فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

درس اخلاق گفتنى نیست

یكى از نهادها مرا براى درس اخلاق دعوت كردند، پس از عبور از چند اتاق وارد سالنى شدیم، درها را بستند و گفتند اینها مسئولین اداره هستند. گفتم: مگر ما مى خواهیم هروئین تقسیم كنیم، ما كه حرف محرمانه اى نداریم، مى خواهیم قرآن و حدیث بگوئیم، بگذارید همه بیایند و در جلسه شركت كنند. گفتند: آخر آنها در شأن این جمع نیستند. گفتم: مرحوم علامه طباطبائى مى فرمود: درس اخلاق گفتنى نیست، عملى است و همین كار شما ضّد اخلاق است.

سوادآموزى خانه به خانه

در كنگره جهانى حضرت امام رضاعلیه السلام یكى از مدرّسین حوزه علمیه قم گفت: آقاى قرائتى! ضمن مطالعه به حدیثى برخورد كردم و چندبار تلفن زدم شما نبودید، حدیث این بود كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: همسایه اى كه سواد دارد باید معلّم شود و همسایه اى كه سواد ندارد، شاگرد. وگرنه هر دو را تنبیه مى كنم. «والاّ عاقَبتُهما» آرى، نشر دانش و سوادآموزى خانه به خانه از ابتكارات رسول اللّه است.

لسان قوم

من بارها گفته ام كه مبلغ باید به لسان قوم و زبان مردم سخن بگوید. شهید مطهرى مى فرمود: یك خارجى آمده بود ایران و در بازگشت از او پرسیدند در ایران چه خبر؟ گفته بود مردم ایران وقتى به هم مى رسند مى گویند: آیا بینى شما كلفت است؟ این خارجى چون لسان قوم را نمى داند، دماغ شما چاق است را بینى شما كلفت است معنا مى كند، غافل از آنكه نه دماغ به معناى بینى و نه چاقى به معناى كلفتى است. دماغ به معناى مغز و چاق به معناى آمادگى و سلامت است. مثلاً قلیون را چاق كن یا فلانى كارچاق كن است، یعنى آنها را آماده مى كند.