهند. چه کسی باید به اینها دانه بدهد جز آدمهای متوجه؟ لذا می رفتند روی برف دانه می پاشیدند. وقتی که می دیدند وضع مشکل است، خود نمی خوردند به دیگری می دادند.
در روایات می خوانیم که امیر المؤمنین علیه السلام یک مقدار پول برای خرج روزانه اش قرض کرده بود. در راه مقداد را دید. فرمود: مقداد! چرا متحیری؟ گفت: دیروز تا حالا نتوانسته ام برای زن و بچه ام غذا تهیه کنم. امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: معلوم است که پول برای تو لازم تر از من است. برای اینکه من امروز نتوانستم غذا تهیه کنم. این پول مال تو. نگوئید علی بود. ایشان سرمشق است برای شیعه، برای دنیای بشریت؛ دنیای بشریت باید به علی علیه السلام افتخار کند. اما حیف که شیعیان هم از او پیروی نمی کنند.
قرآن برای نورانیت دل روی تقوی پافشاری دارد و آن را از همه اینها مهمتر می داند:
ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً(59)
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله وامنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراً تمشون به(60)
ومن لم یجعل الله له نوراً فما له من نور(61)
قرآن می فرماید: این ایمان را باید خدا بدهد. نور را خدا باید بدهد. ایمان قلبی مال خداست. مقدماتش مال ماست. اما نور را خدا باید در دل بتاباند. بعد در آن دو آیه ای که خواندم می فرماید: نور را در دل متقی قرار می دهد. متقی کیست؟ آن خانمی که حجاب دارد و حجاب خوب دارد. آن خانمی که اگر کسی به او تنه بزند تا موقع افطار ناراحت است؛ با اینکه خودش تقصیر نداشت، از این گناه توبه می کند. اینها مصداق آدمهای متقی هستند.

گذشت همسر حاکم

زنی مسلمان، همسر حاکم مازندران بود. سالی برنج مازندران از بین رفته بود و مردم نمی توانستند مالیات بدهند. مالیات معینی برای هر استانی وضع شده بود که باید حاکم آن استان به حکومت مرکزی می داد. حاکم، این موضوع را با خانمش در میان گذاشت و گفت: امسال چه باید کرد؟ من هم ندارم که مالیات بدهم. به زور هم نمی شود از اینها گرفت زیرا گناه است. این خانم گفت: من یک پیراهن مرصع دارم که از پدرم به ارث رسیده است. آن را به عنوان مالیات بفرست. حاکم مازندران آن را فرستاد. این پیراهن، که با دانه های جواهر آراسته شده بود، در جلسه مرکز، و بخصوص در چشم پادشاه آن زمان، جلوه کرد. اما پادشاه از بس از کار حاکم و گذشت و فداکاری همسرش خوشش آمده بود، پیراهن را دوباره برگرداند و گفت که من امسال مالیات مازندران را بخشیدم. هم حاکم و هم مازندرانیها همه و همه خوشحال شدند. اما زن حاکم گفت من این پیراهن را دیگر نمی پوشم؛ برای اینکه چشم نامحرم به آن خورده است.
خانم! نمی گویم چنین باش. اما در این ایام عید مواظب باش لباس نوی تو را جوان عزب نبیند! می گویم مواظب باش صورت تو را نبینند! اگر ایمان قلبی می خواهی می گویم جوان! تا می توانی نگاه به نامحرم نکن؛ چشم چرانی نکن؛ در آن مراکزی که زن و مرد هستند، نظیر بازار و خیابانها، کمتر برو؛ و بالأخره اگر ایمان عاطفی می خواهی تقاضا دارم از پی گناه نباش.
ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً
این آیه می فرماید: علاوه بر اینکه یقین پیدا می کنی، به مقام عین الیقین و به مقام حق الیقین، که علمای علم اخلاق می گویند، به مقام فرقان می رسی. تو گناه نکن ببین به کجا خواهی رسید.
طیران مرغ دیدی. توز پای بند شهوت - به در آی، تا ببینی طیران آدمیت

جلسه ششم: رذیله جهل 1

یکی از رذائل اخلاقی، که ضد یقین است، جهل و تخیل و وسوسه می باشد. درباره فضیلت یقین مقداری صحبت شد و فهمیدیم که یقین برای انسان یک فضیلت بزرگ است. همان مقدار که یقین فضیلت بزرگی محسوب می شود، ضد آن یعنی جهل و تخیل و وسوسه، رذیله بزرگی به حساب می آید. در پستی جهل همین مقدار بس که به هر کسی بگویند جاهل، ناراحت می شود.