فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

ایثار ابو ایوب انصاری

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رد می شدند دیدند ابو ایوب انصاری در کوچه فرش پهن کرده و با زن و بچه اش رو به دیوار و پشت به مردم نشسته است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ابو ایوب! چرا اینجا نشسته ای؟ گفت یا رسول الله! مهاجری آمد خانه نداشت. من دیدم اگر این بی خانه باشد و در کوچه بماند، برای او زشت است؛ برای ما هم زشت است. او خجالت می کشد؛ ما هم خجالت می کشیم. اما اگر او برود در خانه من و من در کوچه باشم، برای من افتخار است و من خجالت نمی کشم و کمکی هم کرده ام.
این است ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة ببینید مسلمانها به کجا رسیدند که اینگونه ایثارگری می کنند خانه خودش را به دیگری می دهد و خود در کوچه می نشیند. چطور شد که اینجور شدند؟ در اثر یقین. وقتی یقین در دل کسی رسوخ کرد، ایمان در دل کسی رسوخ کرد، معلوم است دیگر از نماز لذت می برد؛ از انفاق به دیگران لذت می برد. فردی که پول دوست است، اگر یک روز یک میلیون استفاده ببرد یا اگر بی دین باشد یک میلیون کلاهبرداری کند، چقدر خوشحال است؟ به اندازه ای که شب خوابش نمی برد. برای اینکه یقین به دنیا و تاریکی دنیا در دل او رسوخ کرده، عشق به دنیا او را به اینجا رسانده است. آن کسی که عشق به خدا و اسلام دارد، عشق به بنده های خدا دارد، و بالأخره ایمان عاطفی در دل او رسوخ کرده است، اگر خانه اش را بدهد برای اینکه دیگران در رفاه و آسایش باشند ولی خودش در مضیقه باشد، خوشحال است.

داستانی از احیاء العلوم غزالی

غزالی در احیاء العلوم می نویسد: آقائی به طرف حسابش نوشت که: نی های شکر را سرما زده است. از این جهت امسال زمینه برای خرید شکر فراوان است؛ و یقین داشته باش که شکر گران خواهد شد. این نامه به دست این تاجر رسید. افتاد در بازار کوفه: شکر فراوانی خرید و انبارش را پر کرد. خوشحال شد که امسال سود فراوانی نصیبش می شود. شب، وقتی که از بازار و از سر و صدای دنیا فارغ شد، عاطفه و ایمان قلبی او، وجدان او، وجدانی که از یقین او، اسلام او، پیدا شده بناکرد این آقا را ملامت کردن، گفت: دیدی چه کردی؟ مردم را گول زدی. گول نزده بود، شکر به نرخ روز خریده بود. اما زمینه این بوده است که سال آینده شکر گران شود. این زمینه کلاه گذاشتن سر مردم بود. غزالی می گوید: این آقا صبح خوابش نبرد. اول اذان صبح، در نماز جماعت به افرادی که شکر از آنها خریده بود ماجرا را گفت؛ و تا اول آفتاب به در خانه همه آنها که شکر خریده بود رفت. همه آنها گفتند راضی هستیم و معامله را به هم نمی زنیم. اینجا قدری راحت شد. غزالی می گوید: شب دوم ضربات وجدان باز نگذشت که او بخوابد.
روایت دارد که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: اگر مسلمانی، مسلمانی را گول بزند، اصلاً مسلمان نیست. لیس من المسلمین من غشهم(53) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از بازار مدینه رد می شدند. دیدند کسی میوه ای یا چیز دیگری می فروشد که خیلی عالی است. دست کردند زیرش دیدند خراب است. گفتند این کار تو خیانت است؛ گول زدن سر مسلمانها است.(54)
بالأخره آن آقای تاجر که شکرها را خریده بود، فردا صبح به بازار آمد و به التماس شکرها را پس داد و رفت منزل. شب سوم خواب خوبی رفت و گفت: الحمد لله رب العالمین؛ ما توانستیم دین خودمان را حفظ کنیم ولو اینکه استفاده زیادی از دست ما رفت. به این می گویند ایمان عاطفی و قلبی. همه و همه، مخصوصاً جوانها، اگر می خواهند گره ای از کار انقلاب و وطنشان باز کنند حتماً باید ایمان عاطفی و قلبی را دارا باشند؛ برای اینکه در بن بستها و امتحانات، فقط ایمان قلبی می تواند ما را نجات دهد.

لزوم امتحان

نمی شود امتحان برای کسی پیش نیاید. برای همه پیش می آید. جوان باشد یا پیر؛ زن باشد یا مرد؛ روحانی باشد یا غیر روحانی؛ امتحان برایش جلو می آید.
بسم الله الرحمن الرحیم الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لایفتنون ولقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین(55)
آیا اینها را وا می گذاریم اینکه ظاهراً ایمان آوردند؟ نه اینها حتماً امتحان می شوند. حتماً مشکلاتی برایشان جلو می آید. اگر قسم اول و دوم ایمان باشد مردود می شوند. فقط و فقط ایمان عاطفی است که می تواند گاهی نمره بیست بیاورد.
ایمان تقلیدی از کجا پیدا می شود؟ معلوم است پدر و مادر شیعه بودند؛ این هم در خانه شیعه بزرگ شده، به این می گویند ایمان تقلیدی. ایمان استدلالی از کجا پیدا می شود. معلوم است از مطالعه کتاب و سر و کار داشتن با منبر و محراب. مخصوصاً جوانها به شما زیاد سفارش می کنم که مطالعه زیاد داشته باشید؛ و بالأخره باید اصول دین، با برهان، در ذهن شما، در مغز شما، در فکر شما، باشد. لذا ایمان استدلالی و ایمان عقلی از راه مطالعه کتابهای کلامی، از پرسیدن، از راه نشستن با عالم، پیدا می شود.