فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 2

آیت الله حسین مظاهری‏‏

2- روزه اخلاقی:

یعنی علاوه بر اینکه شکم روزه است، اعضا و جوارح، چشم و گوش و دست و پا نیز باید روزه باشند. روزه از محرمات، روزه از مکروهات، روزه از شبهات.
در روایات می خوانیم اگر کسی در ماه مبارک رمضان دروغ بگوید یا غیبت کند یا تهمت و زخم زبان بزند روزه او باطل است. اگر کسی در ماه مبارک رمضان عصبانی بشود، داد بزند و فحش بدهد، روزه او باطل است.(3) اما نه به این معنی که روزه او قضا و کفاره دارد، بلکه این روزه مثل گردوی پوک است؛ معنی و مغز ندارد.
روزه دار حقیقی به هنگام افطار، یک دعای مستجاب دارد؛ سیر و سلوک داد. انسانی می تواند در روزهای آخر ماه به مقام بالایی برسد که، علاوه بر شکم، همه اعضا و جوارح او روزه باشند.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ماه مبارک، خانمی را دیدند که در اثر عصبانیت داشت به کلفتش فحش می داد و داد می زد. پیامبر دستور دادند غذا برای این خانم آوردند و فرمودند: بخور! عرض کرد: یا رسول الله! ماه مبارک رمضان است، روزه هستم! فرمودند: اگر روزه هستی چرا زبانت روزه نیست؟ چرا فحش دادی؟(4)
در روایت دیگری می خوانیم: پیامبر اکرم دستور دادند همه روزه مستحبی بگیرند و برای افطار، از آن حضرت اجازه بگیرند. موقع افطار پیرمردی آمد و برای خود و دو دخترش اجازه افطار خواست. پیامبر فرمود: تو روزه ای، برو افطار کن. اما دخترانت روزه نیستند. پیرمرد عرض کرد: یا رسول الله! من مطمئنم که روزه هستند. فرمود: برو به آنها بگو استفراغ کنند. حالت کشف به پیرمرد دادند. وقتی به دستور پیامبر عمل کردند، دو لخته گوشت از دهن دخترها بیرون افتاد. تعجب کردند، زیرا گوشتی نخورده بودند، آنهم گوشت بد بو! از حضرت علت را جویا شدند. آن حضرت فرمود: مگر قرآن نخوانده اید که می فرماید: اگر کسی غیبت کند، گوشت مرده خورده است؟ این دو دختر با زبان روزه، پشت سر مردم حرف زدند. قرآن می فرماید:
لایغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتاً فکر هتموه(5)
غیبت نکنید که غیبت، خوردن گوشت مرده است؛ و شما که از خوردن گوشت مرده کراهت دارید، پس غیبت نکنید؛ عیبجویی پشت سر مردم نکنید.
این قسم دوم روزه است که به آن روزه اخلاقی می گویند. چه بجاست که انسان سعی کند علاوه بر اینکه شکمش روزه است، اعضا و جوارحش نیز روزه باشد. توفیق خواستن از خدا و توسل به ائمه طاهرین علیهم السلام و حضرت زهرا علیها السلام، به روزه دار کمک می کند که علاوه بر روزه فقهی، توفیق روزه اخلاقی را نیز داشته باشد.
در ماه مبارک رمضان، اگر کسی چشم چرانی کند، از چشم و گوش و زبان و بالأخره از همه اعضایش محافظت نکند، حداکثر روزه فقهی گرفته و موفق به کسب دعای مستجاب و سیر و سلوک و مقام تقوای الهی نمی شود.

3- روزه عارف:

قسم سوم از روزه، که کاری است بسیار مشکل، روزه عارفین است و آن روزه ای است که علاوه بر اینکه شکم و اعضا و جوارح روزه هست، دل نیز روزه باشد. اما دل از چه روزه است؟ از خطورات. دل از چه روزه است؟ از صفات رذیله. یعنی ولو اینکه صفت رذیله ای هم در دل باشد، اما مواظب است شعله ور نشود؛ تکبر شعله ور نشود و بالأخره دل از توجه به غیر خدا روزه است. یعنی عارف کسی است که وقتی روزه است، هیچ چیزی جز خدا در دلش نیست.
این قسم سوم برای ما نیست؛ اما اگر کسی روزه فقهی و اخلاقی گرفت، می تواند در آخر ماه مبارک رمضان به این مقام برسد.
اگر راستی انسانها - بخصوص جوانها - بخواهند به جایی برسند که بر دلشان فقط خدا حکومت داشته باشد نه کس دیگر، می توانند؛ و روزه ماه مبارک رمضان برای همین واجب شده است. واجب شده تا انسان را قدم به قدم جلو ببرد. روز اول و دوم، روز دهم و پانزدهم، تا شبهای قدر و بعد از شبهای قدر، یک وقت دقت می کند می بیند علاوه بر اینکه اختیار شکم و اعضا و جوارح دست خود اوست، دیگر خطورات ندارد و صفات رذیله گرچه ریشه کن نشده، اما کنترل شده است. بتها یکی پس از دیگری شکسته شده است؛ و توانسته است خدا و صاحب خانه را در دل بیاورد؛ روحانیت دلی پیدا کند؛ نور خدا در دل او بتابد و به قول قرآن شریف در آخر ماه رمضان به آنجا رسیده است که:
... لا تلهیهم تجارة ولا بیع عن ذکر الله(6)
روزه دار باید در ماه مبارک رمضان یک قدری جلو برود و از نور ولایت استفاده کند؛ از نور خود روزه استفاده کند. یک مقداری شکم و اعضا و جوارح روزه باشد تا انشاء الله قدمی برداشته و در آخر ماه مبارک رمضان به جایی برسد. و این کار، شدنی است و چه بسیارند کسانی که راه پنجاه ساله را به یک آن و یک ساعت پیموده اند.

فضائل و رذائل اخلاقی

امسال بنا گذاشتم درباره فضائل و رذائل اخلاقی صحبت کنم. بدین ترتیب که هر روز یک فضیلت اخلاقی را همراه چگونگی کسب و ریشه دار کردن آن در دل بیان کنم و روز دیگر یک رذیله اخلاقی را به همراه شیوه معالجه آن از طریق روایات عنوان کنم. به خواست پروردگار عالم و لطف حضرت بقیة الله، امروز اشاره ای به فضیلت اول می نمایم.