فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

4- غفلت از مرگ

غفلت چهارم که برای انسان است غفلت از مرگ است. همه ما می دانیم که می میریم اما غفلت از این مردن، غفلت از قبر، غفلت از قیامت، غفلت از جهنم، غفلت از نعمتهای بهشت داریم. این غفلت ما را بیچاره کرده. انسان باید شبانه روز یک مرتبه، دو مرتبه، سه مرتبه، در خود فرو رود. به فکر مرگ بیفتد. من و شما آیا از اینجا بیرون می رویم یا نه؟ معلوم نیست. آیا من از منبر پائین می آیم یا نه؟ معلوم نیست. آیا امشب شب اول قبر ماست یا نه؟ معلوم نیست. همه و همه غفلت از مرگ داریم. اگر مرگ آمد، شب اول قبر ما، شب راحتی ماست یا نه؟ قبر مشکل است مشکل.
در روایات می خوانیم کسی را دفن کردند. وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند که خاک روی قبر ریخته بود. آن حضرت دست روی قبر گذاشتند. حمدی خواندند، و به اندازه ای گریه کردند که از اشک چشم مبارکشان قبر تر شد. بعد فرمودند:
برای این مکان یک فکری باید کرد. باید عمل کرد. بی عمل نمی شود. در روایات می خوانیم: قبر هر روزه ما را صدا می کند. در این عالم غوغائی است؛ ماکریم. اگر گوش شنوا باشد هر روز صدای قبر را می شنود. قبر صدا می کند صاحب من! من خانه تاریکم برای من نور بفرست. من بی مونسم برای من مونس بفرست. من مار و عقرب دارم. این اعمال زشت تو مار و عقرب شده است چیزی بفرست. یعنی توبه و انابه مار و عقرب را می کشد. من بی فرشم برای من فرشی بفرست. و بالأخره قبر مرتب ما را صدا می کند. می آئی در شکم من. مواظب باش! برای این خانه فکری کن. این خانه را آباد کن!(43)
آیا دردی بالاتر از این است که ما به فکر آباد کردن خانه دنیایی خود هستیم؛ به فکر رنگ کردن خانه و نظافت خانه هستیم؛ به فکر عوض کردن فرش های خانه هستیم؛ اما اینکه اگر امشب شب اول قبر ما باشد، آنجا چه خبر است از آن غفلت داریم؟
عالم برزخ آیا یک سال است یا یک میلیون سال معلوم نیست. ده میلیون سال یا یک میلیارد سال معلوم نیست. این عالم بزرخ عمل می خواهد. امام صادق علیه السلام می فرماید: شیعیان من! عالم برزخ مال خودتان است. شما روز قیامت مورد شفاعت ما واقع می شوید. اما مواظب عالم برزخ و قبرتان باشید!(44) برای این یک میلیون سال و بیشتر چه تهیه کردی؟ روز قیامت روز مشکلی است. روز قیامت روزی است که انسان از نظر قرآن حاضر است خود و همه چیزش داده شود ولی رها شود؛ اما فایده ای ندارد.
قرآن می فرماید: انسان در روز قیامت این جور می شود؛ این جور می خواهد:
یبصرونهم یود المجرم لو یفتدی من عذاب یؤمئذ ببنیه وصاحبته واخیه وفصیلته التی توؤیه ومن فی الارض جمیعاً ثم ینجیه کلا...(45)
در روز قیامت انسان می گوید: خدایا پسرم، همسرم، برادرم، تمام دارائیم، تمام افراد روی زمین، گرفته شوند تا من رها شوم. یعنی خدا! تمام عالم به دوزخ روند اما من رها شوم. خطاب می شود: کلا نمی شود. توئی و عملت. اگر عملت خوب است سعادت و اگر عملت بد است شقاوت.
روز قیامت روز سختی است. بعضی اوقات انسان از رسوائی عرق می کند. تا چانه او را عرق می گیرد. غفلت از روز قیامت نکنیم؛ غفلت از جهنم و آن عذابها، غفلت از بهشت و آن نعمتهایش.
در روایت می خوانیم یکی از حسرتهای اهل جهنم این است که هنگام رفتن به جهنم به بهشت نگاه می کند می بیند قصری در بهشت دارد اما بی صاحب است؛ حورالعین دارد اما بی همسر است؛ باغ دارد اما بی صاحب است. این باید در جهنم بسوزد اما آن قصرش و حورالعین و همسرش و باغش بی صاحب باشد.

جلسه چهارم: فضیلت یقین

بحث درباره فضائل و رذائل اخلاقی بود. درباره فضیلت تفکر و توجه بحث کردیم. در مورد رذیله غفلت هم، که ضد تفکر و توجه است، به طور خلاصه صحبت شد؛ و اینکه چه کنیم که غافل نباشیم؛ و اینکه چه کنیم تفکر و توجه و تذکر در ما زنده شود، فی الجمله اشاره شد.

تعریف یقین

بحث امروز درباره فضیلت دیگری است که از فضیلت توجه و تفکر کمتر نیست؛ و آن فضیلت یقین است. یقین نظیر علم است. اما علم مربوط به عقل است و یقین مربوط به دل و قلب. اگر چیزی در عقل رسوخ کرد، به آن علم می گویند؛ و اگر چیزی، علاوه بر رسوخ در عقل، رسئخ در دل کرده باشد، رسوخ در قلب کرده باشد، به آن یقین می گویند.
یقین به معنای ثبات است. و چون که معلوم، ثابت در دل شود - و به فرموده استاد بزرگوار ما بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام، رضوان الله تعالی علیه، دل باور کرده باشد - به آن یقین می گویند. یعنی گاهی چیزی را عقل باور کرده است به آن علم می گویند. اما گاهی بالاتر از این است؛ در دل ثبات پیدا می کند، در دل رسوخ پیدا می کند و دل باور می کند؛ وقتی دل باور کرد به آن یقین می گویند. یقین یکی از فضائل بزرگ برای انسان است. لذا علمای علم اخلاق وقتی وارد در بحث فضائل و رذائل می شدند، اول فضیلت را همین یقین حساب می کردند. ما اول فضیلت را توجه و تفکر حساب کردیم؛ و اگر صفت یقین از توجه و تفکر بالاتر نباشد پائین تر از آن نیست.
یقینی که الآن با شما صحبت می کنم مربوط به دین است، نه مربوط به علوم طبیعی یا علوم غیر دینی. آن خود یک بحث جداگانه ای دارد و الآن مورد بحث ما نیست. آن خود یک بحث جداگانه ای دارد و الآن مورد بحت ما نیست. آن که الآن مورد بحث ماست، یقین مربوط به دین است. یعنی یقین پیدا کنیم که خدا هست. یقین پیدا کنیم معاد و قبر و برزخ و قیامت و بهشت و جهنم هست. یقین داشته باشیم خدا عادل است. خدا جواد و کریم است. خدا عالم و قادر است. خدا رؤوف و مهربان است. یقین داشته باشیم قرآن حق است. و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خاتم انبیاء است. یقین داشته باشیم که امیر المؤمنین و یازده فرزندش علیهم السلام خلفاء و اوصیاء بعد از پیغمبر اکرمند. یقین داشته باشیم آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است بجاست. اگر فرموده است بکن مصلحت نفس الامری دارد. اگر فرموده: نکن مفسده نفس الامری دارد. به این می گویند یقین دینی. برای انسان، نسبت به این مطالب، سه حالت می توان تصور کرد: