فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

3- غفلت از استعدادها

غفلت سوم، که قرآن روی آن پافشاری دارد، غفلت از استعدادهایی است که انسان دارد. این انسان، موجود عجیبی است. از نظر قرآن این انسان امین الله هست؛ و این امین خدا، این استعدادها را می تواند مصرف کند و با این استعدادها به مقام والایی برسد اما متأسفانه از استعدادهای خود استفاده نمی کند. در آیه امانت می فرماید:
انا عرضنا الأمانة علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها وحملها الأنسان انه کان ظلوماً جهولاً(41)
ما امانت خود را به عالم وجود عرضه داشتیم استعداد پذیرفتن را نداشت. این انسان استعدادش را داشت. امانت ما را قبول کرد. اما قرآن می فرماید:
انه کان ظلوماً جهولاً
این انسان خیلی ظالم به خودش و خیلی جاهل به خودش است. جاهل است از اینکه غفلت نمی گذارد متوجه استعدادهای خود باشد. غفلت نمی گذارد از استعدادهای خود استفاده کند؛ و ظالم به خود است زیرا این استعدادهای نهفته در خود را به هدر می دهد. نظیر آب فراوانی که به هدر برود و از این آب کسی استفاده نکند. این، هم ظالم است هم جاهل. یک کسی آب فراوانی داشته باشد، زمین فراوان داشته باشد، اما گرسنه باشد. امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:
من وجد ماء وتراباً ثم افتقر فابعده الله(42)
آن کسانی که زمین دارند، آن کسانی که آب دارند، اما هنوز فقیرند اینها از رحمت خدا دور هستند. فرد باشد یا ملت باشد. ما استعدادهای نهفته ای داریم و باید از این استعدادها استفاده کنیم. اگر استفاده نکنیم باید بدانیم که لعنت خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام شامل ما می شود.

4- غفلت از مرگ

غفلت چهارم که برای انسان است غفلت از مرگ است. همه ما می دانیم که می میریم اما غفلت از این مردن، غفلت از قبر، غفلت از قیامت، غفلت از جهنم، غفلت از نعمتهای بهشت داریم. این غفلت ما را بیچاره کرده. انسان باید شبانه روز یک مرتبه، دو مرتبه، سه مرتبه، در خود فرو رود. به فکر مرگ بیفتد. من و شما آیا از اینجا بیرون می رویم یا نه؟ معلوم نیست. آیا من از منبر پائین می آیم یا نه؟ معلوم نیست. آیا امشب شب اول قبر ماست یا نه؟ معلوم نیست. همه و همه غفلت از مرگ داریم. اگر مرگ آمد، شب اول قبر ما، شب راحتی ماست یا نه؟ قبر مشکل است مشکل.
در روایات می خوانیم کسی را دفن کردند. وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند که خاک روی قبر ریخته بود. آن حضرت دست روی قبر گذاشتند. حمدی خواندند، و به اندازه ای گریه کردند که از اشک چشم مبارکشان قبر تر شد. بعد فرمودند:
برای این مکان یک فکری باید کرد. باید عمل کرد. بی عمل نمی شود. در روایات می خوانیم: قبر هر روزه ما را صدا می کند. در این عالم غوغائی است؛ ماکریم. اگر گوش شنوا باشد هر روز صدای قبر را می شنود. قبر صدا می کند صاحب من! من خانه تاریکم برای من نور بفرست. من بی مونسم برای من مونس بفرست. من مار و عقرب دارم. این اعمال زشت تو مار و عقرب شده است چیزی بفرست. یعنی توبه و انابه مار و عقرب را می کشد. من بی فرشم برای من فرشی بفرست. و بالأخره قبر مرتب ما را صدا می کند. می آئی در شکم من. مواظب باش! برای این خانه فکری کن. این خانه را آباد کن!(43)
آیا دردی بالاتر از این است که ما به فکر آباد کردن خانه دنیایی خود هستیم؛ به فکر رنگ کردن خانه و نظافت خانه هستیم؛ به فکر عوض کردن فرش های خانه هستیم؛ اما اینکه اگر امشب شب اول قبر ما باشد، آنجا چه خبر است از آن غفلت داریم؟
عالم برزخ آیا یک سال است یا یک میلیون سال معلوم نیست. ده میلیون سال یا یک میلیارد سال معلوم نیست. این عالم بزرخ عمل می خواهد. امام صادق علیه السلام می فرماید: شیعیان من! عالم برزخ مال خودتان است. شما روز قیامت مورد شفاعت ما واقع می شوید. اما مواظب عالم برزخ و قبرتان باشید!(44) برای این یک میلیون سال و بیشتر چه تهیه کردی؟ روز قیامت روز مشکلی است. روز قیامت روزی است که انسان از نظر قرآن حاضر است خود و همه چیزش داده شود ولی رها شود؛ اما فایده ای ندارد.
قرآن می فرماید: انسان در روز قیامت این جور می شود؛ این جور می خواهد:
یبصرونهم یود المجرم لو یفتدی من عذاب یؤمئذ ببنیه وصاحبته واخیه وفصیلته التی توؤیه ومن فی الارض جمیعاً ثم ینجیه کلا...(45)
در روز قیامت انسان می گوید: خدایا پسرم، همسرم، برادرم، تمام دارائیم، تمام افراد روی زمین، گرفته شوند تا من رها شوم. یعنی خدا! تمام عالم به دوزخ روند اما من رها شوم. خطاب می شود: کلا نمی شود. توئی و عملت. اگر عملت خوب است سعادت و اگر عملت بد است شقاوت.
روز قیامت روز سختی است. بعضی اوقات انسان از رسوائی عرق می کند. تا چانه او را عرق می گیرد. غفلت از روز قیامت نکنیم؛ غفلت از جهنم و آن عذابها، غفلت از بهشت و آن نعمتهایش.
در روایت می خوانیم یکی از حسرتهای اهل جهنم این است که هنگام رفتن به جهنم به بهشت نگاه می کند می بیند قصری در بهشت دارد اما بی صاحب است؛ حورالعین دارد اما بی همسر است؛ باغ دارد اما بی صاحب است. این باید در جهنم بسوزد اما آن قصرش و حورالعین و همسرش و باغش بی صاحب باشد.

جلسه چهارم: فضیلت یقین

بحث درباره فضائل و رذائل اخلاقی بود. درباره فضیلت تفکر و توجه بحث کردیم. در مورد رذیله غفلت هم، که ضد تفکر و توجه است، به طور خلاصه صحبت شد؛ و اینکه چه کنیم که غافل نباشیم؛ و اینکه چه کنیم تفکر و توجه و تذکر در ما زنده شود، فی الجمله اشاره شد.