فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

شهادت اعضای بدن علیه انسان

چیز دیگری که از همه اینها مهم تر است و باید توجه داشته باشیم، باید تفکر داشته باشیم، این است که در روز قیامت، دست ما، پای ما، چشم ما، گوش ما، زبان ما، پوست و گوشت و استخوان ما علیه ما شهادت می دهند. و نیز باید بدانیم که این دنیا، دنیای ماده است و باطن این دنیا آخرت است؛ این دنیا عرض است و باطن حقیقتش آخرت است؛ و از نظر قرآن، عالم آخرت عالم حیوان است.
قرآن می فرماید:
وان الدار الاخرة لهی الحیوان لو کانوا یعلمون(21)
ای کاش می دانستیم که عالم آخرت عالم حیات است! همه چیزش حرف می زند؛ مار و عقرب در جهنم حرف می زنند؛ سرزنش می کنند؛ آتش جهنمش حرف می زند؛ سرزنش می کند؛ میوه و قصر و تخت و آب و نعمتهای بهشت با انسان حرف می زنند؛ و تسلی می دهند؛ و خوشحال می کنند.
لذا در روز قیامت، علاوه بر اینکه روحش شعور دارد، تمام اعضا و جوارحش شعور دارند؛ حرف می زنند؛ هم حرف می زنند و هم حرف می شنوند. آیات فراوانی در این باره هست. از جمله این آیه:
حتی اذا ما جاءوها شهد علیهم سمعهم وابصارهم وجلودهم بما کانوا یعملون وقالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شی ء وهو خلقکم اول مرة والیه ترجعون(22)
پناه بر خدا از آن روز رسوائی! می فرماید: می آیند در صف محشر؛ چشم آنان علیه آنان شهادت می دهد که چشم چرانی کردی یا فیلمهای کذائی از ویدئو تماشا کردی در فلان ساعت فلان روز. گوش آنها علیه آنها شهادت می دهد؛ می گوید: موسیقی و ساز و آواز گوش دادی. زبان آنها علیه آنها شهادت می دهد. می گوید: غیبت کردی؛ دروغ گفتی؛ ناسزا گفتی، بالأخره زخم زبان زدی، حرف نابجا زدی. پوست آنها علیه آنها شهادت می دهد؛ می گوید: مگر بدن تو و دست تو بدن نامحرم را لمس نکرد؟ و بالأخره پوست و گوشت و استخوان علیه انسان شهادت می دهند. این آقا وحشت زده می شود؛ این خانم وحشت زده می شود؛ به التماس می افتد؛ به اینها می گوید: لم شهدتم علینا اتفاقاً قرآن می فرماید که با گوشش، با چشمش، با زبانش خطاب به پوست بدن می گوید:
قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا چرا علیه ما شهادت می دهی؟ آن هم همان جواب زمین را می دهد؛ جواب خواهد داد:
قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شی ء
من در دنیا شعور داشتم اما اجازه نداشتم که حرف بزنم؛ اجازه نداشتم علیه تو شهادت بدهم. اما حالا خدا مرا به نطق در آورد و می گوید که علیه تو شهادت بدهم.
این آیه شریفه به ما می گوید: در روز قیامت همه اعضا و جوارح ما علیه ما یا له ما شهادت می دهند. آن کسانی که روی پا ایستاده و عبادت کرده اند، در روز قیامت همان پا به نفع آنان شهادت می دهد که خدایا من در دنیا خسته می شدم؛ این روی من می ایستاد و مناجات می کرد. در دل شب نماز شب می خواند؛ قنوت بجا می آورد. آن دستی که به فقرا و ضعفا رسیدگی کند در روز قیامت می گوید: خدایا! او به واسطه من به فقرا و ضعفا رسیدگی کرد. آن زبانی که ذکر بگوید، آن گوشی که قرآن بشنود، آن گوشی که منبر بشنود، روز قیامت له انسان شهادت می دهد. اما آن چشم و گوشی که فیلمهای کذائی از ویدئو تماشا کند و ساز و آواز و موسیقی بشنود، آن زبانی که غیبت کند، در روز قیامت علیه انسان شهادت می دهد. آن پایی که رو به گناه رفته است، آن دستی که العیاذ بالله دزدی کرده است، کم فروشی کرده است، به صورت کسی سیلی زده است، این دست روز قیامت علیه او شهادت می دهد.
به فرموده قرآن، بعضی اوقات این انسان نابکار لجوج، وقتی که زمین و زمان، ملائکه، پیغمبر خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام علیه او شهادت می دهند، منکر می شود. وقتی منکر شد دیگر زبان نمی تواند حرف بزند:
الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم وتشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون(23)
یعنی اگر این انسان لجوج، لج بازی کرد دیگر زبانش مهر شود؛ اما اعضاء و جوارحش علیه او شهادت می دهند. در جای دیگر می فرماید:
ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤلاً(24)
یعنی ای انسان! مواظب باش! شایعه پراکنی نکن؛ سوء ظن به دیگران نداشته باش؛ مواظب گفتارت باش! با علم برو جلو؛ پیروی از علم کن نه از چیز دیگری. بعد قرآن کریم می فرماید: توجه به این داشته باش که:
ان السمع و البصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤلاً
ظاهر تو و باطن تو در روز قیامت علیه تو شهادت می دهند. از این آیه شریفه می فهمیم که علاوه بر اینکه گوشت و پوست و استخوان و اعضاء انسان علیه انسان شهادت می دهند، دل انسان، روح انسان، هویت انسان، در روز قیامت علیه انسان شهادت می دهد.
این بحث یک بحث دقیق عرفانی هم دارد که الآن مورد بحث من نیست؛ و آنچه الآن مورد بحث من است، این است که: زن و مرد! از شما تقاضا دارم مواظب باشید در روز قیامت به واسطه زمان و مکان، به واسطه در و دیوار، به واسطه گوشت و پوست و استخوان خود، به واسطه چشم و گوش و زبان خود، به واسطه هویت خود رسوا نشوید! رسوائی کاری است مشکل. بالاترین دردها برای انسان رسوائی است. اگر خدای ناکرده یک کسی در دنیا گناه کند، مردن را بر رسوا شدن ترجیح می دهد. زنی اگر کار بدی انجام داده باشد - هر چه هم پست باشد - دوست دارد بمیرد اما رسوا نشود. این مرد و زن که می خواهند رسوا نشوند باید توجه داشته باشند که روز قیامت روز رسوائی است؛ روزی است که خدا و پیغمبر و ائمه طاهرین و حضرت زهرا علیهم السلام و ملائکه مقرب خدا، در و دیوار، زمان و مکان و بالأخره تمام اعضا و جوارح انسان، له انسان یا علیه انسان، شهادت می دهند. توجه به این مطلب داشته باشید! شبانه روز اقلاً یک یا دو یا سه مرتبه، بعد از نمازهایتان، وقتی که بیکارید، وقتی که خانم از کار خانه اش فارغ می شود، وقتی که شما در بازار مشغول کارید یا از کارتان فارغ شدید، قدری در خود فرو روید؛ این بحث را قدری تحلیل کنید؛ قدری رویش فکر کنید که:
تفکر ساعة خیر من عبادة سنة
به این مطالب توجه کنید! زیرا این توجه ماست که سعادت می دهد؛ هم برای دنیای انسان و هم برای آخرت انسان. همین توجه ها و تفکرهاست که انسان را متوجه و متفکر می کند؛ یعنی ملکه توجه و تفکر برای انسان پیدا می شود. خوشا به حال آن کسی که ملکه توجه و ملکه تفکر داشته باشد. به طور ناخودآگاه، به طور خودکار توجه داشته باشد. قرآن می فرماید: اگر این حالت برایش پیدا شود، دیگر خدا دست او را می گیرد و لحظه به لحظه بالا می برد:
فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه...(25)
بعد می فرماید:
رجال لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر الله(26)
آنهائی که ملکه تفکر و توجه دارند، تجارت و کار دنیا از خدا غافلشان نمی کند.

جلسه سوم: غفلت چیست؟

بحث امروز راجع به رذیله غفلت است. آن رذیله ای که ضد توجه و تفکر است. از نظر اخلاق، هر چه توجه و تفکر عالی و بالاست و موجب تعالی انسان است، غفلت رذیله ای است بسیار پست که انسان را به سقوط می کشاند؛ و به قول قرآن شریف، انسان را تا سر حد حیوان، بلکه پست تر تنزل می دهد:
ولقد ذرأنا لجهنم کثیراً من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم اذان لا یسمعون بها اولئک کالأنعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون(27)
افرادی که غفلت بر دلشان حکمفرماست چشم دارند اما نمی بینند؛ گوش دارند اما نمی شنوند؛ دل دارند اما نمی فهمند؛ و اینها حیوانند، از حیوان هم پست ترند؛ و اگر درباره غفلت جز این آیه شریفه چیزی نداشتیم، بس بود تا بگوئیم که صفت غفلت، صفت مذمومی است.
در آیه دیگر می فرماید: غفلت دل را مهر می کند؛ چشم و گوش را مهر می کند:
اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم وسمعهم وابصارهم واولئک هم الغافلون(28)
افرادی که غفلت دارند دل ندارند؛ دلشان قفل شده است. دلی که بفهمد، گوشی که حق را بشنود و چشمی که حق را ببیند ندارند، و بالأخره مهر غفلت اینها را تا سرحد حیوانیت رسانده است.
صفت غفلت بر عکس صفت توجه، انسان را به سقوط می کشاند. نمی گذارد دنیا داشته باشد؛ نمی گذارد آخرت داشته باشد. این غفلت - نظر توجه و تفکر - مراتب دارد. ما فعلاً کار به آن نداریم. صحبت امروز راجع به غفلت است به اعتبار متعلق آن نه مراتب آن.

اقسام غفلت