راز دعوت(آموزه هایی از قرآن و حدیث درباره تبلیغ)

نویسنده : محمد موحدی نژاد

پیشگفتار

« الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِیبًا»(1)
واژه «تبلیغ» كه در طول تاریخ مطرح و داراى جایگاه خاص و مهمّى بوده، داراى معناى وسیعى است. در «تبلیغ»، ارتباط «گوینده» با «شنونده»، «گیرنده» و «فرستنده» با انگیزه هاى مختلف برقرار مى شود. امروزه در پهنه فن آورى، «تبلیغ» و ایجاد «ارتباط»، و «سازندگى یا تخریب» و «اصلاح یا انحراف و فساد»، فقط فنّ «سخن و سخنورى» مطرح نیست، بلكه روان شناسى، جامعه شناسى و مانند آن نیز براى رسیدن به نتیجه بهتر و استفاده بهینه از وسائل ارتباطى مطرح است.
«تبلیغ» كه از یك «ارتباط» شروع مى شود، داراى كاربردهاى وسیعى است.
«تبلیغ»، جنبه مثبت و منفى دارد.
«تبلیغ» آنقدر كارساز است كه مى تواند «كوه» را «كاه» و «كاه» را «كوه» جلوه دهد.
«تبلیغ» در همه امور و ابعاد زندگى اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى، خانوادگى، سیاسى و... كاربرد دارد.
با «تبلیغ» افراد «حیوان» صفت، «انسان» مى شوند و درجات عالى انسانى و ایمانى و تقوا را كسب مى نمایند و یا بالعكس سقوط مى كنند.
با «تبلیغ» پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه وآله از انسان هاى «جاهلى» كه چیزى جز شكم و شهوت، خرافات و رسیدن به مظاهر مادى برایشان مطرح نبود، انسان هایى همچون سلمان و ابى ذر، مقداد و عمار، مالك و مصعب و صدها انسان وارسته دیگر تحویل جامعه داده است.
و از طرفى استكبار جهانى با خرج بودجه هاى كلان میلیاردى در راه تبلیغ باطل و استفاده از بیشترین و پیشرفته ترین ابزارهاى تبلیغى در جهت به استضعاف كشاندن مردم و استثمار و استحمار آن ها به خصوص نسل جوان از امت اسلامى است.
ولى هدف مكتب انبیا از «تبلیغ»، نجات مردم از طاغوت ها و هواهاى نفسانى و جهل و تفرقه و شرك و دعوت به خدا و قانون الهى است.
قرآن مى فرماید: محتواى «تبلیغ» و دعوت همه انبیا یكى بوده است:
« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(2) «و ما در میان هر امّتى پیامبرى برانگیختیم كه (به مردم بگویند:) تنها خدا را اطاعت كنید و از طاغوت دورى نمائید.»
قرآن كریم در مورد لزوم وجود تشكیلاتى براى «تبلیغ» مى فرماید:
« وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»(3)
«و از شما مسلمانان باید گروهى باشند تا مردم را به خیر خوانده ودعوت نمایند و امر به معروف ونهى از منكر كنند.»
امروزه دشمنان اسلام براى تبلیغات خود از قوى ترین تشكیلات استفاده مى كنند. بنابراین از ضرورى ترین كارها تشكیلاتى منسجم و قوى با استفاده از بهترین راهكارها و شیوه ها در جهت تبلیغات احكام عالیه اسلام است، ولى همان گونه كه حضرت على علیه السلام در سفارش و توصیه خود به كمیل مى فرماید:
«یا كمیل! ما من حركة الّا و انت محتاج فیه الى معرفة»(4) «هیچ حركتى را انسان آغاز نمى كند، مگر این كه به معرفت و شناخت نیاز دارد.»
«تبلیغ» كه یكى از مهم ترین و حسّاس ترین امور است از این مسأله مستثنى نیست. لذا اگر بخواهیم این امر مهم به نحو مطلوب و شایسته به نتیجه و مقصود برسد، لازم است به روش و شیوه و آداب آن هم آشنایى داشته باشیم.
آرى، در چگونگى انجام و انتقال تبلیغ، پنج عامل مؤثّر مى باشد:
الف: چه كسى. (شخصیّت گوینده با ابعاد مختلف آن)
ب: با چه چیزى. (موضوع، محتوا، كاركرد، جذابیت)
ج: به چه كسى. (مخاطب از نظر سن، جنس، طبقه اجتماعى، فرهنگ)
د: از چه طریقى. (گفتارى، نوشتارى، رسانه اى، مستقیم یا غیر مستقیم)
ه: در چه موقعیتى. (از زمان، مكان، روحیات، آمادگى، شرایط عاطفى و احساسى).
و به عبارت دیگر عناصر اصلى و مهم در امر «تبلیغ» عبارتند از:
1- مخاطب شناسى.
2- نیازشناسى.
3- روش شناسى.
4- موقعیت شناسى.
5 - زبان شناسى.
6- زمان شناسى.
7- پیامدشناسى.(5)
مطالب نوشتار حاضر به این شكل تنظیم گردیده است:
الف: مقدّمه. (اهمیّت و جایگاه و تاریخ تبلیغ)
ب: آداب تبلیغ.
ج: صفات و ویژگى هاى مبلغ.
د: شیوه هاى تبلیغ.
ه: توصیه ها و هشدارها.
اینجانب افتخار دارم كه سالهاست در كارهاى فرهنگى و تبلیغى با استاد فرزانه، مبلّغ نمونه، حضرت حجّة الاسلام و المسلمین محسن قرائتى دامت بركاته، از نزدیك همكارى دارم. چندى قبل نوارى به نام تجربه هاى تبلیغى از ایشان به دستم رسید. با گوش دادن نوار، به ذهنم رسید كه اگر شیوه و روش هاى تبلیغ دسته بندى شود شاید در كمك به انجام این مسأله مهمّ بتوان قدمى مثبت برداشت. لذا با استفاده از یادداشت هاى قبلى و استفاده از محصولات فرهنگى ایشان، شروع به جمع آورى و تنظیم مطالبى كردم كه محصول آن پیش روى شما خواننده عزیز و گرامى است.
در اینجا از آن جناب كمال تشكّر و قدردانى را نموده و توفیق روزافزون ایشان را از خداوند متعال خواستارم.
همچنین از مساعدت حجّت الاسلام سلیمانى و برادر گرامى جناب آقاى متوسلى كه در اصلاح این كتاب اینجانب را یارى فرموده اند، تشكر مى نمایم.
از خداوند بزرگ خواستارم كه این كتاب را براى عموم خوانندگان به خصوص براى طلاّب محترم، معلّمان و مربّیان مفید قرار دهد و در پایان امیدوارم تمام عزیزان ما را از نظرات اصلاحى خود بهره مند فرمایند.
«و من اللّه التّوفیق و علیه التَّكلان»
محمّد موحدّى نژاد
17/4/82
مطابق با ایام ولادت قهرمان كربلا، پیام رسان، سخنگو و مبلّغ كاروان حسینى و افشاگر ظلم و ستم یزیدیان، حضرت زینب علیها السلام.

اهمیّت و جایگاه تبلیغ

هشدار، یك امر غریزى در میان انسان ها و بسیارى از حیوانات است كه وقتى احساس خطر مى كنند، سایرین را با خبر كرده و هشدار مى دهند. خداوند در قرآن به نمونه هایى از این هشدارها در بین حیوانات اشاره فرموده است، از جمله:
به هنگام عبور لشگر سلیمان، یكى از مورچه ها به سایر مورچگان هشدار مى دهد كه به لانه هاى خود برگردند.(6)
و هنگامى كه هدهد از خورشید پرستى مردم منطقه سبأ مطّلع شد، آن را به حضرت سلیمان علیه السلام خبر مى دهد.(7)
خداوند از همان ابتداى آفرینش، انسان هاى شایسته اى را براى ارشاد و هدایت انسان مأموریت داده است تا نسبت به خطراتى كه در مسیر رسیدن به كمال و هدف اصلى آفرینش، انسان را تهدید مى كند، او را هشدار دهند.
« وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ»(8)
«هیچ قومى بدون هشدار دهنده نبوده است.»
و در آیه دیگر مى فرماید:
« فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»(9)
«پس چرا از هر گروهى از ایشان (مؤمنین) دسته اى كوچ نمى كنند تا در دین فقیه شوند و هنگامى كه به سوى قوم خویش بازگشتند، آنان را بیم دهند تا شاید آنان (از گناه و طغیان) پرهیز كنند.»
پس باید از هر منطقه اى، افرادى براى شناخت اسلام به مراكز علمى بروند و پس از آموختن برگشته تا در همه مناطق عالم دینى به مقدار لازم وجود داشته باشد. بنابراین براى طُلّاب حوزه ها، دو هجرت لازم است:
یكى از شهرها به سوى حوزه ها،
یكى از حوزه ها به سوى شهرها.
خداوند در خطابى دیگر به پیامبرصلى الله علیه وآله مى فرماید:
« إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا *وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِیرًا »(10) «ما تو را به عنوان گواه و بشارت دهنده و انذار كننده فرستادیم. و تو را دعوت كننده به سوى الله به فرمان او قرار دادیم. و (تو را) چراغ روشنى بخش (براى جامعه و مردم قرار دادیم).»
و در زیارتنامه پیامبرصلى الله علیه وآله مى خوانیم:
«السلام علیك یا مبلّغاً عن اللّه»(11)
«سلام بر تو اى مبلّغ خداوند!»
هدایت، به معناى به ثمر رسیدن همه نعمت هاى الهى است كه با تلاش مبلّغ دین انجام مى شود. و اگر او به وظائف خود عمل كند، مرتبه اى نیكو و والا را از آنِ خود نموده است، چرا كه قرآن در این باره مى فرماید:
« وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا»(12)
«وگفتار چه كسى بهتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مى كند و عمل صالح انجام مى دهد.»
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله در آستانه سفر تبلیغى حضرت على علیه السلام به یمن به او مى فرماید:
«لان یَهدى اللّه على یدیك رجلاً خیر لك مما طلعت علیه الشمس»(13)
«اگر یك نفر به دست تو هدایت شود، از آن چه خورشید بر آن مى تابد، بهتر است.»
لذا طلاّب محترم حوزه ها به این نكته باید توجه داشته باشند كه اگر «طلب علم» یك ارزش است و «علم»، «درجه» و برترى است، مسئولیّت نشر و تبلیغ و هدایت نیز ارزشمند و سنگین است. چرا كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله همواره پس از هر نماز دعا مى كرد:
«الّلهمّ انّى أعوذ بك من علم لا ینفع»(14)
«خداوندا! به تو پناه مى برم از علمى كه (به جامعه و امّت اسلامى) نفع نرساند.»
«الّلهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضى »

آداب تبلیغ

1- استعانت از خداوند
اولین دستورى كه پیامبر از جانب خداوند دریافت كرد این بودكه پیام و سخنش را با نام و یاد او شروع كرده و براى موفقیّت در این راه از او كمك بخواهد؛
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ»(15)
«بخوان به نام پروردگارت كه آفرید.»
از آنجا كه مبلّغ و مربّى دینى، منسوب به اسلام و دین است، باید رفتار و كردار و منش او دینى باشد. زیرا شیطان همواره در كمین است و از طرفى تمام كارهایش زیر نظر مردم است و گناهش با گناه دیگران فرق دارد.
بنابراین مبلّغ باید كاملاً مواظب باشد و به خاطر سالم ماندن از خطرات، به خداوند پناه ببرد و از او كمك بجوید. چرا كه تبلیغ به نتیجه نمى رسد و هدایت انجام نمى شود مگر به عنایت خداوند و آن به جز از راه استمداد از درگاه آن خالق یكتا میسّر نیست.
2- واگذارى امور به خداوند
خداوند از پیامبرش مى خواهد كه در آغاز و انجام كار، امور را به او واگذار نماید و از او كمك بخواهد.
در آغاز رسالت به پیامبر مى فرماید:
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ »(16)
«بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد.»
و در پایان هر مرحله مى فرماید:
« فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ *وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَب»(17)
«سپس هنگامى كه از كار مهمّى فارغ مى شوى به مهم دیگرى بپرداز و به سوى پروردگارت توجه كن.»
همان گونه كه حضرت موسى علیه السلام فرمود:
« أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ»(18) «امور خود را به خدا واگذار مى كنم، كه او بر بندگانش بیناست.»
3- توجّه به عنصر زمان و مكان
تبلیغ مسائل دینى و رساندن دستورات الهى به بندگان، در مكان ها و زمان هاى مناسب تأثیر بیشترى خواهد گذاشت.
چنانكه حضرت زكریّا پس از دیدن نعمت ها و عنایات خاص خداوند بر حضرت مریم، از خداوند استمداد كرد:
« هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً»(19) «در این هنگام زكریّا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خود نسلى پاك و پسندیده به من عطا كن.»
یا در مورد اوصاف مؤمنان در قرآن مى خوانیم:
« وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»(20) «و به هنگام سحرها استغفار و از خداوند طلب بخشش مى نمایند.»
همان گونه كه در ماه رمضان، دعاى افطار و دعاى سحر با هم فرق مى كند: اوّلِ افطار، دعاى مختصر و یك سطرى، و در سحر دعاهاى طولانى.
یا در روایات آمده است:
«به هنگام سفر، همسرت را موعظه و نصیحت نما كه بهتر و زودتر اثر مى گذارد.»
«براى بركت و توسعه رزق و روزى، صبح زود تلاش روزانه را شروع كنید.»
«در شب قدر، دعا ردّ نشده و مستجاب مى شود.»
«دعاى بین نماز و در حال جماعت و در مسجد، زودتر مستجاب مى شود.»
«به هنگام اجراى صیغه عقد، دعا مستجاب مى شود.»
«حضور در مسجد و یادگیرى قرآن، سبب نزول رحمت است.»
«رسول اكرم صلى الله علیه وآله كنار كعبه در حجر اسماعیل مى نشستند و آیات قرآن را تلاوت و تبلیغ مى كردند.»
«امام باقرعلیه السلام وصیت فرمود كه ده سال در سرزمین «مِنى » براى او عزادارى كنند و جنایات حكومت ظالم را كه بر امام و اهل بیت ایشان وارد شده بگویند.»(21)
استاد اگر زمانى كه به دانش آموز نمره 20 مى دهد نصیحت كند، بهتر اثر مى گذارد.
مسئول عقیدتى سیاسى، زمانى كه سرباز مرخّصى و تشویقى مى گیرد باید تذكّرات لازم را گوشزد كرده و نصیحت كند.
پدر زمانى كه براى دختر چرخ خیاطى و براى پسر دوچرخه و موتور مى خرد او را به نماز و دستورات دینى و رعایت مسائل اخلاقى سفارش كند.
4- شخصیّت دادن به افراد
هنگام امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام كه مأمور مى شود فرزندش اسماعیل را در راه خدا ذبح كند، براى اجراى فرمان الهى، با فرزند نوجوانش مشورت مى كند؛
«یا بنىّ انّى أرى فى المنام انّى اذبحك فانظر ماذا ترى » «فرزندم! در خواب دیدم كه باید تو را ذبح كنم! بنگر نظر تو چیست؟
و فرزند در جواب پدر مى گوید:
« یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ...»(22)
«پدرم! هرچه به آن مأمور شده اى، اجرا كن.»
در این داستان، حضرت ابراهیم براى فرزند نوجوان خود شخصیّت مستقل و آزادى اراده قائل شده و از او نظرخواهى مى كند. البتّه فرزند نیز در مقابل، جایگاه پدر و فرمان الهى را محترم مى دارد.
5 - دوستى و مدارا با مردم
خداوند درباره پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى فرماید:
« لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ »(23)
«رسولى از خودتان به سوى شما آمد كه ناراحتى شما برایش سخت و بر آسایش شما حریص و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.»
رسول خداصلى الله علیه وآله به هنگام سفر تبلیغى «معاذ» به او سفارش مى فرماید:
«علیك بالرّفق و العفو»(24)
«بر تو باد كه (با مردم) با مدارا و گذشت برخورد نمایى.»
خداوند در آیه اى دیگر مى فرماید:
« وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ»(25)
«ما تو را مایه رحمت بر جهانیان فرستادیم.»
چنانكه پیامبر رحمت صلى الله علیه وآله در آستانه فتح مكّه، هنگامى كه فرمانده لشكرش فریاد زد: «الیوم یوم المَلحمة»، «امروز روز انتقام است.» با شنیدن این جمله پرچم را از او گرفت و به دست على علیه السلام داد و فرمود: «الیوم یوم المرحمة»، «امروز روز رحمت است.»
در روایت مى خوانیم:
«لیّنوا لمن تعلّمون»(26) «با كسانى كه به آنان دانش مى آموزید، ملاطفت و نرمى كنید.»
آرى، از محبّت خارها گل مى شود. انسان روح لطیفى دارد و غرق در احساس و عاطفه است و مبلّغ مى تواند با رأفت، مهربانى و دوستى، هدایتگر مردم به سوى خدا و دین باشد و با رعایت مسائلى كوچك مثل پیشى گرفتن در سلام، احوال پرسى، عیادت، هدیه دادن كتاب و خودكار و حتّى گاهى یك بلیط اتوبوس و... مردم را به سوى اسلام جذب نماید.
6- خلاصه و مفید
رعایت حال مردم و مستمعین، از آداب تبلیغ است كه نباید با طولانى كردن نوشته یا سخن خود، سبب خستگى مردم شود. چرا كه به طور طبیعى مردم از شنیدن سخنان طولانى خسته مى شوند.
امام كاظم علیه السلام مى فرماید:
«مَن محا طرائف حكمته بفضول كلامه فكأنّما اعان هواه على هدم عقله»(27)
«هر كس با زیاد سخن گفتن و طولانى شدن آن، شیرینى و زیبایى حكمت را محو كند، گویا بر نابودى عقل و سخنان عاقلانه خود اقدام كرده است.»
چه بسیار سخنرانى هاى طولانى كه فایده چندانى ندارد و مبلغ در مقابل وقت و فكر مردم مسئول است.
حضرت على علیه السلام در این باره مى فرماید:
«خیر الكلام ما لا یملّ و لایقلّ»(28)
«بهترین كلام آن است كه نه ملال آور باشد و نه كم.»
در عبارتى دیگر مى فرماید:
«قلیل یدوم علیك خیر من كثیر ملول»
«كمى كه استمرار داشته باشد، بهتر است از طولانى و زیادى كه ملال آور باشد.»
پس در صورتى كه مبلّغ سخنان كوتاه و پربار، خلاصه و مفید را براى مخاطبان خود ارائه دهد، این عمل در جذب افراد و ادامه جلسات مؤثّرتر خواهد بود.
یكى از اساتید مى فرمود:
در ماه مبارك رمضان بعد از افطار جلسه اى داشتم كه كمى طول كشید. یكى از مستمعین گفت: مثل این كه استاد غذاى خوبى میل كرده و نمى داند كه ما افطارى آشِ تُرش خورده ایم و حال شنیدن این همه حرف را نداریم!
7- كمك گرفتن
در امر تبلیغ و در جهت موفقیت بیشتر، ابزار و وسایلى لازم است. اگر مبلّغ شخص دیگرى را در جهتى موفّق تر مى بیند، او را به همكارى و كمك دعوت نماید.
اگر مثلاً خوب سخنرانى مى كند، ولى نمى تواند خوب روضه بخواند، یا خود را در ارتباط برقرار كردن و جذب افراد و امكانات تبلیغى قوى مى داند، ولى خود را در سخن گفتن و ارائه مطالب لازم و متنوّع و مستدل و در عین حال ساده و روان ضعیف مى بیند، فرد دیگرى را به كمك دعوت نماید.
اگر امام جماعتى با داشتن رفتار و سجایاى اخلاقى و سنّ زیاد در بین مردم اعتبارى دارد و مسجد او از پیر و جوان و زن و مرد پُر شده ولى با توجّه به سن زیاد و پیرى و كم حالى قادر به سخنرانى خوب و مفید نیست، براى ارشاد و آگاهى مردم، سخنران جوان و باسلیقه و بانشاط دیگرى را دعوت كند.
حضرت موسى علیه السلام از خداوند استمداد كرد و برادرش را به كمك طلبید:
« وَاجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی *هَارُونَ أَخِی *اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی *وَأَشْرِكْهُ فِی أَمْرِی»(29)
«(خدایا!) از خاندانم (یاور و) وزیرى برایم قرار بده. برادرم هارون را. (و اینگونه) پشت مرا با او استوار ساز. و او را در كارم شریك گردان.»
و در جاى دیگر مى فرماید:
« وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءًا یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَن یُكَذِّبُونِ»(30)
«و برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است. او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق كند. زیرا مى ترسم مرا تكذیب كنند.»
و خداوند درخواست او را مستجاب كرد و فرمود:
« قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِیكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا»
«بازوان تو را به وسیله برادرت محكم مى كنیم و شما را برترى مى دهیم.»(31)
حضرت عیسى علیه السلام خطاب به اطرافیان خود مى فرماید:
« قَالَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ...»(32) «كیانند یاران من (در راه حركت) به سوى خدا؟ حواریّون (كه شاگردان مخصوص او بودند) گفتند: ما یاوران (دین) خدا هستیم.»
آرى، استفاده از استعدادها، امكانات، قدرت و هنر دیگران در پیشرفت امر تبلیغ و رسیدن به نتیجه و هدف، نه تنها براى مبلّغ عیب نیست، بلكه یك ارزش مضاعف حساب مى شود و نشانه صداقت، تواضع، دلسوزى و تعهّد او نسبت به ارشاد و هدایت مردم است.
چنانكه همكارى، زمینه پیشرفت امور است و انسانى كه همفكر و همراه داشته باشد، موفّقیّت بیشترى دارد.
8 - تغافل
یكى از امورى كه در تربیت و ارشاد بسیار مؤثر و لازم است، «تغافل» و چشم پوشى و گذشت است. یعنى گرچه مخاطب ما اشتباه كرده و ما آن را مى دانیم، ولى به عنوان گذشت و این كه او جرأت بر گناه پیدا نكند، گاهى از آن چشم پوشى كرده و به روى خود نمى آوریم.
خداوند درباره «تغافل» حضرت یوسف علیه السلام در مقابل خطاى برادرانش كه او را متّهم به دزدى كردند، مى فرماید:
« فَأَسَرَّهَا یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ »(33)
«یوسف (این تهمت را شنید و) در دل خود پنهان داشت (و با آنكه ناراحت شده بود) به روى خود نیاورد.»
9- احترام به دیگر مبلّغان
مبلّغ باید به مربّیان و مبلّغان احترام گذاشته، به آنان شخصیت داده و از آنان به نیكى یاد كند.
خداوند خطاب به پیامبرصلى الله علیه وآله مى فرماید:
« قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَىٰ»(34)
«(اى رسول ما! بگو:) ستایش مخصوص خداست و سلام بر بندگانش، (همچون نوح، ابراهیم، و...) كه آنان را برگزید.»
و در آیه دیگر مى فرماید:
« شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَىٰ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ»(35)
«شرع و آیینى را كه خداوند براى شما مسلمانان قرار داد، همان حقایق واحكامى است كه نوح را هم به آن سفارش كرد و بر تو اى رسول همان را وحى كردیم و به ابراهیم و موسى و عیسى هم سفارش نمودیم كه دین خدا را به پا دارند.»
مبادا در سخنان خود خوبى هاى مخالفان را فراموش كرده و خصلت هاى خوب آن ها را نادیده بگیریم.
ما با منطق واستدلال قوى و در عین حال با مهربانى، عطوفت و احترام به شخصیّت و جایگاه اجتماعى دیگران مى توانیم مواضع اعتقادى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و... آنها را ردّ كنیم، ولى حق استهزا، اهانت و مسخره كردن دیگران را نداریم.
در روایت آمده است:
«أذلّ النّاس مَن اهان النّاس»(36)
«ذلیل ترین مردم كسى است كه به دیگران اهانت نماید.»
مبلّغ باید به كوچك و بزرگ احترام بگذارد. چنانكه در روایت به آن سفارش شده است:
«اِرحم الصغیر و وقّر الكبیر»(37)
«به كوچكترها رحم كنید و بزرگترها را احترام نمایید.»
همان گونه كه رهبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى «امام خمینى(ره)» فرمود:
«رهبر ما آن طفل (حسین فهمیده) 13 ساله اى است كه نارنجك به خود بست و به زیر تانك دشمن رفت.»
یا نقل شده كه علامه شهید مرتضى مطهرى (ره) هنگامى كه نام استادش، علامه طباطبایى (ره) را به زبان مى آورد، مى فرمود: «روحى له الفدا» جانم به فدایش باد.