استخاره و کیفیت آن

مرکز غدیر‏‏‏

مفتاح چهارم در بیان استخاره به قرآن مجید است

کلینی (رحمه اللَّه) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده است که تفأل مکن به قرآن(89).
مشایخ ما (رحمةاللَّه علیهم) این حدیث را تأویل می کردند که مراد نهی از فال گشودن از قرآن است که احوال آینده را از آیات مناسبه استنباط کنند، چنانچه بعضی از جهّال این را وسیله روزی خود کرده به این نحو مردم را فریب می دهند.
و به خاطر قاصر فقیر می رسد که ممکن است که مراد نهی از تفأل و تطیری باشد که اکثر خلق از دیدن و شنیدن بعضی امور می کنند، و بعضی را بر خود مبارک و بعضی را شوم می گیرند، مانند صدای کلاغ و جغد و دیدن بعضی از حیوانات و غیر آن در افتتاح سفر و احوال دیگر. یعنی از شنیدن بعضی از آیات کریمه فال نیک و فال بد می گیرند، و شاید یک حکمتش این باشد که باعث کم اعتقادی مردم به قرآن کریم نگردد اگر موافق نیفتد.
و استخاره به قرآن مجید به چندین طریق معروف است و در بعضی از کتب مذکور است:
اول: آن که بعد از طلب خیر از جناب مقدس ربانی مصحف را بگشاید و آیه اول صفحه دست راست را ملاحظه نماید، اگر آیه رحمتی یا امر به خیری باشد خوب است، و اگر آیه غضبی یا نهی از شرّی یا عقوبتی باشد بد است، و اگر ذوجهتین باشد یا مشتبه باشد میانه است.
چنانچه شیخ طوسی در تهذیب و صاحب کتاب (90)الغایات و سید بن طاووس (رضی اللَّه عنهم) به سند معتبر روایت کرده اند که یسع بن عبداللَّه قمی به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد که من اراده می کنم کاری را و طلب خیر از حق تعالی می کنم و رأیم بر یک طرف قرار نمی گیرد، حضرت فرمود: که نظر کن در هنگامی که به نماز برمی خیزی، زیرا که دورترین احوال شیطان از آدمی حالتی است که به نماز می ایستد، پس ببین که چه چیز در دلت می افتد و اخذ کن به آن، و بگشا مصحف را پس نظر کن به سوی اول چیزی که می بینی در مصحف، پس به آن عمل کن انشاءاللَّه.
مؤلف گوید: که ظاهر آن است که مراد آن باشد که یا بگشا، و آن حضرت دو طریق بجهت استخاره و تشخیص خیر بیان فرموده باشد، و همچنین مراد از اول چیزی که می بینی اول صفحه باشد، زیرا که غالب آن است که اول نظر بر آن می افتد.
و مؤید این معنی است آنچه روایت کرده است ابن ادریس (رحمه اللَّه) در کتاب سرائر از شخصی از اصحاب که گفت: در خدمت حضرت امام زین العابدین (صلوات اللَّه علیه) بودم و عادت آن حضرت این بود که چون نماز صبح می کرد با کسی سخن نمی گفت تا آفتاب طلوع می کرد، و روزی که زید فرزند آن حضرت متولد شد بعد از نماز صبح آن حضرت را بشارت به ولادت او دادند، پس رو به اصحاب خود کرد و گفت: چه نام کنم این فرزند را؟ هر یک از حاضران نامی گفتند.
حضرت مصحف طلبید و در دامن خود گذاشت و گشود در اول صفحه این آیه بود ...و فضّل اللَّه المجاهدین علی القاعدین أجراً عظیماً(91).
پس مصحف را بر هم گذاشت و بار دیگر گشود این آیه در اول صفحه بود انّ اللَّه اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنة یقاتلون فی سبیل اللَّه فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التّوراة و الانجیل و القرآن و من أوفی بعهده من اللَّه فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم.(92) پس حضرت دوبار فرمود: که واللَّه زید است و او را زید نام کرد(93).
مؤلف گوید: که چون حضرت سجاد (علیه السلام) می دانستند که یکی از فرزندان او که مسمّی به زید خواهد بود در جهاد مخالفان شهید خواهد شد و در این دو آیه که در استخاره ظاهر شد اشاره به شهادت او بود به این سبب دانستند که این همان فرزند است، پس او را به زید مسمی گردانیدند،و دلالت می کند بر استخاره به این نحو که مذکور شد، بلکه ایمائی به جواز تفأل به قرآن نیز دارد.
و ایضاً سید (رحمة اللَّه علیه) در فتح الابواب گفته است که خطیب مستغفری در دعوات خود ذکر کرده است که هرگاه خواهی تفأل نمائی به کتاب خدا، پس سه مرتبه سوره قل هو اللَّه أحد را بخوان و سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرست، پس بگو اللّهمّ تفألت بکتابک و توکّلت علیک فأرنی من کتابک ما هو المکتوم من سرک المکنون فی غیبک پس مصحف مجید را بگشا و عمل کن به آنچه در سطر اول صفحه دست راست ظاهر می شود بی آن که اوراق و سطور را بشماری، و این را از حضرت رسول (صلی اللَّه علیه و آله) روایت کرده است(94).
مؤلف گوید: که این حدیث اگرچه از طرق عامه روایت شده است اما مؤید استخاره صفحه اول می تواند شد.
طریق دوم استخاره قرآن مجید: آن است که به صفحه اولی عمل نکنند و آن چند قسم است:
اول: آن است که فقیر دیدم به خط شیخ جلیل شیخ شمس الدین محمد صاحب الکرامات و المقامات جدّ شیخ الاسلام و المسلمین شیخ بهاء الدین محمد (قدس اللَّه روحهما)، که از خط شیخ سعید شهید، محمد بن مکی (رفع اللَّه درجته) نقل کرده که او به سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت: با جمعی از اصحاب در خدمت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نشسته بودیم، پس یکی از ایشان به خدمت آن حضرت عرض کرد که گاه هست اراده کاری و قصد حاجتی می کنیم، پس مصحف مجید را بر می داریم و حاجت خود را به خاطر می آوریم و قرآن را می گشائیم و بعد از آن به ورق اول نظر می کنیم و به آن استدلال بر نیک و بد حاجت خود می کنیم.
حضرت فرمود: که می دانید به چه نحو باید کرد؟ واللَّه که نمی دانید، گفتم فدای تو شوم چگونه باید کرد؟ فرمود: که هرگاه یکی از شما را حاجتی باشد و قصد آن داشته باشد نماز جعفر را به جا آورد و دعایش را بخواند، و چون فارغ شود مصحف را بردارد و نیت کند فرج آل محمد را که ظهور حضرت صاحب الامر (علیه السلام) در این نزدیکی خواهد شد و بگوید: اللّهمّ ان کان فی قضائک و قدرک أن تفرج عن ولیّک و حجّتک فی خلقک فی عامنا هذا أوفی شهرنا هذا فأخرج لنا آیة من کتابک نستدلّ بها علی ذلک
پس مصحف را بگشاید و هفت ورق بگرداند، و از پشت ورق هفتم ده سطر بشمارد و نظر کند به سطر یازدهم که در آنجا امری بر او ظاهر خواهد شد در آن مطلبی که برای آن گشوده، پس مصحف را برهم می گذارد و بار دیگر برای حاجت خود قصد می کند و مصحف مجید را می گشاید و به همان نحو که مذکور شد عمل می کند تا حاجت او ظاهر شود.
و سید بن طاووس (قدس سره) نیز همین عمل را مرسل نقل کرده و گفته است که در کتب اصحاب ما دیده ایم، و این احتمال استخاره و فال هر دو دارد(95).
دوم: استخاره جلاله مشهور است که قرآن را بگشاید و در صفحه دست راست نظر کند و عدد لفظ اللَّه هر چه باشد بشمارد و بعدد آن از طرف چپ ورق بشمارد، و بعد از آن به همان عدد از صفحه دست چپ سطر بشمارد و آنچه از سطر آخر ظاهر شود عمل کند، و اگر در مرتبه اول استخاره لفظ جلاله در صفحه اول نباشد بار دیگر نیت کند و بگشاید تا جلاله ظاهر شود.
و این طریق را اگرچه از سید بن طاووس نقل می کنند، اما در کتاب او نیست و در غیر آن از کتب معتبره فقه و دعا به نظر فقیر نرسیده.
و لیکن به خط یکی از فضلای بحرین دیدم که نوشته بود که دیدم در یکی از تألیفات علمای امامیه (رضوان اللَّه علیهم) که مرسلاً از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده بود که آن حضرت فرمود: که هرگاه بر احدی از شما کار تنگ شود مصحف را بدست گیرد و عزم کند بر عمل کردن به آنچه ظاهر شود بر او از جانب حق تعالی.
پس سوره حمد و سوره قل هو اللَّه أحد و آیة الکرسی و آیه و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الاّ هو و یعلم ما فی البرّ و البحر و ما تسقط من ورقة الاّ یعلمها و لاحبّة فی ظلمات الارض و لارطب و لا یابس الاّ فی کتاب مبین و سوره انا أنزلناه، و سوره قل یا أیها الکافرون، و سوره قل أعوذ بربّ الفلق، و سوره قل أعوذ برب الناس، هر یک از اینها را سه مرتبه بخواند، پس متوجه شود به قرآن مجید و بگوید:
اللّهمّ انّی أتوجّه الیک بالقرآن العظیم من فاتحته الی خاتمته، و فیه اسمک الاکبر و کلماتک الثامّات، یا سامع کلّ صوت، و یا جامع کلّ فوت، و یا باری ء النّفوس بعد الموت، یا من لاتغشاه الظّلمات، و لاتشتبه علیه الاصوات، أسألک أن تخیرلی بما أشکل علیّ به، فانّک عالم بکلّ معلوم غیر معلّم، بحقّ محمد و علیّ و فاطمة و الحسن و الحسین و علیّ بن الحسین و محمد الباقر و جعفر الصّادق و موسی الکاظم و علیّ الرضا و محمد الجواد و علیّ الهادی و الحسن العسکریّ و الخلف الحجّة من آل محمد علیه و علیهم السّلام.
پس مصحف را بگشاید و جلالات صفحه راست را بشمارد و به عدد آن اوراق از جانب چپ بشمارد، پس بعد از آن از صفحه دست چپ به همان عدد سطر بشمارد، پس به سطر آخر نظر کند که آن به منزله وحی است در مطلبی که دارد انشاء اللَّه تعالی(96).
و به خط بعضی از فضلا همین استخاره به این طریق به نظر رسیده، که آیة الکرسی تا هم فیها خالدون و آیة و عنده مفاتح الغیب تا کتاب مبین بخواند، و ده مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس این دعا بخواند:
اللّهمّ انّی توکّلت علیک و تفألت بکتابک، فأرنی ما هو المکنون فی سرّک النحزون فی علم غیبک، برحمتک یا أرحم الراحمین. اللّهمّ أرنی الحقّ حقّاً حتی أتّبعه، و أرنی الباطل باطلاً حتّی أجتنبه بعد از آن مصحف را می گشاید و به همان نحو که مذکور شد عمل می کند.
و در تألیف بعضی از فضلا به همین نحو نقل کرده است، اما در دعا چنین است:
المحزون فی غیبک یا ذاالجلال و الاکرام، اللّهمّ أنت الحقّ و منزل الحق بمحمد صلّی اللَّه علیه و آله، اللّهمّ أرنی الحقّ حقّاً حتی أتبعه، و أرنی الباطل باطلاً حتی اجتنبه یا أرحم الرّاحمین.
سوم: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) در فتح الابواب ذکر کرده است که از بدر بن یعقوب أعجمی (رضوان اللَّه علیه) در روضه حضرات کاظمین (صلوات اللَّه علیهما) شنیدم که گفت مصحف را برمی داری و می گوئی: اللّهمّ ان کان فی قضائک و قدرک أن تمنّ علی أمّة نبیّک بظهور ولیّک و ابن بنت نبیّک، فعجّل ذلک و سهّله و یسره و کمّله، و أخرج لی آیة أستدلّ بها علی أمر فأءتمر أو نهی فأنتهی فی عافیة و اگر تواند حاجت خود را بگوید، پس هفت ورق بگرداند، پس از روی دوم ورق هفتم هفت سطر بشمارد، و در سطر هفتم تفأل کند برای مطلب خود(97).
چهارم: آن است که باز سید (رحمه اللَّه) از شیخ بدر مذکور روایت کرده است که بعد از خواندن دعائی که مذکور شد مصحف را بگشاید و هفت ورق بگرداند و از صفحه دوم ورق هفتم و صفحه اول ورق هشتم عدد جلاله آنچه باشد بشمارد، و بعدد جلاله های هر دو صفحه باز ورق بگرداند، پس از صفحه دوم ورق آخر سطر به عدد جلاله بشمارد و در سطر آخر آنچه بر او ظاهر شود عمل کند(98).
پنجم: باز سید (رضی اللَّه عنه) از شیخ بدر مذکور (رحمه اللَّه) روایت کرده است که دعای سابق را بخواند و مصحف شریف را بگشاید و هشت ورق بعد از آن بشمارد، و از صفحه اول ورق هشتم ده سطر بشمارد، و به سطر یازدهم تفأل کند(99).
مؤلف گوید: که اقسام طریق دوم استخاره مصحف، هیچ یک مستند معقولی ندارد، خصوصاً سه قسم آخر که هیچ یک را به معصومین (علیهم السلام) نسبت نداده اند. و چون در بعضی از این استخارات وارد شده است که بعد از نماز حضرت جعفر (علیه السلام) به عمل آورند مناسب است که مختصری از کیفیت آن مذکور شود.
بدان که مشهورترین طرقش آن است که چهار رکعت بکند بدو سلام، و در رکعت اول بعد از فاتحه سوره اذا زلزلت، و در دوم سوره عادیات، و در سوم اذا جاء نصراللَّه، و در چهارم قل هواللَّه أحد بخواند، و در هر رکعت بعد از فراغ از قرآت پانزده مرتبه بگوید سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لا اله الاّ اللَّه و اللَّه اکبر پس در رکوع و سر برداشتن از آن و در سجود اول و بعد از سربرداشتن و در سجده دوم و بعد از سربرداشتن در هر یک ده مرتبه این تسبیحات را بخواند.
و اگر در سجده آخر بعد از تسبیحات این دعا را بخواند بهتر است: سبحان من لبس العزّ و الوقار، سبحان من تعطّف بالمجد و تکرّم به، سبحان من لاینبغی التّسبیح الاّ له، سبحان من أحصی کلّ شی ء علمه، سبحان ذی المنّ و النّعم، سبحان ذی القدرة و الکرم، سبحان ذی العزّة و الفضل، سبحان ذی القوة و الطّول، اللّهمّ انّی أسألک بمعاقد العزّ من عرشک، و منتهی الرّحمة من کتابک، و اسمک الاعظم الاعلی و کلماتک التّامّة الّتی تمّت صدقاً و عدلاً أن تصلّی علی محمد و آل محمّد پس حاجت خود را بطلبد، و اگر نتواند بگوید و أن تقضی لی حاجتی
و بعد از سلام بگوید یا ربّ یا ربّ بقدر آن که یک نفس وفا کند، و باز یا ربّاه یا ربّاه همانقدر، و باز یا ربّ یا ربّ همانقدر، و باز یا اللَّه یا اللَّه به همانقدر، و باز یا رحیم یا رحیم به همانقدر، پس هفت مرتبه یا رحمن یا رحمن پس هفت مرتبه یا أرحم الراحمین پس بگوید:
اللّهمّ انّی أفتح القول بحمدک، و أنطق بالثّناء علیک، و أمجّدک و لاغایة لمجدک [لمدحک - خ ل ]و أثنی علیک، و من یبلغ غایة ثنائک و أمد مجدک، و أنّی لخلیقتک کنه معرفة مجدک، و أیّ زمن لم تکن ممدوحا بفضلک، موصوفاً بمجدک، عوّداً علی المذنبین بحلمک، تخلّف سکّان أرضک عن طاعتک، فکنت علیهم عطوفاً بجودک، جواداً بفضلک، عوّداداً بکرمک، یا لا اله الاّ أنت المنّان ذو الجلال و الاکرام. و اگر آن سوره ها را نداند هر سوره که بخواند خوب است، و این دعاها نیز شرط نماز نیستند بلکه از مکملات نمازند، و سایر آداب و ادعیه را در ربیع الاسابیع(100) ذکر کرده ایم.
و چون راوی آن استخاره و این دعا هر دو مفضل بن عمر است دور نیست که دعائی که در حدیث استخاره وارد شده است اشاره به این دعا باشد، لهذا این دعا را در اینجا اختیار کردیم.

مفتاح پنجم در بیان استخاره به تسبیح است

علامه حلی (قدس اللَّه روحه) در کتاب منهاج الصلاح از پدر بزرگوار خود سدیدالدین یوسف (رحمه اللَّه) روایت کرده است، و او از حضرت صاحب الزمان (صلوات اللَّه علیه) روایت کرده، که چون در امری کسی خواهد استخاره کند سوره فاتحه را ده مرتبه می خواند و به سه مرتبه و به یک مرتبه نیز اکتفا می تواند کرد، پس ده مرتبه سوره انا أنزلناه را می خواند، پس این دعا را سه مرتبه می خواند:
اللّهمّ انّی أستخیرک لعلمک بعواقب الامور، و أستشیرک لحسن ظنّی بک فی المأمول و المحذور. اللّهمّ ان کان الامر الفلانیّ ممّا قد نیطت بالبرکة أعجازه و بوادیه، و حفّت بالکرامة أیامه و لیالیه، فخرلی فیه خیرة تردّ شموسه ذلولاً، و تقعض أیامه سروراً، اللّهمّ امّا أمر فأء تمر، و امّا نهی فأنتهی، اللّهمّ انّی أستخیرک برحمتک خیرة فی عافیة
پس قصد می کند که اگر این امر برای من خوب است طاق می آید، و اگر بد است جفت می آید یا برعکس، پس قطعه از تسبیح را می گیرد و می شمارد تا معلوم شود که طاق است یا جفت است(101).
و سید (قدس سره) در فتح الابواب گفته است که یافتم به خط برادر صالح پسندیده محمد بن محمد حسینی آوی خدا سعادتش را مضاعف گرداند و مشرف گرداند خاتمه او را: که روایت رسیده است از حضرت صادق (صلوات اللَّه علیه) که هر که خواهد طلب خیر خود از خدا بکند، پس سوره حمد و انا أنزلناه را هر یک ده مرتبه بخواند، پس سه مرتبه این دعا را بخواند، و آن دعای سابق را ذکر کرده است، پس گفته است که کفّی از سنگ ریزه یا تسبیح بگیرد، و سید گفته است که مراد آن است که قصد کند که اگر طاق باشد بکن و اگر جفت باشد مکن.
پس باز سید گفته است: که بعضی از اصحاب ما حدیث مرسلی نقل کرده است در صفت قرعه به تسبیح، که سوره حمد را یک مرتبه، و سوره انا أنزلناه را یازده مرتبه بخواند، پس آن دعا که گذشت بخواند، و رفیقی به هم رساند و خود کردن را، و او نکردن را یا برعکس به خاطر بگذرانند، پس دو رقعه بنویسد یکی به اسم خود و دیگری به اسم رفیقش و در جایی بگذارد و دست کند و بدر آورد اسم هر یک که بدر آید به خاطر گرفته، او عمل کند(102).
طریق دیگر: شیخ یوسف بن حسین، از خط شیخ شهید (قدس اللَّه روحهما) روایت کرده است، که ده مرتبه سوره انا أنزلناه می خوانی، پس می گوئی:
اللّهمّ انّی أستخیرک لعلمک بعاقبة الامور، و أستشیرک لحسن ظنّی بک فی المأمول و المحذور. اللّهمّ ان کان الامر الّذی عزمت ممّا قد نیطت البرکة بأعجازه و بوادیه، و حفّت بالکرامة أیّامه و لیالیه، فأسألک بمحمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و علیّ و محمد و جعفر و موسی و علیّ و محمد و علیّ و الحسن و الحجة القائم علیهم السلام أن تصّلی علی محمد و علیهم أجمعین، و أن تخیرلی فیه خیرة تردّ شموسه ذلولاً، و تقیّض أیّامه سروراً. اللّهمّ ان کان أمراً فاجعله فی قبضة الفرد، و ان کان نهیاً فاجعله فی قبضة الزّوج پس تسبیح را می گیری و عمل می کنی به آنچه می آید، یعنی: اگر یک می ماند عمل می کنی و اگر دو می ماند ترک می کنی(103).
مؤلف گوید: که عبارت سید، اجمالی دارد، فقیر از عبارت او چنین می فهمم واللَّه یعلم.
و بدان که ظاهر روایات آن است که از سنگ ریزه چند یا دانه تسبیحی چند دست کند و مشتی بردارد و بشمارد نه به روشی که متعارف است.
و بعضی از مشایخ ما (رضوان اللَّه علیهم) تسبیح منظوم را در میان کف می گرفتند و دانه ها که در میان کف واقع می شد می شمردند که طاق است یا جفت. و این نوع نیز با روایت فی الجمله انطباقی دارد.
اما آنچه دست بدست از اکثر مشایخ دیده و شنیده ایم همان روش متعارف است که به انگشت میان تسبیح را بگیرند. و اگر حمد و انا أنزلناه و آن دعا را به یکی از آن عددها که در روایات مذکور شد بخواند و نیت کند و تسبیح را بگیرد و دو تا دو تا بشمارد و اگر یک بماند عمل کند و اگر دو بماند ترک کند ظاهراً بد نباشد.
و والد مرحوم فقیر، از شیخ عظیم الشأن بهاءالدین محمد (علیهماالرحمة و الرضوان) نقل می فرمود: که ما دست بدست، از مشایخ خود شنیده ایم که از حضرت صاحب الامر (صلوات اللَّه علیه) روایت می کردند در طریق استخاره تسبیح که سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستند و تسبیح را بگیرند و دو تا دو تا بشمارند، اگر طاق می ماند خوب است و اگر جفت می ماند بد است. و والد مبرور (رحمه اللَّه) به این روش اکثر اوقات در اموری که در آن استعجالی بود استخاره می کردند.
و طریق دیگر در میان عوام شهرت دارد که سه تا سه تا بشمارند، اگر یک بماند خوب است و دو وسط است و سه بد است. و این طریق در کتب مشهوره به نظر فقیر نرسیده.
و لیکن یکی از فضلای بحرین از کتاب السعادات از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که حمد را یک مرتبه و سوره قل هواللَّه را سه مرتبه بخواند و پانزده مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس بگوید:
اللّهمّ انّی أسألک بحقّ الحسین و جدّه و أبیه و أمه و أخیه و الائمة من ذریّته أن تصّلّی علی محمد و آل محمد، و أن تجعل لی الخیرة فی هذه السّبحة، و أن ترینی ما هو الاصلح لی فی الدین و الدّنیا. اللّهمّ ان کان الاصلح فی دینی و دنیای و عاجل أمری و آجله فعل ما أنا عازم علیه فأمرنی و الاّ فانهنی، فانّک علی کلّ شی ء قدیر پس قبضه از تسبیح می گیری و می شماری و می گویئی سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لا اله الاّ اللَّه تا آن قبضه تمام شود، اگر آخرش سبحان اللَّه باشد مخیری میان کردن و نکردن، و اگر الحمدللَّه باشد امر است، و اگر لا اله الاّ اللَّه باشد نهی است(104).

مفتاح ششم استخاره به رقاع است

و سید بن طاووس و اکثر متأخرین علما (رحمةاللَّه علیهم) این نوع را بهترین استخارات می دانند.
و در کتاب احتجاج منقول است که حمیری عریضه نوشت به خدمت حضرت صاحب (علیه السلام) و پرسید که اگر کسی در امری متردد شود میان کردن و نکردن و دو انگشتر بگیرد و بر یکی بنویسد بکن و بر دیگری مکن، پس هر دو را پنهان کند و چندین مرتبه طلب خیر خود را از حق تعالی بکند، پس یکی از آنها را بیرون آورد و به آن عمل کند آیا حکم استخاره دارد؟ حضرت در جواب نوشتند: که آنچه عالم اهل بیت (علیهم السلام) در باب استخاره مقرر فرموده نماز کردن و رقعه ها نوشتن است، یعنی: چنان باید کرد(105).
مؤلف گوید: که این نوع از استخاره به چند طریق وارد شده:
اول: آن است که کلینی و شیخ طوسی و سید و دیگران (رضوان اللَّه علیهم) به سندهای معتبر از هارون بن خارجه روایت کرده اند که حضرت امام جعفر صادق (صلوات اللَّه علیه) فرمود: که هرگاه امری را اراده کنی شش رقعه کاغذ بگیر و در سه تای آنها بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلانه افعله و در سه رقعه دیگر بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان ابن فلانة لاتفعل پس آن رقعه ها را در زیر مصلای خود بگذار و دو رکعت نماز بکن، و چون فارغ شوی برو به سجده و صد مرتبه بگو أستخیر اللَّه برحمته خیرة فی عافیة پس درست بنشین و بگو اللّهمّ خرلی و اخترلی فی جمیع أموری فی یسر منک و عافیة
پس دست بزن و رقعه ها را مشوش کن، یعنی: به یکدیگر مخلوط گردان و یک یک از آنها را بیرون آور و ملاحظه کن، اگر سه افعل پیاپی درآید پس بکن آن کار را که اراده کرده، و اگر سه لاتفعل پیاپی بیرون آید پس مکن آن کار، و اگر بعضی افعل و بعضی لاتفعل برآید تا پنج رقعه بیرون آور اگر افعل بیشتر است عمل کن و اگر لاتفعل بیشتر است ترک کن و احتیاج نیست به بیرون آوردن رقعه ششم(106).
مؤلف گوید: که به جای فلان بن فلانة در هر دو جا اسم خود و مادر خود را بنویسد.
و بدان که غسل در این روایت وارد نشده است، و بعضی از علما در این استخاره ذکر کرده اند به اعتبار این که در استخاره مطلقه که در محل خود ذکر کردیم واقع شده است و شاید بد نباشد، و ورود غسل در نمازهای حاجت نیز شاید مؤید تواند شد، و اگر قصد زیارت ائمه (علیهم السلام) نیز در آن غسل بکند شاید احوط باشد.
و ایضاً تعیین سوره در این نماز وارد نشده است، و بعضی سوره حشر و سوره رحمن را ذکر کرده اند، به اعتبار آن که در نوع دیگر استخاره وارد شده است و شاید بد نباشد، و اگر در هر رکعت سه مرتبه قل هواللَّه بخوانند چنانچه بعد از این مذکور می شود ایضاً بد نیست، و ظاهراً هر سوره که بخوانند خوب است.
و آنچه در روایت واقع شده است که اگر درهم درآید افعل و لاتفعل باید پنج تا بیرون آورند اشکالی ندارد، زیرا که در بعضی از صور احتیاج نمی شود به بیرون آوردن پنجم، مثل آن که اول یک لاتفعل درآید و بعد از آن سه افعل یا برعکس، یا آن که دو افعل برآید و یک لاتفعل و یک افعل یا برعکس، و دور نیست که مراد آن باشد که احتیاج به بیرون آوردن ششم هرگز نمی شود کواحتیاج به پنجم نیز در بعضی از شقوق نشود. و احتمال دارد که در همه صور پنجم را باید بیرون آورد تعبداً کو [که او] فائده اش بر ما معلوم نباشد اما بعید است.
و ایضاً باید دانست که اگر مختلف بیرون آید و یکی بیشتر باشد از حدیث تفاوتی در خوبی و بدی در میان صور آن ظاهر نمی شود، و بعضی از علما به اعتبار زود بیرون آمدن هر یک یا توالی آنها تفاوت در مراتب خوبی و بدی قرار داده اند، مثل آنکه سه افعل در چهار رقعه بیرون آید بهتر است از آن که در پنج رقعه بیرون آید، و همچنین لاتفعل در بدی، و اگر دو افعل بیرون بیاید پیاپی و یک لاتفعل و یک افعل بهتر است از آن که اول لاتفعل بیرون آید و بعد از آن سه افعل، و بر این قیاس سایر شقوق نیکی و بدی معلوم می شود.
دوم: آن است که سید (رضی اللَّه عنه) از طریق عامه از ابن مسعود روایت کرده است که او در استخاره این دعا را می خواند:
اللّهمّ انّک تعلم و لاأعلم و تقدر و لا أقدر و أنت علام الغیوب، اللّهمّ انّ علمک بما یکون کعلمک بما کان، اللّهمّ انّی قدعزمت علی کذا و کذا فان کان لی فیه خیرة للدین و الدّنیا و العاجل و الاجل فیسره و سهّله و وفّقنی له و وفّقه لی، و ان کان غیر ذلک فامنعنی منه کیف شئت
پس به سجده می رفت و صد و یک مرتبه می گفت: اللهمّ انّی أستخیرک برحمتک خیرة فی عافیة پس در سه رقعه می نوشت خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان افعل علی اسم اللَّه و عونه و در سه رقعه دیگر می نوشت خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان لاتفعل و الخیرة فیما یقضی اللَّه و در زیر سجاده می گذاشت و چون از نماز و دعا فارغ می شد یک یک از آنها را بیرون می آورد، و هر یک که بیشتر بیرونمی آمد به آن عمل می کرد(107).
مؤلف گوید: که به جای علی کذا و کذا حاجت خود را به عربی بگوید، و اگر نتواند بگوید علی الامر الّذی علمت و به جای فلان بن فلان اسم خود و پدرش را بنویسد در همه رقعه ها. و این روایت اگر چه از طریق اهل سنت است اما مؤید روایت اول است، و عمل به روایت اول که از طریق شیعه است اولی است، و اگر این دعا را بخواند بد نیست.
سوم: آن است که باز سید (رحمه اللَّه) از طرق مخالفان نقل کرده است از جابربن عبداللَّه انصاری که از اکابر صحابه است گفت: که حضرت رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) ما را تعلیم می کرد استخاره در امور را چناچه تعلیم می نمود به ما سورهای قرآن را، و می فرمود: که هرگاه احدی از شما اراده کاری بکند دو رکعت نماز بکند غیر نمازهای واجب، پس بگوید:
اللهمّ انّی أستخیرک بعلمک، و أستقدرک بقدرتک، و أسألک من فضلک العظیم، فانّک تقدرو لا أقدر و تعلم و لاأعلم و أنت علام الغیوب. اللهمّ ان کنت تعلم أنّ هذا الامر خیر لی فی دینی و معاشی و عاقبة أمری [فی عاجل أمری و آجله - خ ل ]فاقدره لی و یسره لی ثمّ بارک لی فیه، و ان کنت تعلم أنّ هذاالامر شرّ لی فی دینی [فی عاجل أمری و آجله - خ ل ]و معاشی و عاقبة أمری، فاصرفه عنّی و اصرفنی عنه، و اقدر لی الخیر حیث کان ثمّ رضّنی به.
پس سید گفته گفته است که بعضی از مشایخ ما (رحمم اللَّه) گفته است که چون این نماز را بکند و این دعا را بخواند شش رقعه از کاغذ قطع کند، و در سه تا افعل بنویسد، و در سه تا لاتفعل بنویسد، و به یکدیگر مخلوط گرداند و در میان آستین خود بگذارد، پس سه تا را یکی یکی بدر آورد، اگر همه افعل باشد آن کار را بکند با طیب خاطر، و اگر دو تا افعل باشد و یکی لاتفعل باکی نیست که آن را بکند اما پست تر است از شق اول، و اگر همه لاتفعل باشد نکند، و اگر دو تا لاتفعل باشد حذر کردن اولی است، و اکثر حکم کل دارد(108).
مترجم گوید: که از فحوای اصل حدیث ظاهر می شود که این نماز و دعا برای مطلق طلب خیر است بدون آن که عملی با آن باشد، و آن عملی که سید از بعض مشایخ نقل کرده است جزء آن نیست، و در روایت دیگر ندیده ام، پس بهتر آن است که به نحو اول به عمل آورند، و اگر خواهند این دعا را نیز بخوانند.
چهارم: آن است که باز سید (قدس سره) در فتح الابواب گفته است که به من رسیده است از بعضی علما در کیفیت استخاره که در سه رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم افعل ودر سه رقعه دیگر بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لاتفعل و رقعه ها را در زیر سجاده بگذارد و دو رکعت نماز بکن، و در هر رکعت بعد از سوره فاتحةالکتاب سه مرتبه سوره قل هواللَّه أحد بخوان.
پس سلام بگو و بگو اللهم انی استخیرک بعلمک تا آخر دعا که مذکور شد، پس به سجده برو و صد مرتبه بگو أستخیراللَّه العظیم پس سر از سجده بردار و پنج رقعه را بیرون آور اگر افعل سه تا باشد بکن که صلاح تو در آن است، و اگر لاتفعل سه تا باشد مکن که خیر تو در نکردن است انشاءاللَّه(109).
پنجم: آن است که باز سید (رضی اللَّه عنه) از شیخ ابوالفتح کراچکی (رحمةاللَّه علیه) نقل کرده است، و او به سند خود از هارون بن حماد روایت کرده است، که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: که هرگاه امری را اراده کنی شش رقعه بگیر و بر سه رقعه بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم و به روایت دیگر العلیّ الکریم لفلان بن فلان افعل کذا انشاءاللَّه و نام خود را و پدر خود را و آن کاری که می خواهی بکنی بنویس، و در سه رقعه دیگر بسم اللَّه الرحمن الرحیم خیرة من اللَّه العزیز الحکیم لفلان بن فلان لاتفعل کذا انشاء اللَّه و چهار رکعت نماز کن، و در هر رکعت پنجاه مرتبه سوره قل هو اللَّه احد، و سه مرتبه سوره انا أنزلناه فی لیلة القدر یعنی بعد از سوره حمد، و رقعه ها را در زیر سجاده خود بگذار، پس این دعا را بخوان:
بقدرتک تعلم و لاأعلم، و تقدر و لا أقدر، و أنت علام الغیوب. اللّهمّ بک فلا شی ء أعظم منک، صلّ علی آدم صفوتک،و محمد خیرتک و أهل بیته الطاهرین، و من بینهم من نبیّ و صدّیق و شهید و عبد صالح و ولیّ مخلص و ملائکتک أجمعین، و ان کان ما عزمت علیه من الدخول فی سفری الی بلد کذا و کذا خیرة لی فی البدء و العاقبة و رزق تیسّر لی منه، فسهله و لاتعسّره و خرلی فیه، و ان کان غیره فاصرفه عنّی و بدّلنی منه بما هو خیر منه، فسهّله و لاتعسره و خرلی فیه، و ان کان غیره فاصرفه عنّی و بدّلنی منه بما هو خیر منه، برحمتک یا أرحم الراحمین پس هفتاد مرتبه بگو خیرة من اللَّه العلیّ الکریم پس به سجده برو و رو را بر خاک بگذار و حاجت خود را از خدا بطلب.
و در روایت دیگر وارد شده است که بعد از آن رقعه ها را بیرون آور بنحوی که در روایت اول مذکور شد(110).
مؤلف گوید: که این دعا در خصوص اراده سفر است، و اگر اراده امر دیگر داشته باشد باید که به جای من الدخول فی سفری الی بلد کذا و کذا آن حاجت را ذکر کند، و اگر اراده سفر باشد به جای الی بلد کذا و کذا، آن سفر و آن شهری را که اراده دارد ذکر کند، و بر هر تقدیر عمل به روایت اول بهتر است، و اگر خواهد این دعا را نیز اضافه کند.
و سید بن باقی (رحمه اللَّه) در مصباحش گفته است: که در دست آن کس که استخاره می کند انگشتر عقیقی بوده باشد که در آن نام محمد و علی نقش کرده باشند و به دست راست رقعه ها را بدر آورد.
و بدان که سید بن طاووس (رضی اللَّه عنه) چون این استخاره را بهترین استخارات می داند و مدارش بر عمل بر این استخاره بوده است چند امر غریب از تجربه این استخاره نقل کرده است:
اول: آن که بعضی از ارباب مناصب دنیویّه مرا طلبید و من در جانب غربی بغداد بودم و بیست و دو روز در آنجا ماندم، و هر روز استخاره کردم که او را ملاقات کنم و همه استخاره ها یا سه لاتفعل متوالی می آمد یا در چهار رقعه سه لاتفعل آمد، و ظاهر شد که خیر من در ندیدن او بوده است، و چنین اتفاقی نمی باشد مگر از جانب خداوندی که عالم الخفیات است(111).
دوم: آن که در ایامی که در دارالسلام بغداد اقامت داشتم وارد شهر حله شدم، و بعضی از ارقاب من تکلیف نمود مرا که بدیدن یکی از حکّام حلّه بروم، و چنان اتفاق افتاد که یک ماه در حله ماندم و هر روز که اراده ملاقات او می کردم در اول آن روز و آخر آن روز استخاره می کردم برای دیدن او، و در همه استخارات سه لاتفعل می آمد، تا آن که پنجاه استخاره در عرض آن مدت کردم و در همه لاتفعل بیرون آمد، و معلوم شد که خیر من در آن بوده، و عقل باور می کند این را که پنجاه استخاره کسی برای یک مطلب بکند و بر سبیل اتفاق بدون اراده قادر علی الاطلاق همه بد بیاید(112).
سوم: آن که تا حالت تحریر این رساله پنجاه و سه سال از عمر من گذشته است، و تا حقیقت استخاره بر من ظاهر شده است پیوسته در امور خود استخاره کرده ام، و در همه آنها خیر خود را در آن یافته ام که استخاره مرا به آن دلالت کرده است، و همیشه سعادت دنیا و عقبای خود را در آن یافته ام (113).
مؤلف گوید: که فقیر نیز در انواع استخارات تجربه هایی بسیار کرده ام، و از جمعی از برادران و صلحای خویشان و آشنایان خود، امور غریبه در این باب شنیده ام، خصوصاً این استخاره و استخاره به مصحف مجید، و اللَّه الموفق.