فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

داستانی از احیاء العلوم غزالی

غزالی در احیاء العلوم می نویسد: آقائی به طرف حسابش نوشت که: نی های شکر را سرما زده است. از این جهت امسال زمینه برای خرید شکر فراوان است؛ و یقین داشته باش که شکر گران خواهد شد. این نامه به دست این تاجر رسید. افتاد در بازار کوفه: شکر فراوانی خرید و انبارش را پر کرد. خوشحال شد که امسال سود فراوانی نصیبش می شود. شب، وقتی که از بازار و از سر و صدای دنیا فارغ شد، عاطفه و ایمان قلبی او، وجدان او، وجدانی که از یقین او، اسلام او، پیدا شده بناکرد این آقا را ملامت کردن، گفت: دیدی چه کردی؟ مردم را گول زدی. گول نزده بود، شکر به نرخ روز خریده بود. اما زمینه این بوده است که سال آینده شکر گران شود. این زمینه کلاه گذاشتن سر مردم بود. غزالی می گوید: این آقا صبح خوابش نبرد. اول اذان صبح، در نماز جماعت به افرادی که شکر از آنها خریده بود ماجرا را گفت؛ و تا اول آفتاب به در خانه همه آنها که شکر خریده بود رفت. همه آنها گفتند راضی هستیم و معامله را به هم نمی زنیم. اینجا قدری راحت شد. غزالی می گوید: شب دوم ضربات وجدان باز نگذشت که او بخوابد.
روایت دارد که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: اگر مسلمانی، مسلمانی را گول بزند، اصلاً مسلمان نیست. لیس من المسلمین من غشهم(53) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از بازار مدینه رد می شدند. دیدند کسی میوه ای یا چیز دیگری می فروشد که خیلی عالی است. دست کردند زیرش دیدند خراب است. گفتند این کار تو خیانت است؛ گول زدن سر مسلمانها است.(54)
بالأخره آن آقای تاجر که شکرها را خریده بود، فردا صبح به بازار آمد و به التماس شکرها را پس داد و رفت منزل. شب سوم خواب خوبی رفت و گفت: الحمد لله رب العالمین؛ ما توانستیم دین خودمان را حفظ کنیم ولو اینکه استفاده زیادی از دست ما رفت. به این می گویند ایمان عاطفی و قلبی. همه و همه، مخصوصاً جوانها، اگر می خواهند گره ای از کار انقلاب و وطنشان باز کنند حتماً باید ایمان عاطفی و قلبی را دارا باشند؛ برای اینکه در بن بستها و امتحانات، فقط ایمان قلبی می تواند ما را نجات دهد.

لزوم امتحان

نمی شود امتحان برای کسی پیش نیاید. برای همه پیش می آید. جوان باشد یا پیر؛ زن باشد یا مرد؛ روحانی باشد یا غیر روحانی؛ امتحان برایش جلو می آید.
بسم الله الرحمن الرحیم الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لایفتنون ولقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین(55)
آیا اینها را وا می گذاریم اینکه ظاهراً ایمان آوردند؟ نه اینها حتماً امتحان می شوند. حتماً مشکلاتی برایشان جلو می آید. اگر قسم اول و دوم ایمان باشد مردود می شوند. فقط و فقط ایمان عاطفی است که می تواند گاهی نمره بیست بیاورد.
ایمان تقلیدی از کجا پیدا می شود؟ معلوم است پدر و مادر شیعه بودند؛ این هم در خانه شیعه بزرگ شده، به این می گویند ایمان تقلیدی. ایمان استدلالی از کجا پیدا می شود. معلوم است از مطالعه کتاب و سر و کار داشتن با منبر و محراب. مخصوصاً جوانها به شما زیاد سفارش می کنم که مطالعه زیاد داشته باشید؛ و بالأخره باید اصول دین، با برهان، در ذهن شما، در مغز شما، در فکر شما، باشد. لذا ایمان استدلالی و ایمان عقلی از راه مطالعه کتابهای کلامی، از پرسیدن، از راه نشستن با عالم، پیدا می شود.

راه تحصیل ایمان قلبی یقین

اما ایمان قلبی فقط و فقط راهش رابطه با خداست. عبادت می خواهد: واعبد ربک حتی یأتیک الیقین(56) می فرماید: اگر یقین می خواهی عبادت کن. رابطه با خدا را محکم کن. ایمان قلبی از نماز اول وقت، از نماز با جماعت، پیدا می شود. مسجد در مقابل شیطان انسی و جنی سنگر است. اینگونه مجالس خار در چشم شیطان جنی و انسی است. علاوه بر اینکه خار است در چشم دشمن، نور است برای دل. نماز اول وقت بخوانید. با خضوع بخوانید. با خشوع بخوانید. در نماز، مکالمه با خدا داشته باشید. یعنی وقتیکه می گوئید ایاک نعبد و ایاک نستعین با خدا حرف بزن؛ و بالأخره خود را در محضر خدا بدان و این نماز را معراج بدان. همین طور که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم معراج داشت و با خدا حرف می زد شما هم مکالمه با خدا داشته باشید. روزه ماه مبارک رمضان به شما ایمان قلبی می دهد. نماز شب به شما نورانیت می دهد. از اینها مهمتر، به واسطه خدمت به خلق خدا. انسان ممکن است دلی به دست بیاورد که راه پنجاه ساله را در مدت کوتاهی بپیماید. در این ماه مبارک رمضان هر کسی به اندازه وسعش باید به فقرا کمک کند. و این شعار اسلامی را در ماه مبارک رمضان و همیشه در نظر داشته باشیم:
لینفق ذو سعة من سعته ومن قدر علیه رزقه فلینفق مما اتاه الله لا یکلف الله نفساً الا ما اتاها(57)
یعنی هر کسی به اندازه وسعش باید به فقرا و ضعفاء و بیچاره ها کمک کند؛ و خلأ فقر فردی و اجتماعی را پر کند. آنکه می تواند، زیاد کمک کند. آنکه نمی تواند کمتر. این آیه ای که خواندم، امر است. ما از این امر نباید بگذریم. ما نباید بگوئیم مستحب است. روایات زیادی هم وارد شده که باید همه و همه به فکر یکدیگر باشند. من اصبح لا یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم(58) همه شما شنیدید. اما حیف که همه ما به آن عمل نمی کنیم. نگو ندارم. می توانی به جای ده لقمه نه لقمه و حتی یک لقمه کمک کنی. می توانی برای جهازیه هزار تومان یا کمتر بدهی. اگر دولت می تواند باید خلأ اجتماعی و فردی را پر کند؛ و اگر نتوانست همه مردم.
خلاصه، اگر ایمان عاطفی می خواهی، اگر نورانیت دل می خواهی، تا می توانی به خلق خدا خدمت کن. لذا عرفا و علمای علم اخلاق اگر روزی نمی توانستند به کسی کمک کنند، آن روز خیلی غصه داشتند و می گفتند امروز خذلان برای ما جلو آمد. برای اینکه نتوانستیم به کسی کمک کنیم. حتی اگر نمی توانستند به انسانها کمک کنند، به حیوانها کمک می کردند. وقتی که برف بیاید، این پرنده ها دانه می خواهند. چه کسی باید به اینها دانه بدهد جز آدمهای متوجه؟ لذا می رفتند روی برف دانه می پاشیدند. وقتی که می دیدند وضع مشکل است، خود نمی خوردند به دیگری می دادند.
در روایات می خوانیم که امیر المؤمنین علیه السلام یک مقدار پول برای خرج روزانه اش قرض کرده بود. در راه مقداد را دید. فرمود: مقداد! چرا متحیری؟ گفت: دیروز تا حالا نتوانسته ام برای زن و بچه ام غذا تهیه کنم. امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: معلوم است که پول برای تو لازم تر از من است. برای اینکه من امروز نتوانستم غذا تهیه کنم. این پول مال تو. نگوئید علی بود. ایشان سرمشق است برای شیعه، برای دنیای بشریت؛ دنیای بشریت باید به علی علیه السلام افتخار کند. اما حیف که شیعیان هم از او پیروی نمی کنند.
قرآن برای نورانیت دل روی تقوی پافشاری دارد و آن را از همه اینها مهمتر می داند:
ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً(59)
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله وامنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراً تمشون به(60)
ومن لم یجعل الله له نوراً فما له من نور(61)
قرآن می فرماید: این ایمان را باید خدا بدهد. نور را خدا باید بدهد. ایمان قلبی مال خداست. مقدماتش مال ماست. اما نور را خدا باید در دل بتاباند. بعد در آن دو آیه ای که خواندم می فرماید: نور را در دل متقی قرار می دهد. متقی کیست؟ آن خانمی که حجاب دارد و حجاب خوب دارد. آن خانمی که اگر کسی به او تنه بزند تا موقع افطار ناراحت است؛ با اینکه خودش تقصیر نداشت، از این گناه توبه می کند. اینها مصداق آدمهای متقی هستند.