فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فضیلت نماز شب

این روایتی که مرحوم صاحب وسائل در کتاب شریف خود در فضیلت نماز شب از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند:
الرکعتان فی جوف اللیل احب الی من الدنیا وما فیها.(50)
یعنی دو رکعت نماز در دل شب، پیش من افضل است از دنیا و آنچه در دنیاست.
معنایش این است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر تمام دنیا را به من بدهند که یکشب نماز شب نخوان، این کار را نمی کنم. این جملات مربوط به شخص پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیست. بلکه مربوط به آن یقینی است که در دل آن حضرت است؛ و این یقین برای شیعیان هم پیدا می شود؛ و باید پیدا شود. ما سراغ داریم افرادی را که اگر یک شب نماز شب نمی خواندند چه گریه ها می کردند. یادم نمی رود یک اهل دلی شبی نماز شبش ترک شد. این شخص از اول صبح تا به شب گریه کرد و غصه خورد. می گفت که من از 16 سالگی تا الآن نماز شبم ترک نشده است.
نوری که از ایمان عاطفی، از ایمان عقلی، دل اینها را منور کرده، مانع گناه می شود. آن نور اینها را به مستحبات وا می دارد. بلکه از مستحبات لذتی می برد که هیچ چیز در مقابلش نمی تواند قد علم کند قرآن شریف می فرماید: اینها افرادی هستند که در دل شب بلند می شوند. پشت به رختخواب، نماز شب می خوانند. اینها افرادی هستند که به فقرا و ضعفا رسیدگی می کنند. می فرماید که یک حالی برای اینها هست و برای نماز شبشان، برای انفاقشان، به اندازه ای لذت می برند که هیچ کس نمی تواند این لذت را درک کند جز اینکه به آن برسد:
تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً وطمعاً ومما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین جزاء بما کانوا یعملون(51)
ظاهرش این است که در همین دنیا این پاداش را می گیرند. در همین دنیا لذت می برند. وقتی که برای نماز شبش الله اکبر می گوید، به قدری لذت می برد مثل اینکه خدا خیر دنیا و آخرت را به او داده است. اگر به دنیا رسید حاضر است ایثار کند؛ و از اینکه دیگران به نعمت می رسند، لذت می برد:
ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة(52)
معنایش این است که اینها ایثار می کنند؛ به دیگران می دهند بخورند و استفاده کنند ولو اینکه خودشان احتیاج داشته باشند. شأن نزول این آیه را جایی درباره امیر المؤمنین علیه السلام و جایی درباره مقداد و در جای دیگر درباره ابو ایوب انصاری گفته اند. همه اینها ممکن است درست باشد. زیرا همه اینها اینطور بودند.

ایثار ابو ایوب انصاری

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رد می شدند دیدند ابو ایوب انصاری در کوچه فرش پهن کرده و با زن و بچه اش رو به دیوار و پشت به مردم نشسته است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ابو ایوب! چرا اینجا نشسته ای؟ گفت یا رسول الله! مهاجری آمد خانه نداشت. من دیدم اگر این بی خانه باشد و در کوچه بماند، برای او زشت است؛ برای ما هم زشت است. او خجالت می کشد؛ ما هم خجالت می کشیم. اما اگر او برود در خانه من و من در کوچه باشم، برای من افتخار است و من خجالت نمی کشم و کمکی هم کرده ام.
این است ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة ببینید مسلمانها به کجا رسیدند که اینگونه ایثارگری می کنند خانه خودش را به دیگری می دهد و خود در کوچه می نشیند. چطور شد که اینجور شدند؟ در اثر یقین. وقتی یقین در دل کسی رسوخ کرد، ایمان در دل کسی رسوخ کرد، معلوم است دیگر از نماز لذت می برد؛ از انفاق به دیگران لذت می برد. فردی که پول دوست است، اگر یک روز یک میلیون استفاده ببرد یا اگر بی دین باشد یک میلیون کلاهبرداری کند، چقدر خوشحال است؟ به اندازه ای که شب خوابش نمی برد. برای اینکه یقین به دنیا و تاریکی دنیا در دل او رسوخ کرده، عشق به دنیا او را به اینجا رسانده است. آن کسی که عشق به خدا و اسلام دارد، عشق به بنده های خدا دارد، و بالأخره ایمان عاطفی در دل او رسوخ کرده است، اگر خانه اش را بدهد برای اینکه دیگران در رفاه و آسایش باشند ولی خودش در مضیقه باشد، خوشحال است.

داستانی از احیاء العلوم غزالی

غزالی در احیاء العلوم می نویسد: آقائی به طرف حسابش نوشت که: نی های شکر را سرما زده است. از این جهت امسال زمینه برای خرید شکر فراوان است؛ و یقین داشته باش که شکر گران خواهد شد. این نامه به دست این تاجر رسید. افتاد در بازار کوفه: شکر فراوانی خرید و انبارش را پر کرد. خوشحال شد که امسال سود فراوانی نصیبش می شود. شب، وقتی که از بازار و از سر و صدای دنیا فارغ شد، عاطفه و ایمان قلبی او، وجدان او، وجدانی که از یقین او، اسلام او، پیدا شده بناکرد این آقا را ملامت کردن، گفت: دیدی چه کردی؟ مردم را گول زدی. گول نزده بود، شکر به نرخ روز خریده بود. اما زمینه این بوده است که سال آینده شکر گران شود. این زمینه کلاه گذاشتن سر مردم بود. غزالی می گوید: این آقا صبح خوابش نبرد. اول اذان صبح، در نماز جماعت به افرادی که شکر از آنها خریده بود ماجرا را گفت؛ و تا اول آفتاب به در خانه همه آنها که شکر خریده بود رفت. همه آنها گفتند راضی هستیم و معامله را به هم نمی زنیم. اینجا قدری راحت شد. غزالی می گوید: شب دوم ضربات وجدان باز نگذشت که او بخوابد.
روایت دارد که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: اگر مسلمانی، مسلمانی را گول بزند، اصلاً مسلمان نیست. لیس من المسلمین من غشهم(53) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از بازار مدینه رد می شدند. دیدند کسی میوه ای یا چیز دیگری می فروشد که خیلی عالی است. دست کردند زیرش دیدند خراب است. گفتند این کار تو خیانت است؛ گول زدن سر مسلمانها است.(54)
بالأخره آن آقای تاجر که شکرها را خریده بود، فردا صبح به بازار آمد و به التماس شکرها را پس داد و رفت منزل. شب سوم خواب خوبی رفت و گفت: الحمد لله رب العالمین؛ ما توانستیم دین خودمان را حفظ کنیم ولو اینکه استفاده زیادی از دست ما رفت. به این می گویند ایمان عاطفی و قلبی. همه و همه، مخصوصاً جوانها، اگر می خواهند گره ای از کار انقلاب و وطنشان باز کنند حتماً باید ایمان عاطفی و قلبی را دارا باشند؛ برای اینکه در بن بستها و امتحانات، فقط ایمان قلبی می تواند ما را نجات دهد.