استخاره و کیفیت آن

مرکز غدیر‏‏‏

مفتاح ششم استخاره به رقاع است

و سید بن طاووس و اکثر متأخرین علما (رحمةاللَّه علیهم) این نوع را بهترین استخارات می دانند.
و در کتاب احتجاج منقول است که حمیری عریضه نوشت به خدمت حضرت صاحب (علیه السلام) و پرسید که اگر کسی در امری متردد شود میان کردن و نکردن و دو انگشتر بگیرد و بر یکی بنویسد بکن و بر دیگری مکن، پس هر دو را پنهان کند و چندین مرتبه طلب خیر خود را از حق تعالی بکند، پس یکی از آنها را بیرون آورد و به آن عمل کند آیا حکم استخاره دارد؟ حضرت در جواب نوشتند: که آنچه عالم اهل بیت (علیهم السلام) در باب استخاره مقرر فرموده نماز کردن و رقعه ها نوشتن است، یعنی: چنان باید کرد(105).
مؤلف گوید: که این نوع از استخاره به چند طریق وارد شده:
اول: آن است که کلینی و شیخ طوسی و سید و دیگران (رضوان اللَّه علیهم) به سندهای معتبر از هارون بن خارجه روایت کرده اند که حضرت امام جعفر صادق (صلوات اللَّه علیه) فرمود: که هرگاه امری را اراده کنی شش رقعه کاغذ بگیر و در سه تای آنها بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلانه افعله و در سه رقعه دیگر بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان ابن فلانة لاتفعل پس آن رقعه ها را در زیر مصلای خود بگذار و دو رکعت نماز بکن، و چون فارغ شوی برو به سجده و صد مرتبه بگو أستخیر اللَّه برحمته خیرة فی عافیة پس درست بنشین و بگو اللّهمّ خرلی و اخترلی فی جمیع أموری فی یسر منک و عافیة
پس دست بزن و رقعه ها را مشوش کن، یعنی: به یکدیگر مخلوط گردان و یک یک از آنها را بیرون آور و ملاحظه کن، اگر سه افعل پیاپی درآید پس بکن آن کار را که اراده کرده، و اگر سه لاتفعل پیاپی بیرون آید پس مکن آن کار، و اگر بعضی افعل و بعضی لاتفعل برآید تا پنج رقعه بیرون آور اگر افعل بیشتر است عمل کن و اگر لاتفعل بیشتر است ترک کن و احتیاج نیست به بیرون آوردن رقعه ششم(106).
مؤلف گوید: که به جای فلان بن فلانة در هر دو جا اسم خود و مادر خود را بنویسد.
و بدان که غسل در این روایت وارد نشده است، و بعضی از علما در این استخاره ذکر کرده اند به اعتبار این که در استخاره مطلقه که در محل خود ذکر کردیم واقع شده است و شاید بد نباشد، و ورود غسل در نمازهای حاجت نیز شاید مؤید تواند شد، و اگر قصد زیارت ائمه (علیهم السلام) نیز در آن غسل بکند شاید احوط باشد.
و ایضاً تعیین سوره در این نماز وارد نشده است، و بعضی سوره حشر و سوره رحمن را ذکر کرده اند، به اعتبار آن که در نوع دیگر استخاره وارد شده است و شاید بد نباشد، و اگر در هر رکعت سه مرتبه قل هواللَّه بخوانند چنانچه بعد از این مذکور می شود ایضاً بد نیست، و ظاهراً هر سوره که بخوانند خوب است.
و آنچه در روایت واقع شده است که اگر درهم درآید افعل و لاتفعل باید پنج تا بیرون آورند اشکالی ندارد، زیرا که در بعضی از صور احتیاج نمی شود به بیرون آوردن پنجم، مثل آن که اول یک لاتفعل درآید و بعد از آن سه افعل یا برعکس، یا آن که دو افعل برآید و یک لاتفعل و یک افعل یا برعکس، و دور نیست که مراد آن باشد که احتیاج به بیرون آوردن ششم هرگز نمی شود کواحتیاج به پنجم نیز در بعضی از شقوق نشود. و احتمال دارد که در همه صور پنجم را باید بیرون آورد تعبداً کو [که او] فائده اش بر ما معلوم نباشد اما بعید است.
و ایضاً باید دانست که اگر مختلف بیرون آید و یکی بیشتر باشد از حدیث تفاوتی در خوبی و بدی در میان صور آن ظاهر نمی شود، و بعضی از علما به اعتبار زود بیرون آمدن هر یک یا توالی آنها تفاوت در مراتب خوبی و بدی قرار داده اند، مثل آنکه سه افعل در چهار رقعه بیرون آید بهتر است از آن که در پنج رقعه بیرون آید، و همچنین لاتفعل در بدی، و اگر دو افعل بیرون بیاید پیاپی و یک لاتفعل و یک افعل بهتر است از آن که اول لاتفعل بیرون آید و بعد از آن سه افعل، و بر این قیاس سایر شقوق نیکی و بدی معلوم می شود.
دوم: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) از طریق عامه از ابن مسعود روایت کرده است که او در استخاره این دعا را می خواند:
اللّهمّ انّک تعلم و لاأعلم و تقدر و لا أقدر و أنت علام الغیوب، اللّهمّ انّ علمک بما یکون کعلمک بما کان، اللّهمّ انّی قدعزمت علی کذا و کذا فان کان لی فیه خیرة للدین و الدّنیا و العاجل و الاجل فیسره و سهّله و وفّقنی له و وفّقه لی، و ان کان غیر ذلک فامنعنی منه کیف شئت
پس به سجده می رفت و صد و یک مرتبه می گفت: اللهمّ انّی أستخیرک برحمتک خیرة فی عافیة پس در سه رقعه می نوشت خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان افعل علی اسم اللَّه و عونه و در سه رقعه دیگر می نوشت خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان لاتفعل و الخیرة فیما یقضی اللَّه و در زیر سجاده می گذاشت و چون از نماز و دعا فارغ می شد یک یک از آنها را بیرون می آورد، و هر یک که بیشتر بیرونمی آمد به آن عمل می کرد(107).
مؤلف گوید: که به جای علی کذا و کذا حاجت خود را به عربی بگوید، و اگر نتواند بگوید علی الامر الّذی علمت و به جای فلان بن فلان اسم خود و پدرش را بنویسد در همه رقعه ها. و این روایت اگر چه از طریق اهل سنت است اما مؤید روایت اول است، و عمل به روایت اول که از طریق شیعه است اولی است، و اگر این دعا را بخواند بد نیست.
سوم: آن است که باز سید (رحمه اللَّه) از طرق مخالفان نقل کرده است از جابربن عبداللَّه انصاری که از اکابر صحابه است گفت: که حضرت رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) ما را تعلیم می کرد استخاره در امور را چناچه تعلیم می نمود به ما سورهای قرآن را، و می فرمود: که هرگاه احدی از شما اراده کاری بکند دو رکعت نماز بکند غیر نمازهای واجب، پس بگوید:
اللهمّ انّی أستخیرک بعلمک، و أستقدرک بقدرتک، و أسألک من فضلک العظیم، فانّک تقدرو لا أقدر و تعلم و لاأعلم و أنت علام الغیوب. اللهمّ ان کنت تعلم أنّ هذا الامر خیر لی فی دینی و معاشی و عاقبة أمری [فی عاجل أمری و آجله - خ ل ]فاقدره لی و یسره لی ثمّ بارک لی فیه، و ان کنت تعلم أنّ هذاالامر شرّ لی فی دینی [فی عاجل أمری و آجله - خ ل ]و معاشی و عاقبة أمری، فاصرفه عنّی و اصرفنی عنه، و اقدر لی الخیر حیث کان ثمّ رضّنی به.
پس سید گفته گفته است که بعضی از مشایخ ما (رحمم اللَّه) گفته است که چون این نماز را بکند و این دعا را بخواند شش رقعه از کاغذ قطع کند، و در سه تا افعل بنویسد، و در سه تا لاتفعل بنویسد، و به یکدیگر مخلوط گرداند و در میان آستین خود بگذارد، پس سه تا را یکی یکی بدر آورد، اگر همه افعل باشد آن کار را بکند با طیب خاطر، و اگر دو تا افعل باشد و یکی لاتفعل باکی نیست که آن را بکند اما پست تر است از شق اول، و اگر همه لاتفعل باشد نکند، و اگر دو تا لاتفعل باشد حذر کردن اولی است، و اکثر حکم کل دارد(108).
مترجم گوید: که از فحوای اصل حدیث ظاهر می شود که این نماز و دعا برای مطلق طلب خیر است بدون آن که عملی با آن باشد، و آن عملی که سید از بعض مشایخ نقل کرده است جزء آن نیست، و در روایت دیگر ندیده ام، پس بهتر آن است که به نحو اول به عمل آورند، و اگر خواهند این دعا را نیز بخوانند.
چهارم: آن است که باز سید (قدس سره) در فتح الابواب گفته است که به من رسیده است از بعضی علما در کیفیت استخاره که در سه رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم افعل ودر سه رقعه دیگر بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لاتفعل و رقعه ها را در زیر سجاده بگذارد و دو رکعت نماز بکن، و در هر رکعت بعد از سوره فاتحةالکتاب سه مرتبه سوره قل هواللَّه أحد بخوان.
پس سلام بگو و بگو اللهم انی استخیرک بعلمک تا آخر دعا که مذکور شد، پس به سجده برو و صد مرتبه بگو أستخیراللَّه العظیم پس سر از سجده بردار و پنج رقعه را بیرون آور اگر افعل سه تا باشد بکن که صلاح تو در آن است، و اگر لاتفعل سه تا باشد مکن که خیر تو در نکردن است انشاءاللَّه(109).
پنجم: آن است که باز سید (رضی اللَّه عنه) از شیخ ابوالفتح کراچکی (رحمةاللَّه علیه) نقل کرده است، و او به سند خود از هارون بن حماد روایت کرده است، که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: که هرگاه امری را اراده کنی شش رقعه بگیر و بر سه رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم و به روایت دیگر العلیّ الکریم لفلان بن فلان افعل کذا انشاءاللَّه و نام خود را و پدر خود را و آن کاری که می خواهی بکنی بنویس، و در سه رقعه دیگر بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان لاتفعل کذا انشاء اللَّه و چهار رکعت نماز کن، و در هر رکعت پنجاه مرتبه سوره قل هو اللَّه احد، و سه مرتبه سوره انا أنزلناه فی لیلة القدر یعنی بعد از سوره حمد، و رقعه ها را در زیر سجاده خود بگذار، پس این دعا را بخوان:
بقدرتک تعلم و لاأعلم، و تقدر و لا أقدر، و أنت علام الغیوب. اللّهمّ بک فلا شی ء أعظم منک، صلّ علی آدم صفوتک،و محمد خیرتک و أهل بیته الطاهرین، و من بینهم من نبیّ و صدّیق و شهید و عبد صالح و ولیّ مخلص و ملائکتک أجمعین، و ان کان ما عزمت علیه من الدخول فی سفری الی بلد کذا و کذا خیرة لی فی البدء و العاقبة و رزق تیسّر لی منه، فسهله و لاتعسّره و خرلی فیه، و ان کان غیره فاصرفه عنّی و بدّلنی منه بما هو خیر منه، فسهّله و لاتعسره و خرلی فیه، و ان کان غیره فاصرفه عنّی و بدّلنی منه بما هو خیر منه، برحمتک یا أرحم الراحمین پس هفتاد مرتبه بگو خیرة من اللَّه العلیّ الکریم پس به سجده برو و رو را بر خاک بگذار و حاجت خود را از خدا بطلب.
و در روایت دیگر وارد شده است که بعد از آن رقعه ها را بیرون آور بنحوی که در روایت اول مذکور شد(110).
مؤلف گوید: که این دعا در خصوص اراده سفر است، و اگر اراده امر دیگر داشته باشد باید که به جای من الدخول فی سفری الی بلد کذا و کذا آن حاجت را ذکر کند، و اگر اراده سفر باشد به جای الی بلد کذا و کذا، آن سفر و آن شهری را که اراده دارد ذکر کند، و بر هر تقدیر عمل به روایت اول بهتر است، و اگر خواهد این دعا را نیز اضافه کند.
و سید بن باقی (رحمه اللَّه) در مصباحش گفته است: که در دست آن کس که استخاره می کند انگشتر عقیقی بوده باشد که در آن نام محمد و علی نقش کرده باشند و به دست راست رقعه ها را بدر آورد.
و بدان که سید بن طاووس (رضی اللَّه عنه) چون این استخاره را بهترین استخارات می داند و مدارش بر عمل بر این استخاره بوده است چند امر غریب از تجربه این استخاره نقل کرده است:
اول: آن که بعضی از ارباب مناصب دنیویّه مرا طلبید و من در جانب غربی بغداد بودم و بیست و دو روز در آنجا ماندم، و هر روز استخاره کردم که او را ملاقات کنم و همه استخاره ها یا سه لاتفعل متوالی می آمد یا در چهار رقعه سه لاتفعل آمد، و ظاهر شد که خیر من در ندیدن او بوده است، و چنین اتفاقی نمی باشد مگر از جانب خداوندی که عالم الخفیات است(111).
دوم: آن که در ایامی که در دارالسلام بغداد اقامت داشتم وارد شهر حله شدم، و بعضی از ارقاب من تکلیف نمود مرا که بدیدن یکی از حکّام حلّه بروم، و چنان اتفاق افتاد که یک ماه در حله ماندم و هر روز که اراده ملاقات او می کردم در اول آن روز و آخر آن روز استخاره می کردم برای دیدن او، و در همه استخارات سه لاتفعل می آمد، تا آن که پنجاه استخاره در عرض آن مدت کردم و در همه لاتفعل بیرون آمد، و معلوم شد که خیر من در آن بوده، و عقل باور می کند این را که پنجاه استخاره کسی برای یک مطلب بکند و بر سبیل اتفاق بدون اراده قادر علی الاطلاق همه بد بیاید(112).
سوم: آن که تا حالت تحریر این رساله پنجاه و سه سال از عمر من گذشته است، و تا حقیقت استخاره بر من ظاهر شده است پیوسته در امور خود استخاره کرده ام، و در همه آنها خیر خود را در آن یافته ام که استخاره مرا به آن دلالت کرده است، و همیشه سعادت دنیا و عقبای خود را در آن یافته ام (113).
مؤلف گوید: که فقیر نیز در انواع استخارات تجربه هایی بسیار کرده ام، و از جمعی از برادران و صلحای خویشان و آشنایان خود، امور غریبه در این باب شنیده ام، خصوصاً این استخاره و استخاره به مصحف مجید، و اللَّه الموفق.

مفتاح هفتم در بیان استخاره به رقاع است بر خلاف طریق مشهور

و آن چند قسم است:
اول: شیخ طبرسی (رحمةاللَّه علیه) در مکارم الاخلاق از عبدالرحمن بن سیابه روایت کرده است، که در سالی رفتم به مکه معظه و با خود متاعی برده بودم و آن متاع در آن سال کساد بود و کسی به هم نرسید که بخرد، بعضی از اصحاب ما گفتند: که متاع را به مصر بفرست و به کوفه برمگردان، و بعضی گفتند: که به یمن بفرست، پس رفتم به خدمت حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) بعد از آن که از منی به مکه مراجعت کرده بودیم و احوال خود را عرض کردم و پرسیدم که شما چه می فرمائید؟
حضرت فرمود که قرعه بزن میان مصر و یمن و تفویض کن امر خود را به خدا و اسم هر شهر که بیرون آید متاع خود را به آنجا بفرست، گفتم فدای تو شوم چگونه قرعه بزنم؟
فرمود: که در یک رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم اللّهمّ انت [انّه لااله - خ ل ] اللَّه لا اله الاّ أنت عالم الغیب و الشّهادة أنت العالم و أنا المتعلّم، فانظرلی فی أیّ الامرین خیر لی حتی أتوکّل علیک فیه و اعمل [فاعمل - خ ل ] به پس بنویس مصر انشاء اللَّه.
پس در رقعه دیگر همان دعا را بنویس، پس بنویس یمن انشاء اللَّه، پس در رقعه سوم باز همان دعا را بنویس، و بعد از آن بنویس یحبس المتاع و لایبعث الی بلد منهما یعنی: حبس کنم متاع را و به هیچ یک از آن دو شهر نفرستم، پس رقعه ها را جمع کن و به یکی از برادران مؤمن خود بده که در جائی پنهان کند از تو، پس دست خود را در آنجا داخل کن و هر یک از آن رقعه ها که به دستت می آید بیرون بیاور و بر خدا توکل کن، و به آنچه در آن رقعه هست، عمل کن که انشاء اللَّه خیر تو در آن است(114).
و سید نیز این عمل را به سند حسن معتبر از عبدالرحمان روایت کرده است(115).
مترجم گوید: که این عمل خوب است و اعتبار سندش کمتر از ذات الرقاع مشهور نیست، و می تواند بود که عمومات احادیث قرعه شامل این بوده باشد، زیرا که احادیث بسیار وارد شده است که در هر امر مشکلی قرعه باید انداخت، و وارد شده است که هر قومی که امر خود را به خدا تفویض کنند البته سهم به حق بیرون می آید، خصوصاً در امری که رأیها در آن مختلف شده باشد.
دوم: سید (رضی اللَّه عنه) از حضرت باقر یا صادق (صلوات اللَّه علیهما) روایت کرده است که کسی که خواهد به مساهمه بکند یعنی به قرعه، در سه رقعه این دعا را بنویسد:
اللهمّ فاطر السّماوات و الارض عالم الغیب و الشّهادة الرحمن الرحیم، أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون، أسألک بحق محمد و آل محمد أن تصلی علی محمد و آل محمد، و أن تخرج لی خیرة [خیر السّهمین - خ ل ] فی دینی و دنیای و عاقبة أمری و عاجله و آجله، انّک علی کلّ شی ء قدیر، ما شاء اللَّه لاحول و لاقوة الاّ باللَّه، صلّی اللَّه علی محمد و آله
پس مطلب خود را در دو رقعه بنویسد اگر دو شق باشد، و اگر نه یکی را کردن و یکی را نکردن بنویسد، اگر یکی از آن دو رقعه بیرون آید به آن عمل کند، و اگر غفل بیرون آید آن را بیندازد و دیگری را بیرون آورد و به آن عمل کند(116).

مفتاح هشتم در بیان استخاره به بنادق است

و آن به چندین طریق منقول است:
اول: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) در فتح الابواب و ابن تلّعکبری (رحمه اللَّه) در مجموع الدعوات روایت کرده اند از احمد بن محمد بن یحیی که گفت: بعضی از دوستان ما اراده کرد که از برای تجارت بیرون رود، پس گفت: بیرون نمی روم تا بروم به خدمت حضرت امام جعفر صادق (صلوات اللَّه علیه) و بر او سلام کنم و در کار خود مشورت کنم و استدعای دعا از آن حضرت بکنم.
پس به خدمت آن جناب رفت و عرض کرد که من اراده دارم که برای تجارت بیرون بروم و سوگند یاد کرده ام که بیرون نروم تا به خدمت شما برسم و با شما مشورت کنم و طلب دعا از خدمت شما بکنم.
حضرت برای او دعا کردند و فرمودند: که بر تو باد به راست گویی، و عیب متاع خود را در تجارت پنهان مکن، و کسی را که امیدوار احسان خود کرده باشی مغبون مگردان که آن در بدی مانند سود گرفتن است، و از برای مردم مپسند مگر چیزی را که برای خود می پسندی، و حق بده و حق بگیر، و مترس و اندوهناک مباش از کمّی روزی، به درستی که تاجر راست گو با ملائکة نیکوکار گرامی نزد پروردگار در قیامت محشور می شود، و اجتناب کن از سوگند یاد کردن در خرید و فروش، زیرا که سوگند دروغ صاحبش را از حق خود نگیرد و حق مردم را تمام بدهد.
و هرگاه عزم کنی بر سفری یا حاجت ضروری که اهتمام ایشان آن داشته باشی دعا بسیار بکن و استخاره بکن، بدرستی که خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش که حضرت رسالت پناه (صلی اللَّه علیه و آله) استخاره را به اصحاب خود تعلیم می کرد چنانچه سوره قرآن را، و ما استخاره را به عمل می آوریم هر وقت که اراده کنیم امری را، و رقعه چند برای استخاره می گیریم و موافق آنچه بیرون می آید عمل می کنیم، خواه موافق خواهش ما باشد و خواه نباشد.
پس آن مرد گفت: ای مولای من آن استخاره را به من تعلیم نما که چگونه به عمل آورم؟ فرمود: که چون اراده استخاره نمایی وضوی کامل بساز، یعنی با آداب و ادعیه مستحبه و دو رکعت نماز کن، و در هر رکعت سوره حمد و صد مرتبه سوره قل هو اللَّه أحد بخوان، و بعد از سلام نماز دستهای خود را به دعا بردار و بگو:
یا کاشف الکرب، و مفرّج الهمّ، و مذهب الغمّ، و مبتدءاً بالنّعم قبل استحقاقها، یا من یفزع الخلق الیه فی حوائجهم و مهمّاتهم و أمورهم و یتّکلون [یتوکّلون - خ ل ] علیه أمرت بالدّعاء و ضمنت الاجابة، اللّهمّ فصلّ علی محمد و آل محمد، و ابدأ بهم فی کلّ أمری [أمر - خ ل ] و افرج همّی و نفس کربی، و أذهب غمّی، و اکشف لی عن الامر الّذی قد التبس علیّ و خرلی فی جمیع أموری خیرة فی عافیة، فانّی أستخیرک اللّهمّ بعلمک، و أستقدرک بقدرتک، و أسألک من فضلک، و ألجأ الیک فی کلّ أموری، و أبرأ من الحول و القوة الاّ بک، و أتوکل علیک و أنت حسبی و نعم الوکیل، اللّهمّ فافتح لی أبواب رزقک، و سّلها لی، و یسرلی جمیع أموری، فانّک تقدر و لا أقدر، و تعلم و لا أعلم، و أنت علام الغیوب.
اللّهمّ ان کنت تعلم أنّ الامر الذی عزمت علیه و أردته هو خیر لی فی دینی و دنیای و معاشی و معادی و عاقبة أموری، فقدره لی و عجّله علیّ، و سهّله و یسره و بارک لی فیه، و ان کنت تعلم أنّه غیر نافع لی فی العاجل و الاجل بل هو شرّ علیّ فاصرفه عنّی و اصرفنی عنه، کیف شئت و أنّی شئت، و قدّر لی الخیر حیث کان و أین کان، و رضّنی یا ربّ بقضائک و بارک لی فی قدرک حتی لاأحبّ تعجیل ما أخّرت و لاتأخیر ما عجّلت، انّک علی کلّ شی ء قدیر و هو علیک یسیر
پس بسیار صلوات فرست بر محمد و آل محمد، و باید که سه رقعه با خود داشته باشی همه به یک مقدار و یک هیأت، و در دو رقعه این دعا را بنویس.
اللّهمّ فاطر السّماوات والارض عالم الغیب و الشّهادة أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون، اللّهمّ انک تعلم و لاأعلم، و تقدر و لا أقدر، و تمضی و لا أمضی [و تقضی و لا أقضی - خ ل ] و أنت علام الغیوب، صلّ علی محمد و آل محمد، و أخرج لی أحبّ السّهمین الیک، و خیرهما لی فی دینی و دنیای و عاقبة أمری، انّک علی کلّ شی ء قدیر و هو علیک یسیر و در پشت یکی از دو رقعه افعل بنویس، و در پشت دیگری لاتفعل.
و در رقعه سوم این را بنویس لاحول و لاقوّة الاّ باللَّه العلیّ العظیم، استعنت باللَّه و توکّلت علیه، و هو حسبی و نعم الوکیل، توکّلت فی جمیع أموری علی اللَّه الحیّ الذی لایموت، و اعتصمت بذی العزة و الجبروت، و تحصّنت بذی الحول و الطّول و الملکوت، و سلام علی المرسلین، و الحمدللَّه ربّ العالمین، و صلّی اللَّه علی محمد النّبیّ و آله الطاهرین وپشت این رقعه را سفید بگذار و چیزی بر آن منویس.
و هر سه رقعه را محکم بپیچ بر یک هیأت و یک صورت، و در میان سه بندقه بگذار از موم یا از گل بر یک هیأت و یک وزن، و بده به کسی که اعتماد بر او داشته باشی از برادران مؤمن، و بگو که خدا را یاد کند و صلوات بر محمد (و آل محمد) بفرستد، و آن بندقها را در میان آستین خود بیندازد، و دست راست خود را در میان آستین خود داخل کند و آن بندقها را حرکت دهد، و یکی از آنها را درآورد بدون آنکه آنها را نظر کند و یکی را بخصوص تعیین کند، و لیکن دستش بر هر یک از آنها که واقع شود بیرون آورد، و چون بیرون آورد، تو از او بگیر و خدا را یاد کن و آن را بگشا و پشتش را بخوان، و عمل کن به آنچه در پشت آن نوشته شده است.
و اگر کسی که بر او اعتماد داشته باشی حاضر نباشد خود در میان آستین بینداز و آنچه مذکور شد به عمل آور، پس اگر آنچه افعل بر آن نوشته شده است بیرون آید البته آن کار را بکن که خیر تو در آن است انشاءاللَّه. و اگر آنچه بر آن لاتفعل نوشته شده است بیرون آید زنهار آن را به عمل میاور، و البته مخالفت این استخاره مکن که آزار می کشی.
و اگر رقعه بیرون آید که چیزی بر پشتش نوشته نشده است، پس توقف کن تا وقت نماز فریضه حاضر شود، پس برخیز و دو رکعت نماز چنانچه مذکور شد بکن، پس نماز واجب را بکن یا آن دو رکعت را بعد از نماز واجب بکن اگر نماز صبح و عصر نباشد، و اگر نماز صبح باشد باید که بعد از آن تعقیب و دعا بخوانی تا آفتاب پهن شود، پس بعد از آن دو رکعت را به جا آور. و اگر نماز عصر باشد آن دو رکعت را پیش از نماز عصر بکن، و بعد بیرون آید باز وقت فریضه دیگر همان عمل را اعاده کن تا یکی از رقعه های نوشته بیرون آید(117).
مؤلف گوید: که ظاهر روایت آن است که نوشتن رقعه ها و پیچیدن و در میان بندقه گذاشتن همه بعد از نماز و خواندن دعا باشد و بریدن رقعه ها پیش باشد. و احتمال دارد که تا بندقه کردن قبل از نماز باشد، و دور نیست که اول اولی باشد.
دوم: آن است که کلینی و شیخ و سید (رضی اللَّه عنهم) و دیگران به سند مرسل از یکی از ائمة (صلوات اللَّه علیهم) روایت کرده اند که شخصی از اصحاب آن حضرت پرسید که امری را می خواهم به عمل آورم و کسی را نمی یابم که با او مشورت کنم چه کنم؟ حضرت فرمود: که با پروردگار خود مشورت کن، پرسید که چگونه مشورت کنم ؟
فرمود: که آن حاجت را در خاطر خود قصد کن و دو رقعه بگیر و در یکی لا بنویس و در دیگری نعم و هر یک را در میان بندقه از گل بگذار، پس دو رکعت نماز بکن و آن دو بندقه را در زیر دامن خود بگذار و بگو: یا اللَّه انّی أشاورک فی أمری هذا و أنت خیر مستشار و مشیر، فأشر علیّ بما فیه صلاح و حسن عاقبة پس دست خود را در زیر دامن داخل کن و یکی از آن دو بندقه را بیرون آور و بگشا، اگر نعم باشد بکن، و اگر لا باشد مکن، با خدا چنین مشورت باید کرد(118).
سوم: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) فرموده: که در بعضی از کتب شیعه یافتم که در دو رقعه می نویسی بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لعبده فلان بن فلان و حاجت خود را می نویسی، و یکی را در آخرش می نویسی أفعل یا مولای و دیگری را در آخرش می نویسی که أتوقّف یا مولای و هر یک از دو رقعه را در میان گلوله ای از گل می گذاری و بر آن می خوانی هر یک از سوره حمد و سوره قل أعوذ برب الفلق و سوره والضحی را هفت مرتبه، و ظرف آبی در پیش خود می گذاری و بندقها را در میان آب می اندازی، پس هر یک که زودتر از دیگری شکافته شود و بر روی آب آید به آن عمل می کنی انشاء اللَّه تعالی(119).
چهارم: آن است که باز سید (قدس اللَّه روحه) ذکر کرده است که یافتم به خط علی بن یحیی حنّاط که نوشته بود که این استخاره مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (صلوات اللَّه علیه) است در خاطر می گذرانی هر مطلبی که داری، و این استخاره را می نویسی در دو رقعه و بر پشت یکی می نویسی افعل، و در پشت دیگری لاتفعل، و دو بندقه از گل می سازی و به ترازو می سنجی که با هم برابر باشند، و هر رقعه را در میان بندقه می گذاری و در میان آب می اندازی، و هر یک که بیشتر بر روی آب می اید به آن عمل می کنی و البته مخالفت مکن، و دعا که در رقعه ها باید نوشت این است :
ما شاء اللَّه کان، اللّهمّ انّی أستخیرک خیار من فوّض الیک أمره، و أسلم الیک نفسه، و استسلم الیک فی أمره، و خلالک وجهه، و توکّل علیک فیما نزل به. اللّهمّ خرلی و لا تخر علیّ، و کن لی و لاتکن علیّ، وانصرنی ولاتنصر علیّ، و أعنی و لاتعن علیّ، و امکنی و لاتمکن منّی، و اهدنی الی الخیر و لاتضلنی، و أرضنی بقضائک، و بارک لی فی قدرک، انّک تفعل ما تشاء و تحکم ما ترید، و أنت علی کلّ شی ء قدیر. اللّهمّ ان کانت الخیرة فی أمری هذا فی دینی و دنیای و عاقبة أمری فسهله لی، و ان کان غیر ذلک فاصرفه عنّی، یا ارحم الراحمین، انّک علی کلّ شی ء قدیر(120).
پنجم: آن است که ایضاً سید (رحمةاللَّه علیه) روایت کرده است از حضرت صاحب الزمان (علیه صلوات الرحمن)، و مسمی است به استخاره مصریّه، و کیفیتش آن است که در دو رقعه بنویسد خیرة من اللَّه و رسوله لفلان بن فلانة و نام خود و مادرش را بنویسد و در یکی افعل و در دیگری لاتفعل بنویسد، و در میان دو بندقه از گل بگذارد و در میان قدح آبی هر دو را بیندازد، پس وضو بسازد و دو رکعت نماز بکند، و بعد از نماز این دعا را بخواند:
اللّهمّ انّی أستخیرک خیار من فوّض الیک أمره، و أسلم الیک نفسه، و توکّل علیک فی أمره، و استسلم بک فیما نزل به من امره. اللّهمّ خرلی و لاتخر علیّ، و أعنّی و لاتعن علیّ، و مکّنّی و لاتمکن منّی، واهدنی للخیر و لاتضلّنی، و أرضنی بقضائک، و بارک لی فی قدرک، انّک تفعل ماتشاء و تعطی ما ترید. اللّهمّ ان کانت الخیرة فی أمری هذا و هو کذا و کذا وبجای کذا و کذا مطلب خود را بگوید فمکنّی منه، واقدرنی علیه، و امرنی بفعله، و أوضح لی طریق الهداید الیه، و ان کان اللّهمّ غیر ذلک فاصرفه عنّی الی الذی هو خیر لی منه، فانّک تقدر و لااقدر، و تعلم و لاأعلم و أنت علام الغیوب، یا ارحم الراحمین
پس به سجده رود و صد مرتبه بگوید أستخیراللَّه خیرة فی عافیة پس سربردارد و انتظار بکشد تا یکی از آن رقعه ها از آب بیرون آید هر یک که بیشتر بیرون آید به آن عمل کند، یعنی: اگر افعل بیرون آید آن کار را بکند، و اگر لاتفعل بیرون آید نکند(121).
ششم: باز سید (رحمه اللَّه) از شیخ ابوالفتوح کراچکی که از اکابر علمای شیعه است روایت کرده است که دو رقعه بنویس در یکی افعل یعنی بکن، و در دیگری لاتفعل یعنی مکن، و از دیده خود پنهان کن در موضعی، و نماز استخاره بکن و خیر خود را از عالم الخفیات طلب کن، و یکی از آنها را بیرون بیاور و به آن عمل کن(122).
مترجم گوید: که این نوع استخاره نیز از استخاره های معتبر است، و بطرق بسیار وارد شده است، و دور نیست که عمومات قرعه نیز شامل این طریق بوده باشد. و به هر یک از طرق که مذکور شد عمل کردن خوب است خصوصاً طریق اول، و اگر بعضی از دعاهای طرق دیگر را نیز با آن ضم کنند بد نیست.