استخاره و کیفیت آن

مرکز غدیر‏‏‏

مفتاح هفتم در بیان استخاره به رقاع است بر خلاف طریق مشهور

و آن چند قسم است:
اول: شیخ طبرسی (رحمةاللَّه علیه) در مکارم الاخلاق از عبدالرحمن بن سیابه روایت کرده است، که در سالی رفتم به مکه معظه و با خود متاعی برده بودم و آن متاع در آن سال کساد بود و کسی به هم نرسید که بخرد، بعضی از اصحاب ما گفتند: که متاع را به مصر بفرست و به کوفه برمگردان، و بعضی گفتند: که به یمن بفرست، پس رفتم به خدمت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) بعد از آن که از منی به مکه مراجعت کرده بودیم و احوال خود را عرض کردم و پرسیدم که شما چه می فرمائید؟
حضرت فرمود که قرعه بزن میان مصر و یمن و تفویض کن امر خود را به خدا و اسم هر شهر که بیرون آید متاع خود را به آنجا بفرست، گفتم فدای تو شوم چگونه قرعه بزنم؟
فرمود: که در یک رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم اللّهمّ انت [انّه لااله - خ ل ] اللَّه لا اله الاّ أنت عالم الغیب و الشّهادة أنت العالم و أنا المتعلّم، فانظرلی فی أیّ الامرین خیر لی حتی أتوکّل علیک فیه و اعمل [فاعمل - خ ل ] به پس بنویس مصر انشاء اللَّه.
پس در رقعه دیگر همان دعا را بنویس، پس بنویس یمن انشاء اللَّه، پس در رقعه سوم باز همان دعا را بنویس، و بعد از آن بنویس یحبس المتاع و لایبعث الی بلد منهما یعنی: حبس کنم متاع را و به هیچ یک از آن دو شهر نفرستم، پس رقعه ها را جمع کن و به یکی از برادران مؤمن خود بده که در جائی پنهان کند از تو، پس دست خود را در آنجا داخل کن و هر یک از آن رقعه ها که به دستت می آید بیرون بیاور و بر خدا توکل کن، و به آنچه در آن رقعه هست، عمل کن که انشاء اللَّه خیر تو در آن است(114).
و سید نیز این عمل را به سند حسن معتبر از عبدالرحمان روایت کرده است(115).
مترجم گوید: که این عمل خوب است و اعتبار سندش کمتر از ذات الرقاع مشهور نیست، و می تواند بود که عمومات احادیث قرعه شامل این بوده باشد، زیرا که احادیث بسیار وارد شده است که در هر امر مشکلی قرعه باید انداخت، و وارد شده است که هر قومی که امر خود را به خدا تفویض کنند البته سهم به حق بیرون می آید، خصوصاً در امری که رأیها در آن مختلف شده باشد.
دوم: سید (رضی اللَّه عنه) از حضرت باقر یا صادق (صلوات اللَّه علیهما) روایت کرده است که کسی که خواهد به مساهمه بکند یعنی به قرعه، در سه رقعه این دعا را بنویسد:
اللهمّ فاطر السّماوات و الارض عالم الغیب و الشّهادة الرحمن الرحیم، أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون، أسألک بحق محمد و آل محمد أن تصلی علی محمد و آل محمد، و أن تخرج لی خیرة [خیر السّهمین - خ ل ] فی دینی و دنیای و عاقبة أمری و عاجله و آجله، انّک علی کلّ شی ء قدیر، ما شاء اللَّه لاحول و لاقوة الاّ باللَّه، صلّی اللَّه علی محمد و آله
پس مطلب خود را در دو رقعه بنویسد اگر دو شق باشد، و اگر نه یکی را کردن و یکی را نکردن بنویسد، اگر یکی از آن دو رقعه بیرون آید به آن عمل کند، و اگر غفل بیرون آید آن را بیندازد و دیگری را بیرون آورد و به آن عمل کند(116).

مفتاح هشتم در بیان استخاره به بنادق است

و آن به چندین طریق منقول است:
اول: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) در فتح الابواب و ابن تلّعکبری (رحمه اللَّه) در مجموع الدعوات روایت کرده اند از احمد بن محمد بن یحیی که گفت: بعضی از دوستان ما اراده کرد که از برای تجارت بیرون رود، پس گفت: بیرون نمی روم تا بروم به خدمت حضرت امام جعفر صادق (صلوات اللَّه علیه) و بر او سلام کنم و در کار خود مشورت کنم و استدعای دعا از آن حضرت بکنم.
پس به خدمت آن جناب رفت و عرض کرد که من اراده دارم که برای تجارت بیرون بروم و سوگند یاد کرده ام که بیرون نروم تا به خدمت شما برسم و با شما مشورت کنم و طلب دعا از خدمت شما بکنم.
حضرت برای او دعا کردند و فرمودند: که بر تو باد به راست گویی، و عیب متاع خود را در تجارت پنهان مکن، و کسی را که امیدوار احسان خود کرده باشی مغبون مگردان که آن در بدی مانند سود گرفتن است، و از برای مردم مپسند مگر چیزی را که برای خود می پسندی، و حق بده و حق بگیر، و مترس و اندوهناک مباش از کمّی روزی، به درستی که تاجر راست گو با ملائکة نیکوکار گرامی نزد پروردگار در قیامت محشور می شود، و اجتناب کن از سوگند یاد کردن در خرید و فروش، زیرا که سوگند دروغ صاحبش را از حق خود نگیرد و حق مردم را تمام بدهد.
و هرگاه عزم کنی بر سفری یا حاجت ضروری که اهتمام ایشان آن داشته باشی دعا بسیار بکن و استخاره بکن، بدرستی که خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش که حضرت رسالت پناه (صلی اللَّه علیه و آله) استخاره را به اصحاب خود تعلیم می کرد چنانچه سوره قرآن را، و ما استخاره را به عمل می آوریم هر وقت که اراده کنیم امری را، و رقعه چند برای استخاره می گیریم و موافق آنچه بیرون می آید عمل می کنیم، خواه موافق خواهش ما باشد و خواه نباشد.
پس آن مرد گفت: ای مولای من آن استخاره را به من تعلیم نما که چگونه به عمل آورم؟ فرمود: که چون اراده استخاره نمایی وضوی کامل بساز، یعنی با آداب و ادعیه مستحبه و دو رکعت نماز کن، و در هر رکعت سوره حمد و صد مرتبه سوره قل هو اللَّه أحد بخوان، و بعد از سلام نماز دستهای خود را به دعا بردار و بگو:
یا کاشف الکرب، و مفرّج الهمّ، و مذهب الغمّ، و مبتدءاً بالنّعم قبل استحقاقها، یا من یفزع الخلق الیه فی حوائجهم و مهمّاتهم و أمورهم و یتّکلون [یتوکّلون - خ ل ] علیه أمرت بالدّعاء و ضمنت الاجابة، اللّهمّ فصلّ علی محمد و آل محمد، و ابدأ بهم فی کلّ أمری [أمر - خ ل ] و افرج همّی و نفس کربی، و أذهب غمّی، و اکشف لی عن الامر الّذی قد التبس علیّ و خرلی فی جمیع أموری خیرة فی عافیة، فانّی أستخیرک اللّهمّ بعلمک، و أستقدرک بقدرتک، و أسألک من فضلک، و ألجأ الیک فی کلّ أموری، و أبرأ من الحول و القوة الاّ بک، و أتوکل علیک و أنت حسبی و نعم الوکیل، اللّهمّ فافتح لی أبواب رزقک، و سّلها لی، و یسرلی جمیع أموری، فانّک تقدر و لا أقدر، و تعلم و لا أعلم، و أنت علام الغیوب.
اللّهمّ ان کنت تعلم أنّ الامر الذی عزمت علیه و أردته هو خیر لی فی دینی و دنیای و معاشی و معادی و عاقبة أموری، فقدره لی و عجّله علیّ، و سهّله و یسره و بارک لی فیه، و ان کنت تعلم أنّه غیر نافع لی فی العاجل و الاجل بل هو شرّ علیّ فاصرفه عنّی و اصرفنی عنه، کیف شئت و أنّی شئت، و قدّر لی الخیر حیث کان و أین کان، و رضّنی یا ربّ بقضائک و بارک لی فی قدرک حتی لاأحبّ تعجیل ما أخّرت و لاتأخیر ما عجّلت، انّک علی کلّ شی ء قدیر و هو علیک یسیر
پس بسیار صلوات فرست بر محمد و آل محمد، و باید که سه رقعه با خود داشته باشی همه به یک مقدار و یک هیأت، و در دو رقعه این دعا را بنویس.
اللّهمّ فاطر السّماوات والارض عالم الغیب و الشّهادة أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون، اللّهمّ انک تعلم و لاأعلم، و تقدر و لا أقدر، و تمضی و لا أمضی [و تقضی و لا أقضی - خ ل ] و أنت علام الغیوب، صلّ علی محمد و آل محمد، و أخرج لی أحبّ السّهمین الیک، و خیرهما لی فی دینی و دنیای و عاقبة أمری، انّک علی کلّ شی ء قدیر و هو علیک یسیر و در پشت یکی از دو رقعه افعل بنویس، و در پشت دیگری لاتفعل.
و در رقعه سوم این را بنویس لاحول و لاقوّة الاّ باللَّه العلیّ العظیم، استعنت باللَّه و توکّلت علیه، و هو حسبی و نعم الوکیل، توکّلت فی جمیع أموری علی اللَّه الحیّ الذی لایموت، و اعتصمت بذی العزة و الجبروت، و تحصّنت بذی الحول و الطّول و الملکوت، و سلام علی المرسلین، و الحمدللَّه ربّ العالمین، و صلّی اللَّه علی محمد النّبیّ و آله الطاهرین وپشت این رقعه را سفید بگذار و چیزی بر آن منویس.
و هر سه رقعه را محکم بپیچ بر یک هیأت و یک صورت، و در میان سه بندقه بگذار از موم یا از گل بر یک هیأت و یک وزن، و بده به کسی که اعتماد بر او داشته باشی از برادران مؤمن، و بگو که خدا را یاد کند و صلوات بر محمد (و آل محمد) بفرستد، و آن بندقها را در میان آستین خود بیندازد، و دست راست خود را در میان آستین خود داخل کند و آن بندقها را حرکت دهد، و یکی از آنها را درآورد بدون آنکه آنها را نظر کند و یکی را بخصوص تعیین کند، و لیکن دستش بر هر یک از آنها که واقع شود بیرون آورد، و چون بیرون آورد، تو از او بگیر و خدا را یاد کن و آن را بگشا و پشتش را بخوان، و عمل کن به آنچه در پشت آن نوشته شده است.
و اگر کسی که بر او اعتماد داشته باشی حاضر نباشد خود در میان آستین بینداز و آنچه مذکور شد به عمل آور، پس اگر آنچه افعل بر آن نوشته شده است بیرون آید البته آن کار را بکن که خیر تو در آن است انشاءاللَّه. و اگر آنچه بر آن لاتفعل نوشته شده است بیرون آید زنهار آن را به عمل میاور، و البته مخالفت این استخاره مکن که آزار می کشی.
و اگر رقعه بیرون آید که چیزی بر پشتش نوشته نشده است، پس توقف کن تا وقت نماز فریضه حاضر شود، پس برخیز و دو رکعت نماز چنانچه مذکور شد بکن، پس نماز واجب را بکن یا آن دو رکعت را بعد از نماز واجب بکن اگر نماز صبح و عصر نباشد، و اگر نماز صبح باشد باید که بعد از آن تعقیب و دعا بخوانی تا آفتاب پهن شود، پس بعد از آن دو رکعت را به جا آور. و اگر نماز عصر باشد آن دو رکعت را پیش از نماز عصر بکن، و بعد بیرون آید باز وقت فریضه دیگر همان عمل را اعاده کن تا یکی از رقعه های نوشته بیرون آید(117).
مؤلف گوید: که ظاهر روایت آن است که نوشتن رقعه ها و پیچیدن و در میان بندقه گذاشتن همه بعد از نماز و خواندن دعا باشد و بریدن رقعه ها پیش باشد. و احتمال دارد که تا بندقه کردن قبل از نماز باشد، و دور نیست که اول اولی باشد.
دوم: آن است که کلینی و شیخ و سید (رضی اللَّه عنهم) و دیگران به سند مرسل از یکی از ائمة (صلوات اللَّه علیهم) روایت کرده اند که شخصی از اصحاب آن حضرت پرسید که امری را می خواهم به عمل آورم و کسی را نمی یابم که با او مشورت کنم چه کنم؟ حضرت فرمود: که با پروردگار خود مشورت کن، پرسید که چگونه مشورت کنم ؟
فرمود: که آن حاجت را در خاطر خود قصد کن و دو رقعه بگیر و در یکی لا بنویس و در دیگری نعم و هر یک را در میان بندقه از گل بگذار، پس دو رکعت نماز بکن و آن دو بندقه را در زیر دامن خود بگذار و بگو: یا اللَّه انّی أشاورک فی أمری هذا و أنت خیر مستشار و مشیر، فأشر علیّ بما فیه صلاح و حسن عاقبة پس دست خود را در زیر دامن داخل کن و یکی از آن دو بندقه را بیرون آور و بگشا، اگر نعم باشد بکن، و اگر لا باشد مکن، با خدا چنین مشورت باید کرد(118).
سوم: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) فرموده: که در بعضی از کتب شیعه یافتم که در دو رقعه می نویسی بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لعبده فلان بن فلان و حاجت خود را می نویسی، و یکی را در آخرش می نویسی أفعل یا مولای و دیگری را در آخرش می نویسی که أتوقّف یا مولای و هر یک از دو رقعه را در میان گلوله ای از گل می گذاری و بر آن می خوانی هر یک از سوره حمد و سوره قل أعوذ برب الفلق و سوره والضحی را هفت مرتبه، و ظرف آبی در پیش خود می گذاری و بندقها را در میان آب می اندازی، پس هر یک که زودتر از دیگری شکافته شود و بر روی آب آید به آن عمل می کنی انشاء اللَّه تعالی(119).
چهارم: آن است که باز سید (قدس اللَّه روحه) ذکر کرده است که یافتم به خط علی بن یحیی حنّاط که نوشته بود که این استخاره مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (صلوات اللَّه علیه) است در خاطر می گذرانی هر مطلبی که داری، و این استخاره را می نویسی در دو رقعه و بر پشت یکی می نویسی افعل، و در پشت دیگری لاتفعل، و دو بندقه از گل می سازی و به ترازو می سنجی که با هم برابر باشند، و هر رقعه را در میان بندقه می گذاری و در میان آب می اندازی، و هر یک که بیشتر بر روی آب می اید به آن عمل می کنی و البته مخالفت مکن، و دعا که در رقعه ها باید نوشت این است :
ما شاء اللَّه کان، اللّهمّ انّی أستخیرک خیار من فوّض الیک أمره، و أسلم الیک نفسه، و استسلم الیک فی أمره، و خلالک وجهه، و توکّل علیک فیما نزل به. اللّهمّ خرلی و لا تخر علیّ، و کن لی و لاتکن علیّ، وانصرنی ولاتنصر علیّ، و أعنی و لاتعن علیّ، و امکنی و لاتمکن منّی، و اهدنی الی الخیر و لاتضلنی، و أرضنی بقضائک، و بارک لی فی قدرک، انّک تفعل ما تشاء و تحکم ما ترید، و أنت علی کلّ شی ء قدیر. اللّهمّ ان کانت الخیرة فی أمری هذا فی دینی و دنیای و عاقبة أمری فسهله لی، و ان کان غیر ذلک فاصرفه عنّی، یا ارحم الراحمین، انّک علی کلّ شی ء قدیر(120).
پنجم: آن است که ایضاً سید (رحمةاللَّه علیه) روایت کرده است از حضرت صاحب الزمان (علیه صلوات الرحمن)، و مسمی است به استخاره مصریّه، و کیفیتش آن است که در دو رقعه بنویسد خیرة من اللَّه و رسوله لفلان بن فلانة و نام خود و مادرش را بنویسد و در یکی افعل و در دیگری لاتفعل بنویسد، و در میان دو بندقه از گل بگذارد و در میان قدح آبی هر دو را بیندازد، پس وضو بسازد و دو رکعت نماز بکند، و بعد از نماز این دعا را بخواند:
اللّهمّ انّی أستخیرک خیار من فوّض الیک أمره، و أسلم الیک نفسه، و توکّل علیک فی أمره، و استسلم بک فیما نزل به من امره. اللّهمّ خرلی و لاتخر علیّ، و أعنّی و لاتعن علیّ، و مکّنّی و لاتمکن منّی، واهدنی للخیر و لاتضلّنی، و أرضنی بقضائک، و بارک لی فی قدرک، انّک تفعل ماتشاء و تعطی ما ترید. اللّهمّ ان کانت الخیرة فی أمری هذا و هو کذا و کذا وبجای کذا و کذا مطلب خود را بگوید فمکنّی منه، واقدرنی علیه، و امرنی بفعله، و أوضح لی طریق الهداید الیه، و ان کان اللّهمّ غیر ذلک فاصرفه عنّی الی الذی هو خیر لی منه، فانّک تقدر و لااقدر، و تعلم و لاأعلم و أنت علام الغیوب، یا ارحم الراحمین
پس به سجده رود و صد مرتبه بگوید أستخیراللَّه خیرة فی عافیة پس سربردارد و انتظار بکشد تا یکی از آن رقعه ها از آب بیرون آید هر یک که بیشتر بیرون آید به آن عمل کند، یعنی: اگر افعل بیرون آید آن کار را بکند، و اگر لاتفعل بیرون آید نکند(121).
ششم: باز سید (رحمه اللَّه) از شیخ ابوالفتوح کراچکی که از اکابر علمای شیعه است روایت کرده است که دو رقعه بنویس در یکی افعل یعنی بکن، و در دیگری لاتفعل یعنی مکن، و از دیده خود پنهان کن در موضعی، و نماز استخاره بکن و خیر خود را از عالم الخفیات طلب کن، و یکی از آنها را بیرون بیاور و به آن عمل کن(122).
مترجم گوید: که این نوع استخاره نیز از استخاره های معتبر است، و بطرق بسیار وارد شده است، و دور نیست که عمومات قرعه نیز شامل این طریق بوده باشد. و به هر یک از طرق که مذکور شد عمل کردن خوب است خصوصاً طریق اول، و اگر بعضی از دعاهای طرق دیگر را نیز با آن ضم کنند بد نیست.

خاتمه در بیان بعضی از امور نادره است

و در آن چند فائده است:
اول: به خط شیخ سعید شهید، محمد بن مکی (حشره اللَّه تعالی مع الشهداء الاولین)، دیدم که هرگاه شخصی در چاره امری متحیر باشد و نداند چه باید کرد، عمل کند به این خبر که در کتاب محمد بن جریر طبری که مسمی است به کتاب الاداب الحمیدة دیدم که روح بن الحارث، از پدرش، از جدش روایت کرده است که فرزندان خود را وصیت کرد و گفت:
هرگاه امر عظیمی احدی از شما را روی دهد، یا حادثه باعث غم او گردد، باید که با وضو بخوابد در فراش و لحاف طاهری و تنها بخوابد، و پهلوی زنی نخوابد، و در وقت خوابیدن ، سوره والشمس و اللیل هر یک را هفت مرتبه بخواند، پس بگوید اللّهمّ اجعل لی من أمری هذا فرجاً و بخوابد، پس شخصی به خواب او می آید در شب اول یا سوم یا پنجم، و گمان دارم که هفتم را نیز گفت، و به او می گوید که فرج از این غم و دلگیری و الم در چه چیز است.
انس که راوی حدیث است گفت: مرا دردی عارض شد و علاجش را ندانستم، پس این عمل را به جا آوردم، و چون به خواب رفتم دیدم دو کس نزدیک من پیدا شدند، و یکی نزد سر من نشست و دیگری نزد پاهای من، پس یکی به دیگری گفت: تمام بدنش را دست بمال و احساس مرض بکن، پس چون دستش به موضعی از سر من رسید گفت: در این جا حجامت کن و متراش و سریشمی یا چیزی بر آن بمالد که بچسبد، پس به من گفت: او یا هر دو که ضم کن با آن انجیر و زیتون را، چون بیدار شدم همان موضع را حجامت کردم و صحت یافتم، و جماعت بسیاری را تعلیم کردم و به عمل آوردند و شفا یافتند(123).
و شیخ طبرسی (رحمه اللَّه) نیز در مکارم الاخلاق روایت کرده است که هر که را امری عارض شود که موجب همّ او گردد و خواهد چاره خود را در آن کار بداند، باید که در وقت خواب سوره والشمس و سوره واللیل هر یک را هفت مرتبه بخواند، تا آن که در خواب مردی را ببیند که چاره او را تعلیم او نماید(124).
و شیخ مفید (قدس اللَّه روحه) در کتاب اختصاص از حضرت امام موسی (علیه السلام) به سند معتبر روایت کرده است کههر که را به سوی خدا حاجتی باشد و خواهد که ما را در خواب ببیند و جای خود را در آخرت بداند در سه شب با غسل بخوابد و با خدا مناجات کند و به ما متوسل شود و ما را در درگاه خدا شفیع گرداند، تا آن که ما را در خواب ببیند و به جاجت خود برسد(125).
و شیخ محمد بن هارون تلعکبری (رحمه اللَّه) در کتاب مجموع الدعوات روایت کرده است که هر که خواهد حضرت رسالت پناه (صلی اللَّه علیه و آله) را در خواب ببیند در شب جمعه بعد از نماز مغرب مشغول نوافل گردد، و با کسی سخن نگوید تا نماز خفتن را به جا آورد، و بعد از آن دو رکعت نماز بکند، و در هر رکعت بعد از سوره حمد سه مرتبه سوره قل هو اللَّه أحد بخواند، پس دو رکعت دیگر نماز بکند، و در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره قل هواللَّه أحد بخواند.
و بعد از سلام نماز به سجده رود و صلوات بر محمد و آل محمد، هفت مرتبه بفرستد و هفت مرتبه بگوید: سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لا اله الاّ اللَّه و اللَّه اکبر و لاحول و لاقوة الاّ باللَّه پس سر از سجده بردارد و درست بنشیند و دستها را بلند کند و بگوید: یا حیّ یا قیوم یا ذالجلال و الاکرام یا اله الاولین و الاخرین یا رحمن الدنیا و الاخرة و رحیمهما یا ربّ یا ربّ
پس برخیزد و دستها را بلند کند و بگوید: یا ربّ یا ربّ یا ربّ، یا عظیم الجلال یا عظیم الجلال یا عظیم الجلال، یا بدیع الکمال، یا کریم الفعال، یا کثیر النّوال، یا دائم الافضال، یا کبیر، یا متعال، یا اول بلا مثال، یا قیّوم بغیر زوال، یا واحد بلا انتقال، یا شدید المحال، یا رازق الخلائق علی کلّ حال، أرنی وجه حبیبی و حبیبک محمد صلّی اللَّه علیه و آله منامی، یا ذاالجلال و الاکرام پس رو به قبله بخوابد بر دست راست و مشغول صلوات بر محمد و آل محمد باشد تا به خواب رود، که انشاء اللَّه آن حضرت را در خواب می بیند(126).
مؤلف گوید: که در کتاب بحارالانوار روایت اول را بطریق دیگر مسبوطتر از آنچه مذکور شد روایت کرده ام (127) و در این رساله به مناسبت مذکور شد.
دوم: از اخبار سابقه معلوم شد که عمده در استخاره آن است که آدمی در امور دنیا و آخرت اعتماد بر عقل ناقص خود نکند، و باید که در جمیع امور توکل بر جناب مقدس الهی کند، و معترف باشد که من بنده عاجز جاهل ضعیفم و خداوند کریم رحیم عالم قادر مهربانی دارم که اعرف است به مصالح من از من و از جمیع مخلوقات، و امور خود را به او گذاشته ام و خیر خود را از او می طلبم.
پس توسل نماید به لطف و مرحمت خداوند کریم با غسل و نماز و دعاها که در ابواب سابقه گذشت، پس شروع کند در آن کار و آنچه روی دهد به آن راضی باشد و خیر خود را در آن بداند هر چند موافق خواهش او نباشد.
و بعد از آن استخاره با دل خود است چنانچه گذشت. و بعد از آن مشورت کردن با مؤمنان است. و بعد از آن استخاره به رقاع و بنادق است، یا تفأل به قرآن مجید یا به تسبیح. و ظاهراً همه خوب است، اگر چه بعضی از علما صور اخیره را منع کرده اند چنانچه سابقاً مذکور شد.
اما ظاهر آن است که غیر استخاره مطلقه که در باب اول ذکر کردیم در جایی صورت دارد که ترددی در آن باشد، نه در امری که خیریت آن ظاهراً بر آدمی معلوم باشد و ترددی در آن نداشته باشد، و نه در امور مستحبه و راجحه که خوبی آن شرعاً معلوم باشد، مگر آن که ترددی در انواع آن داشته باشد، و در امور واجبه مطلقه استخاره کردن صورت ندارد بلکه مشروع نیست، و همچنین در امر حرام استخاره جائز نیست، اما استخاره مطلقه در همه امور خوب است، مگر در امر حرام که در آن جا مطلقا استخاره مشروع نیست.
چنانچه شیخ مفید (علیه الرحمة والرضوان) در جواب مسائل عزیة فرموده است: که هرگاه بنده مؤمن را دو امر در خاطر خطور کند از مصالح دنیای او که در آنها متردد باشد، مانند سفر کردن و اقامت نمودن یا نکاح کردن یا برده خریدن و امثال اینها، سنت است که بدون استخاره متوجه آن اعمال نشود، و بعد از استخاره اگر یکی از آنها نزد او ارجح گردد به آن عمل کند، و اگر هیچ یک راجح نشود توکل کند بر خدا و یکی از آنها را به عمل آورد که انشاء اللَّه خیر او در آن است.
و سزاوار نیست استخاره در امری که حق تعالی نهی از آن کرده است، و از برای کردن فعلی واجب استخاره نمی باشد، و استخاره در امور مباحه می باشد، یا در میان دو امر سنت که هر دو را با هم به عمل نتواند آورد، مانند جهاد سنت و حج سنت. یا آن که مردد باشد میان زیارت دو امام معصوم (علیهم السلام) یا میان صله دو برادر مؤمن که هر دو را نتواند به عمل آورد و از این باب امور(128).
سوم: بعضی از علما دغدغه کرده اند در استخاره کردن از برای دیگری، زیرا که در روایاتی که سابقاً مذکور شد در هیچ یک وکالت مذکور نبود.
و سید بن طاووس (رضی اللَّه عنه) تجویز نموده و فرموده است که داخل است در عمومات قضای حوائج مؤمنان(129).
و ایضاً ممکن است که استخاره کننده این را حاجت خود قرار دهد و قصد کند که به او بگویم بکن خوب است یا نه، و اگر چه عمومات وکالت دور نیست که شامل استخاره باشد، اما احوط آن است که صاحب حاجت خود متوجه استخاره شود، زیرا که هر که اضطرارش بیشتر است توسل او به جناب مقدس الهی بیشتر می باشد. و اگر فعل غیر در این باب قائم مقام فعل او می بود می بایست با این احادیث بسیار که در این باب وارد شده است در یک حدیث اشعاری به این بفرمایند.
و ایضاً با آن توجه و التفات و مرحمتی که ائمه ما (صلوات اللَّه علیهم) نسبت به موالی و شیعیان خود داشتند یک مرتبه برای یکی از ایشان استخاره بفرمایند، و با آن گستاخیها و بی آدابیها که فدویان و موالیان ایشان نسبت به جناب ایشان می کردند در یک حدیث مذکور شود که یکی از ایشان این استدعا از خدمت ایشان کرده باشند.
و یک جهت نوشتن فقیر، این رساله وافیه را این است که برادران ایمانی بر اخبار و اثار ائمه طاهرین و پیشوایان دین (صلوات اللَّه علیهم اجمعین) که در این باب وارد شده مطلع شوند، و کیفیت انواع استخاره را بدانند که به هر نحو که خواهند در حوائخ خود به استخاره متوسل شوند، و در همه امور اعتماد بر پروردگار خود نمایند، و بدانند که خداوند رحیم در فیض خود را بر روی بندگان گناهکار نبسته و همه را در جمیع امور به درگاه خود خوانده و گناه عاصیان را مانع لطف و احسان خود نگردانیده.
ملتمس از عمل کنندگان به این رساله آن که این مجرم عاصی را در حال حیات و بعد از وفات به دعای خیر یاد نمایند، و بر سهو و خطا که لازم غیر معصومین (علیهم السلام) است مؤاخذه ننمایند، و با توزع بال و تشتت احوال و وفور اشغال در چند شب از لیالی ماه مبارک رمضان سنه هزار و صد و چهار هجری نوشته شد.
والحمدللَّه اولاً و آخراً، والصلاة علی سید المرسلین محمد و عترته المقدسین، و لعنة اللَّه علی اعدائهم اجمعین.
و تمام شد استنساخ کتاب با تحقیق و تعلیق و استخراج مصادر احادیث و روایات از کتب منقول از آن بر دست این فقیر عاصی سید مهدی رجائی در روز اول ماه مبارک رمضان سنه هزار و چهار صد و هفت هجری قمری در شهر مقدس قم عش آل محمد و حرم اهل بیت (سلام اللَّه علیهم اجمعین).